سفارش تبلیغ
مرکز داده تبیان
عجب اصلی! - شاید سخن حق
  شاید سخن حق  

ثمره دانش، پرستش است . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌ها جدیدترین فعالیت‌ها سفرنامه اسلامی پی‌گیری یک پرونده خانوادگی
شیوه سیدجمال در جنگ نرم
سیاحت ِ زمستانه
اصول فقه حکومتی؛ جوادی آملی
راز مکعب روبیک و نرم افزار آن
گلهای بهاری ِ پاییزی

[بیشتر]

رهبری و بیداری اسلامی
متن کامل مقاله مان
تشکیلات سازمان ملل
ابزار یافتن IPهای ایرانی
طرحی برای جهاد اقتصادی

[بیشتر]

دیدار با سیستانی
بیت حکیم
شافعیهای نقشبندیه
انفجار ریل قطار
از فلوجه و رمادی تا دمشق

[بیشتر]

باز هم دادگاه
مرافقت بعد از طلاق
اجرت المثل!
پیامک دیرهنگام
پدرپرست!

[بیشتر]


در صفحه نخست میخوانید:   نقشه طلاق -  شبیه آگهی ازدواج -  حکم ِ جلب -  همایش فقه حکومتی -  الماس‌های آب ِ شار -  قدرت پنجمین نسخه HTML
عجب اصلی! یکشنبه 12 دی 89 - 9:44 عصر

- تو که باز هم اینجایی! دادگاه چه می‌کنی برادر؟!
حکم طلاق را گرفته بود
دیگر نباید پایش به دادگاه باز می‌شد
تعجبم از همین بود
«اعتراض زده‌اند به حکم طلاق
برای دادگاه تجدیدنظر آمده‌ام»
- اعتراض برای حکم طلاق؟!
«دردشان پول است!»


حکم طلاق را دیده بودم
در پست قبلی وبلاگ هم گذاشتم
قاضی از زوجه پرسیده بود
در باب اجرت‌المثل
و زوجه گفت «قصد مزد» نداشته برای کار در منزل
خب البته اگر هم ادعا می‌کرد
باید اثبات می‌نمود
که از ابتدای زندگی مشترک
قصد دریافت دستمزد داشته است
برای هر کاری که در منزل انجام داده
قاضی هم در حکم
اجرت‌المثل را صفر کرد
و به جای آن
برای خالی نبودن عریضه (!)
یک میلیون تومان نحله در نظر گرفت
حالا زوجه مدعی اجرت شده


- ادعایش چیست؟ یعنی چطور اثبات می‌کند؟
«تو که پدرش را می‌شناسی»
- دوباره فتوا داده یا تئوری ساخته؟!
«نه... بدتر از آن... یک اصل فقهی تأسیس کرده!»
نشانم داد:

خنده‌ام گرفت
گفتم: اندک فقه‌خوانده‌ای هم بیابی
این را می‌داند که مبنای اصل در این امور عرف است
که او هم به عرف خواسته استناد نماید
ولی عرف که این را نمی‌گوید...
یعنی پدرزنت نمی‌داند «کلّ شیءٍ بحسبه»
اگر این خانم از مادر خودش هم می‌پرسید
به سادگی می‌یافت:
«کار زنان در منزل در عرف جامعه ایران به قصد تبرّع است»
دهانش را کج کرد و در حالی که رویش را برمی‌گرداند، با صدایی آرام گفت:
«چرا مادرش... خودش هم می‌داند
ولی دعوا سر پول است»
گفتم: برادر این هیچ... آن جوک آخر خیلی جالب است
«کدام جمله؟»
- این‌که قصد اجرت یا قصد تبرّع قابل کشف نیست
مگر به سوگند خوردن زوجه! :)


گفتم: ولی تو که به او کاری حواله نکردی
مگر نگفته بودی حتی آب نخواستم بیاورد!
بارها گفته بود
از باب ارادتی که به امام(ره) داشت
و شنیده بود ایشان از همسرش
کار خانه نخواست، حتی یک لیوان آب
گوشت و مرغ را خودش پاک می‌کرده
پرده سالن را خودش خریده و دوخته
و پرده اوپن آشپزخانه را
غذا هم می‌پخته گاهی...
می‌گفت در همین مسیر گام برداشت به نیّت امام(ره)
کار خانه از او نخواست هیچوقت
همین بود که ظرف‌ها تا دو سه روز در ظرفشویی
جاروبرقی ماهی یک‌بار
و ...
البته ماهی یک‌بار هم کارگر می‌آمد خانه کار می‌کرد
همان پیرزنی که دخترش را برای پدرش در نظر داشت زوجه!
گفتم: تو که دستوری ندادی؟
«دستور را به توقع تبدیل کرده
و اصرار دارد که بنده در دلم توقع داشته‌ام
اگر چه به زبان نیاورده باشم»
این هم در بخشی از لایحه زوجه بود:

گفتم: برادر! انگار فکر همه‌ جای کار را کرده‌اند
«خُب، هم وکیل خوبی دارند،
هم تئوری‌ساز ِ توهّم‌ساز شگفتی!»


- چه بگویم...؟! این‌جا جمله‌ای لازم است که «کره زمین» را شامل می‌شود
جایش هم نوشتن در وبلاگ نیست!
گفتم: یک میلیون نحله دیگر تنها نیست، چند میلیون اجرت هم در کنار خود دارد...
حرفم را قطع کرد:
«این دو نیز تنها نیستند...
اعلام کرده نفقه یک سال را هم می‌خواهد
مدعی است اصلاً ناشزه نبوده که!»
این تکه آخر را با خنده گفت
من هم خنده‌ام گرفت
خنده در حدّ ترکیدن... تو بگو «تیم ملّی»
چند دقیقه فقط می‌خندیدیم... واقعاً هم خنده داشت! :)


خدا رحمت کند مادران و مادربزرگان ما را... چقدر «زن» بودند!
آدم امروز است که ارزش و قدر و منزلت آنان را درک می‌کند
وقتی این خبرها را می‌شنود، خدا همه‌شان را رحمت کناد...!


پ.ن. به قانون مدنی مراجعه کردم
شگفتا که ماده مذکور این‌چنین بود:
«ماده 337 - شخص کور میتواند خرید و فروش نماید مشروط براینکه شخصا بطریقی غیرازمعاینه یابوسیله کس دیگرولوطرف معامله جهل خودرامرتفع نماید.»
ولی خُب یک ماده عقب‌تر این را دیدم:
«ماده 336 - هرگاه برحسب امردیگری اقدام بعملی نمایدکه عرفابرای آن عمل اجرتی بوده ویاآن شخص عادتامهیای آن عمل باشدعامل مستحق اجرت خود خواهدبودمگراینکه معلوم شودکه قصد تبرع داشته است.»
:)


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ()

بایگانی وبلاگ:   فرزندانم -  سفرنامه خاورمیانه اسلامی -  فعالیت‏ها -  حکایت دعوایی عجیب -  نوشته‌ها
از فعالیت در سفر با نوشتن
پیام رهبری برای نهضت بیداری اسلامی
متن کامل مقاله مان
نمودار تشکیلاتی سازمان ملل
چشم انداز فناوری اطلاعات
ابزار یافتن IPهای ایرانی
طرحی برای جهاد اقتصادی
مقاله‌‏مان برای همایش‌مان
نوشته های جدید برای دانلود
مهندسی شبکه مجازی
قطعی بودن ولایت فقیه بر مبنای تمام فقها
دامنه و محدوده تمام IPهای ایرانی (Iran's IP index)
مردان ِ شبکه
تقسیمات کشوری
طرح مهندسی فرهنگی
داده‌های کارگروه‌ها
فرآیند دادرسی تمکین
مافیای فرهنگی
تبلیغ دین؛ کارکرد وبلاگ
سه ساعت با اساتید حوزه
فرآیند ارائه دادخواست
فرآیند دادرسی مهریه
نخبگان حوزه و توصیه رهبر
عمق آزاداندیشی رهبر
نقش ارتکازات اجتماعی در اجتهاد
یک ماه گذشت
سه روز فرصت و اینهمه طلبه!
خارج ولایت فقیه
خارج میروم
دریافت حجره اینترنتی
ماهیگیری
عجب اصفهانی...!
این بار مشهد
اطلاعات هفتاد نوشته منتشر شد!
یک نمونه از وبرایت
وبرایت
کار فروشگاه فرهنگی عماد به زودی تمام میشود!
آغاز یک نوشته؛ سفرنامه خاورمیانه
دیدار با سیستانی
بیت حکیم
شافعی‌های نقشبندیه
انفجار ریل قطار
از فلوجه و رمادی تا دمشق
سخن پایانی سفر
پایان سفر
از تاوان تا وان
اتوبوس به جای قطار
انصراف از لبنان
دفتر رهبری در سوریه
معرفی پارسی‌بلاگ به کافینت سوری
مسجد اموی و پرایدهای ایرانی
اتحاد اسلامی شیعه و سنی ندارد
از ارومیه به ترکیه
مسیری کوتاه‌تر تا سوریه
مسجد جامع مهران
ایران اروپاست!
انصراف از مسیر فلوجه
کشتار مذهبی در عراق
دیدار غیرمترقبه با حکیم
یاری‌خواهی ما از سپاه بدر
محافظان بشیر نجفی
سختی ورود به دفتر سیستانی
مسجد کوفه و طرفداران مقتدا
غول‌های وادی‌السلام
شیوه سیدجمال در جنگ نرم
سیاحت ِ زمستانه
ضرورت اصول فقه حکومتی به روایت جوادی آملی
گلهای بهاری ِ پاییزی
راز مکعب روبیک و نرم افزار حل آن
نمونه فرآیند خودتکثیری ویروس
شهید صدر: اصل واقعیت بدیهی نیست!
اعتبار هم در حکم پول است!
چالش استفاده ناصحیح از Ajax
از معراج برگشتگان
آنکه نان از عمل خویش خورد
یعنی چه نظم ما در بی نظمی ماست؟
فاطمه، فاطمه است
درج متن و ترجمه قرآن در Word
دولت ِ دشمن؛ به بهانه ادغام وزارتخانه ها
یک همایش و 18 سخنران
بنفشه نارنجی
پردازش هوشمند متن
تمام سفر در یکجا
مکان تخمینی انفجار قم
وقتی اسرائیل گدایی میکند
آخوند درباری
تقویت درس اخلاق در حوزه
همایش تحوّل در علوم انسانی
جهانی شدن اسلامی و پذیرش‌های پیش‌نیاز
کمی هم نوستالوژی از خودمان...
کم‌فروشی ِ فرهنگی
بفرما روضه
ره‌آورد دیجیتالی نور...
پیدا کردن یک دوست قدیمی
باز هم فیزیک و فلسفه
فیزیک و فلسفه
تکنولوژی تبلیغ در حوزه
«مافیای فرهنگی» در خدمتِ «ناتوی فرهنگی»!

شنبه 6 اسفند 90

امروز: 86 بازدید

دیروز: 187 بازدید

آشنایی

عجب اصلی! - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح[161]
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!

فهرست

[خـانه]

[ RSS ]

[شناسنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

شناسنامه

نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
تلفن تماس: 09192951227
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 31
تاریخ تولد: 14بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: غیرمتأهل
شغل: تحصیل و تدریس
تحصیلات: سطح 3 حوزه
وزن: 124
قد: 181

سایت شخصی

اندیشه‌ها و باورها
سواد کلاسیک
تحصیلات حوزوی
اسم و فامیل
سوابق کاری
موضوعات نوشته‌ها
سالهای نوشتن
سفارش‌دهندگان نوشته‌ها
سایت‌های طراحی شده
دموی سایت‌ها
آواها یا نوارها
نماها یا فیلم‌ها
حساب بانکی

آرشیو

فرزندانم [17]
سفرنامه خاورمیانه 1 [11]
سفرنامه خاورمیانه 2 [10]
فعالیت‏ها [37]
حکایت دعوایی عجیب [46]
نوشته‌ها [34]

طراح قالب

خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

اشتراک‌گذاری




تعداد 73111 بازدید