سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

مرد را سرزنش نکنند که چرا حق خود را دیر درخواست نمود ، بلکه او را عیب کنند که دست بدانچه از آن او نیست گشود . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  مسأله شناخت 16 - ماهی انگیزه پُر - سوشیم - سادگی ِ کیک - آشپزک - معلّمک - 
مقاومت خانگی + سه شنبه 99 مهر 29 - 1:31 عصر

گران می‌شود
هر روز
روز به روز
قیمت‌ها نجومی

البته این صحیح نیست
عبارت علمی‌تر این:
ارزش پول کاهش می‌یابد
نتیجه پول‌سازی ِ بانک

من یک سرپرست خانوار
مسئول حل بحران‌های اقتصادی که نیستم
تکلیف من چیست؟
حل ِ بحران ِ اقتصادی ِ خانواده‌ام
این چیزی‌ست که باید بیاندیشیم

ما همه چیز را در خانه می‌سازیم
همه همه که نه
تا جایی که بتوانیم
پنیر در خانه
دوغ در خانه
نجاری در خانه
دوخت و دوز لباس در خانه
حتی نان و کیک و شیرینی هم در خانه
اخیراً ماسک هم دوختیم
آن هم در خانه
و جدیدترین تولیدمان...



قد که می‌کشند
تشک‌های بزرگ‌تر نیاز
رفتم لحاف‌دوزی محل‌مان:

هر تشک دو متر پارچه می‌خواهد
متری 20 تومان
مواد هم 8 کیلو لازم است
نصف پنبه نصف الیاف
الیاف کیلویی 25 تومان
پنبه هم 40
هزینه دوخت هم 35 می‌گیریم

یک حساب سرانگشتی
335 هزار تومان
برای هر تشک
یک تشک ساده فقط!

نه نشد!
این نمی‌شود
نمی‌شود قیمت را این‌قدر بالا حساب کرد
خلاقیت لازم است
نوآوری
مگر نمی‌شود در خانه تشک دوخت؟
می‌شود
و ما می‌توانیم

پارچه خریدم
از کوچه بغل خودمان
متری 16 داشت
متری 19 هم
متقال عرض دو متر
گفتم ضخیم‌تر را بدهد
باکیفیت
بیشتر عمر کند
پس پارچه شد 38
برای هر تشک
الیاف هم رفتیم خیایان جوادالأئمه ع
کیلویی 20
هر تشک 5 کیلو

در نهایت هر تشک را با 138 هزار تومان تولید کردیم
197 هزارتومان ارزان‌تر
خودمان در خانه

بچه‌ها هم خوششان آمد
کمک کردند
در تولید تشک‌های خانگی خودشان
با مهارت لحاف‌دوزی هم آشنا

این بخش مهمی از تربیت نسل آینده است:
می‌شود!
می‌توانیم!

قال بُرهانُ الْمـُنیر (ع): «إِنَّ النَّاسَ وَرَائِی وَ قَدِ اسْتَسْفَرُونِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمْ، وَ وَ اللَّهِ مَا أَدْرِی مَا أَقُولُ لَکَ؟ مَا أَعْرِفُ شَیْئاً تَجْهَلُهُ وَ لَا أَدُلُّکَ عَلَى أَمْرٍ لَا تَعْرِفُهُ ... فَاللَّهَ اللَّهَ فِی نَفْسِکَ، فَإِنَّکَ وَ اللَّهِ مَا تُبَصَّرُ مِنْ عَمًى وَ لَا تُعَلَّمُ مِنْ جَهْلٍ وَ إِنَّ الطُّرُقَ لَوَاضِحَةٌ وَ إِنَّ أَعْلَامَ الدِّینِ لَقَائِمَةٌ.» (نهج‌البلاغه، خ164)
مردم، به سراغ من آمده اند و مرا میان خود و تو سفیر قرار داده اند. به خدا! نمى دانم چه چیز را براى تو بگویم؟ من مطلبى را که تو از آن بى اطلاع باشى (در مورد حقوق مردم) سراغ ندارم، و نمى توانم تو را به چیزى راهنمایى کنم که از آن آگاه نیستى؟ ... خدا را! خدا را! (اى عثمان) به جان خود رحم کن; چرا که به خدا سوگند! تو کور نیستى تا بینایت کنند و جاهل نیستى تا تعلیمت دهند; زیرا راه ها آشکارند و نشانه هاى دین بر پا و روشن! (از خدا بترس و به کار مردم رسیدگى کن). (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 297 - فرزند 450 - اقتصاد 111 - سید احمد 218 - سید مرتضی 207 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  مسأله شناخت 16 - ماهی انگیزه پُر - سوشیم - سادگی ِ کیک - آشپزک - معلّمک - 
تأثیر ِ ساختارها + چهارشنبه 99 شهریور 19 - 10:0 صبح

اصفهان که رفته بودم
خیلی سال پیش
کاسه بزرگ سنگی پرآبی جایی بود
در لابی هتلی
وسط آن لیوانی
ته آب
چقدر مردم سکه انداخته بودند
چرا؟
فقط چون لیوانی برای دریافت سکه می‌دیدند؟!

گاهی این‌طور است
نه
همیشه شاید
ساختار این است
تأثیر می‌گذارد
وقتی فضایی برای کاری در نظر گرفته می‌شود
باشگاه والیبال که باشد
خودبه‌خود ثبت نام می‌کنند
بشود باشگاه رزمی
حالا رزمی اسم می‌نویسند
پل باشد رد می‌شوند
نباشد شنا می‌کنند
ساختارها به رفتار انسان‌ها جهت می‌دهند
مدیریت می‌کنند

رفته بودیم امام‌زاده‌ای
امام‌زاده سیدعلی
در همین شهر قم
خلوت بود
شکاف شیشه را که دیدند
خواستند تا نذری کنند
پولی دادم و هر کدام در ضریح انداختند
خدا قبول کند إن‌شاءالله



اما داعی‌شان
نه شاید نذر و صدقه و هدیه
بیشتر تبعیت از ساختار
بیشتر به‌کارگیری فرم‌ها
ابزارهایی که طراحی شده است

انسان این‌طور است
رفتارش تابع طراحی محیط
معمولاً
شاید در 99 و 9 دهم درصد موارد
این یعنی %99/9*

قال حَلیفُ الِمحراب (ع): «شَرُّ الْإِخْوَانِ، مَنْ تُکُلِّفَ لَهُ» (نهج‌البلاغه، ح479)
بدترینِ برادران (دوستان) کسى است که براى پذیرایى از او (ناچار باشى) خود را به زحمت افکنى. (ترجمه مکارم)


*قرار شده دیگر درصد را سمت راست عدد بنویسم
قرار گذاشته‌اند یعنی
آموزش و پرورش الآن این‌طور یاد می‌دهد
نه مثل قبل که سمت چپ قرار می‌دادیم!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 297 - فرزند 450 - فرهنگ 79 - سید احمد 218 - سید مرتضی 207 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  مسأله شناخت 16 - ماهی انگیزه پُر - سوشیم - سادگی ِ کیک - آشپزک - معلّمک - 
دوبلوران + شنبه 99 شهریور 15 - 12:0 عصر

تأثیر رسانه است
تأثیر خندوانه
تأثیر کودک‌شو
تأثیر عصرجدید
تأثیر همین دوبله‌های عجله‌ای
مسابقه برای دوبله کردن
این‌ها را دیده‌اند که شیفته‌اش شده‌اند



نرم‌افزار پاوردایرکتور را یادشان داده‌ام
آسان است
خودشان ضبط می‌کنند
تعدادی فیلم گرفته
ریخته‌ام در رایانه
هر روز می‌نشینند و چند تا دوبله می‌کنند
از زبان اصلی

متن چه؟
متن را نمی‌نویسند
داستان را هم نمی‌دانند
از خودشان می‌سازند
تصویر را می‌بینند و قصه می‌گویند
هر چه که به نظرشان برسد

گذاشتم آپارات
خواستند یک کانال داشته باشند
حالا دارند
این‌جا در این نشانی:
http://aparat.com/seyedmorteza88

رسانه جهت می‌دهد
آینده را می‌سازد
با تغییر ذائقه و علاقه کودکان امروز
عصر جدید را بگیرید
آینده را در دست دارید
اصلاً هدف اصلی تمامی شوهای تَلنت همین است
استعدادیابی مثلاً
«تغییر مسیر آینده یک جامعه»
دست آدم‌های بد نباید بیافتد
یا نادان
این‌ها جهت را عوضی گرفته‌اند
به ناکجا می‌برند
تمام استعداد نسل‌های بعدی را

قال حُجَّةُالله (ع): «قَلِیلٌ مَدُومٌ عَلَیْهِ، خَیْرٌ مِنْ کَثِیرٍ مَمْلُولٍ مِنْهُ» (نهج‌البلاغه، ح444)
اندک کارى که بر آن مداومت کنى بهتر است از کار زیادى که از آن خسته شوى. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 297 - فرزند 450 - هنر 21 - سید احمد 218 - سید مرتضی 207 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  مسأله شناخت 16 - ماهی انگیزه پُر - سوشیم - سادگی ِ کیک - آشپزک - معلّمک - 
بزرگتر از دهان + دوشنبه 99 شهریور 3 - 7:0 صبح

«این را چطوری باید بخوریم؟»
سؤال به جایی بود
پاسخش چیست؟
- من چه می‌دانم؟! خودتان یک راهی پیدا کنید!

در آگهی‌ها دیده بودند
در تابلوهای تبلیغاتی
در بروشورهای معرفی فست‌فودها
همبرگرهای بزرگ و هیولایی را

نانش را خودم درست کردم
همبرگرش هم
در حقیقت همان کتلت خودمان
فقط کمی بزرگ‌تر و کلفت‌تر
وقتی جلویشان گذاشتم
شوکه شدند
شگفت‌زده
خیلی خوش‌شان آمد
از این‌که این‌قدر واقعی به نظرشان می‌آمد
تصویری که تا به حال فقط فانتزی بود



انسان زیاده‌خواه است
لقمه‌های بزرگ‌بزرگ می‌خواهد
هوس دارد
شغل‌های بزرگ
پول‌های بزرگ
خانه‌های بزرگ
ماشین‌های بزرگ
اما
آیا به این فکر کرده که دهنش چقدر است؟
جا می‌شود یعنی آیا؟!

چقدر ما انسان‌ها نادانیم
وقتی لقمه‌های بزرگ‌تر از دهان‌مان طلب می‌کنیم
وقتی آبرویمان رفت می‌فهمیم
سس گوجه که از دور و بر دهان‌مان سرازیر شد
کوس رسوایی‌مان!

ندیدید بچه‌ها چه بر سر خود آوردند تا این همبرگرها را بخورند!

قال امام الناصح (ع): «فَلَا تَحْمِلْ هَمَّ سَنَتِکَ عَلَى هَمِّ یَوْمِکَ، کَفَاکَ کُلُّ یَوْمٍ عَلَى مَا فِیهِ» (نهج‌البلاغه، ح379)
غم و اندوه تمام سال را بر همّ و غمّ امروزت اضافه مکن. غم هر روز براى آن روز کافى است {غصه آینده را نخور!}. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 450 - آشپزی 77 - سیده مریم 236 - سید احمد 218 - سید مرتضی 207 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  مسأله شناخت 16 - ماهی انگیزه پُر - سوشیم - سادگی ِ کیک - آشپزک - معلّمک - 
عدالت یا مساوات؟ + جمعه 99 مرداد 31 - 3:0 عصر

مساوات یعنی برابری
اما عدالت
نه دقیقاً همان معنا
عدالت را برابری معنا نمی‌کنند

عدالت یعنی هر چیزی سر جای خودش
هر کسی به اندازه خودش
تناسب یعنی
تناسب خواست با نیاز
تناسب مصرف با تولید
تناسب رفتار با جایگاه

یک روز تناسب را این‌طور مراعات کردم
وقتی دیدم سیداحمد عاشق سیب‌زمینی سرخ‌کرده است
پلو کم می‌خورد
برخلاف دیگران
وقتی پی‌درپی اهتمام بیشتری به خوردن سیب‌های زمینی داشت



کتب امام الصّالِحین(ع): «وَإِنْ ظَنَّتِ الرَّعِیَّةُ بِکَ حَیْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ، وَاعْدِلْ عَنْکَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِکَ، فَإِنَّ فِی ذَلِکَ رِیَاضَةً مِنْکَ لِنَفْسِکَ، وَ رِفْقاً بِرَعِیَّتِکَ، وَإِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَکَ مِنْ تَقْوِیمِهِمْ عَلَى الْحَقِّ» (نهج‌البلاغه، ن53)
هرگاه رعیت گمان ستمى بر تو ببرد آشکارا عذرت را به آنان ارائه کن، و به اظهار عذر گمانهاى آنان را از خود بگردان، چرا که اظهار عذر موجب عادت دادن نفس به اخلاق حسنه، و مهربانى و نرمى نسبت به رعیت است، و این عذر خواهى تو را به خواسته ات در واداشتن رعیت به حق مى رساند. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 450 - سید احمد 218 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  مسأله شناخت 16 - ماهی انگیزه پُر - سوشیم - سادگی ِ کیک - آشپزک - معلّمک - 
بدون ِ علاقه + شنبه 99 مرداد 18 - 5:0 صبح

دوست ندارد دیگر
زور که نیست
هنر را اساساً دوست ندارد
بیگانه است
با تمام روح و روانش
گوشت و پوست و خونش

تلاش که کردم
نه این‌که نکرده باشم
شاید حتی بیشتر از باقی فرزندانم
آن‌ها دوست داشتند
خودشان می‌رفتند
نقاشی بکشند
خیاطی کنند
گلدوزی حتی
شماره‌دوزی و گوبلن‌دوزی
خطاطی و خوش‌نویسی
ماکت‌سازی و کاردستی‌های مقوایی
سیداحمد اما
همیشه فقط تحت فشار عمل کرده
خودش میل و اشتیاق نداشته



معلم که خواست
گریز نداشت
درس و مشق است
راه فرار ندارد
جامدادی ساخت
اما چطور؟
با چه دقتی؟
با چه شیوه و مهارتی؟

علاقه که نباشد این می‌شود
رفع تکلیف فقط
رهایی از وظیفه
به «هنر» نمی‌کشد
نمی‌رسد یعنی
هنر به روح و روان بسته است
بدون علاقه میسر نیست

چه ضرورتی؟
اصلاً چه ضرورتی دارد؟
مگر همه باید مثل هم باشند؟
همه انسان‌ها؟
همه باید «هنر» را دوست بدارند؟
بدون هنر نمی‌شود؟
باید دید میل خودش به چیست
اشتیاق و علاقه‌اش
چه می‌خواهد بشود

سیداحمد می‌خواهد پلیس شود
جدی این را می‌خواهد
خیلی اساسی
محکم و استوار

چرا باید کودکان را به چیزی که نمی‌خواهند وابداریم؟!
به ریاضی و فیزیک و پزشکی و رایانه و دانشگاه کلاً
وقتی طالب دیگری‌اند؟!

کتب ابوالعترة (ع): «مَا نِلْتَ مِنْ دُنْیَاکَ فَلَا تُکْثِرْ بِهِ فَرَحاً، وَ مَا فَاتَکَ مِنْهَا فَلَا تَأْسَ عَلَیْهِ جَزَعاً، وَ لْیَکُنْ هَمُّکَ فِیمَا بَعْدَ الْمَوْت.» (نهج‌البلاغه، ن22)
به خاطر آنچه از دنیا به دست آورده اى زیاد خوشحال نباش و آنچه را از دنیا از دست داده اى بر آن تأسف نخور و جزع نکن; تمام همّت خود را به آنچه بعد از مرگ و پایان زندگى است متوجه ساز. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 450 - هنر 21 - سید احمد 218 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  مسأله شناخت 16 - ماهی انگیزه پُر - سوشیم - سادگی ِ کیک - آشپزک - معلّمک - 
شهر از فراز ِ پارک + شنبه 99 مرداد 4 - 4:0 صبح

مسیریاب‌ها نرم‌افزارهای خوبی هستند
کار راه می‌اندازند
شهری را که نمی‌شناسی
آشنا که نباشی

با بچه‌ها بیرون بودیم
گفتم نزدیک‌ترین پارک را نشان بده
داد
مسیر خودرو را عوض کردم
چقدر بالا
چقدر مرتفع
و البته چقدر خلوت
انگار غیر از ما کسی در پارک نبود
بام تهران بود واقعاً
حس می‌کردی هم‌قدّ برج میلاد شدی



باران گرفت
طاقی پیدا کردم و زیر آن ایستاده
مرد جوانی پیش آمد
رشته حقوق
دفتر وکالت داشت
سر بحث را باز کرد
همان مسأله همیشگی ازدواج و خانواده
مشکل اصلی جوانان این روزگار

یاد استادی* افتادم
پرسیده بودند چرا آخوندها لباسی متفاوت دارند
آیا لباس شهرت نیست
در حالی که می‌دانیم زمان رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) نبوده است
لباس ایشان متفاوت از عامه مردم

پاسخ نیکی داد:
روحانی مثل مکانیک نیست
ماشین خراب شود و مراجعه کنی دکّانش
یا مثل طبیب
بیمار برود به مطبّش
مغازه ندارد که مردم هر وقت کار دارند آن‌جا بروند
زیرا فقط پاسخگوی مسائل شرعی نیست
کار او فقط «نظری» نیست

تخصص روحانی «سبک زندگی اسلامی» است
مردم همیشه و همواره و هر لحظه با او کار دارند
پرسش‌های روزمره زندگی را
هر جا که به دین ارتباط دارد
که البته همه‌اش مرتبط با دین
که دین یک سبک زندگی است
که دین به همه مسائل روزمره کار دارد
بپرسند
یا ببینند و الگو بردارند
لباس روحانیت برای این است که بفهمند این آدم متخصص این کار است
رفتارش
گفتارش
سلوک و منش او بشود الگویی برای دین‌داری
کار آخوند تبلیغ «عملی» است

فلسفه لباس روحانیت این
و گرنه که ما هم مثل پریست‌ها
کشیش‌های مسیحی
می‌شد عنداللزوم یک تکه سفید لای یقه‌مان بگذاریم و ناگهان به یک مبلّغ مذهبی تبدیل شویم
اسلام این‌طور نیست
الگوهایی می‌خواهد که به چشم دیده شوند
بین مردم باشند
با مردم زندگی کنند
ولی رفتارشان منطبق بر دین
با رفتار غیردینی متفاوت باشد

این است که استادی** می‌فرمود:
روحانی باید که چشم و قلب و زبانش روحانی باشد

روحانی اگر «روحانی» باشد
لباس روحانیت هم به تن داشته باشد
مردم که روحانیت او را ببینند
اصلاح می‌شوند
جامعه طریق صلاح را در پیش می‌گیرد
وقتی روحانی صالح باشد

در گذشته این‌طور بوده
باید آینده نیز چنین باشد!

کتب الأمیر (ع): «وَ انْظُرْ إِلَى مَا اجْتَمَعَ عِنْدَکَ مِنْ مَالِ اللَّهِ، فَاصْرِفْهُ إِلَى مَنْ قِبَلَکَ مِنْ ذَوِی الْعِیَالِ وَ الْمَجَاعَةِ مُصِیباً بِهِ مَوَاضِعَ الْفَاقَةِ وَ الْخَلَّاتِ» (نهج‌البلاغه، ن67)
در بیت المالى که نزد تو جمع شده دقت کن و آن را براى عیالمندان و گرسنگانى که در نزد تو هستند مصرف کن، و به فقیران و نیازمندان برسان. (ترجمه انصاریان)

* استاد حسینی الهاشمی (ره)
** استاد طیّآره (ره)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 297 - فرزند 450 - سیده مریم 236 - سید احمد 218 - سید مرتضی 207 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  مسأله شناخت 16 - ماهی انگیزه پُر - سوشیم - سادگی ِ کیک - آشپزک - معلّمک - 
صنعت ِ ایرانی یخچال + شنبه 99 تیر 28 - 9:0 صبح

اصلاً نمی‌دانستم
باور هم نمی‌کردم
خیلی برای خود من جالب بود

قبل‌تر از خودم پرسیده بودم
چرا یخچال را «یخ چال» نامیده‌اند؟!
چرا «یخ کمد» نیست؟!

آن روز فهمیدیم
وقتی به موزه علوم و فناوری رفتیم
فروردین پارسال

مردم ایران یخ داشتند
در گذشته
در همه طول سال
وقتی که یخچال و فریزر نبود
با سامانه‌ای که خود اختراع کرده بودند

آقایی که مسئول این قسمت از موزه بود
این‌طور توضیح داد:
دیواری بلند و طولانی می‌ساختند
پشت آن حوضی کم عمق
طوری که آفتاب نخورد
آب که پر می‌کردند
شب‌ها یخ می‌زد
دوباره آب می‌ریختند
باز یخ می‌زد
لایه‌لایه یخ می‌شد
روزها هم آفتاب نمی‌توانست آب کند
زمستان را پر می‌کردند از یخ
چاله بزرگی را که برای ذخیره ساخته بودند
روی چاله گنبدی مرتفع
اجازه ندهد گرما نفوذ کند
لای یخ‌ها کاه
تا به هم نچسبند

تمام تابستان یخ داشتند
یخچال‌هایی که ایرانی‌ها در تمام شهرها می‌ساختند
یخ‌ها را می‌فروختند و مردم استفاده می‌کردند
روزی که فناوری‌های غربی نیامده بود هنوز



یعنی همین محله «یخچال قاضی» قم هم چنین سابقه‌ای دارد
روزی حتماً یخچال بزرگی در آن‌جا نصب بوده
به همان سبکی که همه جای ایران بوده
خیلی شگفت‌آور
بعد هم همین نام را به «کمدهای سرد کن» خارجی نسبت دادند
شد یخچال‌های امروزی!

موزه فوق‌العاده آموزنده‌ای بود
حقیقتاً جالب
بچه‌ها که ساعات خوشی را گذراندند
مدتی که گام به گام موزه را می‌دیدند



موزه ایران باستان و دوران اسلامی را هم دیدیم
کمتر مورد استقبال قرار گرفت
شاید هنوز سن کودکانم برای درک ارزش اشیاء این موزه‌ها کافی نبود
بیشتر خودم برایشان توضیح دادم
از انسان‌هایی که بودند و دیگر نیستند
فقط آثارشان



ما هم امروز هستیم و قطعاً روزی نخواهیم بود
چه آثاری از ما برای آن روز باقی خواهد بود؟!

کتب علی بن أبی‌طالب (ع): «فَإِنَّ الْمَرْءَ لَیَفْرَحُ بِالشَّیْءِ الَّذِی لَمْ یَکُنْ لِیَفُوتَهُ، وَ یَحْزَنُ عَلَى الشَّیْءِ الَّذِی لَمْ یَکُنْ لِیُصِیبَهُ» (نهج‌البلاغه، ن66)
آدمى از رسیدن به چیزى که از او فوت نمى شد خوشحال مى گردد، و از فوت چیزى که نصیب او نمى گشت اندوهناک مى شود (این خوشحالى و اندوه بیجاست). (ترجمه انصاریان) [روزی انسان از پیش مقدّر شده است!]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 297 - فرزند 450 - سیده مریم 236 - سید احمد 218 - سید مرتضی 207 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  مسأله شناخت 16 - ماهی انگیزه پُر - سوشیم - سادگی ِ کیک - آشپزک - معلّمک - 
کارت بازی خودرو + سه شنبه 99 تیر 24 - 6:51 عصر

ما بازی کارت ماشین ساختیم
این



این‌جاها هم می‌فروشیم:

                                    صفحه معرفی کارت بازی خودروی پویا

هر سال همین
برای سرگرم شدن بچه‌ها
یکی دو تا بازی ساخته‌ایم
معمولاً تابستان‌ها

یک‌بار «ویچی» را ساختیم
مدتی مورد علاقه
پیوسته بازی می‌کردند

یک‌بار بازی «خانواده»
همراه با «تک»
که البته ترجمه فارسی از همان بازی «اونو»ست
و اولی ترجمه «عقوبةالکذّاب»

«پازل شش‌گوش»
با آن خطوط رنگی زیبایش
بیشتر مورد علاقه خودم
و کمتر بچه‌ها

حتی گاهی توپ ساختیم
«توپ پارچه‌ای»
با محتوایی نرم و انعطاف‌پذیر

یا «اسکیت»
خود بچه‌ها تولید کردند

یک‌بار «شطرنجی سه‌نفره»
که سه‌تایی با هم بازی کنند
لازم نباشد همیشه یکی‌شان بیرون انتظار بکشد

بازی «هشیار و بیدار»
کارت بازی «جمع اعداد»

و از همه بیشتر
در تمام این سال‌ها
«محاکمه» بازی کردند
این بازی را از همه بیشتر دوست داشتند



ولی در میان همه این‌ها
یک بازی نظیر نداشت
ساخت خودمان
ابداع خودمان
نوآورانه بود
کارت بازی «گوشی همراه»



و امسال
این تابستان
یک طرح جدید

کارت‌های بازی ماشین دیگر در بازار نیست
خودرو
وقتی کودک بودیم بود
زیاد هم
اما سال‌هاست تولید نمی‌شود
هر چه هست شده عتیقه
گران به فروش می‌رسد
خودروهایش هم قدیمی
اطلاعاتی مربوط به چهل سال پیش



کارت خودرو ساختیم
با بچه‌ها
این‌بار اما خیلی وسیع‌تر
با خودروهایی بیشتر
با اطلاعاتی تازه‌تر
آخرین فناوری‌های تولید خودرو در جهان



«بچه‌ها میاید چاپش کنیم؟!»
شگفت‌زده شده بودند
باورشان نمی‌شد
مگر می‌شود؟
مگر ما هم می‌توانیم تولید انبوه کنیم؟!



سال «جهش تولید»
به نظرم رسید خوب است
ما هم یک محصولی اضافه کرده باشیم
به بازاری که نیاز به تولید بیشتر دارد



فهرست خودروها را از ویکی‌پدیا گرفتم
فهرستی از پرفروش‌ترین‌های تاریخ خودرو
و بعد
هر چه خودرو در ایران می‌شناختیم اضافه کردیم
ایرانی و غیر ایرانی
آن‌هایی که هر روز در خیابان می‌بینیم
بچه‌ها هم کمک کردند
در شناسایی خودروهایی پرتردّد
شد 165 عدد خودرو



اول در یک فرم 100 در 70 سانتی‌متر چیدم
دو تا شد
بعد دنبال چاپخانه
نشانی چاپخانه‌ها را از سایت وزارت ارشاد یافتم
به چهارتایشان سر زدیم
نزدیک‌ترین‌شان به خودمان



قیمت‌ها مختلف بود
از همه ارزان‌تر را پیدا کردیم
بزرگ بود
در دستگاهش جا نمی‌شد
گفت کوچکش کن
فقط 50 در 70



شد پنج فرم
هر کدام چهار تا زینگ
خیلی زیاد می‌شد
با هم مشورت کردیم
تقسیمش کنیم به پنج دسته کارت
یک زینگ هم برای پشت کار
تک‌رنگ



سیدمرتضی نقاش خانه ماست
لوگو را او طراحی کرد
لوگوی پشت کار را
آن‌چه پشت تمام کارت‌های بازی ماشین دیده می‌شود



فرم اول را دادیم
چاپخانه تولید کرد
سلفون براق زد
برش داد
رفتیم بالاسر چاپ
با بچه‌ها
دستگاه‌ها را با شگفتی نگاه می‌کردند
حالا ما «ناظر چاپ» بودیم
باید کیفیت خروجی را تأیید می‌کردیم



تجربه درخشانی بود
مانند یک اردوی بازدید
شادی در چهره‌شان موج می‌زد
هنوز هم



کارت‌ها را که آوردیم خانه
مشغول شدند
دسته‌بندی و بسته‌بندی
35 عدد کارت
در هر بسته
قیمت را هم کف قرار دادیم
خیلی ارزان‌تر از هر کارت بازی که می‌شود خریداری کرد
سری اول را گذاشتیم برای فروش
در همین چند روز

«بچه‌ها اگر سری اول فروش رفت، بعد سری دوم را چاپ می‌کنیم»
موافقت کردند
صبر کنیم تا هزینه‌اش در بیاید
هزینه سری دوم
از فروش سری اول
هر سری پشت سر هم
اگر بازار کشش داشت همه پنج سری کارت را چاپ می‌کنیم!



ما هم تولیدکننده شدیم
به همین سادگی
شریک و سهیم
با کمک بچه‌ها
یک خط تولید کوچک در خانه
با کمترین هزینه ممکن

گذاشتیم در این سایت‌ها برای فروش:


حالا هر کسی به راحتی می‌تواند بخرد
و ما برایش ارسال می‌کنیم
در حقیقت بچه‌ها بسته‌بندی و ارسال خواهند کرد
به سراسر ایران اسلامی



سیدمرتضی: «خارج از ایران هم می‌توانند بخرند؟! روی اینترنت است دیگر!»
- ایده خوبی‌ست
به خارج هم صادر کنیم
البته ایرانی‌های مقیم خارج
چون کارت‌های ما که به زبان فارسی‌ست
به زبان‌های دیگر که نیست
إن‌شاءالله در مراحل بعدی
باید ببینیم راه‌حل‌هایش چیست
بالاخره باید ارز پرداخت کنند
و ما هم باید به خارج پست کنیم
این تبادل آسان نیست
ابتدا مشکلات آن را باید ارزیابی کنیم

توقع کودکان اصلاً کم نیست
چرا توقع ما باشد؟!

قال أمین الرسول (ع): «کُنْ سَمْحاً وَ لَا تَکُنْ مُبَذِّراً، وَ کُنْ مُقَدِّراً وَ لَا تَکُنْ مُقَتِّراً» (نهج‌البلاغه، ح33)
بخشنده باش نه بیش از حدّ، اندازه نگاه دار نه در حدّ سختگیرى. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 297 - فرزند 450 - بازی 20 - سیده مریم 236 - سید احمد 218 - سید مرتضی 207 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  مسأله شناخت 16 - ماهی انگیزه پُر - سوشیم - سادگی ِ کیک - آشپزک - معلّمک - 
چلوخانه + شنبه 99 تیر 14 - 8:0 صبح

نشستن داریم تا نشستن
خوردن تا خوردن
روی صندلی یک‌جور
روی تخت طوری دیگر
زمین تا آسمان فرق می‌کند
حالی که به انسان می‌دهد

یکی دو بار امتحان کردیم
حال بچه‌ها متفاوت بود
بیشتر دوست داشتند
چرا؟!
این را هر کسی می‌تواند حدس بزند
منشأ این حسّ متفاوت در چیست؟!



سنّت ِ ما فرهنگ ماست
مال ِ خود ماست
مال ِ یوروپ* و ینگه دنیا** که نیست
هویّت ما وقتی قاطی می‌شود
صندلی‌نشینی می‌شود سبک غذا خوردن ما
نمی‌گویم بد
ولی متفاوت بودنش را که نمی‌شود انکار کرد
می‌شود؟!
حتی کودکان هم این تفاوت را درک می‌کنند.

کتب إبن عمّ رسول الله (ع): «فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ جَعَلَ الدُّنْیَا لِمَا بَعْدَهَا» (نهج‌البلاغه، ن55)
خداوند سبحان دنیا را براى جهان بعد از آن (سراى آخرت) قرار داده. (ترجمه مکارم)

* اروپا
** آمریکا


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 297 - فرزند 450 - سیده مریم 236 - سید احمد 218 - سید مرتضی 207 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

   1   2   3   4   5   >>   >

دوشنبه 99 آذر 3

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر فرهنگ آشپزی فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش هنر بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی خواص خیاطی دشمن فیلم کتاب جوجه انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
سید احمد - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 40
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید

Xکارت بازی ماشین پویا Xکارت بازی ماشین پویا