سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

[ و یکى از یاران خود را فرمود : ] بیش در بند زن و فرزندت مباش که اگر دوستان خدایند ، خدا دوستانش را ضایع ننماید ، و اگر دشمنان خدایند ، ترا غم دشمنان خدا چرا باید ؟ [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  بدون ِ علاقه - تأمین امام جماعت 7 - شیشه های رنگارنگ - کارت بازی خودرو - دزد اصلی بانک مرکزیست - 
اصول تربیت فرزند 16 + دوشنبه 99 فروردین 4 - 5:0 صبح

«فریاد برای همه نامفهوم است»

کودکی که بلند صحبت می‌کند
داد می‌زند یعنی
هدفش چیست؟
به چه می‌خواهد برسد؟

فریاد زدن یک روش استاندارد است
عمومی
برای جلب توجه
تا مخاطب به گفته ما گوش بسپارد
تا اطاعت کند

حیوانات هم فریاد می‌زنند
نعره می‌کشند
عرعر می‌کنند
هر کدام که قوی‌تر
صدای نعره هم بیشتر
که بترساند
که غلبه کند
که مطیع خود سازد
کودکان هم همین قصد را دارند
وقتی با فریاد بیان می‌کنند
برای هر مطالبه‌ای

من پاسخ نمی‌دهم
از ابتدا نمی‌دادم
وقتی کودکم فریاد می‌کشید
بلند چیزی را می‌گفت:
«وقتی داد می‌زنی نمی‌فهمم چی می‌گی، آرام بگو تا بفهمم»

یادشان دادم
عادتشان
ناکارآمد کردم فریادشان را
تا دیگر نکشند
تا دیگر بلند صحبت نکنند
از همان کودکی جلوی داد زدن‌شان را گرفتم
با عبارت‌های مختلف توجیه کردم:
«مردم کسی را که داد می‌زند دوست ندارند»
«می‌خواهی با داد زدن من را مجبور کنی؟»
«من اگر تسلیم داد تو شوم، بابای ضعیفی خواهم بود، دوست داری بابات ضعیف باشد؟»
«فکر می‌کنی صدای تو از من بلندتر است؟ می‌خواهی من هم داد بزنم ببینیم چه کسی خواهد ترسید؟»

کودکان باید یاد بگیرند
با داد و فریاد نمی‌شود رسید
این را اگر بفهمند
دیگر فریاد نمی‌کشند
آرامش را به خود و دیگران هدیه می‌کنند!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 262 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  بدون ِ علاقه - تأمین امام جماعت 7 - شیشه های رنگارنگ - کارت بازی خودرو - دزد اصلی بانک مرکزیست - 
اصول تربیت فرزند 15 + دوشنبه 98 اسفند 26 - 5:0 صبح

«جیغ باید درمان شود»

جیغ طبیعی‌ست
راه ارتباطی خردسال است
وقتی آسیبی می‌بیند
بعد از مرحله نوزادی
بعد از مرحله گریه
همه کودکان هم یک دوره دارند
دوره‌ای که جیغ می‌کشند
این اشکالی ندارد
اما نباید ادامه پیدا کند
جیغ باید پایان یابد
بماند برای شرایط خاص
شرایطی که ناگزیر به آن باشد

«چون جیغ کشیدی نمی‌تونم برات بخرم!»
به همین سادگی
باید بفهمد کارآمد نیست
باید تجربه کند که نمی‌شود
وقتی جیغ فایده نرساند
ترک می‌کند

توضیح هم خوب است
وقتی بزرگ‌تر شوند
وقتی بفهمند
اگر هنوز جیغ می‌کشد:
- جیغ یک ابزار ارتباطی‌ست پسرم
اما
برای اطلاع‌رسانی خطر است
وقتی آتش گرفته‌ای
وقتی دستت قطع شده است
وقتی زیرا کامیون رفته‌ای
تا همه بفهمند و به دادت برسند
اما
اگر بیهوده استفاده کنی
در غیر جای خودش
می‌شوی چوپان دروغگو
جیغت بی‌ارزش می‌شود
دیگر وقتی نیاز به کمک داری هم کسی به دادت نمی‌رسد
جیغ را برای امنیت خودت نگه دار!

اثر دارد
من امتحان کردم
داشت
وقتی کودک را توجیه کنی
منطقی صحبت کنی
قبول می‌کند
لج‌باز نمی‌شود

اما اگر شده
اگر جیغ کشیده و عادت کرده
این نیاز به «درد» دارد
تا عادت را ترک کند
البته دردی که مبتنی بر قانون باشد:
- پسر گلم!
برای این‌که دیگر جیغ نکشی
ما یک قانون داریم
هر بار که جیغ بکشی من مجبورم یک نیشگون از تو بگیرم
ببخشید دیگه
چاره‌ای ندارم
و گرنه همین‌طور جیغ‌جیغو بزرگ می‌شی
و هر جا باشی
مردم را آزار می‌دهی
من مسئول تربیت تو هستم
و ناگزیرم رفتار تو را اصلاح کنم!

دو سه بار هم پیش می‌آید
ناخودآگاه می‌کشد
مربّی هم فوراً تنبیه می‌کند
دردش می‌گیرد
یاد می‌گیرد
عادت ترک می‌شود
این‌بار وقتی ناخودآگاه جیغش می‌گیرد
خودآگاهش جلویش را می‌گیرد
به همین سادگی!

جیغ دلیل دارد
کودک چیزی خواسته که فراهم نشده
اگر حقش بوده
باید به حقش برسد
ظلم بوده
بی‌عدالتی
به یکی داده به دیگری نه
احساس ظلم او را به جیغ کشانده
گاهی هم زیاده‌خواهی‌ست
می‌خواهد زور بگوید
اگر عدالت باشد
جلوی زورگویی هم گرفته بشود
کودک دلیلی برای جیغ نباید داشته باشد

من این کارها را کردم
کودکان من نیز تجربه کردند
مثل همه کودکان دیگر
جیغ را
وقتی چیزی خواستند
جیغ کشیدند
در دوره جیغ
اما
جیغ باید درمان شود
این را باور داشتم
پس یک به یک درمان‌شان کردم
اجازه ندادم ادامه پیدا کند
برطرف شد
خیلی زود
اگر تلاش کنیم می‌شود
یک کودک پر جیغ را هیچ‌کسی دوست ندارد
اصلاً آخر و عاقبت هم ندارد!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 262 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  بدون ِ علاقه - تأمین امام جماعت 7 - شیشه های رنگارنگ - کارت بازی خودرو - دزد اصلی بانک مرکزیست - 
اصول تربیت فرزند 14 + دوشنبه 98 اسفند 19 - 5:0 صبح

«خواستن ِ زورکی را باید حل کرد»

پدر و مادر
در خانواده
مثل دو بادکنک هستند
در یک جعبه
هر کدام فشاری ایجاد می‌کند
فضایی را اشغال
اختیارات و گستردگی‌هایی را
جایگاه هر کدام در بالانس و تعادلی قرار می‌گیرد
جایی که فشارها هم را خنثی کنند

کودک که می‌آید
یک بادکنک در حال باد شدن
کوچک است
جایی در جعبه ندارد
تمام فضا را بادکنک پدر و مادر پر کرده است
خود را اندکی جمع می‌کنند
به او جا می‌دهند
تا بزرگ شود

اما
کودک که بزرگ می‌شود
پُرفشار
بادکنکش پرزور
می‌خواهد جا باز کند
بیشتر از آن‌چه به او داده‌اند

باید به تعادل برسد
نقطه اپتیموم
اکسترموم
این به دست پدر و مادر است
این‌که
نقطه تعادل را تعریف کنند

کودک طبیعتاً زورگویی می‌کند
قصد دارد اراده خود را حاکم نماید
این عادی‌ست
اما
وظیفه پدر و مادر
درمان این درد است
رفع این فشار
باید به او یاد بدهند
قانون خانواده را:
این‌جا هیچ اتفاقی با «زور» نمی‌افتد!

«من بیشتر می‌خوام»
وقتی سهم شیرینی یا کیک تقسیم می‌شود
«من اینو می‌خوام»
وقتی از کنار ویترین یک اسباب‌بازی‌فروشی عبور می‌کند
این نمی‌شود
این نیاز به حل شدن دارد

راه هم دارد
برای هر کودک هم لازم است
در یک سنی
وقتی این فشار را اعمال کرد
باید با این فشار مبارزه شود
اما
نه با زور

«ببین پسرم، چون این خواسته‌ات را با زور گفتی، نمی‌تونم قبول کنم، باید دلیل بیاری که چرا باید این کار رو انجام بدم»
از زور به منطق
این یک انتقال است
وقتی کودک بفهمد با زور نمی‌شود
وقتی بفهمد که با منطق می‌شود
با استدلال می‌شود
حتماً راه می‌آید
مسیر را پیدا می‌کند

«من این کفش رو می‌خوام»
- چرا پسرم؟ مگه کفش خودت چه اشکالی داره؟
نشانم می‌دهد
این‌جایش پاره شده
- خب کفشت را می‌دوزیم
اگر بخواهیم دوباره کفش بخریم
یک هزینه‌ای متحمّل می‌شویم
باید دلیل قانع‌کننده‌ای برای آن داشته باشیم
«کفش ورزشی آخه ندارم»
- خب، این دلیل خوبی‌ست!

بله
وقتی دلیل خوبی آورد
یا دلیلش را با دلیل رد می‌کنی
یا اگر نکردی
حتماً باید تسلیم شوی
پدر یا مادر باید تسلیم دلیل باشند
تا فرزند هم بشود
تسلیم دلیل
و از زورگویی خارج

این یکی از مهم‌ترین آسیب‌های خانواده‌های امروزی‌ست
زورگویی فرزندان
از خردسالی تا بزرگسالی
حتی در شُرف ازدواج و پس از آن هم!

فرزندان من سال‌هاست که زور نمی‌گویند
خواسته‌های زورکی‌شان را در کودکی رفع کردم
با همین روشی که عرض کردم
یک‌بار برای همیشه!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 262 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  بدون ِ علاقه - تأمین امام جماعت 7 - شیشه های رنگارنگ - کارت بازی خودرو - دزد اصلی بانک مرکزیست - 
اصول تربیت فرزند 13 + دوشنبه 98 اسفند 12 - 5:0 صبح

«ترتیب امیر، بنده، وزیر درست نیست»

بارها شنیده بودم
و هنوز هم
وقتی خلاف آن عمل کردم
مدام می‌گفتند
این گزاره‌ای را که معتقدم «قطعاً» نادرست است

اصلاً مگر می‌شود
مگر می‌شود انسانی با اراده ضعیف را
هفت سال امیر دانست
و بدتر از آن
چطور می‌شود امیری را از امارت پایین کشید
بعد از هفت سال
و به نقطه بندگی کشاند؟
چطور می‌شود؟
غیرممکن است
خطرناک است
قطعاً آسیب می‌بیند:
«من ِ امیر چه اشتباهی کرده‌ام که از امروز باید بنده باشم؟!»
این سؤالی بدیهی‌ست که از خود می‌پرسد

روایت ضعیف است
گشتم و دیدم
اصلاً‌ مرفوع است
راوی ذکر نشده
متنی که این‌طور مشهور شده
و به نبی مکرّم اسلام (ص) منتسب:
«فرزند امیر است هفت سال و عبد است هفت سال و وزیر است هفت سال...» (مکارم الاخلاق، ص222)

امکان ندارد
این ضدّ تربیت است
این‌که
همراه با رشد کودک
اختیارات او رشد نکند
برعکس
کاسته شود
کودکی که تا هفت‌سالگی اختیارات مطلق داشته
دستش باز بوده
حالا پس از هفت‌سالگی
ناگهان دستش بسته شود
کنترل گردد
محدود شود
این نمی‌شود
شورش می‌کند
اگر بتواند قیام می‌کند
اگر هم نتواند
درون‌گرا می‌شود و دور خود دیوار می‌کشد
زیرا باور نمی‌کند با افزایش مهارت‌هایش
این‌طور محدود شده باشد

این نظریه قابل قبول نیست
ولی متأسفانه
زیاد هم دهان به دهان می‌شود
این خلاف تجربه من است

من
تمام کودکانم را
از محدودیت شدید شروع کردم
و پیوسته کاهش دادم
از کنترل‌هایشان
آزادتر شدند
روز به روز
طوری که حس کردند
باید حس کنند

این مقاله را ببینید:
http://hadith.riqh.ac.ir/article_12541_0.html
می‌نویسد:
«جالب این‌که نقل «الولد سید» - که بین ما رواج دارد و مشهور است - از اهل سنت بوده و به اعتراف خودشان جعلی است!»
یعنی همین روایت!

اما روایت دیگری که صحیح است
سند دارد و معتبر
«مهلت دادن به کودک است»
این متفاوت است از «امیر بودن هفت ساله کودک»
متن این است:
«فرزندت را مهلت بده تا شش سال بر او بگذرد، سپس هفت سال ملازم خودت گردان و با ادب خودت آموزش بده...» (کافی، ج11، ص441)

این درست است
سند هم دارد
راویان هم مورد اعتماد
همین‌که امروز هم فرزندان از هفت‌سالگی مدرسه می‌روند
این درست است
تا قبل از هفت‌سالگی قرار نیست آموزش آغاز شود
اما این غیر از «امیر» بودن کودک است

همان اشتباهی که امروز زیاد شده
کودک را قبل از مدرسه به آموزش می‌فرستند
پیش‌دبستانی
کلاس‌های آموزشی
حفظ قرآن حتی
توصیه امام صادق (ع) این بوده که آموزش از هفت‌سالگی آغاز شود
نه زودتر

این روایت هم صحیح است:
«کودک هفت سال بازی کند و هفت سال کتاب بیاموزد و هفت سال حلال و حرام یاد بگیرد» (کافی، ج11، ص441)
اما این‌جا نیز
بحثی از «امارت» و «سیادت» کودک نیست
فقط بحث آموزش است
و اتفاقاً منظور از «کتاب» همان «قرآن» است

انسان رشد می‌کند
توانایی‌هایش پیوسته ارتقا می‌یابد
بیشتر می‌شود
پس
حق دارد
این حق اوست
و تکلیف ما
حق اوست که حوزه و دایره اختیاراتش بیشتر شود
ما موظفیم این آزادی‌ها را به او بدهیم
یعنی
روز به روز کمتر به کارش کار داشته باشیم

کودکی که تا دیروز بدون اجازه نمی‌گذاشتم بیرون برود
امروز می‌تواند
کودکی که دیروز خودم به مدرسه می‌بردم
امروز تنها می‌رود
کودکی که تا دیروز
حق نداشت کابینت آشپزخانه را باز کند
امروز می‌تواند
زیرا امروز پنج‌ساله شده است
دیروز فقط چهار سالش بود

اگر نمودار اختیارات به سن را رسم کنیم
همواره شیبی مثبت خواهد داشت
رو به بالا
هر جا اگر نزولی شد
شیب آن منفی شد
همان‌جا کودک کُب می‌کند
تعجب می‌کند
آن را تنبیه تلقّی می‌کند
این‌که از اختیار او کاسته شده است:
«مگر من چه اشتباهی کردم که باید تنبیه شوم؟»

اگر دلیل را نیابد
آن را ظلم تلقّی می‌کند
ظلم قابل بخشش نیست
حتی اگر فرد ظالم پدر یا مادر باشد
هیچ انسانی نمی‌تواند در قلب خود ظلم را بپذیرد
این فطرت بشر است!

ترتیب من این است:
«بنده، وزیر، رفیق»
کودک چون ناتوان است
او مطیع من است
اما وقتی تواناتر شد
هفت سالگی مثلاً
شاید هم زودتر چه بسا
وقتی توانست کاری را انجام دهد
وزیر می‌شود
همکاری می‌کند
در کارهای خانه
و پس از رشد عقلانی
او رفیق من است
با او دوست می‌شوم
شده‌ام یعنی
امروز فرزندان من دوستان من هستند
هیچ کاری را انجام نمی‌دهیم
مگر همه با هم تصمیم بگیریم
اراده‌های‌مان مرکّب است
با هم ترکیب می‌شود
می‌شود اراده خانواده ما!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 262 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  بدون ِ علاقه - تأمین امام جماعت 7 - شیشه های رنگارنگ - کارت بازی خودرو - دزد اصلی بانک مرکزیست - 
اصول تربیت فرزند 12 + دوشنبه 98 اسفند 5 - 5:0 صبح

«فرزند ِ من از اموال ِ من مهم‌تر است»

حالا آمدیم و عمدی چیزی را شکست
اصلاً از روی اراده
چیزی را هنگام بازی
دارد بازی می‌کند و خراب می‌کند
کدام مهم‌تر است؟
فرزندت یا اموالت؟

طرف اول را گرفتم
گرفتم و می‌گیرم
همیشه
طوری که فهمیدند
فهمیدند برای من مهم‌تر هستند
از همه اموال و دارایی‌هایم
آن‌ها مهم‌ترین دارایی من هستند

گوشی موبایل مرا برداشت
نباید بر می‌داشت
برداشت و از دستش افتاد

تلویزیون را سمت خود کشیدند
انداختند و شکستند
بخشی از لبه پلاستیکی دور شیشه آن
سال‌هاست که شکسته است
هنوز هم جای آن شکستگی...
اما
دعوایشان نکردم
صحبت کردم
راهنمایی
کودک است و هنوز نمی‌داند شکستن ظلم است
بهشان گفتم که شما برای من از تلویزیون مهم‌ترید
خوشحالم که آسیب ندیدید

اما
وقتی عمداً چیزی را پرت می‌کنند
آسیب می‌زنند و می‌شکنند:
«این کار تو بد است، چون با پرت کردن ممکن است به دیگران آسیب بزنی»
یا:
«ما کلی پول دادیم تا این وسیله رو بخریم، اگر بشکنیش که دیگه نداریمش، نمی‌تونیم هم دیگه مث این رو بخریم»
و در موارد آسیب:
«اگر یک بار دیگر پرت کنی مجبور می‌شم تنبیهت کنم، چون برای همه خطرناکه»

کودک جایگاه می‌خواهد
در خانواده
نزد پدر و مادر
مربّی
اگر حس کند از یک شیء کمتر است
آسیب می‌بیند
دور می‌شود
فاصله می‌گیرد
او باید بفهمد که نسبت به تمام اشیاء خانه اولویت دارد
وقتی فهمید
دیگر تلاش نمی‌کند به اشیاء آسیب عمدی بزند
دلیلی برای این کار نخواهد داشت!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 262 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  بدون ِ علاقه - تأمین امام جماعت 7 - شیشه های رنگارنگ - کارت بازی خودرو - دزد اصلی بانک مرکزیست - 
اصول تربیت فرزند 11 + دوشنبه 98 بهمن 28 - 5:0 صبح

«هیچ‌کس مسئول اعمال غیرارادی خود نیست»

انسان مسئول است
همه‌مان هستیم
چرا مسئولیم؟
زیرا اراده آزاد داریم
اختیار یعنی

اما
این مسئولیت مشروط است
مشروط به مقدمه خود
به مبنای خود
به «اراده آزاد»

پس
فعلی که خارج از اراده انسان باشد
این را همه فلاسفه معتقدند
هیچ انسانی نسبت به آن مسئول نیست
مسئول اعمال غیرارادی خود

فرزند ما هم انسان است
مشمول همین قانون اراده‌ها
او نیز
کارهایی را به اراده خود انجام می‌دهد
و کارهایی را
طبیعتاً‌ خارج از اراده خود
و البته
چون کودک است
چون تجربه کمتر
چون بدون مهارت
خیلی بیشتر اتفاق می‌افتد که خارج از اراده عمل کند

سیداحمد لیوان را شکست
فرزندم است
تازه راه افتاده
عشق این داشت که لیوان را به آشپزخانه ببرد
از سر سفره
برداشت
کمی که رفت
افتاد روی سنگ جلوی آشپزخانه

خیره به من نگاه می‌کرد
منتظر عکس‌العمل من بود
انتظار داشت مرا ناراحت کرده باشد
اما من
تفکیک قائل می‌شدم
همیشه
میان آن‌چه ارادی‌ست با غیرارادی
فوراً به سمتش رفتم و بغلش کردم
از محل شکستن دور:
«چیزیت نشد پسرم؟ آرام باش، نگران نباش، چیزی نشده، مهم اینه که سالمی»

این اتفاق بعدها هم افتاد
هر کدام از کودکان اشتباهاتی می‌کنند
اعمال غیرارادی همیشه هست
شب‌ها هم هست
هرگز برای ادرار در شب هیچکدام‌شان را دعوا نکردم
حتی تند هم صحبت نکردم

یکی‌شان یک‌بار
شیر زیاد خورده
نه در دوران شیرخوارگی
بزرگ‌تر
مدرسه می‌رفت
اما
چون از این نی‌های طعم‌دهنده شیر خریده بودیم
عشق خوردن شیر پیدا کرد
چهار لیوان شیر خورد
شب
در خواب
اتفاق ناگواری افتاد
لباس و رختخواب که هیچ
بخشی از خانه را...
اسهال است دیگر
خواب است دیگر
اختیار که ندارد

همه را تمیز کردم
سخت بود
اما
ذره‌ای تند نشدم
حتی صدایم هم بلند نبود
زیرا می‌دانستم
این‌که او مسئول عملی که انجام داده نیست

آن‌قدر اتفاقات مشابه افتاد
آن‌قدر وسایل شکسته شد و آسیب دید
که فهمیدند
دانستند
یقین کردند
صراحتاً هم گفتم:
«من هرگز به خاطر شکستن چیزی دعوایتان نمی‌کنم»

کودک ظلم را می‌فهمد
هر انسانی می‌فهمد
در هر سنّی که باشد
بازخواست به خاطر عمل غیرارادی ظلم است
حتی اخم کردن به خاطر آن هم
حتی نگاه تند هم ظلم است
وقتی کاری که کودک کرده از روی اختیار نبوده باشد
این می‌شود که کودک آرامش پیدا می‌کند
اعتماد به کسی که مربّی اوست!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 262 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  بدون ِ علاقه - تأمین امام جماعت 7 - شیشه های رنگارنگ - کارت بازی خودرو - دزد اصلی بانک مرکزیست - 
اصول تربیت فرزند 10 + دوشنبه 98 بهمن 21 - 5:0 صبح

«راز کودک هم راز است»

فقط آبرو نیست
راز هم هست
شب‌اداری کودک یک راز است
بدرفتاری‌اش مثلاً در خانه
نمره‌ای که در مدرسه می‌گیرد
اگر خودش نخواهد کسی بداند
می‌شود راز

وقتی مهمان می‌آید
وقتی جلوی دیگران هستیم
غریبه هستند
اگر بخواهیم خبری درباره کودکمان بدهیم
باید اجازه بگیریم:
«پسرم اجازه می‌دهی بگم در مدرسه معلمت چی بهت گفت؟»

حتی اگر مایه افتخار باشد
برای اوست
این اطلاع مال ِ اوست
خبر مالکیت دارد
خبری که مال ِ کودک است
نباید بدون اجازه او نشر یابد
باید به مالکیت او احترام گذاشت

بچه‌ها معمولاً موافقت می‌کنند
اخباری که نشانه درخشش آن‌هاست
موفقیت‌شان
این را مانع نمی‌شوند
ولی اخبار بد را
دوست ندارند
باید مراقب بود که از دهان‌مان خارج نشود

اگر لازم بود
خصوصی
اگر لازم بود که مطلب را جایی نقل کنیم
خبر مهمی است
مثلاً می‌خواهیم برای شب‌ادراری او نسخه بگیریم
از دوست و آشنا
خصوصی طرح کنیم
کودک خودش حاضر نباشد
نفهمد و با خبر نگردد

او وقتی به ما اعتماد می‌‌کند که بداند رازش را حفظ می‌کنیم
آن‌وقت است که رازش را به ما می‌گوید
وقتی که بزرگ شد
وقتی که رازهایش مهم‌تر شد
سرنوشت‌سازتر
دوستانش و روابط بیرون از خانه‌اش!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 262 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  بدون ِ علاقه - تأمین امام جماعت 7 - شیشه های رنگارنگ - کارت بازی خودرو - دزد اصلی بانک مرکزیست - 
اصول تربیت فرزند 9 + دوشنبه 98 بهمن 14 - 5:0 صبح

«آبروی کودک از آدم‌بزرگ‌ها هم مهم‌تر است»

کودک هم آبرو دارد
خیلی هم بیشتر
اصلاً خیلی از مشکلات کودکان با والدین همین است
وقتی آبروی آن‌ها را حفظ نمی‌کنند

کودکان خیلی حساس‌تر هستند
روی آبروی خودشان
چرا؟
زیرا هنوز تجربه زندگی اندکی دارند
در ترس این‌که اگر آبرویشان برود چه رخ خواهد داد

جلوی دیگران نباید ایرادشان را گفت
حتی جلوی برادر و خواهر
و گرنه اثر ندارد
اثر که ندارد
اعتماد به والدین را هم از بین می‌برد

دیروز چه کرده
در خانه چه کرده
بیرون چه کرده
در مدرسه چه اتفاقی افتاده
نمره‌اش چه شده
کجا دعوایش شده
هر جا که آبروی کودک در خطر است
باید در گوشی با او صحبت کرد
نباید دیگران بفهمند
باید احساس کند آبرویش برای والدین مهم است
این به کودک شخصیت می‌دهد

انسانی که آبرو دارد گناه نمی‌کند
دست از پا خطا نمی‌کند
کار زشت نمی‌کند
آبرو مهم‌ترین انگیزه درونی برای رفتار صحیح است
نیازی به پلیس و نگهبان و مراقب هم ندارد
کودک باید با آبرو بار آید!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 262 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  بدون ِ علاقه - تأمین امام جماعت 7 - شیشه های رنگارنگ - کارت بازی خودرو - دزد اصلی بانک مرکزیست - 
اصول تربیت فرزند 8 + دوشنبه 98 بهمن 7 - 5:0 صبح

«قانون باید ثابت باشد»

ظلم دو جور است
گاهی با مقایسه است
«باعک تجر باعی لاتجر»
برای یکی بشود، برای دیگری نشود
این فقط یکی از انواع ظلم است
ما معمولاً فقط به همین توجه داریم

اما
بیشتر ظلم‌ها یک‌نفره است
برای کودکان معمولاً
کودک با خود می‌گوید
وقتی رفتار والد را قضاوت می‌کند:
«دیروز به لیوان شیشه‌ای دست زدم چیزی نگفت، چرا امروز ناراحت شد؟»
وقتی پاسخی نداشته باشد
احساس ظلم می‌کند
این بدترین نوع ظلم درباره کودکان است

قانون باید ثابت باشد
رفتار با کودک
باید از قوانین ثابتی تبعیت کند
اگر نکرد
توضیح لازم است:
«دیروز چیزی بهت نگفتم چون مهمون تو خونه بود، امروز چون تنها هستیم دعوات کردم»

کودک زمانی احساس آرامش می‌کند
که تبعات اعمال خود را بداند
هر انسانی همین‌طور است
در شک و تردید نمی‌شود زیست
ناامنی‌ست
احساس ناامنی دیوانه می‌کند
بیمار می‌شود روح انسان
اگر هر لحظه نداند با چه رفتاری روبه‌رو خواهد شد

برای خودمان چارچوبی تعیین کنیم
پدران و مادران
اگر کودک از این مرزها عبور نکرد
هیچ ناراحتی
اگر عبور کرد
حتماً ابراز کنیم
بداند که ناراحت شدیم
ارتباط برقرار کنیم
ناراحتی ما را بفهمد
چه تماسی باشد و چه مشاهده‌ای و چه صوتی
نیشگون یا اخم یا کلام

اگر همیشه مثل هم تکرار شود
کودک احساس آرامش می‌کند
چون کنترل رفتار ما را به دست می‌گیرد
احساس می‌کند می‌تواند ما را کنترل کند
می‌داند که اگر از این مرزها خارج نشود
هیچ آسیبی از طرف ما نخواهد دید
از طرف پدر و مادر

کودک این‌طور است که لج‌باز نمی‌شود
برعکسش می‌شود
اگر قانون ثابت نباشد!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 262 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  بدون ِ علاقه - تأمین امام جماعت 7 - شیشه های رنگارنگ - کارت بازی خودرو - دزد اصلی بانک مرکزیست - 
اصول تربیت فرزند 7 + دوشنبه 98 دی 30 - 5:0 صبح

«گفتگو والاترین شیوه ارتباط است»

اخم همیشه لازم نیست
زمان دارد
تا وقتی که گیرنده صوتی کودک فعال شود
نه دقیقاً گوش‌ها
آن‌ها که از بدو تولد کار می‌کنند
منظورم قدرت مغز بر تحلیل امواج صوتی پیچیده است
امواجی شکل‌دهنده آواها
آواها یعنی حرف‌ها
و حرف‌ها کلمه می‌سازند
و کلمات جمله‌ها را

زیاد طول نمی‌کشد
شاید کودک در یک‌سالگی به حرف بیاید
ولی
قدرت بر درک کلام را خیلی زودتر کسب می‌کند
خیلی قبل‌تر از این‌که به حرف بیاید
از وقتی‌که زبانش را مدام بیرون می‌آورد و روی لب‌هایش می‌مالد

من این را خودم دیدم
تجربه کردم یعنی
کودکان از یک وقتی شروع می‌کنند به لیسیدن لب‌هایشان
مدام زبان در می‌آورند
صداهای نامفهوم می‌سازند
تجربه من این است
در این زمان حرف‌های ما را می‌فهمند
اگر نه همه را
تا حدّی

ابزار ارتباطی نخست «تماس» بود
«درد» محور ارتباط
حالا شده است «نور»
از طریق مشاهده با چشمان
وقت تبدیل رسیده است
کلام مهم‌ترین ابزار ارتباط خواهد شد
وقتی کودک بتواند حرف‌های ساده ما را بفهمد

«نکن پسرم»
«دست نزن»
بعضی آواهای ساده‌تر را ترجیح می‌دهند
صدای سوختن پوست دست با آتش را با دهان خود در می‌آورند:
«جیزّه»

مهم این است که زمان کارکرد هر ابزار را بشناسیم
به موقع منتقل شویم
و پس از انتقال
ابزار قبلی را دیگر به کار نگیریم
این توهین به فهم کودک است
توهین سبب لج‌بازی او می‌شود
او را آزار می‌دهد:
«وقتی من روش جلوتر را می‌فهمم، چرا با روش عقب‌تر با من برخورد می‌کند؟!»

وقتی گفتگو ممکن شد
بایستی فقط از ابزار گفتگو برای ارتباط استفاده کرد!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 262 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

<      1   2   3   4   5   >>   >

شنبه 99 مرداد 18

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر فرهنگ آشپزی فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص دشمن خیاطی فیلم کتاب جوجه انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
مباحثه - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 40
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید