سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

هر کس برادری خدایی را از دست بدهد، گویی شریف ترینِ اعضای خود را از دست داده است . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   نخستین اندرویدی ِ من - هشیارم و بیدارم - صداقت ِ اقتصادی - سرآشپز! - به کی؟ - 
نخستین اندرویدی ِ من + سه شنبه 97 مرداد 23 - 5:0 صبح

برنامه‌نویسی را در 15 سالگی یاد گرفتم
ماجرایش را این‌جا به اجمال نوشتم
اخیراً کمتر
دیگر نمی‌نوشتم
بیشتر، کارهای پژوهشی
تحقیقات
علمی و مطالعاتی

اما اصرار
از سوی کاربران نرم‌افزار
کدام؟
نرم‌افزاری که پنج سال پیش
درباره محاسباتی ابجدی نوشته بودم
برای یافتن نام فرزند
با ویژوال بیسیک 6 بود
متقاضی
می‌گفتند به اندروید بنویس
بلد نبودم اما



خیلی دانلود داشت
فکر کردم اندرویدی‌اش کنم

من زبان جاوا اسکریپت را بلدم
از خیلی سال پیش
اما خود ِ جاوا
کار نکرده بودم
شبیه به C
این‌بار امکانش پیش آمد
اندروید یاد گرفتم
در مدّت کوتاهی
و نوشتم

چرا؟!
درآمد
دیدم گرانی می‌تازد
به فکرم رسید درآمدهای جانبی‌ام را افزایش دهم
به توانایی‌هایم اندیشیدم
دیدم اندروید خوب است
دارد جواب می‌دهد
این شد که دو هفته وقت گذاشتم
برنامه‌نویسی اندروید را از روی راهنماهای آن فرا گرفتم
و این برنامه را نوشتم



فروش رفته است
تعداد 35 نسخه تا این لحظه
لحظه‌ای که دارم می‌نویسم
در کافه بازار؟
خیر
آن‌جا نگذاشتم
چرا؟!
گران بود
بی‌انصاف‌ها
همه‌جا که حدود یک سوم قیمت فروش را بر می‌دارند
خب قبول
اما این‌ها
می‌گویند باید 40 هزار تومان هم سالانه بدهی برای عضویت
علاوه بر آن
یعنی چه؟! مگر داریم؟!
یعنی هم درصد از فروش و هم یک مبلغ ثابت سالانه؟!

نه
فکر کردم خودم می‌فروشم
گذاشتم روی وبلاگ
در این نشانی
http://rastan.parsiblog.com/posts/272

همان‌جایی که قبلاً نرم‌افزار قبلی بود
همان ویندوزی
حالا اندرویدی هم در کنارش
آماده فروش!

دنیا بن‌بست ندارد
اگر دولت نمی‌تواند اقتصاد خانوار را سامان دهد
خودمان باید بتوانیم
باید توان‌مان را افزایش دهیم
و بر تولیدمان بیافزاییم
هر کدام
هر چه که می‌توانیم
تولیدات خانگی
شرکت‌هایی هم هستند که امکان فروش این تولیدات را فراهم می‌کنند!

قال امیرالمؤمنین (ع): «عِنْدَ تَنَاهِی الشِّدَّهِ تَکُونُ الْفَرْجَهُ وَ عِنْدَ تَضَایُقِ حَلَقِ الْبَلاَءِ یَکُونُ الرَّخَاءُ» (نهج‌البلاغه، ح351)
چون سختی به نهایت رسد، گشایش در رسد و چون حلقه‌های بلا سخت به هم آید، آسایش در آید.

پ.ن.
آمارهای نرم‌افزار:
تمام اسامی: 6174 عدد
پسرانه: 3132 اسم
دخترانه: 3333 اسم
(بعضی اسامی مشترک بین دختر و پسرند)
اسم‌های پرکاربرد: 169 عدد (برگرفته از سایت ثبت احوال)
اسم‌های خوب: 2147 عدد
اسم‌های متروک: 4027 عدد
اسم‌های دو بخشی: 639 مورد
اسم‌های داری حروف ویژه فارسی (پژگچ): 1073 عدد


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: کار 24 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   نخستین اندرویدی ِ من - هشیارم و بیدارم - صداقت ِ اقتصادی - سرآشپز! - به کی؟ - 
هشیارم و بیدارم + یکشنبه 97 مرداد 21 - 5:0 صبح

به تازگی در تلویزیون نشان داد
خیلی وقت بود که نبود
از این وسیله‌ها



سیدمرتضی خواست
گفت از این‌ها کاش داشتیم
گفتم: کاری ندارد، بخواهی برایت می‌سازم!
گرفت
افتاد دنبالش
بدجور هم دلش خواست

شب که رفتیم پارک خریدم
یک متر و نیم لوله گاز
از همین‌ها که به روشنایی وصل می‌کنند
به خانه که برگشتیم
اسکلت اصلی ساخته شد
فردا صبحش
چند ساعت بیشتر وقت نگرفت



به سیداحمد گفتم:
ببین چقدر ساده است
چقدر زود آماده شد
فکرش را بکن
اگر یادتان می‌دادم
صدتا درست می‌کردید و می‌فروختیم
تولیدکننده می‌شدیم
نه؟!
خوشش آمد:
«آره، درست کنیم بفروشیم»

- ولی پسرم
به این سادگی نیست
قوانین اجازه نمی‌دهند
«چه قوانینی؟»
- دولت قوانین سختگیرانه‌ای دارد
انگار که اصلاً‌ تولید نشود کرد
تا بخواهیم بسازیم
می‌گویند باید مجوّز داشته باشید
مجوّز بخواهیم بگیریم
فلان قدر پول می‌خواهد و کلّی استعلام از این‌ور و آن‌ور
بعد چند تا مدرک معتبر دانشگاهی
بعد دارایی و مالیات و ثبت اظهارنامه
استاندارد می‌آید وسط و به جنس سیم مصرفی‌مان گیر می‌دهد
که خطرناک است و احتمالاً به کودکان آسیب می‌زند
قیمت مواد اولیه و هزینه تولید را که بالا بردند
آن‌وقت می‌گویند آدرس محل تولید
منزل مسکونی اجازه نمی‌دهند که
نباید داخل شهر باشد
برود شهرک صنعتی
تا مکان بخواهیم اجاره کنیم
اداره کار پیش می‌آید:
چی؟! کودک کار؟!
دیگر نمی‌گذارند شما کار کنید که
می‌گویند بالای هجده سال باشد
کارگر که بگیریم
حداقل حقوق تعیین می‌کنند و زیر آن نمی‌توانیم بپردازیم
ماهی فلان قدر هم باید بدهیم برای بیمه‌شان
ندهیم جریمه می‌کنند
حتی اگر خود ِ کارگر حقوق کم بخواهد
بیمه هم نخواهد

خلاصه
آن‌قدر موانع سر راه تولید هست
که نمی‌شود
نمی‌گذارند که بشود!

«چرا این قوانین را گذاشته‌اند؟!»
- به نظر من کار آمریکایی‌هاست
که تولید در کشور بخوابد
این قوانین مربوط به قبل از انقلاب است
همان زمان که شاه را مجبور کردند انقلاب سفید کند
اصلاحات اداری و استخدامی
اصل چهار ترومن
وقتی برنامه و بودجه درست کردند در کشور
قوانین تجارت و استخدامی و مالیاتی و کار را آن‌وقت طراحی کردند
مستشاران آمریکایی
طوری طراحی کردند که کشور ما وابسته شود
تولیدکننده نباشد
مصرف‌کننده
به گمان من!

«چرا عوض نمی‌کنند؟!»
می‌ترسند
اعتماد به نفس ندارند
احساس ضعف می‌کنند نسبت به این قوانین
علوم انسانی آن‌ها را به خشوع و خضوع وادار کرده
سر تسلیم پایین آورده‌اند
کسی جرأت ندارد تغییری در قوانین ایجاد کند!

تا جرأت نکنیم
پیشرفت معنا ندارد
این قوانین آمریکایی هستند
ساختار قوانین ما پیش از انقلاب چیده شده
یک انقلاب دیگر لازم است
انقلاب در قوانین حقوقی!

قال امیرالمؤمنین (ع): «وَ اِنَّما اَنْتُمْ اِخْوانٌ عَلى دینِ اللّهِ، ما فَرَّقَ بَیْنَکُمْ اِلاّ خُبْثُ السَّرائِرِ، وَ سُوءُ الضَّمائِرِ، فَلاتَوازَرُونَ وَ لا تَناصَحُونَ، وَ لاتَباذَلُونَ وَ لاتَوادُّونَ» (نهج‌البلاغه، خ112)
شما بر مبناى دین خدا برادر هستید، چیزى جز آلودگى درونها، و بدى نیّت ها شما را از هم جدا نکرده، به این لحاظ یکدیگر را یارى نمى دهید، و خیرخواهى نمى کنید، و به هم بذل و بخشش ندارید و با یکدیگر دوستى نمى کنید. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 240 - بازی 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   نخستین اندرویدی ِ من - هشیارم و بیدارم - صداقت ِ اقتصادی - سرآشپز! - به کی؟ - 
صداقت ِ اقتصادی + جمعه 97 مرداد 19 - 8:16 صبح

کودکان می‌فهمند
مدرسه که می‌روند
دیگر چرا نفهمند
خوب اگر توضیح دهیم

تقاضا که بالا رود
خارج از توان اقتصادی خانواده
می‌شود گفت: «نه»
زور گفت یعنی
می‌شود هم «توضیح» داد
صادقانه
من روش دوم را برگزیدم



مریم درخواستی داشت
چیزی می‌خواست فراتر از هزینه همیشگی
این شد که کاغذ برداشتم

معمولاً همین کار را می‌کنم
کنار دستم همیشه تعدادی برگه سفید هست
و قلمی
برای نوشتن
برای چنین شرایطی که لازم باشد

خانواده را در مرکز نمودار قرار دادم
ورودی‌ها و خروجی‌ها

پسرها هم ملحق شدند
تا بحث علمی شود زود می‌رسند
ساکت می‌شوند و گوش می‌کنند
می‌فهمند که مربوط به آینده‌شان است
به حقایق جامعه

درآمدها را توضیح دادم
و مخارج را دسته‌بندی کردم
و از بحران اقتصادی اخیر جامعه صحبت کردم
این‌که قیمت‌ها فراتر از انتظار بالا رفته است
از تحریم آمریکا گفتم
و آن‌چه ناخواسته به اقتصاد خانواده تحمیل می‌گردد

من از «ما» استفاده می‌کنم
این‌طور مواقع
می‌گویم «درآمد ما این‌قدر است»
«مخارج ما این‌قدر»
همراه با کشیدن نمودار
از بازار آزاد و متغیّرهای عرضه و تقاضا گفتم
و اولویت‌بندی‌ها را



این‌که اگر به هر کدام مثل گذشته برسیم
هزینه کنیم یعنی
در سرریز شدن درآمد
به پله‌های پایین‌تر نمی‌رسیم
به اولویت‌های کمتر
پس
راه این است که ظروف را کوچک کنیم
در هر بسته مصرفی
در هر مقوله
مقدار مصرف را کاهش دهیم
بهشان نشان دادم که چگونه اقتصاد خانواده را اداره می‌کنم
با همین تصاویری که رسم کردم

آن‌ها هم فهمیدند
ظاهر امر که این را نشان می‌داد
از این‌که دلشان آرام گرفت
و تقاضاشان کاهش یافت
هم یاد گرفتند که کمتر مصرف کنند
تا دوره بحران اقتصادی کشور به سر‌ آید
و هم
برای آینده خودشان
این‌که چطور اداره کنند
اقتصاد خانواده خود را

کودکان می‌فهمند
تعجب می‌کنم از آن‌هایی که با این نظریه مخالفند!

دولت نیز باید این‌طور عمل کند
حقایق را به مردم تفهیم نماید
راهی جز این نیست
برای اداره اقتصاد کشور در دوره بحران!

قال امیرالمؤمنین (ع): «وَ اُحَذِّرُکُمْ الدُّنْیا فَاِنَّها مَنْزِلُ قُلْعَة، وَلَیْسَتْ بِدارِ نُجْعَة... لَمْ یُصَفِّهَا اللّهُ تَعالى لاِوْلِیائِهِ، وَلَمْ یَضِنَّ بِها عَلى اَعْدائِهِ» (نهج‌البلاغه، خ112)
شما را از دنیا مى ترسانم که منزل کوچ است نه جاى اقامت... خداوند آن را براى دوستانش خالص و گوارا نکرده، و از پرداخت آن به دشمنانش مضایقه ننموده است. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 240 - اقتصاد 39 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   نخستین اندرویدی ِ من - هشیارم و بیدارم - صداقت ِ اقتصادی - سرآشپز! - به کی؟ - 
سرآشپز! + چهارشنبه 97 مرداد 17 - 5:0 صبح

کمک نمی‌خواهد باشد
دستیار
اصرار که اصلی باشد
خودش و خودش
من نظارت
بدون دخالت

در جامعه ما رسم نیست
فرهنگ تغییر کرده
قبلاً بوده
امروز نه
کودک ده‌ساله که آشپزی نمی‌کند
کار در خانه
مگر می‌شود؟!

ولی مریم اصرار دارد
دوست دارد یاد بگیرد
هدف دارد
او زندگی را می‌شناسد
یاد گرفته برای چه به دنیا آمده
زندگی را لهو و لعب ندیده
غرض و غایت آن را فهمیده
امتحان و آزمون و مزرعه‌ای برای آخرت

«بابا، من نهار درست می‌کنم، تو دست به هیچ چی نزن!»



پذیرفتم
مواد کتلت‌ها را آماده کرده بودم
یکی را که انداختم
دست‌ها را شست و به دست گرفت
تا آخر
همه را خودش
و نهار را
مهمان او بودیم
کتلت‌هایی را خوردیم که دختر ده ساله‌ام پخته است!
مگر می‌شود؟! مگر داریم؟!

قال امیرالمؤمنین (ع): «مَنْ اَقَلَّ مِنْهَا اسْتَکْثَرَ مِمّا یُؤْمِنُهُ، وَ مَنِ اسْتَکْثَرَ مِنْهَا اسْتَکْثَرَ مِمّا یُوبِقُهُ» (نهج‌البلاغه، خ110)
آن که به کم آن {دنیا} قناعت ورزید، بسیارى از عوامل امنیّت را به دست آورد، و هر کس رو به انبوهش آورد بر علل هلاکت خود افزود. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 240 - آشپزی 12 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   نخستین اندرویدی ِ من - هشیارم و بیدارم - صداقت ِ اقتصادی - سرآشپز! - به کی؟ - 
به کی؟ + دوشنبه 97 مرداد 15 - 5:0 صبح

چشم‌پزشکی
هر سال می‌رویم
تابستان که فرصت بیشتر
یک معاینه ساده
امسال هم
و این‌بار:
«چرا فقط چشم من آستیگمات نیست؟!»

تشخیص دکتر بود
من و سیدمرتضی که عینکی هستیم
آستیگماتیم
دکتر این‌بار
چشم مریم را هم آستیگمات تشخیص داد
اما اندک
نه آن‌قدری که عینک بخواهد
به سیداحمد که رسید
گفت نیست
آستیگمات
فقط دوربین
کمی
او هم نه به اندازه‌ای که نیاز به عینک داشته باشد
و مسأله در همین‌جا بود که آغاز شد
در ذهن سیداحمد



«یعنی من با مریم و مرتضی فرق دارم؟! من به کی رفتم؟!»
پرسش ساده‌ای‌ست
دو فرزند و یک پدر
هر سه آستیگمات
اگر چه نمی‌فهمد یعنی چه
ولی برایش معنا دارد
نوعی تفاوت
فرزند دیگر غیرآستیگمات
این چه پیامی برای او دارد؟!

«نکنه من به اون زنه رفتم؟!»

لقبی که به زن سابق داده‌ام
از کودکی واژه «مادر» را استفاده نکردم
تا اشتباه نشود
ذهن کودکان دچار خطا نگردد
آن‌چه نیست
نباشد
آن‌ها هم هرگز «مادر» نمی‌گویند
عادت اصلاً ندارند
در خانه ما او همیشه «اون زنه» است!

- پسرم نگران نباش
جسم انسان مهم نیست به کی رفته باشد
مهم اخلاق انسان است
رفتار ما

باید کمکش می‌کردم
نگران شده بود
این‌که چرا برادر و خواهر من مانند پدرم
همه‌شان چشم‌های آستیگمات
ولی من دوربین

همه بچه‌ها جمع
برای همه توضیح دادم

- ببین سیداحمد
مریم قدش به اندازه تو بلند نشده است
از تو دو سانتی‌متر کوتاه‌تر است
چرا؟!
چون احتمالاً قدش به اون زنه رفته است
سیدمرتضی چه؟!
او نیز شاید بعضی از ویژگی‌های جسمی‌اش
این که دست ما نیست
من هم بعضی خصوصیات مادرم را دارم و بعضی از پدرم
این دست ما نیست
این مربوط به ژنتیک است
ما اختیاری در آن نداریم
پس مهم نیست
چیزی که دست ما نیست به ما ربطی ندارد
آن‌چه برای ما مهم است اخلاق ماست
اخلاقی که دست خود ماست
پس مهم است
خدا کند اخلاقت به او نرفته باشد
نگران این باش
نه آن!

مفصل شد
نه کوتاه
بحث درباره اخلاق
و تمام

یک ماهی می‌شود که گذشته
مسأله انگار حل شده
نگرانی دیگر در رفتارش نبوده
هیچ اشاره یا توجهی
نگرانی از آستیگمات نبودن!

قال امیرالمؤمنین (ع): «وَ لَوْ اَنَّ النّاسَ حینَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ، وَ تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعُوا اِلى رَبِّهِمْ بِصِدْق مِنْ نِیّاتِهِمْ، وَ وَلَه مِنْ قُلُوبِهِمْ، لَرَدَّ عَلَیْهِمْ کُلَّ شارِد، وَ اَصْلَحَ لَهُمْ کُلَّ فاسِد.» (نهج‌البلاغه، خ177)
و اگر مردم به وقتى که بلاها بر آنان فرود آید، و نعمتها از دستشان برود، با نیّت هاى صادقانه و دلهاى مشتاق به پروردگار پناه ببرند آنچه را از دستشان رفته به آنان بازمى گرداند، و هر فسادى را برایشان اصلاح مى کند.(ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 160 - فرزند 240 - آموزش 16 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

   1   2   3   4   5   >>   >
فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
از فعالیت
به فرزند
در سفر
به فرزند
با نوشتن
به فرزند

پنج شنبه 97 مرداد 25

امروز: 261  بازدید

دیروز: 1803  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه فرهنگ فلسفه اقتصاد خانواده سفر مدرسه کار بازی آموزش سند غذا آشپزی روحانیت فیلم عراق جوجه ترکیه دشمن هنر کتاب انشا خواص خیاطی زینبیه فاصله طبقاتی خودم ارومیه تاریخ نهج‌البلاغه ورزش مهران فارسی طلاق
آشنایی
سید مهدی موشَّح - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 38
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
کتابخانه احادیث شیعه
هوای امروز شهر قم
مختصات بازدیدکنندگان


طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد 1954821 بازدید