سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

مردم چیزى را نگفتند : خوش باد ، جز آنکه روزگار براى آن روز بدى را ذخیرت نهاد . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  توپ سازی - اصول تربیت فرزند 1 - تداوم یا تکرار - ریاضیات ِ سمبوسه - عاقبت - 
نمی دانم + شنبه 95 بهمن 9 - 8:44 عصر

خب بگو نمی‌دانم
چرا پاسخ ِ نادرست؟!

کودک که بودم
یادم نیست در چه سنّی
پرسیدم از تابستان و زمستان
سرما و گرمای زمین
پاسخ را این طور گفتند:
زمین از خورشید دور می‌شود در زمستان
و نزدیک در تابستان
و من پذیرفتم
و سال‌ها گذشت
در مدرسه خلاف آن فراگرفتم
زمستان نزدیک
و تابستان دور
و دلیل؛ زاویه داشتن محور گردش زمین به دور خود
نسبت به صفحه مدار آن به دور خورشید!

کودکان حافظه خوبی دارند
البته برای سؤالاتی که برایشان مهم باشد
اشتباه را به خاطر می‌سپارند
و بی‌اعتماد می‌شوند
کِی؟!
وقتی نادرستی پاسخ را فهمیدند
چه اصرار است که پاسخ تمام سؤالات‌شان را بدهیم اصلاً؟!
آن هم وقتی جواب را نمی‌دانیم!



کلاً سه جور پاسخ برای سؤالاتشان دارم
یا نمی‌دانم
واقعاً یعنی
یهو می‌پرسد: دوچرخه را چه کسی اختراع کرد؟!
صریح می‌گویم: نمی‌دانم عزیزم.
گاهی هم می‌دانم
اما پاسخش را صلاح نمی‌دانم بگویم
نیاز دارد به سن مناسب برسد
پاسخ نادرست نمی‌دهم
نسیه‌اش می‌کنم:
«جواب این سؤال خیلی طولانیه
کلی مطلب باید برات بگم
خیلی مفصّل...
یادم باشه بعداً سر فرصت
یک موقع که وقت داشتم کلّی برات درباره این موضوع صحبت کنم!»

تا به حال که جواب داده
یعنی بعداً یادشان رفته
فراموش کرده‌اند
خیالشان هم راحت بوده
که روزی به پاسخ آن خواهند رسید
وقتی وقتش رسید یادشان خواهد آمد إن‌شاءالله
اما «نه» نگفتم
که حریص نشوند به اصرار برای پاسخ

و در نوع سوم
این‌که جواب را بدانم و آسان هم باشد
فقط در این حالت است که پاسخ می‌دهم

البته گاهی
در این حالت هم خوب است بررسی کنیم
ببینیم سنخ سؤال چیست
پرسیده: لامپ را چه کسی اختراع کرده؟
این را که نمی‌تواند فکر کند و بفهمد
من فوری جواب می‌دهم
اما بعضی سؤال‌ها:
ترمز دوچرخه چطوری نگهش می‌داره؟
خب این را می‌شود «کشف» کرد
پاسخ را به خودش واگذارد
این طور مواقع می‌گویم:
«نظر خودت چیست؟ یه کم فکر کن ببین می‌فهمی»
پاسخ خود را کمی به تأخیر می‌اندازم، آن هم اگر خودش نتوانست!

تربیت تصادفی نیست
تربیت تدبیر می‌خواهد
تربیت حواس جمع می‌خواهد
نوعی مهندسی کودک است
باید دغدغه‌اش را داشت
باید نگران رشد روحی و ذهنی کودک بود
به همان میزانی که نگران رشد جسمی وی هستیم
بلکه هم بیشتر!

وقتی نمی‌دانیم، سریع بگوییم «نمی‌دانیم»
این قطعاً بهترین پاسخ است!

«الحسین بن محمد، عن معلى بن محمد، عن علی بن أسباط، عن جعفر بن سماعة، عن غیر واحد، عن أبان، عن زرارة بن أعین قال: سألت أبا جعفر علیه السلام: ما حق الله على العباد؟ قال: أن یقولوا ما یعلمون ویقفوا عند ما لا یعلمون.» (کافی، ج1، ص43، میزان‌الحکمه، ج5، ص14)
زراره می‌گوید: از امام باقر علیه‌السلام سؤال کردم: حق خدا بر بندگان چیست؟ در پاسخ فرمود: آن را که می‌دانند بگویند و در چیزی که نمی‌دانند توقف نمایند.

«وَلاَ یَسْتَحِیَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لاَ یَعْلَمُ أَنْ یَقُولَ: لاَ أَعْلَمُ» (نهج‌البلاغه، حکمت 82)
هیچ کس از شما اگر چیزى را از او پرسیدند که نمى داند حیا نکند و (صریحاً) بگوید: نمى دانم.


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 251 - فرزند 388 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  توپ سازی - اصول تربیت فرزند 1 - تداوم یا تکرار - ریاضیات ِ سمبوسه - عاقبت - 
انشای احمد + چهارشنبه 95 دی 22 - 7:51 عصر

خوشحال بود
خنده را می‌شد روی لب‌هایش دید
نه
در تمام چهره‌اش
وقتی به سرعت از پله‌های مدرسه پایین می‌آمد
و به سویم می‌دوید

انشاء نوشته بود
البته الآن دیگر آن همزه تهش را نمی‌گذارند
در رسم‌الخط جدید
انشا یعنی
دو صفحه و نیم
در کلاس خوانده
طولانی‌ترین انشای کلاس
معلّم جایزه داده
تشویق کرده
تشویق هم دارد البته
این مقدار نوشتن
در این سن کم...



قبلاً درباره نوشتن سیدمرتضی هم چیزی نوشته بودم
این‌جا
و درباره اولین نوشته سیده‌مریم
در این‌جا

اساساً نظام آموزشی تحوّل یافته است
کودکان
در همان دوره ابتدایی
نوشتن را می‌آموزند
نوشتنی که بخشی از توانایی مورد نیاز برای فعالیت‌های اجتماعی‌ست
یکی از چهار مهارتی که باید فراگرفت
خواندن، نوشتن، صحبت کردن و شنیدن
دو تای آخر را اول در خانه آموخته
دو تای اول را می‌بایست در مدرسه آموخت
در کودکی ِ ما
بیشتر خواندن بود
امروز اما
نوشتن هم کتابی مستقل دارد
و کودکان ما آن را می‌آموزند
و این خیلی خوب است!

بزرگان ما تأکید زیادی بر «نوشتن»‌ داشته‌اند
و آن را ارج نهاده‌اند:

امام صادق ع: «وَکَذلِکَ الْکِتابَةُ الَّتى بِها تُقَیِّدُ اَخْبارُ الماضِیْنَ لِلْباقینَ وَ اَخْبارُ الْباقینَ لِلآتینَ وَ بِها تُخلِّدُ الْکُتُبُ فِى الْعُلُومِ و الآدابِ وَ غَیْرِها و بِها یَحفِظُ الاِنْسانُ ذِکْرَ ما یَجْرى بَیْنَهُ وَ بَیْنَ غَیْرِهِ مِنَ الْمُعامِلاتِ وَالْحِسابِ، وَ لَوْلاهُ لانَقطَعَ اَخْبارُ بَعْضِ الاَزْمِنَةِ عَنْ بَعض، وَ اَخْبارُ الْغائِبینَ عَنْ اَوْطانِهم، وَ دَرَسَت الْعُلُوم وَ ضاعَتِ الآدابُ، وَ عَظُمَ ما یَدْخُلُ عَلَى النّاسِ مِنَ الْخَلَلِ فى اُمُورِهِمْ وَ مُعامِلاتِهِمْ، وَلا یَحتاجُونَ اِلَى النَّظَرِ فیهِ مِنْ اَمْرِ دینِهِمْ وَ ما رُوِىَ لَهُمْ مِمّا لایَسَعُهُمْ جَهْلُهُ»
امام صادق علیه‌السلام: همچنین (یکى دیگر از نعمت هاى الهى) کتابت و نوشتن است که به وسیله آن اخبار گذشتگان براى موجودین، و اخبار موجودین براى آیندگان نگهدارى مى شود، و نیز به وسیله آن کتابها در علوم و آداب مختلف جاویدان مى گردد، و نیز از طریق آن قراردادها و معاملات و حساب هایى که میان انسان و دیگران است حفظ مى شود، و اگر کتابت نبود رابطه خبرى بعضى از زمان ها از بعضى دیگر قطع مى شد، و نیز پیوند کسانى که در وطن خود نبودند از هموطنانشان بریده مى گشت، علوم و دانش ها از بین مى رفت، آداب و رسوم و سنّت ها ضایع مى شد، و در امور مردم و معاملات و آنچه از امر دین نیاز به آن داشتند و روایاتى که براى آنها ذکر مى شد و آگاهى بر آن لازم بوداختلال شدید ظاهر مى گشت. (بحارالانوار، ج58، ص257)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 388 - مدرسه 31 - انشا 7 - سید احمد 187 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

<      1   2   3      

شنبه 98 آذر 23

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم مباحثه سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده کار سفر مدرسه آموزش سند بازی روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب جوجه دشمن خودم خیاطی انشا نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
فرزندانم 6 - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید