سفارش تبلیغ
مجله هاست ایران
مجله هاست ایران
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

هر کس دانش خود را به رخ مردم کشد، خداوند او را روز قیامت انگشت نما کند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   موزه دفاع مقدس - ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 38 + شنبه 98 اردیبهشت 14 - 5:0 صبح

کار نباشد پول نیست
کار نباشد مصرف نیست
این بزرگ‌ترین مغالطه نظام سرمایه‌داری‌ست
که پول، خودش پول تولید می‌کند
این دروغ است
هر کسی
هر جایی
این را گفت
به او باید خندید
او آمده است تا ما را بفریبد!

بله
فرمودید اگر در درازمدت از شرکتی سود ببریم
احسنت
این خوب است
اما این دیگر نیازی به بورس ندارد
خیلی شرکت‌ها هستند که روی تابلو نیستند
نه اصلی و نه فرعی
همین بقالی سر کوچه خودتان
کافیست در آن سرمایه‌گذاری کنید:
ببین داداش!
تو جنسات جور نیست
قفسه‌هات هم کوچیک
من بیست میلیون نقد دارم
می‌خواستم برم سهام از بورس بخرم
نمی‌خرم
می‌خوام با تو شریک شم
این بیست تومان دست تو
ده درصد بقالی تو مال ِ من
با این پول قفسه‌هات رو زیاد کن
جنس بیشتر بیار
تنوّع رو افزایش بده
هر چی سود کردی
سر ماه با هم حساب و کتاب می‌کنیم
ده درصد سود تو مال من!

بله
این سرمایه‌گذاری درستی‌ست
درگیر تلاطم بازی‌های بورس هم نیست
به تولید کالا و خدمات هم کمک می‌کند واقعاً
از این دست بازارهای کوچک پیرامون ما بسیار زیاد است
حتی می‌تواند یک سلمانی باشد
یا یک آشپزخانه یا رستوران

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   موزه دفاع مقدس - ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 37 + پنج شنبه 98 اردیبهشت 12 - 5:0 صبح

ما در جامعه زندگی می‌کنیم
در میان مردم
درگیر سازوکار آنیم
ولی
تا بتوانیم باید کمتر در ظلم و ستم شریک باشیم
جایی که یقین داریم
پا نگذاریم
این برداشت حقیر است
و تصمیمی که دارم

یک مثال:
در کتابی خوانده بودم
آقای شیخی
با مریدانش رفته بود کوه خضر
دستش را دراز می‌کرد و کباب می‌آورد
چلوکباب کوبیده
یکی یکی بشقاب‌ها را می‌داد دست مریدان
خوردند و حالش را بردند
و این شد کرامت شیخ‌شان
در کتاب نوشته و فخر می‌فروختند

من فکر کردم
این آقا که قدرت خلق از عدم ندارد
خداوند خالق است
این کباب‌ها باید از بره‌ای جدا شده باشد
این آقا که خودش کباب درست نکرده
گوشت را چرخ نکرده و به سیخ نزده و روی ذغال نگذاشته
پس که کرده؟!

پاسخ:
این آقا با یک یا چند جنّ رفاقت داشته
تسخیر شده
جن می‌رود و چلوکباب آماده می‌آورد
می‌دزدد یعنی
حتماً یک‌جایی
در این دنیای فانی
چند بشقاب چلوکباب آماده خوردن کم شده
ناپدید شده
نشده باشد که نمی‌شود
نمی‌تواند این‌جا باشد
این‌ها مال مردم را خورده‌اند
مال حرام
به خیال خودشان شیخ‌شان هم کرامت داشته!
این چیزی‌ست که من می‌فهمم
با ادله‌ای که از قرآن و روایات در دستم هست
با آن‌چه از عقاید اسلامی یادمان داده‌اند
با آن‌چه از اساتیدم شنیده‌ام

بورس هم همین
بدل به مرتاضی شده
که مدعی‌ست از هیچ
پول ما را زیاد می‌کند!
هاهاها... بله!
ما هم پشت گوشمان مخملی‌ست! د:

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   موزه دفاع مقدس - ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 36 + سه شنبه 98 اردیبهشت 10 - 5:0 صبح

مرور:
دولت آمریکا از بانک خصوصی عدد قرض می‌گیرد
این یک نوع پولشویی‌ست در حقیقت
چون اگر بانک خصوصی همین‌جوری عدد اضافه می‌کرد به سیستم
تراز مالی‌اش به هم می‌خورد
بستانکاری و بدهکاری غیرمساوی می‌شد
ولی با قرض الکی دادن به دولت
می‌تواند لیست بستانکاری‌اش را بالا ببرد
حالا بیشتر خرج می‌کند
یعنی قدرت دارد تا لیست هزینه‌هایش افزایش یابد
یعنی لیست بدهکاری‌هایش
دولت هم با بانک رله است
قرار نیست بدهی را پس بدهد
چون اصلاً ندارد که بدهد
از اول هم قرار نبود بدهد
بانک حالا که عددهایش را زیاد کرده
نگران تبدیل آن به طلا و نقره هم نیست
چون قبلاً رئیس جمهور آمریکا
نیکسون
این تعهد را از عهده بانک برداشته
رؤسای جمهور جدید نیز
آن‌قدر دولت به بانک بدهکار هست
که جرأت نکنند این قانون را عوض کنند
پس خلاص
بانک برنده مطلق است
چطور؟
بله می‌دانیم که این عدد به خودی خود قابل خوردن نیست
قابل پوشیدن هم
پس کالا نیست
ولی این عدد مردم را ناچار می‌کند بیشتر کار کنند
زیرا نانوا چون عددها زیاد شده‌اند
و ارزششان کاهش یافته
امروز بیشتر باید کار کند
تا بتواند مثل گذشته آرد بخرد
یعنی این عددها در نهایت
نیروی مولّد در جامعه را مولّدتر می‌کند
بیشتر هل می‌دهد
همین!
خوب فهمیدید چقدر این‌ها باهوش‌اند!
چه شعبده‌بازان بزرگی هستند! د:

اما این که آیا این پول
کثیف است یا تمیز
اقدام بکنیم یا خیر
آقا
برادر من
من خودم دستمزد کارهایم را از بانک دریافت می‌کنم
کارفرما به حساب بانکی می‌ریزد
کارفرما که هیچ
آیت‌الله مکارم و آیت‌الله سیستانی
حتی دفتر مقام معظّم رهبری هم
شهریه طلبه‌ها را به حساب بانکی آن‌ها می‌ریزد
و وجوهات مردم را
خمس و زکات و کفارات را
در حساب بانکی نگه می‌دارد!

اگر یادتان باشد
ابتدای بحث این را عرض کرده بودم
گاهی حکم شرعی را می‌خواهیم
الآن معلوم است
مراجع ما فتوا داده‌اند
فتاوا هم روشن
هم نسبت به بورس جواز صادر شده
هم بانک با شرایطی که گفته‌اند

اما
وقتی بحث پژوهشی باشد
در حال تحقیق باشیم
برای توسعه و ارتقای وضعیت
خب عمیق‌تر نگاه می‌کنیم

این‌ها فتوای فقهی نیست
چون هنوز از حجیّت آن‌ها بحث نشده است
هنوز مراجع ما
آن را به عنوان یک محصول فقهی بیرون نداده‌اند

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   موزه دفاع مقدس - ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 35 + یکشنبه 98 اردیبهشت 8 - 5:0 صبح

گند این قضیه کی باید در بیاید؟
وقتی که یک کشور بخواهد از خارج خرید کند
یعنی مثلاً چون گندم لازم دارد
باید از برزیل مثلاً بخرد
فکر کن خود ما
در ایران
بانک‌های ما این عددها را جابه‌جا می‌کنند
ولی تا کجا؟
وقتی که بخواهند از خارج گندم بخرند
دیگر ناچارند عددها را واقعی کنند
به چه؟
به طلا؟
نه
کدام کشور است که امروز با طلا گندم بخرد؟
بله
با ارز
با دلار یعنی
پس ما نمی‌توانیم تورّم خود را صادر کنیم
زیرا ما در نهایت ناچاریم عددهای تورّمی و ساختگی و خیالی خود را
به چیزی واقعی‌تر تبدیل کنیم

اما آمریکا چطور؟
هاهاهاها...
کیف کردید
راز شعبده‌بازی جادوگر دقیقاً در این‌جاست
بانک‌های خصوصی آمریکا
دوازده‌تای فدرال رزرو
آن‌ها هیچ وقت به چیزی واقعی‌تر از دلار نمی‌رسند
دلار هم که...
عجب
دلار که همان عددهایی‌ست که خودشان خلق کردند
الکی در رایانه ثبت کردند
همین!

پس آمریکا هر چقدر که بدهکارتر شود
ثروتمندتر می‌شود
زیرا معنی آن این است که پول بیشتری برای خرید از دنیا دارد
و دولت آمریکا
پشتوانه این پول است
نه پشتوانه اقتصادی
که پشتوانه سیاسی
ما می‌دانیم که
نه دولت آمریکا
و نه بانک‌های خصوصی فدرال
این مقدار طلا ندارند
یعنی پشتوانه اقتصادی ندارد
ولی می‌دانیم که دلار در جهان رسمیّت دارد
در معاملات
پس همین کافیست به عنوان پشتوانه
تا ما اعتماد کنیم
و جهان

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   موزه دفاع مقدس - ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 34 + جمعه 98 اردیبهشت 6 - 5:0 صبح

حالا آیا دولت بدهی بانک‌های فدرال رزرو را بازپرداخت می‌کند؟
نه!
چرا بکند؟!
اصلاً این خواست فدرال رزرو است که مدام به دولت وام بدهد
و پس نگیرد
زیرا واقعاً که پولی جابه‌جا نمی‌شود
فقط سند بدهی امضا می‌گردد
دولت آمریکا مدام به بانک‌های خصوصی بدهکارتر می‌شود
همین
و بانک‌دارها هم در مقابل
اولاً:
ثروت‌شان افزایش می‌یابد
زیرا تمام این طلب‌هایشان از دولت تبدیل به پول می‌شود
یعنی مانند پول کار می‌کند
چون اعتبار است
یعنی سندی‌ست که یک روز قرار است مثلاً الکی به پول بدل گردد
که البته هرگز نمی‌گردد
ولی بانک‌ها همین سندها را پشتوانه وام دادن به مردم قرار می‌دهند!
تعجب نکنید
این همان جادوگری رباست
که بانک‌ها امروزه انجام می‌دهند
یعنی وام دادن ِ وام!

ثانیاً:
وقتی دولت آمریکا به بانک‌های خصوصی بدهکار باشد
آن‌ها راحت‌تر تصمیمات خود را بر دولت تحمیل می‌کنند
از دو جهت برنده می‌شوند!

سخت شد
اجازه دهید بیشتر توضیح دهم
مثلاً دولت آمریکا می‌خواهد به مردم فقیر و بیکار پول بدهد
خب نیاز به پول دارد
ولی ندارد
چون مالیات به این اندازه نبوده
چرا؟
تولید مالیات وابسته به تولید است
و تولید به اندازه‌ای در آمریکا نیست که تأمین هزینه کند
آمریکا سال‌هاست که تولید خود را به خارج از کشور واگذار کرده
لباس‌هایشان در بنگلادش تولید می‌شود
قطعات الکترونیکی در چین و سنگاپور و مالزی
و...
پس دولت از بانک‌های فدرال رزرو که خصوصی هستند پول قرض می‌گیرد
البته پول که نه
فقط عدد
این عدد را می‌ریزد به حساب مثلاً بیمه بیکاری
من بیکار هستم
کارت ولفیر خود را می‌برم تا نان بخرم
من از نانوا نان می‌گیرم
عددهای بدهی دولت الآن به حساب نانوا منتقل شده
نانوا هم با این عدد خرید می‌کند
مثلاً آرد می‌خرد
حالا عددها به حساب شرکت آرد منتقل شده
این چرخه تا کجا ادامه دارد؟!
تا زمانی که داخل کشور آمریکا باشد که مشکلی نیست
چون همه فقط عددها را جابه‌جا می‌کنند
عددهایی که قبلاً نبود
ولی بانک خصوصی
برای این‌که به دولت وام بدهد
این عددها را اضافه کرد به سیستم

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   موزه دفاع مقدس - ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 33 + چهارشنبه 98 اردیبهشت 4 - 5:0 صبح

حالا برگردیم به بحث قبلی
یادتان اگر باشد
«بدهی» برای بانک حکم «ثروت» را دارد
یعنی
هر چه یک بانکی بتواند طلب‌های خود را افزایش دهد
یعنی «بیشتر بدهی ایجاد کند»
یعنی بیشتر بدهکار داشته باشد
او پول‌دارتر است
زیرا «پول» در بانک‌های امروز مساوی‌ست با «سند طلبکاری»
چون بانک‌ها از آینده می‌خورند
از طلب‌هایشان

یاد لطیفه‌ای افتادم
همین‌جا میان این سطور
هم شاد می‌کند
هم موضوع را روشن‌تر
زن و شوهری دعوایشان شده
قاضی رأی داد:
شوهر بیش از روزی یک سهم ندارد
فرداروز
شوهر نقشه‌ای کشید:
سهم امروز را گرفتم
حالا سهم فردا را هم بده
فردا خلاص باش و راحت
زن پذیرفت
اما فردا راحت نبود
زیرا سهم پس‌فردا را هم
شوهر هر روز سهم‌های روزهای بعد را مطالبه می‌کرد
این شد روال
هر روز سهم بخشی از تقویم آینده
با یک محاسبه ریاضی
مرد سهم دویست سال را مصرف کرده بود!
ولی
مگر این مرد بیش از 80 یا 90 سال قرار بود عمر کند؟!
یا بیش از 30 یا 40 سال زندگی مشترک داشته باشد؟!

حالا
دولت آمریکا یک نهاد مستقل است
از بانک
این در اقتصاد آمریکا خیلی مهم است
مدل تری‌گپس
سه شکاف را مشخص می‌کند
این‌جا را ببینید:



دولت یک بنگاه مستقل است
هزینه و راندمان آن هم مستقل
و تأثیرگذار
چون یکی از بزرگ‌ترین مشتریان بازار است
دولت اگر هزینه‌های خود را عمداً افزایش دهد
یعنی بدهی خود را به بانک‌ها افزایش داده
این یعنی افزایش ثروت بانک‌ها
دقت فرمودید؟!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   موزه دفاع مقدس - ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 32 + دوشنبه 98 اردیبهشت 2 - 5:0 صبح

اما
یک اتفاق مهم‌تر هم افتاد
که خیلی از ماها از آن بی‌خبریم
اقتصاد آمریکا مستقل شد
از دولت
قبلاً اسکناس‌ها را «خزانه‌داری آمریکا» امضا می‌کرد
حالا دیگر نه
«فدرال رزرو» امضا می‌کند (قبلاً در این‌جا با تصویر اسکناس نشان داده‌ام)
چه اتفاقی افتاده است یعنی؟
این یعنی چه؟

ما در ایران بانک مرکزی داریم
بانک مرکزی نوکر دولت است
دولت بر تمام فعالیت‌های آن نظارت دارد
شورای پول و اعتبار مال ِ دولت است اصلاً
پس پول ما دولتی‌ست
البته این نبودها
اول که ناصرالدین شاه امتیاز بانک شاهنشاهی را به یک خارجی داد
آن روز نبود
بانک مرکزی در حقیقت خارجی بود
و مستقل از حاکمیت
بانکی که اسکناس چاپ می‌کرد و قوانین پولی و اعتباری را وضع
امروز ولی همه چیز دست دولت است

آمریکا این طور نیست
دولت آمریکا تمام حق خود را واگذار کرده
بانک مرکزی ندارد اصلاً
دوازده بانک خصوصی هستند
که مستقل از دولت می‌باشند:
«بر اساس قانون مصوب کنگره ایالات متحده آمریکا در سال 1913، "ذخیره فدرال " تأسیس شد. بر اساس این قانون سرتاسر ایالات متحده آمریکا به 12 منطقه? بانکی تقسیم می‌شود. کلیه فعالیت‌های بانکی این مناطق توسط هیئت مدیره سیستم ذخیره فدرال کنترل و هماهنگ می‌شود.»

دولت البته با آن‌ها ارتباط دارد
نماینده و ناظر
ولی
آن‌ها خصوصی هستند
و غیردولتی:
«بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا... این نهاد متشکل از 12 بانک مرکزی به عنوان حامیان فدرال رزرو و از نظر قانون ایالات متحده آمریکا، خصوصی و مستقل محسوب می‌شود اما بخشی از تصمیمات دولتی بر فعالیت آن‌ها دخالت دارد.»



این متن را ببینید:
اسکناس آمریکا
معرفی اسکناس‌های آمریکا تا صد سال پیش
حالا این را بخوانید:
اسکناس فدرال رزرو
اسکناس‌هایی که
بعد از تحوّل در اقتصاد آمریکا
منتشر می‌شوند

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   موزه دفاع مقدس - ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 31 + شنبه 98 فروردین 31 - 5:0 صبح

اجازه دهید کمی علمی‌تر عرض کنم
منطقی‌تر
با گزاره‌های قابل فهم‌تر
خلاصه‌تر:
1. پول کالا تولید نمی‌کند
2. پول پول می‌آورد (در نظام ربوی یا سرمایه‌داری)
3. پول کالا می‌آورد
4. نیروی کار افزایش نیافته است

دیدید چه شد؟
یعنی پول پول می‌آورد
پس پول کالا می‌آورد
چون با پول کالا می‌خریم
ولی در فرض 1
ما بدیهی می‌دانیم که پول کالا خلق نمی‌کند
پس پول کالایی را می‌آورد که خود خلق نکرده است
پس چه کسی این را خلق کرده است؟
نیروی کار هم که ثابت بوده
چون پول‌دار که کار نکرده
او با پول پول درست کرده
یعنی ما پولی داریم که معادل آن کار ِ تولیدی نکرده‌ایم
پس یک کسی باید کرده باشد
این کار تولیدی را
چه کسی؟
همان نیروی کاری که ثابت است
یعنی چه؟
یعنی نیروی کار باید بیشتر کار کرده باشد
تا بتواند هزینه کالاهای پول جدید را هم تأمین کند
به همین سادگی!

اما این‌که چرا آمریکا با این‌که بدهکار است
باز هم ثروتمندترین کشور جهان است
خیلی جالب است
سؤال مهمی‌ست
و پاسخ روشنی هم دارد
اقتصاد آمریکا خیلی ویژه است
متفاوت از بسیاری کشورهای جهان

زمان نیکسون
یکی از رئیس‌جمهوران نامرد آمریکا
چند اتفاق شگفت افتاد
اولی این بود که معاوضه اسکناس با سکه نقره برچیده شد
قطع شد یعنی
دزدی‌ای آشکار
تا روز قبل مردم سکه نقره را می‌دادند و اسکناس یک دلاری می‌گرفتند
روی آن هم نوشته بود قابل بازپرداخت به سکه نقره
روز بعد اما
بعد از تصمیم و سخنرانی نیکسون
دیگر اسکناس می‌بردی به تو سکه نقره نمی‌دادند
یعنی از وعده نوشته شده روی Note تخلّف کردند
این روال تا امروز در آمریکا ادامه دارد

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   موزه دفاع مقدس - ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 30 + پنج شنبه 98 فروردین 29 - 5:0 صبح

بورس هم همین است
شکست در بورس باید هر روز باشد
اما چقدر؟
نه به اندازه‌ای که همه خرده‌سرمایه‌دارها ورشکست شوند
و گرنه دیگر از کار می‌افتند
از بورس خارج می‌شوند
یا از چرخه بانک بیرون می‌روند
نظام سرمایه‌داری مانند نظام برده‌داری‌ست
هیچوقت مال خود را ضایع نمی‌کند که
برده خود را نمی‌کشد
ممکن است او را گوش‌مالی بدهد
به کار بیشتر وادار کند
ولی اگر ببیند به مرحله مرگ نزدیک شده
برایش پزشک خبر می‌کند
دوا و درمان راه می‌اندازد

نیروی مولّد در جامعه
در حکم برده برای سرمایه‌دار است
بازار بورس و بانک
قوانین یعنی این‌طور طراحی شده
تا جایی که نیروی کار از کار نیافتد او را وادار می‌کند
وقتی در حال سقوط است
دستش را می‌گیرد
آن قوانینی که فرمودید برای همین است
مثلاً قانون ورشکستگی
برای حمایت است
وقتی نابود شد
تمام بدهی‌هایش را صفر کند
ولی نه برای همه
نه همیشه
نه همه سهام
بازار سهام برای خود سهم ممتاز هم دارد
سهمی که همیشه باید سودش پرداخت شود
حتی پس از ورشکستگی
همیشه اولویت دارد
این را ببینید

فارغ از این‌که مارکس با چه معادلاتی این را ثابت کرده
ما خودمان
با یک نگاه کلّی
در جامعه‌مان می‌بینیم
در شهرهای بزرگ‌تر
هر چه که رفاه بیشتر می‌شود
شاهد بیگاری بیشتر هستیم
مثلاً برادر من
در تهران
او قطعاً زندگی مرفه‌تری نسبت به من دارد
اما
میزان کار او
بسیار بیشتر است
بسیار بیشتر از میزان رفاهی که دارد
یعنی چه؟
یعنی من اگر در همین شهر قم
نصف کاری را که او هر روز انجام می‌دهد انجام دهم
می‌توانم همان میزان رفاه که او دارد را داشته باشم
ولی او در تهران
به خاطر هزینه‌های بالا
برای هر چیزی که در اختیار دارد
دو برابر کار می‌کند
این در همه‌جای دنیا هست
عین همین ماجرا
نظام سرمایه‌داری مردم را وادار به کار بیشتر می‌کند
زیرا این خیلی واضح است که «پول کالا تولید نمی‌کند»

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   موزه دفاع مقدس - ماهواره بر - نرم افزار پشتیبان گیری پیامک به صورت Word و Excel - کیک یا بستنی؟ - نقد نقض طرح - اف چهار - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 29 + سه شنبه 98 فروردین 27 - 5:0 صبح

دقت کردید
نظام سرمایه‌داری ناگزیر به افزایش کار مولّد است
زیرا پول که نمی‌تواند کالا تولید کند
پس وقتی پول پول آورد
یعنی تولیدکننده را تولیدکننده‌تر کرد
یعنی ده ساعت کار کارگر را
تبدیل به صد ساعت کار کرد

در ابتدا خیال می‌کردیم این افزایش تولید از طریق توسعه صنعت است
شعار این بود
این‌که سرمایه وقتی انباشته شود
می‌تواند هزینه‌های تولید را کاهش دهد
بنابراین
اضافه تولید، ناشی از سرمایه است
نه افزایش کار کارگر
پس به کارگر فشاری نیامده
محصول هم بیشتر شده
سودآوری هم

ولی مارکس در کتاب سرمایه
با بیان مثال‌های فراوان
و نشان دادن آن‌ها با معادلات ریاضی
ثابت می‌کند که این طور نیست
سرمایه پیوسته در تلاش است تا نیروی مولّد را به کار بیشتر وادار کند
برده‌داری نوین
از گرده همه آدم‌ها بیشتر کار می‌کشد

تورّم هم همین است
تورّم کارش همین است
تورّم تا کجا ادامه پیدا می‌کند
تا زمانی که پیوسته حجم کار مردم را افزایش دهد
دیروز اگر یک ساعت کار می‌کرد پنج تا نان می‌خرید
امروز اما
با یک ساعت کار فقط چهار نان می‌تواند بخرد
چرا؟
آیا حقوقش کم شده؟
نه
ولی نان گران شده
ولی در واقع نان نیست که گران شده
بلکه ارزش پول کم شده
یعنی در حقیقت همان اولی درست بود
حقوق او کم شده است
چون حقوق او با پول پرداخت می‌شود
و بانک‌ها
ارزش پول را شناور می‌کنند
و این تخلّف از وعده‌شان است
روزی که طلا و نقره را از ما گرفتند و جایش سکه دادند
پول فیات درست شد
بدون پشتوانه!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 194 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

<      1   2   3   4   5   >>   >
فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
به فرزند
از فعالیت
به فرزند
با نوشتن
در سفر
به فرزند

چهارشنبه 98 مرداد 2

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب دشمن جوجه خیاطی انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
مباحثه - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید