سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

روایت گر حدیث ما که بدان دلهای شیعیان ما را استوار می دارد، از هزارعابد برتر است . [امام صادق علیه السلام]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  پُرطاق! - اصول تربیت فرزند 25 - ثابتش کن! - بانکداران - معجزه ایران - 
انرژی های آزادشونده غیرهمسو 2 + جمعه 98 شهریور 29 - 6:0 صبح

تقدّم امدادی کفر بر ایمان و هُلِش بر کِشِش
مسیر رشد انسان‏های مؤمن آسان نبوده است. حضور همیشگی و دائم کفار و منافقین دوشادوش جامعه مؤمنین، همواره دشواری‏هایی را برای آنان در طول تاریخ ایجاد کرده است. خصوص این‏که خداوند وعده فرموده که کفار را نیز «امداد» کرده و یاری می‏رساند؛ «کُلًّا نُّمِدُّ هَـؤُلاءِ وَهَـؤُلاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّکَ وَمَا کَانَ عَطَاءُ رَبِّکَ مَحْظُورًا» (إسراء:20) هر یک از دو گروه دنیا طلب و آخرت خواه را [در این دنیا] از عطای پروردگارت یاری دهیم، وعطای پروردگارت [در این دنیا از کسی] ممنوع شدنی نیست. (ترجمه انصاریان)
مرحوم استاد حسینی الهاشمی *، سیدمنیرالدین، فرزند آقاسیدنورالدین شیرازی، مؤسّس «دفتر مجامع مقدماتی فرهنگستان علوم اسلامی قم»، نظریه‏ای تاریخی ارائه کرده‏اند مبنی بر «تقدّم امدادی کفّار». این نظریه بر آن است تا با تفسیر رویدادهای تاریخی ادیان ابراهیمی نشان دهد همواره امداد کفار یک قدم جلوتر از امداد مؤمنین روی داده است و دلایلی برای آن وجود دارد. نخست استیصال کفار در مقابل جامعه مؤمنین است که چون توانایی مقابله ندارند، در زمانی که جامعه در وضعیت ثبات و اقتدار است، ناگزیر به تلاش بیشتر شده و شب و روز خود را صرف یافتن راه‏های ضربه زدن می‏کنند. خداوند این تلاش‏ها را بدون پاسخ نگذاشته و حسب سنّت دائمی خود، آن‏ها را در دست‏یابی به دنیایی قوی‏تر و ثروتمندتر یاری می‏کند. هدف پروردگار از یاری‏رسانی کفار اگر چه از یک‏سو بازگشت به عدالت ربوبی دارد تا تلاش‏ها را بی‏پاداش نگذارد و پاداش آن‏ها را هم برای آخرت باقی نگذارد، اما هدف اصلی، به‏کارگیری آن به مثابه یک عامل فشار است. عامل فشاری به مؤمنین جهت حرکت و پیشرفت و رشد. مهم‏ترین علّتِ فرصت دادن به ابلیس و اعوان او، درگیر کردن مؤمنین با چالش‏های ایمانی در راستای ارتقاء و رشد ایمان آن‏هاست.
یکی از آفت‏هایی که هر فرد مؤمن را تهدید می‏کند تنبلی در ایمان است. انسان‏های دین‏دار به دلیل اتکال به خداوند متعال اندک‏اندک دچار آسیب کم‏کاری می‏شوند. به روند تغییرات تاریخ که بنگریم، در هر دوره‏ای که جامعه به دلیل ایمان خود از نعمت‏های فراوان پروردگار بهره‏مند شده است، دیری نپاییده که گرفتار غرور ایمانی شده و از حرکت و پیشرفت باز مانده است. این نشان می‏دهد که دعوت‏های انبیاء برای حفظ پیشرفت پایدار و دائمی بشر کفایت نمی‏کند و این کشش در زمان‏هایی نیاز به هل دادن هم دارد. در حقیقت تا «نیاز» به دعوت انبیاء در بشر پیدا نشود، انگیزه کافی برای «پذیرش» دعوت در آن‏ها آشکار نمی‏گردد.
این نظریه با تحلیل پدیده‏های تاریخی نشان می‏دهد ما با حرکتی سینوسی در رشد ایمانی بشر مواجه هستیم. هر گاه از سرعت این رشد کاسته شده، امداد الهی شامل کفار بوده و بر قدرت‏های مادی آن‏ها افزوده است. افزایش قدرت کفار عاملی می‏شود برای فشار به مؤمنین تا بر تلاش مؤمنانه خود بیافزایند و در دوره تاریخی بعد، عرصه‏ای جدید در ایمان را رقم زده و تحصیل کنند. این‏گونه بوده که جامعه الهی گام به گام ارتقاء یافته و توانسته قله‏های جدیدی در ایمان و اخلاق کسب کند و با همین شیوه به نقطه‏ای که امروز در آن به سر می‏بریم رسیده است.

نوزایی؛ تولّد توانمندی در مدیریت ساختاری
اما امروز در چه مرحله‏ای از این حرکت هستیم؟ تمدن کفر جلوتر است یا ایمان؟ از حدود هفتصد سال پیش، رویدادهایی متوالی و پی‏درپی در اروپا آغاز شد که به تدریج تحوّلات بزرگی را در شیوه اداره جوامع رقم زد. این دوره را عصر «رنسانس» ** یا «نوزایی» نامیدند.
فارغ از مبانی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این جریان که به نوزایی انجامید، آن‏چه دنیای کفر به دست آورد، قدرت مدیریت «ساختارها» به جای «افراد» بود. در نظام‏هایی که امروزه و پس از رنسانس آن‏ها را «سنّتی» می‏نامند جامعه در تبعیّت از «فرد» عمل می‏کند و همواره شخصی به عنوان شاه یا امپراتور تصمیم‏گیری را در تمام عرصه‏های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی شخصاً و برأسه بر عهده دارد. اما وقتی ساختارها مدیریت جامعه را بر عهده می‏گیرند، اختیارات فرد مزبور مقیّد شده و قدرت تصمیم‏گیری در میان جمع کثیری از مدیران توزیع می‏شود، تا جایی‏که یک مدیر خُرد در کوچک‏ترین بخش دولت نیز کاملاً مستقل می‏تواند در حوزه مسئولیت‏های خود تصمیم بگیرد و اختیار داشته باشد.
این قدرت بزرگی بود. این قدرت را بشر تا پیش از این نداشت. همواره و در طول زمان همیشه افراد در تصمیمات خود مطلق عمل می‏کردند، ساختار نمی‏توانست اختیار آن‏ها را قید بزند. اما پس از این دوره، قدرت «عقل جمعی» در تصمیم‏گیری به طرز شگفتی مدیریت جوامع را متحوّل کرد. این شیوه تصمیم‏گیری تخصص‏های بسیاری را درگیر تولید «تصمیم»‏ در نظام می‏کند که در کُنشی همسو «کیفیّت» و «سرعت» تصمیم‏گیری را بالا برده، موفقیت‏های اجتماعی را به صورت تصاعدی افزایش می‏دهد.
این - اساساً تغییر مقیاس- را «آلوین تافلر» در کتاب «جابه‏جایی در قدرت» *** توضیح داده و با مثالی ساده نشان می‏دهد که در عصر اطلاعات حتی یک منشی و دفتردار نیز مسئولیت بخش مهمی از تصمیمات مدیریتی را بر عهده دارد.
امروز به جای آن‏که یک فرعون، یک چنگیز، یک هیتلر، یک موسولینی و امثال آن‏ها بیایند و در مقابل دعوت حق ایستادگی کرده و مردم را به بردگی و استثمار کشیده، کشتار کنند، کفار توانسته‏اند ساختاری بسازند، مجموعه‏ای منسجم از قوانین اجتماعی که همان کار را انجام می‏دهد، بدون آن‏که نیازی به چنین رهبران مستکبری داشته باشد. نظام بانکی، نظام تولید، نظام توزیع، نظامی که الگوی مصرف را از طریق فاصله طبقاتی و نیازسازی رسانه‏ای کنترل می‏کند، همه این ساختارهای پیچیده، امروزه جایگزین افراد در ایجاد انحراف از مسیر حق و عدالت شده‏اند، به نحوی که آدم‏ها می‏آیند و می‏روند، اما تغییری در سمت و سوی حرکت دستگاه کفر پدید نمی‏آید و نظام باطل روزبه‏روز در باورهای خود غلیظ‏تر و شدیدتر و در حرکت خود سریع‏تر می‏گردد.

شیوه هم‏مسیری بشر؛ وحدت رهبر یا وحدت رهبری؛ پایانی بر بعثت انبیاء
انتظار انبیاء الهی از بشر چه بوده است؟ آیا آن‏ها تلاش می‏کرده‏اند با وحدت «رهبر» جامعه را یکپارچه کرده و هدایت نمایند؟ یا راهی می‏جستند تا «نظام رهبری» اجتماعی را به وحدت برسانند؟
وقتی به تاریخ انبیاء می‏نگریم و حوادث دوران‏های متوالی را بر می‏رسیم، به وضوح می‏بینیم که پس از اتمام مأموریت و رسالت هر نبی، زمان زیادی طول نمی‏کشید تا انحراف بر همه غلبه کند و جز اندکی، همگان راه باطل را برگزینند. بر همین سبیل بوده که پیوسته نبی پس از نبی مبعوث می‏شد و امّت بر اساس داشتن یک «رهبر» واحد همسو می‏شدند و مسیر حق را طی می‏کردند. اما آیا این روال و جریانی بود که مطلوبیت داشته است؟
اگر اراده و مشیّت الهی این بود که همواره جوامع از طریق «فرد» به وحدت رسیده و همسو شوند، نباید سلسله انبیاء را ختم می‏کرد و به جریان تاریخی بعثت پایان می‏داد. اصرار فراوانی که رسول خاتم (ص) در مدیریت جامعه اسلامی بر مشاوره داشت، گویی آموزشی برای آینده مؤمنین بود، تا فرا بگیرند آن‏چه یکپارچگی نظام اسلامی را باید حفظ کند، «ساختار واحد» است و نه «فرد واحد».
با رحلت رسول مکرّم اسلام (ع) ارتباط بشریت با وحی رسماً متوقف شد و این چه معنایی می‏تواند برای ما داشته باشد؟ یعنی تمام آن‏چه از حضرت خاتم الأنبیاء (ص) و جانشیان بر حق ایشان (ع) فرا گرفته‏ایم، کافیست تا بتواند جامعه اسلامی را حفظ نماید و رشد دهد تا آماده حضور آخرین ولی الهی (عج) گردد.

-------------------------------
سید منیرالدین حسینی الهاشمی فرزند سید نورالدین حسینی شیرازی در تاریخ 20/8/1324 (از مراجع دینی سرشناس شیعه که مرجعیت او در استانهای جنوبی بود) در شیراز متولد شد. سید منیرالدین تنها 12 سال داشت که پدر در سال 1335 درگذشت. ا صدور دستور انقلاب فرهنگی از سوی سید روح‏الله خمینی محور فعالیتهای او برای تأسیس یک آکادمی برای علوم اسلامی، آغاز شد. او در ابتدا مجامعی را در دانشگاه‏های بزرگ کشور برگزار کرد و تعدادی از اساتید را جذب اندیشه خود کرد. سپس در سال 1362 دفتر مجامع مقدماتی فرهنگستان علوم اسلامی را بنیان نهاد تا به تولید مقدمات علوم اسلامی بپردازند. او در نهایت موفق شد در پایان دهه 60 اندیشه فلسفی جدیدی با عنوان «فلسفه نظام فاعلیت» بنیان نهد و تا اسفند 1379 که در سن 57 سالگی درگذشت، نیز گام ضروری دوم اندیشه خود، یعنی بنیانگذاری روشهایی برای تولید علم بر اساس این فلسفه جدید التاسیس را به سرانجام برساند.
**  رنسانس (به فرانسوی: Renaissance) یا دوره‏ نوزایی یا دوره‏ نوزایش یا دوره تجدید حیات، جنبش فرهنگی مهمی بود که آغازگر دورانی از انقلاب علمی و اصلاحات مذهبی و پیشرفت هنری در اروپا شد. دوران نوزایش، دوران‏گذار بین سده‏های میانه (قرون وسطی) و دوران جدید است. آغاز دوره‏ نو زایش را در سده‏ 14 میلادی در شمال ایتالیا می‏دانند. این جنبش در سده‏ 15 میلادی، شمال اروپا را نیز فراگرفت. رنسانس، یک تحول 300ساله است که از فلورانس در ایتالیا آغاز شد و به عصر روشنگری در اروپا انجامید.
***  جابه‏جایی در قدرت، الوین تافلر، ترجمه شهیندخت خوارزمی، نشر نو


[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: آقامنیر 100 -
<< مطلب بعدی: بانکداران
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

یکشنبه 99 خرداد 11

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر فرهنگ آشپزی فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی خواص هنر فیلم خیاطی دشمن جوجه انشا کتاب خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
انرژی های آزادشونده غیرهمسو 2 - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 40
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید