آن که کرده وى به جایى‏اش نرساند ، نسب او را پیش نراند . [ و در روایت دیگرى است : ] آن که گوهر خویشش از دست شود ، بزرگى تبار وى را سود ندهد . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  نمودار جوشن کبیر - حشرات به عنوان غذا - فارسی نویسی در فوکاسکی - چرا لباس متفاوت؟ - مدل SWOT - 
متن کامل مقاله مان + پنج شنبه 90 تیر 9 - 11:34 صبح

یک‌سالی می‌شود که با یکی از دوستان مباحثه فلسفه‌ای داریم
هدف فقط فهمیدن اندیشه فلسفی استاد حسینی (ره) نبود
که درک کامل آن با تطبیق بر سایر مبانی فلسفی
و عقل خودمان هم بود
یعنی از هیچ گزاره‌ای نگذشتیم
مگر آن‌که آن را اندیشه کنیم و بررسی نماییم
و پس از تعقّل و ارزیابی بپذیریم
از ریشه‌ها شروع کردیم و از بنیادین‌ترین مباحث
آخرهای بحث بودیم که خبر همایش را شنیدم
آخرین دستاورد بحث خود را جمع و جور کردیم و یک مقاله شد
قصد داریم همه بحث را هم تدوین کنیم
اگر شد یک کتاب که خیلی خوب است

اما از همایش
آن‌قدر سخنران داشت این همایش و پنل و این حرف‌ها
که ارائه مقاله نکردند اصلاً
هنوز هم نشنیدم که مقالات را ارائه نموده باشند
بعضی دوستان اما مدام سراغ این مقاله را می‌گیرند
گفتم بگذارم در وبلاگ
شاید به درد کسی بخورد از رفقا
از این‌جا متن کامل مقاله را بردارید!

عنوان مقاله: «تحلیل چگونگی کاربست ارزش‌های دینی در روش‌شناسی علوم؛ مطالعه موردی اندیشه‌های استاد حسینی الهاشمی(ره) در فلسفه نظام ولایت»
و اما چکیده مقاله:
«استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی(ره) برای کاربست ارزش‌های الهی در مبانی روش‌شناسی علوم، تلاش نموده با مبنا قرار دادن «عقل متعبّد» بر اساس تبعیّت از روش انبیاء و تعریف آن به «تسلیم بودن عقل نسبت به دعوت انبیاء» در تولید روش، به «روش متعبّد» دست یابد. روش متعبّد نه تنها با لحاظ تقدّمِ «ارزش‌ها» بر «شیوه تفکر» می‌تواند «حجیّت» خود را اثبات نماید که به‏کارگیری آن در تولید علم به «حجیّت علم» نیز می‌انجامد.
این مقاله درصدد است چگونگیِ دستیابی به «حجیّت» در علم را مبتنی بر حاکم شدن «ارزش» بر «روش»، بر اساس اعلام عجز و ناتوانی عقل و شروع بحث از «اصول انکارناپذیر؛ تغایر، تغییر و سنجش» تفسیر نماید و نشان دهد چگونه با لحاظ یک «مبدأ جبریِ» ناشی از «ادراکات تبعی» در «ظرفیت اولیه» و حاکم نمودن «عقل عملی» بر «عقل نظری» و به تبع آن حاکم شدن «جهت» بر «حرکت»، می‌توان علاوه بر تحلیل «اختیار»، ملاک «حجیّت روش» را به تبع روش انبیاء الهی که «تسلیم به وحی» و سپس «تعجیز با آیات» بوده، با «حفظ جهت» در سه عنوان «تسلیم»، «بذل جُهد اجتماعی» و «استمرار تاریخی» تعریف نمود.»

امیدوارم گامی هر چند کوچک در تعالی اندیشه اسلامی‌مان باشد!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: آقامنیر 118 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  نمودار جوشن کبیر - حشرات به عنوان غذا - فارسی نویسی در فوکاسکی - چرا لباس متفاوت؟ - مدل SWOT - 
یعنی چه نظم ما در بی نظمی ماست؟ + سه شنبه 90 خرداد 31 - 11:6 صبح

چند روز پیش خدمت قائم مقام مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه بودم. آقای فرّخ‌فال خاطره‌ای از مرحوم آیةالله گلپایگانی(ره) بیان فرمودند که بعینه نقل می‌کنم:
«دوران بمباران صدام خیلی کار برای ما در مرکز مدیریت حوزه دشوار بود. پرونده‌های طلاب علوم دینی را پیوسته از یک زیرزمین به زیرزمینی دیگر منتقل می‌کردیم که مبادا از بین برود و آسیب ببیند. با آمدن رایانه تصمیم گرفتیم اطلاعات را در یک نرم‌افزار ثبت نماییم. با آقای طالب‌پور صحبت کردیم و طبق پیشنهاد ایشان یک رایانه گران‌قیمت تهیه کرده و اطلاعات بیست هزار طلبه آن روز را به نرم‌افزار پاراداکس تحت داس منتقل ساختیم. تمام اطلاعات در فضایی کم تقریباً برابر با سه فلاپی‌دیسک ذخیره شده. خدمت آیةالله گلپایگانی رسیدم که گزارش این مطلب را عرض کنم. امام(ره) فرموده بودند امور حوزه را با ایشان مشورت کنید. ایشان بیمار بودند و در بستر. بخشی از گزارش این انتقال اطلاعات را که به عرض رساندم اصرار کردند که بنشینند و به کمک دوستان با حالت بیماری به سختی نشستند و باقی گزارش را با دقت و توجه شنیدند. در انتها حمد خدا را کردند و ابراز خوشحالی و البته تذکر مهمی را فرمودند. مضمون  تذکر ایشان این بود که هزار و اندی سال است علمای اسلام برای حفظ دین تلاش کرده‌اند و دشمنان اسلام نتوانسته‌اند بر حوزه‌های علمیه مسلّط شوند. اگر بزرگانی از علما فرموده‌اند نظم ما در بی‌نظمی ماست، منظورشان این بوده که نظم حوزه برای دشمنان قابل درک نیست، یعنی یک نوع نظمی است که پیر استعمار یعنی انگلیس نتوانسته از آن سر در آورد. و گرنه چطور می‌شود ما که شیعه امیرالمؤمنین(ع) هستیم، توصیه ایشان به نظم را رها کنیم (اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم، نهج البلاغه: نامه47). یک وقت نشود این نظمی که شما به اطلاعات حوزه می‌دهید، دست دشمن را به حوزه باز کند».
آقای فرخ فال در ادامه فرمودند: «اگر دشمنان نظم ما را دریابند، قدرت پیش‌بینی نسبت به افعال ما پیدا خواهند کرد و این می‌تواند خطرناک باشد».

به نظرم آمد چند نکته‌ای درباره نظم عرض کنم، چون جمله «نظم ما در بی‌نظمی ماست» خیلی‌ها را به موضع‌گیری منفی یا مثبت کشانده در طول تمام این سال‌ها. از علامه جعفری(ره) نقل شده است:
«در زمان مرحوم آیت الله آقا سیدابوالحسن اصفهانی در نجف، مرحوم آیت الله آقا سیدعلی، مد نظرش این بود که در حوزه، از نظر تحصیل علم و دریافت حقوق تجدیدنظری بشود، ولی از این پیشنهاد استقبالی نشد و اکثریت معتقد بودند که اگر حوزه ها نظم و نظام پیدا کند، بارور نخواهد بود و آن حالت خلوص و انقطاع الی الله کم می شود و مرجع وقت معتقد بود که نظم ما در بی نظمی ماست. به گمان من نگرانی آن ها از این جهت بود، چون وقتی که نظم در حوزه پیش می آمد، هدف‌های مجازی طرح می شود و علم و اخلاص و تقوا و اخلاق تحت‌الشعاع رسیدن به آن هدف قرار می‌گیرد؛ از طرف دیگر دخالت‌های ضرربار در مجموعه‌های منظم آسان‌تر است.» (حوزه و توجه به آرمان‌ها، مجله حوزه، ش140)
ایشان تلاش کرده با بیان دو دلیل، تز مذکور را توجیه کند.
امام(ره) هم که نظر معروفی در این باب دارند:
«شاید تز نظم در بی‌نظمی است، از القائات شوم همین نقشه‌ریزان و توطئه‌گران باشد» (وصیتنامه، ص21)

مطلب این است که ما دو جور نظم داریم؛ نظم Clock time و نظم Raise event. هر دو نظم هستند، ولی تفاوت‌های فاحشی با یکدیگر دارند. اگر چه همه ما در مقام عمل هر دو نوع نظم را به کار می‌گیریم، ولی نسبت این به کارگیری متفاوت است و آدم‌ها نیز از همین رو در رفتار متفاوت می‌شوند. طبیعتاً «بی‌نظمی» که نقیض آن‌هاست نیز بالتَبَع دو معنای متفاوت پیدا می‌کند، بی‌نظمی به معنای نفی نظم Clock time و بی‌نظمی به معنای نفی نظم Raise event.

نظم Clock time را همه می‌شناسیم، نظمی است رایج که شاید ساده‌ترین و بی‌ارزش‌ترین نظمی باشد که با آن در زندگی روزمره مواجه هستیم. تصور کنید یک آقای دکتر هر روز 8 صبح به مطب می‌رود، برای 16 بیمار نسخه می‌نویسد و ساعت 12 ظهر به منزل باز می‌گردد. سه ساعت استراحت می‌کند و... . چنین نظمی که مبتنی بر یک رفتار روزمره است، نه رشدی در آن لحاظ شده و نه هدف و غایت قابل توجهی مترتب بر آن است. چنین نظمی را غالباً نظم ماشینی می‌نامیم، چیزی که در زندگی مدرن بشر پدید آمده و مغز انسان را تحت تأثیر قرار داده و قدرت تفکر را ضعیف می‌کند. آیا دیده‌اید کسانی که به فِرَق صوفیه تمایل می‌یابند، ساعت‌ها «هوهو» می‌کنند و از این کار لذت می‌برند؟ اساساً مغز انسان در برخورد با روندهای تکراری به حالت خلسه می‌رود، یک‌جور Stand by که قدرت تفکر را از بشر می‌گیرد و نوعی مستی پدید می‌آورد. همان‌کاری که «دوپس‌دوپس» موسیقی‌های غربی و بعضاً مداحی‌های مدرن امروزی می‌کند. این‌که در اسلام گفته شده موسیقی اراده را ضعیف می‌نماید، شاید ناظر به همین تضعیف قدرت استدلال و تفکر و تصمیم‌گیری است. زندگی ماشینی را چاپلین خوب در کمدی خود نشان داد، انسانی که به صورت منظم باید یک رفتار را تکرار نماید (سفت کردن دو عدد مهره با دو آچار)، درست مانند یک روبوت. این انسان دیگر نمی‌تواند فکر کند و قدرت قضاوت درباره افعال خود را از دست می‌دهد. تمامی فرقه‌های باطل از همین طریق پیروان خود را مسخ می‌نمایند و شستشوی مغزی می‌دهند، با درگیر کردن آن‌ها در کارهای تکراری. همین کار را مسعود رجوی نیز در سازمان خود انجام می‌داد، تمامی افرادش را مشغول کارهای سنگین ولی تکراری هر روزه می‌کرد، تا به قول خودش فرصت فکر کردن به بازگشت را نداشته باشند.

اما نظم Raise event بسیار هوشمندانه است. همین است که تمامی پلت‌فرم‌های برنامه‌نویسی نیز به سمت و سوی این نوع نگرش سوئیچ کرده‌اند. مدیریت رویداد امروزه جای رفتارهای تکراری و بیمارگونه را گرفته است. تصور کنید همان آقای دکتر را، در مطب نشسته و مشغول مطالعه است، هنگامی که بیماری نیاز به جراحی دارد، او را فرامی‌خوانند، می‌رود جراحی را انجام داده و باز می‌گردد. دوباره حالت Listening پیدا می‌کند و منتظر Event بعدی است که Raise شود. اگر چه این‌جا هم سطحی از نظم Clock time مشاهده می‌شود، ولی بسیار اندک و به طور کلی در امور بسیار Low level. مثلاً در سطوح نزدیک به سخت‌افزار نیز تمامی امور به صورت Clock time است. پردازنده یک رایانه، یا حتی یک موبایل هم با نظم Clock time کار می‌کند. اما نرم‌افزارهای قدرتمند امروزی رویکردی کاملاً مبتنی بر مدیریت رویداد دارند.

بی‌نظمی حوزه از کدام نوع است و نظم آن از کدام نوع؟ در طرف نقیض که بنگریم، شاید حوزه از نظر Clock time بی‌نظم به نظر برسد، ولی از نظر Raise event فوق‌العاده منظم است. حوزه نسبت به پاره‌ای رویدادها حساس است، علما این‌گونه بوده و هستند. تاریخ این واقعیت را نشان داده و اثبات کرده است.

اگر حوزه درگیر نظم Clock time شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟! این مطلب را از دیدگاه سیدنا الاستاذ عرض می‌کنم. استاد حسینی الهاشمی(ره) مهم‌ترین ویژگی آموزش را «نظم» می‌داند و مهم‌ترین ویژگی پژوهش را «دقت» و البته مهم‌ترین ویژگی تبلیغ را هم «سرعت» ذکر می‌‌کند. در آموزش گاهی لازم است دقت و سرعت فدای نظم شود، ولی باید به خاطر داشته باشیم که در پژوهش، سرعت و نظم را فدای دقت کنیم. اگر این‌طور به حوزه نگاه کنیم، شأن علمای حوزه به دلیل اشتغال به فراساختارهای علمی و حرکت در مرزهای دانش، کاملاً مبتنی بر «دقت» است و Planning برای سازمان‌های پژوهش‌محور نمی‌تواند مبنی بر نظم Clock time باشد، چنین نظمی کاملاً مخل و ضررزننده است. این سامانه‌ها باید Raise event برنامه‌ریزی شوند.

یک مثال ساده‌تر و یک نتیجه‌گیری کلّی؛ اگر عضو یک سازمان تروریستی مانند CIA یا موساد هستید و قصد ترور فردی را دارید که هر روز سر ساعت مشخصی از خانه خارج می‌شود و سر ساعت مشخصی باز می‌گردد، کار شما بسیار ساده است. اصلاً هم نیاز نیست بدانید کجا می‌رود و چه می‌کند، همین که Clock time عمل می‌کند کافیست. با همین یک داده می‌توانید عمل خود را برنامه‌ریزی کنید. اما نسبت به فردی که Raise event رفتار می‌کند، شما نیاز به دو دسته از داده‌ها دارید، اگر می‌خواهید شخصی را بربایید که نسبت به رویدادهای خاصی، کارویژه‌هایی دارد، باید هم رویدادها را بشناسید و هم کارویژه متناسب با هر رویداد را. متغیرها بسیار بیشتر می‌شوند، زیرا رویدادها نیز شرایطی دارند که در تحقق کارویژه تأثیر می‌گذارد و هر فرد هم نسبت به رویدادها می‌تواند متفاوت عمل نماید. مثلاً رویداد را این قرار می‌دهید: تلفن کنید و بگویید برادرت تصادف کرده و در فلان بیمارستان است. کارویژه فرد الف ممکن است این باشد: به سرعت از خانه خارج شود، تاکسی بگیرد و به سمت بیمارستان برود. اما نسبت به فرد ب، ممکن است با تلفن همراه برادرش تماس بگیرد، سپس به دوستش زنگ بزند که بیاید دنبالش، با هم به بیمارستان بروند.

می‌گویند وقتی میرزای شیرازی(ره) در قضیه انحصاری شدن امتیاز تنباکو برای انگلیسی‌ها فتوای حرمت تنباکو برای نفی سبیل کفار بر مسلمین را داد، متأثر شد، پرسیدند و اظهار کرد: امروز دشمن به  قدرت مرجعیت شیعه پی برد. این یعنی چه؟ یعنی دشمن برای به دست آوردن قدرت پیش‌بینی و برنامه‌ریزی علیه شما اگر نظم‌تان از نوع Raise event باشد، ناگزیر به استقراء است و استقراء به دلیل ابتناء بر نظریه احتمال، محتاج آزمون‌های پیوسته و مداوم می‌باشد. هر آزمون یک گام شما را به نتیجه‌گیری نزدیک می‌سازد. پس هر بار که رویداد مورد نظر Raise شود یک فرصت برای نزدیک‌تر شدن به Planning است. مثل این است که با هر بار انداختن سکه‌ای ناهمگون و غیریکنواخت، علم شما به این‌که طرف رو بیشتر احتمال رویداد دارد یا طرف پشت، بیشتر می‌شود.

می‌خواهم فرمایش مرحوم آیةالله گلپایگانی(ره) را این‌گونه تحلیل کنم که دشمن اسلام اگر چه توانسته نوع نظم حوزه‌ها را تشخیص دهد که از نوع Raise event است، ولی همچنان در آزمون و خطای رویدادها و کارویژه‌های متناسب با آن اسیر و گرفتار است. ما تا زمانی که دشمن داریم، باید نسبت به نوع نظم خود حساس باشیم و البته هر نظمی را در جای خود به کار گیریم. قطعاً برای آموزش در سطوح پایین حوزه نیاز به زمان‌بندی Clock time داریم، ولی گمان نکنیم اگر مراجع ما و بزرگان ما Clock time عمل نمی‌کنند، پس چیزی در حوزه کم است، بلکه این یک تکنیک فراهوشمندانه بوده و سازوکاری است که قدرت انعطاف بسیار فراوانی به سازمان روحانیت در حوادث پیچیده و خطرناک سیاسی و اجتماعی داده است و سبب جلوگیری از درافتادن به انحرافاتی شده که بسیاری از سازمان‌های روحانیت غیر اسلامی و غیر شیعی به ورطه آن غلطیده‌اند. اصلاً قوه تفکر انسان یعنی: «دو روز انسان مثل هم نباشد»!

مثالی از یک درد تاریخی؛ اگر دومی جرأت کرد طناب به گردن حضرت(ع) بیاندازد و او را به مسجد بکشاند، چون کارویژه متناسب با این رویداد را می‌دانست، این‌که ایشان به جهت مصالح اسلام و حفظ کیان توحیدی اقدامی نخواهد کرد، و الا چه جرأتی؟ مگر ندیده بود دروازه قلعه خیبر را چگونه از جا برکند؟! ملاحظه همین تناسب کارویژه و رویداد بود که دلیل شد تا آن یهودی اسلام آوَرَد.

پس بدانیم این حقیقتِ عظمت قوّه درّاکه علمای شیعه در اعصار و قرون متمادی بوده که نظم (Raise event) آن‌ها در بی‌نظمی (Not Clock time) طراحی شده است! بسیار هم هوشمندانه و با درس گرفتن از کتاب و سنّت!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: آقامنیر 118 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  نمودار جوشن کبیر - حشرات به عنوان غذا - فارسی نویسی در فوکاسکی - چرا لباس متفاوت؟ - مدل SWOT - 
یک همایش و 18 سخنران + یکشنبه 90 اردیبهشت 18 - 7:58 عصر

بله
بنده هم تعجب کردم
درست وقتی که از چهارراه شهدا می‌گذشتم
بیل‌بورد همایش را که دیدم
یعنی یک همایش
و هجده سخنران!؟
مگر می‌شود؟!

همان همایش خودمان است
دفتر فرهنگستان علوم اسلامی
همان که خیلی هم مهم است!
همین هفته برگزار می‌شود
در دانشگاه تهران

البته سخنرانان هم همگی از نوادر روزگار
از بزرگان و مهتران
نام‌داران و نام‌آوران
نیک‌گزینشی است البته
ولی تعداد یک کم...

امیدوارم تأثیرگذار باشد
در «تحول اسلامی علوم انسانی»
إن‌شاءالله!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: آقامنیر 118 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  نمودار جوشن کبیر - حشرات به عنوان غذا - فارسی نویسی در فوکاسکی - چرا لباس متفاوت؟ - مدل SWOT - 
مقاله ‏مان برای همایش مان + یکشنبه 90 فروردین 7 - 8:26 عصر

این همایش را یک‌جور
مال ِ خودم احساس می‌کنم
یعنی مال ِ همه دوستان و هم‌طریقی‌های خودمان

کار نوشتن مقاله تمام شد
با همان استانداردی که مطالبه شده بود
در برنامه کاری‌ام نبود این کار
یعنی مقاله برای همایش‌ها نوشتن را در دستور کارم هرگز نداشتم
این اولین بار بود
این همایش خیلی مهم بود
اولویتی برایم داشت
که باید شرکت می‌جستم
با تمام ناتوانی‌هایی که هنوز در خود سراغ دارم
و بحمدالله خوب بود
امروز تمام شد و ایمیل کردم متن کاملش را
چکیده قبلاً تأیید شده بود
هیئت علمی همایش دیده بود و نظر داده
و تأیید چکیده تشویق‌مان کرد
بنده و دوستی که در این مسیر بسیار مفید بود همکاری‌اش
یک مقاله مشترک است
که چکیده‌اش را این‌جا می‌گذارم

تحلیل چگونگی کاربست ارزش‌های دینی در روش‌شناسی علوم؛
مطالعه موردی اندیشه‌های استاد حسینی الهاشمی(ره) در فلسفه نظام ولایت

استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی(ره) برای کاربست ارزش‌های الهی در مبانی روش‌شناسی علوم، تلاش نموده با مبنا قرار دادن «عقل متعبّد» بر اساس تبعیّت از روش انبیاء و تعریف آن به «تسلیم بودن عقل نسبت به دعوت انبیاء» در تولید روش، به «روش متعبّد» دست یابد. روش متعبّد نه تنها با لحاظ تقدّمِ «ارزش‌ها» بر «شیوه تفکر» می‌تواند «حجیّت» خود را اثبات نماید که به‏کارگیری آن در تولید علم به «حجیّت علم» نیز می‌انجامد.
این مقاله درصدد است چگونگیِ دستیابی به «حجیّت» در علم را مبتنی بر حاکم شدن «ارزش» بر «روش»، بر اساس اعلام عجز و ناتوانی عقل و شروع بحث از «اصول انکارناپذیر؛ تغایر، تغییر و سنجش» تفسیر نماید و نشان دهد چگونه با لحاظ یک «مبدأ جبریِ» ناشی از «ادراکات تبعی» در «ظرفیت اولیه» و حاکم نمودن «عقل عمل» بر «عقل نظر» و به تبع آن حاکم شدن «جهت» بر «حرکت»، می‌توان علاوه بر تحلیل «اختیار»، ملاک «حجیّت روش» را به تبع روش انبیاء الهی که «تسلیم به وحی» و سپس «تعجیز با آیات» بوده، با «حفظ جهت» در سه عنوان «تسلیم»، «بذل جُهد اجتماعی» و «استمرار تاریخی» تعریف نمود.

کار سنگینی داشت تحقیقات کتابخانه‌ای آن
سال‌ها به کتابخانه تخصصی فلسفه و کلام سر نزده
برای این مقاله چند روز آن‌جا اطراق کردم
برای این مقاله 9 منبع فارسی مورد استفاده قرار گرفت؛
اصول فلسفه علامه و الهیات شفای شهید مطهری
و مجموعه‌ای از مباحث استاد حسینی(ره)؛
فلسفه اصالت تعلق، اصول ِ فلسفی برنامه‌ریزی، راندمان ِ عرفان، فلسفه، فقاهت، مبانی نظام فکری
بررسی جداول طبقه‌بندی آموزشی چگونگی اسلامی‌شدن مهندسی توسعه نظام اجتماعی
مبانی اصول فقه احکام حکومتی و دوره دوم اصالت تعلّق

و 7 منبع عربی؛
اسرارالآیات، المبدأ و المعاد، الشواهدالربوبیة و أسفار صدرالمتألهین
فصول منتزعة فارابی، شرح إشارات شیخ‌الرئیس
و شرح منظومه ملاهادی سبزواری


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: آقامنیر 118 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  نمودار جوشن کبیر - حشرات به عنوان غذا - فارسی نویسی در فوکاسکی - چرا لباس متفاوت؟ - مدل SWOT - 
فیزیک و فلسفه + چهارشنبه 89 دی 22 - 5:35 عصر

واقعاً دنبال همین می‌گشتم
مدت‌ها بود نزدیکی فیزیک و فلسفه
بدجور ذهنم را به خود مشغول داشته بود
خصوص اخیراً که دوباره فرصتی شد
و با یکی از مهندسان فیزیک
از فعالان انرژی هسته‌ای کشورمان
تعاملی دست داد
فکر کنم دیگر آن‌قدر زمان گذشته باشد
که بتوانم واژه اَولیس را بر زبان بیاورم
برادرم آن روزها
سال‌هایی که برای غنی‌سازی اورانیوم با استفاده از لیزر
مطالعه می‌کرد
برایم چیزهایی گفته بود
یک‌بار هم فرصتی دست داد
به مرکز تحقیقات‌شان رفتم
و از نزدیک کارشان روی بلورهای [...] را دیدم
بگذریم
شاید هم نباید بگویم
و هنوز هم محرمانه باشد(!)

یکی از نظریات آسیدمنیرالدین ظاهراً نزدیکی فیزیک با فلسفه بود
البته فیزیک غرب
با فلسفه به قول خودمان اسلامی
اگر این هستی‌شناسی را موضوع قرار داده است
امروز آن، فیزیک نظری، این وظیفه را برعهده گرفته
چندی پیش منبری دست داد
محلی در تهران
و فرصتی که از نزدیکی فیزیک و فلسفه بگویم
واقعاً وقتی استفان هاوکینگ از نظریه رشته‌ها (Strings) سخن می‌گوید
وقتی دنیاهای موازی را اثبات می‌کند
وقتی چهار نیروی بنیادین فیزیک را تحلیل می‌نماید
وقتی از ضعف گرانش (G) می‌نالد
و برای تحلیل این ضعف
آن را تنها ارتباط میان جهان‌های موازی تحلیل می‌کند
همین چند سال پیش بود که دومین کتاب هاوکینگ را خواندم
دیگر فیزیک یک دانش تجربی نیست
فیزیک یک فلسفه است
فیزیک تحلیل می‌کند هستی را
فیزیک است که می‌گوید چه چیزی هست و چه چیزی نیست!
کاری که قبلاً افلاطون و ارسطو (معلم اول) باید انجام می‌دادند
و بعد هم بر عهده معلم دوم (فارابی)
و پیوسته شد به ابن سینا
ملاصدرا هم آس را گذاشت
و بازی یک سره شد تا امروز
حالا وقتش نرسیده است؟!
که ما هم نظری به این فلسفه هستی‌شناسی هزاره بیاندازیم
وقتی فیزیک بگوید «هر چه هست؛ اسپین است»
ماده و انرژی هم ندارد
وقتی نور کوانتا شود و هم خاصیت موجی و هم ذره‌ای
وقتی هایزنبرگ اصل عدم قطعیت را علنی کند
وقتی دیدن در دیده‌شده تأثیر بگذارد

آیا فیزیک هنوز یک علم تجربی است
علوم پایه است؟!
حاشا که فیزیک خودش به تنهایی یک فلسفه است
بعضی‌ها البته خواستند وارد این وادی شوند
ولی نامش را «فلسفه فیزیک» گذاشتند
خدا خیرشان بدهد این مؤسسات اسلامی قم را

دیروز که به درس فقهی ولایت آیةالله مؤمن می‌رفتم این پلاکارد را دیدم
حتماً باید فردا بروم در این همایش
ساعت 9 صبح است در دارالشفاء
خوب آدم‌هایی را هم آورده‌اند
گلشنی و فیاضی
یکی فیزیک‌دان و دیگری فیلسوف
واقعاً استاد فیاضی هم خوب ملاصدرا را فهمیده
بدایه را یادم هست از نوارهای ایشان درس می‌گرفتم
و آقای اردستانی شاگرد برجسته ایشان بود
که دو سال به ما برهان شفا درس می‌داد
خدا همه‌شان را حفظ کناد!

فردا یادم باشد بروم! (مگر می‌شود فراموش کنم :)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: آقامنیر 118 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  نمودار جوشن کبیر - حشرات به عنوان غذا - فارسی نویسی در فوکاسکی - چرا لباس متفاوت؟ - مدل SWOT - 
خارج میروم + سه شنبه 89 شهریور 30 - 11:53 صبح

اولین سال است که رسماً درس خارج می‌روم
سال‌های قبل هم می‌رفتم
تفنّنی و از باب آشنایی
خارج فقه آقای بهجت (ره) مدتی
گاهی خارج تفسیر آقای جوادی
چند بار خارج اصول آقای وحید
کمی تقریرات اصول شهید صدر (نوشته آسیدکاظم حائری) را هم خوانده‌ام
بعضی از جزوات خارج اصول آقای میرباقری (مسئول فرهنگستان علوم اسلامی)
و آقای لاریجانی (رئیس قوه قضاییه) و آقای هادوی
خصوص که هر سه‌شان نوآوری‌هایی در اصول دارند
اولی در مباحث الفاظ
دومی در توجه به هرمنوتیک
و سومی به خاطر پرداختن به «فلسفه اصول»
اخیراً خارج فقه آقای شاهرودی (رئیس سابق قوه قضاییه) هم می‌رفتم
درس خارج آقای مکارم و آقای سبحانی را هم چشیده‌ام
جزوات دو دوره خارج اصول آسیدمنیرالدین حسینی (ره - مؤسس فرهنگستان علوم اسلامی)
که البته بحث الفاظ است و مباحث حجیت
کامل خوانده‏ام و مباحثه کرده‏ام

ولی هیچکدام حال الآن را نداشت
امروز خارج رفتنم «به حساب می‌آید» :)
سه سال اگر خوب درس بخوانی
خوب مباحثه کنی
خوب جزوه بنویسی
«دکترای فقه و اصول» می‌گیری
به شرط آن‌که یک پایان‌نامه 30 صفحه‌ای هم بنویسی
البته کاملاً به زبان عربی
و باید همه حرف‌هایش هم نو و تازه باشد و غیرتکراری!
مثل دانشگاه هم نیست که روی اینترنت باشد
بگردی و پیدا کنی و به استاد بدهی و مدرکت را بگیری!

ده سال اگر همّت کنی
خصوص اگر مضاعف باشد
52 باب فقهی را کامل بخوانی
چند صد راوی را هم خوب بشناسی
با اسم و فامیل و وثاقت‌شان
مجتهد می‌شوی
به شرط این‌که مضاعف کار کنی و وقت تلف نکنی!

اراده کرده‌ام که بشوم
به حول و قوّه خداوند متعال

این‌که تقلید نکنی
و تمام تکالیف شرعی‌ات را خودت استنباط کنی
و به قول علمای اعلام:
«تقلید برایت حرام شود»!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: آقامنیر 118 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  نمودار جوشن کبیر - حشرات به عنوان غذا - فارسی نویسی در فوکاسکی - چرا لباس متفاوت؟ - مدل SWOT - 
یک نمونه از وبرایت + چهارشنبه 88 تیر 24 - 6:23 صبح

وقتی سایت وبرایت را که یک نرم‌افزار سایت‌ساز و البته مدیریت سایت است معرفی کردم
بعضی پرسیدند چگونه کار می‌کند و چه می‌کند
امکان این‌که بگویم چگونه فعلاً نیست
زیرا یک پروژه مشترک است و برای ارائه اطلاعات باید تمامی دوستان توافق کنند
فعلاً فقط کسانی که تماس با مؤسسه بگیرند
(تلفن آن در ذیل وبرایت آمده است)
می‌توانند از خدمات آن
(البته با پرداخت هزینه)
استفاده کنند
به عنوان نمونه یکی از سایت‌هایی را که با وبرایت در چند دقیقه ساخته شده است را ببینید:

seyedmonir.ir

البته گرافیک آن دو روز وقت گرفته است،
یعنی ساخت تمپلیت
ولی تولید سایت فقط در چند دقیقه و بعد هم اندکی ورود اطلاعات
همیشه هم می‌توان ورود اطلاعات را از طریق وبرایت انجام داد
ساده و راحت
فکر کنید چیزی شبیه وبلاگ است و مدیریت وبلاگ
ولی به شما سایت می‌دهد، نه وبلاگ
البته با هزینه‌ای بسیار کم‌تر از خرید یا سفارش یک سایت!

یاعلی

پ.ن. مهلت هاست و دومین تمام شد و سایت Down است، متأسفانه! (اسفند 90)
پ.ن. هاست ارزان لینوکس که برای سایت شخصی خودم استفاده می‌کردم جا داشت، سایت را با php بازنویسی کردم و دوباره راه انداختم! (خرداد 1400)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: آقامنیر 118 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

<   <<   11   12   13      

شنبه 04 فروردین 16

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم سید احمد سید مرتضی مباحثه اقتصاد آقامنیر آشپزی فرهنگ فلسفه خانواده کار مدرسه سفر سند آموزش هنر بازی روحانیت خواص فیلم فاصله طبقاتی دشمن ساخت انشا خودم خیاطی کتاب جوجه نهج‌البلاغه تاریخ فارسی ورزش طلاق
آشنایی
آقامنیر - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 44
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌کار (فریلنسر)
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 125
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید

Xکارت بازی ماشین پویا X