سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

ملایم باش ؛ زیرا هرکه ملایم باشد، همواره ازدوستی کسانش برخوردار می شود . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
مسأله شناخت 10 + یکشنبه 99 مهر 20 - 5:0 صبح

نخست نکته ای از ایمیل قبل ترتان که فرمودید :

فرض می‌کنیم
صدها علت وجود دارند که می‌توانند دست مرا بسوزانند
ولی
من کبریت را آزمایش می‌کنم
بار اول که کبریت را روشن می‌کنم
دستم می‌سوزد
احتمال دارد این سوزش مربوط به کبریت نباشد
بلکه
یک موضوعی مثل ب آمده و سوزانده
ولی
اتفاقاً هم‌زمان شده با روشن کردن کبریت
این احتمال وجود دارد
ولی بار دوم
وقتی دوباره کبریت را روشن می‌کنم و دستم می‌سوزد
این‌بار
از صدها احتمال
یکی دو بار اتفاق افتاده
این صُدفه نمی‌تواند باشد
زیرا
صُدفه تکرار نمی‌شود
پس
نظریه احتمال وارد می‌شود
هزاران حالت را در نظر می‌گیرد
چند بار فقط یک حالت اتفاق افتاده


اگر واقعا خطا در تشخیص موضوع رخ داده باشد و موضوع دیگر نه بر اساس صدفه بلکه در تمامی شرایطی که آزمایش کرده ایم با  روشن کردن کبریت معیت داشته باشد. آنگاه هزاران بار آزمایش،‌ نتیجه را عوض نمی کند. مثال دیگری می زنم تا منظورم را روشن تر کنم:

قانون گرانشی نیوتون هزاران بار آزمایش شده بود و به خوبی پیش بینی می کرد. ولی نظریه نسبیت عام اینشتن چارچوب مفاهیم را عوض کرد. دیگر در رویکرد او گرانش اصلا نیرو نیست بلکه خمیدگی فضا است و این خمیدگی منجر به حرکت اجسام می شود.

اشتباه نیوتون در کجا بود؟  او می دانست اعمال نیرو منجر به شتاب جسم می شود ولی از کجا فهمید که عامل شتاب در سقوط آزاد نیز نیرو است؟ در اصل خمیدگی فضا نیز منجر به شتاب جسم می شود.

ما در گرانش نیوتونی در چارچوب اشتباهی قرار داشتیم. استقراء ولو به تعداد زیاد تحت مشاهده ی علمی چه فایده داشت؟ آیا علم ما را بیشتر کرد؟ آیا به قول شهید صدر ما را به یقین نزدیکتر کرد؟ حتی با تکرار آزمایش ها اگر حرکت سیاره ای مثل عطارد را به درستی نمی توانستند پیش بینی کنند می توانستند شروع به ساختن فرضیه هایی برای توجیه فلان گونه حرکت عطارد بکنند.

نکته ی دیگر هم این که فرآیند علمی همیشه بررسی متغیرها و بررسی تاثیر تغییر آن ها نیست. مثلا همین نظریه نسبیت خاص و عام هیچ کدام در چارچوب این روش علمی نمی گنجد. اینگونه نبوده که اینشتن نخست مجموعه ای از متغیرها را داشته باشد و در مقام آزمون هر بار تمامی را ثابت نگه دارد و تنها یکی تغییر دهد تا به معادلاتش برسد. مکانیک لاگرانژی و مکانیک هامیتونی در مکانیک کلاسیک نیز همینگونه است. مکانیک کوانتومی نیز اینگونه است.

فرمودید:

یک احتمال دیگر هست
این‌که
ما بعضی از متغیّر ها را که نمی‌شناسیم
شاید
آن‌ها مؤثر باشند
و ما ندانیم
خب
این در علم مهم نیست
چرا؟
زیرا متغیّرهایی که ما نمی‌شناسیم
دقیقاً آن‌هایی هستند
که
در طول زمان زندگی ما
و گذشتگان ما
و عمری که تاریخ بشر می‌شناسد
تغییر نکرده‌اند
یعنی
عملاً
آن‌ها دیگر برای ما ثوابت هستند نه متغیّر

مثال:  پیش از کشف اکسیژن تا قرن ها و شاید هزاران سال تصور بر این بود که  حرارت گوگرد همیشه منجر به اشتعال آن می شود. این فرضیه را شاید هزاران بار تحت شرایط مختلف آزموده بودند ولی کسی تصورش هم نمی کرد در تمام این آزمایش ها ماده ای به نام اکسیژن در هوا وجود دارد که با گوگرد واکنش می دهد و آتش ایجاد می شود. بنابرین در مجموعه ی متغیرها کسی اصلا اکسیژن را دخیل نمی کرد. ولی اکسیژن متغیر بسیار مهمی است که ما نادیده گرفته بوده ایم. از کجا معلوم متغیرهای دیگر بسیار مهم در میان نباشد که حتی با فرض وجود اکسیژن و گوگرد و حرارت،  اشتعال صورت نگیرد؟

وقتی
ده متغیّر داشته باشیم
و
همیشه فقط و فقط با آمدن یک متغیّر خاص
نتیجه حاصل شود
یعنی تابع
پس
حکم می‌دهیم که آن نتیجه تابع این متغیّر است
با کمک از نظریه احتمال
و محاسبات آن

نظریه احتمال می‌آید و اطراف علم اجمالی را
نابود می‌کند
به صفر می‌رساند
و
فقط یک احتمال باقی می‌ماند
برجسته و با ارزش بالا
و آن می‌شود علّت

زمانی که ما می خواهیم تاثیر این ده متغیر را از طریق مشاهده ی علمی بررسی کنیم. همیشه این امکان وجود دارد که در هرکدام از این ها، به اشتباه محمول(متغیر) دیگری را به جای این محمول(متغیر) قرار داده باشیم. به همین خاطر با صرف تکیه به مشاهده علمی با روشی که می فرمایید نه می توان تابعیت متغیری را اثبات کرد و نه می توان تابعیت متغیری را ابطال کرد. امثال مثال علامه طباطبایی در باب اشتباه در موضوع و محمول در گزاره ی "دزد به خانه آمد" را می توان در تاریخ علوم تجربی به کرات  دید. در نتیجه با این روشی که می فرمایید همچنان در شک گرایی باقی خواهیم ماند. حتی نمی توان فهمید واقعا علوم تجربی در غرب رو به پیشرفت بوده اند یا خیر. 


احسنت
معیّت
درست است
خودش است
اما
چه اشکالی دارد؟

وقتی بحث از رابطه و نسبت الف و ب است
این‌که
هر گاه الف هست ب می‌آید
شما اشکال کنید که شاید ج همراه الف بوده
خب مسیر بحث عوض می‌شود
می‌رود روی رابطه و نسبت الف و ج

این‌که در چند بار آزمایش
همیشه ج با الف همراه شده
معیّت داشته
نشان از ارتباط است
این‌که
نسبتی واقعی بین ج و الف وجود داشته است
یعنی
آن‌جا صُدفه نبوده

خب
پس در حقیقت شما می‌فرمایید که رابطه میان ج و ب است
ولی
رابطه میان ج و الف هم حتماً هست
حالا
ما از رابطه ج و ب بی‌خبر هم که باشیم
به «کارآمدی» می‌رسیم
چیزی که هدف علم است
یعنی
الف را می‌آوریم تا ب بیاید
اگر چه
حد وسطی در کار است
الف فقط ج را می‌آورد
و ج است که ب را می‌آورد

این همان اجمال در علم است
همان محدودیت
همان رشد و تکامل
در آینده
وقتی انیشتین ما هم آمد
کشف می‌کند که ج حد وسط الف و ب است
چه زمانی؟
وقتی که الف آمد و ج نیامد
به دلیلی
یعنی شرایط به گونه‌ای تغییر کرد
که معیّت الف و ج در شرایطی خاص به هم خورد
آن‌روز
علم تکامل می‌یابد
زیرا
آزمون‌ها به دنبال ج می‌گردد
و
متوجه می‌شویم که چیزی غیر از الف هست که گاهی با الف هست و گاهی نیست
شرایط را می‌سنجیم
پیدایش می‌کنیم
وقتی بفهمیم در چه شرایط همراه الف می‌شود

علم این طور رشد کرده
و می‌کند
مثل همان مثالی که فرمودید
نیوتن و انیشتین
هر دو
علم تولید کردند
اگر چه علم نیوتن شامل متغیّرهای علم انیشتین نبود!

مخالفم
من مخالفم
با شما مخالفم...

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

سه شنبه 100 آذر 16

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر آشپزی فرهنگ فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش سند هنر بازی روحانیت فاصله طبقاتی فیلم خواص دشمن انشا خیاطی خودم جوجه کتاب نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
مسأله شناخت 10 - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 41
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 120
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید

Xکارت بازی ماشین پویا Xکارت بازی ماشین پویا