سفارش تبلیغ
صبا
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : دانش را در بند کنید . عرض کردم : در بند کردن آن چگونه است؟ فرمود : نگارش آن . [عمرو بن العاص]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   نواقص العقول 1 - من؛ مسئول 7 - خلق پول؛ کلاهبرداری و حرام - شوخی ِ مُردنی - تعمیر به جای تعویض - برنامه پیچ - 
طرح پیراهن + یکشنبه 97 مهر 22 - 5:0 صبح

ایده می‌خواست
طرح لباس
کاغذ برداشتم و مشغول شدم
چند نمونه
داشتیم درباره رنگ‌های هر قسمت بحث می‌کردیم
سیدمرتضی هم تماشا می‌کرد
که ناگهان گفت:
«منم یه پیراهن می‌خوام»



طرح پنجم را برای او کشیدم
پسندید و درخواست داد
قرار شد در صف تولید قرار بگیرد! :)

پیراهن دارد
تازگی خریده‌ایم
با انتخاب خودش
اما
تولید ِ خانگی
چیزی‌ست که همه را به هوس می‌اندازد
برای همین است که می‌خواهد
زیرا
چیزی که خودت بسازی
دقیقاً همانی می‌شود که خودت می‌خواهی
مجبور نیستی با سلیقه بازار کنار بیایی
با سلیقه مُدسازان و فشن‌بازان
تولید ِ خانگی
یعنی تناسب محصول با نیاز
با تقاضا
انطباقی نزدیک به صددرصد
تولید ِ خانگی
چیزی که در دنیای مدرن رو به فراموشی‌ست!

قال علی (ع): «اِنَّ الزّاهِدینَ فِى الدُّنْیا تَبْکى قُلُوبُهُمْ وَ اِنْ ضَحِکُوا، وَیَشْتَدُّ حُزْنُهُمْ وَ اِنْ فَرِحُوا، وَ یَکْثُرُ مَقْتُهُمْ اَنْفُسَهُمْ وَ اِنِ اغْتُبِطُوا بِما رُزِقُوا.» (نهج‌البلاغه، خ112)
زاهدان در دنیا دلشان مى گرید گرچه به ظاهر بخندند، و اندوهشان شدید است گرچه شاد باشند، و خشمشان بر خود زیاد است گرچه در میان مردم به خاطر آنچه از آن بهره مندند مورد غبطه اند. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 269 - خیاطی 6 - سیده مریم 138 - سید مرتضی 103 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   نواقص العقول 1 - من؛ مسئول 7 - خلق پول؛ کلاهبرداری و حرام - شوخی ِ مُردنی - تعمیر به جای تعویض - برنامه پیچ - 
لذّت ِ ساختن + جمعه 97 مهر 20 - 11:15 صبح

خوشش آمد
لباس را که دید
قیمت را پرسید
پنجاه هزار تومان
- دخترم تو دیگه خیاطی بلدی
طرحشو یاد بگیر خودت بدوز!

بازار رفتیم
یک پارچه‌فروشی خوب
قبلاً هم از او خرید کرده بودیم
تترون به رنگ‌های خیلی متنوّع
قبلاً متری 12 هزار تومان
این‌بار 15 هزار تومان داد
مریم خودش انتخاب کرد
یک متر زرشکی برداشت و یک متر زرد

در خانه طرح را کشید
الگوها را خودش آماده کرد
پارچه را هم برید
کوک زد
در این مرحله اندکی کمکش کردم
فقط جاهایی که تنظیمش سخت بود
مثل یقه و نوارهای رنگی آستین
بیشتر کار با خودش
زیر چرخ گذاشت و دوخت
اتو کرد و خندید!



ذوق کرد
خیلی خوشحال
پر می‌کشید
لذّت فراوانی برد
مطمئنم بیش از لذّتی که از خرید لباس می‌برد
گفت:
«دیگه تو همه مهمونی‌ها اینو می‌پوشم، با افتخارم می‌گم خودم دوختم!»

خدا انسان را خالق خلق کرده است
تولید که می‌کند
انگار به فطرت باز گشته
سرشار از خوشی و لذّت می‌گردد
اگر لذّت ساختن را تجربه کنند
دیگر از خریدن و مصرفیدن لذّت نمی‌برند!

قال الأمیر (ع): «اِنَّما اَنْتُمْ اِخْوانٌ عَلى دینِ اللّهِ، ما فَرَّقَ بَیْنَکُمْ اِلاّ خُبْثُ السَّرائِرِ، وَ سُوءُ الضَّمائِرِ، فَلاتَوازَرُونَ وَ لا تَناصَحُونَ، وَ لاتَباذَلُونَ وَ لاتَوادُّونَ.» (نهج‌البلاغه، خ112)
شما بر مبناى دین خدا برادر هستید، چیزى جز آلودگى درونها، و بدى نیّت ها شما را از هم جدا نکرده، به این لحاظ یکدیگر را یارى نمى دهید، و خیرخواهى نمى کنید، و به هم بذل و بخشش ندارید و با یکدیگر دوستى نمى کنید. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 269 - خیاطی 6 - سیده مریم 138 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   نواقص العقول 1 - من؛ مسئول 7 - خلق پول؛ کلاهبرداری و حرام - شوخی ِ مُردنی - تعمیر به جای تعویض - برنامه پیچ - 
جاکفشی دیواری + چهارشنبه 96 اسفند 2 - 12:56 عصر

دیوار چیز خوبی‌ست
مفید هم
ولی معمولاً کار زیادی از آن کشیده نمی‌شود
در فرهنگ امروز ما
بیشتر برای تزئین
اما در گذشته...



خانه‌های قدیمی پر از طاقچه بودند
چراغ‌های نفتی روی آن‌ها
کتاب‌ها
آینه و شمعدان
هر چیزی را می‌شد روی طاقچه‌های خانه گذاشت
از دیوار بیشتر استفاده می‌شد در گذشته

کفش‌ها جلوی در
مزاحمت همیشگی
برای همه
همه‌جا
چه آپارتمان و چه ویلایی
جاکفشی‌ها هم خودشان منشأ دردسر
فضایی می‌گیرند از زمین
مانع جاروکشیدن و شستشو

قبلاً درباره استفاده از دیوار نوشته بودم
این‌جا
جایی که جاابزاری‌مان را ساختیم
امروز اما
طرحی که ماه‌ها روی کاغذ آورده بودم
و مواد اولیه‌اش را از بازار خریده
بالاخره فرصت شد
اجرا کردم
همراه با سیداحمد
رفتیم و نصب کردیم
جاکفشی دیواری جدیدمان را



چهار نفر هستیم
هر کدام یک دمپایی و یک کفش جا داریم
روی زمین هم خالی
جارو و شستشو هم راحت
باز هم استفاده‌ای مناسب از دیوار
در دوران گذار
تا زمانی که دوباره بنّاها طاقچه‌های قدیمی را به ما بازگردانند
به خانه‌های امروزیمان
فرهنگی که از ما ربوده شده است
در این تهاجم بی‌امان!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: کار 29 - فرهنگ 68 - خیاطی 6 - هنر 9 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   نواقص العقول 1 - من؛ مسئول 7 - خلق پول؛ کلاهبرداری و حرام - شوخی ِ مُردنی - تعمیر به جای تعویض - برنامه پیچ - 
گل دوزی + جمعه 96 آبان 12 - 7:0 صبح

مدتی‌ست خیاطی می‌کند
دوست داشت
می‌دید خیاطی می‌کنم
اصرار که یاد بگیرد
خب باید هم یاد می‌گرفت

اما گل‌دوزی...
پایه مخصوص گل‌دوزی چرخ را دیده بود
دلش گل‌دوزی می‌خواست
گفتم: نمی‌شود! فعلاً نمی‌شود!
ابتدا گل‌دوزی با دست را یاد بگیر
اصلاً مفهوم آن را بفهم
بعد...
مطالبه کرد
خیلی هم جدّی
این‌بار گل‌دوزی با دست را!

یک کارگاه گل‌دوزی خریدم
پارچه‌ای دم‌دستی داشتم
در کارگاه انداختم
گفتم: مداد بیاور!
طرحی من‌درآوردی کشیدم
ارتجالاً
بدون الگو
یک گلدان و یک گلی
که البته قصد داشتم لاله باشد
ولی انگار شبیه هر گلی هست غیر از لاله! :)
و چند ستاره و یک ماه
دستش دادم که بدوزد
با اندکی نخ رنگی



دست گرفت و مشغول شد
گاهی بعد از مدرسه که مشق نداشته باشد
مواقع بیکاری
مقداری پیش رفته
خوب هم رفته
به نظرم عالی‌ست
خیلی بیشتر از آن‌چه انتظار می‌رفت!

شاید هنر بماهی هنر موضوعیت نداشته باشد
که ثمری بر محصول آن نه مترتّب
قبول
اما مهارت در کنترل دست
در کنترل ذهن
بر افزایش کیفیت ارتباط ذهن و دست
تسلط بر عصب‌های بدن
این‌ها چیزی‌ست که با هنر تقویت می‌شود
آرامشی که تجربه می‌شود
صبری که آموخته
نشاطی که در تولید محصول نهفته
در ثمرداری
انسان نباید بیکار باشد
و کودک صدالبته بیشتر
او باید لحظه به لحظه بیاموزد
وقت کم است
و عمر کوتاه
و چیزهای زیادی که باید فرا بگیرند!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 269 - خیاطی 6 - سیده مریم 138 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   نواقص العقول 1 - من؛ مسئول 7 - خلق پول؛ کلاهبرداری و حرام - شوخی ِ مُردنی - تعمیر به جای تعویض - برنامه پیچ - 
لباس سربازی + چهارشنبه 95 اردیبهشت 1 - 8:6 عصر

فروشگاه جانبازان
با بچه‌ها رفته بودیم
چند وقت پیش
همان‌که قبلاً دورشهر بود
خیابان فاطمی
و الآن
مدت‌هاست رفته سر کلهری
خیلی دورتر
از ما دور شده و به بعضی‌ها نزدیک!

خلاصه
چشم سیدمرتضی به پارچه‌ای افتاد
لجنی
از آن‌هایی که لباس کماندوها را با آن می‌دوزند
خواست
خیلی خواست
مصرّانه خواست
خواهش کرد یعنی:
«بابا، بابا، بابا، بابا، میشه ازین پارچه‌ها بخری برام لباس سربازی بدوزی؟!»
نه نگفتم
چند متری خریدم
دو رنگ داشت
از هر رنگ دو متر

شلوار تا به حال زیاد دوخته بودم و آشنا
برای خودم البته
اما پیراهن...
یکی از پیراهن‌هایش را برداشتم و اندازه زدم
فوت و فن‌هایش را درآوردم
و دوختم
جیب می‌خواست
دو تا روی پیراهن
دو تا هم روی شلوارش جیب دوختم
امروز صبح تمام شد
دادم و پوشید
داشت می‌مرد از خوشحالی!

رها نمی‌کند
مدام پوشیده است
از مدرسه که آمده یه سره تنش
چقدر کودکان مغلوب خواسته‌های خویشند

و ما چطور؟!
وقتی چیزی را «می‌خواهیم»
چقدر «محتاج» آن می‌شویم؟!
چقدر بر آن اصرار می‌کنیم؟!
«خواستن» را در عربی «هوی» گویند
امروز
وقتی شادی سیدمرتضی را می‌دیدم
با خود اندیشیدم؛
چقدر تبعیّت از «هوی» انسان را «کودک» می‌کند؟!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 168 - فرزند 269 - خیاطی 6 - سید مرتضی 103 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   نواقص العقول 1 - من؛ مسئول 7 - خلق پول؛ کلاهبرداری و حرام - شوخی ِ مُردنی - تعمیر به جای تعویض - برنامه پیچ - 
چادر ممتاز + جمعه 94 فروردین 21 - 11:26 عصر

ساعت ده صبح برگزار شد
امروز
مراسمی در دانشگاه قم
ظاهراً دانش‌آموزان ممتاز را دعوت کرده بودند
هدیه‌ای هم دادند
ما هم رفتیم

به خانه که باز گشتیم
لابه‌لای هدایای اهدایی
مریم پارچه‌ای گلدار پیدا کرد
به من داد و گفت:
«اینو خودت برام چادر نماز بدوز!»

تأکیدی که در کلامش بود
احساس کردم برایش مهم است
این‌که «خودم» برایش بدوزم...

قیچی را برداشتم
برشی زدم
و چند دوخت
زیاد طول نکشید
... که اولین چادر را در عمرم دوختم!

حدس می‌زدم کار دشواری نباشد
و نبود
واقعاً نبود
از تعریف چادر استفاده کردم
این‌که اساساً چیزی جز یک «چهاردوری» نیست
یک تکه پارچه مستطیل
که زیر آن گرد بریده شده
فقط برای این‌که مخروطوار بر زمین تراز گردد

با همین نکته کار انجام شد
و به نظرم ایرادی نداشت
خوب از کار درآمد یعنی!

گاهی بعضی چیزها برای بچه‌ها مهم می‌شود
حیاتی می‌شود اصلاً
چیزهایی که ممکن است به چشم ما نیاید
متوجه نشویم
ولی برای آن کودک
در آن لحظه خاصّ
انگار مرز «بود» و «نبود» است
همه چیز است و همه چیز!

امشب سیده‌مریم با همین چادر، نمازش را خواند! :)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 168 - فرزند 269 - خیاطی 6 - سیده مریم 138 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
از فعالیت
به فرزند
در سفر
به فرزند
با نوشتن
به فرزند

شنبه 97 آذر 24

امروز: 51  بازدید

دیروز: 2195  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی فرهنگ فلسفه اقتصاد خانواده سفر آشپزی مدرسه کار آموزش بازی روحانیت سند خواص فاصله طبقاتی هنر فیلم دشمن جوجه خیاطی کتاب انشا خودم تاریخ نهج‌البلاغه ورزش فارسی طلاق
آشنایی
خیاطی - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 38
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
کتابخانه احادیث شیعه
هوای امروز شهر قم
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد 2114601 بازدید