سفارش تبلیغ
سرور مجازی ‌هاست ایران
  شاید سخن حق  

هر بختیارى را بخت برگشتنى است ، و آنچه برگشت پندارى نبوده و نیست . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
اقتصاد، فرهنگ، سیاست سه شنبه 93 مهر 8 - 1:50 عصر

این جمله از کیست:

«ما معتقدیم روابط بین اقتصاد، فرهنگ و سیاست به گونه‌ای است که یکدیگر را متقابلاً تقویت می‌کنند. چنانکه این قاعده در مورد اندام‌های زیستی نیز صدق می‌کند. بی‌معناست که بپرسیم در بدن انسان ماهیچه‌ها «به راستی» نقش اساسی‌تری دارند یا دستگاه گردش خون، یا دستگاه عصبی، یا دستگاه تنفسی، هر یک از این دستگاه‌ها نقشی اساسی و حیاتی دارد و هر کدام از کار باز بماند، کل بدن از کار می‌افتد. نظام‌های سیاسی و اقتصادی نیازمند نظام‌های فرهنگی ِ پشتیبان‌اند و اگر از این پشتیبانی محروم باشند ناگزیرند بر اجبار ِ صرف تکیه کنند که تقریباً هیچگاه ثبات و دوام نداشته است. در مقابل، نظام فرهنگی‌ای که با نظام اقتصادی مرتبط با آن تناسب نداشته باشد، دوام نمی‌آورد. باور به موجبیّت اقتصادی، موجبیّت فرهنگی و موجبیّت سیاسی، هر سه از مصادیق ساده‌انگاری است. گرایش این نظام‌ها به روابط علّی ِ دوسویه است،‌ اگر یکدیگر را تقویت نکنند دوام نمی‌آورند.»

کدام یک از مخاطبین این وبلاگ می‌توانند گوینده متن فوق را حدس بزنند؟
یک هفته هم فرصت!

پ.ن. (19 مهر 1393)
بله
دوست عزیزمان درست فرمودند
رونالد اینگلهارت
پس بگذارید اکنون که جواب را دانستید
رازی را برای شما برملا نمایم
نمی‌دانم عواقب آن چیست
ولی خوب است بدانیم
خوب است که آگاه باشیم
خوب است که متوجه پیرامون خود بیشتر باشیم
خوب است که دشمن خود را خوب بشناسیم
آری
رونالد اینگلهارت
او کیست؟!
کاری نداریم که یهودی‌ست
یا آن‌چنان که در مقالات وی می‌توان دید
در آن‌چه نوشته است
یک آتئیست به تمام معنا
همان‌که ما کافر می‌گوییم!

سازمانی جهانی دارد
بررسی ارزش‌های جهانی (http://www.worldvaluessurvey.org)
از همان اوایلی که انقلاب ایران تحقق یافت
این سازمان نیز ارزش‌های جهانی را پیمایش کرد
و نام هر پیمایش جهانی را
که بر اساس متدی واحد و پرسشنامه‌هایی مشابه بود
یک «موج» (Wave) نهاد
موج اول پیمایش جهانی آن‌ها
که در ده کشور به انجام رسید
دو سال پس از انقلاب انجام شد
ده سال بعد موج دوم پیمایش در 18 کشور
پنج سال بعد در 53 کشور بررسی‌ها به انجام رسید
موج سوّم که در سال 1374 انجام شد
ولی هنوز هم ایران را در لیست خود نداشت
اطلاعاتی از باورهای ایرانیان نداشت
ارزش‌ها و باورهای ما را نمی‌شناخت

پرسشنامه عجیبی طراحی کرده‌اند
روش بسیار جالبی
نمی‌پرسند: واقعیت چیست؟
می‌پرسند: تو چه فکر می‌کنی؟!
برداشت‌ها و تصوّرات و تفکّرات مردم را هدف گرفته‌اند

و اما ایران
موج چهارم را سال 1999 آغازیدند
و این‌بار اطلاعات ایران را هم داشتند
هم‌وطن‌های مسئول ما در وزارت ارشاد
زحمت کشیدند انگار
سال 1379 طرحی ملّی در ایران کلید خورد*
من نمی‌خواهم اتهامی وارد کنم
در صلاحیت...
و اطلاعات و دانش حقیر هم نیست
مسئولین امر باید بررسی نمایند
اما به نظر می‌رسد
شاید...
حداقل در حدّ موضوعات مطرح شده
و روش بررسی
مشابهت‌های عجیبی وجود دارد

ارشاد طرح ملّی ارزش‌ها و باورهای ایرانیان را در دستور قرار داد**
موج اول این طرح با موج چهارم آن طرح جهانی در هم آمیخت
پرسشنامه و اسناد نیز
در همان سایت جهانی آمریکایی یافت می‌شود***

این‌ها مهم نیست
مهم این است که غرب آمار فرهنگ دنیا را به دست آورد
بسیار عمیق و دقیق
نتیجه چه؟
همین جملاتی که از اینگلهارت خواندید
اینگلهارت دنیا را بر اساس متغیّرهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی تحلیل آماری کرد
و نتایج این بررسی‌ها برای اولین بار به صورتی کاملاً تجربی نشان داد
که این سه نظام
در هم تنیده و تأثیرگذارند
و مانند بدن یک انسان واحد عمل می‌کنند
مشابه نظریه‌ای که استاد حسینی (ره)
مؤسس دفتر مجامع مقدماتی فرهنگستان علوم اسلامی قم
در تحلیلی که از اقتصاد ایران دارند
ارائه نموده‌اند
این را اینگلهارت در مقاله‌ای بیان کرده است
که 1377 به زبان فارسی ترجمه شد****

اما این تنها دستاورد مطالعات فوق نبود
مهم این است که دنیای غرب با این بررسی‌ها
باورهای مسلمانان را شناخت
باز هم بسیار عمیق و دقیق
و به آن‌جا رسید
که اینگلهارت نظریه برخورد تمدن‌های هانتینگتون را نقد کرد*****
او تلاش‌های دولتمردان غرب
برای ترویج فرهنگ «دموکراسی» در میان ملل مسلمان را بیهوده دانست
و اذعان نمود
بررسی‌های آماری در کشورهای اسلامی حاکی از آن است که
مسلمانان نگاه بسیار مثبتی به دموکراسی دارند
پس برخوردی که هانتینگتون میان اسلام و تمدن غرب پیش‌بینی کرده
در موضوع دموکراسی نیست
بلکه...
اینگلهارت نتیجه تحقیقاتی که به لطف هم‌وطنان ناآگاه ما در ایران
و کشورهای دیگر اسلامی به انجام رسیده است
بر اساس کلیشه‌های استانداردی که او و شاگردانش تهیه کرده‌اند
این می‌داند...
اجازه دهید عین متن را بیاورم
آن‌چه در ترجمه مقاله وی آمده است:
«مقایسه میان اطلاعات به دست آمده از طریق این تحقیق در مورد کشورهای مسلمان و غیرمسلمان، بخش اول نظریه هانتینگتون را تأیید می‌کند: فرهنگ حقیقتاً مؤثر است و تأثیر آن بسیار زیاد است. سنّت‌های مذهبی قدیمی بر ارزش‌های فعلی و جاری در این کشورها اثر پایداری بر جا گذاشته است.
در عین حال هانتینگتون در این فرض که منازعه اصلی میان غرب و اسلام در مورد ارزش‌های سیاسی صورت می‌گیرد، اشتباه کرده است. در این مقطع از تاریخ، جوامع مسلمان و غیرمسلمان (یهودی-مسیحی) دموکراسی را بهترین شکل حکومت می‌دانند. در حقیقت گسل و شکاف اصلی میان غرب و اسلام در مورد تساوی جنسیتی و آزادی جنسی است. به عبارت دیگر ارزش‌هایی که دو فرهنگ اسلام و غرب را از هم جدا می‌کند، بیشتر در مورد «شهوت» است تا در مورد مردم.»

این‌جاست که «دکترین تهاجم فرهنگی» اینگلهارت شکل می‌گیرد:
برای رفع چالش‌های پیش‌بینی شده در آینده جهان
میان اسلام و غرب
باید مسأله «شهوت» را در جهان اسلام دگرگون کرد!

وی در جایی از مقاله خود صریح‌تر سخن می‌گوید:
«یک تحقیق جدید نشان می‌دهد که مسلمانان و غرب در نگرش نسبت به دموکراسی یکسان‌اند، در حالی که نگرش آن‌ها نسبت به طلاق، سقط جنین، تساوی جنسیتی و همجنس‌بازی، باعث ایجاد دو دنیای متفاوت می‌گردد، که البته این نگرش مسلمانان نسبت به مسایل جنسی، می‌تواند برای آینده دموکراسی در خاورمیانه خوش‌یمن نباشد»
مسأله جهان غرب با اسلام
امروز بر سر همین است
بر سر شهوت!

اکنون می‌توان پی برد که اصرار زیاد مقام معظم رهبری
در تمام این سال‌ها
از شبیخون فرهنگی و تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی
همه و همه اشاره به این دکترین جدید در غرب است
دکترینی که شاید پاره‌ای مسئولین ما نیز در رسیدن غرب به آن همکاری نمودند
و با آمارها
گرای جبهه خودی را به دشمن دادند

اکنون می‌فهمم چرا رؤسای جمهور ایران که با خبرنگاران غربی مصاحبه می‌کنند
در نیویورک مثلاً
یکی از سؤالات اصلی و همیشگی خبرنگاران خارجی
همین مسأله همجنس‌بازی و تساوی جنسیّتی‌ست!
گویا شاخص حل مشکل اسلام و غرب همین است؛
این‌که مدیریت «شهوت» در جامعه اسلامی به شیوه و سبک غربی تبدیل گردد!

* امسال موج سوم آن در ایران انجام شد
هم‌زمان با موج ششم در جهان!

** ببینید:
http://yon.ir/tmabi

*** در نشانی:
http://www.worldvaluessurvey.org/WVSDocumentationWV4.jsp

**** متن کامل مقاله در نشانی:
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/22855

***** در این مقاله:
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/347730 


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
حضرتمان در مقام آشپز شنبه 93 شهریور 8 - 6:38 عصر

چنین گرفت یکی از خواصّ دوستان
فی حین طبخ غذا
در یومی مِن الأیام

ایمیل‌مان کرد امروز
آن‌چه غافلگیرانه اخذ کرده بود تصویراً

گذاشتیم بر وبلاگ
تا ادخال سرور باشد
و دوستان را به تبسّمی میهمان کرده باشیم! :)


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
نگاه صدر به سازمان حوزه جمعه 93 تیر 6 - 3:33 عصر

یک روزگاری
صدها سال قبل
همه چیز در دنیا به صورت «فردی» بود
دولتش دیکتاتوری بود
استبداد بود
«فردی» بود
تجارتش بر اساس تاجرهای «فردی» بودند
یک‌نفر یک‌نفر تاجر بود
دخل و خرجش را خودش انجام می‌داد
همه‌چیز در دنیا صورت «فردی» داشت
زراعتش، تجارتش،‌ درس‌خواندنش، دولتش، سیاستش، روزنامه‌ش، همه‌اش
در این دنیا
ما
یعنی «قوای دینی»
و «راهنمایان اخلاقی بشر»
هم اگر «فردی» زندگی می‌کردیم
تا حدودی معقول بود
روبه‌راه بود
عیبی نداشت
یکی در مقابل یکی
آن‌ها تنها بودند و ما هم تنها
اما امروزی که همه چیز به صورت دسته‌جمعی و منظّم درآمده
دولت‌هایش دسته‌ها و سازمان‌ها دارند
تجارتش شرکت‌های وسیع و محیّرالعقول شده
تبلیغاتش مؤسسات وسیع دارند
مطبوعاتش نهادها تأسیس کرده‌اند
سیاستمدارانش احزاب به وجود آورده‌اند
فلاحت و کشاورزی مکانیزه شده و به صورت شرکت‌ها درآمده
در این دنیای «سازمانی»
اگر ما باز هم بخواهیم تک‌روی کنیم
به نظر من
نهایت «سادگی» (ساده‌لوحی) است
ما اگر
عمل دست‌جمعی نداشته باشیم
کلاهمان پس معرکه‌ست
که «هست»
که «هست»!
برای این‌که همه چیز منظّم است
جامعه ما امروز همه‌چیزش «سازمانی» و منظّم است
اگر ما بخواهیم بی‌سازمان و بی‌نظم پیش برویم
موفق نمی‌شویم
اگر این حرف را پذیرفتید
که پذیرفتید
اگر نپذیرفتید
مثل پنجاه سال پیش
که تا حالا همه‌مان خُرد شدیم و له شدیم و قوای‌مان تلف شده
و هر کس به راه خودش رفته
و هر کس با دیگری تضارب و تزاحم داشته
و مشکلاتی برای‌مان پیش آمده
و دیگران هزاران فرسنگ از ما پیش افتاده‌اند و رفته‌اند
ما همین‌جا هستیم
باز هم می‌مانیم
میل خودتان است
می‌خواهید بپذیرید
می‌خواهید هم نپذیرید!*

متن فوق را از روی نوار پیاده کردم
نوار سخنرانی امام موسی صدر
سال 1344
در حوزه علمیه قم
در جمع علما و فضلای حوزه
تکان‌دهنده است
نیست؟!
پس چرا تکان نداده است
پس از پنجاه سال؟!

یاد کلام مقام معظم رهبری**
سال 1374
کار سازمانی و تشکیلاتی مانند استفاده از اتومبیل
در مقابل سواری بر اسب
تشبیهی برای کار فردی!

* منبع: http://sound.tebyan.net/newindex.aspx?pid=150301&MusicID=72529
** اشاره به کلام منقول در: http://rastan.parsiblog.com/Posts/110


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
نسبیــّـت ِ بهشتی چهارشنبه 93 خرداد 14 - 10:58 عصر

چند روزی‌ست این کتاب در دست است
اقتصاد شهید بهشتی
چند ساعت پیش که در پارک نشسته بودم
و به مطالعه اجباری روزانه مشغول
در هوای خنک شبانه بهاری قم
به این صفحات رسیدم
برایم جالب بود
شاید برای شما هم باشد:

دنبال جامعه مطلقاً خوب بودن
به دنبال مدینه فاضله اسلامی گشتن
امروز را
با فردایی که با ظهور محقق خواهد شد سنجیدن
و بدی‌ها و خطاها
و حتی پاره‌ای معصیت‌ها را
از بعضی افراد مسئول
بر سر نظام اسلامی کوفتن و غیراسلامی‌ش خواندن...

شهید بهشتی ره به راستی یک امّت بود!


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
حقوق شهروند ِ انقلابی شنبه 92 اسفند 10 - 8:50 صبح

بشر امروز شاید برای خوشگذرانی و لذت بیشتر به دنیا آمده باشد
ولی بشر مسلمان
موحّدی که به خدا معتقد باشد
و دایره امتحاناتی که پیش رو دارد
مؤمنی که به روز جزا یقین‌مند است
قطعاً ورود خود به عالم دنی را برای التذاذ مادّی نمی‌پندارد

اگر شهروند مدرن در پی آسایش بیشتر است
در جستجوی ارتقاء فضای رفاه
گستره‌ای که بتوان بیشتر و بهتر و در مقیاسی وسیع‌تر و باکیفیت‌تر چَرید
خورد و خوابید و بر دیگران پرید
و برای آن منشور می‌نویسد
شهروند مسلمان که نمی‌تواند چشم بر قبل و بعد این دنیا ببندد
تاریخ را نادیده بگیرد
کفر و ایمان را بی‌مرز شناسد
بی‌رگ و بی‌غیرت و بی‌انصاف شود
خون انبیاء و شهدا و صدیقین را هدر دهد
و حق و باطل را به هم آمیزد و هم‌تراز گیرد؟!
چطور می‌شود نسبت به خوبی و بدی موضعی واحد داشت
و دوست و دشمن را به یک چشم دید؟!

نگاهی به مرامنامه حزب جمهوری انداختم
همان‌که پنج از بهترین اسلام‌شناسان عصر نگاشتند
انقلابی‌ترین‌ها
در همان سال انقلاب
دیدم انگار این همان منشور است
همان منشور شهروند ِ انقلابی که دنبالش می‌گشتم

مرامنامه‌ای که چنین متنی دارد:*

هدف حزب تداوم بخشیدن به انقلاب خلق مسلمان ایران در راه استقرار نظام عدل اسلامی در زمینه‌های معنوی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی است.
این تلاش در آغاز اقدامات زیر را در بر خواهد داشت:
1. بالابردن آگاهی اسلامی و سیاسی مردم ایران و سرعت بخشیدن به خودسازی انقلابی آن‌ها در همه ابعاد.
2. پاک‌سازی کشور از آثار استبداد و استعمار و مبارزه پی‌گیر با همه عوامل و زمینه‌های ذهنی و عینی آن.
3. برقراری آزادی‌های اساسی از قبیل آزادی بیان و قلم، آزادی اجتماعات و دیگر آزادی‌های انسانی ارزش‌آفرین که شرط لازم برای شکوفایی استعدادها و توانایی ملّت بر ایفای نقشی خلاّق در تعیین سرنوشت اجتماعی خویش است.
4. تبدیل نظام فاسد اداری موجود به سازمان اداری جدیدی که در آن ایمان و صداقت و لیاقت معیار تصدّی هر شغل باشد و علاقه به کار و احساس مسئولیت جانشین بی‌تفاوتی کنونی گردد.
5. پایان دادن به سلطه اقتصادی بیگانگان و جلوگیری از چپاول و هرز رفتن منابع طبیعی و نیروی کار کشور از راه تبدیل صنعت مونتاژ و وابسته و کشاورزی آشفته و رو به انهدام کنونی به صنعت و کشاوری مستقل و برنامه‌دار که در آن منابع طبیعی و نیروی انسانی ما با رعایت شرایط اقلیمی در جهت مصالح ملّی و تأمین نیازهای عمومی به کار افتد.
6. ریشه‌کن کردن فقر و محرومیت از طریق تأکید بر ارزش کار و نفی هر نوع استثمار و ایجاد سیستم اقتصادی جدیدی که در آن هیچ‌کس مجبور نباشد نیروی کار خود را کمتر از ارزش اقتصادی واقعی آن بفروشد و بازده کار کشاورز و کارگر و همه زحمتکشان دیگر به صورت کامل عاید خود آن‌ها گردد، شخصیت معنوی و انسانی هر فرد تقویت شود و در او شوقی درونی به وجود آید که کارآیی و مهارت خویش را بالا برد و به خودکفایی فنی جامعه کمک کند.
7. تبدیل نظام آموزشی وارداتی استعماری به نظامی اصیل و مستقل که با اتکای بر مبانی اخلاقی، اجتماعی و تربیتی اسلام امکانات کافی برای پرورش و آموزش صحیح و پربار همه کودکان و جوانان ما فراهم سازد، جهل و بی‌سوادی را در همه قشرها و در همه جای کشور ریشه‌کن کند، نیروی عظیم انسانی ما را به پیشرفت واقعی معنوی، اجتماعی، علمی و صنعتی برساند.
8. ایجاد ارتشی با ایمان و مستقل که دیگر وسیله سرکوبی ملّت و جنبش‌های ملّی نگردد و نقش واقعی خود را در دفاع از مرزهای کشور و حقوق ملّت در برابر هجوم بیگانه ایفا کند، تا مانند همه ارتش‌های ملّی در قلب مردم جای گیرد و از محبّت و احترام عمومی برخورداد باشد.
9. از میان بردن همه ریشه‌ها و نهادهای فساد و فحشا که فرهنگ استعماری بر جامعه ما تحمیل کرده است و مبارزه با ماده‌گرایی و دل سپردن به اصالت لذّت مادی که زمینه رشد ارزش‌های عالی معنوی را در محیط اجتماعی ما متزلزل کرده و مانعی بزرگ در راه شکوفایی استعدادهای نسل جوان، خلاقیت معنوی، اخلاقی، هنری، علمی و فنی آنان شده است.
10. تنظیم سیاست خارجی بر اساس دو اصل اسلامی تولّی و تبرّی با نتایج زیر:
‌الف. رعایت کامل استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی کشور بدون وابستگی به بلوک شرق یا غرب

‌ب. احترام به استقلال و آزادی ملّت‌های دیگر
‌ج. توسعه و تحکیم روابط برادرانه با همه مسلمانان جهان در زمینه فرهنگی، اقتصادی و سیاسی
‌د. داشتن روابط دوستانه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با ملّت‌هایی که در موضع سلطه‌جویی بر ملّت‌های دیگر و تجاوز و خیانت به عالم اسلام نباشند
‌ه. کمک به محرومان و مستضعفان جهان و حمایت همه‌جانبه از ملّت‌هایی که در راه حق و عدل و آزادی مبارزه می‌کنند

و چنین خط مشی‌ای برای حزب ترسیم نموده است:

1. تأکید بر تداوم انقلاب و جلوگیری از هر نوع تحجّر و توقّف در یک مرحله که بر حسب تجربه تاریخی خودبه‌خود عامل ارتجاع و انحراف خواهد شد.
2. التزام به همبستگی روزافزون همه نیروهای مبارز مسلمان که در راه استقرار نظام حق و عدل اسلامی علیه استعمار و استثمار تلاش می‌کنند و جلوگیری از محدودشدن تداوم مبارزه و تلاش‌های سازنده در یک گروه یا قشر معیّن.
3. خودداری از هر نوع وابستگی به گروه‌ها و نیروهایی که پیوند با آنان به استقلال و اصالت اسلامی جنبش کمترین آسیبی زند.
4. استفاده از همه شیوه‌های مبارزه و سازندگی که با معیارهای اسلامی سازگار باشد، با بهره‌گیری کامل از آخرین تجربه‌های مبارزاتی و سازندگی جوامع بشری و رعایت ضرورت‌های هر یک از مراحل تکامل انقلاب اسلامی جامعه ما.

متن را تجزیه و تحلیلی نموداری نمودم که از این نشانی قابل دریافت می‌باشد.

شهروند مسلمان انقلابی‌ست
بشری‌ست که برای تبدیل تمدن مادی به تمدن الهی مبارزه می‌کند
دائم و پیوسته
شهروند مسلمان به دنبال تحقق تمدن حقه است**

استاد ما نیز برای فرهنگستان مشابه چیزی نوشته بود
(آن روز دفتر مجامع مقدماتی فرهنگستان علوم اسلامی نام داشت)
که شاید بتوان آن را نوعی مرامنامه دانست (نمودار کامل)

و اما از آن‌رو که استاد حسینی(ره) گفته می‌شود
و به نظر می‌رسد
تحت تأثیر اندیشه‌های اسلام ِ سیاسی پدر خویش بوده باشد
نسخه‌ای از مرامنامه حزب برادران را نیز بررسی کردم***

 قبلاً متن این مرامنامه را روی بالکن آرامگاه نور دیده بودم
جایی که مدفن آقاسیدنورالدین و برادر ایشان و پاره‌ای اقوام‌شان است
بر دیوار کاشی‌کاری شده است (لینک نمودار)

اگر بخواهیم حقوق شهروندان مسلمان را در جامعه اسلامی خود ترسیم نماییم
به نظر می‌رسد باید بهتر از گذشته عمل نماییم
روی شانه‌های اسلاف خود بایستیم
و به دورترها نظر افکنیم و عمق نگاه خود را افزایش دهیم
بعید است صحیح باشد که همه سوابق را رها نموده
بدون تأمل و تدبّر در آن‌چه قبلاً ساخته‌ایم
چشم به غرب دوخته
شهروند ِ مسلمانی تعریف نماییم که بیشتر سکولار به نظر می‌رسد تا متدیّن!


*متن را مستقیماً از روی جزوه‌ای که خود حزب برای جمع نظرات اندیشمندان در سال 1357 چاپ و توزیع کرده بود تایپ نمودم و بر روی اینترنت نیافتم نسخه‌ای از آن. اصل این جزوه در کتابخانه شخصی پدرم موجود است.

**به صورت مستقیم از روی جزوه اصول کلّی تعیّن دفتر فرهنگستان تایپ نمودم. نسخه‌ای شخصی که از روی نسخه اصل کپی گرفته بودم سال‌ها پیش.

***متن کامل را چون در اختیار نداشتم، دسترسی به آرامگاه نور شیراز هم نبود، این مرامنامه را از سایت پژوهشکده باقرالعلوم(ع) سازمان تبلیغات برداشتم.


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
چسب ِ قدرت دوشنبه 92 اسفند 5 - 8:33 صبح

خیر
نمی‌خواهم برای چسب تبلیغ کنم
وبلاگم هم تبلیغی نیست
می‌خواهم از «چسبندگی ِ قدرت» بگویم

سؤال: چرا گاهی «قدرت» به «آدم» می‌چسبد؟!
- قدرت به آدم؟!
بله خب!
معمولاً آدم‌ها به قدرت می‌چسبند
ولی منظور آن‌جاهایی است که قدرت می‌چسبد به آدم!
البته که می‌شود
خیلی هم دیر جدا می‌شود انگار
البته بستگی به نوع چسبش هم دارد!

یکم. چسب نفس
این را که همه می‌شناسند
آدم را بیچاره می‌کند
بنده خدا هی می‌خواهد رها کند
ولی قدرت رها نمی‌کند
عین چسب می‌چسبد
از بس چسبندگی دارد قدرت به هوای نفس انسان

دوم. چسب تکلیف
امان از این یکی
این سال‌ها و این دوران‌های اخیر، خیلی می‌گیرد ما را
آدم‌های تکلیف‌محور را یعنی
احساس تکلیف می‌کنیم
فقط احساس
که مکلّف هستیم به این قدرت
و اگر چه هر روز غر می‌ زنیم که: خسته شدیم، نیاز به استراحت داریم
حتی مدام استعفا هم می‌دهیم
ولی چسبندگی  این قدرت یک‌طوری است
که رها نمی‌کند!
کدام تکلیف؟!
تکلیفی که شرایط دارد
و اگر شرایطش را ملاحظه کنند
چه بسا بفهمند از دایره وجوب آن خارج شده‌اند
اساساً دیگر قادر به اتیان آن نیستند
و خودشان غیرملتفت

سوم. چسب انحصار
می‌خواهد کنار بکشد
ولی نمی‌تواند
هیچکس نیست یعنی در این بلاد اسلامی
که جای او را بگیرد و کار او را انجام بتواند؟
قحط الرجال است مگر؟!
آری، قحط الرجال است
آخر او تمام این سال‌ها انحصارگری کرده است
در تمام این مدتی که قدرت داشته
تجربیاتش را پنهان نگهداشته
همه کارها را خود به انجام رسانده
اصلاً نگذاشته دیگران سر از کارش در‌آورند
فکر زمستونش نبود
حالا گرفتار یک تشکیلات وسیع شده و فشار کار
دیگر حریف نیست خب
کارگروهی‌کن نبوده از ابتدا هم
حالا قدرت عین چسب رازی، نه دوقلو، نه نه نه، چسب قطره‌ای فوری اسپری‌دار
همچون چسبیده به این بنده خدا
که حتی اگر در بیمارستان هم بستری شود
مجبورند بیایند سراغش و نظر او را بگیرند برای کار!
فرصت نداده تا دیگران در کنارش رشد کنند و کار را بلد شوند

چهارم. چسب پیری
بله، پیری هم بد دردی است
برای کسانی که پیش‌بینی‌اش نکرده
و مهیای آن نشده باشند
محافظه‌کار می‌شود انسان در پیری انگار
یعنی معمول انسان‌ها منظور است
با هر تغییری مخالفند
گویا اصلاً از تغییر می‌ترسند
خیلی‌ها در پیری تنسّک پیدا می‌کنند به داشته‌ها
ریسک پیشرفت، ترقّی، حرکت، نه نه نه،‌ اصلاً با این مقوله‌ها نمی‌سازند
راست گفتند که با پیر حتی برای خرید الاغ هم نرو
اولی را که سوار شود، می‌گوید همین خوب است
حال ندارد پیاده شود دیگر
اگر چه اسلام نظرش رو به تغییر است
که دو روز انسان نباید برابر باشد
چه برسد به سال‌ها... سال‌ها ثبات و عدم تغییر!
البته پیری به قلب است نه به جسم
به ظاهر جوان‌هایی که قلباً پیرند
این‌ها نیز به شدت قدرت بهشان می‌چسبد
جرأت ندارند کار را به جوانان واگذارند
آنقدر باید بمانند تا ملائکه مقرّب الهی به یاری‌شان برخیزند
و این بندگان خدا را از چسبندگی قدرت برهانند

آدم‌های زیادی را تا کنون دیده‌ام
در همین مؤسسات پیرامون
همین فرهنگی‌ها و مذهبی‌ها
یک نفر آدم که چندین مسئولیت دارد
در چندین مؤسسه
همه  هم مسئولیت‌های اجرایی
همه‌شان  هم معمولاً می‌نالند
از این‌که خودشان تمایل ندارند به این گستردگی کار
اما چاره ندارند
قدرت به آن‌ها چسبیده و رهاشان نمی‌کند
رزومه‌شان را بخوانید
کافیست فقط یک نظر بیافکنید
چند آدم از این دست در اطراف خود می‌یابید؟!
که:
«قدرت آن‌ها را فریب داده و به آن‌ها چسبیده است؛ انگل‌وار»


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
پخت تفکیکی شنبه 92 آذر 23 - 1:35 عصر

شگفتی آفرید
آن‌چه از ارتقاء طعم در نظرم آمد
متدی که متفاوت می‌کند غذا را
و متحیّر شدم از اثرش
برانگیختم که بنویسم

غذا را ما ایرانی‌ها معمولاً زیادی مخلوط می‌کنیم
طعم‌ها را به هم می‌آمیزیم
و در نهایت
معجونی حاصل می‌شود که متشکل از فقط یک طعم است
یک طعم که از ممزوج شدن تمامی طعم‌ها
طعم تمامی مواد اولیه
حاصل شده و به دست آمده
یک طعم بسیط
یک طعم یکپارچه
طعمی که در تمامی لقمه‌های غذا تکرار می‌شود
تکرار و تکرار
و تکرار بدترین بلایی که سر مغز انسان می‌آید
مغز انسان تکرارگریز است
و از تکرار به تنبلی می‌گراید
این است که تمامی موسیقی‌ها تکرار دارند
تا مغز را به خواب ببرند
و مغز وقتی بخوابد
حالت خلسه به فرد دست می‌دهد
مانند رقص و سماع
روتین بودن از همین روست که بیزاری می‌آورد
یا خدا... افتادیم به تفلسف...

قصد فلسفه‌بافی ندارم
اما...
عجب عدس‌پلوی شگفتی‌آفرینی!
مانند همیشه برای هر کدام از اعضای خانواده یک بشقاب ریختم
به قرار معمول
استقبال اما بیشتر بود
خواستند هر کدام که باز هم بخورند
و تقریباً هر کدام دو برابر معمول...
دیگر نگذاشتم
اجازه ندادم خود را بیازارند
یک‌ساعت پیش که نهار می‌خوردند
با پرخوری
و تعجب کردم
از سه فرزندم که معمولاً این‌طور پرخوری نمی‌کنند!
غذا را بی‌اندازه خوشمزه یافته بودند، انگار :)

اما راز متد یافته شده؛
به تفاوت طعم‌ها اندیشیدم
اختلافی که مزه هر کدام از مخلوقات خدا دارد
روش را تغییر دادم
منابع اولیه را که در کنار هم گذاشتم
با هم نپختم
با هم ممزوج نکردم
پیاز را جدا سرخ کردم
کنار گذاشتم و رفتم به سراغ گوشت چرخ کرده
سویا را هم جدا سرخ کردم
همه مواد را جداگانه تهیه نمودم
و در نهایت پس از آبکش نمودن برنج
همه را با هم دم گذاشتم

طعم‌ها مهم است که حفظ شوند
هر ماده غذایی ویژگی‌هایی دارد
عطر و بویی مخصوص به خود
وقتی همه را با هم یکجا بپزیم
عملاً «یک چیز» خلق نموده‌ایم
که فقط «یک طعم» دارد
عدس‌پلوی امروز اما
چندین طعم داشت
هر قاشق که بر دهان می‌گذاشتی
طعم‌های مختلفی را بر زبان خود حس می‌کردی

جامعه به تفاوت‌ها زنده است
انسان‌ها به اختلاف اخلاق و رفتار جذاب‌اند
همین گوناگون بودن است که زندگی را روان می‌نماید
زیبا می‌کند و قابل تحمّل
«ومن آیاته خلق السماوات والارض واختلاف السنتکم والوانکم ان فی ذلک لآیات للعالمین» (روم:22)

عرصه سیاست هم عرصه تفاوت‌هاست
اختلاف نظرهاست
زمینی است که هزاران نفر در آن بازی می‌کنند
مهم این است که «جهت واحد» داشته باشند
هم‌سویی مهم است
ولی هم‌رأیی...
که گفته است باید باشد؟!

ما چقدر باید رشد کنیم تا بفهمیم این مطلب را
چقدر باید ضربه بخوریم
تا یاد بگیریم:
تمام رئیس دولت‌ها خوب بوده‌اند
تمام مسئولین
آن‌هایی که مستقیم جلوی اسلام و انقلاب نایستادند
آن‌هایی که خیانت نکردند و جهت حرکت خود را تغییر ندادند
همه‌شان خوب بودند
با همه اختلاف‌نظرهایشان
ما به تفاوت‌ها احتیاج داریم
و این تفاوت‌هاست که انقلاب را زنده نگه می‌دارد
این تفاوت‌هاست که بالندگی ایجاد می‌کند
این تفاوت‌ها سبب رشد اذهان می‌شود و تجربت بشری مسلمانان می‌افزاید

چقدر وقت می‌خواهیم تا یاد بگیریم
فرهنگ‌مان رشد نماید
که بفهمیم به تصمیمات این دولت یا آن دولت حمله نکنیم
که در تصمیم‌سازی به همه‌شان یاری رسانیم
یار شاطر همه‌شان باشیم
نه بار خاطرشان
دوستان انقلاب را هدایت نماییم
نه تبدیل به دشمن
که روزی ناگزیر شوند جهت حرکت‌شان را تغییر دهند!
امام(ره) بارها تذکر داد که اسلام و انقلاب به «وحدت کلمه» زنده است!


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
باباعلی پنج شنبه 92 مهر 25 - 8:30 عصر

طوفان به پا کرده
یک ویدئوی مذهبی
چطور می‌شود این‌قدر در شبکه اجتماعی معروفی چون یوتیوب دیده شد؟!
(نشانی فیلم امّت: http://www.youtube.com/user/ummahfilms)
می‌گویم مذهبی
چون غیر این نمی‌شود گفت
کمتر از 15 دقیقه
چقدر مطلب ِ «خوب» بیان کرده
و چقدر «خوب» تفهیم نموده

اگر بخواهیم مسائل و مشکلات مساجد خود را بیان کنیم مثلاً
تمام جهان اسلام را
کاهش حضور جوانان در مساجد
بی‌برنامگی آن‌ها
توزیع نامناسب امکانات و هزینه‌های مذهبی
دعوای هیئات امنا و هواهای نفسانی پشت آن
کثرت مساجد و خلوتی آن‌ها
تفرقه و جدایی امت اسلامی
و خیلی مطالب دیگر...

سؤال می‌کند اصلاً:
«چرا زوج‌های جوان برای حل مشکلات خود نباید به روحانی مسجد مراجعه کنند؟»
وکیل تنها حقوق طرفین را بیان می‌نماید
ولی روحانی‌ست که باید اصلاح ذات بین کند و مشکل حل نماید
چرا روحانی در این زمینه نباید متخصّص باشد؟!

خیلی جدّی به مسائلی پرداخته است
که خود معتقد است معمولاً دیگر سخنوران به آن‌ها اشاره نمی‌کنند
راه حل دارد
راه حل ارائه می‌کند تا: «چگونه مسجد را به یک مرکز اسلامی واقعی تبدیل نماییم»

جذّابیت بیانی بالایی دارد
بیانی جذّاب
بسیار جذّاب
چرا...؟!
چرا میلیون‌ها نفر ویدئوهای او را تماشا می‌کنند؟!
به زبان امروز سخن می‌گوید
به زبان اینترنت!
به زبان طنز!

اصالتاً متولّد تهران است
(شاید این بود که ناگزیرم کرد درباره‌اش بنویسم :)
چهار سال قبل از انقلاب متولّد شده
در خانواده‌ای ایرانی و مسلمان
متخصّص IT در کالیفرنیای آمریکاست
هفت سال پیش یک انجمن اسلامی تأسیس کرده
استندآپ می‌کند
و آثار اینترنتی فراوانی تولید نموده
چند بازی طراحی نموده
و به سراسر آمریکا و اروپا سفر می‌نماید و از اسلام می‌گوید
او تبلیغ دینی را به روشی مدرن انجام می‌دهد!

شاید به دلیل گروه «Stand up Comedian»ش به عنوان طنزپرداز معروف شده باشد
(نشانی: http://www.alistandup.com/bio.html)
اما این طنزی که در کلام دارد
انگار دارد خرج اسلام می‌کند و تبلیغ دین
آن‌هم در آمریکایی که بعد از 11 سپتامبر
وضعیت مسلمانان در آن بسیار دشوار شده است
او هدف خود را این‌طور بیان می‌نماید:
«هدف من از طنزم این است: تصوّرات غلطی که نسبت به اسلام در میان غیرمسلمانان و حتی مسلمانان وجود دارد از میان بردارم!»

او یک سایت «همسریابی» نیز تأسیس کرده
(نشانی نیمه دین‌مان: http://www.halfourdeen.com)
برای زنان و مردان مسلمان
و البته با حجم زیادی از کلیپ‌های ویدئویی مشاوره‌ای و توصیه‌ای
به قول خودش: «مسائل ضروری‌ای را که خیلی‌ها تابو می‌دانند طرح می‌کنم!»

استودیوی کار او یکی از اتاق‌های منزلش است
جایی که با همسر و دو فرزندش زندگی می‌کند
امروز تبلیغ اینترنتی با این دامنه و وسعت
اثبات شده است که نیاز به مکان و زمان زیادی ندارد!

شناخت ِ من از او مربوط به همین چند کلیپی است که از او دیده‌ام
و مقداری که درباره‌اش و درباره مؤسساتش مطالعه کردم
اطلاعات بیشتر را در ویکی‌پدیا بیابید:
(نشانی: http://en.wikipedia.org/wiki/Baba_Ali)

و این دو ویدئو را ببینید:
مطلب نخست گزینشی است از پاره‌ای برنامه‌های او
که در قالب یک کلیپ تنظیم شده
و در لیست پربازدیدترین‌های یوتیوب بوده:
baba-ali.rm
و دیگری...
معرفی سایت و دعوت به عضویت در آن
خودتان ببینید:
hod.wmv

از روش تبلیغ او حسّ خوبی پیدا کردم
فقط در همین حدّ
اما نسبت به آن‌چه از ایشان نمی‌دانم
اگر جهت و مواضع دیگری داشته باشد که سره نباشد
نسبت به چنین چیزی
نظری نمی‌دهم و نمی‌توانم که بدهم!

پ.ن.
مرحبا به باباعلی
او برای آموزش اسلامی کودکان نیز سایت مستقلی تأسیس نموده
و فیلم‌های بسیار جذابی تولید کرده است
همه نیز با بازیگری نقش اول خود!



(نشانی مرحبا به باباعلی: http://www.hurrayforbabaali.com)


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
فلوچارت آزمایشگاه پزشکی پنج شنبه 92 شهریور 28 - 5:18 عصر

گمان می‌کردیم فقط خودمان این‌قدر حال و حوصله داریم
و البته
میل و علاقه
که برای هر فعالیتی گردش کار ترسیم کنیم

آزمایشگاهی رفته بودم
در همین شهر مقدس قم
وابسته به یکی از درمانگاه‌های‌مان
روی دیوار دیدم:

روش اجرایی فرآیند قبل و پس از انجام آزمایش

روند جامعه چندان این‌گونه نبود
امروز هم
که روندها را این‌طور شیرفهم نمایند
برای کاربران و پرسنل البته
و خوب است که باشد
روند جامعه
در همه کارهای اداری و فعالیت‌های پُرمراجعه
که آینده درخشان است
به سادگی می‌توان فهمید
از نسبت حال با گذشته
الحمدلله!


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
اصل پنجاه و نهم یکشنبه 92 مرداد 20 - 9:16 عصر

مشغول مطالعات حقوقی
به قانون اساسی سوئیس رسیده
چشمم به اصل 59 که افتاد
گرد شد و متعجب
متحیّر و شگفت‌زده
اصلاً حالم تغییر کرد یک لحظه
وقتی این عبارت را در قانون اساسی فدرال سوئیس دیدم:
«توقیف به علّت بدهکاری مجاز نیست»

پس بدهکار را چه می‌کنند؟!
اگر مالی دارد مصادره
آن هم مقیّد
مقیّد به «دارایی حاضر در محل سکونت» یعنی ایالتی که در آن زندگی می‌کند:
«... در مقابل ِ قاضی ِ محل سکونت خود مورد بازجویی قرار می‌گیرد؛ در نتیجه به موجب دادخواست خصوصی دارایی بدهکار جز در محل سکونت وی ضبط یا توقیف نمی‌شود» (بند یک از همان اصل)
ذکر چنین مطلبی در قانون اساسی...

یاد آیه معروفی از قرآن می‌افتم:
«وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَیْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُون‏» (بقره:280)
«و اگر [بدهکارتان‏] تنگدست باشد، پس تا [هنگام‏] گشایش، مهلتى [به او دهید]؛ و [اگر به راستى قدرت پرداخت ندارد،] بخشیدن آن براى شما بهتر است - اگر بدانید.» (ترجمه: فولادوند)

و توضیح آن در این حدیث:
«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ یَحْیَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: صَعِدَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمِنْبَر ذَاتَ یَوْمٍ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَیْهِ وَ صَلَّى عَلَى أَنْبِیَائِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمْ ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ لِیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ مِنْکُمُ الْغَائِبَ أَلَا وَ مَنْ أَنْظَرَ مُعْسِراً کَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ صَدَقَةٌ بِمِثْلِ مَالِهِ حَتَّى یَسْتَوْفِیَهُ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع- وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَیْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُعْسِرٌ فَتَصَدَّقُوا عَلَیْهِ بِمَالِکُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ.» (کافی، ج4، ص36 و من لایحضر، ج2، ص58)
«پیامبر «ص»: به روایت امام صادق «ع»: پیامبر «ص» روزى بر منبر بالا رفت و به حمد و ثناى خدا پرداخت و فرمود: «اى مردم! حاضران شما به غایبان خبر دهند که: آگاه باشید! هر کس وامدار تنگدستى را مهلت دهد، خداى متعال براى هر روزى که به وامدار مهلت داده است، صدقه‏اى به اندازه تمام آن مال در حق او بنویسد، تا آن روز که وام بتمامى پرداخته شود» (ترجمه: احمد آرام)

و این حدیث که حاکمیت را موظف می‌داند بدهی را بپردازد:
«مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْجَزِیرَةِ یُکَنَّى أَبَا مُحَمَّدٍ قَالَ: سَأَلَ الرِّضَا ع رَجُلٌ وَ أَنَا أَسْمَعُ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ- وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَیْسَرَةٍ أَخْبِرْنِی عَنْ هَذِهِ النَّظِرَةِ الَّتِی ذَکَرَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کِتَابِهِ لَهَا حَدٌّ یُعْرَفُ إِذَا صَارَ هَذَا الْمُعْسِرُ إِلَیْهِ لَا بُدَّ لَهُ مِنْ أَن‏ یُنْتَظَرَ وَ قَدْ أَخَذَ مَالَ هَذَا الرَّجُلِ وَ أَنْفَقَهُ عَلَى عِیَالِهِ وَ لَیْسَ لَهُ غَلَّةٌ یُنْتَظَرُ إِدْرَاکُهَا وَ لَا دَیْنٌ یُنْتَظَرُ مَحِلُّهُ وَ لَا مَالٌ غَائِبٌ یُنْتَظَرُ قُدُومُهُ قَالَ نَعَمْ یُنْتَظَرُ بِقَدْرِ مَا یَنْتَهِی خَبَرُهُ إِلَى الْإِمَامِ فَیَقْضِی عَنْهُ مَا عَلَیْهِ مِنْ سَهْمِ الْغَارِمِینَ إِذَا کَانَ أَنْفَقَهُ فِی طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنْ کَانَ قَدْ أَنْفَقَهُ فِی مَعْصِیَةِ اللَّهِ فَلَا شَیْ‏ءَ لَهُ عَلَى الْإِمَامِ قُلْتُ فَمَا لِهَذَا الرَّجُلِ الَّذِی ائتَمَنَهُ وَ هُوَ لَا یَعْلَمُ فِیمَا أَنْفَقَهُ فِی طَاعَةِ اللَّهِ أَمْ فِی مَعْصِیَتِهِ قَالَ یَسْعَى لَهُ فِی مَالِهِ فَیَرُدُّهُ عَلَیْهِ وَ هُوَ صَاغِر» (کافی، ج5، ص94 و تهذیب، ج6، ص185)
«محمّد بن سلیمان مى‏گوید: کسى از (امام ابو الحسن علىّ بن موسى) الرّضا «ع» چیزى پرسید و من مى‏شنیدم، گفت: فدایت شوم! خداى بزرگ مى‏فرماید: «وَ إِنْ کانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَیْسَرَةٍ اگر (بدهکار) گرفتار عسرت (سختى، تنگدستى) باشد، (طلبکار) باید منتظر بماند تا عسرت او رفع شود»؛ اکنون به من بفرمایید که این منتظر ماندن (و مهلت دادنى) را که خداى بزرگ در کتاب خود فرموده است، آیا اندازه‏اى دارد که باید تا آن اندازه به این تنگدست مهلت داد و منتظر ماند، یعنى آدمى که مال دیگرى را گرفته و خرج خانواده خود کرده است، و نه غلّه‏اى دارد که‏ در انتظار رسیدن آن باشد و نه طلبى که زمان پرداخت آن برسد، و نه مالى در دست مسافرى که منتظر آمدن او باشد. امام «ع» فرمود: آرى، باید آن قدر منتظر بماند تا خبر او به امام برسد، و دین او را از سهمى که بدهکاران (در بیت المال) دارند بدهد، به شرط آنکه آن شخص مال را در راه معصیت مصرف نکرده باشد.» (ترجمه: احمد آرام)

یاد مرحوم سیدجمال‌الدین به خیر که می‌گفت: «...»
می‌ترسم بگویم
آن‌چه او می‌گفت
سخت است و دشوار
تلقّی چنین مطلبی

و مسلمانان گرفتار زندان به دلیل چک، سفته، قرض، وام، نزول و حتی مهریه...
خدایا...!

پ.ن.
قبول که شاید در قوانین غیراساسی (قوانین موضوعه عادی) سایر کشورها نیز چنین مطلبی باشد
که بنده بی‌اطلاعم
اما ذکر آن در قانون اساسی
واقعاً که شگفت‌آور است.

پ.ن.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان چیزی شبیه به همین دیده می‌شود:
ماده سی و دوم: مدیون بودن شخص موجب سلب یا محدود شدن آزادى وى نمی‌شود. طرز و وسایل تحصیل دین توسط قانون تنظیم می گردد.
و قانون اساسی جمهوری دموکراتیک کره نیز اصل عجیبی دارد:
اصل هفتم: کلیه مأموران دولت خدمتگزار تمامی ملت بوده و در برابر ملت مسئول می‌باشند. (ضرب‌المثل معروف عرب: رئیس‌القوم خادمهم)


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

   1   2   3      >
فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
از فعالیت
به فرزند
در سفر
به فرزند
با نوشتن
به فرزند

یکشنبه 96 مهر 30

امروز: 501  بازدید

دیروز: 1254  بازدید

آشنایی
نوشته‌ها 2 - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 37
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 116
قد: 181
سایت شخصی
آرشیو
کلیدواژه‌ها
کتابخانه احادیث شیعه
هوای امروز شهر قم
مختصات بازدیدکنندگان


طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد 1517797 بازدید