سفارش تبلیغ
صبا
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

از آنچه به کارت می آید بپرس و آنچه را به کارت نمی آید واگذار . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - آموزش دفاع از حرم - خرق ِ عادت - میوه بازی - غربال ِ دغل - 
نمودار کلام فقاهی + جمعه 97 اردیبهشت 14 - 8:0 صبح

بدون مطالعه که نمی‌شود
هر روز باید
لازمه انسانیت انسان
اخیراً مشغول این پنجگانه:
نظام معرفتی فقاهت
ادبیات تربیتی دین
کلام فقاهی
منطق تفسیر متن
زوائد اصول

پنج کتابی که به محض انتشار خریدم
حضوری
مؤسسه فقاهت و تمدن‌سازی اسلامی
با بچه‌ها رفتیم
با تخفیف خوبی هم

دو تای اول که زود تمام شد
سومی را اخیراً به پایان رساندم
مشغول چهارمی

چه زمانی؟!
در پارک که هستیم
زیاد پارک می‌رویم
بهانه‌ای برای مطالعه است
کتاب‌خواندن
با دقّت
و با یادداشت کردن

کلام فقاهی برایم جالب بود
حجم فراوان ِ حرف‌های تازه‌ای که داشت
ابتدا این را دیدم
با نگاه اولیه‌ای که به فهرست انداختم
تصویر روشنی که از علم کلام به دست می‌داد
نه کلّ‌ کلام
آن‌مقداری که به کار تفقه می‌آید



حدود سی نظریه جدید در آن یافتم
در حین مطالعه
وقتی با هر مطلب تازه‌ای مواجه می‌شدم
برچسب زده و مشخص می‌ساختم
هامش به اصطلاح

بدون هیچ قضاوت
تأیید یا ردّ
نقد یا نقض
در این نمودار می‌بینید
با تعریفی خلاصه
باشد شاید به کار بیاید
مر هر کسی را که به فقه علاقه دارد



[تصویر بزرگ و کامل با همه تعاریف]

کلام فقاهی را 20 دی‌ماه 1396 شروع کردم
و 11 فروردین 1397 به پایان رساندم
بدون این‌که از وقت کارهای دیگرم بزنم
بدون این‌که برنامه مستقلی برای مطالعه داشته باشم
فقط زمان‌هایی که بچه‌ها را به پارک می‌بردم

از این بابت خدا را شاکرم
این‌که روی گوشی تلفن همراهم نرم‌افزار شبکه اجتماعی ندارم
از این‌که گوشی‌ام مطلقاً به شبکه اینترنت متصل نیست
از این‌که
وقتی در خانه نیستم
کاملاً از محیط مجازی به دورم
کار بیهوده‌ای ندارم پس
و بنابراین
من «می‌توانم» از مطالعه لذّت ببرم! :)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: کتاب 5 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - آموزش دفاع از حرم - خرق ِ عادت - میوه بازی - غربال ِ دغل - 
تفاوت انتخاب و اختیار + یکشنبه 97 فروردین 26 - 7:0 صبح

معمولاً با هم اشتباه می‌شود
بیشتر اوقات به جای هم
اصلاً مگر فرقی هم می‌کند؛
انتخاب با اختیار؟!

منابع زیادی را مطالعه کردم
برای یافتن پاسخ
پاسخی به شبهه جبر و اختیار
روزهایی که وارد حوزه شدم
سال 1376
در یک نمایشگاه کتاب
«جبر و اختیار» نامی را دیدم
نوشته یکی از بزرگان معروف
فوری خریدم و خواندم
تا مدتی خیال کردم پاسخ را یافته‌ام
اما...

در بیشتر این منابع
اختیار به «انتخاب یکی از گزینه‌های پیش رو» تعریف شده است
این تعریف رایج‌تر
حتی میان اصولیّون
فقهای ما وقتی درس اصول فقه می‌دهند
معمولاً از «اختیار» بحث می‌کنند
به تبع مرحوم آخوند
صاحب کفایه
جایی که قلم ایشان شکست
در پایان یکی از صفحات کفایة الأصول!

اما اختیار غیر از انتخاب است
انتخاب، گزینش راه‌های موجود
اما اختیار...

در جزوات استاد حسینی ره این را دیدم
این‌که اختیار «تولید راه» است
نه «انتخاب راه»
جایی که اراده «خلق» می‌کند
چیزی را می‌سازد
چیزی که پیش از آن وجود نداشته است

داشتم مطالعه می‌کردم
چند وقت پیش
بچه‌ها را که می‌برم پارک
تبلتی معمولاً در دست دارم
صدها کتابی که در صف خواندن هستند
جالب که همه در یک دستگاه کوچک جمع شده
انتظار مرور مرا می‌کشند
به این کتاب رسیدم
عبارتی شگفت دیدم
شباهت داشت
با آن‌چه از نظریات استاد حسینی ره خوانده بودم:



البته که نمی‌شود گفت حرف هر دو یکی‌ست
این‌جا
سارتر بیشتر شاعرانه سخن گفته است
زیربنای فلسفی و معرفت‌شناسی ندارد
در مقامش نبوده یعنی
شعر گفتن که خرج ندارد
مجبور هم نیستی لوازم حرف خود را پی بگیری
و تمام تناقضاتش را توضیح دهی
اما استاد حسینی ره
همین بحث «خلق» را باز کرده است
در زیربنای فلسفی
جایی که در تبیین «اصالت تعلّق» است
جایی در مباحث فلسفی خود
جایی که اختیار را محور فلسفه توصیف می‌نماید
به جای علیّت
به جای قانون ثابت
به جای ثبات
وقتی دنیای استاتیک را داینامیک می‌نماید
امکان حرکت را پدید می‌آورد یعنی!

روبات می‌تواند «انتخاب» کند
حتی اگر یک روز خیلی هم هوشمند شود
هرگز انسان نمی‌شود
زیرا «اختیار» ندارد
و نخواهد داشت
قدرت بر خلق روابط جدید!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فلسفه 60 - کتاب 5 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - آموزش دفاع از حرم - خرق ِ عادت - میوه بازی - غربال ِ دغل - 
کنترل آینده دست کیست؟ + شنبه 96 آبان 13 - 3:48 عصر

جیمز دابسون
بنیانگذار جنبش «کانون خانواده»
در صفحه 38 کتاب «کودکان در خطر»
که 27 سال پیش منتشر کرده
می‌نویسد:

کسانی که اندیشه و تجربه خردسالان را کنترل کنند
که کودک چه ببیند
فکر کند
یا باور کند
مسیر آینده ملت را تعیین خواهند کرد!


James Dobson, founder of "Focus on the Family":

Those who control what young people are taught, and what they experience - what they see, hear, think, and believe - will determine the future course for the nation.

Children at Risk (1990), Page 38

و ما
با کودکان خود
چطور رفتار می‌کنیم؟!
آیا در حال کنترل آینده هستیم؟!
پرسشی که زیاد ذهنم را درگیر خود می‌کند
لحظاتی که در کنار فرزندان خود هستم:





ما آیا برای کودکان خود
برای تربیت آن‌ها
برنامه داریم؟!

نظام اسلامی چطور؟!
آیا آموزش و پرورش برنامه مشخصی برای کنترل آینده دارد؟!
وقت آن نرسیده است که برای کنترل آینده فکری کنیم؟!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 218 - آموزش 11 - کتاب 5 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - آموزش دفاع از حرم - خرق ِ عادت - میوه بازی - غربال ِ دغل - 
کتاب به زبان ساده + دوشنبه 95 خرداد 17 - 5:16 صبح

آیا می‌شود یک کتاب را در بیست دقیقه خواند؟
خواندن یک کتاب معمولاً چقدر طول می‌کشد؟
برای یک کتابخوان حرفه‌ای
مثلاً کتابی که 176 صفحه داشته باشد؟

واقعاً می‌شود؟
بله، می‌شود
بدون تندخوانی؟
بله، بدون تندخوانی
البته به شرط آن‌که...

اصلاً در یک کتاب چه نوشته می‌شود؟
یک کتاب مملوّ از جمله‌هاست
جملاتی که نهاد و گزاره دارند
و واژگانی که به هم پیوند می‌خورند
تا ترکیباتی جدید بسازند
«حرف» کتاب کجاست؟ آن‌چه «می‌خواهد» بگوید؟
واژگان که تازه نیستند
آن‌ها پیوسته تکرار می‌شوند
از کتابی به کتاب دیگر
چه چیزی در یک کتاب تازگی دارد
که ما مبادرت به خواندن آن می‌کنیم؟
چیزی که تکراری نیست
و احساس می‌کنیم که به خواندن آن نیاز داریم؟

به نظرم
کتاب سه خدمت به ما عرضه می‌کند
سه دلیل وجود دارد
برای خواندن یک کتاب

نخستین کاری که کتاب می‌کند...
اصلاً چرا کتاب؟
هر نوشته‌ای
پیوند و ارتباطی میان مفاهیم برقرار می‌کند
نسبت‌هایی
که پیش از این میان مفاهیم وجود نداشت
مهم‌ترین هدف همین است
از نوشتن
این‌که همان نهادهای همیشگی
با گزاره‌های جدیدی پیوند بخورند
گزاره‌هایی که آن‌ها هم تکراری هستند
اما
ارتباط‌ها جدیدند
ارتباطی که قبلاً به ذهن ما هم خطور نمی‌کرد
مثلاً «آب در صد درجه به جوش می‌آید»
آب را می‌شناختیم
نقطه جوش در صد درجه را هم
اما آن‌چه این گزاره به ما می‌دهد
یک «اطلاع» تازه است
«نسبت میان آب و نقطه جوش صد درجه»

ما اگر بخواهیم «متن» را بکاویم
و داده جدید دریافت کنیم
داده‌ها همین «نسبت‌ها» هستند
نسبت‌هایی که میان «مفاهیم» برقرار می‌شوند
جایی هم که مفهومی را نشناسیم
به لغتنامه رجوع می‌کنیم
آن‌جا هم «نسبت‌هایی» وجود دارند
که آن مفهوم را نسبت به سایر مفاهیم نشان می‌دهند

با این نگرش
اگر هدف ما از کتاب خواندن این باشد
بله
می‌شود کتاب را در ده الی بیست دقیقه خواند
زیرا
مگر ارتباطات اصلی و نسبت‌های کلیدی کتاب
آن نسبت‌هایی که تازگی دارند
چند تا هستند
اصلاً چند تا می‌توانند باشند؟!

این کتاب* را خواندم
در زمانی کوتاه
و تمام نسبت‌های مهم میان مفاهیمش را
در این نمودار نشان دادم
حالا خواندن این نمودار چقدر زمان می‌گیرد؟!
بیشتر از بیست دقیقه؟!



نمودار کامل را در این نشانی ببینید

تمام کتاب «می‌خواست» همین نمودار را نشان دهد
این روابط را
این نسبت‌ها را
و نشان دادند
هم کتاب
و هم نمودار فوق
پس خواندن این نمودار با خواندن کتاب برابری می‌کند

پس کتاب چرا بیش از صد صفحه دارد
در حالی‌که نمودار بیش از چند صفحه نیست؟
این‌جاست که دلیل دوم هویدا می‌شود
دلیل دومی که کتاب برای آن نوشته شده است

عبارت‌های کتاب درصدد «اقناع» ما هستند
باورپذیری
ایجاد پذیرش و قبول
این‌که بپذیریم نسبت‌های فوق برقرارند
عبارت‌پردازی‌ها به این هدف صورت می‌گیرند
این‌که یک نسبت
با نهاد و گزاره‌های متعدد توصیف می‌شوند
ارجاعات متعدّد صورت می‌گیرد
با پاورقی‌های فراوان
برای چه؟!
برای این‌که ما در «جریان» حرکتی قرار بگیریم
که ذهن‌مان را آماده پذیرش «نسبت‌ها» نماید
فقط همین
البته که این هم دلیلی منطقی‌ست
برای مطالعه گزاره‌های کتاب
که نمودار، آن را به ما نمی‌دهد

اما دلیل سوم
آن‌چه تا کنون ذکر شد برای تمام کتاب‌ها که نیست
بعضی کتاب‌ها اصلاً نوشته می‌شوند برای لذّت بردن
نه از «نسبت‌ها»
که از اصل ترکیب واژگان
و عبارت‌پردازی‌ها
بعضی کتاب‌ها این‌طورند
می‌خوانیم تا رؤیا ببینیم
تخیّل کنیم
مانند دیدن یک فیلم سینمایی یا شاید یک تصویر نقاشی
این‌جا نه نسبت‌ها به تنهایی کفایت می‌کنند
و نه حتی «جریان»‌ مفاهیم
این‌جا تک‌تک واژگان در کنار هم
یک تابلوی زیبا می‌سازند
و ما
برای تماشای این تابلوست که کتاب را می‌خوانیم
این‌جا تندخوانی اصلاً زیبا نیست
آهسته باید خواند
در این موارد هم نمودار نسبت‌ها مفید نیست
و حرف کتاب را نمی‌گوید

از میان این سه دلیل
من دلیل نخست را برمی‌گزینم
قبل‌ترها شاید...
اما سال‌هاست
فقط برای شنیدن حرف‌های تازه
به نوشته‌ها گوش می‌دهم
و برای همین
سریع می‌خوانم
و به جای دیدن واژگان
و حتی عبارت‌ها
فقط «نسبت‌ها» را مشاهده می‌کنم
نسبت‌هایی که در یک نمودار هم می‌توان نشان داد
و تمام محتوای یک کتاب را
در کمتر از سی دقیقه «دید»
و «فهمید»
من دقیقاً‌ وقتی که کتاب را «نمودار» می‌کنم
می‌توانم بگویم آن را فهمیده‌ام
و الا
وقتی در «جریان ذهنی»‌ نویسنده وارد می‌شوی
قضاوت دشوار می‌شود
معمولاً آن می‌شود که او می‌خواهد
و به نتیجه‌ای که پیش‌بینی شده است
اما نمودار
محاسبه‌ها را بر هم می‌زند
«جریان» را حذف می‌کند
و فقط «نسبت‌ها» را نشان می‌دهد
و قضاوت را صادقانه‌تر می‌نمایاند!

* این کتاب یک کتاب خوب است
و من آن را با اشتیاق و علاقه مطالعه کردم
و اگر در این متن اشاره‌اش کردم
تنها به عنوان یک مثال بود
مثال برای مطلبی که قصد داشتم عرض کنم
و گرنه هر کتاب دیگری نیز می‌توانست به عنوان مثال ذکر شود
و غرض توصیف کتاب خاصّی نبود!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: کتاب 5 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - آموزش دفاع از حرم - خرق ِ عادت - میوه بازی - غربال ِ دغل - 
کتابخوان + پنج شنبه 94 فروردین 13 - 6:42 عصر

جایی در نوجوانی
در کتابی می‌خواندم:
کودک را با شکلات هم که شده کتابخوان کنید
به عنوان تشویق یعنی
لای کتابش شکلات بگذارید!
«کابوک»* می‌خواست با این پیشنهاد
«شیرینی ِ شکلات» را به کتاب پیوند بزند
به روش «بازتاب شرطی پاولف»!**

از خودم پرسیده بودم
خوب یادم هست
همان لحظاتی که آن سطور را می‌خواندم:
چرا به شکلات، کتاب را قیمت دهم؟
نمی‌شود گران‌ترش کرد؟
مثلاً بگوییم به کودکان‌مان:
اگر شکلات نخورید برای‌تان کتاب می‌خرم!

تحلیل ساده‌ای به نظرم رسیده بود:
ارزش را کودک از «جایزه‌ی تشویق» می‌گیرد، نه «مناسبت ِ تشویق»!
یعنی چه؟!

اتفاق عجیبی می‌افتد
آن‌چه بزرگ‌ترها اراده می‌کنند متفاوت می‌شود معمولاً
با آن‌چه کودک می‌فهمد...

از «تعلیق الف به ب» بزرگ چه اراده می‌کند؟
که بگوید «ب ارزشمند است»
که «اگر مسواک بزنی، برایت تبلت می‌خرم»
یعنی «معلّق کردن تبلت به مسواک»
اما کودک چه می‌فهمد؟
که «الف خیلی ارزشمند است که می‌تواند جایزه قرار بگیرد، حتی و قطعاً بیشتر از ب»
که «همه چیز به آن سنجیده می‌شود»
که «معیار برای ارزش‌گذاری سایر چیزهاست»
خیلی درک متفاوتی‌ست، نه؟! :)

گفته بودم اگر خوب درس بخوانید
و رفتارهای خوب داشته باشید
فلان و فلان و فلان‌طور رفتار کنید
می‌برمتان کتاب‌فروشی
و «یک» کتاب می‌توانید انتخاب کنید
تا برای‌تان بخرم
که برای خودتان باشد
برای خود ِ خودتان!

به قول خود عمل کردم
کتاب‌شان را خریدم
کوچک‌ترین‌شان، کتابی که رنگ‌آمیزی داشته باشد
و دو تای دیگر
قصه‌هایی از امامان(ع) برگزیدند
خودشان
و من دخالتی در انتخاب‌شان نداشتم

نظریات نوجوانی خود را می‌آزمایم
و اگر جواب بدهد...
به گمان من اصلاً، کودکان «ارزش» را از همین «تعلیق»های والدین فرا می‌گیرند
این‌که چه چیز را به چه معلّق می‌کنند
حالا...
آیا خوب است بگوییم: «هر سوره قرآن حفظ کنی هزار تومان به تو می‌دهم؟!»
کودک از این تعلیق چه یاد می‌گیرد؟!

* نویسنده آن کتاب (شعبان طاووسی)
** دستاورد آزمایشی که ترشح بزاق دهان سگ را با صدای زنگوله پیوند زده بود
انسان را هم البته به عنوان یک «حیوان»
شرطی‌‌شونده در نظر گرفت!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 149 - فرزند 218 - کتاب 5 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
از فعالیت
به فرزند
در سفر
به فرزند
با نوشتن
به فرزند

دوشنبه 97 خرداد 28

امروز: 1233  بازدید

دیروز: 1046  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه فرهنگ فلسفه خانواده اقتصاد سفر مدرسه کار بازی سند غذا آموزش روحانیت فیلم عراق دشمن ترکیه جوجه آشپزی هنر کتاب خواص انشا خیاطی زینبیه فاصله طبقاتی خودم ارومیه تاریخ نهج‌البلاغه ورزش مهران فارسی طلاق
آشنایی
کتاب - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 38
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
کتابخانه احادیث شیعه
هوای امروز شهر قم
مختصات بازدیدکنندگان


طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد 1870212 بازدید