سفارش تبلیغ
صبا
  شاید سخن حق  

خود پسندیدن آدمى ، یکى از حسودان خرد اوست . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   قفس ِ دنیا - انیماتوران - سفر استانی - جوجه هیولا - پیش بینی یازده سپتامبر در فیلم ماتریکس - 
چه کنیم 1 چهارشنبه 95 مرداد 27 - 5:58 عصر

دوستی طلبه
از شهری غیر قم
ایمیلی و گفتگویی
حرف‌هایی که شاید مفید باشد برای‌مان، شاید!

دو سئوال داشتم:
1. در موردوضعیت امروز حوزه، دانشگاه، نهادهای اجرائی و فضای عمومی جامعه؛
به نظر شما در زمانی که ما نتوانسته ایم راه کارهای اداره ی مطلوب هر کدام از این بخش ها را بریزیم، باید چه کنیم؟
در نوشته های قبلی شما با استفاده از تمثیل استاد، در مورد ساختن پی سه شهرک علمی و نه حتی کف آن فرمودید: نباید مردم را از خانه هاشان بیرون برد.
یادم هست که فرمودید باید بر آن تولیدات استاد اضافه کنیم.
اما تا آن زمان چه؟
2. در مورد سازمان مدیریت و برنامه و توسعه ی غربی شما تحقیقات و یا ....دارید؟


وقتی که جنگ آغاز شد
جنگ تحمیلی
دفاع مقدس
خب یک عده باید می‌‌‌‌رفتند خط مقدم
باید دست به اسلحه می‌‌‌‌بردند
ولی کدام اسلحه؟
اسلحه‌‌‌‌های سبکی که در اختیار داشتند
پس موشک و تانک و توپ چه؟
قطعاً یک عده‌‌‌‌ای در وزارت دفاع مشغول تولید باید می‌‌‌‌شدند

چند سال گذشت؟
ده سال؟
بیست سال؟
امروز ما موشک‌‌‌‌های شهاب را داریم
موشک‌‌‌‌های بالستیک
که تا اسرائیل هم می‌‌‌‌رسد
خودمان تانک هم تولید کردیم
و حالا دیگر مجبور نیستیم از روسیه اس سیصد بخریم مثلاً

آیا درست بود که در این بیست یا سی سال
دوستان‌‌‌‌مان را در نظام اجرا
توبیخ کنیم که چرا از روسیه و کشورهای دیگر سلاح خریداری می‌‌‌‌کنید؟
اما امروز می‌‌‌‌توانیم توبیخ کنیم
اگر بار دیگر بودجه مملکت را خرج خرید سلاح کنند!

سخن آقای احمد توکلی بسیار جالب بود به نظر بنده
ایشان در مصاحبه‌‌‌‌ای چند وقت پیش
فرمودند که: من به دنبال مدل اقتصاد اسلامی هستم
ولی فعلاً هیچ مدلی ندارم که ارائه کنم
اما یک راه حل موقت دارم
مدل‌‌‌‌های غربی را بررسی کرده‌‌‌‌ام
یکی از مدل‌‌‌‌هایی که کمترین مخالفت و ضدیت را با اسلام دارد
و نزدیک‌‌‌‌تر به عدالت به نظر می‌‌‌‌رسد انتخاب کرده‌‌‌‌ام
معتقدم فعلاً باید از آن مدل استفاده کنیم!

جامعه متشکل از آحاد است
افراد زیاد و بسیار
تفاوت جامعه با فرد در همین است
فقه فردی هم از همین رو با فقه حکومتی متفاوت شده
در فقه فردی تکلیف متوجه فردی‌‌‌‌ست
که در هر زمان تنها قادر به انجام یک فعل واحد است
یا صلاة
یا انقاذ غریق
اما در فقه حکومتی مکلف جامعه است
فقه حکومتی درصدد بیان احکام افعال متعدد برای افراد متکثّر است
در حکومت می‌‌‌‌توانند عده‌‌‌‌ای اصلاً مستقلاً به انقاذ غریق مشغول باشند
و عده‌‌‌‌ای نیز در مسجد مشغول عبادت
در چنین فضایی لازم نیست همه در نظام اجرا قرار بگیرند
گروهی باید مدیریت اجرایی را بر عهده داشته باشند
گروهی در نظامات غربی و شرقی به دنبال نزدیک‌‌‌‌ترین نظریات به اسلام
مانند روشی که امام(ره) در انتخاب گزینه «جمهوری» داشت
و گروهی هم البته
در سطوح بنیادین
مشغول تولید تئوری و نظریه برای صد سال بعد
شاید هم دویست سال
مگر اقتصاد امروز ِ غرب محصول دست نامرئی آدام اسمیت قرن 18 میلادی نیست؟!
300 سال پیش
غرب مگر بیش از صد سال است که دنیا را گرفته این‌‌‌‌طور؟
مگر لیبرالیسم سیاسی غرب محصول امثال جان استوارت میل نیست
با آن رساله آزادی شگفتش
که برای من عجیب بود وقتی کلمه قرآن را (Koran) در متن اصلی انگلیسی آن مشاهده کردم!
میل مربوط به قرن 19 است
دویست سال پیش

غرض این‌‌‌‌که امور بنیادین زمان‌‌‌‌بر است
چیزی که نیاز دارد نیروی انسانی‌‌‌‌ست
آدم‌‌‌‌هایی که همه عمر خود را صرف نمایند
و محصولات پژوهش و مطالعات خود را با دقت ثبت و ضبط کنند
تا به نسل بعد تحویل دهند
چند نسل باید روی هم سوار شوند
تا به دستاوردی قابل اتکا برسند
چند سال طول کشید تا سایه اخباری‌‌‌‌گری از ساحت تشیّع کنار رود
و علم اصول به جایگاه خود باز گردد؟!

اما درباره سازمان مدیریت
البته که غربی‌‌‌‌ست
به قولی، همان اصل چهار ترومن است
آقای روغنی زنجانی بیشترین اقامت را در این سازمان داشته
در نقش مدیریت
شما اگر یک نگاهی به ابتدای انقلاب بیافکنید
هر سال یک مدیر عوض کرده است
و جالب این‌‌‌‌که
همه مدیران آن تحصیل کرده خارج از کشور بوده‌‌‌‌اند
هر کدام یک دکترا از یک کشور خارجی
وقتی به روغنی زنجانی رسید
ایشان با سه رئیس جمهور کار کرد
خیلی زیاد ماند بر سر این سازمان
این مطلب نمی‌‌‌‌تواند اتفاقی باشد
بعد از تعویض پشت به پشت هر چند ساله و چند ماهه مدیر
یک‌‌‌‌هو این سازمان به چنین ثباتی برسد
در هر صورت
ایشان بعد از تبدیل شدن سازمان به معاونت
یک  مصاحبه‌‌‌‌ای کرد
در آن مصاحبه به همین غربی بودن سازمان اشاره کرد
به ادعای غربی بودن آن
همان مصاحبه‌‌‌‌ای که انتقادهای تندی علیه احمدی‌‌‌‌نژاد در آن هست
می‌‌‌‌گوید همیشه با کسانی مواجه بوده که سازمان را غربی پنداشته‌‌‌‌اند
و ایشان می‌‌‌‌گفت با آغوش باز با این افراد برخورد کرده
و گفته: گر تو بهتر می‌‌‌‌زنی، بستان بزن!
اما هیچ کسی راهی نشانش نداده
که بهتر از روش‌‌‌‌های بین‌‌‌‌المللی،‌‌‌‌ یا همان غربی باشد

تحقیقات مشخصی نکردم
که به محصولی منتهی شود
ولی برای اطلاع خودم پی‌‌‌‌گیری کردم
مدتی نیز فیلم‌‌‌‌هایی را از هاروارد اکستنشن (http://www.extension.harvard.edu) گرفتم
واحدی در تاپ‌‌‌‌ترین دانشگاه دنیا
که در سایت‌‌‌‌های رتبه‌‌‌‌بندی جهانی دانشگاه‌‌‌‌ها
چند سال است رتبه یک را دارد
این دانشگاه یک بخش مجازی دارد
به نام اکستنشن
که کلاس‌‌‌‌های رسمی دانشگاه را فیلم گرفته و روی اینترنت می‌‌‌‌گذارند
بخشی از این فیلم‌‌‌‌ها رایگان است
من هم بخش رایگان آن را که درباره اقتصاد کلان بود گرفتم و دیدم
چند وقتی هم هست که با http://www.coursera.org آشنا هستم
این‌‌‌‌جا هم محلی است
که درس‌‌‌‌های مجازی دانشگاه‌‌‌‌های دنیا را ارائه می‌‌‌‌کند
بخشی از درس‌‌‌‌های اقتصاد را گرفتم
بعضی را مشاهده کرده
و البته مقداری هم مانده که در فرصت مقتضی ببینم

اقتصاد در غرب بارها و بارها متحول شده است
اقتصاد کلاسیک اسمیتی به بن‌‌‌‌بست خورد
نئوکلاسیک‌‌‌‌ها آمدند
و اصلاً پول را از «ابزار مبادله» تبدیل کردند به «کالا»
امروز پول یک کالا محسوب می‌‌‌‌شود در غرب
نئوکلاسیک‌‌‌‌ها هم چندین فرقه شده‌‌‌‌اند
تا همین چند وقت پیش کینزین‌‌‌‌ها بودند
امروز مانیتارین‌‌‌‌ها (Monetary)
شاید فردا هم یک گروه دیگر قدرت را بگیرند
سازمان مدیریت ما چه می‌‌‌‌کند؟!
در به کار گیری همین روش‌‌‌‌های نوظهور غربی هم درمانده است
وضع امروز کشور ما از نظر اقتصاد غربی دچار یک بحران استگفلیشن (Stagflation) است
بحرانی عجیب
که برخلاف منحنی فیلیپس
که حاکی از نسبت عکس میان «بی‌‌‌‌کاری» و «توّرم» است
در اثر شوک ناشی از تحریم
و افزایش ناگهانی نرخ‌‌‌‌ها
هر دو عنصر «بی‌‌‌‌کاری» ناشی از «رکود» را با «تورم» جمع کرده است
این اتفاق در دهه‌‌‌‌های پیش در آمریکا روی داد
و سبب کنار گذاشته‌‌‌‌شدن کینزین‌‌‌‌ها شد
سازمان مدیریت ما چه می‌‌‌‌کند؟!
بنده گمان می‌‌‌‌کنم حتی اگر همین سازمان، غربی بود
بهتر بود از وضعی که الآن داریم
یعنی حتی غربی هم نیست!
غرب رفت
و این سازمان همچنان در گذشته باقی مانده
در گذشته غرب

ما به اقتصاد اسلامی نیازمندیم
چیزی که نداریم
و کسی هم مدعی نیست که داریم
ولی در ارائه راهکارهای موقت هم دچار مشکل هستیم
زیرا اشکال اصلی در سازوکار مدیریت کشور است
مشکلی در سازماندهی نیروهای انسانی
که اجازه نمی‌‌‌‌دهد نیروهای «قادر» بالا بروند
این تصوّر یا شاید توهّم حقیر است

موفق باشید

فهرست مطالب:
چه کنیم 1
چه کنیم 2
چه کنیم 3
چه کنیم 4
چه کنیم 5
چه کنیم 6
چه کنیم 7
چه کنیم 8
چه کنیم 9
چه کنیم 10
چه کنیم 11
چه کنیم 12
چه کنیم 13
چه کنیم 14
چه کنیم 15
چه کنیم 16
چه کنیم 17
چه کنیم 18
چه کنیم 19
چه کنیم 20
چه کنیم 21
چه کنیم 22
چه کنیم 23
چه کنیم 24
چه کنیم 25
چه کنیم 26
چه کنیم 27
چه کنیم 28
چه کنیم 29
چه کنیم 30


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما () ^

فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
از فعالیت
به فرزند
در سفر
به فرزند
با نوشتن
به فرزند

یکشنبه 96 مرداد 29

امروز: 1191 بازدید

دیروز: 1241 بازدید

آشنایی
چه کنیم 1 - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

[ RSS ]

[ Atom ]

[پیام‌رسان]

[شناسنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 37
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 116
قد: 181
سایت شخصی
آرشیو
کتابخانه احادیث شیعه
هوای امروز شهر قم
مختصات بازدیدکنندگان


طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد 1446704 بازدید