سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

دانش، زندگی و درمان است [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
فهم غلط از استخاره 6 + جمعه 97 آبان 25 - 5:0 صبح

راستی
تفأّل به قرآن که می‌دانیم حرام است
نهی شده شدید:
شیخ بزرگوار کلینی از امام صادق(ع)روایت کرده است که «به قرآن تفأل مکن» (کافی، ج2، ص629)
علامه مجلسی (ره) می فرماید: این حدیث را تأویل کرده اند به این که از فال گشودن قرآن برای استنباط احوال آینده از آیات نهی شده است، چنان که برخی از جاهلان، این روش را وسیله ای برای کسب روزی خود قرار داده اند و به این صورت، مردم را فریب می دهند.

خب
اگر تفأل به قرآن نهی دارد
پس استخاره چیست؟

استخاره تفأل نیست
یعنی چه؟
یعنی قرار نیست از آینده خبر دهد:
اما استخاره با قرآن، تفأّل به شمار نمی‌رود؛ زیرا استخاره آن است که انسان در کاری که قصد انجام دادن یا ترک آن را دارد از خداوند بخواهد وی را در آنچه خیر و صلاح او است- اعم از فعل یا ترک- راهنمایی کند.
امّا از نظر حکم، برخی تفأّل به قرآن به معنای کشف آینده و دستیابی به عواقب امور را حرام، ولی اکثر، مکروه دانسته‌اند. چنان‌که برخی تفأّل به معنای فال نیک زدن هنگام شنیدن یا خواندن آیه‌ای را مکروه دانسته‌اند؛ لیکن تفأّل به قرآن به معنای استخاره با آن نه تنها کراهت ندارد بلکه- بنابر تصریح بعضی- استحباب دارد و روایات متعدّدی در چگونگی استخاره با قرآن وارد شده است.
(جواهرالکلام، ج12، ص170)

پس
اگر می‌پندارید
استخاره خبر از آینده است
هرگز
هرگز قرآن را به این منظور نگشایید
زیرا مصداق تفأّل می‌شود

قرار نیست ما از آینده خبر داشته باشیم
زیرا تقلّب در امتحان می‌شود
و خداوند
عالم است
از تقلّب آگاه می‌شود
و قادر است
آن‌قدر که اجازه تقلّب در امتحان به هیچ‌کس ندهد!

فارغ از این احوالات
اگر می‌پندارید در حوزه فرد موفقی می‌شوید
من نیز چنین می‌پنداشتم
ولی نشدم
مدیریت حوزه بیمار است
نظام آموزشی آن لطمات شدیدی خورده
من سه بار از سه مدرسه در حوزه اخراج شدم
زیرا به قوانین خشک و بی‌مغز آن تن ندادم
حوزه‌ای که من و شما می‌شناختیم
حوزه شیخ انصاری بود
حوزه شیخ طوسی بود
حوزه‌ای که در آن آزادی تحصیل و انتخاب استاد و کتاب بود
حوزه علمیه قم نیست
امروز حوزه علمیه چون دانشگاه شده
بعد از انقلاب
وارد که می‌شود
همه چیز بسته است
کتاب‌ها مشخص
اساتید هم
حضور و غیاب
اگر با این نظام آموزشی فردی بپندارد که موفق می‌شود
زهی خیال باطل
اگر می‌توانستم
اگر می‌دانستم
خود را عرض می‌کنم
داخل در نظام آموزشی حوزه نمی‌شدم
تا مشمول حضور و غیاب و فشار آموزشی نگردم
آزاد و متفرقه درس خواندن بهتر
اساتید را حداقل می‌‌توانستم خودم انتخاب نمایم
البته خب موانعی هست
مسأله شهریه و اسکان و البته ملبّس شدن
حضرت آقا
در سال 1389 که به قم تشریف آوردند
به شدّت انتقاد فرمودند
از اشکالات نظام آموزشی حوزه
ولی خب
عدّه‌ای متحجّر اجازه ندادند
گروهی نادان
همان‌هایی که عقل خود را تعطیل کرده‌اند
و تا آخر عمر
فقط راهی را درست می‌پندارند که پدرانشان رفته‌اند
نگذاشته و نمی‌گذارند تغییر مثبتی روی دهد
امید که بشود
باید تلاش کنیم که تحوّلی مثبت رخ بدهد
تحوّلی که مقام معظّم رهبری بارها از حوزویان مطالبه کرده‌اند
ایشان تحوّل حوزه را قهری می‌دانند
اما
ضرورت دارد این تحوّل مدیریت شود
تا بیراهه نرود
پناه بر خدا


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
فهم غلط از استخاره 5 + چهارشنبه 97 آبان 23 - 5:0 صبح

البته که هست
قطعاً هست
این رسماً تعطیل عقل است

استخاره به معنای دعایی آن
که انشاء است
خبری نیست
تا درست و غلط داشته باشد
«من استخاره کردم با این خانم ازدواج کنم»
یعنی
«من دعا کردم و از خدا خواستم در ازدواج با این خانم خیر مرا در نظر بگیرد»
یعنی
«جایی اگر خطا کردم اصلاح کند و مرا هدایت نماید»
تا
«به خوبی‌های دنیا و آخرت دست یابم»
خب
این‌ها همه انشاء است
متحمّل صدق و کذب که نمی‌شود
درست و غلط ندارد
درخواست است
طلب است
التماس است
دعای خیر که درست و نادرست ندارد
پس با چنین معنایی از استخاره
نمی‌شود پرسید:
آیا استخاره‌ام درست بوده است یا نه!

اما به معنای دوم:
بمانم یا بروم
یعنی چه؟!
ماندن که بی‌کاری نیست
انتخاب میان دو کار است
مثلاً مغازه بزنم و نجاری کنم؟
یا بروم دانشگاه و درس فیزیک بخوانم؟
میان این دو کار مانده‌ام
بررسی و تحقیق کرده
هر دو را مطابق میل خود یافته
هر دو را مثمر ثمر و مفید تشخیص داده
هر دو را مساوی یافته
در نظر من البته
نمی‌دانم کدام
ولی یکی را باید برگزینم
قرعه می‌کشم
با قرآن
یا تسبیح
یا کاغذ
در نهایت
استخاره کردم و فیزیک خوب آمد
حالا سؤال:
آیا استخاره‌ام درست بوده یا غلط؟!
این‌جا هم جایی ندارد
می‌خواستم یکی را برگزینم
برگزیدم
هدف حاصل شد
مگر هدف خبر از غیب بود؟!
نبود که
پس این استخاره هم درست و غلط ندارد

اصلاً در هر دو معنا
استخاره انشاء است
صحیح و غلط بردار هم نیست
نباید با خودمان تعارف کنیم
فهم صریح از دین ملاک است
روشن و واضح
با اصول اعتقادات
حالا یک فردی خلاف این را بگوید
چند نفر حتی
یک روایتی هم پیدا کنند
آیا این‌ها می‌تواند اصول اعتقادی ما را تغییر دهد؟!
که آن تعبیر از استخاره می‌دهد

تغییر می‌دهد
آن فهم غلطی از استخاره که میان مردم ما رایج است
آن فهم، اصول اعتقادی ما را تغییر می‌دهد!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
فهم غلط از استخاره 4 + دوشنبه 97 آبان 21 - 5:0 صبح

اصلاً
این‌که شیعه تا امروز باقی مانده
سالم و دست نخورده
ایمان و اعتقادات آن
مرهون همین است
این‌که به اشخاص گره نخورده
به دین و حقیقت آن متصل شده
سال‌ها فقها می‌گفتند آب چاه نجس می‌شود
با یک قطره خون مثلاً
فقیهی آمده و اشتباه را فهمیده
آن‌ها در فهم روایت اشتباه کرده بودند
یا به قولی که نباید اعتماد
گفت نادرست است
فتوا به خلاف گذشتگان خود داد
امروز هم فهم این فقیه معتبر است
و همه فقهای امروز ما
مانند ایشان فتوا می‌دهند
این که خوب است
این که اشتباه گذشتگان روشن شود
با رشد و پیشرفت فهم فقها و علما

البته که در مفاتیح استخاره آمده
پیش از این نیز عرض شد
اما به ابتدای همان باب مراجعه فرمایید:
«مؤلف گوید که معنى استخاره طلب خیر کردن است پس هر کارى که مى خواهى بکنى طلب کن خیر خود را از حق تعالى و روایت شده که در سجده آخر نماز شب طلب خیر کن و صدویک مرتبه بگو: اَسْتَخیرُاللَّهَ بِرَحْمَتِهِ»

استخاره‌ای که معروف در روایات است همین است
همان دعا
این‌که همه کارها را با نام خدا شروع کنی
و از خدا یاری بطلبی
این‌که تو را به خیر هدایت نماید
تا در آن کار
آن‌چه خیر دنیا و آخرت توست حاصل شود
می‌بینید که این‌جا حتی بحثی از قرعه و تسبیح و قرآن هم نیست!

اما استخاره به معنای دوم
در اصل همان قرعه است
ایضاً در مفاتیح این نمونه را مشاهده بفرمایید:
«پس دست مى زنى به رقعه ها و آنها را به هم مخلوط مى کنى و یکى یکى بیرون مى آورى پس هرگاه سه اِفْعَلْ پشت سر هم بیرون آمد آن امر را بجا مى آورى که اراده کرده اى و اگر سه لاتَفْعَلْ بیرون آمد به جا نیاور آن امر را که نیت کرده اى و اگر یکى اِفْعَلْ بیرون آمد ودیگرى لاتَفْعَلْ پنج رقعه بیرون آور و به آن نگاه کن هرگاه سه اِفْعَلْ است و دو لاتَفْعَلْ بجا آور آن امر را و اگر به عکس است بجا نیاور»

آیا رقعه‌ها و برگه‌های کاغذ قرار است خبر از غیب دهند؟!
خب در ادامه همین شیوه‌ها
برای یافتن اِفْعَلْ یا لاتَفْعَلْ
روش‌هایی نیز با تسبیح
و با قرآن
معرفی شده است
و هدف؟!
این‌که تردید شخص محکم‌تر رفع شود
عرض کردم
نوعی خروج از وسواس
برای کسانی که قدرت بر تصمیم ندارند
جایی که تشخیص مشکل می‌شود
جایی که شباهت زیاد است
دو طرف مساوی تقریباً

اصلاً عقل چیست؟!
مگر خداوند انسان را به عقل مفتخر نفرموده:
«کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّـهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ» (بقره:242)
و پیوسته
به تعقّل امر نفرموده
نزدیک به پنجاه بار در قرآن

عقل چیست؟!
امام صادق (ع) این‌طور معرفی می‌فرماید:
«نقل است که صادق از ابو حنیفه پرسید که :عاقل کیست ؟ گفت :آنکه تمییز کند میان خیر و شر . صادق گفت :بهایم نیز توانند کرد ، میان آنکه او را بزنند و آنکه او را علف دهند . ابوحنیفه گفت:نزدیک تو عاقل کیست . گفت :آنکه تمییز کند میان دو خیر و شر تا از دو خیر خیر الخیرین اختیار کند و از دو شر خیر الشرین برگزیند» (تذکرة الاولیاء)
این هم در لغت:
العقل : ضد الحمق ، العلم بخیر الخیرین و شر الشرین (تاج العروس)

حالا
همین خدایی که عقل را خلق کرده
آیا ممکن است که امر به تعطیلی آن فرماید
و مگر استخاره
حقیقتاً
خوب دقّت بفرمایید
آیا استخاره به این معنا که نزد مردم رایج است
معروف
این‌که توهّم کرده‌اند خبر از غیب و آینده می‌دهد
شما بفرمایید
من سکوت
من هیچ
شما تأمّل
آیا این رسماً تعطیل عقل نیست؟!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
فهم غلط از استخاره 3 + شنبه 97 آبان 19 - 5:0 صبح

با تناسب فرمایش شما چند سوال برایم بوجود آمد اگر پاسخ فرمایید و تا این ابهامات برطرف شود متشکر خواهم شد.
1-مگر استخاره به ما خبر نمی‌دهد که انجام فعلی خوب است یا بد و این مگر به معنای خبر از آینده گفتن نیست که هنوز آن را ندیده‌ایم و از ما غایب است؟
2-اگر فقهای ما بالاتفاق استخاره را حجت نمی‌دانند چرا داریم و داشته‌ایم علمای بزرگی را که برای انجام یا ترک فعلی استخاره می‌گرفته‌اند؟
3-در مفاتیح بابی داریم پیرامون استخاره که انواع مختلفی دارد که از همه متقن‌تر استخاره با قرآن است این را چه می‌فرمایید؟
4-با تناسب فرمایش شما استخاره‌ای که گرفته‌ام می‌تواند درست نباشد و حوزه را که گفته فایده‌ای ندارد برعکس از آب درآید و فرد موفقی شوم چون این استخاره بد جور انگیزه‌ام را برای حوزه رفتن گرفته است و تمایلم را برای تحصیل در حوزه از دست داده‌ام، می‌شود این استخاره درست نباشد؟


ابتدا این فتاوا را بخوانید، آن‌چه در این نشانی آمده:
http://www.yjc.ir/fa/news/5704275
به عبارات «تساوی احتمالات» و «رفع حیرت و تردید» دقت فرمایید

این‌ها فتاوای شرعی فقهای عظام ماست
حالا شما قضاوت بفرمایید
این‌که
آیا استخاره خبر از آینده است؟!
از خوب و بد؟!
یعنی اصلاً آیا استخاره یک‌ نوع پیشگویی‌ست؟!
مانند کاری که رمّال‌ها می‌کنند
یا سَحره
آن‌هایی که علم رمل و جفر می‌دانند؟!
آیا اساساً استخاره نوعی «اطلاع‌رسانی‌»ست؟!
یا
صرفاً انتخاب تصادفی‌ست
برای کسی که
قادر به انتخاب یکی از طرفین نیست
مثلاً فعل یا ترک
چرا قادر نیست؟!
چون تفاوت محسوس نیست
اولی زرد است
دومی هم زرد است
اولی سالم است
دومی هم سالم است
اولی پیکان است
دومی هم پیکان
قیمت‌ها هم مثل هم
قادر نیست تصمیم بگیرد تا کدام را بخرد
استخاره قرار نیست خبر از آینده بدهد
چرا؟!

عرض کردم دیروز
زیرا
اگر قرار بود خبر از آینده بدهد
آن‌هم به همین سادگی
تمام «اختیار» انسان ضایع می‌گشت
دنیا دیگر «دار امتحان» نمی‌بود
اصلاً بساط خلقت انسان به مضحکه تبدیل می‌شد
یک بازی بی سر و ته
بی‌فایده
زیرا
همه
هر روز
هر لحظه
هر جا
برای هر کاری
یک قرآن در جیب خود می‌داشتند
استخاره
و عمل
و خب البته اگر اعتقاد داشته باشیم استخاره آینده را نشان می‌دهد
خوب و بد واقعی اعمال را
چرا فقها برای فتوا دادن از آن استفاده نمی‌کنند؟!
حلال و حرام را هم از روی آن می‌فهمیدند خب
این‌همه درس بخوانند
این‌همه عمر هدر
این‌همه وقت تلف
که چه؟!
وقتی معتقد باشند استخاره همیشه پاسخ درست را در دست شما قرار می‌دهد!

اما
این‌که علمای بزرگی استخاره می‌گرفتند
شاید تردید داشتند
شاید آن کار برایشان محلّ شک بوده
فکر کرده
تفقه نموده
مشورت هم
راه به جایی نبرده
اما
اگر مثالی پیدا شود که خیر
عالمی در کاری که تردید نداشته
عمل خیری بوده
کار درستی بوده
حتی چه بسا تکلیف بوده
مثلاً جهاد با کافر حربی
برای امر به جهاد
یا شرکت خود در جهاد
استخاره کرده
خب برادر من
این عالم کار باطلی کرده
شوخی که نداریم
بازی هم نیست
ما متعهد نیستیم که همه کارهای همه علما را درست بدانیم

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
فهم غلط از استخاره 2 + جمعه 97 آبان 18 - 5:0 صبح

من نیز پیشتر نزد بزرگان حوزه استخاره می‌گرفتم
باور داشتم یعنی
می‌پنداشتم راه را نشان می‌دهد
چیزهای عجیبی هم همه‌مان شنیده‌ایم
اما
حتی اگر از عالم غیب هم خبر بدهند
این برای من حجّت می‌شود؟!
حجّت شرعی؟!
اصلاً مگر قرار است با خبر غیبی عبادت کنیم؟
این را که ملائک می‌کنند
فرشتگان، شب و روز در حال عبادت خداوند هستند*
از غیب هم تا حدّی خبر دارند
محصور در جهالت دنیا که نیستند
اما احسن مخلوقات هم نیستند
حسن خلقت ما در حجاب ماست
در ندیدن حقایق عالم
بعینه
کما هی هی
این لطف خلقت ماست
این‌که واقعیت خیر و شر را نبینیم
بهشت و جهنم را نبینیم
حرکت ملائک و جنیان را پیرامون خود
تلاش مدبّران عالم
هیچ یک را نبینیم
ولی به خدا ایمان بیاوریم
به رسول او اعتماد کنیم
و بدون این‌که حقایق گناه را دیده باشیم
از آن‌ها پرهیز نماییم
و بدون این‌که حقیقت عبادت را با چشم ببینیم
خدا را عبادت نماییم
البته که الناس نیام
إذا ماتوا انتبهوا
وقتی مُردیم می‌بینیم
وقتی که امتحان تمام شد
البته که کتاب را جلوی ما باز می‌کنند
اصلاً خودمان می‌توانیم غلط‌هایمان را پیدا کنیم
املایمان را تصحیح

امتحان این است
از شرایط آن «ندانستن» است
نه همه چیز
مقدار اندکی دانش کافیست
این‌که خداوند چه امر فرموده
و به چه

استادی می‌گفت
این‌که ابلیس سجده نکرد
نه این‌که شش هزار سال خدا را پرستیده بود و این‌بار نپرستید
تغییر تدریجی‌ست
دفعی که نیست
نمی‌شود عالی ناگهان سافل شود
در حدّ دَرَک اسفل
حرکت، طیفی از تغییر است

ابلیس از ابتدا گمراه بود
او هرگز خدا را نپرستیده بود
او همیشه خود را می‌پرستید
کجای خود را
«تشخیص ِ خود»** را
او خدا را سجده می‌کرد
اما نه چون «خدا امر کرده بود»
بلکه
چون «خودش امر کرده بود»
او چون خدا را برتر از خود می‌دید
تشخیص خود را می‌پرستید
و این چنین شرکی
آن‌چنان باریک و ریز است
چونان موری سیاه بر روی سنگی سیاه در شبی تاریک
دیده نمی‌شود
هیچ کسی ندید
اما خدا که می‌دانست

امتحان این‌طور پیش آمد
فتنه‌ای تا لو رود
خدا امر کرد به سجده‌ای
که درون آن را نمی‌دید***
تشخیص نمی‌داد
این‌بار
ابلیس خودش را لو داد
او به آدم سجده نکرد
و همگان
فهمیدند
چه را؟!
این‌که تا کنون به «امر خدا» سجده نکرده است
تمام این شش هزار سال را
پس به چه سجده می‌کرد؟
به خودش
به «تشخیص خودش»
خود را از خدا عالم‌تر می‌دانسته بدبخت
اگر نمی‌دانست
چون و چرا نمی‌کرد این‌‌بار
قبلاً به امر خدا بر خدا سجده می‌کرد
این‌بار هم
یک‌بار دیگر
باز هم
بدون هیچ فرقی
به امر خدا بر آدم سجده می‌کرد
چون و چرا چرا؟!
زیرا تا کنون
به تشخیص خود بر خدا سجده می‌کرد
نه به امر خدا
این‌بار
به تشخیص خود بر آدم سجده نکرد
این نکته‌ای باریک‌تر ز موست!

شاهد قرآنی هم دارد
وقتی «بما أغویتنی» می‌گوید****
و تهمت اغوا و فریب به خدا می‌بندند
از همین روست
زیرا
پس از ابا و استنکاف از سجده بر آدم
اثر علیّین را درون آدم دید*****
همه دیدند
تشخیص داد که آدم لایق سجده بوده
و فهمید اشتباه تشخیص داده
اما
این‌که خداوند او را در جهل نگه داشته
و این اثر را نشانش نداده
این را فریب گمان کرده
چیزی که مایه امتحان است
ندانستن اصل اول در امتحان است
و گرنه که امتحان نیست
چیزی را نشان نمی‌دهد
نشانگری‌اش را از دست می‌دهد
دلالت ندارد دیگر
بیانگر توانمندی فرد نخواهد بود

اگر حتی بدانیم فلان آدم
عالم به غیب است
آیا وظیفه داریم برویم و از او غیب بپرسیم؟!
نه حتی بالاتر
اگر حتی
به ما از غیب هم خبر داد
آیا مکلّف هستیم به غیب عمل کنیم؟!
آیا باید حرف او را جدّی بگیریم
و مبنای عمل خود قرار دهیم؟!

فرض یک قاضی
شکایت شده از عمل زشت یک مرد و زن
یک شاهد بیشتر نیست
شاهد شهادت می‌دهد
و شاهد این‌بار قدرتی دارد
تصویر را جلوی چشمان قاضی می‌گشاید
و قاضی می‌بیند
با چشمان خود
با مکاشفه
علم و یقین به زشتکاری پیدا می‌کند
آیا حق ِ حکم دارد؟!
می‌تواند قضاوت را این‌طور به پایان برساند؟
آیا حق دارد به علم غیبی که پیدا کرده عمل نماید؟!
خیر
تا چهار شاهد پیدا نشود
قاضی حق رأی ندارد

امتحان ما به ظواهر است
به اطاعت اوامر است
و در این میان
خبر از غیب جایی ندارد
خبر از غیب مربوط به ما نیست اصلاً
مربوط به نبی‌ست
مربوطه به رسالت است
نبی و رسول مکلّف هستند به ارتباط با غیب
از طریق روح القدس
جبرائیل مأمور انتقال اطلاعات است
اما نسبت به ما
ما مأمور به اوامری هستیم که نبی فرموده
به ما امر کرده از جانب خداوند
و آن
همین فروعاتی‌ست که در رساله‌های عملیه آمده
و شاید چیزی بیشتر از آن
که باید بیاید و هنوز ذکر نشده
در باب احکام حکومتی
و تکالیف مسئولین یک نظام اسلامی

دنیا رفع تکلیف ندارد
اختیار برداشته نمی‌شود
تمام این صوفی‌گری‌هایی که ادعای اطاعت از اقطاب...
طرف برای ازدواج کردنش هم مطیع مرشد
این‌ها همه باطل است
مخالف و متضادّ با اصول اعتقادات اسلام
با روح دین

استخاره اگر تبدیل شود به تعیین کننده تکلیف
قطعاً باطل است
در این تردید ندارم
استخاره برای ما امر و نهی نمی‌سازد
حکم شرعی نمی‌شود
واجب و حرام درست نمی‌کند
استخاره رفع تحیّر است
نوعی قرعه
برای رهایی از تردید
تردیدی که مبنایی ندارد
ناشی از وسواس شاید

آن‌چه عرض کردم یافته‌هایم بود
از آن‌چه از بزرگان شنیدم و از اساتید یاد گرفتم
و در کتاب‌ها دیدم
اگر خلاف این مستندی یافتید
بفرمایید تا بنده هم استفاده کنم
فقهای ما بالاتفاق
نه خواب را حجّت می‌دانند و نه استخاره را
من ندیدم خلاف این گفته باشند

اما نسبت به حوزه
متأسفم از این‌که راه ورود را بسته‌اند
راه نباید بسته باشد
این نادرست است
این یکی از ضعف‌های مدیریت حوزه است
که خیال می‌کند با ایجاد محدودیت‌های بیشتر
در حال خدمت است!

* وَلَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَنْ عِندَهُ لَا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا یَسْتَحْسِرُونَ یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ لَا یَفْتُرُونَ (انبیاء:19و20)
و هر که در آسمان ها و زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست، و کسانی که [از فرشتگان] در محضر اویند از بندگیش تکبّر نمی ورزند و خسته و درمانده نمی شوند. شبانه روز او را بی آنکه سست شوند، تسبیح می گویند. (ترجمه انصاریان)

** قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا لَکَ أَلَّا تَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ قَالَ لَمْ أَکُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ (حجر:32)
[خدا] گفت: ای ابلیس! تو را چه شده که با سجده کنان نیستی؟ گفت: من آن نیستم که برای بشری که او را از گلی خشک و برگرفته از لجنی متعفّن و تیره رنگ آفریدی، سجده کنم!! (ترجمه انصاریان)

*** وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَخْلُقَ آدَمَ مِنْ نُورٍ یَخْطَفُ الْأَبْصَارَ ضِیَاؤُهُ وَ یَبْهَرُ الْعُقُولَ رُوَاؤُهُ وَ طِیبٍ یَأْخُذُ الْأَنْفَاسَ عَرْفُهُ، لَفَعَلَ، وَ لَوْ فَعَلَ لَظَلَّتْ لَهُ الْأَعْنَاقُ خَاضِعَةً وَ لَخَفَّتِ الْبَلْوَى فِیهِ عَلَى الْمَلَائِکَةِ، وَ لَکِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَبْتَلِی خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا یَجْهَلُونَ أَصْلَهُ، تَمْیِیزاً بِالاخْتِبَارِ لَهُمْ وَ نَفْیاً لِلِاسْتِکْبَارِ عَنْهُمْ وَ إِبْعَاداً لِلْخُیَلَاءِ مِنْهُمْ (نهج‌البلاغه، خ192)
اگر خداوند مى خواست آدم را از نورى که روشنى اش دیده ها را برباید، و زیبایى آن خردها را مات و مبهوت کند، و از مادّه خوشبویى که بوى خوشش نفسها را بگیرد بیافریند مى آفرید، و اگر بدین صورت مى آفرید گردنها در برابرش خاضع، و آزمایش فرشتگان سهل و آسان مى شد، ولى خداوند پاک بندگانش را به برخى از امورى که به حقیقت و ریشه آن آگاه نیستند آزمایش مى کند، تا خالص از ناخالص جدا شود، و کبر و نخوت از آنان بر طرف، و خود خواهى و خود پسندى از آنان دور گردد (ترجمه انصاریان)

****
قالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَلَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ (حجر:39)
گفت: پروردگارا! به سبب اینکه مرا گمراه نمودی، من هم یقیناً [همه کارهای زشت را] در زمین برای آنان می آرایم [تا ارتکاب زشتی ها برای آنان آسان شود] و مسلماً همه را گمراه می کنم. (ترجمه انصاریان)

***** قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا مَنَعَکَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنتَ مِنَ الْعَالِینَ (ص:75)
[خدا] فرمود: ای ابلیس! تو را چه چیزی از سجده کردن بر آنچه که با دستان قدرت خود آفریدم، بازداشت؟ آیا تکبّر کردی یا از بلند مرتبه گانی؟ (ترجمه انصاریان)

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انرژی های آزادشونده غیرهمسو 16 - توجه ِ ساعتی - جان کندن - گیر ِ بچه داری - عاقبت - 
فهم غلط از استخاره 1 + چهارشنبه 97 آبان 9 - 5:0 صبح

سلام علیکم
...
من برای حوزه رفتن مصمم بودم ...
تا اینکه امسال شورای عالی حوزه ماده 10 و 18 رو برای افراد بالای 40 سال برداشتند ...
من دوست دارم تحصیلات حوزوی داشته باشم و به حوزه و دروس حوزوی و محیطش خیلی علاقه‌مندم ...
درسته دیر شروع کردم اما بزرگانی در حوزه داشته‌ایم که دیر شروع کردند و به مدارج عالیه رسیدند.
...
تا اینکه به سرم افتاد یه استخاره هم بکنم و دادم آیت‌الله ... حفظه‌ الله برام استخاره کرد و گفت بده و عاقبت نداره و این کار به جایی نمیرسه.
حالا همه‌ی تصمیم و اراده‌ام رو برای درس خوندن در حوزه با تناسب بد اومدن این استخاره از دست دادم و میگن استخاره‌های آیت‌الله ... هم همه‌اش درسته و درست استخاره میکنه.
حالا موندم با تناسب این استخاره که بد اومده برم حوزه رو ادامه بدم یا حوزه رو ترک کنم و فکرم رو خیلی مشغول کرده نظر شما چیه؟
...
احساس میکنم همه‌ی آیندم رو که براش کلی برنامه ریزی کرده بودم با تناسب این استخاره از دست دادم


در معصومیه (س) که درس می‌خواندم
یک روز
با یکی از طلبه‌ها
داشتیم بر می‌گشتیم از جایی
گفت: برویم یک آب هویجی بخوریم؟
گفتم: موافقم
تسبیح از جیبش در آورد
گفت: نه!
بنده خدا برای آب هویج خوردن هم استخاره کرده بود!

من هم مثل شما
قبل‌ترها
کودک که بودم
خیال می‌کردم استخاره قرار است خبر از غیب دهد
خبر از واقعیت
خبر از آن‌چه از ما پنهان است
خبر از ماورای این عالم مادّی
ولی بعدتر
از خود پرسیدم
مگر برای امتحان به دنیا نیاورده‌اندمان
که بیازمایندمان
که معلوم‌مان شود
کیستیم
چیستیم

چطور؟!
از این‌که چطور تصمیم می‌گیریم
اگر قرار باشد تصمیم را دیگری بگیرد
از ماورای این عالم
با تسبیح
با استخاره
پس ما کیستیم؟
مسئولیت‌مان چیست؟
و به چه می‌خواهند بازخواست‌مان کنند؟!

پرسیدم
بله
جواب روشن بود
استخاره و قرعه یکی‌ست
استخاره اصلاً نوعی قرعه است
قرار نیست بیان واقع باشد
قرار است رفع شک باشد

تصوّر بفرمایید
می‌خواسته زن بگیرد
دو مورد پیدا کرده
هر دو را دوست داشته
خوب بوده‌اند
آمده مشورت کرده
هر دو خانواده‌دار و باشخصیت
تردید پیدا کرده
چه کند؟

می‌دانیم تردید بدچیزی‌ست
شهید مطهری آن را پلی خوب
گذرگاهی خوب
اما جای بدی برای ماندن
شک را این‌طور معرفی کرده

حالا چه کند؟
تردید را چطور رفع کند؟
این یا آن؟
کدام را انتخاب نماید؟

این‌‌جا جای قرعه‌کشی‌ست
اسم هر کدام روی یک کاغذ
زیر فرش بگذارد
تصادفی بردارد
هر کدام که آمد همان
قطعی بداند و به آن عمل کند
تردید رفع می‌شود

استخاره در کنار قرعه ذکر شده
مفاتیح را باز کنید
می‌یابید

همه عالم هم اگر بگویند استخاره خبر از غیب است
من نمی‌پذیرم
زیرا با اصول اعتقادات شیعه منافات دارد
با آن‌چه روح دین است
با آن‌چه قرآن می‌گوید
با آن‌چه رسول خدا (ص) و اهل بیت (ع) به ما فرموده‌اند

سؤال
به شما بگویند پشت این در، بزرگی تشریف دارند
عظیمی از اعاظم
عالمی به غیب و نهان
مُخبر از پیدا و پنهان
نمی‌خواهی از ایشان بپرسی چه کنی؟
فقه بخوانی یا نخوانی؟
حوزه بروی یا نروی؟
به دینی که در معرض آسیب است کمک کنی یا نکنی؟
به اسلام خدمت کنی یا نکنی؟
روبه‌روی تهاجم فرهنگی بایستی یا نایستی؟
من اگر باشم
می‌گویم نه
برای احترام خدمت ایشان می‌رسم
عرض ادب و دست‌بوسی
به عشق دیدارشان
ثوابی که از دیدار عالم نصیب آدم می‌شود
اما
اگر قرار بود به جای من تصمیم بگیرند
اختیار برای چه داده‌اند؟!
مسئولیت چرا؟!
بازخواست از چه؟!

احکام اسلام به ما گفته شده
احکام تغییر نمی‌کند
حلال حرام نمی‌شود
و حرام حلال
در این میان
ما هستیم که باید تصمیم بگیریم
و به همین تصمیم
دقیقاً به همین تصمیم بازخواست شویم
پاداش یا مجازات

[ادامه دارد...]

 

 


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 195 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
به فرزند
از فعالیت
به فرزند
با نوشتن
در سفر
به فرزند

پنج شنبه 98 مهر 25

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم مباحثه سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش سند بازی روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب جوجه دشمن خودم خیاطی انشا نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
فهم غلط از استخاره - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید