سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

حکمتی نیست جز به همراه عصمت . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 31 + شنبه 98 فروردین 31 - 5:0 صبح

اجازه دهید کمی علمی‌تر عرض کنم
منطقی‌تر
با گزاره‌های قابل فهم‌تر
خلاصه‌تر:
1. پول کالا تولید نمی‌کند
2. پول پول می‌آورد (در نظام ربوی یا سرمایه‌داری)
3. پول کالا می‌آورد
4. نیروی کار افزایش نیافته است

دیدید چه شد؟
یعنی پول پول می‌آورد
پس پول کالا می‌آورد
چون با پول کالا می‌خریم
ولی در فرض 1
ما بدیهی می‌دانیم که پول کالا خلق نمی‌کند
پس پول کالایی را می‌آورد که خود خلق نکرده است
پس چه کسی این را خلق کرده است؟
نیروی کار هم که ثابت بوده
چون پول‌دار که کار نکرده
او با پول پول درست کرده
یعنی ما پولی داریم که معادل آن کار ِ تولیدی نکرده‌ایم
پس یک کسی باید کرده باشد
این کار تولیدی را
چه کسی؟
همان نیروی کاری که ثابت است
یعنی چه؟
یعنی نیروی کار باید بیشتر کار کرده باشد
تا بتواند هزینه کالاهای پول جدید را هم تأمین کند
به همین سادگی!

اما این‌که چرا آمریکا با این‌که بدهکار است
باز هم ثروتمندترین کشور جهان است
خیلی جالب است
سؤال مهمی‌ست
و پاسخ روشنی هم دارد
اقتصاد آمریکا خیلی ویژه است
متفاوت از بسیاری کشورهای جهان

زمان نیکسون
یکی از رئیس‌جمهوران نامرد آمریکا
چند اتفاق شگفت افتاد
اولی این بود که معاوضه اسکناس با سکه نقره برچیده شد
قطع شد یعنی
دزدی‌ای آشکار
تا روز قبل مردم سکه نقره را می‌دادند و اسکناس یک دلاری می‌گرفتند
روی آن هم نوشته بود قابل بازپرداخت به سکه نقره
روز بعد اما
بعد از تصمیم و سخنرانی نیکسون
دیگر اسکناس می‌بردی به تو سکه نقره نمی‌دادند
یعنی از وعده نوشته شده روی Note تخلّف کردند
این روال تا امروز در آمریکا ادامه دارد

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 - اقتصاد 100 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 30 + پنج شنبه 98 فروردین 29 - 5:0 صبح

بورس هم همین است
شکست در بورس باید هر روز باشد
اما چقدر؟
نه به اندازه‌ای که همه خرده‌سرمایه‌دارها ورشکست شوند
و گرنه دیگر از کار می‌افتند
از بورس خارج می‌شوند
یا از چرخه بانک بیرون می‌روند
نظام سرمایه‌داری مانند نظام برده‌داری‌ست
هیچوقت مال خود را ضایع نمی‌کند که
برده خود را نمی‌کشد
ممکن است او را گوش‌مالی بدهد
به کار بیشتر وادار کند
ولی اگر ببیند به مرحله مرگ نزدیک شده
برایش پزشک خبر می‌کند
دوا و درمان راه می‌اندازد

نیروی مولّد در جامعه
در حکم برده برای سرمایه‌دار است
بازار بورس و بانک
قوانین یعنی این‌طور طراحی شده
تا جایی که نیروی کار از کار نیافتد او را وادار می‌کند
وقتی در حال سقوط است
دستش را می‌گیرد
آن قوانینی که فرمودید برای همین است
مثلاً قانون ورشکستگی
برای حمایت است
وقتی نابود شد
تمام بدهی‌هایش را صفر کند
ولی نه برای همه
نه همیشه
نه همه سهام
بازار سهام برای خود سهم ممتاز هم دارد
سهمی که همیشه باید سودش پرداخت شود
حتی پس از ورشکستگی
همیشه اولویت دارد
این را ببینید

فارغ از این‌که مارکس با چه معادلاتی این را ثابت کرده
ما خودمان
با یک نگاه کلّی
در جامعه‌مان می‌بینیم
در شهرهای بزرگ‌تر
هر چه که رفاه بیشتر می‌شود
شاهد بیگاری بیشتر هستیم
مثلاً برادر من
در تهران
او قطعاً زندگی مرفه‌تری نسبت به من دارد
اما
میزان کار او
بسیار بیشتر است
بسیار بیشتر از میزان رفاهی که دارد
یعنی چه؟
یعنی من اگر در همین شهر قم
نصف کاری را که او هر روز انجام می‌دهد انجام دهم
می‌توانم همان میزان رفاه که او دارد را داشته باشم
ولی او در تهران
به خاطر هزینه‌های بالا
برای هر چیزی که در اختیار دارد
دو برابر کار می‌کند
این در همه‌جای دنیا هست
عین همین ماجرا
نظام سرمایه‌داری مردم را وادار به کار بیشتر می‌کند
زیرا این خیلی واضح است که «پول کالا تولید نمی‌کند»

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 - اقتصاد 100 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 29 + سه شنبه 98 فروردین 27 - 5:0 صبح

دقت کردید
نظام سرمایه‌داری ناگزیر به افزایش کار مولّد است
زیرا پول که نمی‌تواند کالا تولید کند
پس وقتی پول پول آورد
یعنی تولیدکننده را تولیدکننده‌تر کرد
یعنی ده ساعت کار کارگر را
تبدیل به صد ساعت کار کرد

در ابتدا خیال می‌کردیم این افزایش تولید از طریق توسعه صنعت است
شعار این بود
این‌که سرمایه وقتی انباشته شود
می‌تواند هزینه‌های تولید را کاهش دهد
بنابراین
اضافه تولید، ناشی از سرمایه است
نه افزایش کار کارگر
پس به کارگر فشاری نیامده
محصول هم بیشتر شده
سودآوری هم

ولی مارکس در کتاب سرمایه
با بیان مثال‌های فراوان
و نشان دادن آن‌ها با معادلات ریاضی
ثابت می‌کند که این طور نیست
سرمایه پیوسته در تلاش است تا نیروی مولّد را به کار بیشتر وادار کند
برده‌داری نوین
از گرده همه آدم‌ها بیشتر کار می‌کشد

تورّم هم همین است
تورّم کارش همین است
تورّم تا کجا ادامه پیدا می‌کند
تا زمانی که پیوسته حجم کار مردم را افزایش دهد
دیروز اگر یک ساعت کار می‌کرد پنج تا نان می‌خرید
امروز اما
با یک ساعت کار فقط چهار نان می‌تواند بخرد
چرا؟
آیا حقوقش کم شده؟
نه
ولی نان گران شده
ولی در واقع نان نیست که گران شده
بلکه ارزش پول کم شده
یعنی در حقیقت همان اولی درست بود
حقوق او کم شده است
چون حقوق او با پول پرداخت می‌شود
و بانک‌ها
ارزش پول را شناور می‌کنند
و این تخلّف از وعده‌شان است
روزی که طلا و نقره را از ما گرفتند و جایش سکه دادند
پول فیات درست شد
بدون پشتوانه!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 - اقتصاد 100 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 28 + یکشنبه 98 فروردین 25 - 5:0 صبح

حالا من رباخوار
به او پیشنهاد می‌کنم:
این هزار تومان را بگیر
موتور بخر
ماهی ده تومان به من برگردان
روز آخر دو هزار تومان به من پس داده‌ای
فشار هم به تو نمی‌آید
موتوردار هم می‌شوی

وسوسه است دیگر
طرف هم که حساب و کتاب درستی بلد نیست
این طور قضاوت می‌کند:
چه خوب!
بدون این‌که پول بدهم صاحب موتور می‌شوم
بعد کم‌کم پس می‌دهم
بدون این‌که مجبور باشم فشار به خودم بیاورم

ولی بعدتر
می‌بیند که ناگزیر شد روزی یک ساعت بیشتر کار کند
زیرا
با آن مقدار کاری که می‌کرد که تراز مالی‌اش صفر بود
دخل و خرجش مساوی
حالا خرج رفته بالا
چون اقساط وام اضافه شده
پس قطعاً باید درآمد را افزایش دهد
یعنی بیشتر کار کند
حالا آیا می‌تواند زن و فرزند را به اضافه کاری ترجیح دهد؟
خیر
زیرا دیگر مدیون است
مجبور یعنی
قبلاً بین اضافه کاری و خانواده
دومی را برمی‌گزید
یا حتی بین اضافه کاری و رفتن به سینما
اما حالا
برای حفظ خانواده مجبور است تا حدّ مرگ هم که باشد
کار کند
چرا؟

آها
این مهم است
رباخوار
یعنی سرمایه‌داری سنّتی
چطور می‌تواند کارگر مولّد را به کار بیشتر وادار کند
به بازپرداخت وام
از طریق انحصار زمین
زیرا خانه او را رهن وام می‌کند
درباره انحصار زمین مطلب خیلی بیشتر است
که غم‌بارتر
«انحصار» یا مونوپولی پاشنه آشیل نظام سرمایه‌داری‌ست
اگر نباشد
کاپیتالیزم نیست

خلاصه
او امروز برای حفظ خانواده
ناگزیر است دولاپهنا کار کند
در حالی که قبل‌تر
برای حفظ خانواده کمتر کار می‌کرد

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 - اقتصاد 100 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 27 + جمعه 98 فروردین 23 - 5:0 صبح

چرخه سرمایه به خودی خود ارزش تولید نمی‌کند
چرخه سرمایه مانند آبی‌ست که روی پره‌های آسیاب ریخته می‌شود
چرخه سرمایه باید بتواند
باید بتواند
تا نیروهای کار جامعه را به کار بیشتر وادار کند
چگونه؟
با بدهی

من رباخوار
سنّتی‌ترین شیوه کاپیتالیزم
سرمایه‌داری
من هزار تومان دارم
ولی می‌خواهم قدر دو هزار تومان کالا مصرف کنم
بدون این‌که کار کنم
البته که برای به دست آوردن هزار تومان اول
باید کار کرده باشم
رباخواری که از صفر شروع نمی‌شود
کار انباشته اولی نیاز است
ولی بحث سر هزار تومان دوم است
پولی که قرار است بدون کار و بدون تولید به دستم بیاید
پول که در حقیقت نه
کالا
یعنی من هزار تومان کار انباشته دارم
چون کرده‌ام
حالا هزار تومان کار انباشته دیگر می‌خواهم
بدون این‌که کار کنم
چه می‌کنم؟
تحریص

می‌روم سراغ کارگر:
تو دلت می‌خواهد یک موتور سیکلت داشته باشی؟
البته که کارگر می‌خواهد
ولی او پنج فرزند و یک همسر دارد
ماهی صد و بیست ساعت کار می‌کند
تا زندگی خود را در کف نیازها حفظ کند
زن و فرزند را
او دلش می‌خواهد یک موتور بخرد
ولی
هرگز موتور خریدن
او را به کار بیشتر وادار نمی‌کند
زیرا خسته است
در هنگام خستگی
از خود می‌پرسد:
آیا دو ساعت در روز بیشتر کار کنم تا بتوانم با پول آن موتور بخرم؟
نه
ارزشش را ندارد
بروم این دو ساعت را با زن و بچه‌هایم خوش باشم
بیشتر حال می‌دهد
بیشتز از زندگی لذّت می‌برم
فوقش فردا هم پیاده سر کار می‌روم
مهم نیست
پاهایم قوی‌تر می‌شود
بودن با زن و بچه بیشتر از موتور ارزش دارد!

او بیشتر کار نمی‌کند
او بیشتر مصرف نمی‌کند
او قناعت می‌کند
زیرا لذّتی که از همراهی با خانواده می‌برد بیشتر از موتور است

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 - اقتصاد 100 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 26 + چهارشنبه 98 فروردین 21 - 5:0 صبح

می‌دانم سخت شد
اجازه دهید بیشتر توضیح دهم
قبلاً عرض کردم که پول چیست
اعتبار چیست
ارزش مالی چیست
حتی سهام هم
همه این‌ها به خودی خود هیچ چیزی نیستند
این‌ها کارهایی هستند که فشرده شده‌اند
بسته‌بندی شده‌اند یعنی
یعنی اگر نانوا کار نکند
اگر قصاب کار نکند
اگر کشاورز و دامدار
این اسناد مالی تهی می‌شوند
هیچ نیستند
به قول آدام اسمیت فقط کار مولّد ارزش می‌سازد
کارهای خدماتی را مولّد نمی‌داند

خب
خوب دقت کنید
من هزار تومان پول دارم
این هزار تومان را که نمی‌توانم بخورم
باید تبدیل به کالا شود
تا قابل مصرف باشد
اما با این هزار تومان فقط به اندازه هزار تومان می‌توانم کالا بخرم
من اگر رباخور باشم
اگر بانک‌دار باشم
اگر بورس‌باز باشم
خب یعنی می‌خواهم بدون کار کردن
بدون تولید کردن
این هزار تومان را بکنم دو هزار تومان
تا قدر دو هزار تومان با آن بخورم
مگر می‌شود؟
بیشتر شبیه به جادوگری‌ست
از هیچ که چیزی خلق نمی‌شود
بله
بیشتر سازوکارهای نظام سرمایه‌داری شبیه به شعبده‌بازی‌ست
ترفندهایی که
مانند سحره فرعون
چشم مردم را فریب می‌دهد

وقتی من دو هزار تومان کالا بخواهم
پس باید دو هزار تومان کالا تولید شود
ولی طرف حساب من فقط یک هزار تومان کالا تولید می‌کند
و من فقط همان را می‌توانم از او بگیرم
پس چه کنم؟

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 - اقتصاد 100 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 25 + دوشنبه 98 فروردین 19 - 5:0 صبح

این‌جا می‌خواهم جواب چند سؤال شما را با هم عرض کنم
یکی درباره توقف نماد
دیگری نهایت ِ تورم
یعنی ته آن کجا خواهد بود؟
آیا همیشه ادامه خواهد یافت

خب، قبلاً اشاره کرده بودم
وقتی از ولفیر صحبت کردم
اقتصاد سرمایه‌داری مانند دو ظرف آب متصل به هم روی دو کفه ترازوست
مانند داروغه ناتینگهام
یک سکه باید بیاندازد
تا باقی را بردارد
اگر آبی در کفه دیگر نباشد
به این کفه آبی وارد نخواهد شد

پس
دولت سرمایه‌داری مدام باید به قشر ضعیف پول تزریق کند
تا بتواند پول درو کند
بازار بورس هم از این قاعده مستثنی نیست
اگر کارگزاران عمده
و ارشد
رها شوند
تمام بورس را یک شبه می‌بلعند
تمام دارایی کف بورس
یعنی جمعیت خرده‌کارگزاران
بالا کشیده شده و تمام می‌شود
روز بعد دیگر بورس راکد می‌شود
و این پایان نظام سرمایه‌داری‌ست
نظام سرمایه‌داری مثل رودخانه است
اگر سرمایه در آن جریان نداشته باشد
فوراً می‌میرد
زیرا در حال خوردن از آینده است
و کار در آینده
امروز در آن به مصرف می‌رسد
پس باید نیروهای جامعه را همچنان وادار به کار کند

مثل همین خود آقای پانزی
چرا بساطش را جمع کردند؟
خود آمریکایی‌ها
خود سرمایه‌دارها
یا همین اخیر
آقای مِیداف
او هم پونزی داشت عمل می‌کرد

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 - اقتصاد 100 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 24 + شنبه 98 فروردین 17 - 5:0 صبح

امروز صد سهم می‌خرم
از شرکت الف
فردا
بله دقیقاً فردا
گاهی تغییر زیاد در یک روز صورت می‌پذیرد
ارزش سهام من چند برابر می‌شود
پس من داراتر می‌شوم
یعنی پول‌دارتر
با این معادله مواجه می‌گردم:
ارزش امروز سهام = پول نامعلوم + سود یک روز سهام + ارزش خرید سهام
من ارزش سهام را در روز خرید
و امروز
می‌دانم
سود یک روز سهام هم مشخص است
زیرا شرکت سود سالانه خود را
که از محاسبه هزینه‌های تولید
و کسر از سود فروش محصولات به دست می‌آید
سر سال ارائه می‌کند
ولی یک چیز نامعلوم است
پولی که به این معادله اضافه شده
و یک روزه ارزش سهام من را این قدر بالا برده
این پول از کجا آمده است؟

در حال تحقیق بودم
دنبال پاسخ این سؤال
راستش تازه ازدواج کرده بودم
و یکی از شوهرخاله‌های زن سابقم
در بورس قم مسئولیتی داشت
در مهمانی‌های خانوادگی فهمیده بودم
خب این یک فرصت بود
راهی برای این‌که به بورس وارد شوم

آیسبرگ را اولین بار در سایت یک شرکت ایرانی دیدم
شرکتی که کارگزاری بورس می‌کرد
در معرفی خدماتش
مدعی بود که سفارش آیسبرگ هم ارائه می‌دهد
شیوه‌ای از سفارش
که ماهیت واقعی بورس را لو می‌دهد
مکانیزم عمل بورس را

از این شیوه‌ها زیاد است
شیوه‌هایی که شفافیت را کم می‌کنند
آب را گل‌آلود
تا فرصت برای عملیات پونزی بیشتر شود
مانند پامپودامپ

بورس شبیه به یک بازی‌ست
هر بازی قانون هم می‌خواهد
اگر همه بخواهند از حدّ‌ و مرز فراتر بروند
سود‌ها را یک شبه به جیب بزنند
بازی به هم می‌خورد
جمع می‌شود اصلاً
بساط بازی و سودهای کلان آن

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 - اقتصاد 100 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 23 + پنج شنبه 98 فروردین 15 - 5:0 صبح

از بورس پرسیدید
و این‌که
آیا من خودم اگر امکانش را داشته باشم
در بورس سرمایه‌گذاری می‌کنم یا خیر
راستش
سال‌ها پیش
شاید ده یا دوازده
درگیر این مطلب شدم
همین پرسش
وقتی مکانیزم بانک را فاسد یافتم
مثل دیگران
به اسلامی بودن بورس فکر کردم:
خب!
بورس که دیگر پول نمی‌سازد
بورس خیلی سالم است
چون دقیقاً با کار مرتبط است
مضاربه حقیقی همین است اصلاً
نه آن چیزی که بانک‌ها تدلیس می‌کنند
من پول می‌دهم به شرکت‌های معتبر
آن‌ها کار می‌کنند و سود می‌دهند
ارزش تولیدات شرکت که بالا می‌رود
ارزش سهام من هم زیاد می‌شود
چه خوب!

درگیر مطالعه اولیه بودم که ضعف بورس را یافتم
با سؤالی که همیشه از خود می‌پرسم
وقتی با پیدایش یک ارزش و اعتبار مالی مواجه می‌شوم:
این پول دقیقاً از کجا آمده است؟!

من یک کبرای قطعی دارم
گزاره‌ای که به آن یقین دارم:
پول و اعتبار و ارزش مالی از صفر به دست نمی‌آید
یعنی از هیچ، چیزی درست نمی‌شود
یعنی اصل بقای ماده و انرژی دیگر
یعنی اگر من یک سیخ کباب خوردم
حتماً یک جای دنیا باید دویست گرم گوشت کم شده باشد!
به همین سادگی!

حالا سؤال همیشگی من در مواجه با کباب این است:
این دویست گرم دقیقاً از کجای عالم کم شده است؟
تا بفهمم حلال است خوردن آن یا حرام!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 - اقتصاد 100 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
هویّت ِ بورس 22 + سه شنبه 98 فروردین 13 - 5:0 صبح

از پاسخ کامل و دقیق شما سپاسگذارم.مشخص هست با صبر و حوصله پاسخ دادین.
اما چندتا سوال دیگه هم هست که لطف می کنید اگر پاسخ بدین.
هرچه به دنبال ابزاری به نام آیس برگ گشتم به مفهومی و یا ابزاری با این واژه نرسیدم اگر امکانش هست بیان کنید در کدام بازار استفاده  می شود.
بیان کردید که کشورهای لیبرال فشار ها و تورم هاشونو انتقال می دهند به دیگر کشور ها مثل کشور ما که البته حرف درستی است.اما سوال پیش می اید که چطور ایالات متحده تورم خود را انتقال می دهد اما با این اوصاف باز هم 18 تریلیون دلار بدهی دارد؟
که البته گفته می شود تا 2020 به 30 تریلیون دلار می رسد.
این حجم بدهی درواقع از کجا  می اید؟الان که دیگر در جنگ نیستند وچرا وقتی دارند تورم خود را انتقال می دهند بازهم گرفتار این همه بدهی رو به رشد افسار گسیخته هستند؟
وشاید با وجود این حجم از بدهی عملا از خودشون هیچی ندارند.
بورس ابزاری دارد که جلوی بورس بازی را بگیرد که به ان توقف نماد می گویند،در جواب این نماد جوابتان چیست؟
البته این درست  است و می توان عنوان کرد که تا بورس بخواهد متوجه اتفاقات بشود و جلوی نماد رو بگیره و توقف بزنه و حسابرسی کنه بورس بازهای اصلی کارشون رو انجام دادن.
اما ایا همیشه قابل فرار هست این ابزار؟
وایا با توجه به این که میدانیم بورس کم خالی از اشکال یا همه سازگار ان دارای اشکال است.ایا این درست است که سهام رو به قصد بلند مدت ومنتفع شدن از  سود خود سهام که بهره وری کارخانه است خرید کرد؟ یا باز هم دارای ایراداتی است؟
که البته باز این بحثی پیش می اید که سهام رو داری از بورس بازان خرید می کنی.
پاسخ شما چیست؟
و سوال دیگر این که با وجود به شناخت ساختار بورس  و نحوه عملکرد افراد در ان.ایا به خیل این افراد پیوستن و همین بازی کوئیستی رو انجام دادن دارای ایراد است؟
ایراد به مفهوم اینکه پول و درامد حاصله  کثیف است یا تمیز؟
راحت کنم مطلب رو شخص خودتان باشید انجام می دهید؟و اگر انجام نمی دهید استدلالتونو بیان کنید لطفا
می دانم که باتوجه به ان همه توضیحات شاید دیگر نیاز به پاسخی نباشد اما
در پاسخ این سوال جواب دهید که وقتی همه میدانند در چه چرخه ای قرار گرفته اند و با علم واگاهی هستند و شرع هم در ظاهر با وجود شرایط و قوانین می گویید حلال اما باز چرا انجام نمی دهید؟ یا می دهید؟
مطلب دیگر این که نظراتان در مورد فارکس چیست؟
بورسی است که جهانی است و شاید همان قاعده ای که بیان شد حتما دران هم انجام می شود اما صلاح هست ( با سرمایه کم شاید چند دلار وریسک کم و تجربه و اطمینان) وارد شد؟
و می توان با این استدلال وارد ان شد که با غیر مسلمان وارد این بازی کوئیستی می شوی وایراد ندارد؟ پول حاصله تمیز است یا کثیف؟لطفا استدلال خود را بیان کنید.
و سوال دیگر خارج از این بحث ایا میتوان از غیر مسلمان دزدی کرد؟
و ایا استثنایی هست؟مثلا از کافر و مشرک یا واهبی یا ..... موردی هست که دزدی از ان افراد حلال باشد؟
در شرایط کنونی که نرخ ارزها افزایش یافته و تورم هم بالا رفته و همه چیز گران شده ایا تولید کننده ای که مواد اولیه ان از قبل بوده و با قیمت پایین تر از الان اقلام مورد نیازشو تهیه کرده و الان میخواهد عرضه کند می تواند با نرخ جدید عرضه کند یا با نرخ گذشته باید عرضه کند،چون قیمت اقلام خریداری شده اش قیمت قبل بوده باید به قیمت قبل عرضه کند؟
همین تولید کننده اگر بخواهد همان مقدار اقلام مورد نیاز خودش را تهیه کند برای ادامه تولید و بقا خودش باید شاید چند برابر  گذشته بپردازو  در صورتی که ارز گران شد و طلا گران شد و ملک گران شد و قیمت قابل پذیرش شد یعنی هرکسی طلا خرید کرد ارز خرید کرد ملک خرید کرد یا سهام بورس خرید کرد ان سود را به صورت حلال منتفع شد اما تولید کننده چیکار باید کند؟
ایا این اجازه رو دارد که با نرخ جدید عرضه کند یا باید همچون گذشته با همان قیمت کار کند؟
سوال دیگر اینکه با توجه به همه توضیحات درست شما اما سوال پیش می اید که ایا تا زمانی که پول توسط بانک ها مدام در حال خلق شدن هست پس ما نیز قاعدتا باید همینطور دچار تورم باشیم اما این وسط عرضه و تقاضا چه می شود؟
وقتی مردم جیبشان خالی شده وقتی توان  خرید باقی نماند وقتی  قیمت ها نجومی شده  وبرای مردم متوسط هم نیز دیگر توان خرید و تقاضایی نمانده این تورم های آتی چطور میخواهند رشد کنند؟
تا یک جایی  می توان گفت تاوان سوددهی بانک ها و سیستم پونزی رو مردم پرداخت میکنند عام مردم اما وقتی دیگر جیبی نمانده که بخواهند از جیب مردم برداشت کنند برسر قیمتها و تورم چه می اید؟
ایا به رشد خود ادامه می دهد همچون یک گاو سرکش  و قیمت ها با تورم  های اتی بالا می رود و برگشت پذیر نیستند؟
یا وقتی عملا کسی برای خرید نمانده باشد قیمت ها سیر نزولی خواهند گرفت به خود؟
پیش بینی شما از اینده چیست؟
مشخصا چند ماه اینده و سال 98 ایا قیمت ها باز هم با توجه به مشکلات موجود و کارهای انجام نشده بالا می رود؟
بازهم تورم خواهیم داشت؟البته ان چیزی که طبیعی هست و سالی 20 درصد شاید نه ایا تورم بیش از این تورم های سالیانه درپیش خواهیم داشت؟
ایا بازهم طلا مسکن ارز  و سهام افزایش پیدا میکنند؟
ایا بازهم ارزش دارایی ها بالا می رود و ارزش پول کاسته میشود؟
ایا تغییرات محسوس خواهد بود؟


این فیلم را مشاهده بفرمایید:
How To Beat The Market Makers Using Iceberg Orders

این متن را هم در ویکی‌پدیا بخوانید:
https://en.wikipedia.org/wiki/Dark_pool#Iceberg_orders

این معرفی را هم که ببینید:
https://www.tradingview.com/chart/GBPJPY/OgCPaokO-HOW-BIG-BANKS-MANIPULATE-THE-MARKET-ICEBERG-ORDER

به این توضیح روشن درباره معاملات آیسبرگ در بورس می‌رسید:
This is a technique big banks use to hide large sizes orders they are trying to fill without the public seeing their smaller transactions and have price move against them.

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 - اقتصاد 100 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

<      1   2   3   4   5   >>   >
فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
به فرزند
از فعالیت
به فرزند
با نوشتن
در سفر
به فرزند

پنج شنبه 98 شهریور 28

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم مباحثه سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب دشمن جوجه خیاطی انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
مباحثه - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید