سفارش تبلیغ
مجله هاست ایران
مجله هاست ایران
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

ستم راندن بر بندگان بدترین توشه است براى آن جهان . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
چه کنیم 11 + یکشنبه 95 شهریور 7 - 4:0 عصر

‌‌‌‌بحث مفیدی بود.
‌‌‌‌اشاره شما به سیر تطور علم اصول خیلی خوب بود..
‌‌‌‌بحث استاد را پیرامون روش تولید علم-نقد،نقض وطرح-پسندیدم
‌‌‌‌در مورد علم اصول فقه سیر تطور از فقه آغاز شد و مباحثی که در فقه جنسی ‌‌‌‌متفاوت داشت در علم اصول تجمیع شد.
‌‌‌‌پس لوازم و یا برخی اجزاء فقه جدا شد. نکته ای که باعث شد بنده آنگونه ‌‌‌‌بحثی طرح کنم، چاق شدن این علم است. به گونه ای که فقه به حاشیه میرود، ‌‌‌‌به عبارتی دیگر در مورد علوم آلی سخن درست است. اما علوم اصالی چه؟ مثلا ‌‌‌‌فلسفه.
‌‌‌‌چرا فلسفه؟
‌‌‌‌به نظرم این مباحث در فلسفه فلسفه طرح میشود.که نامشان فلسفه مضاف است.
‌‌‌‌قبل از اینکه سئوال جدیدم را پیرامون مباحث استاد بپرسم
‌‌‌‌همان طور که قراربود
‌‌‌‌‌‌‌‌لطفا آن سئوال که خودتان در پی سئوال حقیر طرح کردید ‌‌‌‌پاسخ دهید.
‌‌‌‌منظورم
‌‌‌‌چگونه بفهمیم چی درست است؟ چی واقعیت دارد؟
‌‌‌‌از کجا بفهمیم کی درست میگه؟
‌‌‌‌و....
‌‌‌‌همان که گفتید دنیای امروز با آن درگیر است.


شهید صدر (ره) با این نظر موافق نیست
این‌‌‌‌که «جنس» مباحث اصول و فقه متفاوت است
ایشان توجه مخاطب کتاب خود را به «قواعد فقهی» جلب می‌‌‌‌نماید
تصوّر بفرمایید قاعده «لاضرار» یا قاعده «حلیّت»
این‌‌‌‌ها را شهید صدر از همان جنس قواعد اصولی می‌‌‌‌داند
و لذا شاخص دیگری برای افتراق اصول و فقه بنا می‌‌‌‌نهد
ایشان معتقد است که اساساً فقه و اصول یک‌‌‌‌چیزند
اما «عناصر مشترکه فقه»
یعنی آن‌‌‌‌دسته از قواعد و مباحثی که در تمامی ابواب فقه کاربرد دارند
فقط برای مراعات زمان
برای اصطلاحاً فاکتورگیری
در یک کتاب دیگری به نام اصول فقه بررسی می‌‌‌‌شوند
البته ایشان «اصول» را بمثابه «منطق» برای «فقه» می‌‌‌‌دانند
اما این تفاوت
شاید لزوماً به معنای تفاوت «جنس» اصول و فقه نباشد

اگر از این منظر نگاه کنیم
اصول هر چقدر که چاق شود
فقه چاق شده است
این‌‌‌‌ها یک علم هستند
در هم تنیده
بخش‌‌‌‌های تکراری را جدا کرده‌‌‌‌اند
مثلاً باید در هر باب فقهی دوباره از حجیّت خبر واحد سخن می‌‌‌‌گفتند
یک‌‌‌‌بار قال قضیه را کنده‌‌‌‌اند
همان اول
در علم اصول
به این معنا انگار که وقتی اصول می‌‌‌‌خوانید
در حال تعلّم فقه هستید

اشکال در چاق شدن نیست
چاق شدن علم نتیجه قهری رشد علم
و تطوّر آن در زمان است
هر اندیشمندی مطلبی تازه اضافه می‌‌‌‌کند
فیزیک هم در غرب چاق شده است
لذا به چندین شاخه منقسم گشته: مکانیک، الکترونیک، مکانیک سیالات، نور و...
اشکال شما متوجه «بیهوده چاق‌‌‌‌شدن» است
یعنی ورود مطالب بی‌‌‌‌‌‌‌‌فایده و بی‌‌‌‌اثر
از آن دسته قواعدی
که با ادبیات طنزگونه و کنایه‌‌‌‌آمیز استاد حسینی:
یظهر اثره فی‌‌‌‌النذر!
فقط اگر یکی نذر کند که مثلاً فلان و فلان و فلان شرایط را مراعات کنم
حالا آیا این‌‌‌‌ها تأمین می‌‌‌‌شود تا نذر عمل شده باشد یا خیر
یعنی اثر عملی در زندگی معمولی مردم ندارد
ایراد این‌‌‌‌جاست

اما «فلسفه مضاف» قطعاً «فلسفه فلسفه» نیست
فلسفه مضاف نام جدیدی‌‌‌‌ست
که به «مبادی تصوّری و تصدیقی» یک علم داده می‌‌‌‌شود
قدمای ما «رئوس ثمانیه» را مقدم بر علم می‌‌‌‌کردند
ضرورت علم، نام آن، مؤسس آن، هدف و غایت آن، متد و شیوه آن و...
این‌‌‌‌ها امروز به فلسفه مضاف موسوم شده
اما فلسفه فلسفه چیست؟!
بنده نمی‌‌‌‌دانم
شاید رئوس ثمانیه علم فلسفه را بشود «فلسفه فلسفه» نامید!
این البته در حدّ اطلاعات حقیر است
شاید نکته‌‌‌‌ای باشد که بنده خبر ندارم

خب
ظاهراً شما در نهایت جدّی بودن شبهه «مغز در خمره» را پذیرفتید
وقتی فرمودید درگیر واقعیت نیستید و به حجیّت کار دارید
گفتم شاید این مسأله اصلاً به کار شما نیاید
این مطلب از پیچیده‌‌‌‌ترین مباحث فلسفی امروز است
و چالش‌‌‌‌برانگیزترین
تمایل داشتم ابتدا برای این‌‌‌‌که یک ارزیابی داشته باشم
نسبت به فضای فکری
از شما خواهش نمایم این زحمت را متقبل شوید
شما پاسخی برای این پرسش بیابید
در گوگل جستجو بفرمایید
سایت‌‌‌‌ها را بکاوید
از دوستان و اساتید بپرسید
شاید کسانی یافت شوند که علاوه بر پاسخ دوست شما
که همه چیز را به «عصر غیبت» برگرداند و صورت مسأله را پاک کرد
پاسخی قابل پسند‌‌‌‌‌‌‌‌تر ارائه کنند
متشکر می‌‌‌‌شوم اگر ابتدا
شما تلاشی در این زمینه مصروف فرمایید
و این شبهه را
شما به عنوان یک طلبه کوشا و فعّال بیابید

اگر در نهایت نیاز شد
بنده در خدمت هستم


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 -
<< مطلب بعدی: عاقبت
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
به فرزند
از فعالیت
به فرزند
با نوشتن
در سفر
به فرزند

سه شنبه 98 مرداد 1

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب دشمن جوجه خیاطی انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
چه کنیم 11 - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید