سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

پندها چه بسیار است و پند گرفتن چه اندک به شمار . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
غربال ِ دغل + شنبه 97 خرداد 12 - 5:0 صبح

چرا آخه؟!
پول‌پرستی تا به کجا؟!
حدّ ندارد؟!
نهایت؟!
دنیاپرستی بعضی دنیاپرستان!

آری چنین است
چاه ویل
رفتن به قهقرا
عشق ِ ثروت
بر سرعت سقوط می‌افزاید
هر چه که پیش‌تر می‌رود

نامه‌ای از مدرسه
تحت عنوان غربال‌گری
گفتند پاهای کودکان شما را بررسی می‌کنیم
کج نباشد
دستگاهی
مشابه همان‌چه که یک روزی در خندوانه دیده بودم
ظاهری شبیه به ترازوی دیجیتال
صافی و درستی اسکلت بدن
رضایتنامه
همراه ده هزار تومان
نوشته بود: اگر بیرون ببرید 80 هزار تومان باید بدهید!

جواب را که آورد
برگه‌ای پرینت شده
اعلام خطر:
پاهای فرزند شما X است
یعنی زانوها به سمت داخل
برعکس زانوهای پرانتزی!

نگاه کردم
این‌جور به نظر نمی‌رسید
نگرانی‌ام زمانی برطرف شد
که کارت ویزیت را دیدم
نشانی دکتری در صفائیه
پیشنهاد:
در اولین فرصت به این مطب مراجعه کنید!

من می‌فهمم
ولی کودک چه
او که این تجربه را ندارد
از کلاّشی و حقه‌بازی بی‌خبر
او نمی‌داند
و توضیحش هم سخت
مریم اصرار کرد که برویم
او نگران شده بود
وقتی جواب آزمایش را خواند
برای ویزیت

چقدر وقت گرفت؟!
پیش دکتر که رفتیم؟!
نه بیش از سی ثانیه
پاهایش را جفت کرد
نگاهی از دور
گفت: هیچ موردی ندارد
نه در ستون فقرات
و نه در زانوها
کاملاً راست و درست
- پس گزارش دستگاه چه؟!
این‌طور جواب داد:
این دستگاه ما کمی ایراد دارد
گاهی جواب نادرست می‌دهد!



حرصش تمام شد؟!
به دنیا؟!
به پول؟!
خیر...
ادامه داد:
ایشان مقداری اضافه وزن دارد
ممکن است در بزرگسالی کف پایش صاف شود
کفی طبی بنویسم؟
همین‌جا می‌سازیم برایش!
پرسیدم: چند؟
- صدهزار تومان!
عجب...
نپذیرفتم
به جای آن
خواهشی کردم
مؤدبانه:
- حالا که خدمت شما رسیدیم
یک نگاهی هم به پاهای این دو پسرم بیاندازید
مشکلی نداشته باشند

چه شد؟!
چه می‌شد؟!
اگر یک نگاهی هم به پای آن دو می‌انداخت
نفری سی ثانیه زمان
همه کار ما دو دقیقه هم نمی‌شد

چه پاسخ داد؟
پذیرفت؟
قبول کرد آن‌ها هم پایشان را جفت کنند و یک نظر کارشناسانه بیاندازد؟!
ارتوپد است دیگر
تخصص دارد
نگاهش با نگاه ما متفاوت

حاشا و کلاّ
خداوند انسان را از حرص حفظ کند
خداوند ما را در امان بدارد
پناه بر خدا از دنیاپرستی
مِنّ و مِنّی کرد:
آن‌ها را در یک فرصت دیگر معاینه می‌کنم!

بله
درست است
دلش نمی‌آمد
می‌خواست برای هر کدام سی هزار تومان بگیرد
سی هزار تومانی که داده بودیم
فقط برای مریم بود
برای سی ثانیه
ثانیه‌های بیشتر
یعنی پول بیشتر!

هیچ نگفتم
خارج شدیم
آدمی که ده تومان در مدرسه
سی تومان در مطب
یک برگه هم جدا کرده بود از دفترچه
یعنی یک تعرفه‌ای هم از بیمه می‌گرفت
صد تومان هم برای کفی...
این آخری را زیر بار نرفتم البته

گفتم: دخترم!
نگران نباش
خودمان کفی خوب می‌خریم
رفتیم خیابان امام خمینی (ره)
روبه‌روی پمپ بنزین
آن‌جاها پر است از فروشگاه‌های لوازم پزشکی
دمپایی طبی خریدم
در خانه بپوشد
برای بیرون هم
کفی طبی
داخل کفش ورزشی
کفش رسمی‌اش را هم
امسال از کفش ملّی که خریدیم
طبی انتخاب کرد

این ماجرا گذشت
کف پای دختر من صاف نیست
پاهای او نیز
نه ایکس است و نه پرانتزی
از این بابت خدا را شاکرم
اما...
از بابت حرص پزشکان جامعه‌ام
به خدا پناه می‌برم
خدا نکند انسان بیمار شود و کارش به این طایفه بیافتد
خوب کم دارند
من که فعلاً خاطر ندارم دیده باشم
خوبش به تور ما نخورده است
هر چه دیده‌ام همین‌طور!

در هر صورت
این رفتارها آخر و عاقبت ندارد
بهشت و جهنم وجود دارد
این را باید باور کنیم!

قال امیرالمؤمنین (ع): «حُبُّ المالِ یُوهِنُ الدِّینَ و یُفْسِدُ الیَقینَ» (غررالحکم، ح4876)
مال دوستى، دین را سست و یقین را تباه مى‌کند.

پ.ن.
این قصه تمام
ولی مدتی پیش رفته بودم بیمارستان امام رضا (ع)
یکی از مسئولین پذیرش صحبت‌مان شد
کمی که نقد کردم
قفل زبانش گشود:
با طرح تحوّل ... زده‌اند
دکتر متخصص قبلاً ماهی 20 میلیون تومان درآمد داشت
حالا به 200 میلیون تومان رسیده!
- ماهی؟!
بله!
او این‌طور می‌گفت
و فردی که کارش با متخصصین است
به نظر نمی‌رسد ناآگاه باشد
و حرف ناروا...


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 374 - فرهنگ 74 - سیده مریم 201 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
زندان ِ تلگرامی + سه شنبه 97 خرداد 8 - 5:0 عصر

یکی از دوستان نوشته است
در روزنامه صبح نو
و در وبلاگ خود
عالی
حرف دل خودمان
عیناً نقل می‌کنم
فقط با کمی اینتر ِ اضافه!



شما هم کانال تلگرام دارید؟
درست مثل خیلی دیگر از کسانی که حرفی برای گفتن دارند
من
شما
و حتی خانواده‌های ما نیز
حالا
یک کانال اختصاصی تلگرام دارند
و می‌توانند
همه‌ی حرف‌های خود
و خبرهای مهم خانوادگی و اجتماعی خود را
در کانال‌های تلگرام نشر دهند

بعضی از این کانال‌ها حتی
به بیش از یک میلیون مخاطب هم رسیده‌اند
چه جالب
می‌توانی برای یک میلیون نفر حرف بزنی
و عکس و فیلم برایشان بگذاری
می‌توانی کارهای اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کنی
با این حجم مخاطب می‌شود حتی حزب هم تشکیل داد

جالب‌تر این‌که تلگرام یک ابزار بین‌المللی نیست
ابزاری است که در کشور روسیه و ایران کاربرد وسیع‌تر یافته
و به‌سرعت ابزارهای اطلاع‌رسانی دیگر را نیز زیر چتر خود گرفته
و حتی بعضی را نیز
خفه کرده است

این‌که سرور تلگرام در انگلیس است یا جای دیگر
این‌که اطلاعات کجا ذخیره می‌شوند و در اختیار چه کسانی قرار می‌گیرد
نه که اهمیتی ندارد
تلگرام نباشد
ده‌ها وسیله و برنامه‌ی ارتباطی دیگر هست که به جای تلگرام از آن استفاده کنیم
و کارمان را پیش ببریم؛
واتساپ
وی‌چت
وایبر
اینستاگرام و فیسبوک و...
از این دسته‌اند
که هر یک
ابزارهایی هستند برای ردیابی و گرفتن اطلاعات انبوه
دسته‌بندی و فروش اطلاعات این ابزارها نیز موضوعی نیست
که چندان پوشیده مانده باشد

تلگرام اما چیز دیگری است
با ویژگی‌های جذاب و خواستنی‌تر
می‌توانی گروه‌های بزرگ چندین هزار نفری تشکیل دهی
و کانال‌های اطلاع‌رسانی با مخاطبان انبوه ایجاد کنی
این امتیازی نیست که بتوان به راحتی از آن گذشت
آن مخاطبان انبوه و انتقال و ارسال مطالب آسان
و ایجاد یک کانال فقط در کمتر از یک دقیقه

اما با این امکان فوق‌العاده و تاریخی
چرا این وسیله فقط در ایران این‌قدر پرکاربرد است؟
چرا مترقیان امریکایی و اروپایی از آن استفاده نمی‌کنند؟

پاسخ به این پرسش ساده است
اشتباه نکنید
نمی‌خواهم بگویم تلگرام یک ابزار جاسوسی از ایرانیان است
بله هست
دیکشنری این نرم‌افزار به بیش از ده‌میلیون واژه خاص در سراسر دنیا مجهز شده
تا به محض تایپ از سوی کاربر
آن کاربر را به کاربران ستاره‌دار تبدیل کند
اما امکاناتی که این برنامه به دست داده است
خیلی خطرناک‌تر از یک وسیله‌ی جاسوسی است؛
تلگرام ابزاری است برای محصور کردن مردم
در یک حصار رسانه‌ای
تا فقط خودشان برای خودشان حرف بزنند
و صدایشان بیرون نرود
یک چیزی مثل عایق صوتی
و این در این‌جا خیلی خطرناک است
شما مطلب می‌نویسی تا دنیا متوجه تفکر و حرفت بشوند
اما در کانال‌های رنگارنگ تلگرام
بر اساس استانداردهای جهانی حفظ حریم خصوصی
فقط آنانی متوجه می‌شوند که عضو کانال یا گروه‌اند
و این یعنی به اندازه‌ی جمعیت زمین
دایره‌ی مخاطبانت کاهش می‌یابند

اطلاعات و کانال‌های تلگرام در موتورهای جستجو قابل بازیابی نیست
در سال‌های اخیر وبلاگ‌هایمان را تعطیل کردیم
و به کانال‌های تلگرامی کوچیدیم
و این یکی از
بزرگ‌ترین اشتباهاتی بود که فقط ما گرفتارش شدیم
و نه غربی‌ها و حتی عرب‌ها

اطلاعاتی که در صفحات وب منتشر می‌شود
می‌تواند در همان گوگل و موتورهای جستجوی دیگر
ترجمه شود
به فرهنگ‌های مختلف راه یابد و دیده شود
آیا دانش و یا حتی حرفی که در تلگرام می‌زنیم
در خود کانال‌های تلگرامی قابل بازیابی و استفاده است؟
تمام اهمیت نکته در همین است
برنامه‌ریزی سازمان‌های امنیتی دنیا
در حال زندانی کردن اندیشه‌ی ماست؛
در حال
به زنجیر کردن حرف‌ها و ایده‌های ماست
که قبل‌تر از این
در وبلاگمان می‌نوشتیم
نوشته‌های وبلاگ ما در موتورهای جستجو
با کلیدواژه‌های بی‌شمار قابل دستیابی بود
اما حالا
با این پدیده‌ی خطرناک
گمان می‌کنیم که با مخاطبی انبوه سروکار داریم؛
ولی
به واقع
این‌گونه است که داریم خودمان برای خودمان در زندانی مجازی سخنرانی می‌کنیم

با این اوصاف
آیا نمی‌توان تلگرام را ابزاری برای به زنجیر کشیدن اندیشه‌های ایرانی دانست؟


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرهنگ 74 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
آقامَنِشی + دوشنبه 97 خرداد 7 - 5:0 عصر

«مَنِش» یعنی عادت
ملکه
اخلاق
رفتاری که همیشگی باشد

آقامنش کیست؟
غربی‌ها می‌گویند: جنتلمن
ما می‌گوییم: داش‌مشدی
انسانی که همیشه مانند یک «آقا» رفتار می‌کند
آقا نه به معنای تحت اللفظی
نه به معنای دقیقاً «مرد»
که به معنای «بزرگوار»
انسانی که می‌بخشد
و رحم می‌کند
و کمک می‌نماید
و صبر می‌کند
بر خطاهای دیگران
و بر ضعف‌هایشان

چند روز پیش
دوستی و تماسی
درخواستی
نمایشگاهی
بیست تا کار که مرد می‌تواند در منزل انجام دهد
کمک همسر باشد
اجابت کردم



گرافیک را خودشان زدند
متن‌ها فقط از من

انسان می‌تواند
همیاری و همکاری
تا برسد به همدلی
توضیحی که چنین نگارش یافت:

کار منزل آسان شده است. خانه‌داری کلاً. مثل گذشته نیست. نه از دستاس خبری است و نه جاروی دستی. چین آمده و قیمت کالاهای اساسی را پایین آورده، لوازم منزل. برای هر جنس گرانی، ارزانی هم هست. جاروبرقی و فریزر دیگر در تمام خانه‌ها تقریباً. زندگی روستایی هم شبیه شهری شده. در این میان، اوقات زن‌ها خلوت، کار کمتر، سرعت افزایش که بیابد، غذا هم سریع‌تر حاضر می‌شود. مواد اولیه آماده زیاد شده. سبزی را هم دیگر نیاز نیست پاک کنند و خُرد. خُردکرده می‌شود خرید، با قیمتی نه چندان نامناسب. پس همکاری شوهر در خانه عملاً ضرورتی نمی‌یابد. اما… مطلبی دیگر در بین است. همکاری، ارتباط می‌افزاید و خاطرات مشترک. هر موفقیتی که با هم به دست بیاید، امتیازی برای همدلی‌ست. حتی اگر در حدّ یک آشپزی مشترک باشد. مرد چه کارهایی می‌تواند در خانه انجام دهد؟!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: خانواده 47 - فرهنگ 74 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
درمان ِ سازمان ِ تنبل 11 + چهارشنبه 97 خرداد 2 - 6:0 عصر

برای نهادینه شدن «نوآوری سازمانی»
و دستیابی به «دانش سازمانی»
و حفظ «تجربه سازمانی»
در انتخاب مدیران و ارتقاء شغلی
مبتکرین و افرادی که امتیاز بیشتری از ثبت نوآوری گرفته‌اند
آنان‌که حق ابتکار بیشتری در فیش حقوق‌شان ثبت است
اولویت خواهند داشت

اگر مدیر واحدی باید عوض شود
از بین کارمندانش
فردی که بیشتر نوآوری داشته
امتیاز بیشتری برای مدیریت واحد دارد
و این انتخاب
باید به صورتی واضح و محسوس
اتفاق بیافتد
که تمامی پرسنل
آن را درک نمایند

به این ترتیب
ما از تأسیس واحد «جذب و پردازش ایده» بی‌نیاز می‌گردیم
نه هزینه اضافی به سازمان تحمیل می‌نماییم
و نه بدبینی پرسنل را نسبت به ساختار سازمان تشدید

با این شیوه
وظیفه ارتقاء هر واحد
به همان واحد
و ارتقاء هر سمت شغلی
و پست سازمانی
دقیقاً به همان پست و سمت
واگذار می‌گردد
بهترین نوع توسعه سازمان
و کارآمدترین روش برای پیشرفت فعالیت‌ها

دیگر کاری نداریم
جز این‌که بنشینیم و منتظر باشیم
تا بیشترین تحوّلات مثبت
با کمترین هزینه
در سازمان ما
رخ دهد
و به صورت ارگانیک و خودکار
سازمان
به سوی تعالی حرکت نماید
و هر روز بهتر از دیروز
عمل کند.

متن کامل این نوشته را
به صورت یک‌جا
از این نشانی می‌توانید دریافت کنید!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرهنگ 74 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
درمان ِ سازمان ِ تنبل 10 + سه شنبه 97 خرداد 1 - 6:0 عصر

با این تدبیر
پرسنل
نه تنها تلاش می‌نمایند فکر خود را به کار انداخته
راه‌هایی را
برای ارتقاء فعالیت‌های حوزه کاری خود
در سازمان
بیابند
به جذب ایده از دیگران نیز حریص می‌شوند

وقتی انتقادی یا پیشنهادی
از سوی مراجعه‌کنندگان یا مشتریان سازمان
ارائه شود
با تمام وجود
توجه می‌نمایند
به سرعت آن را پردازش کرده
پروار نموده
بال و پر داده
در قالب نوآوری پیشنهاد می‌کنند

با توجه به نزدیک بودن کارمند به محل کار
و حوزه عملیاتی و اجرایی مرتبط با ایده و نوآوری
بسیار بهتر می‌تواند
ایده‌های مناسب را از نامناسب تشخیص داده
آن‌ها را غربال نماید
پیشنهادات و انتقادات طرح شده
از سوی مشتریان را
بهتر تحلیل می‌کند
و بهترین‌ها را
گزینش می‌نماید

[ادامه دارد]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرهنگ 74 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
درمان ِ سازمان ِ تنبل 9 + دوشنبه 97 اردیبهشت 31 - 6:0 صبح

پس از ارزیابی و رتبه‌بندی پیشنهاد پرسنل
نتیجه به صورت رسمی
در تابلوی اعلانات ویژه شورا
هر ایده جدید
در یک برگه مستقل
یک‌ماه روی تابلو

پس از برداشتن برگه اعلامیه ایده
عنوان در فهرست کل ایده‌ها ثبت خواهد شد
این فهرست همیشه در کنار تابلو
شبیه یک کارتکس
صرفاً چند اطلاع مختصر از هر ایده

قوانین ثبت نوآوری
و قواعد و ضوابط رتبه‌بندی نیز
در بخشی از این تابلوی اعلانات همیشه وجود خواهد داشت

پس از اعلان نوآوری
گزارشی رسمی به فرد پیشنهادکننده ارائه خواهد شد
این گزارش
در یک برگه
نوعی لوح تقدیر
یا گواهی ثبت نوآوری نیز
به شمار خواهد آمد
با ظاهری زیبا
ترجیحاً هولوگرام‌دار
بمثابه برگه ثبت اختراع
نشان‌دهنده حق معنوی کارمند مزبور
که اگر مایل بود
در محل کار
یا منزل به دیوار نصب نماید

[ادامه دارد]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرهنگ 74 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
درمان ِ سازمان ِ تنبل 8 + یکشنبه 97 اردیبهشت 30 - 6:0 صبح

پیشنهادات رتبه یک اما
سریع برای اجرا سامان‌دهی می‌گردند
این پیشنهادات بر دو قسم هستند:
1. سود و بهره مالی مستقیم برای سازمان دارند
2. سود و بهره معنوی برای سازمان دارند

در هر دو صورت
کارمند پیشنهاددهنده
باید
در سود شریک باشد
اگر سود مالی‌ست
مادامی‌که این سود جریان دارد
کارمند
درصدی از آن را دریافت می‌دارد

مثلاً توانسته حجم تولید را سه درصد افزایش دهد
موجب یک میلیون افزایش درآمد سازمان در ماه
این حق کارمند مذکور است
هر ماه
فرضاً
سه درصد از این پول
یعنی سی‌هزار تومان
در حق ابتکار او گنجانده شود

اما اگر سود معنوی ایجاد کرده
اعتبار و مقام و جایگاه سازمان را رفیع نموده
نام او در این سود معنوی ثبت می‌گردد
تا اعتبار و احترام او نیز افزون شود

به عنوان نمونه
می‌توان در بخشی از ورودی سازمان
یا سالن اجتماعات
تصویر چنین پرسنلی را به دیوار آویزان کرد
و در کنار آن
خدمات معنوی‌شان به سازمان را
این‏که فرد می‌بیند حضوری تاریخی در سازمان‌ یافته
و آیندگان
به نام و یاد او غبطه خواهند خورد
اعتباری معنوی کسب می‌نماید
در مقابل اعتباری که با تلاش و پشتکار خود
به سازمان
بخشیده است

[ادامه دارد]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرهنگ 74 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
درمان ِ سازمان ِ تنبل 7 + شنبه 97 اردیبهشت 29 - 6:0 صبح

پیشنهاد نوآورانه
توسط کارشناسان
رتبه‌بندی می‌شود

پیشنهادات رتبه سوّم
پایین‌ترین درجه
آن‌هایی که هزینه آن‌ها به صرفه نیست
این پیشنهادات
قرار نیست انجام شوند
ولی
برای کارمند ارائه‌کننده
باید تشویق داشته باشند
در پرونده کارگزینی وی: یک پیشنهاد نوآورانه
به ازای هر ده پیشنهاد نوآورانه
مبلغی اندک به فیش حقوقی
تحت عنوان: حق ابتکار
در کنار حق عائله‌مندی و حق سختی کار و….

پیشنهادات رتبه دوم
آن‌هایی که هزینه آن‌ها به صرفه هست
و شکی در بهره‌ورانه بودن آن‌ها نیست
اما
در حال حاضر
بودجه کافی برای انجام‌شان در دست نیست
این پیشنهادات
در فهرست «پروژه‌های در صف اجرا» قرار می‌گیرند
هر زمان که
سازمان بودجه‌ای اضافه در اختیار داشت
از این صف
بر اساس اولویت
پروژه یا پروژه‌هایی را برای اجرا برمی‌گزیند
این موارد نیز
در پرونده پرسنل ثبت شده
مشمول قانون حق ابتکار می‌گردند

[ادامه دارد]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرهنگ 74 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
درمان ِ سازمان ِ تنبل 6 + جمعه 97 اردیبهشت 28 - 6:0 صبح

این کار به دو صورت
تشویق معنوی
و تشویق مادی
صورت می‌پذیرد
درآمدی که پرسنل از ارتقاء تلاش خواهند داشت
یا درآمدی معنوی
یا درآمدی مادی
در هر دو صورت
باید طعم «نفع بیشتر در صورت تلاش بیشتر» را
به صورت ملموس
و حسّی
بچشند
با این کار
تلاش و حرکت
تبدیل به ارزش‌های سازمانی می‌گردند

هر پرسنل
در صورت داشتن ایده برای افزایش راندمان
مراتب را از طریق ابزارهایی ساده
و در دسترس
به اطلاع شورای ثبت نوآوری می‌رساند
بلافاصله
فرآیندی از پیش تعیین شده
و قانونی
آغاز می‌گردد
نماینده شورا برای ارزیابی ایده
به ملاقات فرد پیشنهادکننده می‌رود
نماینده شورا
به صورت کامل ایده را می‌شنود
و نیوش می‌کند

مثال:
نگهبان کنار درب اصلی
می‌گوید:
«روزی ده دوازده نفر با ویلچر می‌آیند
چون این‌جا راه نیست
می‌روند آن طرف دور می‌زنند
و از روی پل می‌آیند
اگر این دو تا جدول را بِکَنید
روزی حداقل ده نفر
هر کدام پنج دقیقه
زودتر به مقصد می‌رسند».
نماینده شورا
«سیصد ساعت افزایش راندمان زمانی مشتریان در سال» را
به عنوان دستاورد احتمالی این ایده
ثبت می‌کند
اکنون
کارشناسان شورای ثبت نوآوری
می‌توانند ارزیابی خود را انجام دهند
با چه مقدار هزینه می‌توانند این سیصد ساعت راندمان را
فراهم آورند

مثال:
کندن جدول فلان مبلغ هزینه دارد
ولی
تا سه سال آینده
می‌تواند این مسیر را باز نگهدارد
زیرا
عمر مفید سنگ‌فرش‌های این بخش
فقط تا سه سال آینده است
پس
سه تا سیصد ساعت منفعت دارد
یعنی نهصد ساعت!

[ادامه دارد]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرهنگ 74 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
درمان ِ سازمان ِ تنبل 5 + پنج شنبه 97 اردیبهشت 27 - 6:0 صبح

این توهّم
به دلیل نادرستی روش‌های مدیریتی
برای پرسنل
پدید آمده
در صورت عدم تغییر روش‌های مدیریت
همچنان
در ذهن آن‌ها باقی خواهد ماند
مانع جدّی توسعه و پیشرفت سازمان
سازمان را
خسته
تنبل
کند
کم‌ثمر
پرهزینه
و ملال‌آور
می‌نماید
و پرسنل دقیق، آگاه و خلاّق را
دچار خمودی
و آشفتگی‌های روحی و روانی؛
یا پر می‌دهد
که سازمان را ترک کنند و بروند
یا سرکوب و در انزوای سازمانی
در رتبه‌های پایین تشکیلات
کم‌کاری نمایند

«شورای ثبت نوآوری»
بخشی از سازمان
به پرسنل نیرو و حیات می‌بخشد
با ایجاد فرصت
برای ثبت و ضبط اختراعات
و نشان دادن درآمدزایی آن‌ها

قوانین شورا
باید بتواند
پرسنل را متقاعد نماید
که هر تلاش برای افزایش کارآیی سازمان
یا واحدهای آن
مستقیماً
در نفع شخصی آن‌ها تأثیر دارد
آن‌ها این تأثیر را
باید
سریعاً مشاهده نمایند
و تفاوت ناشی از آن را درک کنند

[ادامه دارد]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرهنگ 74 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

<      1   2   3   4   5   >>   >
فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
به فرزند
از فعالیت
به فرزند
با نوشتن
در سفر
به فرزند

جمعه 98 مهر 26

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم مباحثه سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش سند بازی روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب جوجه دشمن خودم خیاطی انشا نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
فرهنگ - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید