سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

بزرگترین عیب آن بود که چیزى را زشت انگارى که خود به همانند آن گرفتارى . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
جوج در خانه + یکشنبه 98 خرداد 26 - 5:0 صبح

«می‌شه جوجه کباب بخریم؟»
- چرا بخریم، بیا درست کنیم!

آشپزی هم باید یاد بگیرد
در شیرینی و کیک که راه افتاده
ولی
آشپزی مهم‌تر است
روز جمعه را ماکارونی خودش درست کرد
پیاز را خُرد کرده و سرخ
البته کمی زیاد
زیاد سرخ کرد
زیادتر از اندازه
در واقع یعنی سوخت
ولی خب...
اولین بارش بود
طبیعی‌ست
در عوض یاد گرفت چقدر باید پیاز را سرخ کند!

گوشت چرخ‌کرده را اضافه
رب و ادویه
درست است که طعم خوبی پیدا نکرد
کمی بی‌مزّه در آمد
ولی
مهم این بود که ماکارونی را یاد گرفت درست کند
دفعه بعد بهتر

«می‌شه خودم درست کنم؟»
- آره، یادت می‌دم، خودت انجام بده!



مرغ را خودش خُرد کرد
به سیخ کشید
آب زعفران زد
کباب کرد
و البته
در نهایت هم خورد! :)

عالی بود
جوجه کبابی که دخترم در خانه پخت
سیداحمد و سیدمرتضی هم کیف کردند

همه غذاهایی را که بلدم یادش می‌دهم
باید پیش از ازدواج
خانه‌داری را خوب فرا بگیرد!

پ.ن. یاد خاطره‌ای افتادم
تازه که زن گرفته بودم
یکی دو هفته که گذشت
تصمیم گرفت نهار درست کند
تا آن روز یا از بیرون می‌خریدیم
یا خودم درست می‌کردم
پرسید:‌ چی درست کنم؟
گفتم: قرمه‌سبزی
رفتیم که سبزی بخریم
دیدم دارد با یکی از مشتری‌ها صحبت می‌کند
با خانمی که آمده بود او هم سبزی بخرد
خانه‌مان ته کوچه بیگدلی بود
محله‌ای معروف به جوب‌شور
تازه اجاره کرده بودم
لطفاً نپرسید نهار چه شد
گفتنی نیست
غذایی که برای اولین بار
آن هم از روی دستوری شفاهی
عبوری و گذری
غذایی که دستورش را از مشتری سبزی‌فروشی بپرسی
سؤال دارد؟!

این نمی‌شود
این درست نیست که کار را بعد از پذیرفتن یاد بگیریم
مثل این‌که طرف را عضو تیم ملّی کنند
ولی اولین روزی باشد که فوتبال بازی می‌کند
بگوید: خب، می‌روم و یاد می‌گیرم
- حالا؟ حالا که به عضویت تیم ملّی درآمده‌ای؟!
عضویت در این تیم برای کسی‌ست که قبلاً آموزش دیده باشد
یعنی بلدی که آمدی و عضو شدی!
به عنوان تایپیست استخدام شوی
بلد نباشی با صفحه کلید کار کنی
مدیر بپرسد: چرا؟
بگویی: اول شغل را قبول کردم، بعد می‌روم و یاد می‌گیرم!
عین این می‌ماند
ازدواج بدون مهارت‌های آن
چه برای پسر و چه برای دختر
فرقی نمی‌کند
هر دو آموزش می‌خواهند
مقصّر هم پدر و مادرها هستند!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 234 - فرزند 366 - آشپزی 52 - سیده مریم 197 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
جیپ جنگی + دوشنبه 98 خرداد 20 - 5:0 صبح

چند روز طول کشید
چند روز رفتیم
همان مسیر را
از شهید ستاری تا عباس‌آباد
از خانه پدری
تا موزه دفاع مقدّس

نمی‌شد در یک روز تمام کرد
هر روز بخشی را
روز بعد جیپ جنگی و هلیکوپتر



سرگرم می‌شوند
سرگرم بازی
آن‌قدر که به بخش بعدی نمی‌رسیم
ناچاریم برویم و دوباره بازگردیم
خدا را شکر که رایگان است
بازدید از این تجهیزات جنگی



ما علاقه‌ای به جنگ نداریم
کودکان‌مان را هم
قطعاً نبایستی مشتاق جنگ بار آوریم
اما
دشمن هست
ما دشمن داریم
تا وقتی آخرت برای ما اصل است
و دنیا برای غرب
دشمن داریم
او می‌خواهد ما را به جهت خود بکشد
و ما نیز
او را در جهت خود
پس جنگ هست
چه بخواهیم و چه نخواهیم
تا دنیاپرستی هست

وقتی می‌دانیم جنگ قهری‌ست
دیگر نمی‌توانیم به اصل رجوع کنیم
اصل صلح و دوستی
ناچاریم جنگاوری را نیز به کودکان‌مان یاد دهیم
برای روزی که نیاز باشد
وقتی که ما نباشیم
دشمن که همیشه هست!


قال (علیه‌السلام): «مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ اسْتَشْعِرُوا الْخَشْیَةَ وَ تَجَلْبَبُوا السَّکِینَةَ وَ عَضُّوا عَلَى النَّوَاجِذِ فَإِنَّهُ أَنْبَى لِلسُّیُوفِ عَنِ الْهَامِ، وَ أَکْمِلُوا اللَّأْمَةَ وَ قَلْقِلُوا السُّیُوفَ فِی أَغْمَادِهَا قَبْلَ سَلِّهَا وَ الْحَظُوا الْخَزْرَ وَ اطْعُنُوا الشَّزْرَ وَ نَافِحُوا بِالظُّبَى وَ صِلُوا السُّیُوفَ بِالْخُطَا» (نهج‌البلاغه، خ66)
اى مسلمانان! لباس زیرین خود را ترس از خدا (و احساس مسؤلیّت در برابر دشمنان حق) و لباس رویین خود را آرامش و خونسردى قرار دهید; دندانهارا بر هم بفشارید که مقاومت جمجمه ها را در برابر ضربات دشمن بیشتر مى کند. زره را (با کلاه خود و ساعد بند) کامل کنید و شمشیرها را قبل از کشیدن از نیام، تکان دهید (تا به آسانى از نیام درآید.) با خشم و بى اعتنایى به دشمن نظر افکنید و به هر سو حمله کیند و ضربه بزنید تا غافلگیر نشوید; از فاصله نزدیک با لبه تیز شمشیر، حمله نمایید و با پیش نهادنِ گام، شمشیر را به دشمن برسانید! (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 234 - فرزند 366 - سیده مریم 197 - سید احمد 176 - سید مرتضی 157 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
جنگنده شکاری + شنبه 98 خرداد 18 - 5:0 صبح

تا به حال این‌قدر از نزدیک ندیده بودند
فرزندانم
من هم ندیده
هرگز
یک جنگنده شکاری را
این‌قدر از نزدیک!

ما فقط برای پل طبیعت رفته بودیم
مسافت زیاد
ترافیک همّت
پل را که رد کردیم
یک پارک جنگلی یافتیم
بعد از پارک
ساختمانی بزرگ
خیلی بزرگ
با تانک‌های فراوانی در اطراف



- نه بچه‌ها! امروز نه، برویم فردا برگردیم، ظهر شده و وقت نهار.
نوروز بود
تهران مهمان
دیگر دیر شده
بازگشتیم خانه
و روز بعد...
این‌بار مستقیم رفتیم به موزه دفاع مقدس
بدون گذشتن از پل طبیعت
بدون دادن هزینه پارکینگ
جلوی موزه فضای وسیعی برای پارک خودرو در نظر گرفته بودند
آفرین به این همّت!

تانک‌ها که تمام شد
چشمم به جنگنده‌ها خورد
باور نمی‌کردم
باور نمی‌کردیم
این‌قدر نزدیک
مگر می‌شود
مگر داریم؟!



می‌شد به بال‌های F5 دست زد
نه آنی که صفحه را رفرش می‌کند
این‌یکی پرواز می‌کرد
فانتوم
این سوی پل

و در آن سو
هواپیمای سقوط کرده عراقی
آن را هم می‌شد از نزدیک دید

فوق‌العاده بود
ندیده‌اید؟
نرفته‌اید؟
موزه دفاع مقدس؟
باید رفت
هر کسی که نرفته باید برود
این هواپیماها واقعاً دیدن دارد!

پرواز...
چرا انسان‌ها همه پرواز را دوست دارند
و پرندگان را
و ابزاری که بتوان با آن پرید؟
این راز عشق صعود به آسمان چیست؟!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 234 - فرزند 366 - سیده مریم 197 - سید احمد 176 - سید مرتضی 157 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
جنگل ِ تانکها + پنج شنبه 98 خرداد 16 - 5:0 صبح

بچه‌ها از خودبی‌خود شدند
آن‌همه تانک را که دیدند
موزه بود
برای نمایش آورده
دویدند و بالا رفتند



قدرت
فلسفه توجه به سلاح
بالا رفتن
تصعید
تسلط
تنها دلیلی که اشتیاق کودکان را توجیه می‌کند
این همه علاقه
به بالا رفتن از چنین سلاح‌های پیشرفته‌ای را



ارزشمند است
کاری که انجام شده
کاری که انجام داده‌اند
جمع کردن این سلاح‌ها در یک‌جا
در اختیار کودکان
ببینند
آشنا شوند
گذشته را مرور کنند
آینده را پیش‌بینی

این تنها نبود
فقط تانک نبود
خیلی بیشتر...


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 234 - فرزند 366 - سیده مریم 197 - سید احمد 176 - سید مرتضی 157 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
جنگل ِ شهری + سه شنبه 98 خرداد 14 - 5:0 صبح

حسابی خسته شدیم
یک‌ساعت پیاده‌روی
جنگل‌پیمایی دقیقاً

پل طبیعت را که رد کردیم
وارد یک جنگل شدیم
نام پارک روی آن گذاشته بودند
انسان ساخته
اما
چیزی از جنگل کم نداشت!



دل ِ بشر تنگ شده است
برای طبیعت
قبل‌تر خراب می‌کرد
جنگل را
دریاچه را
حالا امروز
خودش می‌سازد
همان‌هایی که خراب کرده

اما
این‌بار نه همان‌قدر طبیعی
مصنوعی
ساختگی
تلاشی برای بازگشت به زندگی انسانی
به جای ماشینی
می‌خواهد اشتباه خود را جبران کند
انسان مگر چقدر وقت دارد تا همه راه‌ها را با آزمون و خطا طیّ کند؟
بدون هدایت از بیرون
زندگی انسان مثل چرخیدن اسب عصّاری‌ست!

در جنگل رفتیم
تا اتفاق جالبی
جای جالبی را پیدا کردیم
یک موزه بود انگار
«موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس»
روی سردر آن که این‌طور نوشته!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 234 - فرزند 366 - سیده مریم 197 - سید احمد 176 - سید مرتضی 157 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
اسرائیل ِ زباله + جمعه 98 خرداد 10 - 6:48 عصر

یکی از خلاقیت‌های موزه دفاع مقدّس
جالب بود



مفهوم کلّی را فهمیدم
اسرائیل و زباله‌دانی
اما
ترکیب چهار تصویر با هم...

نتوانستم داستان آن را درک کنم
نشان اسرائیل تبدیل به بمب می‌شود
می‌ریزد در سطل زباله
خب چرا خود نشان اسرائیل همین‌طوری نمی‌رود درون سطل زباله؟!
این‌طوری که سطل می‌ترکد! :)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 234 - فرزند 366 - سید احمد 176 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
جاپارک راهپیمایی + جمعه 98 خرداد 10 - 6:47 عصر

پیدا کردم
همین راحتمان کرد

همیشه مشکل داشتیم
سال‌هاست
اوایل نزدیک پارک می‌کردیم
مشکل ترافیک بود
بعد هم دور
کلّی باید پیاده می‌رفتیم تا تازه به آغاز راهپیمایی برسیم
این شد که...

این‌بار نقشه را گستراندم
تمام اطراف حرم حضرت معصومه (س) را
مسیر راهپیمایی را
خوب گشتم
و یافتم
جایی را که در مسیر نبود
عوارض طبیعی و مصنوعی جدا کرده
اما
راهی داشت
میان‌بری تا مسیر

خوب است
خودش است
همین است
امروز ماشین را بردم و آن‌جا پارک کردم
دیگرانی نیز فهمیده
همان‌جا آمده
از میان‌بر رفتیم و زود به راهپیمایی رسیدیم
در بازگشت نیز
خیلی سریع
بدون هیچ ترافیکی!

راهپیمایی روز قدس امسال
امروز صبح
خیلی خوش گذشت
برای بچه‌ها هم راحت بود
راحت‌تر از گذشته



کجا؟
نمی‌گویم
بگویم که دفعه بعد جا برای خودمان هم گیر نمی‌آید
نباید لو برود! :)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 234 - فرزند 366 - خودم 6 - سید احمد 176 - سید مرتضی 157 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
قصد ِ کُشت + چهارشنبه 98 خرداد 8 - 5:0 صبح

«تو امسال ما رو می‌کُشی مریم»
شیرینی خونمان بی‌داد می‌کند
با این شیرین‌کاری‌های دختر گلم! :)



آب دهانم جاری شده
بند نمیِ‌آمد که
وسط ماه مبارک
وسط روزه
رولت خامه‌ای درست کرده
در حدّ تیم ملّی
تنهایی
این‌که می‌گویم تنهایی
یعنی واقعاً تنهایی
فقط موقع بُرش کمی کمکش کردم!

«حالا چطور تا افطار صبر کنیم تا اینو بخوریم؟!»
- به سختی!



خدا را شکر
مدرسه‌ها که تمام شده
روزه که دارد
وقت را رها نکرده
تمرین شیرینی‌پزی‌اش را افزایش داده
می‌خواهد یاد بگیرد
مهارت بیافزاید
می‌داند چه می‌کند
می‌داند در زندگی چه می‌خواهد
هدف دارد
امید که موفق باشد!

قال أمیرالمؤمنین (ع): «فَمَنْ أَشْعَرَ التَّقْوَى قَلْبَهُ، بَرَّزَ مَهَلُهُ وَ فَازَ عَمَلُهُ؛ فَاهْتَبِلُوا هَبَلَهَا وَ اعْمَلُوا لِلْجَنَّةِ عَمَلَهَا؛ فَإِنَّ الدُّنْیَا لَمْ تُخْلَقْ لَکُمْ دَارَ مُقَامٍ، بَلْ خُلِقَتْ لَکُمْ مَجَازاً، لِتَزَوَّدُوا مِنْهَا الْأَعْمَالَ إِلَى دَارِ الْقَرَارِ، فَکُونُوا مِنْهَا عَلَى أَوْفَازٍ وَ قَرِّبُوا الظُّهُورَ لِلزِّیَال»(نهج‌البلاغه، خ132)
هر کس تقوا را در کانون قلب خویش قرار دهد کارهاى نیک او ظاهر مى شود، وعملش به پیروزى مى رسد، پس براى تحصیل تقوا فرصت را غنیمت شمرید، و براى بهشت (جاویدان) عمل شایسته آن را انجام دهید. (بدانید) دنیا به عنوان اقامتگاه همیشگى شما خلق نشده، بلکه به عنوان گذرگاه شما آفریده شده است تا از آن زاد و توشه اعمال صالح براى سراى جاودانى برگیرید، اکنون که چنین است به سرعت آماده کوچ کردن از آن باشید و مرکبها را براى ترک دنیا آماده کنید! (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 234 - فرزند 366 - آشپزی 52 - سیده مریم 197 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
الگوی مصرف + پنج شنبه 98 خرداد 2 - 5:0 صبح

حرص ایجاد می‌کند
زندگی مدرن
کاپیتالیزم این را ایجاب کرده
فاصله طبقاتی در مصرف

هر غذایی را هر کسی نباید بخورد
هر سینمایی را هر کسی نباید برود
هر خودرویی را هر کسی نباید سوار شود
هر استخری برای هر کسی نیست
این فاصله طبقاتی‌ست



فاصله طبقاتی باید باشد
از ارکان نظام سرمایه‌محور است
نباشد می‌پاشد
چرا؟

کارگر یا کارمند
هر کسی که کالا یا خدمات تولید می‌کند
درآمدی داشته است
باید می‌داشته
حالا که نظام سرمایه‌داری آمده
بانک که راه افتاده
باید بخشی از این درآمد را بدهد
بخش بزرگی هم
ربا به اندک راضی نمی‌شود که
بدهد برای کسی که کار نمی‌کند و درآمد دارد
رباخوار یعنی
کسی که پول برایش پول می‌آورد
بانکدار یعنی
آن‌که از تورّم نان می‌خورد
دلّال و محتکر یعنی

پس
او باید بیشتر کار کند
کارگر و کارمند
هر کسی که تولید می‌کند
کالا یا خدمات
تا
بتواند همان مقدار قبل درآمد کسب کند

آیا کارگر یا کارمند می‌پذیرد؟
البته که خیر
اگر دست خودش باشد
قطعاً نمی‌پذیرد

پس تمدن نیاز به حرص دارد
تحریص کند
بستنی با روکش طلا درست می‌کند
خودرو با دست‌دنده طلا
استخرهایی که شهوانی‌تر باشند
لباس‌هایی که
پوشیدن‌شان برند و مارک محسوب شود
خودروهایی که
حتی دیدن‌شان دست و دل آدم را می‌لرزاند

سرمایه‌داری این است
با تفاخر روی الگوی مصرف
با فاصله طبقاتی
حرص ایجاد می‌کند
آرزو می‌سازد
«بابا یه روز می‌شه ما هم بالای برج میلاد نهار بخوریم و دور خودمون بچرخیم؟»
رستوران گردان در ارتفاع بالا برای همین است
حالا
دیگر او با رضایت خود بیگاری می‌دهد
بیشتر درآمد خود را
با دست خود
تحویل بانک و رباخوار
سرمایه‌دار
چون الگوی مصرف طبقاتی شده است
و او نمی‌خواهد تحقیر شود!

قال علی بن ابی‌طالب (ع): «فَلْتَکُنِ الدُّنْیَا فِی أَعْیُنِکُمْ أَصْغَرَ مِنْ حُثَالَةِ الْقَرَظِ وَ قُرَاضَةِ الْجَلَمِ، وَ اتَّعِظُوا بِمَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ قَبْلَ أَنْ یَتَّعِظَ بِکُمْ مَنْ بَعْدَکُمْ، وَ ارْفُضُوهَا ذَمِیمَةً فَإِنَّهَا قَدْ رَفَضَتْ مَنْ کَانَ أَشْغَفَ بِهَا مِنْکُمْ» (نهج‌البلاغه، خ32)
باید دنیا در چشم شما کم ارزشتر از تفاله برگ هایى باشد که با آن دبّاغى مى کنند (که بسیار بدبو و متعفّن و بى ارزش است) یا (بى بهاتر از) بقایاى قیچى شده پشم حیوانات باشد (که بر زمین مى ریزد و کسى به آن اعتنا ندارد). و از کسانى که پیش از شما بودند پند گیرید، قبل از آن که آیندگان از شما پند گیرند و این دنیاى پست و نکوهیده را رها کنید زیرا کسانى را که از شما شیفته تر نسبت به آن بودند رها ساخت (و به عاشقان خود کم ترین وفایى نکرد).
(ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 234 - فرزند 366 - سیده مریم 197 - سید احمد 176 - سید مرتضی 157 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
افطار ِ غدیر + چهارشنبه 98 خرداد 1 - 12:22 صبح

برای تفریح
خوشی بیشتر
تنوّع و تفاوت
افطار را رفتیم بوستان غدیر

ساده
همانی که قرار بود در خانه بخوریم
نمایشگاه را که دیدیم
«حج همراه با کالای ایرانی»
بعد از نمایشگاه
خانه نیامدیم
از قبل وسایل لازم را پشت ماشین گذاشته بودیم



«می‌شه هر شب افطار رو بیایم این‌جا بخوریم؟»
- نه پسرم
ساعت رو نگاه کن
خیلی دیر می‌شه
از وقت خوابمون می‌گذره!

هوا عالی
بهاری
بوستان هم خلوت
آرامشی وصف‌ناپذیر
اصلاً وقتی آسمان بالای سرت باشد
بدون سقف
احساس حضور خدا هم بیشتر
انگار بهتر تو را می‌بیند
وقتی روزه‌ات را با نام او باز می‌کنی
حضورش را می‌بینی! :)

قال أمیرالمؤمنین (ع): «أَحْمَدُهُ اسْتِتْمَاماً لِنِعْمَتِهِ وَ اسْتِسْلَاماً لِعِزَّتِهِ وَ اسْتِعْصَاماً مِنْ مَعْصِیَتِهِ وَ أَسْتَعِینُهُ فَاقَةً إِلَى کِفَایَتِهِ، إِنَّهُ لَا یَضِلُّ مَنْ هَدَاهُ وَ لَا یَئِلُ مَنْ عَادَاهُ وَ لَا یَفْتَقِرُ مَنْ کَفَاهُ» (نهج‌البلاغه، خ2)
حمد و ستایش مى کنم او را براى جلب اتمام نعمتش و اظهار تسلیم در برابر عزّتش و تقاضاى حفظ و نگهدارى از معصیتش، چرا که آن کس را که او هدایت فرماید هیچ گاه گمراه نمى شود و آن کس را که او دشمن دارد هرگز رهایى نمى یابد و هر که را او کفایت کند محتاج نگردد (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 234 - فرزند 366 - سیده مریم 197 - سید احمد 176 - سید مرتضی 157 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

<      1   2   3   4   5   >>   >
فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
به فرزند
از فعالیت
به فرزند
با نوشتن
در سفر
به فرزند

پنج شنبه 98 شهریور 28

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم مباحثه سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب دشمن جوجه خیاطی انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
عکس - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید