سفارش تبلیغ
سرور مجازی
سرور مجازی
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

کسی جز نابخرد نادان، دانش و دانشوران را سبک نمی شمرد . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 8 + جمعه 97 اسفند 3 - 5:0 صبح

باز هم خیلی ساده
طلب‌های‌شان را تبدیل به سرمایه کردند
جدی؟!
آری
مگر می‌شود؟!
کردند و شد
امروز در تمام بانک‌های دنیا
بدهی‌های مردم به بانک
یا بدهی دولت به بانک
جزء سرمایه‌های بانک محسوب می‌شود
یعنی پولی که بانک دارد
همین الآن
در اختیارش!
آن را می‌تواند وام دهد و سود بگیرد
درست مثل سایر سرمایه‌هایی که واقعاً در اختیار دارد

توضیح بیشتر:
هزار تومان پول جمع کرده‌ام
از مردم
کسانی که به من پول سپرده‌اند
تا ماه بعد بیایند و هزار و صد تومان بگیرند مثلاً
پول را می‌دهم به یک تاجر
یا تولیدکننده
هزار تومان می‌دهم به او
که برود و کار کند
ماه بعد هزار و دویست تومان به من بدهد
پس من یک سند دارم
که طلب‌کارم
از کی؟
از آن تاجر
چقدر؟
هزار و دویست تومان
من همین امروز طلبکار هستم
این طلب را فرض می‌کنم پول نقد است
مگر پول نقد چیزی جز یک برگه کاغذ بدهی نبود؟
که نشان می‌داد من به مردم بدهکارم
همان اسکناس دیگر
اسکناس یک برگه بدهی‌ست
حالا یک کاغذ بدهی هم من در اختیار دارم
که می‌گوید از آن تاجر طلبکار هستم
خب این را هم می‌توانم وام بدهم
به یک تاجر دیگر
تاجر شماره دو
حالا تاجر شماره دو از من هزار و دویست تومان قرض می‌گیرد
من هم سند طلبکاری‌ام را نشان می‌دهم
و او باید هزار و سیصد تومان ماه بعد برایم پس بیاورد
در مقابل پولی که از من قرض گرفته است
نپرسید کدام پول
من هزار و دویست طلب داشتم دیگر
این سند خودش می‌شود پول
حالا من ماه بعد باید صد تومان به مشتری یک پس بدهم
به عنوان سود
در حالی‌که قرار است صد تومان از تاجر یک سود بگیرم
و دویست تومان از تاجر دو
تازه سرمایه‌ام هم که قبلاً هزار تومان بود
هم‌اکنون شده دو هزار تومان

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 7 + چهارشنبه 97 اسفند 1 - 5:0 صبح

وقتی که دیگر اسکناس‌ها بدون پشتوانه هستند و عملاً قلاّبی
پل‌هایی که آدام اسمیت می‌‌خواست بالای زمین کشاورزی بزند
تا بشود روی زمین بیشتری کشاورزی کرد
حالا پل‌ها هستند
ولی زمینی دیگر نیست
کجا کشاورزی کنیم؟!

حالا همه این‌ها مربوط به دو برابر شدن پول بود
نظریه آدام اسمیت
هر سکه یک کپی پیدا می‌کرد
سکه آزاد می‌شد و مستقل به کار می‌افتاد
کپی اما
می‌ماند و به جای سکه کار می‌کرد
ولی این پایان راه نبود
بانک با این معادله زمین خورد
چطور؟!

من بانک‌دار
قرار بود پول مردم را بگیرم و اسکناس بدهم
گرفتم و دادم
نتیجه این کارم تورّم شد
بی‌ارزش شدن پول
ولی من که سرمایه‌ای جز همین پول ندارم
سکه‌ها را که دادم رفت
باقی نمانده
هر چه مانده بدهی‌ست
بدهی من به این مشتری
و طلبی که از آن مشتری دارم
حالا سود مرا که می‌دهد؟
بدهکار اگر چه به من سود می‌دهد
اما این سود با نرخ تورّم خنثی می‌شود
چون قیمت‌ها افزایش یافته
من که نمی‌توانم سود را باز هم افزایش دهم
مشتری قبول نمی‌کند
رقبا هم هستند
با سود کمتر وام می‌دهند

بانک‌دارها این‌جا بود که «آینده‌خور» شدند
این‌که از آینده بخورند
آینده‌ای که هنوز نیامده
اما می‌شود امروز از آن خورد
چگونه؟!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 6 + دوشنبه 97 بهمن 29 - 5:0 صبح

حالا به بازار آزاد باز گردیم
نظریه آدام اسمیت
عرضه تغییری نکرده
چون به اندازه یک سکه تولید صورت گرفته
ولی تقاضا
به اندازه دو سکه شده
زیرا هم سکه دارد فشار بر بازار تقاضا می‌آورد
و هم کپی آن
اسکناس
چقدر ساده
یعنی آدام اسمیت مطلبی به این سادگی را نفهمید؟!

خب چه می‌شود
تقاضا دو برابر ِ تولید شده
ما خیال می‌کنیم ثروتمند شده‌ایم
چون دو برابر گذشته قدرت خرید داریم
شخص من و شما نه
کشورمان
برآیند جامعه منظور است
ولی این دو برابر تقاضا
از یک سهم در تولید ناشی شده
بنابراین
کشور تبدیل می‌شود به خریدار
چون توان خرید محصولی را دارد که تولید نشده
حالا دو راه بیشتر پیش روی ما نیست
یا باید بپذیریم که قیمت‌ها دو برابر شود
اگر عرضه را افزایش ندهیم
یا جنس از خارج وارد کنیم
تا تعادل عرضه و تقاضا را حفظ کنیم
تا قیمت افزایش نیابد
اما
در مقابل باید چه چیز صادر کنیم؟
چه چیز در مقابل این واردات خارج می‌شود؟!
طلا
درست است؟
همان سکه‌هایی که مال ما بود
بانک داد به تاجر
او داد تا جنس بگیرد
حالا کالا وارد شده
ولی طلا خارج شده
این روند تا کجا می‌تواند ادامه بیابد؟

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 5 + شنبه 97 بهمن 27 - 5:0 صبح

اسمیت اشتباه کرد
و آثار وحشتناک آن را امروز می‌بینیم
اسمیت نفهمید که وقتی سکه را کپی می‌کنیم
ارزش آن که دو برابر نمی‌شود
ولی
با ارزشی دو برابر وارد بازار می‌گردد
یعنی تقاضا را دو برابر می‌کند
این کجایش افزایش ثروت است
این افزایش نامتناسب تقاضاست
این همان تورّم است
همان نقدیندگی‌ست
همان دروغی‌ست که نظام سرمایه‌داری به ما گفت است
کاپیتالیزم

مارکس این چالش را خوب فهمید
تحلیل درستی کرد
او پا را فراتر گذاشت
ارزش سکه را هم توصیف کرد
خود آن فلزی که سکه می‌شود
برای استخراج نیاز به کار دارد
کاری که میزان آن مشخص و معیّن است
و ما آن را درک می‌کنیم
پس سکه
طلا یا نقره یا مس
کار انباشته است
کاری که برای استخراج آن فلز انجام پذیرفته
و معمولاً انجام می‌پذیرد
اما اسکناس
اسکناسی که معادل آن قرار داده می‌شود
با کاری کمتر به دست آمده
تولید شده یعنی
و ثروت
ثروت یک کشور
به میزان سکه یا اسکناسی که در اختیار دارد نیست
به قدرت خرید آن نیست
بلکه به تولید است
به میزان محصولی که پدید آورده است

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 4 + پنج شنبه 97 بهمن 25 - 5:0 صبح

نتیجه:
ما معامله‌مان را می‌کنیم
خرید و فروش‌مان را
و بانک هم
طلا و نقره را
برای معامله با سایر کشورها به کار می‌گیرد
خرید و فروش می‌کند
و ناگهان چه می‌شود؟!
ثروت کشور دو برابر می‌گردد
در کسری از ثانیه
چرا؟!
من یک سکه داشتم
با آن نان خریدم
افتاد دست نانوا
او داد قصاب
گوشت خرید
او هم لوله‌کش
او هم بنا
ولی حالا
آن سکه دست بانک است
و من یک اسکناس دارم
آن را می‌دهم نان می‌خرم
نانوا به قصاب
او به لوله‌کش
چه را؟
یک برگه کاغذ را
که روی آن نوشته «قابل پرداخت با سکه»
یعنی قابل تبدیل
قابل بازگشت به همان سکه‌ای که از ابتدا بود
سکه چه شد؟
سکه خودش قدرت خرید داشت
قدرت معاوضه
بانک هم آن را که خودش استفاده نمی‌کند
می‌دهد به یک تاجر
بدهد به خارجی و جنس وارد کند
چی؟
کالا بخرد؟
با کدام سکه؟
با سکه من؟
یعنی چه؟
یعنی هم اسکناس من توان خرید دارد و هم سکه‌ام؟
عجب!

آری این را آدام اسمیت می‌گفت
با مثال زمین کشاورزی‌اش
حالا من از یک سکه
دو بار استفاده کرده‌ام
من که نه
کشور من
پس ثروتمند شدیم
چرا؟!
زیرا توان خرید دوبرابر پیدا کرده‌ایم
من با اسکناسی خرید می‌کنم که خودش ارزشی ندارد
ارزشی ذاتی
چون بانک آن را به پشیزی چاپ می‌کند
و تاجر نیز
کالایی را می‌خرد
با همان سکه‌ای که در حقیقت مال ِ من است!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 3 + سه شنبه 97 بهمن 23 - 5:0 صبح

البته یک گزینه دیگر هم دارد
برای سودآوری
ارزش سهام کارخانه بالا رود!

چه؟!
ارزش سهام بالا رود؟!
این یعنی چه؟!
چطور می‌شود که ارزش سهام کارخانه بالا رود
یا عجیب‌تر از آن
پایین بیاید؟!
مگر سهام در مقابل سرمایه نبود
مگر سرمایه کم و زیاد می‌شود؟!

این‌جاست که نیاز به تحقیق بیشتر پیدا می‌کنیم
بورس را بهتر بشناسیم
بورس هم مثل پول
در کلاه‌برداری افتاده است
دیگر معادل سرمایه نیست
این دروغی‌ست که به ما گفته می‌شود
یا شاید هم خود ما
به دیگران می‌گوییم
برای این‌که سود خود را از بورس ببریم!

اقتصاد سرمایه‌داری بیمار است
از ابتدا بیمار زاده شد
از همان روزی که در کتاب ثروت ملل
توسط آدام اسمیت پردازش شد
از همان روز مریض بود
زیربنایی نادرست داشت
آدام اسمیت خیلی خوش‌بین بود
می‌گفت زمین کشاورزی‌ای را تصوّر کنید
جاده‌هایی در آن لاجرم هست
نمی‌شود نباشد
برای جابه‌جایی و حمل و نقل
پس به اندازه همین جاده‌ها
نمی‌توانیم کشاورزی کنیم
جا کم می‌آوریم یعنی
حالا اگر جاده‌ها را بر آسمان رسم کنیم
اگر پل بزنیم یعنی
جاده‌ها روی زمین نباشد
سطح زیر کشت افزایش می‌یابد خب
چرا نمی‌فهمید؟!

یعنی چه؟!
می‌گفت در معاملات داخلی
داخل یک کشور
ما به بانک اعتماد می‌کنیم
بانک سکه‌های ارزشمند ما را می‌گیرد
سکه‌هایی فلزی که ارزش آن‌ها مال ِ خودشان است
ارزش ذاتی دارند مثلاً
طلا یا نقره یا مس یا هر چیز دیگر
این سکه‌ها ارزشمند هستند
چه دست ما باشند
چه دست بانک
اما بانک
به ما کاغذهایی می‌دهد به نام اسکناس
یا چک
یا مثل امروز
یک کارت اعتباری مغناطیسی
فلز چه شد؟!
آزاد شد
طلا و نقره و مس رها
افتاد دست بانک
با آن چه می‌کند؟!
در معاملات خارجی به کار می‌اندازد
و در معاملات داخلی
ما مردم
همه‌مان با کاغذ کار می‌کنیم
با پول
جایگزین سکه‌های حقیقی

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 2 + یکشنبه 97 بهمن 21 - 5:0 صبح

بورس چیست واقعاً؟!
این سؤال مهمی‌ست

ما یک روز از بانک ناراضی شدیم
وقتی فهمیدیم پول چیست
این‌که پول را کالا کرده‌اند
در حالی که قرار بود وسیله مبادله باشد
وقتی تورّم
بالاجبار شد از لوازم پول
اساساً بانکداری، پونزی شد
مشابه همین شرکت‌های هرمی
خب چه گفتیم با خود؟
بورس بهتر است
بورس کالاست
بورس واقعی‌ست
بورس سهامی‌ست که تورّم ندارد
چون قابل چاپ توسط بانک مرکزی نیست
چون قابل اعتبار و خلق توسط سایر بانک‌ها
یک عدد نیست که با سند ِ بدهی تولید شود!

در یک نگاه سنّتی
در یک نگاه بدوی و ابتدایی
بورس خیلی هم اسلامی‌ست
اسلامی‌تر از هر بانکی
بانک مال ِ مرا قرض می‌گیرد
تا کار کند و در سود شریک باشد
یا وکیل باشد
تا پول را وام دهد و در سود وام‌گیرنده شریک
این‌جا بحث ربا داغ است
محلّ دقّت
این‌که سود قطعی باشد یا نباشد
تمام این نکات فنّی داخل می‌گردد

اما بورس
خیلی ساده
من در سرمایه‌های یک کارخانه شریکم
سرمایه‌های منقول و غیرمنقول
سهم خریده‌ام
مشارکت کرده‌ام
سود هم که قطعی نیست
کاملاً نوسان دارد
کارخانه خوب اگر کار کند
سود بیشتری نصیبش می‌شود
مجمع عمومی تشکیل
گاهی این سود اضافه را بدل به سرمایه بیشتر می‌کنند
سرمایه کارخانه افزایش می‌یابد
آن مقدار هم که سرمایه نشد
به عنوان سود تقسیم می‌شود
سود سهام‌داران
این که خیلی شرعی‌ست

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 1 + جمعه 97 بهمن 19 - 5:0 صبح

مطالبی از وبلاگتون رو خواندم در مورد بانک مطلب نوشته بودید اما در مورد بورس اشاره ای نشده بود.
در مورد بورس میشه مطالبی رو توضیح بدین؟
ایا سازگار بورس سازگاری هست مشابه با وضعیت بانکها؟
یعنی از نظر قانون وشرع  باتوجه به شرایط و قوانین حلال ولی در کل همان رباست؟
مدل کلی بورس سالم است یا دچار مشکل؟یا بخشیهای از این مدل دچار ایراد می باشد؟
مثلا خرید و فروش های که روزانه صورت می گیرد مشکل دارد یا نه؟
امروز سهامی خرید داری می شود و فردا فروخته.این مدل ایا ایراد دارد یا ندارد؟

ایا جنسی که موجود نیست امکان مبادله دارد؟یعنی اشکال دارد یا ندارد خرید و فروش شود؟
مثلا معاملات سکه و اتی سکه در بورس ایراد دارد یا ندارد؟
ایا قاعده ای که می گویید پول نباید کار کند،در مورد بورس مصداق دارد؟
بورس های  خارجی  کار کردن چطور، ایراد دارد یا ندارد؟
مثلا فارکس؟
وایا می توان به این قاعده اکتفا کرد که می گویید پول را از دست کفار در اورید. و وارد بورس خارجی و فارکس شد؟
حجم نقدینگی بالاست و زیر ساخت های تولید ضعیف و در موارد برای افراد امکان وارد شدن در تولید نیست  راه کار در شرایط کنونی چیست؟


ممنون از سؤال‌تان
و عذر
از بابت این‌که نتوانستم تلفنی پاسخ دهم

شروع با یک مثال:
به دندان‌پزشک مراجعه می‌کنید
ظاهر دندان سالم است
بررسی می‌کند
چیزی نمی‌بیند
ولی درد دارید
مسکن می‌دهد:
روزی یک عدد از این قرص مصرف کنید!

مدتی بعد
در یک مقاله پژوهشی
نشریه‌ای تخصصی
با مطالعاتی روبه‌رو می‌شوید
اگر اهل تحقیق باشید
فلان مرکز در فلان کشور
روشی پیشرفته در دست بررسی
با استفاده از اشعه ایکس
عکس برداری از بافت درون دندان

بله
با این روش می‌توان درد دندان شما را درمان کرد
به روشی بهتر
اما این متد هنوز به بازار نیامده
تست خود را به پایان نرسانده
مجوّزهای لازم را دریافت نکرده
شما باید به درمان‌های رسمی بسنده کنید!

فقه هم علم است
گاهی بحث‌ها پژوهشی می‌شود
فراتر از آن‌چه در عمل هست
آن‌چه مراجع فتوا می‌دهند
فقه هم رشد دارد
متوقّف که نیست

از این زاویه که بنگریم
ما در عمل به فتوای مرجع خود عمل می‌کنیم
چه بانک باشد و چه بورس
تقلید می‌کنیم و مانعی هم نیست
به آن‌چه به حجیّت رسیده
اما در بحث
وقتی در حال مطالعه‌ایم
تحقیق
به فراتر از آن‌چه هست می‌نگریم
توجه داریم
در تلاش برای نوآوری
درک بهتری از شرایط
برای ارتقاء مرزهای دانش

بورس چیست واقعاً؟!
این سؤال مهمی‌ست

[ادامه دارد...]

 

 


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
عشق و فقه 14 + شنبه 97 بهمن 6 - 5:0 صبح

بحث را عوض کنم
سعی کردم کلّی
حالا جزئی
مصداقی که فرمودید
عشق
در قلمرو علم کلام عرض می‌کنم
جبر و اختیار
انسان مکلّف به چیزی‌ست
که در آن اختیار داشته باشد
در غیراختیار
تکلیف نیست

انسان دو خصلت مهم دارد
به دو چیز توصیف؛
حالات
رفتار

رفتار را ما می‌سازیم
اگر اختیاری باشد
رعشه دست اختیاری نیست
خوردن دست به لیوان و افتادن و شکستن
مستی که آدم می‌کشد
این‌ها را به مقدمه عقاب می‌کنند
این‌که
چرا آن کار را کردی تا به این مرحله از ناتوانی برسی
پس رفتار
اگر غیراختیاری باشد
عقاب ندارد

اما حالات
حال اساساً غیراختیاری‌ست
هیچ انسانی
حال و هوایش دست خودش که نیست
مرگ عزیزی می‌بیند و بی‌هوش می‌شود
اشک می‌ریزد و از درون منهدم
این حال که دست خودش نیست
حال اصلاً تأثر است
از جنس پذیرش و مطاوعه
پس
به حال نمی‌شود عقاب کرد
به حس درونی انسان‌ها

البته
رفتار قابل عقاب است
عصبانی‌ست و کتک می‌زند
عصبانی هیچ
کتک عقاب دارد
کیفر دارد و حرام می‌شود
ناراحت است و به صورت لطمه می‌زند
ناراحت بود هیچ
لطمه را نباید می‌زد
فعل حرام انجام داده و معاقب است
دیده است
عاشق شده
خیره شده
عشقش هیچ
دست خودش نبوده
اما چشم‌چرانی‌اش چه؟

اعتقادات دینی ما این است
جایی که اختیار نیست
تکلیف نیست
حلال و حرام و مستحب و مکروه هم
احکام خمسه تکلیفیه یعنی
حالات انسان این‌طور است
به همین دلیل است که دعا می‌کنیم
فلسفه دعا شاید همین
از خدا تغییر می‌خواهیم
در حالاتمان
می‌خواهیم تغییرمان دهد
روحیاتمان را
حس و حالمان را
برای نماز سنگینیم
حالش را نداریم
کسالت
التماس می‌کنیم
تا حالمان را تغییر دهد
عاشق نماز شویم
شخصی را دوست داریم که نباید
دین ندارد و باتقوا نیست
ازدواج او نیز با ما به صلاح نیست
شاید اصلاً غیرممکن
حلال حتی
از خدا می‌خواهیم
تا تغییرمان دهد
عشق را از ما دور کند
عشق او را
تا حالمان عوض شود

اما رفتار
آن‌‌جایی که اختیاری باشد
آن‌جا قلمرو فقه است
به همین جهت است که عرض می‌کنم بحث استاد شما فقهی نبوده است
او
وقتی درباره عشق سخن می‌رانده
آیا درباره یک فعل اختیاری صحبت می‌کرده است؟!

پایدار باشید


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
عشق و فقه 13 + پنج شنبه 97 بهمن 4 - 5:0 صبح

ارتباط با آدم‌ها سخت است
آن‌ها را باید شناخت
هر انسانی
پیچیدگی‌های شخصیتی خود را دارد
ولی علم
چارچوب‌های ساده‌ای دارد
وقتی یک دانشمند سخن می‌گوید
باید قلمرو بحثش را پیدا کرد:
آیا در حال بحث فقهی هستید؟
آیا نظر فقهی شما این است؟
آیا این فتوای شماست؟
آیا عمل به این کلام شما مجزی‌ست؟
آیا تخلف از این حکم را حرام می‌دانید؟
آیا این حکم شرعی‌ست؟
آیا خود و مقلّدین خود را مکلّف به این حکم می‌دانید؟

سؤال‌های فوق روشنگر است
گاهی فردی بحّاث است
پی‌درپی می‌گوید و سخن می‌راند
و ما
شنونده‌ای که در هم می‌ریزیم
از این همه مطالب پراکنده و گونه‌گون
سؤال کمک می‌کند
سؤال‌های فوق
توجهش را جلب کنیم
فوری
معمولاً
اگر فقیه باشد
به حصّه خود باز می‌گردد
پا پس می‌کشد:
خیر این بحث فقهی نیست!
خیر، فتوای من این نیست!

متأسفانه شیوه آموزش علم در نزد ما
در حوزه‌های علمیه
پیشرفت‌هایی لازم است
محقّق نشده
استاد به نظر حقیر
باید در ابتدای بحث
ابتدای جلسه
موضوع را مشخص کند
قلمرو موضوع را هم
منابع را هم
مستندات و مدارک را هم
همه را فهرست
کلاً مبادی علم را بی‌خیال می‌شوند بیشتر
در حالی‌که
مبادی علم را باید توسعه داد
برد تا سر هر مسأله
هر جلسه درس
باید مبادی آن درس را نشان داد
روشن کرد
تا این شبهات پیدا نشود
تا این تضادها
تناقض‌ها
چیزهایی که شما دیده‌اید
و حق هم می‌گویید

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

<   <<   6   7   8   9   10   >>   >
فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
به فرزند
از فعالیت
به فرزند
با نوشتن
در سفر
به فرزند

دوشنبه 98 تیر 31

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب دشمن جوجه خیاطی انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
مباحثه - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید