سفارش تبلیغ
صبا
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

[ و اشعث پسر قیس را که فرزندش مرده بود چنین تعزیت فرمود : ] اشعث اگر بر پسرت اندوهگینى ، سزاوارى به خاطر پیوندى که با او دارى ، و اگر شکیبا باشى هر مصیبت را نزد خدا پاداشى است . اشعث اگر شکیبایى پیش گیرى حکم خدا بر تو رفته است و مزد دارى ، و اگر بى تابى کنى تقدیر الهى بر تو جارى است و گناهکارى . پسرت تو را شاد مى‏داشت و براى تو بلا بود و آزمایش ، و تو را اندوهگین ساخت و آن پاداش است و آمرزش . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   سفر پارکی - صبحانه پارکی - اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - 
بیچارگی ِ تبلیغ + پنج شنبه 92 تیر 13 - 3:32 عصر

چند وقت پیش صحبت می‌کردند
دو کارشناس
در یکی از شبکه‌های سیما
موضوع گفتگو: تبلیغ در رسانه
آدم‌بزرگ‌ها را مصون می‌دانست
از این‌که فریب نمادها را بخورند
اما آن‌چه «بیچارگی» می‌نامید
دلیل موفقیت تبلیغ
«بچه‌ها بیچاره می‌کنند بزرگ‌ترها را به خاطر تبلیغ»
و دیگری گفت:
«اصلاً کار تبلیغ همینه که مصرف‌کننده‌های اصلی بیچاره کنند پرداخت‌کنندگان را»

کودکان من نیز بارها تأثیر گرفته‌اند
«بابا از این پفک‌های موتوری بخر»
«بابا از اون بستنی‌ها که شکل موشَکه»
«بابا...»

و من هر بار پیچاندم قضیه را
گذاشتم تا فراموش کنند
اما اکنون دیگر بزرگ‌تر شده
حافظه‌شان قوی‌تر است
فراموش نمی‌کنند
چند وقتی است سراغ می‌گیرند حرف‌های گذشته را
«بابا مگه نگفتی خامه می‌خری»
«بابا مگه قرار نبود بریم پارک»
«بابا...»

اصلاً چرا رسانه باید تبلیغ پخش کند
که کارشناسان خودش هم بگویند مبتنی بر بیچارگی‌ست؟!
یادم هست
سال 1385 جلسه‌ای شرکت داشتم در ساختمان شیشه‌ای
جام جم
یکی از مسئولین امور اداری و مالی سازمان هم بود:
«دولت و مجلس تنها نصف بودجه مورد نیاز ما را مصوّب کرده‌اند
گفته‌اند نیمه دیگر را از آگهی درآورید!»
خیلی مایه گذاشته‌اند بندگان خدا
که در برابر تبلیغ اجناس خارجی مقاومت کرده‌اند
و گرنه صداوسیما بدون تبلیغ که چرخش نمی‌چرخد!

به دوری باطل می‌رسیم:
صداوسیما ناگزیر است تبلیغ کند تا هزینه برنامه‌هایش را تأمین نماید
شرکت‌ها و کارخانجات مجبورند تبلیغ کنند تا در میدان رقابت شکست نخورند
تا حقوق کارمندانشان
و سود بانکی را تأمین نمایند
بچه‌ها مجبورند تبلیغ را ببینند چون در بین برنامه‌های رسانه منتشر می‌شود
نمی‌شود تا تبلیغ آمد، کانال را عوض کرد
من مدتی این روش را امتحان کردم
جواب نداد
بچه‌هایی که تبلیغ را دیدند هوس می‌کنند
شهوت پیدا می‌کنند
به آن‌چه در تبلیغ دیده‌اند
آدم بالغ هم به هوس می‌افتد گاهی
از رنگ و لعابی که همه چیز در رسانه دارد
از کیفیت تصویری
که تولیدکنندگان تیزرها در طراحی‌شان به کار برده‌اند
اما...
بزرگ‌ترها چه؟!
ما به چه مجبوریم؟!
به گمانم ما هم مجبوریم مقاومت نماییم
در جبری سه محوره که همه‌مان را درگیر کرده است؛
تولید، تبلیغ، مصرف
ما در بُعد مصرف نمی‌توانیم مقتصد نباشیم
وقتی درآمد محدود است
خواسته‌ها نامحدود
نمی‌توان بدون اولویت‌گذاری خرج کرد

ناگزیر تدبیر کردم مطلب را، تدبیراً مؤثراً
به بچه‌ها گفتم:
«تبلیغ نوعی فریب است
دوست دارید فریب بخورید؟!
اگر ما هر چه تبلیغ می‌شود را بخریم
یعنی فریب تصاویر رنگی و جذاب تلویزیون را خورده‌ایم
پس...
ما دیگر از روی تبلیغ هیچ چیزی نمی‌خریم!»

این را قانون گذاشتم
و امروز لذت بردم
وقتی یکی از بچه‌ها تبلیغ بستنی دید
کوچک‌تر بود و قانون را فراموش کرده:
«بابا از اینا بخر»
کودک بزرگ‌تر نهیب زد و گفت:
«مگه یادت رفته ما از تبلیغ هیچ چیز نمی‌خریم!»

باز هم برای‌شان بستنی می‌خرم
خامه و شیر و سایر محصولات لبنی و غذایی
اما...
اما انتخاب را می‌گذارم بر عهده تشخیص خودم
بر عهده موجودی فروشگاه نزدیک خانه‌مان
بر عهده انتخابی که مبتنی بر ترکیبی از کیفیت و قیمت کالا باشد
ذهن خود را باز می‌گذارم در گزینش
دیگر «بیچاره» نیستم
آن‌طور که آن کارشناس می‌گفت
بچه‌های من دیگر مرا «بیجاره» نمی‌کنند
که مجبور شوم در چرخه فریبکارانه و جاهلانه سرمایه‌داری مدرن بیافتم
که مجبور شوم جزیی از چرخ‌دنده‌های نظام استکباری اقتصادی امروز دنیا باشم
بچه‌های من خیلی آگاهند!
خدای را سپاس!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 228 -
<< مطلب بعدی: نان ِ برنجی
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
از فعالیت
به فرزند
در سفر
به فرزند
با نوشتن
به فرزند

جمعه 97 تیر 1

امروز: 710  بازدید

دیروز: 1256  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه فرهنگ فلسفه خانواده اقتصاد سفر مدرسه کار بازی سند غذا آموزش روحانیت فیلم عراق جوجه آشپزی ترکیه دشمن هنر کتاب انشا خواص خیاطی زینبیه فاصله طبقاتی خودم ارومیه تاریخ نهج‌البلاغه ورزش مهران فارسی طلاق
آشنایی
بیچارگی ِ تبلیغ - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 38
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
کتابخانه احادیث شیعه
هوای امروز شهر قم
مختصات بازدیدکنندگان


طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد 1874482 بازدید