• وبلاگ : شايد سخن حق
  • يادداشت : زولو بي يا
  • نظرات : 1 خصوصي ، 5 عمومي
  • چراغ جادو

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    سلام دوباره
    خب رعايت حق در اين مسائل سخته و تقواي زياد ميخواد. من که فعلا ندارم و اميدوارم شما داشته باشيد. باز هم آفرين به سيده مريم. آشپزي يا برنامه نويسي يا هر رشته اي که خداوند در او به وديعت گذاشته.... به اميد موفقيتش به شرط انسانيت.
    پاسخ

    سلام. سپاسگزارم از اين‌كه همچنان خواننده وبلاگ حقير هستيد. ممنون از دعاي خير شما. در پناه خدا.
    بله. ممکنه ايشون نخونند. والبته بردن آبروي ديگران هم خوب نيست. شما بنظر متدين هستيد. جسارتا اگه دقيقتر باشيد بهتر نيست؟
    پاسخ

    خواندن كه مي‌خوانند. آبرو هم نزد كساني طبيعتاً مي‌رود كه بشناسند. مثلاً شما كه نمي‌شناسيد كه آبروي كسي نمي‌رود. آن‌هايي كه مي‌شناسند ماجرا را كامل مي‌دانند و يك واژه «تنبل» تأثيري بر دانسته‌هايشان نمي‌گذارد. زيرا پيش از آن‌كه من چيزي بگويم، خود اين خانواده آن‌چنان سخن‌پراكني در ميان آشنايان راه انداختند كه نظير نداشت. همان ده سال پيش كه رفتن به دادگاه را آغاز كردند. ماجراي اين خانواده از ابتدا پنهان نبود. در ميان كساني كه آشنا هستند، اطلاع‌رساني فراوان بوده. بنابراين، اين‌كه من بگويم: خدا را شكر كه دخترم مثل مادرش تنبل نيست، يا مخاطب مي‌شناسد كه مي‌داند، يا نمي‌شناسد كه برايش مجهول است چه كسي را مي‌گويم. اسم كسي را كه نبرده‌ام. مثلاً شما آيا مي‌دانيد درباره چه كسي صحبت كرده‌ام؟ ده سال پيش مفصل تمام رفتارهاي زشت اين خانواده را در همين وبلاگ نوشتم http://rastan.parsiblog.com/Posts/70 خيلي مفصّل‌تر از يك واژه «تنبل». به گمانم خيلي هم مفيد است براي مخاطب. درس عبرت است. وقتي مشكلي براي ما پيدا مي‌شود، اگر نام نبريم، خود مشكل و مسأله را اگر خوب توصيف كنيم، ديگراني كه مي‌خوانند فرا مي‌گيرند. نقاط آسيب را ديده و عبرت مي‌گيرند. اما اگر هي پنهان كنيم، نگوييم، خب كه چه مي‌شود؟ هر روز بيشتر. يك به يك در همين چاه مي‌افتند. مگر چند نفر از كساني كه اين وبلاگ را مي‌خوانند نويسنده آن را در واقعيت مي‌شناسند تا بدانند مثلاً زن سابق وي چه كسي بوده؟ بيشتر خوانندگان ناشناس‌اند. آن چند نفري هم كه بشناسند، ماجراي طلاقي كه اتفاق افتاده با آن‌همه دادگاهي كه آن‌ها تدارك ديدند، خيلي رسواتر از مطالب بيان شده در اين وبلاگ است. مطمئن باشيد. ممنون از توجه شما.
    با سلام وعرض ادب
    آفرين به سيده مريم
    ولي غيبت از همسرسابق خوب بنظر نمياد.
    پاسخ

    سلام. غيبت؟ متوجه نمي‌شوم! غيبت يعني گفتن بدي يك نفر در پنهاني. طوري كه خودش نباشد و خبر نشود. درست است؟ اين طور نيست؟ من اگر مثلاً عيبي از شما را يواشكي و بدون حضور شما بگويم مي‌شود غيبت. درست؟ من كه اين طور ياد گرفته‌ام. آيا وبلاگ يك جاي مخفي و پنهان است؟ يعني غايب است از آن فرد؟ وقتي در وبلاگ نوشته‌ام كه كاملاً آشكار است و تمام عالم و آدم مي‌توانند بخوانند، حتي خود آن فرد، آيا اين هم داخل در موضوع غيبت مي‌شود؟ من كه متوجه نمي‌شوم. اگر مي‌فرموديد: تهمت، بيشتر قابل قبول بود تا غيبت. كه البته آن هم دلايل و بيّنه‌هاي فراواني وجود دارد كه نيست. يعني تهمت نيست. چون عين واقعيت است. آدمي كه تقريباً هر روز ساعت 11 ظهر از خواب بيدار شود، خب اين تنبل است ديگر. شوهر خودش صبحانه آماده كند و بخورد و برود سر كار، بعد كه بر مي‌گردد خانه، زن تازه از خواب پا شده و هنوز نهار آماده نكرده! خانه را هم تميز نمي‌‌كند و دو هفته يك‌بار تلفن مي‌كند كارگر بيايد و نظافت كند. خب اين نامش چيست؟ نصف شب هم كه مريم از خواب بيدار مي‌شود به شوهرش بگويد: يه شير خشك درست كن بده بچه بخوره! و شوهر هم شير بچه را بدهد، خب من كه نام اين را تنبلي مي‌گذارم و اسم ديگري به ذهنم نمي‌رسد. چرا مي‌رسد، ولي خب بي‌ادبي‌ست. با ادب‌ترين عنوان براي آن همان تنبلي‌ست! :) ممنون از نظر شما. اميدوارم تنبل نباشيد. تنبلي يك بيماري خيلي خطرناك است. البته خانواده آن‌ها براي تنبلي اسم مستعار گذاشته بودند و مي‌گفتند: ما شيرازي‌ها دل‌گنده‌ايم! هاهاها... :)
    کاربر گرامي، سلام
    در تاريخ چهارشنبه 98 خرداد 22 نوشته شما با عنوان زولو بي يا برگزيده شده و در جايگاه تيتر دو در مجله پارسي نامه قرار گرفته است. دبير تحريريه ي اين انتخاب هايدي و دبير سرويس آن هما ص بوده است. اميدواريم هميشه موفق باشيد.
    پاسخ

    سپاس فراوان.
    + .... 
    حقيقتا:) ؛)
    پاسخ

    بله، حقيقتاً. :)) ممنون.