سفارش تبلیغ
واحد طراحی
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

بهترین دانش آن است که سود بخشد . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   باطن و ظاهر - شطرنجی - عاقبت - از دست رفته - مقوای کیک - 
انحراف در بهار + جمعه 98 فروردین 2 - 4:19 صبح

تا آمد، تحلیل کردم
با دقت تا بفهمم
نفهمم که نمی‌توانم نقد کنم
چیزی که نقد نشود
پذیرفتنی هم نیست
امکان خطا دارد
وقتی از جانب انسانی ارائه شده باشد



[نمودار کامل]

اول بحث اسم‌گذاری‌ست
این‌که
برای دعوت انبیاء
«بهار»
واژه‌سازی‌ست
بد نیست
ولی
آن‌جایی نگران‌کننده می‌شود
که ما
خودمان را
«بهار» بنامیم
همان
همان بهاری که دعوت انبیاء بوده
پس ما
مظهر دعوت انبیاء می‌شویم
و مخالفین ما
مخالف دعوت انبیاء

این بماند
انحراف این‌جا خود را بیشتر نشان می‌دهد
جایی‌که
«آزادی» تقدیس می‌شود
و «مطلق» می‌گردد
مطلق؟!
آری
نمودار را خوب ببینید
تحلیلی که کرده‌ام
کاملاً همان واژه‌های متن است
بدون کم و کاست تقریباً

مقدمه هیچ
بگذاریم کنار
بیاییم سراغ بند سوم
حتی از بند دوم هم می‌گذریم
جایی که از «انحصار» سخن به میان رفته
از «دست‌اندازی»
که مخالفین را انحصارگر معرفی کند
اما بند سوم
عمق انحراف را می‌شود در آن دید
این‌که
«حقیقت انسانی صرفاً در آزادی کامل شکوفا می‌شود»
در دنیا؟!
خب بحثش در دنیاست دیگر
آخرت را که نمی‌گوید
اما آیا چنین است؟!
وقتی آزادی مطلق شود
آیا دینی باقی می‌ماند؟!

با اعتقادات اسلامی نمی‌سازد
وقتی خداوند آدم را از خوردن میوه‌ای خاص نهی می‌کند
وقتی
ابلیس را مأمور به سجده می‌کند
آزادی‌ها را محدود کرده
اصلاً دنیا را برای همین خلق کرده
برای محدود کردن آزادی‌ها
تا
مطیع از غیرمطیع مشخص شود
البته که اختیار داده
ولی
آزادی مطلق خیر!

پیامبران الهی برای همین ارسال شده‌اند
تا خبر را برسانند
و احکام را بیان کنند
احکام چیست؟
محدودیت‌هایی که صلاح انسان است
سلب آزادی‌هایی
که بشر را به تعالی می‌رساند
خود ِ آزادی
خیر
سلب ِ آزادی!

چرا؟!
جامعه چون کشتی‌ست
زیباترین تعبیر رسول مکرّم اسلام (ص)
آزادی اگر مطلق باشد
یکی نشیمن‌گاه خود را سوراخ کند
همه را غرق کرده
آزادی هرگز نمی‌تواند مطلق باشد
و البته
هرگز نمی‌تواند غایت باشد
فلسفه خلقت قرار بگیرد

و مگر انقلاب اسلامی جز این است؟!
جمهوری اسلامی یعنی
نظام مبتنی بر ولایت فقیه چه می‌خواهد؟
چیزی جز بسط فقه در جامعه
فقه مگر چیست؟
چیزی جز دستیابی به امر و نهی‌های خداوند متعال
همو
فقط همو که حق تشریع دارد
شارع مقدّس
همو که حق دارد آزادی‌ها را محدود کند
نظام اسلامی که ادعایی جز این ندارد
اصلاً فقیه که حق تشریع و جعل حکم ندارد
دارد؟!

وقتی آزادی را با اختیار قاطی کنیم
محصول همین است
برای فریب البته
تا ذهن مخاطب مشوّه شود
سره را از ناسره تشخیص ندهد
اختیار البته که به معنای عدم جبر در اراده است
اراده آزاد است
اما
این غیر از آزادی اجتماعی‌ست
و آزادی البته فردی
فردفرد انسان‌ها به هم گره خورده‌اند
این آزادی نمی‌تواند مطلق باشد
و نباید هم!

وقتی محدودیت را به شیطان نسبت می‌دهیم
بازی با کلمات است
شبیه به متصوّفه
عبارات شعری‌ست
مخلوط کردن «باطن» با «ظاهر»
شیطان علی‌الظاهر به آزادی دعوت می‌کند
در باطن امر محدودیت است
وقتی این باطن را با ظاهر یکی کنیم
در عبارات خود
مخاطب گمراه می‌شود
راه انحراف باز:
«پس هر کسی که آزادی را محدود کند شیطانی عمل کرده»
و مخاطب چه می‌بیند؟
این که فقها یک‌سره مشغول محدود کردن آزادی‌اند!

این دروغ بستن به خداوند متعال است
این‌که
عبودیت خدا معادل آزادی گرفته شود
و در کنار آن
پذیرش ِ هر نوع محدودیتی در آزادی انسان‌ها
دیکتاتوری و استبداد تلقّی گردد
که چه شود؟!
کل «شرع مقدّس» معادل دیکتاتوری
و مخالف عبودیت!

جایی‌که هدف از تشکیل نظامات اجتماعی
مقابله با عوامل محدودکننده آزادی ذکر شود
مخاطب
کدام معنا از آزادی را درک می‌کند؟!
معنای صوفیانه و عرفانی
یا اجتماعی و معهود در میان مردم را؟!

البته که اگر بپرسیم
از نگارندگان و معتقدان
آن را باطنی معنا می‌کنند
همان آزادی که انسان را به معراج می‌برد
آزادی از زنجیرهای گناه و فسق و معصیت
که بر روح انسانی بسته می‌شود
اما این آن‌چیزی نیست که مخاطب می‌فهمد
تدلیس دقیقاً یعنی همین!

آنارشیسم را می‌شناسیم
آیا تعریف آن جز این است:
«وقتی همه به طور کامل آزاد باشند»
نتیجه‌اش را این‌طور ادعا کرده‌اند:
«فرصتی برای تجاوز و تبعیض باقی نمی‌ماند»
آیا چنین است؟!
در دنیا چنین است؟!
دنیا با آزادی کامل برقرار می‌ماند؟!
انسان در دنیا با آزادی کامل به رشد و تعالی می‌رسد؟!
حاشا و کلا
من در شگفتم
از این فریب
از این انحراف
و متأسفم
بسیار زیاد
از این‌که چطور آدم‌های دوست‌داشتنی‌مان این‌طور متحوّل می‌گردند
فریب می‌خورند و فریب می‌دهند!

تک‌تک انسان‌ها شایسته احترامند؟!
من در عجب
آیا واقعاً؟!
بله
البته که بالفطره هستند
بالذات یعنی
در بدو تولّد
اما
انسان‌هایی چون فرعون
ظالم چون نمرود
هیتلر مثلاً
آیا شایسته احترام است؟!
چرا چیزهایی بگوییم که با عقاید دینی‌مان نسازد؟!
وقتی اسلام خون محاربین و ارهابیون را هدر اعلام می‌کند!

هدف خلقت را نباید عوضی بگیریم
اگر اسلام توصیه به آبادانی زمین می‌کند
آیا
آیا آن را هدف خلقت می‌انگارد؟
راه رسیدن به کمال مطلوب، آبادانی زمین نیست
اگر چه آبادانی زمین هم تکلیف باشد
کمال مطلوب در آن نیست
آباد کردن زمین که برای خداوند متعال کاری ندارد
او خود وعده رزق داده
سنّتی همیشگی
جنّت اولیه این‌گونه بود
کاملاً آباد
آدم و حوا را ابتدا آن‌جا مستقر کرد
اما
شرایط امتحان
نیاز به محدودیت بیشتر را ایجاب نمود
آبادانی تکلیف است
اما هدف نیست

مغالطه این‌طور شکل می‌گیرد
وقتی «باز» با «باز» مترادف گرفته می‌شود
«در باز است و باز پرنده است!»
نهضت بهار به این دوستان شناخته می‌شود
و آن‌هایی که محدودشان می‌کنند
البته که قضات همین کشور هستند
در متن
عنوان «شیطان» برای آن‌ها به کار می‌رود
تا نگاه مغرضانه به هدف خود برسد
و این خوب نیست
این بازی با الفاظ و عبارات است
این پسندیده و شایسته این عزیزان نیست

مشارکت جهانی نیز
قطعاً امر مطلوبی‌ست
ولی
در وُسع غیر معصوم نیست
می‌دانیم این را
در اخبار و روایات‌مان هم هست
معهود و مشهور میان مؤمنان نیز
در کلام رهبر انقلاب هم
تحقق تمدن اسلامی در قطعه‌ای از عالم

خلاصه
منصفانه ننوشته‌اند
غلط اعتقادی و کلامی در آن هست
و بدتر از آن
کدورت و ناراحتی هم
می‌توان عدم صدق نیّت را نیز از آن استشمام کرد
وقتی این‌طور آشکار مغالطه می‌کند!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: سند 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   باطن و ظاهر - شطرنجی - عاقبت - از دست رفته - مقوای کیک - 
دستور قوّه + چهارشنبه 97 اسفند 29 - 6:47 صبح

این‌ها باید انجام شود
این‌ها توقّع ماست
انتظارات مردم
دستوری که مقام معظّم رهبری ابلاغ فرموده‌اند:



[نمودار در اندازه بزرگ]

قوّه قضائیه خیلی مهم است
خیلی
خیلی بیشتر از دولت
خیلی بیشتر از مجلس حتی
به گمانم
زیرا
قال الصادق (ع): «لیت السیاط على رؤوس أصحابی حتى یتفقهوا فی الحلال والحرام» (بحار، ج1، ص213)

اگر سیاط نباشد
خطا زیاد می‌شود
مسئول است دیگر
قدرت در دست
فرعون هم که در درونش
نفس اماره
وسوسه می‌کند
خطا می‌کند
حتی اگر خیانت نکرده باشد

قوّه قضائیه باید مقتدر باشد
سخت و محکم
همه‌چیز درست می‌شود
إن‌شاءالله!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: سند 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   باطن و ظاهر - شطرنجی - عاقبت - از دست رفته - مقوای کیک - 
نمودار بیانیه گام دوم انقلاب + سه شنبه 97 بهمن 30 - 7:0 عصر

باید می‌فهمیدم
نمی‌شد که نفهمم
من جوان هستم
هنوز البته
و مخاطبم
خود را مخاطب می‌دانم
برای این کلام
برای این بیانیه

روشم این است
برای فهمیدن
تجزیه کردن مطالب
به سیاق
و جملات
و عبارات
عباراتی که بیانگر نسبت‌هایی هستند
هر چند ناقصه

این در آمد:



همه عبارت‌ها را آوردم
هیچ حذفی نکردم
ترتیب نیز همان است
بالا و پایین نکردم
سعی در رعایت امانت
تا آن‌چه هست را بفهمم

نمونه مفصلش چنین صورتی دارد:



[نمودار در اندازه اصلی]

امیدوارم که بشود
می‌شود
چه باشیم و چه نباشیم
اما
چه بهتر که باشیم
یعنی زودتر
برایش تلاش کنیم!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: سند 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   باطن و ظاهر - شطرنجی - عاقبت - از دست رفته - مقوای کیک - 
سند 2030 به صورت نموداری + چهارشنبه 96 تیر 7 - 5:14 عصر

در اجلاس جهانی آموزش که شرکت کردند
داکار پایتخت سنگال
سال 2000
چارچوبی تعیین شد با این عنوان:
«آموزش برای همه؛ عمل به تعهدات اجتماعی»
در فهرست شرکت‌کنندگان
نام دولت ایران هم دیده می‌شود
در گزارش نهایی این اجلاس

انگار داستان از این‌جا آغاز شده است
از هفده سال پیش (1379)
دولت خاتمی

سال 2015 هم اجلاس دیگری در کره جنوبی برگزار شد
شهر اینچئون
و با چنین بیانیه‌ای خاتمه یافت
با عنوان:
«به سوی آموزش و پرورش با کیفیت، فراگیر و عادلانه و یادگیری مادام العمر برای همه»
با 17 هدفی که در آن ذکر شده بود
پیرو دستور کار تعیین شده
مسئولین ما نیز کارگروه‌هایی تشکیل دادند



و سندی در داخل کشور تنظیم کردند
حدود 370 صفحه

مطالعه کردم تا ببینم چیست
برای فهم بهتر
یک ماه بیشتر به طول انجامید
و در طول مطالعه
به صورت نمودار هم درآوردم



[اندازه بزرگ]
[فایل ایکس‌مایند] 

یک سند کاملاً سکولار
دنیاپرستانه
انگار که هیچ جهان پس از مرگی وجود ندارد
نه قیامتی و نه حشر و نشری
انسانی کاملاً لاابالی
آن‌که فقط آمده تا در دنیا خوش باشد
بی‌نیاز از ماوراء
أن رآه استغنی
این همه مطلب در این سند
از ابتدا تا انتها
هیچ نسبت درستی با هدف خلقت انسان ندارد
اصلاً به مخلوق بودن وی توجه نکرده
به بنده بودن
برای خدای متعال
چه انسان‌هایی می‌سازد؟!
آموزش و پرورشی که مبتنی بر این سند باشد؟!

اما خودمان داریم
سند تحوّل بنیادین آموزش و پرورش را



[نمودار کامل]
[فایل ایکس‌مایند] 

مبتنی بر ارزش‌های اسلامی هم هست
شش سال پیش تصویب شده
در شورای عالی انقلاب فرهنگی

پس اگر بنا بر اجرای یک سند در کشور باشد
برای ارتقاء وضعیت آموزش در کشور
این سند حداقل سه اولویت دارد:
1. زودتر تصویب شده
2. ارزش‌های دینی و بومی در آن گنجانده شده
3. تولید ِ خودمان است و استقلال کشور را حفظ نموده

خائن باشد به مملکتش
کسی که ملّتش را به اجنبی بفروشد
و رضایت خارجی را بر مردمش ترجیح دهد!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مدرسه 29 - سند 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   باطن و ظاهر - شطرنجی - عاقبت - از دست رفته - مقوای کیک - 
تحوّلات ِ غذایی + چهارشنبه 96 خرداد 24 - 8:25 عصر

تأثیر گرسنگی‌ست*
می‌دانم
می‌گویند حتی خرید هم نرود
آدم گرسنه
چه برسد به تنظیم برنامه غذایی!

این برنامه را سال 1393 اولین بار رایانه‌ای کردم:



قبل از آن هم برنامه بود
همین برنامه تقریباً
ولی نه روی کاغذ
ذهنی حساب می‌کردم
یک روز هم که مریم روی میزکار رایانه‌ام دید
ناگزیر پرینت گرفتم و زدم به دیوار آشپزخانه
این‌جا خاطره‌اش هست

ولی همین‌طور نماند و تغییر کرد
هر از چند گاهی
چیزهایی اضافه کردم
و روی تجربه
جابه‌جایی‌هایی صورت دادم:



و بعدتر:



و سپس:



و اما امروز
عصرهنگام
وقتی گرسنگی غلبه کرده
رنگ و رو سفید شده
حال و احوال متغیّر
به سرم زد باز هم تحوّلی بنا نهم
و برنامه غذایی را توسعه...
غذاهای ایرانی بیشتری در آن گنجاندم
غذاهایی که به ترتیب معمولاً پخته می‌شوند
هر هفته یکی از برنامه‌های آن روز:



بچه‌ها هم خوشحال بودند
و امروز که برنامه را دیدند خوشحال‌تر:



مریم فوری گرفت و برد و گفت خودم می‌چسبانم
زد جای برنامه قبلی
روی دیوار
و پرسش‌هایش آغاز شد
خیلی از غذاها را تا به حال نخورده
حتی اسمشان را نشنیده
قرار است بعد از ماه مبارک
کم‌کم با آن‌ها آشنا شود!

و من بلافاصله احساس کردم نباید هنگام گرسنگی تحوّلی در برنامه غذایی ایجاد می‌کردم! :)

یاد حرفی از استاد حسینی (ره) افتادم
وقتی بدحجابی و فحشا را تحلیل می‌کرد
با این مضمون:
وقتی متدیّنین سیر نباشند
دست و دلشان نمی‌رود که نهی از منکر کنند
سکوت می‌کنند
و در دلشان رضایت دارند از وضعی که پیش آمده
این می‌شود که می‌بینید
بنیان ازدواج موقّت و دائم باید
درست شود تا این وضع اصلاح شود!

[صحیح، مسند] مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ کَانَ عَلِیٌّ ع یَقُولُ: «لَوْ لَا مَا سَبَقَنِی بِهِ بُنَیّ الْخَطَّابِ مَا زَنَى إِلَّا شَقِی‏» (کافی، ج5، ص448)
از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود: حضرت علی (علیه السلام) فرمود: اگر پسرک خطاب، متعه را حرام نکرده بود، هیچ‌کس زنا نمی‌کرد، مگر انسان شقی!

[توضیح بیشتر]

*این مطلب در ماه مبارک رمضان نوشته شده است
لحظات آخر روزه
دقایقی تا افطار باقی مانده!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: خانواده 39 - سند 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   باطن و ظاهر - شطرنجی - عاقبت - از دست رفته - مقوای کیک - 
آسیب فعالیت فرهنگی 14 + پنج شنبه 96 اردیبهشت 14 - 8:0 صبح

کلام آخر
بنا بود «در یک جمله آسیب اصلی در سازمان‌های فرهنگی و یک راهکار مهم» نوشته شود. اما این نوشتار با بیان دو شیوه متفاوت در عملیات فرهنگی، گروه‌های جهادی و سازمانی را تفکیک نموده، آسیب اصلی و محوری هر کدام را بر شمرد. به تفصیل توضیح داد و به یک راهکار ترکیبی رسید؛ ترکیب ارزش‌های حرکت جهادی با کارآمدی‌های فعالیت سازمانی. این راهکار مهم، طراحی الگویی برای جهادی‌کردن سازمان‌های فرهنگی‌ست.
ریشه‌های فساد در سازمان‌های فرهنگی اکنون بر ما کاملاً واضح و روشن است. اگر این ریشه‌ها هدم نگردند و نابود نشوند، هر چه به شاخ و برگ‌ها رنگ و لعاب دینی بزنیم، اثر نمی‌کند و مجدداً فساد چهره منحوس خود را از لابه‌لای ظواهر دینی می‌نمایاند. کار به ریش و تسبیح، اسلامی نمی‌شود و با بسم‌الله گفتن قبل از آشامیدن و الحمدلله گفتن بعد از آن، شراب حلال نمی‌گردد و این جز توهینی به مقدّسات اسلامی نیست.
این‌که معماری پیکره سازمان فرهنگی‌مان را بر ظلم و بی‌عدالتی بچینیم و فرعونیّت را بر ساختار اداری حاکم سازیم و روابط انسانی را آن‌طور که کفّار تعریف کرده‌اند ترتیب دهیم، لاجرم به اشرافی‌گری و تجمّل‌پرستی منتهی می‌گردد و هیچ رنگ اسلامی نمی‌تواند این طینت ناپاک را پاک نموده و تطهیر نماید.

خلاصه تمام مطالب ذکر شده را در این نمودار می‌بینید:

[تصویر بزرگ]

پ.ن.
توجه به این نکته لازم است که:
جامعه نیز یک سازمان است
نظام اسلامی نیز یک سازمان است
جمهوری اسلامی ایران یعنی
پس تمام آن‌چه در تحلیل آسیب‌ها بیان شد
و ارائه راهکار
در آسیب‌شناسی نظام اسلامی نیز مصداق دارد
و قابل تطبیق می‌باشد.


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: سند 17 - فرهنگ 74 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   باطن و ظاهر - شطرنجی - عاقبت - از دست رفته - مقوای کیک - 
حوزه انقلابی + چهارشنبه 95 اسفند 25 - 8:42 عصر

اگر قرار باشد یک روز را
به عنوان «روز حوزه انقلابی» نامگذاری کنیم
چه روزی بهتر از امروز؟!

سال گذشته مقام معظم رهبری به خطراتی اشاره کردند
که متوجه حوزه‌های علمیه است
و متوجه نظام اسلامی
از ناحیه وضعیت انقلابی حوزه‌های علمیه
در بیاناتی که در دیدار با اعضای مجمع نمایندگان طلاب داشتند

چند ماه بعد البته
شاخص‌های انقلابی بودن را نیز ذکر فرمودند
که در این‌جا به نمودار درآوردم

این روزها اما
کار جدیدی انجام دادم
همه آرائی که درباره با انقلابی بودن حوزه طرح شده
در طول این یک‌سال...
همه که نمی‌دانم
ولی هر چه که به دستم رسید
از جستجو در سایت‌های خبری و نشریات اینترنتی
همه را جمع کردم
در یک نمودار واحد
در چنین نموداری



نسخه کامل را از این نشانی بردارید

یک سال پیش ایشان درباره «هندسه انقلاب» هم صحبت فرموده بودند
آن را هم در این نشانی نموداری کردم

سه سال پیش نیز مطلبی درباره «حقوق شهروند انقلابی» نوشتم
چیزی که در مقابل منشور حقوق شهروندی بود
توضیح آن نیز در این نشانی قرار دارد
و متن آن تحت عنوان «منشور امت اسلام» در این نشانی یافت می‌شود

خوب است امروز را از یاد نبریم
از یاد نبریم تا زمانی که به حوزه انقلابی تراز دست یابیم
از یاد نبریم تا برای دستیابی به چنین حوزه‌ای تلاش کنیم
این روز را شاخص بگیریم
ملاک و معیار
نقطه‌ای که هر سال وضعیت خود را در آن بسنجیم
تا ببینیم از 25 اسفند سال 1394
از همان زمانی که نظریه وابستگی نظام اسلامی و حوزه انقلابی طرح شد
تا 25 اسفند همان‌سالی که در آن قرار داریم
چقدر به سمت حوزه انقلابی حرکت کرده‌ایم!

پ.ن.
فایل قابل ویرایش با نرم‌افزار xmind در این نشانی قرار دارد.

پ.ن.
در نرم‌افزار صحیفه نور جستجوهایی انجام دادم
چند کلیدواژه مربوط به «انقلابی ماندن» و «انقلابیگری»
و فیش‌هایی به دست آمد
از فرمایشات امام راحل ره
عنوان‌گذاری کردم و در دو بخش «تعریف انقلابی بودن» و «راهکارهای انقلابی نگهداشتن» دسته‌بندی کردم
این نمودار شد



متن کامل فیش‌ها در این نشانی قرار دارد
مشابه همین کار را با فرمایشات مقام معظم رهبری انجام دادم
جستجو کردم در آرشیو سایت khamenei.ir
و هر آن‌چه به دست آوردم
در این نمودار قرار دادم



متن کامل این فیش‌ها نیز در این نشانی موجود است.


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: سند 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   باطن و ظاهر - شطرنجی - عاقبت - از دست رفته - مقوای کیک - 
شاخص های انقلابی بودن + جمعه 95 خرداد 14 - 9:43 عصر

مقام معظم رهبری
چندی پیش
مطالبی پیرامون ضرورت انقلابی بودن حوزه‌های علمیه فرموده بودند
طلبه‌ها
اساتید و فضلای حوزه یعنی
اما جزئیات تعریف «انقلابی بودن»‌
در فرمایشات آن روزشان نبود
چند روزی در به در می‌گشتم
تا در سایر بیانات ایشان و حضرت امام (ره)
شاخص‌هایی برای انقلابی بودن پیدا کنم
چیزهایی هم جُسته بودم
جَسته گریخته

اما امروز
امروز واقعاً متفاوت بود
روشن و واضح
کاملاً قابل فهم و استفاده
ایشان رسماً خودشان پنج شاخص انقلابی بودن را بیان فرمودند
من هم سریع
در اولین فرصت
تجمیع و خلاصه کردم



نمودار بزرگ را از این‌جا بردارید
خدای را سپاس
این‌طور بهتر شد
بهتر می‌توانیم نسبت خود با انقلاب را پیدا کنیم
و همچنین
نسبت دوستان خود را
مهم‌ترین کار شاخص همین است
فارق است
جدا می‌کند
مرزها را روشن می‌نماید

البته ایشان فرمودند «انقلابی بودن»‌ نسبی‌ست
همه به یک اندازه انقلابی نیستند
کم و زیاد دارد
بعضی شاخص‌ها را بعضی از ما فاقد هستیم
این یک راهنماست
که اول خودمان بفهمیم نسبت خودمان را با انقلاب

خدا حفظ نماید
و بر طول عمرشان بیافزاید!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: سند 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   باطن و ظاهر - شطرنجی - عاقبت - از دست رفته - مقوای کیک - 
خلاصه فرمایشات رهبری در دیدار با اعضای مجمع نمایندگان طلاب + جمعه 95 فروردین 6 - 10:46 عصر

ارتباطم زیاد نیست
معمولاً دوستان ما هم زیاد مرتبط نیستند
با نماینده شهر خود
و البته این خوب نیست

موقع گرفتن نامه قبولی امتحان شفاهی که می‌شود
امضای نماینده استان لازم است
من هر بار در همین زمان نماینده‌ام را ملاقات کرده‌ام
درست وقتی به امضای او نیاز داشتم
و این البته که خوب نیست

نماینده‌های هر استان جلسه هم می‌گیرند
جلساتی که تمام طلبه‌های همان استان گرد هم می‌آیند
این خیلی خوب است
ولی این‌که بعضی از ما حاضر نمی‌شویم
این خوب نیست

و حرف‌هایی که مقام معظم رهبری
در دیدارشان با نمایندگان طلاب
[http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=32637]
ماه گذشته داشتند
خوب بود
نکات قابل توجهی
خلاصه کردم
و نمودارطوری
تا قابل استفاده‌تر باشد

از نظر تشکیلاتی
کارهای زیادی زمین مانده است
طراحی‌های فراوانی لازم

امید که موفق باشند
اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلا
در توانمندسازی این نهاد حوزوی
و ارتباط تشکیلاتی و سازمانی طلاب را
در راستای توسعه اسلام
افزایش دهند!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: سند 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   باطن و ظاهر - شطرنجی - عاقبت - از دست رفته - مقوای کیک - 
نمودار مبادی اصول فقه + شنبه 93 آذر 15 - 9:1 عصر

دوره‌های اصلی بحث اصول استاد حسینی(ره)
همین 95 جلسه مبادی*
و 96 جلسه فلسفه اصول است
این‌طور که البته به ما اطلاع داده‌اند

دوره مبادی از اردیبهشت 1373 آغاز می‌شود
و گویا در مرداد 1376 پایان می‌یابد
سال 1387 کل آن دوره را مباحثه کردیم
اخیراً نیز قریب به یک‌سال است
دوباره مجالی فراهم شده
این‌بار با دقت بیشتری بحث می‌کنیم

مرحوم حسینی(ره) خودشان 30 جلسه ابتدای این دوره را
این‌طور دسته‌بندی کرده‌اند:

1. نسبت بین «ارتکازات عرفی» و «تکامل تعبّد»: جج 1-9
2. نسبت بین «قاعده‌مند شدن احتمالات» و «تعبّد»: جج 10-14
3. نسبت بین «احراز حجیّت شرعی» و «احتمالات مقنّن»: جج 15-21
4. نسبت بین «یقین» و «قوانین مفاهمه تکامل تعبّد»: جج 22-30

در این دوره بحث، عزم را جزم کردم
همین 30 جلسه نخست را خلاصه نمودم
خلاصه‌ای نموداری:

نمودار خیلی بزرگی شد
در پنج سرفصل اصلی گرد آمد
نمودار بزرگ و کامل را از اینجا بردارید

آن روزها که این جزوات را می‌خواندیم و بحث می‌کردیم
عناوین جدیدی برای هر جلسه تنظیم کردم
که در این نشانی قرار دارد

این‌بار که بحث می‌کردیم
یک دسته‌بندی هم برای این عناوین به نظرم آمد
که به نحو ذیل نظم یافت:

1. امکان ارتقاء فهم از کلمات شارع: جج 1-9
2. ضرورت تغییر مقیاس در فهم: جج 10 و 11
3. چگونگی تغییر مقیاس (بررسی احتمالات): جج 12-39
4. تعریف حجیّت: جج 18-39
5. تعریف یقین: جج 21-39
6. گرفتن حدّ فقه از علم کلام: جج 34-39
7. یقین اجتماعی: جج 43-49
8. حجیّت اجتماعی: ج 50
9. بازگشت به اول بحث و تطبیق با نظریه حجیّت اجتماعی: جج 51-63
10. ویژگی‌های فقه حکومتی: جج 64-77
11. فقهی شدن علم اصول: جج 78-95

در یک نگاه اجمالی
به نظر می‌رسد که در این دوره از اصول فقه
استاد حسینی(ره) این یازده سرفصل اصلی را
در طی 95 جلسه طرح می‌فرمایند.

* مبادی اصول فقه احکام حکومتی

پ.ن. نمودار پیوست چندان ویراسته نیست
همین‌طور که جزوات را می‌خواندم آن را رشد دادم
و همین‌‌طور که می‌خوانم اضافه می‌نمایم
این است که گاهی بحث‌ها در زیرشاخه‌ها با هم تشابهاتی دارند
که بهتر به نظر می‌رسد با هم ادغام شوند
اما به حسب این‌که در جلسات مختلف
و با عناوین متفاوت طرح شده‌اند
در این نمودار تلفیق نگشته‌اند
این نمودار بیشتر قصد دارد نمایانگر خلاصه‌ای از متن جلسات باشد
و تا می‌تواند از تحلیل و تفسیر بپرهیزد.


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: سند 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

   1   2      >
فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
به فرزند
از فعالیت
به فرزند
با نوشتن
در سفر
به فرزند

چهارشنبه 98 تیر 5

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب دشمن جوجه خیاطی انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
سند - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید