سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

فرزند مرده تواند خفت ، و مال ربوده دیده بر هم نتواند نهفت . [ و معنى آن این است که او بر کشته شدن فرزند شکیبایى دارد و بر ربوده شدن مال طاقت نیارد . ] [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
مسأله شناخت 32 + یکشنبه 99 اسفند 24 - 3:0 صبح

اما
اگر با اضافه و کم شدن است که بار کوارک بالا مثل کوارک پایین می‌شود
خب
پس این تبدیل دیگر نیست
بار مربوط به آن ذرات و اجزای ریزتر بوده
چیزی را کم کردیم
بارش رفت
چیزی را اضافه کردیم
بارش آمد
این دیگر تبدیل نیست
هست؟
من نمک به آب اضافه کنم
آب شور می‌شود
آیا آب را به آب نمک تبدیل کردم؟
یا آب همان آب است
نمک هم همان نمک است
نمک شور بود
الآن هم هست
آب نبود
الآن هم نیست
ولی من به اشتباه آثار نمک را به آب نسبت می‌دهم
فکر می‌کنم آب تبدیل شده
آب فقط در کنار نمک قرار گرفته
درست است؟

اگر با اضافه کردن چیزی به کوارک بالا
بار آن عوض شود
بار کوارک عوض شده؟
تبدیل شده؟
کوارک تغییر کرده؟
یا اجزای آن عوض شده‌اند؟

نتیجه‌گیری کردید:
«جوهر جسم طبیعی همان طبیعت آن است. و تغییر در آن معادل تغییر در طبیعت است»
ولی من تغییر و تبدّلی در فرمایشات شما ندیدم
طبیعت تغییر می‌کند؟
مثلاً بار الکترون از منفی به مثبت برود
بدون این‌که اجزای آن جابه‌جا شوند؟
کم و زیاد؟
تغییر طبیعت چیست؟
این‌که نمک دیگر شور نباشد
این را ممکن می‌دانید؟
یعنی
نمکی که شور است
بدون این‌که چیزی به آن اضافه شود
یا چیزی از آن کم شود
هیچ جزئی
خودش
به خودی خود
با تأثیری که شما مثلاً در آن می‌نهید
آیا می‌شود آثار و عوارض متفاوتی پیدا کند
دیگر شور نباشد مثلاً؟

تغییر در طبیعت چیست؟
این‌که چند تا فوتون بکنیم داخل اتم
برود داخل الکترون و جاگیر شود
جزئی از آن شود
و تراز انرژی الکترون را تغییر دهد
آیا این تغییر طبیعت الکترون است؟
یا این‌که
اجزای الکترون بیشتر شده
دو تا فوتون که آمده
بار خود را به کل اضافه کرده
مثل این‌که
شکر چایی را اضافه کنیم
آیا به این تغییر طبیعت چای می‌گوییم؟
اگر بگوییم صحیح است؟
شما قبول می‌فرمایید؟

ممنون از دقتی که می‌فرمایید
ولی
این تعاریف قدما
همان‌طور که اشاره فرمودید
بر مبنای فیزیک قدیم است
همان فیزیکی که ارسطو به آن معتقد بود
همان جسمی که بسیط بود
اجزا نداشت
یکپارچه
این بندگان خدا
سعی داشتند آن‌طور ماده‌ای را توصیف کنند
بنابراین
از وجود و ماهیت و طبیعت بحث کردند
و تبدیل و تغییر در آن

اما
آیا با فیزیک امروز
این‌که ما می‌دانیم هر تغییری به معنای کم و زیاد شدن اجزا است
آیا
باز هم می‌توانیم به فلسفه استناد کنیم؟
فلسفه‌ای که همه اصطلاحات و تعاریفش با «بساطت» عجین شده؟
اساساً
چنین چیزی با آن‌چه از حقیقت ماده می‌دانیم سازگار است؟

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 266 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

سه شنبه 100 آذر 16

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر آشپزی فرهنگ فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش سند هنر بازی روحانیت فاصله طبقاتی فیلم خواص دشمن انشا خیاطی خودم جوجه کتاب نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
مسأله شناخت 32 - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 41
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 120
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید

Xکارت بازی ماشین پویا Xکارت بازی ماشین پویا