سفارش تبلیغ
مسابقه صبح رسانه
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

دو تن در باره من تباه گردیدند ، دوستى که ازحد بگذراند و دروغ بافنده‏اى که از آنچه در من نیست سخن راند ] و این مانند فرموده اوست : که [ دو تن در باره من هلاک شدند دوستى که از حد گذراند و دشمنى که بیهوده سخن راند . ] [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
مسیر مرجعیّت و بحران‏های پیش رو 4 + سه شنبه 98 شهریور 19 - 8:0 صبح

جبرِ تحوّل
رشد بشر هرگز متوقف نشده. همین دلیل بوده که در ازمنه مختلفه انبیاء متعدده ارسال شده‏اند. هر دوره‏ای رسولی و هر رسولی، مسلکی متعالی‏تر از گذشتگان. قدم‏قدم بنا بوده تا انسان را به رشد برسانند و قرب الی الله.
تحوّل و تغییر جبری‏ست و خارج از اختیار بشر. ما نمی‏توانیم جلوی آن را بگیریم و مانع آن شویم. نباید هم. ما باید با تحوّلات و پیشرفت‏ها همراه شده و آن را در خدمت بندگی خدا در آوریم. اگر کوتاهی کنیم، حرکتی که به سمت رشد بشر است کند می‏شود و پیشرفت‏هایی که باید در آینده رقم بخورد، به تأخیر می‏افتد. نه این‏که نیافتد، دیرتر شاید. باید زمان خود را بشناسیم، از گذشته درس بگیریم و برای تحوّل برنامه‏ریزی کنیم.

فقهای محدّث
تحوّلات فقه شیعه و فقهای آن نیز پیوسته روی داده. به آغاز آن‏که بنگریم، با محدّثین بزرگی روبه‏رو می‏شویم؛ علی‏ابن‏ابراهیم صاحب تفسیر قمی، شیخ صدوق و پدرش ابن بابویه، کلینی صاحب کافی، ابن قولویه استاد شیخ مفید.
این بزرگان بیش از آن‏که فقیه باشند، فقه مصطلح امروزی، راوی حدیث بودند. در دوره‏ای که حدیث و روایت آن به تنهایی می‏توانست پاسخگوی نیازهای مردم مؤمن و معتقد به ولایت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) باشد.

اجتهاد در شیعه
تحوّل اما رخ داد. شیخ مفید واژه «اجتهاد» را تطهیر کرد و از آن‏چه مرسوم میان عامّه بود نجات داد. اجتهاد دیگر اجتهاد به رأی نبود. اجتهاد عملی فقیهانه شد، تا زوایای کمتر آشکار حدیث را دریابد و مشکلاتی را که با ظاهر حدیث حل نمی‏شد، از رهگذر منظومه احادیث و تعامل آن‏ها و بهره‏گیری از قواعد عقلی حل کند. اگر این تحوّل صورت نمی‏پذیرفت، دوره غیبت و عدم حضور معصوم (ع) مشکلات مهمی در کشف احکام شرعی از احادیث پدید می‏آورد.
شیخ مفید، سیدمرتضی علم الهدی، سلاّر دیلمی داعیه‏دار عصر طلایی آغاز فقه مصطلح و اجتهادی در شیعه بودند. بابی که تا پیش از آن‏ها باز نبود در قرن چهارم هجری قمری به روی ما گشوده شد.

اولین حوزه علمیه شیعی
اما تا پایان این دوره، همچنان فقهای شیعه حوزه علمیه مستقلی از دستگاه علمی فقه عامه نداشتند و نظام آموزشی مستقلی تدارک نکرده بودند.
شیخ طوسی، شیخ الطائفه، تحوّلی بزرگ‏تر را رقم زد و بنای حوزه علمیه شیعی را در نجف اشرف بر پا داشت. جامعه شیعه انسجام بیشتری یافته، حمایت از فقه و فقیه زیاد شده، فرصتی طلایی تا دستگاه علمی قدرت یابد.
 قرن پنجم هجری عصری شد که طلاب علوم دینی می‏توانستند در حوزه علمیه نجف اشرف به تحصیل فقه اهل بیت (ع) بپردازند و به مدارج علمی اعلی در اجتهاد دست یابند. آن‏چه امروز به نام حوزه می‏شناسیم، میراثی از این تحوّل بزرگ به دست این فقیه بزرگ است.
علاوه بر این، شیخ مکتب جدیدی را در فقه شیعه پی ریخت. پختگی و جامعیت و گستردگی تحوّلی که در علم اصول فقه و به تبع آن در فقه بنا نهاد. نخستین کتاب‏های اصولی در این دوره تدوین شد.

تقلیدِ مجتهدین*
عظمت فقهی شیخ طوسی تا صد سال بر حوزه علمیه نجف سایه انداخت. تمامی شاگردان وی و شاگردان آن‏ها آراء فقهی شیخ را تکرار می‏کردند و تغییری در آن‏ها را بر نمی‏تافتند. این امر پاسخگویی به نیازهای جامعه را دشوار ساخت. زمان که گذشت، نیازهای جدید که آمد، دیگر فتاوای شیخ کافی نبود. اما شاگردان شیخ همچنان بر آراء وی ابرام داشتند.
در قرن ششم هجری قمری، ابن ادریس حلّی این دوره فترت اجتهادی را شکست. او فقه را وارد مرحله جدیدی کرد و راه را برای نقد دیدگاه‏های شیخ گشود. از رهگذر این تحوّل، بزرگانی چون محقق حلّی وارد فقه شیعه شدند و آثار پربرکتی بر جای نهادند.
محقق حلّی و خواهرزاده او علاّمه حلّی و فرزند علاّمه؛ فخرالمحققین، همچنین شهید اول شاگرد فخرالمحققین دیگر فقهایی بودند که راه اجتهادی باز شده توسط ابن ادریس را پی گرفتند و در سده‏های بعد، فقه شیعه را به تعالی رساندند.

--------------------------
* در نگارش بخش‌های تاریخی این نوشته از مباحث طرح شده در رادیوی معارف تحت عنوان «بررسی تحوّلات فقه امامیه» در سال 1394 توسط استاد اکبرنژاد استفاده کرده‌ام.

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
دیروز و امروز + دوشنبه 98 شهریور 18 - 2:21 عصر


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 265 - فرزند 408 - سیده مریم 214 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
مسیر مرجعیّت و بحران‏های پیش رو 3 + یکشنبه 98 شهریور 17 - 3:0 عصر

نفوذپذیری مرجعیّت
اما این حریم حجّة و لاحجّة را مردم درک نمی‏کنند و از آن به خوبی آگاه نیستند. همین مسأله راه فراخی را باز می‏کند به سوی دشمن، کفار، تا به حریم مسلمانان وارد شده و غلبه پیدا کنند.
به تاریخ که بنگریم، در دو سه سده اخیر، مشخّصاً می‏بینیم چگونه دُوَل انگلیس، روس و آمریکا با نفوذ دادن کارشناس‏های خائن در دستگاه مرجعیّت و ارائه مشورت‏های فاسد، احکام شرعی خلاف از مراجع گرفتند و جامعه شیعه را به ورطه نابودی کشاندند.
اگر نتوانیم قلمرو حجیّت مرجعیّت را به درستی تبیین نماییم و از ماورای آن محافظت کنیم، دشمن راه خود را یافته و همچنان با تداوم نفوذ، بدنه جامعه را به تبع کثرت مراجع، از هم جدا می‏کند. تفرقه قدیمی‏ترین روش استعمار برای سلطه است.

سوابق تحقق تاریخی نفوذ
اختلافاتی که در انقلاب مشروطه روی داد یکی از واضح‏ترین در این قبیل نفوذها بود، مداخله‏ای که عملاً در این حادثه تاریخی وحدت ملّی کشور ایران را شکست، بی‏تردید به دست مراجع شیعه رقم خورد. مشابه آن هم در کشور عراق، فرصتی برای سلطه انگلیس پدید آورد.
یکی از اسناد تاریخی در این رابطه، گزارش سردار کابلی است: «از میرزا حسین نوری پرسیدم: چرا چنین کتابی نوشتی که مایه خجالت ما و تهاجم معاندین گردد؟ محدث نوری گریست و گفت: معمم سید هندی‏ای نزد من آمد و به من گفت: اگر خدا اسم علی را در قرآن آورده بود دیگر به این شکل حقش غصب نمی‏شد و به این شکل خانه نشین نمی‏شد؛ و اصرار بسیار نمود که کتابی نوشته شود در نقص قرآن که باعث تسکین قلب‏های ما باشد و محبت ما را به امیرالمؤمنین بیشتر نماید، و با اصرار خواست که لااقل روزی یک صفحه از آن کتاب نوشته شود، و خودش هر روز نزد من می‏آمد و صفحه‏ای از روایات در مورد تحریف را از من می‏گرفت. وقتی کتاب به پایان رسید، دیگر او نیامد و از او خبری نشد. یک بار که اتفاقا در بغداد برای اخذ ویزا به سفارت بریتانیا رفتم - زیرا آن زمان عراق تحت سلطه بریتانیا بود- دیدم یکی از اعضای سفارت به من نگاهی طولانی می‏کند. او را نگریستم و احساس کردم او را قبلاً جایی دیده‏ام. به من سلام کرد خود را شناساند که همان سید هندی است که هر روز نزد من می‏آمده و خواستار صفحات کتاب فصل الخطاب می‏شده، با این‏که عضو سفارت انگلیس بوده است.» **
شیخ ابراهیم زنجانی، قاضی دادگاهی که حکم به اعدام مجتهد عظیم‏الشأن شیخ فضل‏الله نوری داد، در بخشی از خاطرات خود درباره ارتباطش با آخوند خراسانی می‏نویسد: «در [درس] خارج هم هر شبهه داشتم از او [آخوند خراسانی] پرسیده و سؤال و جواب کرده استفاده می‏نمودم. بالأخره به من اعتقاد کامل پیدا کرده و محبوبش شدم و رابطه مودّت پیدا شد ... تا این‏که قضیه مشروطه به میان آمد و او رئیس و مروّج مشروطه شد و من هم منتخب [مجلس] زنجان شده به طهران آمدم. رابطه بیشتر شد و آن‏جا [در نجف، آخوند خراسانی] می‏گفته: [در] این امر مهم مملکت کاغذها که به من می‏آید و در هر امر مختلف هر کس موافق غرض خود اظهاراتی می‏کند, تا این‏که از فلان کس [ابراهیم زنجانی] که به من مکتوب می‏آید، اطمینان پیدا می‏کنم و می‏دانم او جز راست نمی‏نویسد.» ***
مقام معظّم رهبری نیز به کرّات به فریب علما و فقهای شیعه توسط ایادی انگلیس در قضیه مشروطه اشاره فرموده و اعلام خطر کرده‏اند: «چه شد که غربی‏ها، مشخصاً انگـلیسی‏ها، در مســأله [مشروطه] کامیاب شدند؛ از چه شگردی استفاده کردند که کامیاب شدند. در حالی که مردم که جمعیت اصلی هستند، می‏توانستند در اختیار علما باقی بمانند و اجازه داده نشود که شیخ فضل‏الله جلو چشم همین مردم به دار کشیده شود؛ قاعده‏ی قضیه این بود ... که اینها توانستند یک عده‏ای از اعضای جبهه‏ی عدالت‏خواهی - یعنی همان اعضای دینی و عمدتاً علما - را فریب بدهند و حقیقت را برای اینها پوشیده نگه دارند و اختلاف ایجاد کنند. [دوم اینکه] حرف‏هایی را که از سوی روشنفکرها و به‏وسیله‏ی عمال حکومت گفته می‏شد و وعده‏هایی را که داده می‏شد، [علما] حمل بر صحت می‏کردند ... در قضایای عراق هم اول علما به طور جدی وارد شدند، بعد تعبیر و توجیه شروع شد: حالا شاید اینها راست بگویند! شاید هدف بدی نداشته باشند! انگلیس‏ها در آن‏جا بین مردم عراق شعارهایی را پخش کردند: «جئنا محررین لا مستعمرین!»؛ ما نیامده‏ایم برای استعمار شما، ما آمده‏ایم شما را از دست عثمانی‏ها آزاد کنیم... آن وقت آنها در آن‏جا از 1920 تا 1958 ظاهراً یا 57، سی‏وهشت سال عراق را آن‏چنان فشردند که وقتی انسان این سال‏های طولانی را نگاه می‏کند و می‏خواند، گریه‏اش می‏گیرد»  ... «در صدر مشروطه هم علمای بزرگی بودند که اینها ندیدند توطئه‏ای را که آن روز غربزدگان و به اصطلاح روشنفکرانی تحت تأثیر غرب، طراحی می‏کردند؛ توجه نکردند که حرف‏هائی که اینها دارند در مجلس شورای ملی آن زمان می‏زنند، یا در مطبوعاتشان می‏نویسند، مبارزه‏ی با اسلام است... مماشات کردند»
یکی دیگر از خاطراتی که مقام معظّم رهبری در تبیین پدیده نفوذ به تفصیل بیان می‏فرمایند تأثیرگذاری اجانب بر تصمیم‏گیری‏های پاره‏ای از مراجع ماضی را به وضوح نشان می‏دهد: «مرحوم آقای آسید حسن تهامی که از علمای بزرگ کشور ما و ساکن بیرجند بود، رفته بود در بیرجند مانده بود؛ ملاّی خیلی بزرگی بود، اگر در قم یا نجف می‏ماند، حتماً مرجع تقلید میشد؛ مرد بسیار دانایی بود. ایشان خودش برای من نقل کرد؛ گفت آن‏وقتی که عراقی‏ها با انگلیس‏ها میجنگیدند - در [سال‏] 1918؛ قریب صد سال پیش- یکی از مراجع وقت، یک نوکری داشت که خیلی مرد خوبی بود، با طلبه‏ها گرم می‏گرفت، صحبت می‏کرد، با همه آشنا بود، با همه رفیق بود؛ اسمش را هم ایشان می‏گفت؛ من یادم نیست. گفت بعد که انگلیس‏ها غلبه پیدا کردند و عراق را تصرّف کردند و آخرین جا نجف بود که وارد نجف شدند، خبر رسید به طلبه‏ها که این نوکر فلان آقا، یک افسر انگلیسی است! گفت من باور نکردم؛ گفتم مگر میشود چنین چیزی؟ بعد می‏گفت در بازار حُوِیش - بازار معروفی است در نجف- داشتم می‏رفتم، دیدم هفت هشت ده نفر افسر انگلیسی و نظامی انگلیسی سوار اسب دارند می‏آیند - آن‏وقت با اسب رفت‏وآمد می‏کردند- یک افسری هم جلویشان است؛ خب، من کنار ایستادم که این‏ها بیایند رد شوند؛ وقتی رسیدند به من، دیدم آن افسری که جلو بود، از آن بالا گفت: آقای آسید حسن، حالت چطور است! نگاه کردم دیدم بله، همان آقایی است که نوکر فلان مرجع بود؛ سال‏ها ما این را می‏دیدیم» ****

-------------------------------
*  حیدرقلی کابلی افغانی، شناخته شده با نام سردار کابلی، روحانی شیعه اهل افغانستان بود. وی برای تحصیلات حوزوی به نجف رفت و پس از شش سال به درجه‏ اجتهاد رسید و از میرزا محمد علی دشتی و سید یحیی خراسانی، «اجازه» نقل روایات دریافت کرد. علامه طباطبایی در کتاب تفسیر المیزان از سردار کابلی یاد می‏کند و می‏نویسد که وی اختلافی را که برای مدت مدیدی در مورد قبله محراب مسجدالنبی وجود داشت حل نمود. او در رساله‏ای تحت عنوان تحفة الاجلة فی معرفة القبلة نشان می‏دهد که محاسبات پیشینیان که نشان می‏داد محراب مسجد که در زمان پیامبر ساخته شده بود نسبت به قبله انحراف داشته درست نبوده‏اند.
**  حسین‏علی منتظری، خاطرات، ج1، ص81
***  ابراهیم زنجانی، سرگذشت زندگی من، ص27
****  مقام معظّم رهبری، بیانات، 9/2/1385 و 6/12/1388 و 4/9/1394

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
مسیر مرجعیّت و بحران‏های پیش رو 2 + جمعه 98 شهریور 15 - 3:0 عصر

تقلیل کارکردها در عصر پهلوی
دوران ستمشاهی گذشته، همراه با ایجاد دستگاه‏های اداری مدرن در کشور، عرصه را بر مرجعیّت و سازوکار آن تنگ کرد. سازمان‏های ثبت احوال و ثبت اَسناد و ثبت ازدواج و طلاق، همچنین نهادهای قضایی رسمی و دولتی، بخش عمده‏ای از ارتباط مرجعیّت با مردم را قطع کرد. مردمی که تا پیش از آن برای اجرای عقود و ایقاعات به مرجع یا نمایندگان وی مراجعه می‏کردند، اکنون ناگزیر بودند از ادارات رسمی استفاده کنند. تمبر باطل کنند و عوارض آن را هم بپردازند.

تداوم روند محدودسازی پس از انقلاب
تشکیل جمهوری اسلامی فرصتی بود تا نهادهای رسمی بیشتری وظایف دینی را بر عهده بگیرند. پیدایش کمیته امداد امام خمینی (ره)، بنیاد مستضعفین و 15 خرداد و هزاران مؤسسه خیریه دیگر، فرصت‏های حضور سازوکار مرجعیّت در امور خیریه را نیز کاهش داد.
طبیعتاً در دهه‏‌های اخیر، رفع مشکلات مردم از دوش مراجع برداشته شد و ترویج باورهای اسلامی نیز به رسانه‏های رسمی و آموزش و پرورش و آموزش عالی واگذار گردید. وظیفه صیانت از کیان مسلمین نیز به روشنی بر عهده ولی فقیه و دولت اسلامی قرار گرفت.
به این ترتیب کارکردهای مرجعیّت به «حفظ میراث علمی شیعه» منحصر شد. این یعنی رفع نیاز به ارتباط با مردم و اکتفا به فعالیت‏های علمی درون حوزه از طریق تدریس و پژوهش.



پایگاه حجیّت مرجعیّت
مرجعیّت حجیّت خود را از کجا آورده است؟ تاریخ پیدایش این نهاد دینی نشان می‏دهد که «روایت حدیث» و وثوق به اخبار نقل شده از راویان معتبر، نخستین نسل مرجعیّت فقهی را در شیعه رقم زده‏اند.
این رویه پس از دور شدن از عصر نص، تفقه و تدبّر در فهم حدیث را اضافه کرد و عملاً از زمان شیخ مفید «فهم مجتهدانه» پایگاه حجیّت مرجعیّت شد.
بنابراین در طول تاریخ، همواره «محدّث»، «فقیه» یا «مرجع» از آن رو حجیّت داشته است که می‏توانسته تکالیف شرعی را از منابع دین استنباط کرده و به اطلاع مکلّف برساند و راهی برای دستیابی به احکام شرعی باشد.

حدود حجیّت مرجعیّت
اما این‏که گاهی در برخی دوره‏‌ها، فقیه علاوه بر ابلاغ احکام شرعی، در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز مورد رجوع قرار می‏‌گرفت، آیا این در قلمرو حجیّت فقه و نقل حدیث داخل می‏‌شود؟
حجیّت، محدود به تخصّص است و فقیه می‏دانیم که صرفاً در بیان «احکام کلّی» متّصف به حجیّت می‏باشد. اما در تشخیص موضوعات و مصادیق و صدور احکام شخصیه، تفاوتی با سایر مکلفین ندارد. بلکه در شناخت موضوعات تخصّصی، خود نیازمند مراجعه به کارشناسان موضوع است.
همان‏گونه که مرجع نمی‏تواند در مسائل مربوط به علم پزشکی نظر بدهد و اگر هم ارائه نظر کند، صائب نخواهد بود، همچنین است در سایر تخصّص‏‌ها، مانند: علوم سیاسی و اقتصادی و دانش‏‌هایی که به تخصّص‏‌هایی فراتر از تبحّر در فقه نیاز دارند. حتی در فلسفه و کلام و اخلاق و چه بسا ادبیات عرب.
در این موارد، او نیز مانند سایر مردم جامعه، خصوصاً در جایی که تفقه گره بخورد با تخصّصی علمی، نیاز به استفاده از مشاوره اهل فن دارد. فی‏‌الواقع هنگامی که بحث از «حکم کلّی» افعال مکلّفین نیست و داخل در تصمیمات جزئی و مصداقی می‏گردد، مرجعیّت دارای حجیّت نیست.

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
جنگنده های دشمن + پنج شنبه 98 شهریور 14 - 8:0 صبح

دیدن ذلّت دشمن مهم است
همان‌قدر که
دیدن عزّت نیروهای خودی
قدرت‌های داخلی

هر چقدر که قدرت‌های خودمان را باید نشان بدهیم
ضعف‌های دشمنان را هم

موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس
دو تا جنگنده عراقی
مربوط به جنگ تحمیلی
دوران قدرت صدّام ملعون ِ معدوم



دیدن بدنه منهدم شده و داغان
جالب برای بچه‌ها
توضیح دادم
دوران جنگ را
حمله جنگنده‌ها را
پدافند هوایی را

یک موتور جت هم روی زمین افتاده بود
خیلی دیدنی
وقتی می‌توانی در حدّ سانتی‌متر به هواپیماها نزدیک شوی!

قال مولانا علی (ع): «مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى أَهْلِ الْجَهْلِ أَنْ یَتَعَلَّمُوا، حَتَّى أَخَذَ عَلَى أَهْلِ الْعِلْمِ أَنْ یُعَلِّمُوا» (نهج‌البلاغه، ح478)
خداوند از افراد جاهل پیمان نگرفته که دنبال علم و دانش بروند، مگر این که قبل از آن از علما و دانشمندان پیمان گرفته که به آن ها علم بیاموزند. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 265 - فرزند 408 - سید احمد 198 - سید مرتضی 181 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
مسیر مرجعیّت و بحران‏های پیش رو 1 + چهارشنبه 98 شهریور 13 - 3:0 عصر

مختصّات مرجع تقلید
مجتهد هنگامی مورد مراجعه مردم قرار می‏گیرد که 1 مردم‏دار باشد. با مردم ارتباط داشته و با آن‏ها زندگی کند. به هر مناسبتی درب خانه‏اش را بگشاید و روضه و مراسمی برگزار نماید. مردم بیایند و بروند و مشکلات‏شان حل شود. البته که قطعاً اگر واجد 2 علم و 3 تقوا نباشد، محل مراجعه مردم اساساً قرار نمی‏گیرد.
فراتر از این سه ویژگی، مردم توقع دارند که مرجع تقلیدشان 4 بینش سیاسی و بصیرت هم داشته باشد. امروز این انتظار پررنگ‏تر شده است. در دنیایی که پیچیدگی‏های مسائل اجتماعی و سیاسی فراوان‏تر شده. امروز دیگر مردم نمی‏پذیرند مرجع تقلید اشتباهات ساده و پیش پا افتاده انجام دهد و نظام اجتماعی را به مخاطره بیافکند. مانند: ملاقات با افرادی که منفوریّت اجتماعی دارند و مشروعیت بخشیدن به آن‏ها در این قبیل ارتباطات.



مکانیزم رسیدن به مقام مرجعیّت
گذشته‏های حوزه علمیه، تاریخی از دستگاه فقاهت که امروز وارث آن هستیم، روش‏هایی را پدید آورده تا شاخص‏های مشهورِ مرجعیّت را بنمایاند.
همیشه تعداد زیاد شاگردان، نشانی از علمیّت مجتهد بوده است. مردم از مشاهده جمعیتی که در درس وی حاضر می‏شدند، پی به اعلمیّت می‏بردند. با این پیش‏فرض، کبرای استدلال که: این طلاب، اهل علم و سوادند و بی‏دلیل در جلسه درس حاضر نمی‏گردند. اگر اعلم نبود، پراکنده می‏شدند و وقت خود را هدر نمی‏کردند.
مردم به منبری‏های خود اعتماد داشتند. آن‏هایی که در کنارشان زندگی می‏کردند و شریعت اسلام و اخلاق اسلامی را آموزش می‏دادند. مردم رفتارهای اخلاقی منبری‏ها و مبلّغین بزرگ را می‏دیدند و به تقوایشان ایمان می‏آوردند. کلام آن‏ها اکنون برای مردم حجّت می‏شد که وقتی روی تقوای یک مرجع تقلید قسم می‏خورند، قطعاً آن عالم دارای ملکه تقوا نیز هست. نقش پررنگ مبلّغین در به مرجعیّت رساندن یک مجتهد، با تعریف داستان‏هایی واقعی و کراماتی از زندگی آن بزرگ به کمال می‏رسید. آن‏چه خود در دوره تحصیل از وی دیده یا شنیده بودند.
فراتر از همه، در برهه‏هایی از زمان، شاگردان مرجعی که از دنیا رفته بود، گرد هم آمده، مرجع بعد را از میان خود برمی‏گزیدند، فردی که همه قرار می‏گذاشتند مردم را به وی دلالت کنند، تا وحدت را حفظ کنند. مرجع واحد بی‏تردید مقتدرتر می‏بود.

کارکردهای مرجعیّت
نهاد مرجعیّت، به عنوان سازوکاری متشکّل از مرجع، بیت و شاگردان وی، در طول قرون متمادی، چهار کارویژه عمده را بر عهده داشته است:
1. صیانت از کیان مسلمین در برابر کفار و مشرکین
2. حفظ میراث اندیشه‏ای مکتب شیعه در برابر تهاجم شبهات و تحریفات و ارتقاء آن میراث
3. ترویج باورهای شیعی در جامعه اسلامی با اتکاء بر سنّت‏های اسلامی و رفتارهای دینی
4. رفع مشکلات دنیوی و روزمره مردم مبتنی بر اعتماد عمومی و اموال در اختیار فقیه
این کارکردها در دستگاهی صورت می‏پذیرد که متشکّل از عناصر متعدّدی‏ست که با ترتیب خاصّی و بر اساس توالی مشخّصی با بدنه جامعه ارتباط دارند:



[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
تمدن ِ بادی + سه شنبه 98 شهریور 12 - 8:0 صبح

از ظاهرش می‌ترسیم
خیلی بزرگ است
خیلی پیچیده است
جزئیات بسیار زیادی دارد
دستگاه‌های عریض و طویلی

درست مانند سرسره بادی می‌ماند
همه‌اش باد است
همه‌اش
تمام بزرگی آن
وقتی خالی می‌شود
هیچ نیست
ضعیف و سست و ناتوان



تمدن مدرن این طور است
بادی‌ست
واقعی نیست
عظمت آن
ظاهری‌ست

مقاله‌ای دیروز برخورد کردم
در یکی از نشریات خبری‌شان
با موضوع: «آیا ثروتمندان می‌توانند پیوسته ثروتمندتر شوند؟»
توضیح می‌داد که به بن‌بست می‌خورند!

جنجال‌های اخیر را که ببینیم
زردهای فرانسه
برکزیت‌های انگلیس
نود و نه درصد آمریکا
این‌ها یک آغاز است
برای یک سقوط
برای ترکیدن یک تمدن بادکنکی
همه‌اش باد است
بنیاد منطقی ندارد
ظاهرش غلط‌ انداز
فقط بزرگ به نظر می‌رسد

اقتصاد آن پیوسته «آینده‌خوری» است
مطلبی که پیش از این توضیح دادم
در بحث هویت بورس
در این‌جا
و این‌جا
و این‌جا
و این‌جا
و این‌جا!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: اقتصاد 106 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 7 + دوشنبه 98 شهریور 11 - 5:0 عصر

خانواده متلاشی
سرمایه‌دار به نیروی مولّد نیاز دارد. «خدمات» که تولید نمی‌کند و سرمایه که قادر به افزایش ثروت جامعه نیست. اما این نیروها به اندازه کافی نیستند.
از همین رو بود که کارخانه‌ها از قرن 18 شروع کردند به تجزیه خانواده‌ها. فشار آوردند به اقتصاد خانواده و هنگامی‌که خانواده بدهکار می‌شد، شروع می‌کردند به استخدام زنان و کودکان. خانواده‌ای که مستحکم باشد که زن و کودک خود را به کار نمی‌دهد!
سرمایه‌دار نیاز به نیروی مولّد دارد و این نیرو را نمی‌تواند فقط از مردان جامعه تأمین کند. زیرا بخش عمده‌ای از آن‌ها را در بخش خدمات جای داده. پس به سراغ زنان و کودکان رفته و آن‌ها را به کار می‌گیرد. وقتی خانواده متلاشی شود، زن و کودک ناگزیر هستند هزینه‌های خود را تأمین کنند، پس نیروی ارزانی می‌شوند در دست کارفرما.

یون‌های آزاد
اساساً نظام اقتصاد سرمایه‌داری وقتی بخواهد آحاد جامعه را، مردم جامعه را، هضم کند، ابتدا باید آن‌ها را تجزیه نماید. این خیلی واضح و روشن است که تا اجزا را از هم جدا نکنی، نمی‌توانی چیز جدید و متفاوتی از آن بسازی.
مثال خوب آن حل شدن نمک در آب است. ابتدا جاذبه پرقدرت مولکول‌های آب با آن پیوند هیدروژنی عجیبی که دارد، کلر و سدیم را از هم جدا می‌کند. نمک از هم می‌پاشد و اجزای آن تبدیل به یون‌های آزاد می‌شوند، رادیکال‌های آزاد. کلر سوا و سدیم هم سوا، لابه‌لای جاذبه بی‌رحم هیدروژن‌های آب. اکنون مولکول‌های آب این یون‌ها را دوره کرده و در بر می‌گیرند. در یک لحظه دیگر نمکی در آب نمی‌بینی و هر چه بیشتر نگاه می‌کنی جز آبی شفاف پیش رویت نیست! نمک در آب هضم شده است!

خانواده‌شکنی اقتصاددان
وقتی می‌بینیم جریان «فمینیسم»  را که از مهم‌ترین ابزارهای تجزیه خانواده است یک اقتصاددان راه انداخته، نباید شگفت‌زده شویم.
«جان استوارت میل»  با نگارش کتاب «بردگی زنان»  به همراهی همسر  و دخترخوانده‌اش  توانست انقلابی عظیم در جامعه اقتصادمحور غرب راه بیاندازد، تا به اسم برابری و تساوی مرد و زن، خانواده را از درون منهدم سازد.

جمع‌بندی
نظام سرمایه‌داری با خانواده دشمن است. از اول بوده است. اگر اسمیت در کتاب خود ننوشته؛ یا نفهمیده، یا تعمّد داشته!
خانواده در هر سطحی که باشد؛ 1 قشر ضعیف و مستضعف جامعه، یعنی کارگر، 2 قشر متوسط و تولیدکنندگان خُرد، 3 قشر مرفّه و سرمایه‌داران بزرگ، با اصل «نظام سرمایه‌داری» در تعارض است. زیرا خانواده مملوّ از عاطفه است و از نظر تئوری انباشتگی سرمایه، خانواده در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی «عاقلانه» رفتار نمی‌کند.
کاپیتالیسم از همان روزهای ابتدای تأسیس تصمیم گرفت تا این عنصر «غیرعاقلانه» را حذف کند! زیرا این نظریه اقتصادی هرگز با خانواده جمع نمی‌شود!

ششم ذی‌الحجة سنة 1440 هـ ق. قم المقدّسة

مطالب مرتبط:
خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 1
خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 2
خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 3
خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 4
خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 5
خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 6


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: خانواده 49 - اقتصاد 106 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
اسپاگتی مریم + یکشنبه 98 شهریور 10 - 6:0 صبح

کلید کرده بود که اسپاگتی
به جای ماکارونی

قبول کردم
کلاً از آشپزخانه خارج شدم



تنوّع است دیگر
اما از آن مهم‌تر
اقدام برای عمل
کسب مهارت
با مطالعه نمی‌شود فرا گرفت
همه چیز خواندنی نیست
مدرسه برای زندگی کافی نیست

با کتاب نمی‌شود فرا گرفت
ساخت و ساز را
تولید و ایجاد را
هر چه که نیاز به کار یدی دارد
باید انجام داد
در عمل باید فرا گرفت
این فرصت را باید به فرزندان داد
آن‌ها نیاز به کسب مهارت دارند
این جز با ممارست به دست نمی‌آید!

قال أمیرنا (ع): «مَا قَالَ النَّاسُ لِشَیْءٍ طُوبَى لَهُ، إِلَّا وَ قَدْ خَبَأَ لَهُ الدَّهْرُ یَوْمَ سَوْءٍ» (نهج‌البلاغه، ح286)
مردم کسى را نگفتند «خوشا به حال او»، مگر اینکه روزگار براى او روز بدى را پنهان کرد. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 408 - آشپزی 62 - سیده مریم 214 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  واقعاً سمبوسه - اصول تربیت فرزند 17 - سویشرتان - ترک ِ گروهی - چهار میم - 
خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 6 + شنبه 98 شهریور 9 - 7:0 صبح

بیمه خانواده
خانواده مهم‌ترین دستگاه بیمه‌گذار فطری و غریزی برای افراد بشر است. تا زمانی‌که خانواده هست، قدرتمند است، آحاد بشر بیمه شده‌اند، در مقابل هجمه‌های سرمایه‌داران.
سرمایه‌دار نیاز به «انقطاع» کارگر دارد. کارگر باید رها و تنها باشد، محتاج هم. تا هر پیشنهادی را بپذیرد و با هر دستمزدی کار کند. سرمایه نیاز به سود دارد و آن را باید از مابه‌التفاوت «دستمزد استثماری» با «دستمزد واقعی» به دست آورد. پس باید کارگر را متقاعد کند دستمزد استثماری را بپذیرد.

عاطفه خانواده
اقتصاد سرمایه‌داری بر «عقل اقتصادی» می‌گردد. این اولین گزاره‌ای‌ست که هر دانشجوی اقتصادی فرا می‌گیرد: «مردم در اقتصاد عاقلانه رفتار می‌کنند». یعنی چه؟
یعنی اگر دو کالا با کیفیّت یکسان را نشانشان دهی، آن را که ارزان‌تر است می‌خرند. اگر دو کالا با قیمت یکسان ارائه کنی، آن را که با کیفیّت‌تر. این یعنی عقل اقتصادی.
نظام سرمایه‌داری دنبال «انسان اکونومیک» است. انسان اقتصادی چنین انسانی‌ست. همه کارهایش و رفتارهایش تابع سود سرمایه است. اگر ببیند پولش را به الف قرض بدهد، دو برابر سود می‏دهد، هرگز به ب نمی‌دهد.
اما خانواده، خانواده درست برعکس. در خانواده عاطفه غلبه می‌کند. دو کالا ارائه می‌شود با کیفیّت یکسان، حتی با کیفیّت متفاوت هم، ولی گران‌تر را می‌خَرد با کیفیّت پایین‌تر. می‌پرسی چرا؟ «چون این رو داداشم درست کرده!» همین! این ساخت کارخانه دایی‌ام است. این یکی در شهر خودمان ساخته شده. این یکی ایرانی‌ست و نه خارجی!

خانواده سرمایه‌دار
اما این فقط در قشر ضعیف و متوسط که نیست. اگر بود، سرمایه‌داری باید در قشر فوقانی جامعه، خانواده را می‌پذیرفت. اما خانواده در خود ِ سرمایه‌داران نیز مضرّ به سرمایه‌داری‌ست.
یک روزی مافیا بود. سرمایه‌دارانی که خانواده برایشان مهم. ماجرای این‌ها را از فیلم «پدرخوانده»  یاد گرفته‌ایم. ثروتمندانی که به خانواده هم اهمیت می‌دهند.
ولی این دروغ است. یا فیلم گادفادر دروغ است، یا اگر هم چنین ماجرایی یک روزی رخ می‌داد، امروز قطعاً ناممکن است. سرمایه‌داری با خانواده نمی‌سازد حتی در رأس ثروت!
سرمایه دنبال رشد است. سرمایه‌دار حتی اگر نیمی از ثروت جهان را هم داشته باشد، عقل اقتصادی دارد، اگر نداشت که به این نقطه نمی‌رسید. عقل اقتصادی اجازه نمی‌دهد پول خود را خرج خانواده کند. عقل اقتصادی ایجاب می‌کند سرمایه در مسیری مصرف شود که پیوسته بزاید و افزایش یابد، با بیشترین سود و راندمان.
این است که می‌بینیم معمول سرمایه‌داران دنیا، بر خلاف قشر متوسط، فرزندان خود را از نوجوانی مجبور به کار می‌کنند و با محروم کردن از پول‌توجیبی، یعنی پول مفت، ادعا می‌کنند می‌خواهند از او مردی اقتصادی بسازند!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: خانواده 49 - اقتصاد 106 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

<   <<   11   12   13   14   15   >>   >

پنج شنبه 99 فروردین 14

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم مباحثه سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر فرهنگ آشپزی فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی خواص هنر فیلم دشمن خیاطی جوجه انشا کتاب خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق سیدمرتضی
آشنایی
سید مهدی موشَّح - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 40
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید