سفارش تبلیغ
صبا
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

هرکس بسیار به درس و مباحثه علم بپردازد، آنچه را فرا گرفته از یاد نبرد وآنچه را ندانسته فرا گیرد . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - پُر پله - هنوز اسلامی نشدیم - ما شستیم - اِسکاد - شش سال بعد - عاقبت - 
عقل ِ کلامی + دوشنبه 98 اردیبهشت 30 - 5:0 صبح

جدیدا با تفکرات شخصی آشنا شده‌ام که در قم ساکن است به نام "آیت‌الله ..." که هفته‌ای یک بار درمورد موضوعی به نام "قرائتی جدید از مبانی دینی"یا "جواز تعبد به جمیع ادیان و مذاهب الهی و بشری" صحبت می‌کند و نظرات شاذی دارد.
اگر اصوات جلسات ایشان را خواستید گوش کنید در سایت ایشان موجود است.
مخلص نظریه‌ی ایشان چنین است:
پیروان هم? ادیان و مذاهب - اعم از الهی و بشری - بنا به شروطی، مُجاز بلکه واجب است بر همان اعتقادات خود باقی بمانند و در آخرت نیز رستگار شوند.
ایشان حتی کافر یا مشرکی را که با دلیل و برهان کفر یا شرک می‌ورزد را نه تنها معذور بلکه ماجور می‌داند و منظور ایشان کافر یا مشرک قاصر نیست حتی کسی که امروزه در قم بین افراد عالم زندگی می‌کند.
نظر شما پیرامون نظریه‌ی ایشان که در بالا ذکر شد چیست آیا می‌توان پذیرفت؟
ایشان حتی قائل به این است که قرآن 3 جلد است و 2 جلد دیگر آن نزد امام زمان است و ایشان با خود می‌آورد.


ایشان را می‌شناسم
چند کلیپ از فرمایشات‌شان دیده‌ام

اما
این بحث که فرمودید
بحث فقهی نیست
بحث اخلاقی هم نیست
بحث عرفان و فلسفه هم نیست
این بحث کلامی‌ست
اعتقادی

خاصیت بحث اعتقادی چیست؟
عقلی
و فردی
حتی اگر نقل هم باشد
برای هر فرد
با عقل خودش
قابل تقلید نیست
درست است؟

اساساً تقلید در عقاید جایز نیست
مقبول هم
باید که انسان خود بفهمد
و با عقل خود
به قضاوت برسد
براهین را ببیند
ادله را
و تشخیص دهد
نمی‌شود از مرجع یا مجتهدی تقلید کرد:
چون او گفته معاد هست
پس هست!

اگر چه درباره مباحث ایشان می‌شود بحث کرد
ایراد وارد کرد
اما
چه تفاوتی برای افراد می‌کند؟!
شما به عنوان یک انسان
و من
هر کدام
باید ادله را خودمان بررسی کنیم
درباره خودمان
آیا شما یقین کردید که خدا هست؟
بر اساس برهان
و بعد یقین هم کردید که یکی‌ست؟
و پیامبرانی را ارسال کرده است؟
و روزی همه مردگان زنده می‌شوند؟
بهشت و جهنم را اعتقاد دارید؟

خب تمام
دیگر به این مباحث چه کار داریم؟
این‌که دیگری کافر است
یا اهل کتاب
این چه دخلی به ما دارد؟

البته دو جا
در دو جا ربط دارد؛
1. نحوه تعامل ما با غیر مسلمانان
2. تحلیل کلامی اندیشمندان از مسأله

بحث یک در فقه مطرح می‌شود
در احادیث تکلیف ما مشخص شده
ما با کافر حربی می‌جنگیم
از کافر غیرحربی ساکن در بلاد اسلامی جزیه می‌گیریم
با کافر غیرحربی غیرساکن نیز کاری نداریم اصلاً
اهل کتاب هم محترم هستند

بحث دوم نیز
کار متخصصان است
بحث‌های نظری‌ست
فقط برای ردّ براهین کفار
و آوردن براهین اعتقادی
متکلّمین از آن بحث می‌کنند
تا جامعه را از چالش‌های اعتقادی حفظ نمایند

الآن ورود ایشان به این بحث
در کدام دسته جای می‌گیرد؟
آیا ما وظیفه داریم برای خداوند تکلیف تعیین کنیم؟!
آیا پروردگار
به ما مأموریت داده است
تا تعیین کنیم کدام دسته از انسان‌ها به جهنم بروند و کدام دسته به بهشت؟!
یا این را خود تعیین فرموده
در قرآن نیز بیان
در احادیث نیز هست

بحثی که فایده نرساند اتلاف وقت است:
اول بهشتیان می‌آیند یا اول جهنمیان؟
سمت راست انبیاء هستند یا سمت چپ؟
سقر دقیقاً کجای جهنم است؟
چند تا در دارد؟
مردم در صف‌های چندتایی قرار می‌گیرند؟
همه کفار به جهنم می‌روند یا بعضی استثناء می‌شوند؟
آیا ما قرار است کافر شویم
که نگرانیم بعدش بهشت می‌رویم یا نه؟!

بحث این نیست
بحث اتلاف وقت است
سرگرمی‌ست
اهل علم هم گاهی بازی می‌کنند
نه
خیلی
بیشتر از گاهی
بیشتر اوقات بازی می‌کنند
زیرا
حرف‌های بی‌ثمر زیاد دارند
این‌ها فایده نمی‌رساند
بازی با مفاهیم است
بازی با براهین است
بازی با صغری و کبری
چالش ایجاد می‌کند
ذهن‌ها را درگیر می‌کند
و از مهمّات
دور

اینجاست دقیقاً که سوره کافرون نازل می‌شود:
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ، لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ، وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ، وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ، وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ، لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ.

زیرا
بحث و گفتگو فایده نمی‌رساند
و بر بازی ذهنی و سرگرمی فکری و گرفتاری عینی مردم در زندگی می‌افزاید
الآن جامعه اسلامی موضوعات مهم‌تری برای بحث علمی دانشمندان ندارند؟!

موفق باشید

درباره قرآن
ما دلایل نقلی متقن
و قابل اطمینان داریم
و نظر بزرگان و اعاظم فقها هم این بوده
در طول تاریخ
کل فرق مسلمین
قرآن همین است که دست ماست
بعضی درباره تفسیر آن
و شرح و توضیح آن
و اضافاتی که حضرت امیر (ع) بیان فرموده‌اند
یا مکتوب
سخن گفته‌اند
یا نحوه قرائت حروف و کلمات
اعراب یعنی
اما حرفی از قرآن نه کم شده و نه زیاد!

در پناه خدا


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 - روحانیت 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - پُر پله - هنوز اسلامی نشدیم - ما شستیم - اِسکاد - شش سال بعد - عاقبت - 
خلق پول؛ کلاهبرداری و حرام + دوشنبه 97 آذر 19 - 5:0 صبح

این مطلب خیلی مهم است
از خواندن آن خوشحال شدم
بالاخره:

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، متن استفتای جمعی از اقتصاددانان حوزوی از آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در مورد موضوع خلق پول توسط بانک‌ها به این شرح است:

در قدیم و در دوره‌هایی که انواع پول از جمله سکه‌های طلا و نقره در داد و ستدها و معاملات مورد استفاده واقع می‌شد، افرادی به عنوان امین، سپرده‌های سکه‌های طلا را از مردم و سپرده گذاران می‌پذیرفتند. این شبکه سپرده پذیر به تدریج دریافتند که سپرده گذاران، همه و همزمان و برای دریافت تمامی موجودی خویش مراجعه نمی‌کنند، در نتیجه در نزد این شبکه، همیشه مقادیر زیادی پول نقد (سکه طلا و نقره) باقی می‌ماند.

لذا به این فکر افتادند که از این مقادیر باقی مانده، استفاده کرده و به همین منظور با ذخیره مقداری که جوابگوی مراجعان باشد، با مقادیر باقی مانده به متقاضیان، وام می‌پرداختند و از آنها بهره دریافت می‌کردند.

پس از مدتی سپرده گذاران در انجام مبادلات، به جای استفاده از پول نقد (سکه طلا و نقره)، از رسید و حواله آنها که از سوی شبکه سپرده پذیر صادر می‌شد، استفاده می‌کردند و این عمل به شدت به کم شدن مراجعه سپرده گذاران برای دریافت پول نقد و سکه‌هایشان شد و در نتیجه شبکه سپرده پذیر، امکان یافت تا سکه‌های به مراتب بیشتری را وام دهد و درآمد بهره‌ای خود را افزایش دهد.

در مرحله سوم، این شبکه در عوض وام دادن با پول نقد (سکه طلا و نقره)، به وام گیرندگان، رسید و حواله سکه می‌داد و بالمآل با این کار، عملیات وام دهی به مراتب افزون تر و بهره دریافتی به شدت بالاتر رفت. نتیجه چنین اوضاعی این شد که در حالی که کل پول نقد (سکه طلا و نقره) موجود به عنوان مثال یک میلیون عدد بود ولی با رقم سکه‌های در رسیدها و حواله‌ها مجموعا بالغ بر پنج میلیون عدد می‌شد.

این تولید و خلق رسید و حواله سکه، از یک سو ثروت بادآورده‌ای را برای صرفا شبکه سپرده پذیر فراهم ساخت تا با وام دادن و دریافت بهره، هر چه بیشتر به ثروت خویش بیفزایند و از سوی دیگر به جهت افزایش نقدینگی در جریان و افزایش تقاضا، به تورم و کاهش ارزش ثروت دیگران به خصوص مردم فاقد دارایی‌های غیر منقول و با دوام انجامید و به این سبب هم موجب سوق دادن ثروت از عموم جامعه به سوی شبکه سپرده پذیر گردید. در عین حال، این شبکه در وضعیت قدیم همیشه یک محدودیت در برابر خود داشت و آن میزان ذخیره موجودی سکه در نزدشان بود که بایستی پاسخگوی مراجعات احتمالی سپرده گذاران باشد. ضمن آنکه با برگشت رسید و حواله به شبکه سپرده پذیر، از مجموع نقدینگی در اقتصاد کم می‌گردید.

در وضعیت امروزی، بانک‌ها نقش شبکه سپرده پذیر را در اقتصاد دارند و نقش سکه‌های طلا را اسکناس‌های موجود بازی می‌کنند و وظیفه رسیدها و حواله‌ها را سپرده‌های دیداری و جاری ایفا می‌کند.

پس تمام آنچه در قدیم از سوی شبکه سپرده پذیر بر سر جامعه می‌آمد، امروزه توسط بانک‌ها صورت می‌گیرد، ولی یک تفاوت بسیار عجیب و خارق‌العاده، امروز را نسبت به قدیم متفاوت و اسفبار می‌سازد و آن اینکه در قدیم، رسید و حواله سکه، خود سکه محسوب نمی‌گردید بلکه رسید و حواله سکه بود و بایستی همیشه شبکه سپرده پذیر برای مراجعه دارنده رسید، آمادگی و سکه لازم را ذخیره داشته باشد و در صورت برگشت رسید به شبکه، از مجموع نقدینگی اقتصاد کم می‌گردید در حالی که امروزه، سپرده‌های دیداری، خود پول به حساب می‌آیند و لذا با کارت متعلق به آن حساب یا چک یا سایر ابزارها و روش‌های الکترونیک، قابل جابجایی و نقل و انتقال هستند و این بدین معنی است که رسید پول، خود، پول گردیده است. این بدین معنی است که در وضعیت امروزی هیچ برگشتی برای رسیدها وجود ندارد، چرا که خود پول هستند و در نتیجه هیچگاه از مجموع نقدینگی و پول در اقتصاد کاسته نمی‌شود، بلکه مرتب به میزان و حجم آن افزوده می‌گردد.

و عجیب‌تر و جالب‌تر اینکه هیچگاه این پول‌ها (سپرده‌های دیداری) از سیستم یکپارچه بانکی خارج نمی‌شوند بلکه در عین افزایش مرتب و دایمی، فقط از حسابی به حسابی دیگر منتقل می‌شوند.

این دو مساله عجیب در وضعیت امروزی، ابعاد خلق پول و اعتبار را به مراتب و بسیار شدیدتر افزایش داده است و ثروت بادآورده بانک‌ها را به شکلی بسیار گسترده، روزافزون، شتابان و به صورت تصاعد هندسی که حد یقف و انتهایی ندارد، بالا برده است. در این فرایند، هر چه میزان نگهداری پول نقد نزد مردم کمتر شود قدرت خلق پول بانکها افزایش می‌یابد که در  نتیجه با رواج روز افزون بانکداری الکترونیکی (کارت خوان‌ها، خودپردازها و ... ) این امر شدت پیدا می‌کند.

در یک جمع بندی می‌توان گفت بانک به یمن بانک بودن به منزله ماشینی است که پول تزریق شده به اقتصاد و یا پول اعتباری را از طریق سازکار خلق پول به چند برابر پول منتشره اولیه تبدیل می‌کند و این سیکل معیوب و مخرب به شکل تسلسل‌وار همواره ادامه دارد به گونه‌ای که سود نقدینگی ایجاد شده نصیب بانک می‌شود و هزینه‌های متعدد آن دامن گیر اقتصاد و مردم می‌شود. به میزان پول خلق شده تقاضا در بازار برای کالا و خدمات افزوده می‌شود و با توجه به محدودیت عرضه در اقتصاد، این مازاد تقاضا موجب افزایش تورم می‌شود و در نتیجه اولا موجب تداول ثروت بین اغنیا می‌گردد، ثانیا به بی عدالتی در جامعه منجر می‌شود، ثالثا اسباب اخلال به نظام اقتصادی جامعه اسلامی را فراهم می‌سازد و رابعا پیامدها و تبعاتی بر خلاف مصالح جامعه و مسلمانان به بار می‌آورد. با نظر به آنچه که تقدیم گردید، سؤالات زیادی از قبیل موارد زیر برای متدینین مطرح است که آیا عملیات یاد شده:

1.اکل مال به باطل از سوی بانک‌ها نیست؟

2.موجب ضرر و ضرار به جامعه و مسلمانان نیست؟

3. موجب غبن و غرر جامعه و مسلمانان نمی‌شود؟

4. بر خلاف موازین شرع مقدس اسلام نیست؟

5. سبب تقویت زمینه رباخواری در سیستم اقتصادی نمی‌گردد؟

 

پاسخ آیت الله مکارم شیرازی به این شرح است:

با توجه به آنچه مرقوم داشته اید این کار مصداق اکل مال به باطل است زیرا سرمایه ای وجود ندارد که آنها به وسیله آن معامله می کنند و از سوی دیگر باعث تورم و ضرر و زیان جامعه است و در مجموع بی شباهت به یک نوع کلاهبرداری نمی باشد که آن هم حرام است و اگر روزی سپرده گذاران بخواهند سپرده خود را بگیرند آن بانک مسلما ورشکست خواهد شد؛ چون چند برابر موجودی مصرف کرده است.

ولی
دیر نیست؟!
وقت نگذشته است؟!
مال حرام جامعه را فاسد نکرده؟!
ظلم پدید نیاورده؟!
فقر را گسترش نداده؟!

روش حضور مرجعیّت در نظام اسلامی اشکال دارد
انتظاری‌ست
منفعل
پسیو
آیا باید منتظر باشیم تا استفتائی صورت پذیرد؟!
حالا اگر نپذیرد؟!
یا دیر بپذیرد؟!
این مسأله را باید حل کنیم
مراجع باید حضور جدّی‌تری در جامعه داشته باشند
نباید منتظر باشند
باید فعال باشند
آن‌ها مطالبه اطلاعات کنند
گزارش بخواهند از مسئولین امر
و بر اساس آن
به موقع فتوا دهند

و بعد؛
فتوا کافی نیست
پی‌گیری می‌خواهد
این فتوا بایگانی می‌گردد
فراموش می‌شود
پی‌گیری اگر نباشد
باید مردم حسّاس شوند
آگاه گردند
دفاتر مراجع
شاگردان ایشان
باید از نظر فقهی مرجع دفاع نمایند
ترویج
مردم به نماینده‌ای رأی دهند
برای مجلس
که متعهد شود این فتواها را عملی سازد
با رأی‌هایی که در مجلس شورا می‌دهد
مکانیزم عمل همین است
مکانیزم حل مشکلات

به امید آن روز!

پ.ن. درباره خلق پول قبلاً این‌جا نوشته بودم!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: روحانیت 17 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - پُر پله - هنوز اسلامی نشدیم - ما شستیم - اِسکاد - شش سال بعد - عاقبت - 
تحوّل + چهارشنبه 97 آبان 9 - 4:16 عصر

پشت فرمان نشسته بودم
منتظر تا بچه‌ها سوار شوند
نگاهم به داشبورد و فرمان و متعلّقات آن افتاد
پرسشی به نظرم رسید:
«از کجا شروع شد تا به این‌جا رسید؟»

به سایت شرکتش سر زدم
از اولین خودرویی که تولید کرد
تا آخرین
در این تصویر چیدم



چقدر تفاوت؟!
شگفت‌آور
روز اول گاری بود
روز آخر فضاپیما
فاصله از کجا تا به کجا؟!

تغییر این‌طور است
تغییر لازم است
فاصله شیخ طوسی و سیدمرتضی تا شیخ مفید بیشتر از پنجاه سال نیست
اولین کتاب اصول فقه را می‌نویسد
در میان فقهای شیعه
از آن روز تا کنون
بارها و بارها
تحوّل حادث شده
حوزه‌ها
علوم حوزوی
بارها رشد و ارتقا یافته
آخوند خراسانی
110 سال پیش
چه تحوّل شگرفی در علم اصول فقه پدید آورده
اما از آن روز تا کنون...

هنوز هم طلبه‌ها باید کفایه بخوانند
متن آن را از بر شوند
و فقهای ما محشّین آن باشند
وقت تحوّل نرسیده؟!
بعد از 110 سال؟!
نباید تکانی به آن داد؟!
چرا هنوز حتی نظریّات 40 سال پیش شهید صدر هم
جایی در حوزه باز نکرده
و مبنای آموزش قرار نگرفته؟!

انقلاب اسلامی موضوعات جدیدی را روبه‌روی حوزه‌ها قرار داده
و حوزه...

من نمی‌دانم چه دست‌هایی پشت پرده است
ولی این کلام حضرت آقا را یادم هست:
«عرض من همیشه این بوده و هست - قبلاً هم در جلسات متعدد با فضلای حوزه این را مطرح کرده‌ایم - که تحول و دگرگونی یک امر قهری است؛ پیش می‌آید... منتها این تحول و تغییر را یا مدیریت میکنیم، آن را هدایت میکنیم، یا نه، رها میکنیم. اگر رها کردیم، باخته‌ایم. بزرگان حوزه، مراجع تقلید، اندیشمندان، دانشمندان و فضلا باید دامنها را به کمر بزنند، همت کنند، این تحول را برنامه‌ریزی کنند، هدایت کنند، مدیریت کنند.» (29 مهر 1389)

و این عبارات از نامه حضرت امام (ره):
«خون دلی که پدرپیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است... راستی اتهام آمریکائی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرامها و حرام کردن حلالها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی از چه کسی صادر می شود؟ از آدمهای لامذهب و یا از مقدس نماهای متحجر و بی شعور؟ فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به مسخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعنها و کنایه ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ کار عوام یا خواص، خواص از چه گروهی از بظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه ها است... اگر بر فرض محال حاکمیت ِ فکری از آن روحانی‌نماها و متحجرین گردد روحانیت انقلابی جواب خدا و مردم را چه می دهد؟!» (3 اسفند 1367)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: روحانیت 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - پُر پله - هنوز اسلامی نشدیم - ما شستیم - اِسکاد - شش سال بعد - عاقبت - 
گره + یکشنبه 97 آبان 6 - 4:48 عصر

درباره نامه رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
و بازتاب‌های آن
فقط چند کلمه:

مؤمن دین خود را به اشخاص گره نمی‌زند
راه را باید بر مبنای سیره اهل بیت (ع) تشخیص داد
چه بسا مرجع تقلیدی هم خطا کند
نهی از منکر واجب شرعی‌ست
چه این آقا و چه آن آقا
رفتارشان را باید با مبنای اعتقادات اسلامی قضاوت کرد
این‌که کدام دارد آب به آسیب دشمن خدا و دین خدا می‌ریزد
این را باید فهمید
آن‌گاه درک مسأله آسان می‌گردد
اکنون
همین لحظه
دشمن خدا رفتار کدام را بیشتر پسندیده
این آقا یا آن آقا
این معیار و ملاک است
عنوان و مقام را
اگر تاریخ بخوانیم
می‌بینیم که چه بسیار خلاف آن واقع شده
حضرت امیر (ع) از جاهل متنسّک در رنج بودند
آن‌که دین خود را به اشخاص گره بزند
اشخاصی که احتمال خطا در آن‌ها هست
این گرفتار می‌شود
معیار «دین» است
اشخاص تا زمانی که در مسیر دین هستند محترمند
گاهی انحراف خیلی واضح‌تر از آن است که نیاز به تحقیق و پژوهش داشته باشد
هر رهگذری می‌فهمد
والسلام


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: روحانیت 17 - خواص 12 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - پُر پله - هنوز اسلامی نشدیم - ما شستیم - اِسکاد - شش سال بعد - عاقبت - 
دزدان قانونی + جمعه 97 شهریور 23 - 5:0 صبح

قبلاً گفته بودم
درباره کلاه گشادی که سر ما گذاشتند
بانک‌دارها

اصلاً مگر دزدی از این آشکارتر هم می‌شود؟!
با خَلق پول
با ربا
این دیگر چه مصیبتی‌ست که گریبان ما را گرفته؟!

اول انقلاب بود
خُب نمی‌دانستیم
متوجه نبودند انقلابیون
بانک را نمی‌شناختند
ساختار درونی آن را
و کارکرد بیرونی‌اش

...
[دانلود فیلم]

امروز اما
اکنون که آشکار شده
سکوت چرا؟!
مگر می‌شود؟!
مگر داریم؟!
مگر علما و فضلای ما...

درس خارج فقه آیةالله نوری همدانی
درس بیع
بحث بانک طرح می‌شود
نوارش را گوش می‌کردم
خدا خیرشان بدهد
چقدر صریح موضع گرفته‌اند
و روشن
این‌که معاملات امروزی بانک‌ها ربا و حرام است!

چندی پیش
با یکی از دوستان طلبه
حضوری خدمت ایشان رسیدیم
بحث اقتصاد و بانک
درد است
این‌که یک مرجع شیعه
در حوزه علمیه قم
این‌طور بفرماید
آن‌چه خودم از زبان ایشان شنیدم را می‌نویسم:
«صدای ما که به جایی نرسیده است، بلکه شما بتوانید کاری بکنید!»
یک جلد از کتاب‌شان را هم هدیه‌مان کردند
آن‌چه درباره ربا نوشته‌اند

دست‌های سرمایه‌داران رباخوار مگر چقدر قدرتمند است
که نظرات صریح مراجع را نمی‌گذارد به تحقق برسد
بله
ساختمان‌های مرتفع
و پول‌های کثیف
و ملیّت کانادایی
و ...
این‌ها اقتصاد ما را فاسد کرده است
پول نجس و حرامی که در جامعه‌مان گردش دارد!

در مجلس خبرگان قانون اساسی
استاد حسینی (ره)
خاطره‌ای نقل می‌کنند
درباره «قانون بانک‌داری بدون ربا»
با دکتر عضدی
شنیدنی‌ست:

...
[دانلود فیلم]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: روحانیت 17 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - پُر پله - هنوز اسلامی نشدیم - ما شستیم - اِسکاد - شش سال بعد - عاقبت - 
فقیه ِ صدر ِ اعظم + چهارشنبه 97 شهریور 21 - 5:0 صبح

علم فقه مسلمانان
حاوی است
مر جمیع حقوق منزلیّه
و حقوق بلدیّه
و حقوق دُولیّه را

پس می‌باید شخصی که متوغّل در علم فقه شود
لائق آن باشد
که صدراعظم ملکی شود
یا سفیرکبیر دولتی گردد

و حال آن‌که
ما
فقهای خود را می‌بینیم
بعد از تعلیم این علم
از اداره خانه خود عاجز هستند
بلکه بعضی‌ها
بلاهت را
فخر خود می‌شمارند!

و علم اصول
عبارت است از فلسفه شریعت
یعنی
Philosophy of law

که در آن علم
حقیقت
صحت
و فساد
و منفعت
و مضرّت
و علل تشریع احکام
بیان می‌شود

و البته یک شخص که این علم را بخواند
می‌بایست
که قادر شود بر وضع قوانین
و اجرای مدنیّت
در عالم

و حال آن‌که می‌بینیم
که خوانندگان این علم
در مسلمانان
محروم هستند از دانستن فوائد قوانین
و قواعد مدنیّت
و اصلاح عالم

چون حال این علما معلوم شد
می‌توانیم بگوییم
که علمای ما در این زمان
مانند فتیله بسیار باریکی هستند
که بر سر او یک شعله بسیار خردی بوده باشد
که
نه اطراف خود را روشنی می‌دهد
و نه دیگران را
نور می‌بخشد

عالِم حقیقتاً نور است
اگر عالم باشد

پس اگر عالم عالم است
می‌بایست که بر همه عالَم نور بپاشد
و اگر
بر همه عالم نور او نرسد
اقلاً می‌باید
که قطر خود را
و یا
شهر خود را
و یا
قریه خود را
و یا
خانه خود را
منوّر سازد

و این چه عالمی است که خانه خود را هم منوّر نمی‌کند؟

منبع: جمال‌الدین حسینی، مسائلی درباره تعلیم و تربیت، نگارش یافته در 130 سال پیش

سؤال این بوده
در ذهن من
چطور شده که دویست سال پیش
تمام قلمرو اسلام زیر چکمه کفّار اروپایی رفته
اسلامی که دعوی جهانی داشته
و قدرت جهانی
و قلمرو جهانی
و مقبولیت عامّه
و شجاعت و ایثار مؤمنانه
و فقه عمیق و مدقّانه
پاسخ را در کلام قدما جستجو می‌کردم
که به این کلام سید رسیدم
و متوجه شباهت عجیب آن با عصر خویش گشتم!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: روحانیت 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - پُر پله - هنوز اسلامی نشدیم - ما شستیم - اِسکاد - شش سال بعد - عاقبت - 
نمودار فقهای شیعه + سه شنبه 97 تیر 26 - 5:0 صبح

مشغول پژوهش
به دسته‌بندی خوبی دست یافتم
به شکل نمودار در آوردم
برای استفاده شخصی
با ذکر منبع
این‌جا هم باشد
به کار می‌آید

فقهای عظام شیعه از قرن دوم هجری تا کنون:



[نمایش نمودار بزرگ و کامل]

متکلمین شیعه از قرن دوم تا کنون:



[نمایش نمودار بزرگ و کامل]

مفسّران شیعه از ابتدا تا کنون:



[نمایش نمودار بزرگ و کامل]

کتاب‌های فقهی شیعه از قرن دوم تا کنون:



[نمایش نمودار بزرگ و کامل]

مراجع تقلید شیعه:



[نمایش نمودار بزرگ و کامل]

ملتمس دعا!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: روحانیت 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - پُر پله - هنوز اسلامی نشدیم - ما شستیم - اِسکاد - شش سال بعد - عاقبت - 
حمایت ِ صنفی + چهارشنبه 97 تیر 20 - 5:0 صبح

نهی از منکر برای چیست؟
برای حذف منکر
که منکر نباشد
که ترک کند
که دیگر تکرار نکند
وگرنه اگر «تعمیق» منکر باشد
این‌که منکرهای بدتر روی دهد
که دیگر نهی از منکر نیست!

سه‌شنبه‌بازار
با بچه‌ها
در حال خرید میوه
صدای بلندی آمد
مردی سر شیخی فریاد می‌کشید
حرف‌های ناروا
شیخ هم
روحانی محترم هم داد می‌زد
قضیه روشن شد
آخوند می‌گفت: چرا زنت را این‌طور بیرون آورده‌ای
مرد: من اصلاً به خدایی که تو می‌گی اعتقاد ندارم!
و هزار حرف ناروای دیگر
و بی‌ادبی به اهل بیت (ع)
نزدیک دعوا بود
ولی فیزیکی نشد
در حدّ فحاشی
به تمام مقدّسات
و ما از دور
فاصله صد متری شاید
فریاد را شنیدیم

تمام شد
سریع رفت
آن‌که فحاشی می‌کرد
و پیرمردی
سمت من آمد:
- شما چرا حمایت نکردی؟ از هم‌لباسی خودت؟! من خودم طلبه سال 62 هستم!

عذرخواستم و رفت
و با خود فکر کردم
آیا باید به خاطر هم‌صنف بودن مداخله می‌کردم؟!
از کاری که آن را نادرست می‌دانم؟!

من بارها برخورد کرده‌ام
نهی از منکر هم
بارها در همین صفائیه
و خیابان ارم هم
ولی نه در جلوی همسرش
در خلوت
مرد را صدا می‌کنم:
آقا یک لحظه تشریف بیاورید!
وقتی از زنش جدا شد
آرام در گوشش:
وضعیت خانم شما مناسب نیست، لطفاً اصلاح بفرمایید.
و تمام
و خداحافظ
و دست هم می‌دهم با بنده خدا
که واقعاً او را بنده‌ای از بندگان خدا می‌دانم
اشتباه کرده
بله
قطعاً
ولی نباید که تشجیعش کنم
به غیرت نمی‌آید
هر مردی که جلوی زنش بی‌غیرتش بخوانی؟!
مرد این طور است
می‌خواهد جلوی زن و فرزند قوی باشد
ضعیف نمی‌خواهد
وقتی جلوی همسرش نهی از منکر کنی
احساس تکلیف می‌کند
تکلیفی غریزی
تا زمینت نزند ول نمی‌کند
تا تحقیر نشود
انسان این است
ضعیف

من این روش را مؤثر نیافتم
روش نهی از منکر مقابل چشم دیگران
به لج‌بازی می‌افکند
اثر نمی‌گذارد
و مگر در نهی از منکر «احتمال اثر» شرط نیست؟!

تجربه دوران دبیرستان است
وقتی در بسیج بودم
آن‌چه دیدم
حرف و سخن بسیار
ولی یک چیز را مطمئن هستم:
من به خاطر هم‌لباس بودن از کسی حمایت نمی‌کنم
حمایت باید از حق باشد
نه از صنف
اشتباه اشتباه است
از هر کسی که سر بزند!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: روحانیت 17 - فرهنگ 74 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - پُر پله - هنوز اسلامی نشدیم - ما شستیم - اِسکاد - شش سال بعد - عاقبت - 
نقاشی ِ من + یکشنبه 96 اسفند 27 - 10:0 صبح

قبلاً اشاره کرده بودم
این‌جا
و این‌جا
طلبه بودن آثاری دارد
و تفاوت‌هایی پدید می‌آورد
آثاری بر فرزندان
کودکانت تو را متفاوت می‌بینند
طبیعی هم هست

سیدمرتضی دوباره نقاشی کشیده است



وقتی نگاه متفاوت باشد
تأثیر متفاوت می‌شود
پدری که یک اشتباه می‌کند
آدم است
کودکی که اکنون بزرگ شده
عداوتی هم اگر پیدا کرده
با پدر است
با طیفی از انسان‌ها نیست
با تمامی نجّارها نیست مثلاً
حتی اگر پدرش نجّار باشد

اما روحانی
لباس روحانیّت
اثر شگفتی می‌گذارد
آن همین است
این‌جا عداوت با پدر نیست فقط
با اسلام می‌شود
با روحانیت
با دینداری
با دینداران
با متدیّنین لج می‌افتد
اصلاً رابطه‌اش با دین خراب می‌شود

به نظرم همین است که فرزندان بعضی از بزرگان را ناصالح می‌کرده
بر اساس خبرهایی که به عصر ما رسیده
همین است که مسئولیت را سنگین‌تر می‌کند
خیلی سنگین‌تر
نماینده دین می‌شود دیگر
بد و خوبش سرایت می‌کند!

امام صادق (ع): «یا مَعْشَر الشِّیعَةِ إنَّکمْ قَدْ نُسِبْتُمْ إلَینا کونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکونُوا عَلَیْنا شَیْناً» (مشکاةالانوار، ص67)
ای شیعیان، شما به ما منسوب هستید، پس مایه زینت ما باشید نه مایه آبروریزی ما.


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 358 - روحانیت 17 - سید مرتضی 152 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - پُر پله - هنوز اسلامی نشدیم - ما شستیم - اِسکاد - شش سال بعد - عاقبت - 
اصلاح ِ سران + یکشنبه 96 دی 17 - 9:49 عصر

معمولاً موهای بچه‌ها را خودم کوتاه می‌کنم
اگر نگویم همیشه
ماشین کردن که کاری ندارد
رفتن تا آرایشگاه هم نمی‌خواهد

سال 1384 خریدم
دسته دوم
از مغازه‌ای سر باجک
خیابان 19 دی
امسال برای اولین بار بردم تعمیر
شکایت بچه‌ها بود از این‌که موهایمان گیر می‌کند

امروز صبح که رفتم بازپس بگیرم
24 هزار تومان را که به تعمیرکار پرداخت کردم
در مسیر بازگشت
به نظرم رسید پارچه‌ای هم برای اصلاح تهیه کنم
پارچه شمعی
با این دلیل
پارچه‌ای که داشتیم کوچک شده
کوچک که نه
بچه‌ها بزرگ شده‌اند در حقیقت
وقتش رسیده...

زیرزمین پاساژ موسی بن جعفر (ع)
وارد مغازه شدیم
من و سیداحمد
سیده‌مریم و سیدمرتضی مدرسه بودند
مردی در حال خرید پارچه
از پارچه شمعی پرسیدم
بزاز گفت:
برای چه می‌خواهید؟! خبری شده؟! این آقا هم همین الآن ده متر پارچه شمعی خریده!
عرض کردم: خیر، برای اصلاح سر بچه‌ها...

دقیقاً همین‌جا بود که آن گفتگوی عجیب آغاز شد
زخمی که سر باز کرد
به نظرم جایش بود
وقتش هم بود
مردم مگر چقدر طاقت دارند؟!
حرفشان را با ما نزنند به که بگویند؟!

بزاز:
این آقا آرایشگر است
پارچه شمعی می‌خواهد برای آرایشگاهش
شما چرا در خانه موی بچه‌ها را می‌زنی
چرا با این کار نان این آقا را آجر می‌کنی؟!
- خب، گران می‌گیرند
یک ماشین کردن سر بچه هفت هزار تومن؟!
بزاز:
خب خرج کنید، پول‌ها را نگه می‌دارید برای سفر اروپا؟!
به مردم می‌گویید مریض شدند بروند خودشان را به پنجره فولاد ببندند
بعد خودتان برای معالجه می‌روید هانوفر آلمان؟!

سریع فهمیدم منظورش چیست
پاسخ بخش اول کلامش را این‌طور دادم:
بزرگان ما بنده ندیده‌ام بگویند دکتر نروید و فقط دعا کنید
بر عکس
امام خمینی (ره) که خودشان اجازه دادند در بیمارستان بستری شوند
پنجره فولاد هم مربوط به کسانی‌ست که دکترها از درمان‌شان ناامید شده‌اند
آن‌وقت است که به نذر و توسّل توصیه می‌شود

بنده خدا قانع شد ظاهراً
ادامه نداد
پارچه را متر کرد و داد
متری شش هزار تومان
گفت اگر خواستی زولبیا هم درست کنی
قنّادها از همین پارچه قیف می‌سازند
چون ضد آب است
اضافه همین را استفاده کن!

یک متر و نیم خریدم
خداحافظی کردم و خارج شدم
اما حرفی که زد از ذهنم خارج نشد
درونم آتشی برپا شد:
آخر چرا؟!
با کدام پول؟!
روزی که طلبه شد چنین ثروتی داشت؟!
هزینه رفت و آمد از ایران تا آلمان چقدر است؟!
هزینه اقامت در بیمارستان چقدر؟!
با پول شخصی بوده یا بیت‌المال؟!
آن یکی آقا که برای معالجه به لندن رفته بود چه؟!
از وجوهات استفاده کرده بود؟!
یعنی اگر یک طلبه معمولی هم بیمار شود
همین بیماری را اصلاً بگیرد
و حتی بدتر از این
آیا او هم می‌تواند برای معالجه برود خدمت دکتر سمیعی برسد؟!
آیا این درمان در اختیار همگان هست؟!
آیا انقلاب برای مستضعفان نبود؟!
آیا انقلاب برای مستضعفان هست؟!
آیا مردم حق دارند دلگیر شوند؟!
آیا انقلابی‌ها حق ندارند ناراحت باشند؟!



در میان خرابه‌های خیابان ارم قدم می‌زدیم
خیابانی که کنده‌اند و دارند بازسازی می‌کنند
جلوی پاساژی که در آن این گفتگو رخ داد
ذهنم مشغول
درگیر یعنی
یاد خاطره‌ای از رهبر انقلاب افتادم
جایی که در ردّ پیشنهاد پزشکان فرمودند:
«در ایران معلولین مثل من زیاد هستند. اگر همه آن‌ها آمدند، من هم می‌آیم»
زندگی مسئولین نباید در حدّ أضعف ملّت باشد؟!
قرار ما این بود؟!
آیا قرار ما این بود؟!
مگر داد ما از طاغوت چه بود؟!
آیا قرار ما این بود؟!
گویا به جای اصلاح ِ سر
باید در فکر اصلاح ِ سران باشیم

دلم شکسته
اشکم را نگذاشتم سرازیر شود
در خود فرو رفته
نجواکنان
در نطقی باطنی:
من یک روزی تقریرات اصول ایشان را می‌خواندم
درس خارج ایشان شرکت می‌کردم
آیا قرار ما این بود؟!
نمی‌توانم بهانه رئیس دفتر ایشان را هم بپذیرم
در کتم نمی‌رود
هر چقدر که فکر می‌کنم
هیچ پاسخی ندارم
همین یک جمله است که مدام در ذهنم تکرار می‌شود:
«آیا قرار ما این بود؟!»

پ.ن.
سر بچه من که اصلاح شد
با استفاده از پیش‌بندی که دوختم
با پارچه‌ای که خریدم
به خواست خودش
از ته زدم
تراشیدم
ماشین کردم یعنی! :)
می‌ماند سران
آن را چطور اصلاح کنیم؟!



برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 228 - فرزند 358 - روحانیت 17 - خواص 12 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

   1   2      >
فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
به فرزند
از فعالیت
به فرزند
با نوشتن
در سفر
به فرزند

دوشنبه 98 مرداد 28

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب دشمن جوجه خیاطی انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
روحانیت - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید