سفارش تبلیغ
ابزار بهینه سازی سایت
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

خداوند ـ عزّوجلّ ـ، بنده پُر خوابِ بیکار رادشمن می دارد . [امام کاظم علیه السلام]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   نقد نقض طرح - اف چهار - ساخت ِ پاراوان - فقدان لوله گذار - توانایی ِ حلّ - قُمیّون - تغییر یا تبدیل؟ - عاقبت - 
چه کنیم 15 + پنج شنبه 95 شهریور 11 - 6:0 عصر

ممنون از مباحثی که طرح فرمودید.
‌‌‌‌بنده دو سئوال طرح کردم:
‌‌‌‌1.چگونه نزدیک تر به به آنچه مراد شارع است اجتهاد کنیم؟
‌‌‌‌2. چگونه با اختلاف فتاوا برخورد کنیم؟
‌‌‌‌در مورد سئوال اول؛ شما فرمودید شهید صدر نظریه حق الطاعه را طرح نمودند.
‌‌‌‌استاد سید منیر نظریه مشخصی دارند؟ یعنی در همان دوره 95 جلسه ای نظریه ‌‌‌‌خاصی مشابه شهید صدر دارند؟ یا خیر.
‌‌‌‌نظر خود شما در مورد دو پاسخی که به دو سئوال بنده از طرف استاد فرمودید، ‌‌‌‌چیست؟‌‌‌‌
‌‌‌‌آیا پاسخ های دیگری هم است؟

‌‌‌‌
حقیر که صاحب نظر نیست
هر چه تا کنون بیان شده
و هر چه زین پس خدمت شما عرض می‌‌‌‌شود
از اساتید نقل می‌‌‌‌شود
و آن‌‌‌‌چه گفته‌‌‌‌اند و اندیشیده‌‌‌‌اند

درباره سؤال اول:
نظر اخباریون را می‌‌‌‌دانید
«عمل به مطلق خبر»
یعنی هر خبر و روایتی که به دست ما رسید
به آن عمل نماییم
حتی اگر به خطا باشد
زیرا:
«آیا کسی تجویز می‌‌‌‌کند بنده ای از بندگان خدا وقتی مورد خطاب واقع شود
که در احکام شرعیه به چه عمل کردی و او پاسخ دهد که
"به قول معصوم عمل کرده و در موارد مشتبه نیز احتیاط نموده است"
قدم وی در صراط بلغزد؟» (نقل شیخ انصاری از اخباریون)
آن‌‌‌‌ها مطلق ظن را حجت می‌‌‌‌دانند
زیرا به نحوی آن را حکم ظاهری برمی‌‌‌‌شمرند
و چون «دستیابی به علم» را ناممکن می‌‌‌‌پندارند
دستیابی به یقین را
قائل به انسداد باب علم هستند
راهی جز این نمی‌‌‌‌بینند که به مطلق ظن عمل شود
و آن را «منجز و معذر» می‌‌‌‌دانند
یعنی برای رضایت شارع کافی‌‌‌‌ست!

نظر اصولیون را هم آگاه هستید
اصولیون می‌‌‌‌گویند اگر چه باب علم منسدّ است
باب علمی که باز است
ظنون معتبره وجود دارند
ظن‌‌‌‌هایی که می‌‌‌‌توانند نائب‌‌‌‌مناب یقین باشند
آن‌‌‌‌ها هم اگر چه به «حکم ظاهری»‌‌‌‌ قائلند
اما صرف عمل به ظن را مجزی نمی‌‌‌‌دانند
چرا؟!
زیرا معتقدند نحوه کامل‌‌‌‌تری از «فهم» میسّر است

اگر یک‌‌‌‌بار این ارتقاء صورت پذیرفته
چرا دوباره نپذیرد؟
اگر نحوه باز هم کامل‌‌‌‌تری از «اجتهاد» میسّر باشد
«اجتهاد اجتماعی»
نوعی از همکاری سازمانی برای دستیابی به حکم شارع
اگر چه باز هم «حکم ظاهری» به دست خواهد آمد
آیا این حکم ظاهری
همچنان که احکام اصولیون قریب‌‌‌‌تر به مراد شارع بود، نسبت به احکام اخباریون
نمی‌‌‌‌شود گفت نزدیک‌‌‌‌تر از احکام اصولیون خواهد بود به نظر شارع؟!
و اگر چنین امری ممکن شود
آیا در آن صورت
روش اصولی به صورتی که امروزه مرسوم است
اجتهاد فردی
بدون حجیّت نخواهد شد؟!
مانند اخباری‌‌‌‌گری که فقط در گاه عدم حضور علم اصول معذّریت داشت؟!

پس نزدیک‌‌‌‌تر بودن محصول به دست آمده از شیوه «اجتهاد جمعی» به مراد شارع
امری قابل انکار نیست
زیرا قدرت بیشتری دارد بر حذف پیش‌‌‌‌فرض‌‌‌‌های مخل به حکم
کبرای قضیه این است که:
«پیش‌‌‌‌فرض‌‌‌‌های ضعیف در مناظره و مباحثه حذف خواهد شد»

اما سؤال دوم:
در شیوه‌‌‌‌ای که استاد حسینی (ره) پیشنهاد فرموده‌‌‌‌اند
دیگر جایی برای اختلاف باقی می‌‌‌‌ماند؟!
اگر تحوّلی که در عصر وحید بهبهانی روی داد
امروز تکرار شود
انتقال از اخباری‌‌‌‌گری به اصولی‌‌‌‌گری
پذیرشی که میان همه علمای آن عصر روی می‌‌‌‌دهد
اگر امروز اتفاق افتد
و نقل از اجتهاد فردی به اجتهاد جمعی صورت پذیرد
و مراجع آینده ما بپذیرند می‌‌‌‌شود بذل جهد را توسعه داد
و بر اساس یک نظام و قانون علمی
یک شبکه تحقیقات یکپارچه و مرتبط
تمامی آراء فقهی را به نقد یکدیگر سپرد
و به حکم ظاهری نزدیک‌‌‌‌تر به واقع رسید
اگر چنین تحولی صورت بپذیرد
آیا دیگر اختلافی در فتاوا ممکن خواهد بود؟

به نظر می‌‌‌‌رسد در این صورت
یک مجمعی از تمامی فقها شکل خواهد گرفت
که اگر چه شاید هر کدام فردی تدبّر و تحقیق و مطالعه نمایند
ولی آراءشان را به نقد هم می‌‌‌‌گذارند
و مصرّند آن‌‌‌‌چه در نهایت اجماع با خود داشته باشد
همان فتوا را شکل خواهد داد
و فتوا
آن‌‌‌‌چیزی خواهد شد که تمامی این مجتهدین بدان معتقد شوند
در نتیجه مباحثاتی که بر اساس شیوه‌‌‌‌های علمی تحقیقاتی داشته باشند
اختلاف بر طرف می‌‌‌‌شود

مگر آن‌‌‌‌که بگوییم
طریق و سلوکی که ما می‌‌‌‌شناسیم
بعید است به نظری اجماعی منجر شود
مگر در اصل وجوب صلاة و صوم و حج!
البته که با شیوه پژوهشی فعلی چنین است
اما استاد حسینی (ره) معتقد است
باید روش علمی خاصی در مباحثات محور قرار گیرد
که بتواند اقناع جمعی بیافریند
و یقین‌‌‌‌های به زعم بعضی «مبتنی بر عقل خودبنیاد» را
زائل کند


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 -
<< مطلب بعدی: عاقبت
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
به فرزند
از فعالیت
به فرزند
با نوشتن
در سفر
به فرزند

پنج شنبه 98 تیر 27

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب دشمن جوجه خیاطی انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
چه کنیم 15 - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید