خدا ایمان را واجب کرد براى پاکى از شرک ورزیدن ، و نماز را براى پرهیز از خود بزرگ دیدن ، و زکات را تا موجب رسیدن روزى شود ، و روزه را تا اخلاص آفریدگان آزموده گردد ، و حج را براى نزدیک شدن دینداران ، و جهاد را براى ارجمندى اسلام و مسلمانان ، و امر به معروف را براى اصلاح کار همگان ، و نهى از منکر را براى بازداشتن بیخردان ، و پیوند با خویشاوندان را به خاطر رشد و فراوان شدن شمار آنان ، و قصاص را تا خون ریخته نشود ، و برپا داشتن حد را تا آنچه حرام است بزرگ نماید ، و ترک میخوارگى را تا خرد برجاى ماند ، و دورى از دزدى را تا پاکدامنى از دست نشود ، و زنا را وانهادن تا نسب نیالاید ، و غلامبارگى را ترک کردن تا نژاد فراوان گردد ، و گواهى دادنها را بر حقوق واجب فرمود تا حقوق انکار شده استیفا شود ، و دروغ نگفتن را ، تا راستگویى حرمت یابد ، و سلام کردن را تا از ترس ایمنى آرد ، و امامت را تا نظام امت پایدار باشد ، و فرمانبردارى را تا امام در دیده‏ها بزرگ نماید . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  نمودار جوشن کبیر - حشرات به عنوان غذا - فارسی نویسی در فوکاسکی - چرا لباس متفاوت؟ - مدل SWOT - 
داستان ِ بانکدار 4 + دوشنبه 03 شهریور 5 - 5:0 صبح

تقاضا که بالا رفت
بانکدار هم نرخ را بالا برد
«هر نانی که بیاورم یک سوم آن مال خودم است»
بعضی راضی شدند
بعضی نه
بعضی ده دوازده نان می‌گرفتند
چهار پنج عدد هم به خود بانکدار
بابت سهم بانکداری
بهره، سود، کارمزد، اسکونت، ربا

جامعه طبقاتی شد
روستا به شهر تبدیل شد
رفتار مردم تغییر کرد
آن‌ها بیشتر می‌خوردند
بیشتر چاق می‌شدند
و همچنان رفاه بیشتری می‌خواستند
اما بانکدار
او از همه بیشتر مصرف می‌کرد
مردم را هم مسخره می‌کرد
کسانی را که فقط به یک نان بسنده می‌کردند

شکم‌ها که پر می‌شد
دیگر جا نداشتند
ولی باز می‌خواستند
«هر که بیشتر بخورد محترم‌تر است»
دیگر مردم برای سیر شدن نمی‌خوردند
برای تحقیر نشدن می‌خوردند
هر کسی که بیشتر نان می‌خورد محترم‌تر بود
گرامی‌تر
عزیزتر
با آبروتر
احترام بیشتری داشت
می‌توانست خواستگاری بهترین دخترهای شهر برود
می‌توانست بهترین شوهرها را برای دختر خود جذب کند
مردم دیگر برای غذا تلاش نمی‌کردند
برای تظاهر به پرخوری
برای نشان دادن به بیشتر داشتن
می‌خوردند تا آبرومند باشند
از پرخوری لذت نمی‌بردند
دلدرد هم تازه می‌گرفتند
مریض هم می‌شدند
اما از زیاد مصرف کردن احساس غرور می‌کردند
از غرور ِ دارایی لذت می‌بردند
از بیشتر داشتن


[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: اقتصاد 142 -
<< مطلب بعدی: مدل SWOT
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

جمعه 04 فروردین 15

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم سید احمد سید مرتضی مباحثه اقتصاد آقامنیر آشپزی فرهنگ فلسفه خانواده کار مدرسه سفر سند آموزش هنر بازی روحانیت خواص فیلم فاصله طبقاتی دشمن ساخت انشا خودم خیاطی کتاب جوجه نهج‌البلاغه تاریخ فارسی ورزش طلاق
آشنایی
داستان ِ بانکدار 4 - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 44
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌کار (فریلنسر)
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 125
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید

Xکارت بازی ماشین پویا X