سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

دانش را بجویید تا راه یابید . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
انقلاب، اشرافیگری و نقش مردم + شنبه 95 بهمن 23 - 1:54 عصر

حقوق‌های نجومی؟!
نه فقط
خانه‌های مسئولین
وضعیّت زندگی
سبک زندگی مدیران یعنی
مدیران کلّ و جزء
امام ره تکلیف همه ما را مشخص کرده‌اند
این‌که فرمودند
اگر مسئولین از سطح متوسط بالاتر رفت زندگی‌شان
پس علی‌الانقلاب والسلام

ببینید:

«اساس ادامه یک پیروزى و ادامه یک انقلاب در یک امرى است
که به نظر مى‌آید در رأس امور واقع است
و او اینکه
دولت، مجلس و کسانى که در ارتش هستند و سپاه و همه اینها
از طبقه متوسط و مادون متوسط باشند.»

«مادامى که مجلس و ارگان‌هاى دولتى و همه اینها و مردم
از این طبقه متوسط و مادون متوسط تشکیل بشود
امکان ندارد که یک دولت بزرگى، یک قدرت بزرگى به هم بزند اوضاع را»

«هر چه مال اضافه بشود حرص انسان اضافه مى‌شود
هر چه قدرت اضافه بشود حرص انسان به قدرت اضافه مى‌شود»

«ابرقدرت‌هائى که هستند
یک همچو آدم قدرتمندى را پیدا مى‌کنند
و این آدم قدرتمند را به او بال و پر مى‌دهند
و این را به مقام مى‌رسانند
تا اینکه ملت را استضعاف کند و ذخایر ملت را بچاپد»

«ملت ما متوجه باشند
که وقتى که
مجلسشان یک مجلسى است که از طبقه متوسط است
و توى این مجلس آن دوله‌ها و سلطنه‌ها و سلطنتى‌ها را نداریم
و در دولت هم آنطور دولت‌هائى
که افراد مرفه سرمایه‌دار کذا باشند نداریم
در ارتش هم آن افراد سپهبد و کذائى که املاک بى‌اندازه داشتند
و آپارتمان‌هاى چندین طبقه داشتند
نداریم
این مملکت محفوظ مى‌ماند»

«اساس استضعاف ملت‌ها از خودشان و از قدرتمندان بین خودشان بوده»

«آن روزى که هر یک از شماها را ملت دید
که از مرتبه متوسط مى‌غلتید به طرف مرفه
و دنبال این هستید که یا قدرت پیدا بکنید
یا تمکن پیدا کنید
مردم باید توجه داشته باشند
و اینطور افرادى که به تدریج ممکن است یک وقتى خداى نخواسته پیدا بشود
آنها را سر جاى خودشان بنشاند»

«اگر ملت مى‌خواهد که این پیروزى تا آخر برسد
و به منتهاى پیروزى که آمال همه است برسد
باید مواظب آنهائى که دولت را تشکیل مى‌دهند
آن که رئیس جمهور است
آن که مجلس هست
مجلسى هست
همه اینها را توجه بکنند
که مبادا یک وقتى از طبقه متوسط به طبقه بالا
و به اصطلاح خودشان مرفه
به آن طبقه برسد»

«مادامى که این حد متوسط محفوظ است
این جمهورى محفوظ است»

«آن روزى که دیدید و دیدند
که انحراف در مجلس پیدا شد
انحراف از حیث قدرت طلبى
و از حیث مال طلبى
در کشور
در وزیرها پیدا شد
در رئیس جمهور پیدا شد
آن روز بدانند که علامت اینکه شکست بخوریم خودنمایى کرده
خود مردم باید جلویش را بگیرند»

...

[کل سخنرانی به صورت صوتی]


متن کامل:

بیانات امام خمینى در دیدار با رئیس جمهور، وزرا، رئیس و نمایندگان مجلس شوراى اسلامى، پرسنل ارتش و گروهى از اقشار مختلف مردم در 19 بهمن 1360‌

من سالروز پیروزى انقلاب اسلام و دهه‌ فجر را
به همه ملت و همه‌ مستضعفین جهان
و شما آقایان
که اسوه‌ حسنه این ملت هستید
تبریک عرض مى‌کنم
و از خداوند تعالى توفیق همه را
براى خدمت به بندگان خدا
و ادامه پیروزى
از خداوند تعالی مى‌خواهم

اساس ادامه یک پیروزى و ادامه یک انقلاب
در یک امرى است که
به نظر مى‌آید در رأس امور واقع است
و او اینکه
دولت مجلس و کسانى که در ارتش هستند و سپاه و همه اینها
از طبقه متوسط و مادون متوسط باشند
اساس سلطه‌اى که بر کشورها و بر کشور ما
از طرف غیر
واقع شده است
افراد مرفه و کسانى که سرمایه‌هاى بزرگ داشته‌اند
یا قدرت براى حفظ خودش و حیثیت خودش در دست داشته است
مادامى که مجلس و ارگان‌هاى دولتى و همه اینها و مردم
از این طبقه متوسط و مادون متوسط تشکیل بشود
امکان ندارد که یک دولت بزرگى یک قدرت بزرگى به هم بزند اوضاع را
همیشه این قدرت‌هاى بزرگ در هر کشورى
یک نفر را با او تفاهم مى‌کردند
که این یک نفر براى خودش
و براى قدرتمندى خودش
و براى سرمایه خودش
فعالیت مى‌کرد
او را مى‌دیدند و ملت را مى‌چاپیدند
و به اصطلاح
کد خدا را مى‌دیدند و ده را مى‌چاپیدند
هیچ وقت قدرت‌هاى بزرگ
مواجه با ملت‌ها اگر شدند
نتوانستند کار خودشان را انجام بدهند
و مواجه هم نشدند
هر وقت که مى‌خواستند یک دولتى را
یا یک سلطنتى را
یا یک ریاست جمهورى را
که بر وفق مرام آنها عمل نمى‌کرده از بین بردارند
در مقابل او یک قدرت دیگرى مى‌تراشیدند
و با آن قدرت
این قدرت را از بین مى‌بردند
کار به دست ملت نبوده است
و کار به دست طبقه متوسط و مادون متوسط نبوده است
اینکه این عمل را آنها انجام مى‌دادند یک نکته روحى دارد
و آن این است که
انسان در باطن خودش و فطرت خودش تناهى ندارد آمالش
آمالش غیر متناهى است
وقوف نمى‌کند آمال انسان
و وقتى که اینطور است
اگر انسان اسیر همین آمال غیرمتوقف بشود
و ببیند که یک ابرقدرتى این آمال او را
و آن خواست‌هاى مادى او را
و آن قدرت او را
و سلطه او را بر ملت خودش
حفظ کند
او دیگر در بند این نیست که براى ملت کار بکند
براى اینکه از طبقه مرفه است
و از طبقه قدرتمند است
و قدرتمندى هم
و همین طور حب مال و جاه هم
حدى ندارد مرزى ندارد
آن براى حفظ قدرت خودش و پشتوانه‌اى که دارد
براى این حفظ قدرت
با ملت آن مى‌کند که همه حیثیت ملت و گنجینه‌هاى ملت را در دسترس او قرار بدهد
یک سهم ناچیزى هم براى خودش بگیرد

الان شما ملاحظه مى‌کنید که قدرت‌هائى در دنیا هست
از حیث مال
که اگر چنانچه اموالشان را تقسیم بکنند به این 36 میلیون جمعیتى که ما داریم
اگر یک نفر از آنها اموالشان را تقسیم بکند
تمام افراد این 36 میلیون مرفه مى‌شوند
و از طبقه به اصطلاح خودشان بالا مى‌شوند
یک نفر از آنها اینطور است
لکن همان آدمى که دارائى او به این اندازه بود
از این آدمى که درویش سر محله است حرصش به دنیا بیشتر بود
حرصش به مال بیشتر بود
و بیشتر مى‌خواست جمع بکند
هر چه مال اضافه بشود حرص انسان اضافه مى‌شود
هر چه قدرت اضافه بشود حرص انسان به قدرت اضافه مى‌شود
و اگر مهذب نباشد انسان
آن قدرت را براى خودش به کارگیرد
وقتى براى خودش به کار گرفت
دولت‌هاى بزرگى که هستند
ابرقدرت‌هائى که هستند
یک همچو آدم قدرتمندى را پیدا مى‌کنند
و این آدم قدرتمند را به او بال و پر مى‌دهند
و این را به مقام مى‌رسانند
تا اینکه ملت را استضعاف کند و ذخایر ملت را بچاپد
شما ملاحظه وضع این پنجاه سال یک قدرى بیشتر را هم بکنید
که انتخاب کردند خارجى‌ها
و بعد هم این مطلب را خودشان گفتند که
رضاخان را انتخاب کردند و به او قدرت دادند
و قدرت آنطور دادند که تمام این ملت را به استضعاف کشانید
و حکومت جبار خودش را بر اینها قرار داد
و مردم را از همه چیز ساقط کرد
و یک نفر بود
آنها آن یک نفر را دمش را مى‌دیدند
و کارهایشان را انجام مى‌دادند
و بعد از او هم محمدرضا را گذاشتند
با آنهمه افرادى که اطراف او بودند
و همه‌شان از آنها بودند
که طبقه بسیار مرفه و خوشگذران و بالا بالاها به اصطلاح آنها
باید ما متوجه باشیم
ملت ما متوجه باشند
که وقتى که
مجلسشان یک مجلسى است که از طبقه متوسط است
و توى این مجلس آن دوله‌ها و سلطنه‌ها و سلطنتى‌ها را نداریم
و در دولت هم آنطور دولت‌هائى
که افراد مرفه سرمایه‌دار کذا باشند نداریم
در ارتش هم آن افراد سپهبد و کذائى که املاک بى‌اندازه داشتند
و آپارتمان‌هاى چندین طبقه داشتند
نداریم
این مملکت محفوظ مى‌ماند
آن روزى که هر یک از شماها را ملت دید
که از مرتبه متوسط مى‌غلتید به طرف مرفه
و دنبال این هستید که یا قدرت پیدا بکنید
یا تمکن پیدا کنید
مردم باید توجه داشته باشند
و اینطور افرادى که به تدریج ممکن است یک وقتى خداى نخواسته پیدا بشود
آنها را سر جاى خودشان بنشاند
اگر ملت مى‌خواهد که این پیروزى تا آخر برسد
و به منتهاى پیروزى که آمال همه است برسد
باید مواظب آنهائى که دولت را تشکیل مى‌دهند
آن که رئیس جمهور است
آن که مجلس هست
مجلسى هست
همه اینها را توجه بکنند
که مبادا یک وقتى از طبقه متوسط به طبقه بالا
و به اصطلاح خودشان مرفه
به آن طبقه برسد
بدانید که اگر دولت اینطور باشد
و اگر ملت اینطور باشد
و اگر چنانچه مجلس و امثال اینها اینطور باشد
اگر یک قدرتى بخواهد هجمه کند به اینجا
مواجه با سى میلیون جمعیت هست
و نخواهد توانست
نمى‌تواند آنوقت پیدا کند یک کسى که قدرتمند باشد
و آن قدرتمند را وادار کند که ملت را به استضعاف بکشند
و بچاپند ملت را براى آنها
تاریخ همین طور بوده
مادامى که این ملت‌ها در بینشان افرادى پیدا نشده است
که به آن مرتبه برسد در بین آنها
که قدرت مالى یا قدرت دیگرش زیاد بشود و به مردم حکومت کند
نمى‌توانند آنها این ملت‌ها را از بین ببرند
و حکومت بر آنها کنند
و بالاخره یک وقت یک ابرقدرتى مواجه با یک نفر دو نفر صد نفر پانصد نفر هست
که آنها را سیر مى‌کند
و آنها به جان مردم مى‌افتند
و خودش هم کنار مى‌نشیند و حکومت بالاتر را خودش دارد
حکومت پائین‌تر را
به این آدمى که یا این آدم‌هائى که
در این کشور هستند واگذار مى‌کند
اساس استضعاف ملت‌ها از خودشان و از قدرتمندان بین خودشان بوده
و شما شکر کنید
که یک همچو مجلسى دارید
که از طبقه مرفه توى آن هیچ نیست
آن طبقه‌اى که اگر مالش را تقسیم کند بین ملت ما
ملت ما ثروتمند مى‌شوند ندارید حالا
در دولت هم ندارید یک همچو ثروتمندانى
و یک همچو قدرتمندانى
ندارد دولت یک همچو قدرتى
رئیس جمهور یک همچو قدرتى
که بتواند یک چیز انحرافى را به ملت تحمیل کند
یک همچو مجلسى نداریم
که بتواند
یا بخواهد
یک امر انحرافى را تصویب کند
و دولت هم مجرى او باشد
مادامى که این حد متوسط محفوظ است
این جمهورى محفوظ است
و امکان مقابله نیست مابین قدرت‌هاى بزرگ با همچو دولتى
بخواهند کودتا کنند با کى کودتا کنند؟
بخواهند از خارج وارد کنند مواجه با کى مى‌شوند؟
مواجه با یک ملتى مى‌شوند
که همه‌شان از این طبقه‌اى هستند
که این نهضت را به پیش بردند
و با آن قدرت
و با آن عظمت به پیش بردند
اینها مطالعه امور را مى‌کنند و اقدام مى‌کنند
آنها الان در صدد اینند که در بین خود این مردم یک بساطى درست کنند
و اختلافاتى درست کنند
و بلکه میان اختلافات یک نفر پیدا بکنند
که این
آن نفرى که پیداست
در یک طرف واقع بشود
و این هم به او قدرت بدهند
تا آنکه کم کم با قدرت داخلى
این کشور کم کم ضعیف بشود
و مردم روحیه شان ضعیف بشود
و بعد تقدیم کنند به آنها
تا کشور ما این مقام را دارد
که بحمدالله از آن طبقه مرفه بالایى که امور را در دست گرفته‌اند مبرى هست
و امور کشور ما به دست امثال شماها
و امور کشور ما به دست امثال این رئیس جمهورها
و رئیس مجلس‌ها
و نخست وزیرها
و وزرا و وکلا هست
شما مطمئن باشید که نخواهد توانست یک قدرت خارجى این پیروزى را از بین ببرد
و آن روزى که دیدید و دیدند
که انحراف در مجلس پیدا شد
انحراف از حیث قدرت طلبى
و از حیث مال طلبى
در کشور
در وزیرها پیدا شد
در رئیس جمهور پیدا شد
آن روز بدانند که علامت اینکه شکست بخوریم خودنمایى کرده
از آنوقت باید جلویش را بگیرند
رئیس جمهورى که بخواهد سلطنت کند به این مملکت
خود مردم باید جلویش را بگیرند
مجلسى که بخواهد قدرتمندى نشان بدهد
و آن مسائلى که سابق
و آن افرادى که سابق در مجلس بودند
آن کارها را بکند
خود مردم باید جلویش را بگیرند
اگر مردم بخواهند که اسلام را حفظ کنند
جمهورى اسلامى را حفظ کنند
دولت و مجلس و رئیس جمهور و اینها را
حفظشان کنند
یعنى حفظ کنند
از اینکه خداى نخواسته یک وقت
قدمى از آن ور برندارند
این شیطانى است که در انسان هست
و ممکن است که هرکس را منحرف کند
و لازم است که انسان خودش را مهذب کند
شمائى که مى‌خواهید خدمت به این مردم بکنید
و دولت که مى‌خواهد خدمت به این مردم بکند
و رئیس جمهور و امثال اینها که مى‌خواهند خدمت به این مردم بکنند
توجه بکنند که خدمتگزارند
در دل خودشان این مطلب را ایمان بیاورند
به آن که ما خدمت مى‌خواهیم به این مردم بکنیم
ما در جمهورى اسلامى داریم زندگى مى‌کنیم
جمهورى اسلامى که در اسلام
مثل رسول اکرم
مثل امیرالمومنین
سلام الله علیهما
بر آن حکومت کرده‌اند
مى‌خواهیم یک همچو حکومتى باشد
یک همچو حکومتى که
کفش وصله خورده خودش را
مى‌گوید از این ریاست‌ها پیش من ارزشش بیشتر است
یا ریاست‌ها ارزشش کمتر از این است
شما باید در روحیه‌تان این مطلب را حفظ کنید
و مردم هم باید مواظب شما باشند
و مواظب همه اینها باشند
و هر یک از ما و شما
و همه خواستیم که از آن راهى که اسلام داشته است
از اول راهى که داشته است
و از آن طریقه‌اى که انبیا داشته‌اند
ما بخواهیم عبور کنیم
آن روز نمونه شکست پیروزى اسلام پیدا مى‌شود
و تا یک همچو مساله‌اى پیدا نشده
پیروزى در جاى خودش
شک نکنید
که هست
البته براى خدا باید باشد
شما براى خدا در این مجلس حالا آمدید
وقتى مجلس اینطور است
که یک امتیازى نیست
که حالا وقتى شما رفتید توى بازار
مردم کنار بروند که رئیس مجلس آمد
یا وکیل مجلس آمد
نخست وزیرش هم اینطور است
اینجور نیست که وقتى که توى مردم برود
مردم فرق بگذارند با هم
و همه اینها اینطور هستند
وقتى یک همچو مطلبى را دارید احساس مى‌کنید
که امتیاز دنیائى ندارید
این را باید شکر کنید
و در شکرانه این نعمت خدمت به خلق بکنید
و خدمت به احکام اسلام بکنید
و براى اینهائى که اولیا ما هستند
این پائین شهرى‌ها و این پابرهنه‌ها به اصطلاح شما
اینها ولى نعمت ماها هستند
اگر اینها نبودند
ما یا در تبعید بودیم
یا در حبس بودیم
یا در انزوا
اینها بودند که همه ما را از این مسائل نجات دادند
و همه ما را آوردند و نشاندند به جائى
به خیال خودمان جائى است این
باید ملتفت باشید که
آقا شما همان آدمى هستید که توى حبس بودید
و شما همان آدمى هستى که در تبعید بودى
و شما همان آدمى هستى که در انزوا بودى
این مردمند که آمدند ما را آوردند بیرون از همه اینها
و ما اگر تا آخر عمرمان به اینها خدمت کنیم
نمى‌توانیم از عهده خدمت اینها برآئیم
خداوند به ما توفیق بدهد که ما یک خدمتگزارى براى اینها باشیم
و به این نعمت موفق بشویم
شما امروز هم که ملاحظه مى‌کنید
اینهایى که در جبهه الان دارند جانفشانى مى‌کنند
اینها از کدام طبقه هستند
شما اگر پیدا کردید در تمام اینها یک نفرى
که مال آن اشخاصى باشد که داراى سرمایه بزرگ هستند
آن اشخاصى باشد که در سابق داراى قدرت‌هائى بودند
اگر یک نفر از آنها پیدا کردید
این محتاج به این است که از ما مژدگانى بگیرید
ولى مى‌دانم که پیدا نمى‌کنید
از همین جمعیت‌اند
الان هم اینهائى که جانشان را دستشان گرفتند
و شما را حفاظت مى‌کنند
و آنهایى که در بین شهرها و در بین روستاها
حفظ مى‌کنند شما و مردم را
همین طبقه هستند
این طبقه‌اند که به ما الان منت دارند
و از اول منت داشتند
همین‌ها بودند که هیچ توقعى هم ندارند
هیچ وقت هم نمى‌آیند توقع کنند
شما باید توجه به این معنا بکنید که
ما را اینها آورده‌اند
و وکیل کرده‌اند
آورده‌اند و وزیر کرده‌اند
رئیس جمهور کرده‌اند
اینها ولى نعمت ما هستند
و ما باید ولى نعمت خودمان را
از آن قدردانى کنیم
و خدمت کنیم به او
و همین‌ها هستند که
الان هم حفظ این کشور را مى‌کنند
و حفظ نظام این کشور را مى‌کنند
شما آقایان نمى‌توانید که بروید توى کوچه‌ها
و عرض بکنم که خیابانها
و آنجا را اداره کنید
شما یک شان دیگرى دارید
یک شغل دیگرى در خدمت دارید
آنها هم یک شغل دیگرى دارند
اما شغل آنها آنطور است که
شما را هم حفظ مى‌کنند
و من امیدوارم
که این روحیه در این ملت باقى باشد
و با این روحیه که سربازهاى ما دارند
و پاسدارهاى ما دارند
و آنهائى که حفاظت این کشور را مى‌کنند این روحیه را دارند
که روحیه بسیار ارزشمندى است
و شهادت طلبى است
و خود را به حلقوم مرگ انداختن براى نجات اسلام و نجات کشور
خداوند این روحیه را به همه عنایت کند
و مادامى که این روحیه هست
و آن مساله‌اى که قبلاً عرض کردم هست
مطمئن باشید که این کشور بیمه است
و هرگز نخواهد آسیب دید
خداوند انشاالله به همه شما
به همه ما
توفیق خدمت به خلق
و عبادت خدا
که خدمت به خلق هم از بزرگترین عبادت‌هاى الهى است
عنایت فرماید
و شر کسانى که مى‌خواهند این کشور را و مسلمین را
باز برگردانند به حال انزوا
یا به حال تحت سلطه بودن
آنها را هم یا اصلاح
و یا اعدام فرماید

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
هندسه انقلاب + پنج شنبه 95 بهمن 14 - 7:0 صبح

دقیقاً یک‌سال پیش
حضرت آقا فرمودند
خدا ایشان را حفظ فرماید
این چنین مطلبی را:

براساس سخنان امام(ره)، موضوع «مردم»، «استقلال کشور»، «تدیّن و پایبندی به مبانی اسلامی»، «مبارزه با استکبار و زورگویی»، «مسأله فلسطین»، «موضوع معیشت مردم»، «توجه به مستضعفین و رفع فقر»، خطوط اصلی انقلاب هستند که از ترکیب آن‌ها «هندسه انقلاب» به‌دست می‌آید.*



[تصویر بزرگ]

هندسه را دهخدا و معین با چنین مضامینی توصیف کرده‌اند:
«اندازه و شکل»، «علمی که در آن از احوال مقدارها و اندازه‌ها بحث شود»، «رشته‌ای از ریاضیات که مطالعه در فضا و اشکال و اجسام قابل تصوّر در این فضا می‌نماید»، «معرّبِ اندازه».

فرهنگ عمید ریشه این لغت را «handacak» می‌داند که واژه‌ای پهلوی‌ست، همان‌که امروزه «اندازه» گفته می‌شود. این واژه پس از رفتن به زبان عربی به صورت «هَندَسَه» تلفظ شده و پس از بازگشت به فارسی «هِندِسه» گردیده است.

اما کاربردی که امروزه واژه هندسه در علوم پیدا کرده است، ناشی از معادل‌سازی آن برای لغت Geometry در زبان انگلیسی‌ست. ژئومتری این‌طور تعریف شده است:
«برگرفته از زبان یونان باستان: اندازه‌گیری زمین؛ ژئو = زمین، مترون = اندازه»، «شاخه‌ای از ریاضیات که به پرسش‌هایی درباره شکل، اندازه، مکان نسبی اشکال و مختصات فضا می‌پردازد.»

فارغ از معنای لغوی «هندسه»، این واژه در معنایی اصطلاحی، کاربردهایی در علوم دیگر، غیر از ریاضیات، یافته است. خصوصاً در علوم سیاسی و اجتماعی و همچنین معرفت‌شناسی به ترکیباتی مانند: «هندسه قدرت» (Power geometry)، «هندسه معرفتی» و «هندسه تشکیلات» بر می‌خوریم.

در این کاربردها، به نظر می‌رسد «هندسه» به معنای «ساختار و شاکله» منظور نظر است؛ نحوه خاصّی از ترکیب اجزا که نظمی ساخت‌یافته را در راستای هدفی مشخص پدید می‌آورد.

جمهوری اسلامی از بدو تشکیل خود، اصول و قواعدی را محور موضع‌گیری‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خود قرار داده، در مواجهه با حوادث و پدیده‌های خارجی و داخلی، از آن‌ها تخطی ننموده است.
این اصول که برگرفته از ایدئولوژی انقلاب و مبتنی بر تطبیق نظریات سیاسی اسلام بر شرایط جهان در دوران معاصر است ساختاری منسجم و هدفمند را شکل می‌دهد که مسیر انقلاب را تا این لحظه در جهتی معیّن و ثابت حفظ نموده است.
ضرورت حفظ جهت حرکت انقلاب و استمرار آن در مسیر تکامل و پیشرفت، ما را به ضرورت شناسایی این ساختار می‌رساند. ساختاری که می‌توان آن را «هندسه انقلاب» نامید.

* http://leader.ir/fa/content/14115


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
راه برنامه نویس شدن + یکشنبه 95 آذر 21 - 9:40 صبح

در این سه مورد هیچ تخصص و اطلاعاتی ندارم.
می خواهم آموزش ببینم. تا بتوانم مقاله بنویسم، طرح نویسی کنم
و بربرنامه نویسی مسلط باشم.
از کجا و چگونه باید آغاز کنم؟
بدون یادگیری کلاسیک می توانم موفق باشم؟


پیش از آموختن هر علمی
باید دلیلی برای آن یافت
آری، دلیلی برای آموختن
علوم فراوانی در دنیا وجود دارد
اما قطعاً حتماً همه مورد نیاز ما نیست
گمان نمی‌کنم برنامه‌نویسی و طرح‌نویسی مورد نیاز شما باشد
اما درباره مقاله‌نویسی
قطعاً هر پژوهشگری باید بتواند
زیرا مقاله
خروجی فعالیت‌های پژوهشی‌ست
پژوهشگری که مقاله‌نویسی نداند
قادر به دخالت دادن نتایج مطالعات خود
در سیر پیشرفت و توسعه علوم نیست
منزوی می‌شود
مقاله‌نویسی را به گمانم در حوزه علمیه خواهران
در قالب کتاب «روش تحقیق»
نوشته حجةالاسلام واسطی تدریس می‌نمایند
ایشان از طلبه‌های خوشفکر مشهد هستند

اما اگر اصرار بر این مطلب دارید
این که حتماً فرابگیرید
باید عرض کنم که
برنامه‌نویسی و طرح‌نویسی
بیش از آن‌که یک دانش باشند
یک نوع مهارت‌اند

مهارت‌ها کلا این‌گونه‌اند
در عصر ما
نه در گذشته
در گذشته استادی بود و شاگردی
همه چیز را می‌دید
کم‌کم تجربه می‌کرد و مهارت کسب
امروز اما
مهارت‌ها با یک «دانش پایه» آغاز می‌شوند؛ Basic knowledge
درست مانند رانندگی
باید که ابتدا خودرو را شناخت
کلاچ و گاز و ترمز و دنده را
بدون این دانش اولیه
رانندگی معنا و مفهوم ندارد
امکان‌پذیر هم نیست
اما این «دانش پایه» امکان رانندگی را فراهم نمی‌کند
شرط لازم است
نه کافی
مهارت لازم است؛ Skill
مهارت از تمرین به دست می‌آید
از تجربه خود
و تجربه دیگران
اطلاعات ضمنی دیگر
دانش‌های عالی‌تر
در حین این تجربیات حاصل می‌شود
اما بدون تمرین نمی‌شود

پیشنهاد:
برای شروع برنامه‌نویسی
شرکت در یک دوره مقدماتی خوب است
در یک کلاس آموزشی
دانش پایه که به دست آمد
باید برنامه نوشت
باید پروژه‌هایی برای خود تعریف نمود
و کار کرد
در حین کار
هر جا گیر و مشکلی پدید آمد
از منابع یافت
راه حل را
اینترنت منبع بزرگی‌ست
پاسخ خیلی از پرسش‌ها را دارد
و جامع‌ترین مکان برای یافتن پاسخ پرسش‌های برنامه‌نویسی
این‌جاست: http://stackoverflow.com
کم‌کم مهارت که به دست آمد
فرد می‌شود برنامه‌نویس

برای طرح‌نویسی اما ندیدم جایی کلاس آموزشی
سبک و سیاق واحدی هم ندارد
آن را نمی‌دانم چطور بشود فرا گرفت
ایده‌ای به نظرم نمی‌رسد
شاید باید نوشت
یا شاید باید خواند
تا نوشتن فرا گرفت
نمی‌دانم دقیقاً

موفق باشید


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
کلان نگری در اصول فقه + یکشنبه 95 مهر 11 - 7:4 عصر

«غیر امام معصوم (ع)
حتی اگر انسان‌های خودساخته هم باشند
در معرض این لغزش هستند
چون بالاخره
این «سؤال» است که به فکر من جهت می‌دهد
وقتی من در انزوا هستم
و سؤالاتی که از من می‌شود محدود است
وقتی سؤالاتی که از من می‌شود در یک عرصه خاصی از زندگی‌ست
مثلاً پیوسته درباره عبادات از من سؤال می‌شود
ناخواسته ذهن من دنبال فرمول‌سازی برای پاسخ دادن به این سؤال‌هاست
و این یک نحوه تفکری را رقم می‌زند.
این خیلی مهم است
ما انسان‌ها
وقتی می‌خواهیم فکر کنیم
در واقع
همان‌طور که یک توفان و یک باد در اثر خلأ و اختلاف فشار پدید می‌آید
جریان تفکر هم در اختلاف فشار درست می‌شود
«سؤال» به فکر شما جهت می‌دهد
وقتی از شما سؤالات «فردی» شود
خواه‌ناخواه شما در رابطه با مسائل فردی فکر می‌کنید
و اگر این امر پیوسته ادامه پیدا کند
شما به این امر عادت می‌کنید
خو می‌گیرید با آن
و متناسب با آن هم اصول [فقه] می‌نویسید
اصول یعنی قواعدی که با استفاده از آن‌ها می‌خواهید جواب سؤالات را بیابید
من متناسب با نیازهایم حرکت می‌کنم.
این تحلیلی‌ست که شهید صدر (ره) هم دارد
نظر شهید صدر (ره) این است که علمای شیعه در عصر غیبت
توسط حکام جور منزوی شدند
یعنی امکان نیافتند تا در رأس حاکمیت قرار بگیرند
و حکومت کردن را تجربه کنند
این مطلب دو تأثیر داشته است:
یکی این بود که خود فقها نتوانستند در مقام فتوا مسائل کلان را ببینند
یک وقت شما از یک قلّه نگاه می‌کنید [و فتوا می‌دهید]
یک وقت از کوهپایه نگاه می‌کنید
این‌ها دو تاست
دو تا صحنه [متفاوت] می‌بینید
یعنی من ِ فقیه وقتی بخواهم به کتاب و سنّت رجوع کنم
با کدام دغدغه به سراغ کتاب و سنّت می‌روم؟!
آیا با دغدغه پاسخ به سؤالات کلان جامعه که از من شده، چون من در رأسم؟!
یا نه
به عنوان یک فقیهی که در کوهپایه هستم
و دسترسی به آن نگاه کلان ندارم
و اکنون با دغدغه یک فرد مسلمان به کتاب و سنّت رجوع می‌کنم؟!
این یک نکته کلیدی‌ست!»*

مطالب فوق را در رادیو معارف شنیدم
جالب نیست؟
شما را یاد چه می‌اندازد؟
مرا که به یاد دیدگاه‌های استاد حسینی (ره) می‌اندازد
وقتی جزوات اصول فقه ایشان را می‌خواندم
بحث‌هایی که حدود بیست سال پیش طرح می‌کردند
و آن روز قابل تفاهم و پذیرش به نظر نمی‌رسید!

و خوشحال شدم
از بابت این‌که امروز اساتید و فضلای حوزه...
از این‌که اولاً چنین درکی در میان فضلا در حال شکل‌گیری‌ست
و دیگر این‌که
ثانیاً
این‌طور جرأت‌ها و شجاعت‌ها هنوز هست
که مباحث حساس و مهمی را
مجال طرح می‌بخشند!
دعا می‌کنم خداوند عمر طولانی و بابرکت به این قشر از اساتید استوار و راست‌قامت دهد
و آنان را برای اسلام و تشیّع حفظ فرماید.

امید که فضای گفتمان در تحوّل علم اصول فقه گسترده‌تر شود
و از این دست بحث‌های آزاداندیشانه
هر چه بیشتر...
إن‌شاءالله که بزرگان حوزه خود در رأس این تحوّل مهم قرار گیرند
و اصلاً پرچم‌داران تحوّل گردند!

* حجةالاسلام اکبرنژاد، رادیو معارف، برنامه تاریخ فقاهت، 12 دی‌ماه 1394 (آرشیو)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: خواص 12 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
چهارده اصل شبکه تحقیقات + یکشنبه 95 تیر 6 - 7:31 صبح

بیش از سی جلسه پژوهشی
در سازمان مدیریت صنعتی
سال 1375
استاد حسینی(ره)
موضوع این جلسات دقیقاً «سلسله مباحث طرح مدیریت شبکه‌ای تحقیقات»
و چهارده جلسه پژوهشی دیگر
در سال 1376
این‌بار تحت عنوان «مبانی مدیریت تحقیقات شبکه‌ای»

آن‌ها را که می‌خواندم
نکاتی استخراج کردم
به نظرم رسید
می‌توان «اصول حاکم بر معماری شبکه تحقیقات» نامگذاری‌شان کرد



نمودار بزرگ را از این‌جا بردارید

آن‌چه تمدن امروز غرب را ساخته است
هم‌افزایی ناشی از هماهنگی نظام تحقیقاتی‌ست
این‌که یک نفر نظری می‌دهد
دیگری اصلاح می‌کند
و دانشمند دیگری تکمله می‌زند
و دوباره باز می‌گردد به فرد نخست
و چرخ می‌خورد
هر ایده و فرضیه‌ای
تا رشد و ارتقاء یابد

حوزه‌های علمیه در گذشته این‌طور بودند
امروز هم هستند
منتها کمتر
بعضی موانع سبب کندی روابط علمی میان اندیشمندان شده
اگر موانع بر طرف گردد
اگر شبکه تحقیقات دوباره برقرار گردد
البته
این‌بار مفصل‌تر و سازمان‌یافته‌تر
اتفاقات شگفتی روی می‌دهد
سرعت تولید علم افزایش می‌یابد

این را دیگر همه می‌فهمند که سرعت کم است
و نیاز جامعه فراوان!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
کتاب به زبان ساده + دوشنبه 95 خرداد 17 - 5:16 صبح

آیا می‌شود یک کتاب را در بیست دقیقه خواند؟
خواندن یک کتاب معمولاً چقدر طول می‌کشد؟
برای یک کتابخوان حرفه‌ای
مثلاً کتابی که 176 صفحه داشته باشد؟

واقعاً می‌شود؟
بله، می‌شود
بدون تندخوانی؟
بله، بدون تندخوانی
البته به شرط آن‌که...

اصلاً در یک کتاب چه نوشته می‌شود؟
یک کتاب مملوّ از جمله‌هاست
جملاتی که نهاد و گزاره دارند
و واژگانی که به هم پیوند می‌خورند
تا ترکیباتی جدید بسازند
«حرف» کتاب کجاست؟ آن‌چه «می‌خواهد» بگوید؟
واژگان که تازه نیستند
آن‌ها پیوسته تکرار می‌شوند
از کتابی به کتاب دیگر
چه چیزی در یک کتاب تازگی دارد
که ما مبادرت به خواندن آن می‌کنیم؟
چیزی که تکراری نیست
و احساس می‌کنیم که به خواندن آن نیاز داریم؟

به نظرم
کتاب سه خدمت به ما عرضه می‌کند
سه دلیل وجود دارد
برای خواندن یک کتاب

نخستین کاری که کتاب می‌کند...
اصلاً چرا کتاب؟
هر نوشته‌ای
پیوند و ارتباطی میان مفاهیم برقرار می‌کند
نسبت‌هایی
که پیش از این میان مفاهیم وجود نداشت
مهم‌ترین هدف همین است
از نوشتن
این‌که همان نهادهای همیشگی
با گزاره‌های جدیدی پیوند بخورند
گزاره‌هایی که آن‌ها هم تکراری هستند
اما
ارتباط‌ها جدیدند
ارتباطی که قبلاً به ذهن ما هم خطور نمی‌کرد
مثلاً «آب در صد درجه به جوش می‌آید»
آب را می‌شناختیم
نقطه جوش در صد درجه را هم
اما آن‌چه این گزاره به ما می‌دهد
یک «اطلاع» تازه است
«نسبت میان آب و نقطه جوش صد درجه»

ما اگر بخواهیم «متن» را بکاویم
و داده جدید دریافت کنیم
داده‌ها همین «نسبت‌ها» هستند
نسبت‌هایی که میان «مفاهیم» برقرار می‌شوند
جایی هم که مفهومی را نشناسیم
به لغتنامه رجوع می‌کنیم
آن‌جا هم «نسبت‌هایی» وجود دارند
که آن مفهوم را نسبت به سایر مفاهیم نشان می‌دهند

با این نگرش
اگر هدف ما از کتاب خواندن این باشد
بله
می‌شود کتاب را در ده الی بیست دقیقه خواند
زیرا
مگر ارتباطات اصلی و نسبت‌های کلیدی کتاب
آن نسبت‌هایی که تازگی دارند
چند تا هستند
اصلاً چند تا می‌توانند باشند؟!

این کتاب* را خواندم
در زمانی کوتاه
و تمام نسبت‌های مهم میان مفاهیمش را
در این نمودار نشان دادم
حالا خواندن این نمودار چقدر زمان می‌گیرد؟!
بیشتر از بیست دقیقه؟!



نمودار کامل را در این نشانی ببینید

تمام کتاب «می‌خواست» همین نمودار را نشان دهد
این روابط را
این نسبت‌ها را
و نشان دادند
هم کتاب
و هم نمودار فوق
پس خواندن این نمودار با خواندن کتاب برابری می‌کند

پس کتاب چرا بیش از صد صفحه دارد
در حالی‌که نمودار بیش از چند صفحه نیست؟
این‌جاست که دلیل دوم هویدا می‌شود
دلیل دومی که کتاب برای آن نوشته شده است

عبارت‌های کتاب درصدد «اقناع» ما هستند
باورپذیری
ایجاد پذیرش و قبول
این‌که بپذیریم نسبت‌های فوق برقرارند
عبارت‌پردازی‌ها به این هدف صورت می‌گیرند
این‌که یک نسبت
با نهاد و گزاره‌های متعدد توصیف می‌شوند
ارجاعات متعدّد صورت می‌گیرد
با پاورقی‌های فراوان
برای چه؟!
برای این‌که ما در «جریان» حرکتی قرار بگیریم
که ذهن‌مان را آماده پذیرش «نسبت‌ها» نماید
فقط همین
البته که این هم دلیلی منطقی‌ست
برای مطالعه گزاره‌های کتاب
که نمودار، آن را به ما نمی‌دهد

اما دلیل سوم
آن‌چه تا کنون ذکر شد برای تمام کتاب‌ها که نیست
بعضی کتاب‌ها اصلاً نوشته می‌شوند برای لذّت بردن
نه از «نسبت‌ها»
که از اصل ترکیب واژگان
و عبارت‌پردازی‌ها
بعضی کتاب‌ها این‌طورند
می‌خوانیم تا رؤیا ببینیم
تخیّل کنیم
مانند دیدن یک فیلم سینمایی یا شاید یک تصویر نقاشی
این‌جا نه نسبت‌ها به تنهایی کفایت می‌کنند
و نه حتی «جریان»‌ مفاهیم
این‌جا تک‌تک واژگان در کنار هم
یک تابلوی زیبا می‌سازند
و ما
برای تماشای این تابلوست که کتاب را می‌خوانیم
این‌جا تندخوانی اصلاً زیبا نیست
آهسته باید خواند
در این موارد هم نمودار نسبت‌ها مفید نیست
و حرف کتاب را نمی‌گوید

از میان این سه دلیل
من دلیل نخست را برمی‌گزینم
قبل‌ترها شاید...
اما سال‌هاست
فقط برای شنیدن حرف‌های تازه
به نوشته‌ها گوش می‌دهم
و برای همین
سریع می‌خوانم
و به جای دیدن واژگان
و حتی عبارت‌ها
فقط «نسبت‌ها» را مشاهده می‌کنم
نسبت‌هایی که در یک نمودار هم می‌توان نشان داد
و تمام محتوای یک کتاب را
در کمتر از سی دقیقه «دید»
و «فهمید»
من دقیقاً‌ وقتی که کتاب را «نمودار» می‌کنم
می‌توانم بگویم آن را فهمیده‌ام
و الا
وقتی در «جریان ذهنی»‌ نویسنده وارد می‌شوی
قضاوت دشوار می‌شود
معمولاً آن می‌شود که او می‌خواهد
و به نتیجه‌ای که پیش‌بینی شده است
اما نمودار
محاسبه‌ها را بر هم می‌زند
«جریان» را حذف می‌کند
و فقط «نسبت‌ها» را نشان می‌دهد
و قضاوت را صادقانه‌تر می‌نمایاند!

* این کتاب یک کتاب خوب است
و من آن را با اشتیاق و علاقه مطالعه کردم
و اگر در این متن اشاره‌اش کردم
تنها به عنوان یک مثال بود
مثال برای مطلبی که قصد داشتم عرض کنم
و گرنه هر کتاب دیگری نیز می‌توانست به عنوان مثال ذکر شود
و غرض توصیف کتاب خاصّی نبود!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: کتاب 8 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
تفاوت ِ ازدواج دائم + دوشنبه 95 خرداد 3 - 9:22 صبح

پسر جوانی قصد ازدواج کرده، خواستگاری رفته، تلاش نموده، اما کارها بر وفق مراد نبوده، خانواده‌اش با خانواده دختر تقابل یافته‌اند. مهریه بیش از حدّ‌ ِ مقبول، خواسته‌ها نامعقول، تفاوت فرهنگی بی‌نهایت، خانواده پسر مخالف، پسر اما دربست موافق، می‌خواهد و برای خواستنش قصد دارد بجنگد، با که؟ با پدر و مادرش، با خانواده‌اش.
به سبب آشنایی، از من نظر خواست. چه می‌توانستم بگویم؟! وقتی متخصصین مغز و اعصاب هم حتی می‌گویند: بخشی از مغز که معمولاً هنگام استدلال و فعالیت عقلی به کار می‌افتد، در عاشق از کار می‌افتد، چه کار از حقیر ساخته است؟!
به نظرم آمد چند کلمه‌ای از ویژگی مهم ازدواج دائم بنویسم و تفاوتش با آن‌چه ما معمولاً می‌پنداریم؛ این‌که ازدواج را «زندگی مشترک دختر و پسر» توهّم می‌کنیم. ایمیل زیر را برایش ارسال کردم. باشد این‌جا، شاید به درد دیگرانی نیز بخورد که در شرایط مشابه گرفتارند.

سلام برادرم
بنده کوچک‌تر از آنم که بتوانم حرف درخور و شایسته‌ای بر زبان آورم
چیزی که راه زندگی شما را ترسیم کند
قطعاً چنین توان و منزلتی ندارم
و بر این حقیقت در همین ابتدای کلام اقرار می‌نمایم
نه بهره‌ای از علم غیب الهی دارم
که بتوانم پشت پرده عوالم وجود را ببینم
و درباره درستی یا نادرستی
یا حق و باطل بودن رفتار دیگران نظر دهم
مانند آن‌چه مردان حق عمل می‌کنند
و سالکان و رهروان را یاری می‌رسانند
و نه دانشی دانشگاهی
روانشناسی و جامعه‌شناسی
که قدرت قضاوت و پیشنهاد درباره موضوع مذکور را بدهد
توانی که در مشاورین خانواده جمع شده است معمولاً

اما؛
از آن رو که خود «در چاه‌اوفتاده»ام
و درد آن را حس می‌کنم
و جای این چاه را یاد گرفته
نقطه سقوط آن را
شیب پرتگاه آن را
دقیقاً جایی که معمولاً در آن می‌افتند را تجربه کرده‌ام
با تمام وجود حس
و با تمام روح و جسمم رنجش را چشیده‌ام
از این منظر با شما سخن می‌گویم
باشد که شاید
شاید از باب عنایات حق تعالی
و لطف او
چیزی در این کلام ضعیف جاری شود
که یاری نماید و کار گشاید

ازدواج موقت خیلی خوب است
ارتباط میان دو آدم است
دو آدم از نظر روحی و جسمی مرتبط می‌شوند
و البته گاهی می‌توانند
و گاهی هم نمی‌توانند با روحیات هم بسازند
سازش در میان این دو کاملاً تابع خلق و خوی طرفین است
دو طرفی
که عقد میان‌شان جاری شده است
این مقدمه اول

و مقدمه دوم
جلوی ضرر بزرگ را می‌شود با ضرر کوچک گرفت؟
بله می‌شود
جایی خوانده بودم روایتی قدیم‌ها
ابوحنیفه ظاهراً بود که از حضرت امام صادق (ع) سؤالی می‌پرسد
در چیستی عقل
حضرت سؤال را به خود وی باز می‌گردانند انگار
او می‌گوید: ابزار تشخیص خیر از شر
حضرت می‌فرماید: این را که بهائم نیز می‌توانند
تمام حیوانات
غذای‌شان دهی با تو راه می‌آیند
بزنی‌شان بر تو یورش آورند
تشخیص خیر از شر که در حدّ فهم و شعور تمام جانداران است!
فرق انسان چیست که عاقل است؟
گویا ابوحنیفه در گِل می‌ماند
و حضرت در پاسخ می‌فرماید:
عقل آن است که میان دو خیر، بهتر را تشخیص دهد
و میان دو شر، آن‌که شرّ کمتر دارد

ورود به بحث
ازدواج دائم با موقت فرق دارد
اصلاً ماهوی فرق دارد
خیلی فرق دارد اصلاً
یعنی تو بگو از زمین تا آسمان
تا آسمان؟
نه بابا، برو بالاتر
ماهیت که می‌دانید چیست؟!
اختلاف ماهوی دارند اساسی
انگار این جوهر باشد و آن عرض
این ممکن باشد و آن واجب
یک فرق‌هایی که به نظر نمی‌رسد در بادئ امر
و حیف
صد حیف
و هزاران
که این چیزها را به ما نگفتند
و ما این چیزها را نمی‌دانستیم
این تفاوت عجیب را

اما فرق؛
هر چقدر ازدواج موقت میان دو فرد است
طرفین عقد موقت
ازدواج دائم میان دو خانواده است
اصلاً میان دو خاندان
دو جامعه انگار با هم پیوند می‌خورند
اتصالی شگرف میان دو فرهنگ
دو پاره از اجتماعی که در آن زندگی می‌کنیم
عجیب است این مسأله
ازدواج دائم، دو قبیله را پیوند می‌زند

یادتان هست
در تاریخ هم اگر نخوانده باشیم
در این فیلم‌های تاریخی زیاد دیده‌ایم
جنگ دو قبیله چطور پایان می‌یافت؟
آن یکی دختر می‌داد به این یکی
و پیوندی میان‌شان
مخاصمات را فرومی‌نشاند

ازدواج دائم، فی‌مابین دو خانواده است
اگر خانواده‌ای داری که محتاطند
خلق و خوی ویژه دارند
یا باید به اخلاق‌شان تن دهی
و زنی که با اخلاق‌شان بسازد
یا اگر از خلق و خوی‌شان در رنجی
و زنی با چنین ویژگی‌ها نمی‌خواهی
دو راه بیشتر پیش رویت نیست؛
ازدواج کنی با آن‌که می‌پسندی
یک عمر
می‌گویم یک عمر یعنی «یک عمر»
شکاف میان دو خاندان را بپذیری
شکاف که چه عرض کنم
دو گسل در کنار هم
همان‌که در علم زمین‌شناسی می‌گویند
از فشارشان به هم
و در رفتن دندانه‌های تحت فشار
همان زلزله معروف رخ می‌نماید
و چه بسا گاهی آتشفشان
و تو کجایی؟
تو دقیقاً در همان محل اتصال دو گسل
جایی که از دو طرف فشرده می‌شوی
با دندانه‌های سخت و محکم و شاید هم مذابّ
این انتخاب اول
تا دنیا دنیاست و تا دو خانواده پابرجا هستند
تو یک وصله ناجوری
که دو طیف متضاد را با هم جمع کرده‌ای
در حاشیه دو گسل

اما انتخاب دوم، رنج درونی‌ست و سازش
به وسط گسل بیایی
در محیطی امن و آسوده چادر بزنی
پیرامون تو سراسر سکوت باشد
و هر درگیری که رخ نمود
دو خانواده با هم حل نمایند
زیرا تو بر خواسته‌هایت پای نفشرده‌ای
و بر یک خُلق و خو باقی ماندی
همان خُلقی که یک عمر تحمل کردی
اگر چه دوست نداشتی
اما به این تحمل «عادت» داری!

چنین گسلی اگر چه ممکن است در جاهایی داغ باشد
ولی پاهای تو
به تمام داغی آن عادت دارند
و نقاط کمتر گرم را می‌شناسند
اگر زن تو چون مادرت باشد
یا چون سایر زنان خویش و قومت
در فرهنگ و اخلاق و رفتار فردی و اجتماعی
درست است که نمی‌پسندی
ولی بلدی چطور از چاله‌هایش بپری
تا گرفتار چاهش نشوی
و شکافی بین دو خانواده نخواهد بود
که تو
بله تو
مجبور باشی آن را پر کنی
با تمام گوشت و پوست و استخوان خود!

اگر دختری دیدی که به این سادگی پشت پدر و مادرش پناه گرفت
یاد بگیر که پشت پدر و مادرت پناه بگیری
اگر او نمی‌تواند رنج چشم‌های تیز و درنده و شماتتگر خانواده‌اش را تحمّل کند
تو نیز نکن
تو چرا باید این رنج را بکشی؟
این منطق تعامل و ارتباط اجتماعی‌ست
که یک قدم پیش
و انتظار یک قدم از طرف مقابل
اگر چه می‌دانم شما مرد هستی
و مردان بر عهد خود استوارند معمولاً
و نمی‌پذیرند که رنجی بر زوجه‌شان نشیند
و همه را چون کوه بر پشت می‌کشند
که بودم
و کشیدم
و صد البته پشیمان نیستم و خدای را نیز شاکرم به این منّت
اما
قاعده تعامل و ارتباط «پایدار» این است
شما یک قدم کوتاه بیایی
طرف مقابل هم بیاید
اگر پدر و مادرتان را قانع کنید که یک قدم از خواسته‌هایشان پایین بیایند
و زوجه نیز خانواده خود را قانع نماید
بر این تعامل می‌توان امید بست

اما اگر نشد
خداوند اختیار شما را سلب نکرده است
و اختیار دیگران را نیز به شما نسپرده است
پدر و مادر شما مختارند
شما هم مختار
البته تکلیف فوق طاقت هم ندارد
می‌توانید همه چیز را به گردن خانواده بیاندازید و رها کنید
نگران نباشید
اما اگر قرص قرمز را بردارید
کاری که نئو در ماتریکس یک کرد
افتخار بزرگی برای شماست
این‌که آماده هستید برای سال‌های سال
فشار دو گسل را تحمّل کنید
تبریک دارد این انتخاب
و شایسته کف زدن حضّار و نُظّار
اما آماده باشید
برای یک زندگی راحت در زیر یک چتر آرامش‌بخش، کلاهی ندوزید
حتی فرزندان شما نیز از طعنه‌های دو خانواده
و رنجش‌های آتی
آسوده و مصون نخواهند بود

موفق باشید


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
خلاصه فرمایشات رهبری در دیدار با اعضای مجمع نمایندگان طلاب + جمعه 95 فروردین 6 - 10:46 عصر

ارتباطم زیاد نیست
معمولاً دوستان ما هم زیاد مرتبط نیستند
با نماینده شهر خود
و البته این خوب نیست

موقع گرفتن نامه قبولی امتحان شفاهی که می‌شود
امضای نماینده استان لازم است
من هر بار در همین زمان نماینده‌ام را ملاقات کرده‌ام
درست وقتی به امضای او نیاز داشتم
و این البته که خوب نیست

نماینده‌های هر استان جلسه هم می‌گیرند
جلساتی که تمام طلبه‌های همان استان گرد هم می‌آیند
این خیلی خوب است
ولی این‌که بعضی از ما حاضر نمی‌شویم
این خوب نیست

و حرف‌هایی که مقام معظم رهبری
در دیدارشان با نمایندگان طلاب
[http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=32637]
ماه گذشته داشتند
خوب بود
نکات قابل توجهی
خلاصه کردم
و نمودارطوری
تا قابل استفاده‌تر باشد

از نظر تشکیلاتی
کارهای زیادی زمین مانده است
طراحی‌های فراوانی لازم

امید که موفق باشند
اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلا
در توانمندسازی این نهاد حوزوی
و ارتباط تشکیلاتی و سازمانی طلاب را
در راستای توسعه اسلام
افزایش دهند!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: سند 18 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
امروز هم جاهلیت + چهارشنبه 94 مرداد 7 - 8:35 عصر

عجب در عصر جاهلیّتی زندگی می‌کنیم
باور نکردنی‌ست
واقعاً باور نکردنی
این نمودار را که دیدم
نتوانستم درباره‌اش چیزی ننویسم

در بعضی کشورها دخترها را می‌کشند
مانند چین
درست همان زنده به گور کردن در عصر جاهلیت گذشته
پیش از اسلام
زیرا پسر می‌خواهند
چون معتقند:
It is believed that only boys can later keep up the family tradition *

برای این حماقت بحران‌ساز جاهلی
یک نام مدرن هم گذاشته‌اند:
missing girls

آمارها نشان می‌دهد که فقط در آسیا
160 میلیون دختر کم شده است
نسبت به پسرها
یعنی کشته شده‌اند
به دست پدرها و مادرهای خودشان **
به روش: sex-selective abortion
سقط بر مبنای انتخاب جنسیّت جنین!

برخی کشورهای اروپایی هم
جواز این عمل را صادر کرده‌اند!
مانند انگلیس***

جاهلیّتی کهنه در دنیایی مدرن!

«وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ» (تکویر:8و9)

* http://www.geogonline.org.uk/as_g2ki1.51.htm
** http://earthsky.org/human-world/why-are-160-million-girls-missing-from-asia
*** https://jimbakkershow.com/news/uk-votes-banning-sex-selective-abortions


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 1 - دریاچه فارس - پسر ِ نگران - دیروز و امروز - جنگنده های دشمن - عاقبت - 
هارد خود را دور بیاندازید + چهارشنبه 93 بهمن 29 - 10:28 صبح

امروز هجدهم فوریه است
دو روز پیش
کاسپراسکای پرده از یک ویروس مخوف اینترنتی برداشت
که ایران و روسیه
دو منطقه با بالاترین فراوانی از آلودگی به این ویروس‌اند
[متن خبر فارسی]

و خبر اصلی

انگار بیش از ده‌سال است در رایانه‌های ما فعالیت می‌نماید
و به تازگی کشف شده!

کار آن سرقت اطلاعات
و حمله به سرورهای نهادهای مالی، دانشگاهی، نفتی، هسته‌ای و...

کاسپراسکای آن را مرموزترین و شگفت‌آورترین ویروسی می‌نامد
که تا به حال  با آن مواجه شده

آن‌ها می‌گویند که قادر به حذف آن از رایانه شما نیستند
چرا؟!
زیرا این اولین ویروس شناخته‌شده است که روی فریم‌ور هارد دیسک شما
یا کول‌دیسک
می‌نشیند!
دقت فرمودید؟!
می‌گویند متدهایی که فریم‌ور را «می‌نویسد» محدودند
و امکان «خواندن»‌ نمی‌دهند
لذا پس از آلوده شدن هارد به این ویروس
دیگر:
1. نمی‌شود از وجود یا عدم آن مطلع شد
2. نمی‌توان آن را حذف کرد
3. نمی‌توان دسترسی آن به اطلاعات را محدود نمود

حتی هر رمزی که بگذارید
حتی به روش‌های رمزکردن بیت به بیت اطلاعات!
این جاسوس اینترنتی می‌تواند رمز را هم بردارد
در خود ذخیره  نماید
و پیوسته اطلاعات شما را پویش نموده و از طریق اینترنت ارسال کند!

کول‌دیسکی که بارها فرمت شده باشد
باز هم ممکن است آلوده به این ویروس باشد
کافیست به رایانه‌ای متصل شود که آلوده است
ویروس حتی روی بوت‌سکتور هم نمی‌رود
مثل ویروس‌های قدیمی
و حتی بدترین‌شان؛ چرنویل
این ویروس را اصلاً روی سطح هارد یا کول‌دیسک نمی‌یابید
این ویروس در چیپ‌های سخت‌افزار قرار می‌گیرد!

گفته‌اند که هاردهای مکستور، وسترن دیجیتال، سامسونگ، سیگیت، هیتاچی و توشیبا را آلوده می‌کند
یعنی نام این هاردها را در سورس ویروس یافته‌اند

و جالب این‌که
دو مرحله‌ای عمل می‌نماید
در مرحله اول آلودگی
یک ویروس اولیه به نام «دابل‌فانتزی» به رایانه می‌آید
هارد را چک می‌کند
ولیدیت می‌کند اصطلاحاً
اگر رایانه مزبور ارزش سرقت اطلاعات را داشت
متناسب با میزان ارزش آن‌ها
نسخه‌ای از «ایکویشن‌دراگ» یا «گری‌فیش» را نصب می‌نماید
این ویروس دسترسی به تمام سیستم عامل قربانی دارد
اما اگر
نسبت به دسترسی به بعضی سخت‌افزارها دچار مشکل شود
مثلاً نتواند از کارت شبکه استفاده نماید
یا فایروال را دور بزند و به سایر کلاینت‌ها دسترسی داشته باشد
به سراغ سرورهای خود می‌رود
و پلاگین یا درایور مورد نیاز را دانلود می‌کند
این ویروس دارای 18 درایور و 35 پلاگین است
که متناسب با سخت‌افزار یا نرم‌افزارهای کاربر مورد استفاده قرار می‌دهد

کاسپراسکای چهار ورژن 8 و 11 و 12 و 13 از این ویروس را شناسایی کرده
و می‌گوید: «ما ظاهراً تنها به بخش بسیار کوچکی از تنوع ورژن‌های این ویروس دست پیدا کرده‌ایم»

کاسپراسکای سند معرفی ذیل را درباره این ویروس منتشر کرده:
http://securelist.com/files/2015/02/Equation_group_questions_and_answers.pdf
و معتقد است
الگوریتمی که در ساخت این ویروس به کار رفته
منطبق با افشاگری‌های اخیر ادوارد اسنودن است
که استفاده از این الگوریتم‌ها را به NSA نسبت داده بود
سازمان امنیت ملی آمریکا

(این موارد را درباره سازمان مزبور بخوانید: + + +)

کاسپراسکای می‌گوید این ویروس می‌تواند خود را نابود کند
لذا شناسایی آن دشوار است

فرض کنید به رایانه شما می‌آید
وقتی روی فریم‌ور هارد شما نشست
خود را از رایانه پاک می‌کند
شما هم هرگز نمی‌فهمید چنین جاسوسی در کنار شماست!

راستی این ویروس مختص مایکروسافت ویندوز هم نیست
و کاسپراسکای می‌گوید روی Mac OS X هم مشاهده شده است!

با این سایت درباره این ویروس به روز باشید: http://securelist.com

یک حرفه‌ای خوش‌ذوق در یکی از سایت‌های خارجی نوشته بود:
«در این شرایط بهترین راه حل این است که هارد خود را دور بیاندازید!»

پ.ن.
هفته‌نامه اشپیگل آلمان سندی محرمانه را مربوط به سال 2006 منتشر کرده است
که در صفحه 4 آن متن عجیبی درباره «هک فریم‌ور هارددیسک» نوشته شده
با این عنوان: «Covert Storage Product»
این سند که برچسب «فوق محرمانه» دارد
در انتهای خود به نام NSA امضاء شده است!
این سند ایده‌ای را مطرح می‌نماید که با هک فریم‌ور هارد
می‌توان بخشی غیرقابل دسترسی در سطح هارد ایجاد کرد
که هیچ سیستم‌عامل و ابزار دیگری قادر به مشاهده آن نیست
زیرا این محدودیت در سطح خود سخت‌افزار انجام می‌شود، یعنی داخل خود هارددیسک!

پ.ن.
شاهکار برنامه‌نویسی در تولید یک ویروس هوشمند!
اطلاعات افشا شده تخصصی  و فنی کاسپراسکای را  می‌خواندم
به این بخش رسیدم:
این ویروس می‌تواند «شکاف هوایی» را هم دور بزند!
یعنی چه؟!
مثلاً رایانه‌ای دارید یا شبکه‌ای از رایانه‌ها
که به دلایل مسائل امنیتی آن را ایزوله کرده‌اید
هیچ سیم و کابل شبکه‌ای آن را به بیرون متصل نمی‌کند
کاملاً Local است یعنی
اطلاعات و آپدیت‌های مورد نیاز را هم با کول‌دیسک جابه‌جا می‌کنید
البته هر بار هم با فرمت کردن کامل
حالا ویروس اطلاعات مورد نیازش را جمع می‌کند
یا نیازهایی که به درایورهای بیشتر دارد یا پلاگین
این را در کول‌دیسک قرار می‌دهد
کول‌دیسک وقتی از منطقه ایزوله خارج شد و به رایانه‌ای متصل شد که اینترنت دارد
اطلاعات را به سرورهای مورد نظر ارسال می‌کند
یا درایورها را دانلود می‌نماید
باز هم شما کول‌دیسک را فرمت می‌کنید
به منطقه ایزوله باز می‌گردید و به رایانه‌ای که هرگز به اینترنت متصل نشده وصل می‌نمایید
درایورها از کول‌دیسک فرمت‌شده خوانده می‌شود!
یعنی یک کول‌دیسک فرمت‌شده و خالی از اطلاعات می‌تواند جاسوس کوچک دشمن باشد
هیچ آنتی‌ویروسی هم هیچ غلطی نمی‌تواند بکند
زیرا چیزی روی کول‌دیسک وجود ندارد تا اسکن شود!
یعنی می‌شود؟!
این‌ها را سایت کاسپراسکای نوشته است!
اگر متخصصینی اطلاعات بیشتر دارند بفرمایند
و این برداشت بنده را اصلاح کنند.


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

<      1   2   3      >
فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
به فرزند
از فعالیت
به فرزند
با نوشتن
در سفر
به فرزند

جمعه 98 شهریور 29

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم مباحثه سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب دشمن جوجه خیاطی انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
نوشته‌ها 3 - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید