سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

بخشندگی، دوستی را نصیب [انسان [می کند و اخلاق را زینت می بخشد . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نشاسته ذرّت - عشق ِ کار - انتخاب ِ آموخته - نخستین اندرویدی ِ من - 
ساعت ِ ساخت ِ خانه + یکشنبه 97 شهریور 25 - 5:0 صبح

شکست
اتفاقی بود
اشتباه است دیگر
کاری که نمی‌شود کرد
پیش می‌آید

البته قاصر بود
گفته بودم صندلی بگذار
نخواست
خواست با کمک قدّ خودش سرجایش بگذارد
این شد که افتاد

مریم برای والیبال
توپ‌بازی با دیوار
ساعت را اجازه گرفت و از جای خود برداشت
بازی‌اش که تمام شد
خواست بگذارد
سُر خورد و افتاد و شکست
حالا سؤال این بود:
کی برویم و ساعت دیواری بخریم؟!

فکری به ذهنم رسید
مقداری فوم ماکت‌سازی از اتاق آوردم
و ابزارهای مورد نیاز را:
«بچه‌ها موتور ساعت که هنوز کار می‌کند!»



قاب ساعت شکسته بود
قاب را خودمان ساختیم
دو سه ساعتی طول کشید
ولی...

دیوانه‌کننده بود
خوشحالی بچه‌ها
لذّتی که بردند
وقتی محصول کار را دیدند
ذوق زیادی کردند
و تعریف زیادتری
از زیبایی آن
دوستش داشتند!

اما یک درس مهم هم داشت
یک تجربه مهم‌تر؛
ما ساعت دیواری خودمان را ساختیم
تصویری که هر روز مقابل چشم‌مان است
و دلگرم‌مان می‌سازد
به چی؟!
به این‌که «ما می‌توانیم»!

قال الأمیر (ع): «سُبْحانَکَ خالِقاً وَ مَعْبُوداً، بِحُسْنِ بَلائِکَ عِنْدَ خَلْقِکَ خَلَقْتَ داراً وَ جَعَلْتَ فیها مَأْدُبَةً: مَشْرَباً وَ مَطْعَماً، وَ اَزْواجاً وَ خَدَماً، وَ قُصُوراً وَ اَنْهاراً، وَ زُروعاً وَ ثِماراً; ثُمَّ اَرْسَلْتَ داعِیاً یَدْعُو اِلَیْها. فَلاَ الدّاعِىَ اَجابُوا، وَلا فیما رَغَّبْتَ اِلَیْهِ رَغِبُوا، وَلا اِلى ما شَوَّقْتَ اِلَیْهِ اشْتاقُوا. اَقْبَلُوا عَلى جیفَة قَدِ افْتَضَحُوا بِاَکْلِها، وَاصْطَلَحُوا عَلى حُبِّها، وَ مَنْ عَشِقَ شَیْئاً اَعْشى بَصَرَهُ، وَ اَمْرَضَ قَلْبَهُ، فَهُوَ یَنْظُرُ بِعَیْن غَیْرِ صَحیحَة، وَ یَسْمَعُ بِاُذُن غَیْرِ سَمیعَة، قَدْ خَرَقَتِ الشَّهَواتُ عَقْلَهُ، وَ اَماتَتِ الدُّنْیا قَلْبَهُ، وَ وَلَّهَتْ عَلَیْها نَفْسَهُ، فَهُوَ عَبْدٌ لَها وَ لِمَنْ فى یَدِهِ شَىْءٌ مِنْها. حَیْثُما زالَتْ زالَ اِلَیْها، وَ حَیْثُما اَقْبَلَتْ اَقْبَلَ عَلَیْها.» (نهج‌البلاغه،خ109)
منزّه آفریدگار و معبودى هستى، به نیکویى ِ نعمتت بر بندگان است که سرایى (چون آخرت) به وجودآورده اى، ... سپس دعوت کننده اى را فرستادى تا مردم را به آن دعوت کند. ولى نه دعوت کننده را پاسخ گفتند، و نه در آنچه ترغیب کردى رغبت نمودند، ... به سوى مُردارى رو کردند که با خوردنش رسوا شدند، و بر عشق به آن سازش نمودند، و هر که عاشق چیزى شود چشمش را کور، و دلش را بیمار مى کند، ... از این رو او برده دنیاست و بنده کسى که اندکى از دنیا در اختیار دارد. دنیا به هر طرف بگردد او هم مى گردد، و به هر سوى روى کُند او هم روى مى آورد. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: کار 27 - هنر 9 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نشاسته ذرّت - عشق ِ کار - انتخاب ِ آموخته - نخستین اندرویدی ِ من - 
گربه نمدی + سه شنبه 97 مرداد 30 - 5:0 صبح

زمان می‌گذرد
لحظه‌ها پی‌درپی
کودکان همیشه مشغول نیستند
گاهی بیکار
بیکار؟!
مگر من می‌گذارم؟!

پارسال نمد خریده بودم
هنگام مدرسه
کارهایی انجام داده
مثل این
نمدها تمام شد
بچه‌ها همه‌شان استفاده کردند
چند وقت پیش دوباره خریدم
جایی نگهداشته

- بیکاری؟!
«آره»
مشق را که بنویسند
روزی سه صفحه
بازی هم بکنند
گاهی کاری ندارند
تلویزیون هم برنامه خاصی ندارد

- آدم نباید بیکار باشه، تا سالم بمونه!
این را گفتم
و سریع جستجو کردم
چند طرح نمدی نشانش دادم
یکی را انتخاب کرد و ساخت



دو سه ساعتی وقتش را گرفت
وقتی که تلف نشد
بیکار نماند

من فقط الگو را پرینت گرفتم
خودش برید
خودش دوخت
خودش پر کرد
با پنبه
و در نهایت
این شد که دیدید!

وقت کودکان را ما باید مدیریت کنیم
خودشان نمی‌توانند
تا یاد بگیرند
بیکار نباشند!

قال الأمیر (ع): «اَیُّهَا النّاسُ، اِنَّما اَنْتُمْ فى هذِهِ الدُّنْیا... لاتَنالُونَ مِنْها نِعْمَةً اِلاّ بِفِراقِ اُخْرى، وَ لایُعَمَّرُ مُعَمَّرٌ مِنْکُمْ یَوْماً مِنْ عُمُرِهِ اِلاّ بِهَدْمِ آخَرَ مِنْ اَجَلِهِ، وَ لاتُجَدَّدُ لَهُ زِیادَةٌ فى اَکْلِهِ اِلاّ بِنَفادِ ما قَبْلَها مِنْ رِزْقِهِ، وَ لایَحْیى لَهُ اَثَرٌ اِلاّ ماتَ لَهُ اَثَرٌ» (نهج‌البلاغه، خ145)
اى مردم، شما در این دنیا... به نعمتى نمى رسید مگر اینکه نعمتى را از دست مى دهید، و روزى از عمر به شما داده نمى شود مگر اینکه روز دیگرى از عمر نابود مى گردد، و اضافه در روزى براى او تازه نمى شود مگر به تمام شدن آنچه قبلاً روزى او بود، و اثرى برایش به وجود نمى آید مگر آنکه اثرى دیگر از او بمیرد. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 254 - کار 27 - هنر 9 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نشاسته ذرّت - عشق ِ کار - انتخاب ِ آموخته - نخستین اندرویدی ِ من - 
علاقه به هنر + یکشنبه 97 تیر 17 - 5:0 صبح

فرزندان فرق می‌کنند
مثل هم نیستند
این را هر پدر و مادری حس می‌کند
اگر با آن‌ها دم‌خور باشد
اگر به رفتارشان توجه
کارهایشان را خوب نگاه کند

عاشق هنر است این یکی
چه کارش می‌شود کرد
من اگر چه خودم مفید نمی‌دانم
چنین آتیه‌ای را
ولی باید راه بروی
با کسی که می‌خواهی راهش را عوض کنی



رنگ دستش دادم
گفتم: برو حیاط
هر جا را خواستی رنگ کن
کوچک‌تر که بود



فوم‌بر را داده‌ام دستش
گفتم: اختیارش با تو
هر چه می‌خواهی بساز

اعتماد باید
باید بداند که مخالفش نیستم
مخالف علاقه‌اش
باید چند قدم ِ مهم با او بردارم
در کنارش
تا وقتش که شد
هدایتش کنم
نشانش دهم که هنر، «دنیایی»ست
و او «اخروی»
هنر، انسان را جذب دنیا می‌کند
مگر این‌که هدف داشته باشد
هدفی متعالی
هنر به خودی خود دنیاپرستی‌ست
مال ِ انسان‌هایی که آخرت را فراموش کرده
به زیبایی‌های موقتی چشم دوخته
دلبسته

مؤمن نمی‌تواند هنرمند باشد
البته هنر به معنای امروزی آن
همین هفت شاخه معروف

مثالی برایش خواهم زد:
چند کماندو را مأمور عملیات می‌کنند
هواپیما
چتر نجات
فرود در منطقه
باید مسیری را طی‌ّ کرده
کاری را به انجام رسانده
به نقطه مشخصی برسند
برای خروج
هلیکوپتری سر وقت دنبال‌شان خواهد آمد

در این میانه
از گلزاری می‌گذرند
لاله‌زاری
دشتی زیبا
مسیر مأموریت است
باید بروند
نباید بمانند
اما
بعضی فریفته زیبایی شده
گردنبندها و دستبندها از گل می‌سازند
این‌ها جا می‌مانند
به عملیات نمی‌رسند
به کاری که برای آن آمده بودند

انسان کماندو است
تکاور یعنی
مأمور
مأموریت دارد
آمده است تا برود
نیامده است که بماند
که جمع کند
که بسازد
که هنرمند شود
هنر انسان مؤمن «انجام بهتر مأموریت» است

هنر کودکانم را جهت می‌دهم سمت هدف
باید بدهم
هنر برای هنر
هنر برای تشویق
هنر برای هنرمند بودن
قطعاً خسران مبین است
ماندگاری ندارد
وقتی که دنیا فانی می‌شود
محصولات هنری هم

هنر باید تبدیل به محصول اخروی شود
تا بماند
باید در مسیر مأموریت قرار بگیرد!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 162 - فرزند 254 - آموزش 20 - هنر 9 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نشاسته ذرّت - عشق ِ کار - انتخاب ِ آموخته - نخستین اندرویدی ِ من - 
شلختگی ِ هنر + سه شنبه 97 اردیبهشت 11 - 6:0 صبح

هنر اساساً نظم است
حتی اگر بی‌نظم به نظر برسد
پیکاسو هم در کنه تمام زشت‌کاری‌هایش
نظمی منظور داشت
که اگر نداشت
به مذاق بعضی زیبا نمی‌رسید

و در ورای این نظم
بی‌نظمی رخ می‌دهد
نمی‌شود که ندهد
مثل آشپزی
مثل نقاشی
مثل هر کارخانه‌ای

بیرون و درون متفاوت
غذا هر چه زیباتر
دلنشین و لذیذ
آشپزخانه به هم ریخته‌تر
جز این نمی‌شود اصلاً
یا داخل کارخانه
باور کردنش سخت است
کالایی به این زیبایی
در محیطی این‌قدر شلوغ و به هم ریخته و ظاهراً نامرتّب
کارگاه هر نقاشی را که ببینی
همین‌طور



مقوایی برای طرح جابر گرفته بود
یکی از هم‌کلاسی‌های مریم
خواست تا کمکش نماید
خودش نتوانسته
گروه شدند
باز هم کم‌کاری
مقوا بر جای ماند
مدتی کناری افتاده
وقتی بیکار شد
رنگ دادم تا نقاشی کند
در حیاط
پس از اتمام کارش
صحنه‌ای را دیدم که در تصویر فوق مشاهده فرمودید!

شلختگی ِ هنر را همه‌جا می‌شود دید
یک‌سو زیبایی
دیگرسو به هم ریختگی
مثل کولر گازی می‌ماند هنر
یخچال و فریزر هم همین‌طورند
گرما را از یک طرف گرفته
سمت دیگر رها می‌کند
اگر یک طرف گرم است
طرف دیگر سرد
مثل قانون بقای ماده و انرژی
نظم از جایی به جای دیگری منتقل می‌شود
از محیط
به محصول کار هنرمند!

پس نه بر نظم جهان می‌افزاید
و نه از نظم آن می‌کاهد
پس هنر واقعاً چه چیزی به جهان اضافه می‌کند؟!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 254 - هنر 9 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نشاسته ذرّت - عشق ِ کار - انتخاب ِ آموخته - نخستین اندرویدی ِ من - 
هنر ِ تفاوت + دوشنبه 97 فروردین 27 - 12:0 عصر

ندارم
تجربه کافی
و البته دوربین مناسب
پس از باران اما...

قطراتی روی ماشین نشسته
از بیرون برگشته
از حالت‌شان خوشم آمد
گوشی را نشانه رفتم
مریم هم جلوی شیشه ایستاده
در وضعیت ضد نور
این تصویر پدید آمد:



خودم که خوشم آمد
نه از هنر
که از شگفتی‌های آفرینش خداوند
این همه قطره
هر کدام در یک وجه
در یک صورت و حالت
متفاوت
چرا نه مثل هم؟!
پارچه را که ببینی
ساخت دست انسان
تکرار معلوم است
الگوهایی که مدام و پیوسته آمده
در کاشی
کاغذ کادو
هر جا
هر چه که انسان می‌سازد
تکرار دارد
بی‌شمار نیست
اما باران خداوند
فیزیک ِ خلقت
بی‌شمار است
هر ذرّه‌ای در وضعیتی منحصر به فرد
درست مانند خود ما
انسان‌ها
دو تا مثل هم پیدا نمی‌کنی
بی‌تکراریم
عجیب نیست؟!
قطعاً هست
قطعاً عجیب است
خیلی عجیب
آن‌قدر که بتوان غیرعادی بودن آن را درک کرد
نیاز به خالق دانا و توانا داشتنش را!

«وَمِن آیاتِهِ خَلقُ السَّماواتِ وَالأَرضِ وَاختِلَافُ أَلسِنَتِکُم وَأَلْوانِکُم إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِّلعَالِمین» (روم:22)
و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] او آفرینش آسمان ها وزمین و اختلاف و گوناگونی زبان ها و رنگ های شماست؛ بی تردید در این [واقعیات] نشانه هایی است برای دانایان. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 162 - هنر 9 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نشاسته ذرّت - عشق ِ کار - انتخاب ِ آموخته - نخستین اندرویدی ِ من - 
بیکاری + پنج شنبه 96 اسفند 3 - 3:46 عصر

من کشیدم
دادم تا ببُرد
برای بیکاری سیداحمد
تا متوجه شدم

بارها گفته‌ام
به فرزندانم
گفته‌ام که بیکاری خطرناک است
فساد می‌آورد
ذهن را مشغول می‌کند
به موضوعاتی که نباید
که لازم نیست
که آسیب می‌زند
دست را مشغول به خطر
بچه‌هایی که به گاز و برق و آب و تلفن و کبریت دست می‌زنند
و برای خود و دیگران خطر می‌آفرینند
این‌ها از بیکاری‌ست
کودک نباید بیکار باشد
یا باید خود بازی بسازد
یا اگر نتوانست
برایش بسازیم

من این‌طورم
حواسم همیشه هست
اگر یکی از فرزندانم مشغول کاری نباشد
بازی
تماشا
کاردستی
نقاشی
مشق
یا حتی خواب
فوری چون عقابی بر سرش فرود می‌آیم
کاری دستش می‌دهم که مشغول شود
که سرگرم
که یاد بگیرد و بر مهارت‌هایش بیافزاید

دیروز سیداحمد بیکار شده بود
مشق نداشت
حال تلویزیون دیدن هم
تلویزیون هم برنامه خوبی نداشت
فوری چند تکه فوم (یونولیت) برداشتم
و ماژیک
سه نقاشی کشیدم
گفتم این‌ها را ببُر... (با فوم‌بری که خودمان ساخته‌ایم)



مریم و سیدمرتضی هم خوشحال شدند
ظهر که به خانه آمدند
وقتی این بریده‌ها را دیدند
گفتم حالا رنگ‌آمیزی کنید
هنرمندی نمایید
تا ببینیم کدام زیباتر می‌شود

با گواش
سه‌تایی رنگ کردند
و به نقش‌های بی‌روح و بی‌معنای من جان دادند
و به روح خود جلا
هر فعالیت موفقی یک امتیاز محسوب می‌شود
برای روح انسان
بر اعتماد به نفس می‌افزاید
اما بیکاری
بی‌حوصلگی
کسلی
بیماری می‌سازد
فرزندان من همیشه مشغولند
خدا را بر این نعمت‌هایش می‌ستایم و سپاس می‌گزارم!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 254 - کار 27 - هنر 9 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نشاسته ذرّت - عشق ِ کار - انتخاب ِ آموخته - نخستین اندرویدی ِ من - 
جاکفشی دیواری + چهارشنبه 96 اسفند 2 - 12:56 عصر

دیوار چیز خوبی‌ست
مفید هم
ولی معمولاً کار زیادی از آن کشیده نمی‌شود
در فرهنگ امروز ما
بیشتر برای تزئین
اما در گذشته...



خانه‌های قدیمی پر از طاقچه بودند
چراغ‌های نفتی روی آن‌ها
کتاب‌ها
آینه و شمعدان
هر چیزی را می‌شد روی طاقچه‌های خانه گذاشت
از دیوار بیشتر استفاده می‌شد در گذشته

کفش‌ها جلوی در
مزاحمت همیشگی
برای همه
همه‌جا
چه آپارتمان و چه ویلایی
جاکفشی‌ها هم خودشان منشأ دردسر
فضایی می‌گیرند از زمین
مانع جاروکشیدن و شستشو

قبلاً درباره استفاده از دیوار نوشته بودم
این‌جا
جایی که جاابزاری‌مان را ساختیم
امروز اما
طرحی که ماه‌ها روی کاغذ آورده بودم
و مواد اولیه‌اش را از بازار خریده
بالاخره فرصت شد
اجرا کردم
همراه با سیداحمد
رفتیم و نصب کردیم
جاکفشی دیواری جدیدمان را



چهار نفر هستیم
هر کدام یک دمپایی و یک کفش جا داریم
روی زمین هم خالی
جارو و شستشو هم راحت
باز هم استفاده‌ای مناسب از دیوار
در دوران گذار
تا زمانی که دوباره بنّاها طاقچه‌های قدیمی را به ما بازگردانند
به خانه‌های امروزیمان
فرهنگی که از ما ربوده شده است
در این تهاجم بی‌امان!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: کار 27 - فرهنگ 67 - خیاطی 6 - هنر 9 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نشاسته ذرّت - عشق ِ کار - انتخاب ِ آموخته - نخستین اندرویدی ِ من - 
تکلیف ِ والدین + شنبه 96 دی 9 - 2:31 عصر

مشق را بچه‌ها می‌نوشتند
اما امروز
والدین بیشتر مشق دارند تا بچه‌ها
این تصمیمی‌ست که معلم‌ها می‌گیرند

بچه خانه که می‌آید:
معلّم گفته سؤالات کتاب را مادرتان در دفتر بنویسد، شما جوابش را بنویسید!
آن یکی می‌آید:
معلّم گفته ده تا سؤال ریاضی مادرتون طرح کنه، حل کنید!
و آن یکی:
معلّم ما گفته ساعت خورشیدی بسازید...
ترازو بسازید...
چراغ راهنمایی بسازید...
مدار موازی و سری بسازید...
روزنامه دیواری...

و مگر یک کودک دبستانی می‌تواند این‌ها را بسازد؟!
البته که نمی‌تواند
و پدر و مادرها
آن‌ها هستند که مخاطب این تکالیف‌اند!

البته والدین اختیار دارند
می‌توانند ننویسند
می‌توانند نسازند
می‌توانند این تکالیف را انجام ندهند
اما...
کلاس درس یک رقابت است
شدید
کودکان با هم
هر که زیباتر بسازند برایش
هر که بیشتر کاردستی بیاورد
هم در نظر معلّم
و هم در میان هم‌کلاسی‌ها...
والدین ناگزیر به انجام این تکالیف‌اند
مجبور
وقتی واقع‌نگر باشیم!

من نیز ساعت آفتابی ساخته‌ام



دوبار هم ساخته‌ام



چراغ راهنمایی ساخته‌ام
زیباترینش را هم



ترازو هم چند بار
حتی با امکاناتی بیشتر



و دو بار هم مدار الکتریکی



و چیزهایی دیگر
خیلی چیزها
مانند بازی شکل‌های هندسی
خیلی از آن‌ها را نیز معلّم خواسته بود



و البته چندین روزنامه دیواری
مانند این





منظور؟!
بله...
برای والدین تکالیفی از سوی معلّم تعیین می‌شود
خوب یا بد
با دیده فرصت باید بدان‌ها نگریست
باید امکانی برای آموزش و پرورش باشند
باید در مرئی و منظر دانش‌آموز انجام شوند
باید حس وظیفه‌شناسی و تکلیف‌مداری را یادش بدهند
باید مهارت‌آموز باشند
بچه را کنار خودت بنشانی
از او هم کار بخواهی
حداقل در حدّ آوردن و بردن خط‌کش و ماژیک
ببیند و فرابگیرد
همّت و تلاش را
صبر و حوصله را
اصرار و استقامت را
این‌ها مهم‌تر از متن کتاب‌هایی‌ست که در کلاس یاد می‌گیرد!

من حتی بیشتر ساختم
از تکلیف مدرسه
مثلاً یک برنامه درسی چرخشی



هر روز به مدرسه می‌بُرد
و خیره‌کننده بود
کیفش را هم از روی آن می‌چید

وقتی دیدم ترکیب حرف «ب» با صدای «اَ» را خوب درک نمی‌کنند
دو تا بودن آن‌ها را
این تفکیک را خوب نمی‌فهمند
در کلاس اول دبستان
این ابزار آموزشی را ساختم



قطعات جابه‌جا می‌شد
با آن بهتر یاد می‌گرفتند
تفاوت صداهایی که با هم ادا می‌شوند



آخرین فرزند به معلّمش هدیه کرد
معلّم شخصاً مرا دید و تشکر
به دیوار کلاس زده بود و از روی آن آموزش می‌داد!

و نقاشی برای آموزش حروف و اعداد هم حتی



آری...
می‌دانم که حتی بدون این‌ها هم...
خیلی از دانش‌آموزان...
مگر خود ما با این چیزها باسواد شدیم؟!
بله
اگر این کارها را نکنیم هم یاد می‌گیرند
ولی وقتی مادر در کنار کودک باشد
وقتی وقت می‌گذارد
و محصولی را با دست تولید می‌نماید
این‌ها همان «پرورش» است
همانی که مدرسه فاقد آن بوده و هست
خانه باید مرکز پرورش کودک باشد
مدرسه حتی برای «آموزش» نیز فرصت کافی ندارد
و این با شاغل بودن مادران نمی‌سازد
نمی‌تواند بسازد
مادری یک شغل «تمام‌وقت» است!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 254 - مدرسه 29 - هنر 9 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نشاسته ذرّت - عشق ِ کار - انتخاب ِ آموخته - نخستین اندرویدی ِ من - 
کارآگاه فوم بر + شنبه 96 آذر 4 - 7:28 عصر

تلویزیون است دیگر
خرج دارد
همه هزینه‌ها که دولتی نیست!

برنامه کارآگاه نجار را چند وقتی‌ست پخش می‌کند
کاملاً تبلیغاتی
می‌گوید این بسته را بخر و این‌طور از آن استفاده کن
این‌بار ابزاری برای بریدن فوم داشت
همان یونولیت‌های زمان خودمان
بچه‌ها خوششان آمد
این‌که به سادگی می‌برید
می‌شد کاردستی‌های حجمی و زیبا ساخت

قبلاً ساخته بودم
البته نوع رومیزی آن را
دبیرستان
برای پایگاه بسیج خودمان
گفتم: کاری ندارد، برای شما هم می‌سازم!



نمی‌توان بر صداوسیما خُرده گرفت
چرخ‌های جامعه‌مان بر مبنای سرمایه‌داری می‌گردد
کاپیتالیسم
وقتی بانک داریم
خب سود داریم
فاصله طبقاتی داریم
سودای ثروت و پول و رشد مالی داریم
طبیعی‌ست که قیمت را دیگر «کار» تعیین نمی‌کند
«نسبت عرضه و تقاضا» معیّن می‌کند
جامعه که سرمایه‌داری باشد
تبلیغ هم بخشی از چرخه «تولید، توزیع، مصرف» است
جایی که توزیع باید به مصرف منجر شود

اما این را اقرار می‌کنم
این تأثیرگذارترین نوع تبلیغ است
وقتی یک برنامه آموزشی باشد
وقتی در کنار آموزش یک فن و هنر
ابزاری را توصیه می‌کند
أوقع فی‌النفس است
ما اما این بار هم تسلیم تبلیغ نشدیم
فوم‌بر خودمان را ساختیم و بچه‌ها
امروز چند قطعه کشیدم و بریدند!



جامعه هر چقدر که بخواهد عربده‌کشان سرمایه‌داری را بانگ بزند
اختیار را که نمی‌تواند از ما بستاند
ما مقاومت می‌کنیم
تسلیم نمی‌شویم
به حول و قوّه الهی!
اقتصاد باید مقاومتی بشود، این سرنوشت محتوم ماست! :)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 162 - فرزند 254 - اقتصاد 42 - هنر 9 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
از فعالیت
به فرزند
در سفر
به فرزند
با نوشتن
به فرزند

دوشنبه 97 مهر 23

امروز: 649  بازدید

دیروز: 1043  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه فرهنگ فلسفه اقتصاد خانواده سفر مدرسه کار آموزش بازی آشپزی سند غذا روحانیت فیلم هنر عراق جوجه ترکیه دشمن خیاطی خواص انشا کتاب فاصله طبقاتی زینبیه خودم ارومیه تاریخ نهج‌البلاغه ورزش مهران فارسی طلاق
آشنایی
هنر - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 38
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
کتابخانه احادیث شیعه
هوای امروز شهر قم
مختصات بازدیدکنندگان


طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد 2034265 بازدید