سفارش تبلیغ
کمک به محرومان
کمک به محرومان
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

هرکه پس از نیک آزمودن، برادری برگیرد، مصاحبتش می پاید و دوستی اش استوار می گردد . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  اصول تربیت فرزند 18 - واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
اصول تربیت فرزند 12 + دوشنبه 98 اسفند 5 - 5:0 صبح

«فرزند ِ من از اموال ِ من مهم‌تر است»

حالا آمدیم و عمدی چیزی را شکست
اصلاً از روی اراده
چیزی را هنگام بازی
دارد بازی می‌کند و خراب می‌کند
کدام مهم‌تر است؟
فرزندت یا اموالت؟

طرف اول را گرفتم
گرفتم و می‌گیرم
همیشه
طوری که فهمیدند
فهمیدند برای من مهم‌تر هستند
از همه اموال و دارایی‌هایم
آن‌ها مهم‌ترین دارایی من هستند

گوشی موبایل مرا برداشت
نباید بر می‌داشت
برداشت و از دستش افتاد

تلویزیون را سمت خود کشیدند
انداختند و شکستند
بخشی از لبه پلاستیکی دور شیشه آن
سال‌هاست که شکسته است
هنوز هم جای آن شکستگی...
اما
دعوایشان نکردم
صحبت کردم
راهنمایی
کودک است و هنوز نمی‌داند شکستن ظلم است
بهشان گفتم که شما برای من از تلویزیون مهم‌ترید
خوشحالم که آسیب ندیدید

اما
وقتی عمداً چیزی را پرت می‌کنند
آسیب می‌زنند و می‌شکنند:
«این کار تو بد است، چون با پرت کردن ممکن است به دیگران آسیب بزنی»
یا:
«ما کلی پول دادیم تا این وسیله رو بخریم، اگر بشکنیش که دیگه نداریمش، نمی‌تونیم هم دیگه مث این رو بخریم»
و در موارد آسیب:
«اگر یک بار دیگر پرت کنی مجبور می‌شم تنبیهت کنم، چون برای همه خطرناکه»

کودک جایگاه می‌خواهد
در خانواده
نزد پدر و مادر
مربّی
اگر حس کند از یک شیء کمتر است
آسیب می‌بیند
دور می‌شود
فاصله می‌گیرد
او باید بفهمد که نسبت به تمام اشیاء خانه اولویت دارد
وقتی فهمید
دیگر تلاش نمی‌کند به اشیاء آسیب عمدی بزند
دلیلی برای این کار نخواهد داشت!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 214 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  اصول تربیت فرزند 18 - واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
دست زدن + شنبه 98 اسفند 3 - 8:0 صبح

واقعاً دست زدن دارد
دارد
این نقاشی که کشیده است
نمی‌شود برای این هنرمندی دست نزد اصلاً

معمولاً  روی کاغذ می‌کشید
قوی شده در طراحی
از بس کشیده
اما این بار
ابزار پینت ویندوز را باز کرد
و چند دقیقه بعد
مرا با چنین تصویری به حیرت آورد:



مگر می‌شود
مگر داریم
کلاس هم که نرفته است
نه نقاشی
نه رایانه

خدا را شکر
فقط همین را می‌توانم گفت
خدا را برای این نعمت شکر کردم
اما آیا
آیا این کودک نمی‌تواند یک انیماتور باشد؟
در یک شرکت تولید انیمیشن کار کند؟
همین الآن
با همین مقدار توانایی که دارد
که البته بیشتر خواهد شد
وقتی سر کار باشد

آیا
باید هر روز به مدرسه برود؟
وقت خود را در کلاس‌های درس تلف کند؟
باقی وقت را هم در خانه مشق بنویسد؟
هی اجتماعی و ریاضی و نگارش و علوم بخواند؟
شعر حفظ کند و یاد بگیرد در هر کلمه باید کدامیک از چهار «ز» را بنویسد؟ (ز ظ ذ ض)
و کدامیک از سه «ت»؟ (ت ط ة)
و کدامیک از دو «ا»؟ (ا ع)
و کدام از سه «س»؟ (س ص ث)

امروز کلاس پنجم دبستان است
چند سال دیگر مانده تا بتواند از این هنر خود استفاده کند؟
چند سال دیگر؟
آیا تا آن سال‌ها دیگر هنری برایش باقی می‌ماند؟
می‌ماند یا می‌رود؟
توانایی‌اش؟
انگیزه‌هایش؟
علاقه‌اش؟
آیا آن روز میلی برای نقاشی خواهد داشت؟

مدرسه بد است
این مدارس بد است
این مدارس برای کودکان ما مفید نیست
این مدرسه‌ها راندمان ندارند
بهره‌وری یعنی
این‌ها انگیزه‌ها و علاقه‌ها و توانایی‌های کودکان ما را نابود می‌کنند
باید خودمان فکری برای آن‌ها کنیم
باید پدر و مادرها برای کودکان‌شان فکر تازه‌ای داشته باشند
با مدرسه هیچ‌کسی به هیچ‌جایی نمی‌رسد
فقط عمر است که حرام می‌گردد
این درد را به که باید گفت؟!

قال مقتدانا (ع): «إِذَا کُنْتَ فِی إِدْبَارٍ وَ الْمَوْتُ فِی إِقْبَالٍ، فَمَا أَسْرَعَ الْمُلْتَقَى» (نهج‌البلاغه، ح29)
زمانى که به دنیا پشت کرده اى و مرگ به تو روى نموده، به هم رسیدن تو و مرگ چه سریع است. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 265 - فرزند 408 - سید مرتضی 181 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  اصول تربیت فرزند 18 - واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
انداختیم + جمعه 98 اسفند 2 - 10:30 صبح

ما رأی خود را انداختیم
به صندوق
همان اول صبح



پنج دقیقه به هشت سر صندوق بودیم
اما رایانه متصل نشد
نیم‌ساعتی طول کشید
نیروها نیز آموزش کامل ندیده
یادشان می‌رفت مهر بزنند یا انگشت

تا 9 صبح طول کشید
تا نوبت ما شد

انتخابات به همین چیزهایش جذاب است
اگر همه چیز منظم و دقیق باشد آدم به شک می‌افتد
حس توهم توطئه یعنی
همین بی‌نظمی‌هاست که خاصّ می‌کند
دوست‌داشتنی
آدم می‌فهمد که در کشور خودش است
بین مردم خودش
خودمان هستیم که رأی می‌گیریم
سر صندوق می‌نشینیم
سرباز از خودمان
افسر نگهبان از خودمان
منشی و مدیر و مسئول و نماینده فرماندار و شورای نگهبان و ناظر نامزدها
همه‌شان
همه خودمان هستیم
همین مردم
یک روز اگر همه چیز مهندسی‌شده و سر وقت بود نگران خواهم شد! :)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 265 - فرزند 408 - سیده مریم 214 - سید احمد 198 - سید مرتضی 181 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  اصول تربیت فرزند 18 - واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
مشق ِ معنوی + چهارشنبه 98 بهمن 30 - 9:17 عصر

معلم خوبی دارند
خدا حفظش کند
امروز که از مدرسه آمد
این مشق‌ها را داشت:



ایده خوبی‌ست
تأثیرگذار
خیلی جدّی گرفته بود
بالاخره معلم گفته است
مشقی که باید انجام دهد!

قال مولانا (ع): «إِذَا وَصَلَتْ إِلَیْکُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ، فَلَا تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّکْرِ» (نهج‌البلاغه، ح13)
زمانى که مقدمات نعمتها به شما رسید، نهایت آن را با کمى شکر از خود مرانید. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 408 - مدرسه 32 - سید مرتضی 181 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  اصول تربیت فرزند 18 - واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
اصول تربیت فرزند 11 + دوشنبه 98 بهمن 28 - 5:0 صبح

«هیچ‌کس مسئول اعمال غیرارادی خود نیست»

انسان مسئول است
همه‌مان هستیم
چرا مسئولیم؟
زیرا اراده آزاد داریم
اختیار یعنی

اما
این مسئولیت مشروط است
مشروط به مقدمه خود
به مبنای خود
به «اراده آزاد»

پس
فعلی که خارج از اراده انسان باشد
این را همه فلاسفه معتقدند
هیچ انسانی نسبت به آن مسئول نیست
مسئول اعمال غیرارادی خود

فرزند ما هم انسان است
مشمول همین قانون اراده‌ها
او نیز
کارهایی را به اراده خود انجام می‌دهد
و کارهایی را
طبیعتاً‌ خارج از اراده خود
و البته
چون کودک است
چون تجربه کمتر
چون بدون مهارت
خیلی بیشتر اتفاق می‌افتد که خارج از اراده عمل کند

سیداحمد لیوان را شکست
فرزندم است
تازه راه افتاده
عشق این داشت که لیوان را به آشپزخانه ببرد
از سر سفره
برداشت
کمی که رفت
افتاد روی سنگ جلوی آشپزخانه

خیره به من نگاه می‌کرد
منتظر عکس‌العمل من بود
انتظار داشت مرا ناراحت کرده باشد
اما من
تفکیک قائل می‌شدم
همیشه
میان آن‌چه ارادی‌ست با غیرارادی
فوراً به سمتش رفتم و بغلش کردم
از محل شکستن دور:
«چیزیت نشد پسرم؟ آرام باش، نگران نباش، چیزی نشده، مهم اینه که سالمی»

این اتفاق بعدها هم افتاد
هر کدام از کودکان اشتباهاتی می‌کنند
اعمال غیرارادی همیشه هست
شب‌ها هم هست
هرگز برای ادرار در شب هیچکدام‌شان را دعوا نکردم
حتی تند هم صحبت نکردم

یکی‌شان یک‌بار
شیر زیاد خورده
نه در دوران شیرخوارگی
بزرگ‌تر
مدرسه می‌رفت
اما
چون از این نی‌های طعم‌دهنده شیر خریده بودیم
عشق خوردن شیر پیدا کرد
چهار لیوان شیر خورد
شب
در خواب
اتفاق ناگواری افتاد
لباس و رختخواب که هیچ
بخشی از خانه را...
اسهال است دیگر
خواب است دیگر
اختیار که ندارد

همه را تمیز کردم
سخت بود
اما
ذره‌ای تند نشدم
حتی صدایم هم بلند نبود
زیرا می‌دانستم
این‌که او مسئول عملی که انجام داده نیست

آن‌قدر اتفاقات مشابه افتاد
آن‌قدر وسایل شکسته شد و آسیب دید
که فهمیدند
دانستند
یقین کردند
صراحتاً هم گفتم:
«من هرگز به خاطر شکستن چیزی دعوایتان نمی‌کنم»

کودک ظلم را می‌فهمد
هر انسانی می‌فهمد
در هر سنّی که باشد
بازخواست به خاطر عمل غیرارادی ظلم است
حتی اخم کردن به خاطر آن هم
حتی نگاه تند هم ظلم است
وقتی کاری که کودک کرده از روی اختیار نبوده باشد
این می‌شود که کودک آرامش پیدا می‌کند
اعتماد به کسی که مربّی اوست!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 214 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  اصول تربیت فرزند 18 - واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
باورنکردنی + شنبه 98 بهمن 26 - 10:0 صبح

از بچگی عاشق نقاشی نبود
دیوانه لاک‌پشت‌های نینجا بود
همان‌که وقتی شبکه پویا پخش می‌کرد
چهار لاک‌پشت سبز عجیب و غریب
ادای‌شان را در می‌آورد و مبارزه نمایشی می‌کرد

بعدتر علاقه‌مند به مرد عنکبوتی
وقتی مدرسه رفت
و تصاویرش را دست همکلاسی‌هایش دید
روی کیف‌هایشان
روی دفاترشان
و دِدپول
شخصیت‌های کارتون‌های خارجی
اکشن
شخصیت‌های قهرمان و جنگاور

همین باعث شد به سمت نقاشی برود
تلاش کرد تصاویرشان را بکشد
تصاویری که ما در خانه‌مان نداشتیم
قهرمان‌هایی
که در خانه ما جایی نداشتند

هر روز می‌کشید
هر روز نقاشی می‌کرد
مرد عنکبوتی و دِدپول را
بت‌من و ولورین را
همه قهرمان‌هایی که نامشان را در مدرسه می‌شنید

باورکردنی نیست
برای من سخت
بدون این‌که کلاسی رفته باشد
بدون استاد نقاشی
بدون راهنمایی
چنین نقاشی‌هایی بکشد
این نقاشی را همین چند روز پیش کشید:



اسم این نوع نقاشی‌هایش را گذاشته «سه بعدی»
وقتی سایه می‌زند
می‌آید و می‌گوید:
«نقاشی سه بُعدی کشیده‌ام»

دفتر نقاشی را پر کرده
صفحه خالی نمانده
امروز آورده
نشانم داده
از تمام نقاشی‌های دفترش عکس گرفتم
و یک دفتر نقاشی جدید به او دادم



کلاس پنجم دبستان است
صحبت کردم
برای این‌که نقاشی را ادامه دهد
گفتم می‌توانی یک گرافیست و طراح باشی
بیشتر سمت هنر
یا
می‌توانی از این توانایی‌ات در طراحی‌های فنی‌تر استفاده کنی
طراحی قطعات صنعتی مثلاً
می‌توانی هنرت را در خدمت علم در آوری
مثل داوینچی
طراحی برای اختراع و ابداع
هنر ِ خالی نباشد یعنی
هنر بماهو هنر
به تنهایی
اگر به دانشی متصل نباشد
به ایدئولوژی و هدفی
کارآیی اندکی دارد
آثار ناپایدارتری

غرب این‌جاست
جایی‌که قهرمان‌هایش است
وقتی
در مدرسه ما
در کلاس‌های درس کودکان ما
خزنده حضور دارد
دلبری می‌کند
برای کودکان امروز ما
برای مسئولین آینده نظام ما
همین‌ها هستند دیگر
غرب‌گرا شوند چه می‌شود؟!

قال مولانا علی (ع): «رَأْیُ الشَّیْخِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلَامِ» (نهج‌البلاغه، ح86)
رأى و تدبیر پیر نزد من بهتر از چالاکى جوان است (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 408 - سید مرتضی 181 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  اصول تربیت فرزند 18 - واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
راهپیمایی + سه شنبه 98 بهمن 22 - 9:10 عصر

خیلی شلوغ
دست هم را گرفته بودیم
زنجیروار
تا گم نشوند
هم را گم نکنیم

این حداقل وظیفه‌ای‌ست که نسبت به انقلاب داریم
اسلام
خدا قبول کند إن‌شاءالله!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: دشمن 9 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  اصول تربیت فرزند 18 - واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
اصول تربیت فرزند 10 + دوشنبه 98 بهمن 21 - 5:0 صبح

«راز کودک هم راز است»

فقط آبرو نیست
راز هم هست
شب‌اداری کودک یک راز است
بدرفتاری‌اش مثلاً در خانه
نمره‌ای که در مدرسه می‌گیرد
اگر خودش نخواهد کسی بداند
می‌شود راز

وقتی مهمان می‌آید
وقتی جلوی دیگران هستیم
غریبه هستند
اگر بخواهیم خبری درباره کودکمان بدهیم
باید اجازه بگیریم:
«پسرم اجازه می‌دهی بگم در مدرسه معلمت چی بهت گفت؟»

حتی اگر مایه افتخار باشد
برای اوست
این اطلاع مال ِ اوست
خبر مالکیت دارد
خبری که مال ِ کودک است
نباید بدون اجازه او نشر یابد
باید به مالکیت او احترام گذاشت

بچه‌ها معمولاً موافقت می‌کنند
اخباری که نشانه درخشش آن‌هاست
موفقیت‌شان
این را مانع نمی‌شوند
ولی اخبار بد را
دوست ندارند
باید مراقب بود که از دهان‌مان خارج نشود

اگر لازم بود
خصوصی
اگر لازم بود که مطلب را جایی نقل کنیم
خبر مهمی است
مثلاً می‌خواهیم برای شب‌ادراری او نسخه بگیریم
از دوست و آشنا
خصوصی طرح کنیم
کودک خودش حاضر نباشد
نفهمد و با خبر نگردد

او وقتی به ما اعتماد می‌‌کند که بداند رازش را حفظ می‌کنیم
آن‌وقت است که رازش را به ما می‌گوید
وقتی که بزرگ شد
وقتی که رازهایش مهم‌تر شد
سرنوشت‌سازتر
دوستانش و روابط بیرون از خانه‌اش!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 214 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  اصول تربیت فرزند 18 - واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
لیست ِ جهیزیه + شنبه 98 بهمن 19 - 6:0 صبح

هدیه‌ای رسید
سرویس قابلمه تفلون
نیازی نداشتم خب
این شد که مریم را صدا کردم:
- این جعبه مال ِ تو
به عنوان جهیزیه
یه جایی براش پیدا کن!

و او پرسید:
«چه چیزهایی جزو جهیزیه است؟»

برق شادی را در چشمانش می‌شد دید
توجهی تازه پیدا کرده
«تهیه جهیزیه»
بالاخره که یک روز باید آماده کنم
چرا از امروز نه

- ببین مریم!
از این به بعد
هر وقت بیرون می‌رویم
برای خرید
بخشی از جهیزیه تو را هم می‌خریم
کم‌کم
تا بعدتر فشار مالی کمتری داشته باشد

برایش توضیح دادم
حداقل چیزهایی که برای آغاز یک زندگی لازم است
یک زندگی دو نفره
تا بعد از عروسی
تا مدتی ناگزیر به خرید و هزینه اضافی نباشند
زوج جوان

فهرستی آماده کردم
در گوشی تلفن همراه
چیزهایی که قرار است بخرم
تا همیشه همراهم باشد

فهرست‌های روی اینترنت را هم دیدم
غیرمنطقی
تجملاتی و تشریفاتی
مسرفانه
لیست ِ ما این شد
به دور از اضافات:

اجاق گاز
یخچال فریزر
اتو
لباسشویی
جاروبرقی
مخلوط کن و آسیاب
همزن
- چرخ خیاطی
قالیچه یا فرش
- سرویس قابلمه
- سرویس بشقاب
- سرویس قاشق و چنگال
- سرویس چاقو میوه خوری
- رنده
- سینی و دیس
- ملاقه و کفگیر
- کتری و قوری
- نمک پاش
- پارچ و لیوان
- اسکاچ و سیم
- پیش‌دستی
- ماست‌خوری
- چاقوی آشپزخانه
- اسپنددودکن
- در قوطی بازکن
- آینه
- سطل آشغال کوچک و بزرگ
- سفره
- کاسه پلاستیکی
- شکر ریز
- کبریت
جا کره و پنیر
کیسه زباله و فریزر
تشت آشپزخانه
همه کاره دستی
آبکش
پتو دو نفره
تشک دو نفره
دو بالش
ملحفه
رخت‌آویز بزرگ
ظرف ادویه و نمک و فلفل
میز اتو
جالباسی پشت در
لوازم آرایش
میز توالت و آینه روی آن
سشوار
سرویس نعلبکی و استکان و قندان
ساعت دیواری
حوله حمام، آشپزخانه، توالت
تشت حمام
دمپایی توالت و حمام
جاقاشقی و جاظرفی
کاسه خورش خوری
ماکارونی
مواد شوینده و ظرفشویی
شامپو و لیف
برنج چای قند شکر نمک
دستمال کاغذی و توالت
نخود و لوبیا

از آن روز گذشته
هر دو سه هفته خریده‌ایم
بخشی را
و در گوشی همراه علامت زده
چه ثمره بزرگی داشته!

دختران جامعه ما
برای پذیرش بهتر نقش خود
باید آماده شوند
باید به آن بیاندیشند
و خود را
برای مدیریت یک خانه آماده کنند
و تهیه جهیزیه
حتی به مقداری اندک
وقتی استمرار پیدا می‌کند
برای آن‌ها انگیزه می‌سازد
انگیزه‌ای برای تلاش
تلاش کنند تا آماده شوند
از نظر روحی و ذهنی
آمادگی برای زندگی مستقل
وقتی هر هفته یک قطعه جدید از زندگی آینده خود می‌بینند

خیلی تصادفی فهمیدم
تأثیر روحی شگفت خرید روز به روز و اندک‌اندک جهیزیه!

قال أمیرالمؤمنین (ع): «تَاللَّهِ لَوِ انْمَاثَتْ قُلُوبُکُمُ انْمِیَاثاً وَ سَالَتْ عُیُونُکُمْ مِنْ رَغْبَةٍ إِلَیْهِ أَوْ رَهْبَةٍ مِنْهُ دَماً ثُمَّ عُمِّرْتُمْ فِی الدُّنْیَا مَا الدُّنْیَا بَاقِیَةٌ، مَا جَزَتْ أَعْمَالُکُمْ عَنْکُمْ وَ لَوْ لَمْ تُبْقُوا شَیْئاً مِنْ جُهْدِکُمْ أَنْعُمَهُ عَلَیْکُمُ الْعِظَامَ وَ هُدَاهُ إِیَّاکُمْ لِلْإِیمَانِ» (نهج‌البلاغه، خ52)
بخدا سوگند، اگر دل هاى شما از ترس آب شود، و از چشم هایتان با شدّت شوق به خدا، یا ترس از او، خون جارى گردد، و اگر تا پایان دنیا زنده باشید و تا آنجا که مى توانید در اطاعت از فرمان حق بکوشید، در برابر نعمت هاى بزرگ پروردگار، بخصوص نعمت ایمان، ناچیز است. (ترجمه دشتی)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 408 - خانواده 49 - سیده مریم 214 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  اصول تربیت فرزند 18 - واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
فرق احمدی نژاد با قاسم سلیمانی + چهارشنبه 98 بهمن 16 - 6:0 صبح

احمدی‌نژاد خیلی خدمت کرد
خیلی زیاد
به همین خاطر دوستش داشتیم
زحمات زیادی کشید
دولت را محتوّل کرد
به مستضعفین نزدیک
جوان‌های انقلابی را آورد
فرصتی برای ارتقاء ایمانی جامعه
او به مردم امید داد
به مسلمانان
نه فقط داخل
که تمام دنیا
علیه استکبار
با بلندکردن دوباره نام و آوازه امام خمینی (ره)
انقلاب امام خمینی (ره)
با
اهتمام دوباره به فرمایشات امام
در خط امام
بازگرداندن شعارهای انقلاب به عرصه جامعه
بعد از شانزده سال لیبرالیسم دولتی
اما
یک فرق بزرگ هست
بین خدماتی که او انجام داد با شهید سلیمانی
یعنی اصلاً
انسان وقتی «برتر» را می‌بیند
تازه توجه به ضعف‌ها پیدا می‌کند
شاید اگر سردار را نمی‌شناختیم
با او آشنا نمی‌شدیم
ضعف‌های احمدی‌نژاد را نمی‌فهمیدیم
او
احمدی‌نژاد
گرفتار «غرور ِ ایمانی‌» شد!



این آخرین حربه ابلیس است
بزرگترین آن‌ها
ویژه متدیّنین و مؤمنین
درجه یک‌ها
آن‌هایی که خیلی خدمت می‌کنند
این نقشه را شیطان برای آن‌ها کشیده است

درست وقتی انسان به مقامات معنونی که می‌رسد
خداوند که به او کمک‌های فوق‌بشری می‌کند
مِن حیث لایحتسب که بهره می‌برد
رحمانیت و رحیمیت خداوند که شامل حال فرد می‌شود
نصرت الهی که سر می‌رسد
وعده‌ای که خداوند به مؤمنین داده است
کسانی که دین او را نصرت می‌کنند
درست وقتی که پروردگار به وعده خود عمل می‌کند
فرد که توفیق خدمات فراوان به دین پیدا می‌کند
دقیقاً همین‌ها
دقیقاً در همان نقطه
این‌جاست که ابلیس سر می‌رسد:
«تو خیلی نزد خدا عزیزی که این‌قدر به تو کمک می‌کند»
«از دیگران عزیزتر»
«خدا تو را بیشتر از دیگران دوست دارد»
«تو الآن در مسیر حق از بقیه جلوتری، خیلی جلوتر»
«دیگران به اندازه تو به دین خدمت نمی‌کنند»

این نقطه سقوط است
آخرین مار در بازی ماروپله
درست وقتی که به خانه آخر نزدیک می‌شوی
همان ماری که همیشه باعث تأسف و تأثر ما در بچگی می‌شد
وقتی که دو خانه مانده به پایان
نیش‌مان می‌زد و به نقطه شماره یک بازمان می‌گرداند



احمدی‌نژاد نیش خورد
درست وقتی «هاله نور» را دور «خود» دید
و به زبان آورد
توسط همان آخرین مار
وقتی موفقیت‌های الهی را از «خود» دید
وقتی گفت «دولت ِ من» این کارها را کرده است
درست وقتی که گزارشات او به «خودش» بازگشت
و به «کارگزاران پیرامونش»

اما سردار سپهبد
فیلم‌هایش را دیگر همه‌مان دیده‌ایم
خودش که از خودش تعریف نکرد
دیگران هم وقتی تعریف می‌کردند
اصلاً از درون به هم می‌ریخت
«شرمندگی»‌ را می‌شد از چهره‌اش دید
اصلاً خودش را در آن مقامات نمی‌دید
از درون متواضع بود
تظاهر نمی‌کرد
او همه موفقیت‌ها را از «خدا» می‌دید
از «خود» ندید
هر چه پیروزی بود از جانب پروردگار
هر چه نقص از جانب خودش
درست مثل مولا علی (ع) سلوک می‌کرد
مثل او فکر می‌کرد و عمل

این یک تفاوت بزرگ است
از زمین تا آسمان



به این دلیل است که من دیگر به احمدی‌نژاد رأی نمی‌دهم
با این‌که خیلی او را دوست داشتم
با این‌که
خیلی خدمت به ما کرد
به همه مستضعفین ایران و جهان
اما
او در خانه یکی مانده به آخر سقوط کرد
همان روزی که کاپشن را در آورد و کت پوشید
نماد حمایت از مستضعفین را به نماد مستکبرین تبدیل کرد
نه این‌که کت بد باشد
این «تغییر نماد» بد بود
معنای زیادی برای جامعه داشت
جامعه جهانی
او بالاترین امیدها را به ناامیدی تبدیل کرد
درست وقتی که خودش را - بیشتر از بقیه - در مسیر اسلام تصوّر کرد
این خانه از بازی در انتظار همه هست
هر کسی که در حال خدمت به مستضعفین باشد
خیلی توکّل می‌خواهد که بتوانی از روی آن بپری
درست مثل سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی!

قال مولانا و مقتدانا امیرالمؤمنین علی (ع): «أَیُّهَا النَّاسُ! لِیَرَکُمُ اللَّهُ مِنَ النِّعْمَةِ وَجِلِینَ، کَمَا یَرَاکُمْ مِنَ النِّقْمَةِ فَرِقِینَ؛ إِنَّهُ مَنْ وُسِّعَ عَلَیْهِ فِی ذَاتِ یَدِهِ، فَلَمْ یَرَ ذَلِکَ اسْتِدْرَاجاً، فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفاً» (نهج‌البلاغه، ح358)
اى مردم! باید خداوند، شما را به هنگام نعمت ترسان ببیند همانگونه که از بلا ونقمت ترسان مى بیند؛ زیرا کسى که خدا به او نعمت گسترده اى بخشیده و آن را (احتمالا) استدراج (مقدمه مجازات تدریجى) نشمرد از امر خوفناکى خود را ایمن دانسته. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: خواص 13 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

<      1   2   3   4   5   >>   >

دوشنبه 99 فروردین 18

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم مباحثه سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر فرهنگ آشپزی فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی خواص هنر فیلم دشمن خیاطی جوجه انشا کتاب خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق سیدمرتضی
آشنایی
سید مهدی موشَّح - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 40
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید