سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

[ و ابن جریر طبرى در تاریخ خود از عبد الرحمن پسر ابى لیلى فقیه روایت کرده است ، و عبد الرحمن از آنان بود که با پسر اشعث براى جنگ با حجاج برون شد . عبد الرحمن در جمله سخنان خود در برانگیختن مردم به جهاد گفت : روزى که با مردم شام دیدار کردیم ، شنیدم على ( ع ) مى‏فرمود : ] اى مؤمنان آن که بیند ستمى مى‏رانند یا مردم را به منکرى مى‏خوانند و او به دل خود آن را نپسندد ، سالم مانده و گناه نورزیده ، و آن که آن را به زبان انکار کرد ، مزد یافت و از آن که به دل انکار کرد برتر است ، و آن که با شمشیر به انکار برخاست تا کلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد ، او کسى است که راه رستگارى را یافت و بر آن ایستاد ، و نور یقین در دلش تافت . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  چلوخانه - تأمین امام جماعت 2 - پرندگان ِ پارک ِ شهر - کارسازی - دزد اصلی بانک مرکزیست - 
در حجره می زیَم + سه شنبه 90 خرداد 24 - 10:36 صبح

دیدمش که ندیده بودم مدتی
سؤال که کجایی؟ پردیسان نمی‌آیی؟
«رفته‌‌ام، دو هفته است»
می‌گفت:
«آن روزها که تازه ازدواج کرده بودم
در همین خیابان صفائیه
کوچه بیگدلی خانه‌ای اجاره کردم
همین کوچه سوپر بختیاری...»
ماهی 90 تومان اجاره می‌داد و پدرش ناراحت
«پدرم می‌‌گفت: خانه پردیسان را برای تو و برادرت ساختم، رفته‌ای کرایه می‌دهی؟»
از ناراحتی پدر
چند ماهی از اجاره گذشته
خانه را تحویل داد و آمد این‌جا ساکن شد
- حالا کجایی؟
«حجره گرفته‌ام، دو هفته است»
می‌گفت دیده که دیگر زن و فرزند که ندارد
این خانه فراخ دیگر ز چه رو؟
از دوریِ حرم گلایه می‌کرد
«آمده‌ام نزدیک حرم
تمام کلاس‌های درس دیگر نزدیک است
پیاده می‌روم و پیاده می‌آیم»

- ماشین داشتی که!
«به زحمتش نمی‌ارزید
و به هزینه‌اش البته
حالا که سکه گران شده
من هم در حال پرداخت مهریه هستم
ماهی 120 تومان شهریه می‌گیرم
150 تومان در ماه برای مهریه که سه ماه یک سکه بشود
و 120 تومان نفقه فرزندان
و البته هنوز هم 100 تومان نفقه زوجه
تا عده تمام شود و این آخری حذف گردد!»
- ماشین را چه کردی؟
«همه چیز را رها کردم
خودرو هم که از اول مالِ پدر بود
به ایشان بازگرداندم
خانه و زندگی را هم
و با یک کیف و یک ساک دستی کوچک
آمدم به حجره
پس از شش سال»
خیلی خوشحال بود که فرصتش زیاد شده است
وقتش برکت پیدا کرده و بیشتر می‌تواند به درس برسد
«پس از شش سال، بازگشت به حجره خیلی زیباست
تلویزیون ندارم که وقتم را جارو کند
نه ساختمان پزشکان و نه توطئه فامیلی
هیچ فیلم یا سریالی...!
اینترنت هم ندارم
گهگداری مگر از دوستان قرض کنم، فقط برای کارهای ضروری!
تازه همه درس‌ها را که بخوانم
به کارهایم هم برسم
کلّی وقت اضافه می‌آورم...
انسان فرصت عبادت، یا حداقل تفکر در خلقت و آفرینش، هم بیشتر پیدا می‌کند اساساً»

تنها کلامی که توانستم بگویم:
«خوش به سعادت انسانی که بتواند حقیقتاً عمر خود را صرف خدمت به دین نماید
و از اتلاف‌کنندگان وقت بپرهیزد، بادا که خداوند ما را چنین قرار دهد»

امروز «دزدانِ وقت» بسیار شده‌اند!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
<< مطلب بعدی: کارسازی
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

شنبه 99 تیر 14

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر فرهنگ آشپزی فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی خواص هنر دشمن خیاطی فیلم کتاب جوجه انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
در حجره می زیَم - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 40
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید