سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

ثمره دانش، خلوص در عمل است . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  پُرطاق! - اصول تربیت فرزند 25 - ثابتش کن! - بانکداران - معجزه ایران - 
انرژی های آزادشونده غیرهمسو 3 + یکشنبه 98 شهریور 31 - 6:0 عصر

تفاوت جامعه «فردمحور» با جامعه «ساختارمحور» مانند تفاوت یک سامانه ناقص الکتریکی با یک سامانه کامل است. در سیستم ناقص، مانند یک لامپ، برق باید پیوسته متصل باشد تا روشنایی به دست آید و به محض قطع برق، نور هم می‏رود. جامعه بشری این طور بود که سبب شد با رحلت هر نبی، دست از حق بر دارد و به گمراهی برگردد. اما در یک سامانه کامل، «ساختار» توانایی تولید برق را می‏دهد. ساختاری که اگر لامپی برای تولید نور دارد، در بخشی دیگر نیز ابزاری برای تولید نیرو. یک مدار بسته و کامل. این خداوند است که در شایعه جنگ احد، مبنی بر شهادت رسول خدا (ص)، مردم را آن‏طور با تندی عتاب می‏کند که: «آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، به روش گذشتگان و نیاکان خود برمی گردید؟!» *
روشن است که انتظار پروردگار و انبیاء عظام الهی از بشر این بوده و هست که وابسته به فرد نبوده و بتوانند با قوانین و ساختارهایی که خداوند تشریع فرموده و با لسان ایشان به بشر رسانده، جامعه خود را در مسیر حق پیوسته حفظ نمایند. جامعه‏ای کامل که بدون اتصال مستقیم و پیوسته به وحی قابل اداره باشد. پس اگر روزی بَعث انبیاء پایان می‏یابد و به آخرین ختم می‏گردد، ریشه در چنین مطالبه‏ای الهی دارد.

توجه روشنفکران به تفاوت نهضت با نهاد
در این میان، آن گروهی که متوجه تفاوت سیستم‏های «فردمحور» با «ساختارمحور» شدند، با تفکیک «نهضت» از «نهاد» سرنوشت ناخوشایندی را برای تمامی نهضت‏های اصلاحی عالم پیش‏بینی کردند **.
ما می‏دانیم که هر نهضتی از آن رو که قیام در برابر ساختارهای موجود است، کاملاً بر توانایی‏های «فرد» رهبر اتکا دارد. او با شناخت دقیقی که از شرایط دارد، در بهترین زمان و مناسب‏ترین وضعیتی که جامعه از فشارها انباشته شده و سرکوب‏ها نزدیک است به خروش‏هایی متشتّت منجر گردد، با شعارهای همه‏پسندِ خود پرچم قیام را بر می‏افرازد.
طبیعتاً نهضت به همین دلیل که تابع فرد است، در غیاب او نمی‏تواند دوام بیاورد. هنگامی که نیروهای جدید امورات کشور را به دست بگیرند، دوباره ساختارها را به کار خواهند انداخت و جامعه به دام نهادی خواهد افتاد که نمی‏تواند مانند یک نهضت عمل کند و مورد پسند همه اقشار جامعه واقع گردد.
آن نخبگانی که از دوگانه «نهضت/نهاد» سخن می‏گویند، در نهایت به یک پاسخ بیشتر نمی‏رسند؛ نهضت یک دوره گذار است و سرانجام هر نهادی ساختارهایی دارد که در برابر شعارهای نهضت مقاومت می‏کند و جز این ممکن نیست!

آیا نهضت می‏تواند در نهاد تداوم یابد؟ چگونه؟
اما این برداشت صحیح نیست و این تحلیل به بن‏بست می‏رسد. منابع تحقیق و مطالعه‏ای که به چنین قضاوتی رسانده است ناقص است و به درستی گزینش نشده. به همین دلیل است که به چنین نتیجه ناامیدکننده‏ای منجر شده.
وقتی بدانیم «ساختار» طراحی شده در هر نهادی قدرت دارد تا چرخه‏های حرکت جامعه را به سمت و سوی آرمان‏هایی که برای آن طراحی شده بگرداند، می‏فهمیم که وقتی نهضت را بدل به نهادی نامتناسب کنیم، با دست خودمان شعارهای انقلابی را به دام ساختارهای ضدانقلابی انداخته‏ایم.
هر نهضتی لاجرم برای تداوم خود بایستی نهادی متناسب با آرمان‏های خود طراحی و اجرا کند و چنین کاری زمان‏بر و پرهزینه و نیازمند عزمی ملّی در نخبگان است. جمهوری اسلامی ایران پس از استقرار، نیروهای انسانی خود را در قالب ساختارهایی ریخت که پیش از انقلاب طراحی شده بود. همان وزارتخانه‏ها و ادارات با همان قوانین و ساختارها. حقوق‏ها به همان شیوه پرداخت می‏شد و بودجه‏ها در همان سازمان برنامه تدوین می‏گردید. بانک‏ها به همان شیوه سابق اعتبار خلق می‏کردند و بازار با همان ابزارها، تولید و توزیع و مصرف را مدیریت می‏کرد. چیزی از روش‏ها تغییر نکرد. فقط آدم‏ها بودند که در این میانه جابه‏جا شدند و ما، انقلابی‏های بی‏اطلاع از قدرت ساختار، گمان می‏کردیم با عوض شدن نیروهای انسانی رأس قدرت، تمام عملکردهای نظام را تغییر مسیر می‏دهیم.
مع الأسف این اتفاق نیافتاد و امروز می‏بینیم آن‏چه شد که نمی‏خواستیم بشود. «نهادِ این نهضت» طراحی نشد و بعینه دیدیم ساختار آن‏قدر تواناست که نیروهای انسانی خوب ما را فاسد می‏کند و از بهترین‏ها بدترین رفتارها را بیرون می‏کشد. ابرار را وادار می‏کند اخلاق رذیله را محور مدیریت خود قرار دهند و همان‏طور رفتار کنند که مدیران شاهنشاهی می‏کردند و در پاسخ بگویند: «نکنیم نمی‏شود!» یعنی اصلاً بدون روش‏های کفر نمی‏شود مدیریت کرد و چرخ‏های نظام را در حال چرخش نگه داشت! این همان تعبیر پیش‏بینی شگفت‏آور مؤسّس نهضت (ره) است:
«درباره فرهنگ هر چه گفته شود کم است. و می دانید و می دانیم اگر انحرافی در فرهنگ یک رژیم پیدا شود و همه ارگانها و مقامات آن رژیم به صراط مستقیم انسانی و الهی پایبند باشند، و به استقلال و آزادی ملت از قیود شیطانی عقیده داشته باشند و آن را تعقیب کنند، و‏ ‏‏ملت نیز به تبعیت از اسلام و خواسته های ارزنده آن پایبند باشد، دیری نخواهد گذشت که انحراف فرهنگی بر همه غلبه کند، و همه را خواهی نخواهی به انحراف کشاند، و نسل آتیه را آنچنان کند که انحراف به صورت زیبا و مستقیم را راه نجات بداند، و اسلام انحرافی را به جای اسلام حقیقی بپذیرد و بر سر خود و کشور خود، آن آورد که در طول ستمشاهی و خصوصاً پنجاه سال سیاه بر سر کشور آمده. و مجلس و ملت و متفکران متعهد باید این حقیقت را باور کنند و اصلاح فرهنگ و از آن جمله اصلاح مدارس از دبستان تا دانشگاه را جدی بگیرند، و با تمام قوا در سد راه انحراف بکوشند. اشخاصی معدود قدرت ندارند تا این امر عظیم الحجم مهم را اصلاح کنند و صددرصد آن را اسلامی و ملی و در خدمت کشور قرار دهند. همه مسئولیم و همه باید در پیشگاه خدا و خلق خدا جواب تهیه کنیم. و در این زمان که فرصتی ارزنده داریم از هیچ کس هیچ عذری پذیرفته نیست و همه باید به مقدار توان خویش در این امر حیاتی کوشش نماییم تا خون جوانان برومند مجاهد و کوشش ملت و مجاهدات بیدریغ آن هدر نرود.» ***
فرهنگ همان ساختارهایی‏ست که انسان‏ها در آن عمل می‏کنند و نهادی را می‏سازد که رفتارهای مردم و مسئولین را شکل و سمت و سو می‏دهد.

--------------------------------------
«وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ  أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَی أَعْقَابِکُمْ  وَمَن یَنقَلِبْ عَلَی عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللَّـهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللَّـهُ الشَّاکِرِینَ» (آل عمران:144) و محمّد جز فرستاده ای از سوی خدا که پیش از او هم فرستادگانی [آمده و] گذشته اند، نیست. پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، [ایمان و عمل صالح را ترک می کنید و] به روش گذشتگان و نیاکان خود برمی گردید؟! و هر کس به روش گذشتگان خود برگردد، هیچ زیانی به خدا نمی رساند؛ و یقیناً خدا سپاس گزاران را پاداش می دهد. (ترجمه انصاریان)
**  ارجاعی‏ست به نظریاتی مانند این: «علی شریعتی از اینکه نهضت ها پس از پیروزی به نهاد تبدیل می شوند, به تلخی می نالد و خواستار ادامه نهضت پس از پیروزی آن نیز می شود» شریعتی در واقع با این درخواست، غیرممکن را طلب می کند، زیرا یک نهضت و یا جنبش سیاسی - اجتماعی پس از آنکه به قدرت رسید، بنا به جبر موقعیت خود، راهی جز فاصله گرفتن از شیوه گذشته خود و تبدیل شدن به نهاد ندارد. نهضت و نهاد دو موقعیت متمایز با استراتژی و اهداف و کارویژه کاملاً متفاوتند و در هم تنیدن آنها جز به وضعیتی آشوبناک و ناکارآمد نمی افزاید. (روزنامه شرق، 8/1/1385، احمد زیدآبادی)
توصیف علی شریعتی در کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی در سال 1350: «در جامعه‏شناسی یک اصلی است به این نام : تبدیل موومان (Mouvement یعنی نهضت و حرکت) به انستیتوسیون (Institution یعنی نظام و سازمان). به این معنی که در جامعه، حرکتی بر اساس ایدئال‏ها و هدف‏هایی ایجاد می‏شود و یک فکر، یک گرایش، یک ایمان جوان متحرک است که این نهضت را (به آن معنای حقیقی کلمه، یعنی حرکت و ورزش) ایجاد می‏کند. ... این نهضت در مسیر خودش حرکت می‏کند. یک حرکت مدعی زمان و تغییردهنده نظام موجود که می‏خواهد ویران کند و با یک حالت انتقادی شدید نسبت به هرچه که وضع موجود را نشان می‏دهد و یا می‏سازد وضع دیگری را پیش آورد و شرایط نوی را بیافریند.... همه چیز را تغییر می‏دهد نهضت به هدف می‏رسد. یا بی‏آنکه به هدف برسد به اوج قدرتش می‏رسد. اما بدانجا که رسید، درگیری و مبارزه‏اش از بین می‏رود، سد و مانعی دیگر در برابرش نیست به قدرتش که رسید حالتش عوض می‏شود. می‏ایستد! متوقف می‏شود! حالت متحرک و انقلابی‏اش را از دست می‏دهد و حالت محافظه‏کاری می‏گیرد. چون اول می‏خواست دشمن را خلع سلاح کند و نظام را عوض کند حالا خودش قدرتمند و حاکم است و می‏خواهد خودش را حفظ کند و نگه دارد. لذا حالت ضدانقلابی پیدا می‏کند، چون خودش روی کار آمده انقلاب‏های بعدی را شورش و خیانت یا ضدانقلاب می‏خواند.در اینجا از نظر جامعه‏شناسی که مطلب را بررسی می‏کنیم می‏بینیم آن واقعیت که در اول نهضت بود و موومان حالا در قدرت خودش تبدیل گردیده به انستیتوسیون یا نهاد، و یک پایه ثابت اجتماعی شده است، و به صورت خیمه‏ای درآمده بر روی جامعه، و یک قدرت سازمان‏یافته دولتی شده که در ظاهر به اوج قدرت رسیده است اما در روح به توقف و رکود افتاده است.»
***  پیام به ملت ایران و مسئولین نظام‏، 22/11/1361، صحیفه امام، ج17، ص322



[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
<< مطلب بعدی: بانکداران
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

یکشنبه 99 خرداد 11

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر فرهنگ آشپزی فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی خواص هنر فیلم خیاطی دشمن جوجه انشا کتاب خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
انرژی های آزادشونده غیرهمسو 3 - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 40
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید