سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

دانشمندان، پاکترین مردم در خلق و خوی وکم طمعترین آنان در خلقت و طبیعت اند .و مرکّب آنان برتر از خون شهیدان است [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  مصونیت اقتصادی - مسأله شناخت 25 - ایام امتحانات - پشت صحنه دوبله کودکان - نمودار کرونای قم - آزادی ِ مخاطب - مسأله شناخت 24 - هدف ما از زندگی - 
مصونیت اقتصادی + سه شنبه 99 بهمن 7 - 3:57 صبح

اول طلاست
مثلاً سکه بهار آزادی
بعد دلار
ارزهای خارجی کلاّ
و بعد خانه
هر ساختمانی که ساخته شده باشد
و سپس زمین

همه می‌فهمند که پول ارزشش را از دست می‌دهد
در زمان
خیلی بدیهی و روشن
پس به دنبال احقاق حق خود هستند
دلیل گرانی و نوسان همین است
در سکه و دلار و مسکن

مردم حق خود را پایمال می‌بینند
وقتی از ارزش پولشان کاسته می‌شود
تورّم یعنی همین
چرا؟

بانک‌ها دزدند
بانک‌ها مقصّرند
بانک اصلاً کارش همین است
دزدی از درون جیب مردم
چطور؟
با افزایش اعتبار ریالی
با خلق پول یعنی
دادن وام‌های خیالی
از پول‌هایی که ندارد
از «طلب»هایی که دارد

یکی از مهم‌ترین روش‌های بانکداری امروز این است
با پول بدون پشتوانه
پول فیات
بانک طلب‌های خود را «نقد» فرض می‌کند
پولی که قرض داده
و منابعش چندبرابر «فرض» می‌شود
یک انگاره نادرست
حقیقی نیست
واقعاً پولی در کار نیست
این را دوباره وام می‌دهد
چندباره حتی
تعداد بارَش را بانک مرکزی باید کنترل کند
با تعیین مبلغ سپرده قانونی
باقی مبلغ را وامی‌گذارد دست بانک‌ها
که پیوسته خلق پول کنند
خلق اعتبار بانکی
و دوباره هی وام دهند
پولی را که یک‌بار وام داده بودند را

بانک باید تعطیل شود
راهی جز این نیست
بانک اساسش رباست
نباشد می‌میرد
رگ حیات بانک است
بانک‌های مبتنی بر اقتصاد نئوکلاسیک

تا بانک هست داستان همین
تغییری ممکن نیست
راه دیگری هم نیست
مردم به کجا باید پناه ببرند؟
چه ابزاری برای حفظ سرمایه خود دارند؟
محصول تولید خود؟
جز سکه و دلار و مسکن؟
و اخیراً بورس
با یک خیال واهی!

البته که حق دارند
آن‌هایی که از تعطیلی بانک‌ها می‌ترسند
اقتصاددانان
«پس تجمیع سرمایه برای توسعه صنایع بزرگ چه می‌شود؟»

آن را باید به صندوق‌های قرض‌الحسنه سپرد
جایی که مردم سرمایه خود را برای توسعه ذخیره می‌کنند
ربا هم ندارد
البته سود ربوی هم
سود مبتنی بر تولید
سود واقعی
نه سود صوری و ظاهری بورس
که فقط از خرید و فروش سهام به دست می‌آید
و ربطی به سودآوری واقعی کارخانه‌ها ندارد

خب این سود کم است
البته که کم خواهد بود
اما اگر بانکی نباشد که پول را هر روز بی‌ارزش کند
همان مقدار سود کافی‌ست
همه را راضی خواهد کرد
اگر بانک مرکزی به عهد خود وفا کند
عهدی که در «قانون پولی» به آن ملزم شده
با این عبارت:
«ماده12. قیمت یک گرم طلای خالص 85 ریال [تقریباً] است و یک ریال محتوی یک صدم گرم [تقریباً] طلای خالص می‌باشد.»*
(چون اعشار زیادی داشت و ذهن را بر هم می‌زند، اعشار اضافی را حذف کردم و تقریب زدم)
*قانون بانکی و پولی کشور، مصوّب 7 خرداد 1339

بانک مرکزی خیانت کرده است
سال‌هاست که می‌کند
این تعادل را حفظ نمی‌کند
آن را رها کرده است
هیچ دستگاهی هم مراقب آن نیست
جلوی این خلاف را نمی‌گیرد
مردم چه باید کنند؟
راهی جز پناه بردن به کالاهای سرمایه‌ای دارند؟
سکه و دلار و خانه و ماشین و زمین و بورس؟
و گاهی هم کالاهای غیرسرمایه‌ای
رب گوجه و کره و پوشک بچه و...

مصرف بالا نمی‌رود
بلکه خرید بالا می‌رود
مردم ناگزیر به ذخیره‌سازی می‌شوند
به جای این‌که هفته‌ای یک بسته پوشک برای کودکش بخرد
مجبور است ده کارتن بخرد
ذخیره کند برای چند ماه بعد
چرا؟
چون می‌داند «نباید پول نقد نگه دارد»
چرا؟
چون یاد گرفته است که:
«پول نقد را بانک‌ها مدام از جیب او می‌دزدند»
با کاهش ارزش واقعی آن

«پول» چیست؟
قرار بود چه باشد؟
قرار بود «محک» باشد
ابزار اندازه‌گیری باشد
برای «کار»
خط‌کش یعنی
اگر خط‌کش‌ها هر روز تغییر اندازه دهند
خیاط‌ها چه کنند؟
نجارها چه؟
آهنگرها؟
هر روز مترها آب برود؟
می‌شود اصلاً؟
منطقی‌ست؟
احمقانه نیست؟

چرا هست!
البته که هست
اگر هر روز چند سانتی‌متر از تمامی مترها و خط‌کش‌ها کم شود
مردم نگران می‌شوند
اضطراب
استرس
همه چیز به هم می‌ریزد
نظم باقی نمی‌ماند
دیروز متر کردی که امروز لباس بدوزی
متر امروز تغییر اندازه داده
ناچاری چند سانتی‌متر بیشتر اندازه بزنی؟
چند سانتی‌متر؟
نمی‌دانی
ناچاری به گزارش بانک مرکزی مراجعه کنی:
«امروز مترها چقدری هستند؟»

درست امروز وضعیت همین است
هر روز پول تغییر اندازه می‌دهد
ابزاری که قرار بود ملاک اندازه‌گیری باشد
برای همه‌چیز
برای تمام معاملات
تمامی خرید و فروش‌ها
کالا و خدمات
این یک دزدی آشکار و احمقانه و بسیار زشت است
و این
دقیقاً همین
این دقیقاً کار بانک‌هاست
اول هم بانک مرکزی

اگر بانک تعطیل شود
همه بانک‌ها
جمع شوند
بالکل
پول «ثابت»‌ می‌شود
پول از گردش بانکی خارج شود
از نظام تولید و خلق پول اعتباری و بدون پشتوانه
فقط یک سازمان و نهاد برای چاپ اسکناس
فقط به اندازه «تولید»
به اندازه کالای موجود در جامعه
و کار انجام شده
دیگر ارزش پول «شناور» نخواهد بود
احمقانه نخواهد بود
ابزار آرام می‌گیرد
اندازه خود را حفظ می‌کند
اندازه که حفظ شد
آرامش برقرار
مردم به زندگی‌شان باز می‌گردند
دست از سرمایه‌گذاری روی سکه و دلار و مسکن بر می‌دارند
خانه هم ارزان می‌شود
زیرا تبدیل به کالای مصرفی می‌شود
از کالای سرمایه‌ای خارج
ازدواج هم آسان می‌شود
فساد هم کم می‌شود

زنجیره‌ای از مشکلات حل می‌شود
اگر زهری که در سرچشمه وارد نهر می‌شود را بند آوریم
دیگر لازم نیست در پایین دست رودخانه مدام دست و پا بزنیم
جلوی مسموم شدن مردم را بخواهیم این‌جا بگیریم
باید آن‌جا جلوگیری کنیم
اجازه ندهیم آب را مسموم کنند
از همان نقطه آغاز

دزدی که کیف مرا در خیابان بزند
کیف مرا فقط زده
اما
بانکی که اندازه خط‌کش‌های اقتصادی را کاهش می‌دهد
جیب همه را زده
کیف همه را
از همه ما با هم دزدی کرده
این دزدی بدتر نیست؟
دست کدام را باید قطع کرد؟


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: اقتصاد 112 - فاصله طبقاتی 16 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  مصونیت اقتصادی - مسأله شناخت 25 - ایام امتحانات - پشت صحنه دوبله کودکان - نمودار کرونای قم - آزادی ِ مخاطب - مسأله شناخت 24 - هدف ما از زندگی - 
مسأله شناخت 25 + یکشنبه 99 بهمن 5 - 5:0 صبح

آن‌چه بنده تلاش کردم توضیح دهم
یک تحلیل جدید برای این مطلب بود
برای همین ضربه
حالا نوبت شماست
شما تحلیل کنید که ضربه یعنی چه؟

آیا مولکول‌های بدن من با مولکول‌های توپ برخورد کردند؟
برخورد مولکول‌ها مگر ممکن است؟
چطور اتفاق می‌افتد؟
مولکول که ترکیب اتم‌هاست
پس برخورد مال ِ اتم‌هاست
اتم‌ها هم که چیزی جز الکترون و پروتون و نوترون نیستند
پس برخورد مربوط به کدام است؟

نوترون و پروتون که در هسته هستند
اصلاً به مرحله برخورد نمی‌رسند
آن‌قدر که فاصله دارند
از محیط بیرونی اتم
پس الکترون است؟
آیا برخورد منتسب می‌شود به الکترون؟

خب
الکترون‌ها چطور با هم برخورد می‌کنند؟
بار هر دوی آن‌ها منفی است
اصلاً برخوردی اتفاق نمی‌افتد
برای برخورد دو الکترون باید یک شتاب‌دهنده چند صد کیلومتری داشت
سنکروترون
تا آن‌قدر سرعت ایجاد کند
تا آن‌قدر نیروی برخورد زیاد شود
تا بتوانند
و گرنه که نمی‌توانند
برخورد دست من با توپ این‌قدر که نیست
پس چیست؟

پس دافعه است
الکترون‌ها هم را دفع می‌کنند
همین؟
آیا ضربه زدن به توپ یعنی دفع الکترون‌های آن توسط بار منفی الکترون‌های خود؟
پس ضربه نیست
دفع از طریق میدان است
میدان من دارد میدان او را دفع می‌کند
آیا حقیقت برخورد غیر از این است؟
حالا این میدان کجاست؟
آیا میدان من با میدان توپ تلاقی نمی‌کند؟
آیا در بعضی از قسمت‌های خود با هم یکی نمی‌شوند؟
ترکیب نمی‌شوند؟

بحث دقیقاً این‌جاست
لطف کنید و ضربه زدن به توپ را تحلیل فیزیکی کنید
تحلیلی که واقعیت آن را توصیف کند

فرمودید:
«جرم زمین،  فضازمان اطرافش را خم می کند»
صبر کنید
بدون فهمیدن نباید بگذریم
رد شویم و به مرحله بعد برسیم
به گزاره بعد
سر همین گزاره خوب فکر کنیم

آیا فضازمان وجود دارد؟
یا یک امر خیالی و وهمی‌ست؟
بله
وجود دارد
حداقل شما که این‌طور بیان فرمودید
پس ما یک فضازمان داریم این طرف
یک زمین داریم که جرم دارد آن طرف
جرم زمین
فضازمان
این‌ها آیا در هم تنیده هستند؟
یا مرز مشخصی میان آن‌هاست؟
یعنی آیا می‌توانم یک خط بکشم
بگویم این طرف خط جرم زمین است
و
آن طرف خط فضازمان آغاز می‌شود؟
که
پس از آن بخواهیم توصیفش کنیم
این‌که
چطور جرم زمین فضازمان را خم می‌کند
فرمودید «اطراف»
یعنی
آیا زمین وسط است؟
و دور آن را فضازمان گرفته است؟

این را خوب باید روشن کنیم
اصلاً زمین بدون فضازمان قابل تصوّر است؟
یا
زمین و فضازمان با هم ترکیب شده‌اند؟
فضازمان در درون زمین هم هست
و زمین هم
یک مرز مشخصی با فضازمان نداشته
و
در آن محو شده است

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 266 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  مصونیت اقتصادی - مسأله شناخت 25 - ایام امتحانات - پشت صحنه دوبله کودکان - نمودار کرونای قم - آزادی ِ مخاطب - مسأله شناخت 24 - هدف ما از زندگی - 
ایام امتحانات + جمعه 99 بهمن 3 - 8:0 صبح

«بابا! یه هفته ناهار با من»
- چرا؟
«کلاس ندارم»

ممارست لازم است
وقتی مهارتی باشد
فقط دانستن کافی نیست

همین تابستان بود که آموزش آشپزی را تکمیل کرد
آشپزی ایرانی
اما تمرین
فرصتی برای آن نیافت

کلاس‌ها هر روز هستند
صبح هم
آنلاین هم
جسته و گریخته فقط چیزی پخت
مستمر نه

هفته‌ای که امتحان داشت
امتحان عصر
کلاس‌ها تعطیل
وقت داشت که آشپزی کند
این عدس‌پلو یکی از شاهکارهای همین روزهاست



سیزده سال بیشتر ندارد
نمی‌دانم چند نفر در این سن می‌شناسید که چنین ذوقی داشته باشند؟
من که نمی‌شناسم
ندیده‌ام یعنی

وقتی ازدواج کردم
زنم هیچ غذایی را بلد نبود
بدون ابایی هم از گفتن این مطلب
انگار اصلاً لازم نبود فرا بگیرد
پاسخ فقهی هم داشت:
«این وظیفه مرده که غذای آماده خوردن جلوی زنش بذاره، فتوای همه مراجع همینه»
پدرش طلبه بود و گویا دخترش را خوب تربیت کرده
احکام فقهی ازدواج را یادش داده بود! :))

انگاره معمول دختران امروز جامعه ما این
سال‌های سال است:
مگر لازم است خانه‌دار باشم؟!
وقتی اشتغال فخر بیشتری برای هر زن و دختری دارد
ندارد؟!

قال امام القَوم (ع): «عَنْ قَوْلِ الرَّسُولِ (ص) "غَیِّرُوا الشَّیْبَ وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْیَهُودِ"؟ فَقَالَ (ع): إِنَّمَا قَالَ ذَلِکَ وَ الدِّینُ قُلٌّ، فَأَمَّا الْآنَ وَ قَدِ اتَّسَعَ نِطَاقُهُ وَ ضَرَبَ بِجِرَانِهِ؛ فَامْرُؤٌ وَ مَا اخْتَارَ.» (نهج‌البلاغه، ح17)
(از امام پرسیدند که رسول خدا (ص) فرمود: موها را رنگ کنید، و خود را شبیه یهود نسازید یعنى چه؟) پیامبر (ص) این سخن را در روزگارى فرمود که پیروان اسلام اندک بودند، امّا امروز که اسلام گسترش یافته، و نظام اسلامى استوار شده، هر کس آنچه را دوست دارد انجام دهد. (ترجمه دشتی)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 462 - آشپزی 78 - سیده مریم 239 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  مصونیت اقتصادی - مسأله شناخت 25 - ایام امتحانات - پشت صحنه دوبله کودکان - نمودار کرونای قم - آزادی ِ مخاطب - مسأله شناخت 24 - هدف ما از زندگی - 
پشت صحنه دوبله کودکان + چهارشنبه 99 بهمن 1 - 5:27 عصر

البته که قبلاً گفته بودم
این‌جا
دوبله کردن انیمیشن‌ها را

این هم پشت صحنه‌شان
وقتی مشغول دوبله هستند

...
[دانلود فیلم]

بیشتر در خانه
مدرسه که نمی‌روند
فرصت دارند
تجربه خوبی‌ست
مشغولیت
و از همه مهم‌تر
افزایش تسلّط به نرم‌افزارها و سیستم عامل رایانه
آن‌چه در آینده نیاز خواهند داشت!

قِیلَ لَهُ صِفْ لَنَا الْعَاقِلَ، فَقَالَ (ع): «هُوَ الَّذِی یَضَعُ الشَّیْءَ مَوَاضِعَهُ»؛ فَقِیلَ فَصِفْ لَنَا الْجَاهِلَ، فَقَالَ: «قَدْ فَعَلْتُ». (نهج‌البلاغه، ح235)
به حضرت عرض شد: خردمند را براى ما وصف کن. فرمود: کسى است که هر چیزى را در جاى خود قرار مى دهد. گفته شد: نادان را وصف کن. فرمود: بیان کردم. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 462 - سید احمد 222 - سید مرتضی 216 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  مصونیت اقتصادی - مسأله شناخت 25 - ایام امتحانات - پشت صحنه دوبله کودکان - نمودار کرونای قم - آزادی ِ مخاطب - مسأله شناخت 24 - هدف ما از زندگی - 
نمودار کرونای قم + چهارشنبه 99 بهمن 1 - 1:42 صبح

نیافتم
هر چه جستجو کردم
نموداری که تغییرات ابتلا را نشان دهد
به تفکیک شهرها
مثلاً برای قم

من در این شهر ساکنم
باید بدانم وضعیت چگونه است
تغییر به چه سمتی
افزایش یا کاهش

اطلاعات ارائه می‌شود
هر روز گزارش
اعداد و ارقام
ولی قابل درک نیست
تا وقتی تصویری نباشد

من این اطلاعات را از صداوسیمای قم گرفتم
شبکه نور
اطلاعات مربوط به دی‌ماه
ماه جاری:



و سایر ماه‌ها







سقوط شاخص‌ها را می‌شود دید
کاهش را
اما
در انتهای دی‌ماه
انگار نمودار می‌رود که رشد پیدا کند
باید مراقب بود

وقتی تصویری شود
روز به روز
آدم حواسش جمع‌تر می‌شود
وقتی به روشنی ببیند!

کتب نفس الرسول (ع): «فَلَا تَقْتُلُوا مُدْبِراً وَ لَا تُصِیبُوا مُعْوِراً وَ لَا تُجْهِزُوا عَلَى جَرِیحٍ، وَ لَا تَهِیجُوا النِّسَاءَ بِأَذًى وَ إِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَکُمْ وَ سَبَبْنَ أُمَرَاءَکُمْ» (نهج‌البلاغه، ن14)
فرارى را به قتل نرسانید، و ناتوان را آسیب نزنید، و زخمى را نکشید، و زنان را با آزردن به هیجان نیاورید گرچه متعرض آبروى شما شوند یا به بزرگانتان ناسزا گویند. (ترجمه انصاریان)

پ.ن. بیشتر مراقب باشیم
به این دلیل:



برچسب‌های مرتبط با این نوشته: سند 21 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  مصونیت اقتصادی - مسأله شناخت 25 - ایام امتحانات - پشت صحنه دوبله کودکان - نمودار کرونای قم - آزادی ِ مخاطب - مسأله شناخت 24 - هدف ما از زندگی - 
آزادی ِ مخاطب + دوشنبه 99 دی 29 - 7:0 صبح

مخاطب آزاد است
در برداشت
در انتخاب
اختیار

اما فهمیدن آن سخت
خیلی‌ها را دیده‌ام
خیلی‌هایی که التفات ندارند
مخاطب خویش را مجبور تصوّر می‌کنند
نه راهی جز پذیرش

سیدمرتضی به خواننده مطالب خود احترام گذاشت
به اختیار و انتخاب او
به تصمیم او
وقتی این را نوشت:



این آسان نیست
این به سادگی حاصل نمی‌شود
این وظیفه پدر و مادر است
این‌که ارزش‌های انسانی و اسلامی را بیاموزند
درونی کنند برای کودک
طوری از خود ِ او شود
جایی در شخصیتش
هویّتش
تربیت یعنی همین‌ها

قال اصَلُ القَدیُم (ع): «الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ کَرِیمَةٌ، وَ الْآدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ، وَ الْفِکْرُ مِرْآةٌ صَافِیَةٌ.» (نهج‌البلاغه، ح5)
دانش، میراثى گرانبها، و آداب، زیورهاى همیشه تازه، و اندیشه، آیینه اى شفّاف است. (ترجمه دشتی)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 462 - انشا 11 - سید مرتضی 216 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  مصونیت اقتصادی - مسأله شناخت 25 - ایام امتحانات - پشت صحنه دوبله کودکان - نمودار کرونای قم - آزادی ِ مخاطب - مسأله شناخت 24 - هدف ما از زندگی - 
مسأله شناخت 24 + یکشنبه 99 دی 28 - 5:0 صبح

ماه امتداد دارد
بخشی از ماه را می‌بینیم
بخشی را نمی‌بینیم
میدان هم بخشی از خود ماه است
که تا دریا کشیده شده
و از آن گذشته
بخشی از دریا بخشی از ماه است
ماه و آب با هم ترکیب شده
محصول جدیدی پدید آمده
آب در ارتفاعی جدید!
 
اگر بگوییم میدان ماه هم بخشی از خود ماه است،‌آنگاه باید بین میدان گرانشی زمین و ماه و خورشید و یا هر جسم دیگری تمایز قایل شویم. من در فاصله ای از زمین یک ذره ی آزمون قرار می دهم. میدان گرانشی را به صورت عملیاتی تعریف می کنند به این صورت: " نیرویی که به واجد جرم این ذره آزمون وارد می شود را مقدار میدان گرانشی در آن نقطه از فضا می گویند." در فیزیک تنها تمایز بین نیروی گرانشی زمین و ماه و خورشید بر یک ذره، به فاصله آن ذره تا آن ها و نیز جرم آن ها بر می گردد. خود خورشید یا ماه یا زمین بودن ملاک نیست. یعنی اگر به جای خورشید هر جرم آسمانی دیگر با همان جرم خورشید قرار داشت همان تاثیر را روی ذره بر جای می گذاشت. استاد حسینی"ره" که می فرمایند میدان ماه بخشی از خود ماه است بایست تاثیر خود ماه بودن نه چیز دیگر بودن  را بر ذره اثبات نمایند. چیزی که تاکنون در اندازه گیری ها مشاهده نشده است.
 
اما  اگر میدان گرانشی ماه معلول ماه است  و بفرمایید که" چطور می‌شود یک علت در جایی تأثیر بگذارد که خودش بر آن مسلط نیست و در آن حاضر نیست؟ فلاسفه می‌گویند که علت باید واجد تمامی کمالات معلول باشد"

پاسخ می دهیم که در اینجا صحبت از علت وجودی نیست که حاوی تمامی کمالات معلول باشد و در همه جا همراه معلول باشد. بلکه علت معده یا اعدادی منظور است. همانگونه که به توپی ضربه می زنیم و توپ به جسمی برخورد می کند من علت معده برای توپ هستم نه علت وجودی که نیاز به همراهی با توپ باشد.

اگر دو شیء از هم جدا باشند
اگر مرزی بین آن‌ها باشد
این دو
هرگز نمی‌توانند در هم اثر کنند
اثر
تأثیرگذاری
لازمه‌اش اتصال است
باید در هم داخل شوند
باید جزئی پیدا کنیم که هم از ماه باشد و هم  از دریا

در نسبیت عام تاثیر زمین بر روی یک جسم چگونه است؟ می گوییم جرم زمین،  فضازمان اطرافش را خم می کند و این فضازمان خمیده بر روی هر جسمی که بر روی آن قرار گرفته است تاثیر می گذارد و باعث می شود جسم در مسیرهای ژئودزیک(خطوط مستقیم) حرکت کند.  فضازمان همچون بستری است که اجسام بر روی آن قرار گرفته اند. آیا در توصیف نسبیت عام مشکلی می بینید؟ فضازمان در ذات جسم داخل می شود و این کار شدنی است زیرا بستر آن است. اجتماع ضدین نیز نیست. مثال پارچه ای که خم شده است و گلوله بر روی آن به دنبال خمیدگی سُر می خورد مثال خوبی است. 

پروتون الکترون را جذب می‌کند
چهار نیروی اساسی فیزیک
نیرو جاذبه می‌سازد
میدان می‌سازد
میدان اثر
اما
تحلیل آن چیست؟

سعی می کنم تاثیر پروتون بر الکترون را توصیف کنم. ببینید اشکالی پیش می آید؟

پروتون میدان الکتریکی تولید می کند و این میدان روی الکترون تاثیر می گذارد.  در نظریه ی میدان کوانتومی،  این میدان را با نوعی فوتون ها به نام فوتون های مجازی توصیف می کنیم.

من سوال را به این شکل مطرح می کنم. زمانی که فوتون(خواه مجازی یا حقیقی) به الکترون می رسد چه گونه روی آن تاثیر می گذارد؟ خصوصا اگر قائل به مرزی بین آن ها باشیم.

در نظریه میدان کوانتومی، الکترون و فوتون را به صورت ذرات نقطه ای فرض می کنند. درنتیجه نگرانی در مورد مرز وجود ندارد. ولی در نظریه ریسمان که الکترون و فوتون به صورت ریسمان هایی مرتعش در نظر می گیرند چه می شود؟

در نظریه ریسمان می گویند همین که فوتون به الکترون می خورد و در جهتی دیگر بر می گردد در لحظه ی بر خورد ریسمان فوتون با ریسمان الکترون یکی می شود. به هم متصل شده و تبدیل به یک ریسمان می گردند. مثلا ریسمانی با ارتعاش بیشتر حاصل می شود و در لحظه ای بسیار کوتاه این ریسمان به دو ریسمان تجزیه می گردد. می شود دوباره  الکترون و فوتون. الکترون ثانوی با الکترون اولیه دیگر هم فرکانس و انرژی نیستند زیرا فوتون روی آن اثر گذاشته است.

ممکن است بپرسیم چگونه دو چیز با جنس متفاوت در لحظه ای با هم یکی می شوند؟ آیا الکترون و فوتون در لحظه ی برخورد دو ذات مستقل هستند که یک فضا را اشغال کرده اند؟ خیر در واقع نظریه ریسمان به ما می گوید که الکترون و فوتون هم جنس هستند ولی ارتعاش و شیوه ی چرخش آن ها با هم متفاوت است. در لحظه ی برخورد دو چیز هم جنس یکی می شوند و ارتعاش ها جمع می شود. این که اشکالی ندارد؟

تشبیه می کنم:

پارچه ای گسترده و پهن را در نظر بگیرید که قسمتی از آن پارچه با تار و پود ضخیم بافته شده است که در حال نوسال است. آن قسمت را نظیر الکترون در نظر بگیرید. بر روی پارچه یک موجی ایجاد می کنیم که مشابه فوتون است. زمانی که موج روی پارچه(فوتون) به قسمت ضخیم (الکترون) می رسد موج ها تداخل می کنند. اگر موج ورودی ضعیف باشد برمی گردد و اگر قوی باشد از آن عبور می کند.  در لحظه ی برخورد موج ها، دو موج تداخل می کنند که البته این به معنای اجتماع ضدین نیست.

 

فرمودید:
«باید بین میدان گرانشی زمین و ماه و خورشید و یا هر جسم دیگری تمایز قایل شویم»
مگر می‌شود نشویم
مگر تمایز ندارند؟
میدان گرانش زمین
اشیاء را به سمت زمین می‌کشد
میدان گرانش ماه
به سمت ماه
این‌ها تمایز نیست
تفاوت نیست
دو وجود شخصی متمایز و متفاوت از هم نیستند؟!

قطعاً هستند
من غیر از شما هستم
و شما غیر از من
بله
البته که من دو دست دارم
و در هر دست پنج انگشت
خب شما هم همین‌طور
آیا این به معنای این است که ما یکی هستیم؟!

این‌که دیگران چه می‌گویند
خب شاید اشتباه می‌کنند
مگر من و شما ضامن حرفی هستیم که دیگران می‌گویند؟
میدان گرانش یک فرمول واحدی دارد
برای محاسبه
خب داشته باشد
ما همین فرمول را برای محاسبه گرانش ماه استفاده می‌کنیم
همین را هم
برای محاسبه گرانش زمین
ولی
گرانش ماه و زمین متمایز هستند
دو وجود هستند
غیر از این نمی‌شود
و گرنه تأثیر واحد داشتند
که ندارند
یکی به سمت ماه می‌کشد
یکی به سمت زمین

برای محاسبه اصطکاک لاستیک خودرو با زمین
همان فرمولی را استفاده می‌کنیم
که
برای محاسبه اصطکاک لاستیک تریلی
آیا لاستیک‌ آن‌ها یکی است؟!

فرمودید:
«اینجا صحبت از علت وجودی نیست که حاوی تمامی کمالات معلول باشد و در همه جا همراه معلول باشد. بلکه علت معده یا اعدادی منظور است»

علت وجودی
علت فاعلی
علت اعدادی
علت سببی
علت غایی
علت مادی
علت صوری
علت معدّه
علت ...
بسیار خب
ما واژگان زیادی در این‌جا داریم
ولی
آیا می‌توانید تفاوت آن‌ها را توضیح دهید؟

تفاوت علت وجودی با علت اعدادی؟
نگویید فلاسفه این‌طور گفته‌اند
فلاسفه شاید اشتباه کرده‌اند
مهم فهم من و شماست
باید بفهمیم؟
نباید؟!

علت وجودی وجود می‌دهد
علت اعدادی آماده می‌کند
یعنی چه که آماده می‌کند
من به توپ ضربه می‌زنم
من دقیقاً چه کاری انجام می‌دهم؟
این را توضیح دهید
رابطه من با توپ چیست؟
کجای من با کجای توپ ارتباط برقرار کرد؟
چگونه؟
اصلاً ضربه یعنی چه؟
این را تحلیل کنید
این مهم است

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 266 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  مصونیت اقتصادی - مسأله شناخت 25 - ایام امتحانات - پشت صحنه دوبله کودکان - نمودار کرونای قم - آزادی ِ مخاطب - مسأله شناخت 24 - هدف ما از زندگی - 
هدف ما از زندگی + دوشنبه 99 دی 22 - 10:0 صبح

همان هدف از خلقت
چرا آمدیم؟
پاسخ به این سؤال
انشایی از سیدمرتضی:



کدام را انتخاب می‌کنیم؟
دنیا یا آخرت؟

قال اسـمُ اللّه‌ِ‌ الرَضیّ‌ (ع): «الْعَجْزُ آفَةٌ، وَ الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ، وَ الزُّهْدُ ثَرْوَةٌ، وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ، وَ نِعْمَ الْقَرِینُ الرِّضَى.» (نهج‌البلاغه، ح4)
ناتوانى آفت، پایدارى شجاعت، زهد در دنیا ثروت، و پاکدامنى سپر از بلاست. و رضا به قضا همنشینى نیکوست. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 462 - انشا 11 - سید مرتضی 216 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

سه شنبه 99 بهمن 7

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر فرهنگ آشپزی فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش هنر سند بازی روحانیت فاصله طبقاتی خواص انشا خیاطی دشمن فیلم کتاب جوجه خودم تاریخ نهج‌البلاغه ورزش فارسی طلاق
آشنایی
شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 40
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید

Xکارت بازی ماشین پویا Xکارت بازی ماشین پویا