سفارش تبلیغ
صبا
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

زیبایی دانشمند در عمل به دانشش است . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - آموزش دفاع از حرم - خرق ِ عادت - میوه بازی - غربال ِ دغل - 
اعتماد ِ مُدَلّل + پنج شنبه 97 خرداد 10 - 5:0 صبح

ساده نیست
تنها گذاشتن کودکان در آشپزخانه
با آن‌همه وسایل خطرناک

اجازه خواست بامیه بپزد
کودک 11 ساله
خدا خیر بدهد بروبچه‌های تبیان را
یک بخش مفصل آشپزی
فیلم‌های خوبی هم
چند تا گرفتم و ریختم در کول‌دیسک
تحویلش دادم
چند ساعت بعد...



از پسرها هم البته کمک گرفت
دستیاری‌اش را کردند
و از خود من
تنها برای استفاده از روغن داغ
مرحله‌ای که نیاز بود شخصاً حاضر باشم
اما سایر مراحل
از اندازه‌گیری مواد اولیه
تا همزن و مخلوط کردن و تهیه خمیر مربوطه

اعتمادم را کسب کرده
اما نه الکی
زحمت کشیده
بارها شیرینی تهیه کرده
اوایل البته نمونه‌های ساده



به او فرصت دادم
بالای سرش نشستم و کارش را دیدم
دقتش را آزمودم
یادش دادم
نکات امنیتی را
و امروز
دیگر نگران نیستم
بالای سرش هم نمی‌ایستم
آزاد است که استفاده کند
از تمام وسایلی که در آشپزخانه هست
با توجه به این نکته
که این اعتماد بدون دلیل نیست

کودکان را برای فردا اگر تربیت می‌کنیم
امروز باید فرصت اعتمادسازی بهشان بدهیم
فرصت که توانایی خود را نشان‌مان دهند
قدرت‌شان را
وقتی بزرگ شوند و بخواهند مستقل باشند
تجربه‌های مستقل یعنی
نترسیم و نگرانشان نباشیم
نه فقط در آشپزی
که در تمامی مهارت‌های اجتماعی
دوست‌یابی
خرید
سخن گفتن
کار گروهی
اردو رفتن
هر چه برای یک زندگی سالم بدان نیاز دارند

دیر می‌شود
و روزی که می‌خواهند مستقل بشوند
مدام پدر و مادر مضطرب
چون قبلاً نیازموده‌اند که فرزندشان چقدر قدرت مدیریت شرایط را دارد
اگر کودکی طولانی‌ست
برای همین
تا فرصت آموزش برای خانواده فراهم گردد
این فرصت را باید قدر بدانیم
بچه را تحویل مدرسه بدهیم چیزی از آن در نمی‌آید
آموزش اصلی در خانه است
دست والدین!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 218 - آشپزی 6 - آموزش 11 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - آموزش دفاع از حرم - خرق ِ عادت - میوه بازی - غربال ِ دغل - 
گرسنگی ِ مبارک + شنبه 97 خرداد 5 - 5:0 صبح

«راستی بابا، امروز معلم‌مون یادمون داد چکار کنیم ماه رمضون گرسنمون نشه!»
مشغول خوردن شام بود که یادش افتاد
سکوت کردم تا ادامه دهد
«گفت شب بیدار باشیم، روز بخوابیم!»



می‌دانم نباید به معلّم بی‌اعتماد شود
ولی
نمی‌شود که حرف باطل یاد بگیرد
آموزه‌هایش که نباید غلط باشد
مجبور هستم
چاره نیست
باید انگاره‌هایش اصلاح شود

- پسرم!
یعنی به نظر تو
خداوند نعوذبالله الکی به ما گفته روزه بگیریم؟!
مثلاً خواسته یک ماه پشت و رو زندگی کنیم؟!
شب بیدار باشیم و روز بخوابیم؟!
خب این چه فایده‌ای داره؟!

منتظر نشدم پاسخ دهد
متوقف شده
تعجب کرده
ادامه دادم:
- اصلاً خدا گفته روزه بگیریم تا گرسنگی بکشیم
خواسته رنج گرسنگی رو همه تجربه کنن
حتی اونایی که فقیر نیستن
حال اونایی که فقیر هستن رو درک کنن
اگر گرسنگی نکشیم که می‌شه مسخره
کل ماه رمضون می‌شه الکی!

خیلی ساکت گوش می‌داد
دلم نیامد توقف کنم
نشد یعنی
منبر را ادامه دادم:
- پسرم!
بعضیا این‌قدر سحری و افطار می‌خورن
که اصلاً گشنه نشن
این که خیلی احمقانه‌ست
تازه تلویزیون
دیدی که هی دکترا رو میارن
می‌گه مثلاً هندوانه بخورید، فلان چیز بخورید
که چه؟!
که گرسنه و تشنه نشین در طول روز
یعنی همه روزه‌ها بشه مسخره!
متوجه می‌شی؟!
این‌کار اصلاً منطقی نیست!

وقتی تأییدش را گرفتم
احساس کردم شیرفهم شده
دیگر ادامه ندادم
فرصت دادم تا خوردنش را ادامه دهد
نمی‌شود که بگذارم در اشتباه بماند
ماه رمضان مگر می‌شود بدون گرسنگی طی گردد؟!
خنده‌دار است اصلاً
کارهایی که بعضی می‌کنند تا ماه رمضان گرسنگی نکشند! :)

عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: «إِنَّمَا أُمِرُوا بِالصَّوْمِ لِکَیْ یَعْرِفُوا أَلَمَ الْجُوعِ وَ الْعَطَشِ فَیَسْتَدِلُّوا عَلَى فَقْرِ الْآخِرَةِ ... وَ لِیَعْرِفُوا شِدَّةَ مَبْلَغِ ذَلِکَ عَلَى أَهْلِ الْفَقْرِ وَ الْمَسْکَنَةِ فِی الدُّنْیَا فَیُؤَدُّوا إِلَیْهِمْ مَا افْتَرَضَ اللَّهُ لَهُمْ فِی أَمْوَالِهِمْ.» (وسائل الشیعه، ج10، ص9)

امام رضا ع فرمود: مردم به انجام روزه امر شده‌اند تا درد گرسنگی و تشنگی را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگی آخرت را بیابند ... و رنج مردم فقیر در دنیا را درک کرده، آن‌چه خداوند واجب نموده از اموالشان به آن‌ها بدهند.


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 218 - آموزش 11 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - آموزش دفاع از حرم - خرق ِ عادت - میوه بازی - غربال ِ دغل - 
اولین نرم افزارش + جمعه 97 خرداد 4 - 6:0 صبح

تشویق مستقیم دیگر فایده ندارد
بچه‌ها بزرگ شده‌اند
می‌فهمند
احساس تحمیل می‌کنند
تشویق را می‌فهمند که مسیردهی‌ست
می‌فهمند که نفی اختیارشان
می‌فهمند که دارند کنترل می‌شوند
تا جایی بروند که بزرگ‌ترها می‌خواهند

سکوت بهتر
هیچ نباید گفت
بگویی می‌پرد
اعتمادی که دارند
اعتمادی که منبع تربیت است
اعتماد به پدر و مادر
به این‌که دیکتاتور نیستند
به اختیار آن‌ها احترام می‌نهند
به انسانیت آن‌ها
سکوت عالی‌ست
تشویق با رفتار

هرگز نگفتم چه بِشَوید
آینده‌تان باید چه باشد
چه کاری یا شغلی
برایشان تصمیم نگرفتم
احترام به تصمیم‌شان
فقط راهنمایی
اگر توانستم قانع کنم
نعم المطلوب
نشد نشود
مگر قرار است همه چیز بشود
آن‌طور که من می‌خواهم؟!
بگذار بعضی چیزها هم نشود
و بعضی اتفاقات خوب نیافتد
مگر معیار «خوب» و «بد» منم
شاید آن چه خوب می‌انگارم و برای تحققش تلاش می‌کنم
برای این فرزند خوب نباشد
خوب‌تر از آن
رشد اراده اوست
قدرت بر تصمیم‌گیری
بر حل مسأله
احترام به استقلال وی

سیداحمد برنامه‌نویسی مرا دید
اولین برنامه‌هایی که نوشتم
دید و خوشش آمد
«تو از بیست سال پیش برنامه‌نویسی می‌کردی؟!»
اصرار
اصرار که می‌خواهم برنامه‌نویسی یاد بگیرم

خیلی‌ها فکر می‌کردند زودتر اقدام می‌کنم
مجبورشان چه بسا
خب وقتی چیزی را بلد است
پدر یا مادر
اصرار دارد که به فرزند بیاموزد
خصوصاً اگر چنین توانایی پردرآمدی هم باشد؛
برنامه‌نویسی!

من نکردم
صبر کردم
سکوت
هرگز چیزهایی را که می‌دانم به زور یادشان ندادم
گذاشتم تا تشنه شوند
چطور؟!
در رفتارم ببینند
کنجکاو گردند
بپرسند
بخواهند
تا خودشان جذب نشدند یاد ندادم

سیداحمد اصرار کرد
تنها بودیم
دو تای دیگر مدرسه

اول ناز کردم
ناز کردن خوب است
جایی که بخواهیم ولع ایجاد کنیم
حرص بیشتر
وقتی می‌خواهیم طلب زیاد شود
عرضه را کاهش دهیم
تقاضا زیاد می‌شود
این خاصیت انسان است
«إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا» (معارج:19)
همانا انسان حریص و بی تاب آفریده شده است

ولی اندک
نه به اندازه‌ای که رها کند
یادش دادم
این‌بار نه البته QBasic
جایگزین جدید آن را
Small Basic
و او
برنامه نوشت
توانست یعنی
پس از چند ساعت

...
[دانلود فیلم]

خوشحال شد
خودش بیشتر از همه
مدام نشان می‌داد
هی اجرا
به همه
این تشویق درونی‌ست
از تشویق بیرونی قوی‌تر
هر موفقیت یک تشویق است
برای خود انسان

انگیزه‌های بیرونی محدود است
تا هست هست
وقتی نیست رفتار ِ منطبق هم نیست
اگر به شکلات مشق می‌نویسد
تا شکلات نباشد
مشق هم می‌رود
مثال هویج و الاغ
تا باشد می‌دود
نباشد کجا؟!
هیچ‌جا
سکون
عدم حرکت

انگیزه درونی اما قوی‌تر
نیستنی نیست
همیشه هست
قائم به ذات
لذت موفقیت این‌طور است
وقتی خودش بخواهد انسان
می‌رود
مقاومت هم می‌کند
حتی اگر مانعی مقابلش باشد
قیام می‌کند اصلاً
می‌جنگد برایش
برای آن‌چه خودش بخواهد

تشویق باید از درون باشد

از بیرون موقتی‌ست
و درون
وقتی تشویق می‌کند که اثر را ببیند
از دیدن اثر
پی به توانمندی خویشتن ببرد
و درک ِ توانمندی
لذت می‌آفریند
و این لذّت
انگیزه می‌پرورد
تشویق می‌کند یعنی!

سورس نرم‌افزار


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 218 - فیلم 9 - آموزش 11 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - آموزش دفاع از حرم - خرق ِ عادت - میوه بازی - غربال ِ دغل - 
شن بازی + سه شنبه 97 فروردین 28 - 8:0 صبح

نمایشگاه
پیامک زده بودند
چند بار هم
شمیم ایمان
گروه‌های تبلیغی
شیوه‌هایی برای تربیت کودکان
مربّیان کودک

با بچه‌ها رفتیم
دو سه تا از دوستان قدیم را دیدم
همکاران سابق
به بچه‌ها هم خوش گذشت
وقتی داشتند با شن‌ها نقاشی می‌کشیدند
روی میز نور



خیلی زیاد
آن‌قدر که وقتی برگشتیم
مریم پرسید: دفعه بعد کی برگزار میشه؟!

این دست نمایشگاه‌ها خوب است
آشنا شدن گروه‌ها با هم
افراد
کسانی که در زمینه تربیت کودکان فعال‌اند
باید هم را بشناسند
روش‌های هم را
دستاوردهای هم را
این فرصت‌ها باید بیشتر باشد
کودکان آیندگان‌اند
ملّت را تشکیل خواهند داد
و دولت ما را اداره خواهند کرد
کودکان را تغییر دهیم
آینده را تغییر داده‌ایم
و این مطلب مهمی‌ست

نمایشگاه خوب بود
و شروع خوبی
دست‌ دست‌اندرکارانش درد نکند!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 149 - فرزند 218 - آموزش 11 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - آموزش دفاع از حرم - خرق ِ عادت - میوه بازی - غربال ِ دغل - 
ساعت واقعی + چهارشنبه 96 بهمن 11 - 6:24 صبح

نمی‌دانند
حتی معلّم‌ها نیز
دانش‌آموز را می‌گویند ساعت آفتابی بساز
برمی‌دارد مثل ساعت آنالوگ
عقربه‌ای
همین ساعت‌هایی که می‌شناسیم همه‌مان
دوازده عدد دورتادور دایره می‌چیند
مگر می‌شود؟!
یعنی معلّم‌ها هم نمی‌دانند ساعت آفتابی فقط در طول روز کار می‌کند؟!



باز هم ساعت آفتابی ساختم
باز هم یک معلّم خواسته
باز هم مثل دفعات قبل
ساعتی درست و قابل استفاده

ساعت آفتابی از طلوع تا غروب خورشید کار می‌کند
وابسته به محل قرارگیری هم هست
عرض جغرافیایی ما بالاتر از منطقةالبروج است
طوری که هیچ وقت
هیچ وقت
خورشید بالای سر ما حرکت نمی‌کند
سایه‌مان یعنی صفر نمی‌شود
تابستان و زمستان هم فرق می‌کند
هر روز اصلاً تفاوت دارد
محلّی که خورشید رخ می‌نماید و پنهان می‌شود
بنابراین ساعت آفتابی نه تنها وابسته به عرض جغرافیایی محل است
که به فصل سال هم ربط دارد

اما با اغماض
من ساعتی واقعی ساختم
مانند بارهای قبل
این‌جا تصاویرشان هست

برده مدرسه
معلّم در آفتاب گذاشته
گفته الآن ساعت چند است؟!
مریم پاسخ داده: حدود ده و نیم
معلّم شگفت‌زده
ساعت خود را نگاه کرده
گفته: دقیق ده و ربع است!

با یک مداد و تکه‌ای تخته‌سه‌لایی
بدون اندازه‌گیری‌های نجومی
بدون استفاده از نقاله و گونیا
فقط با یک پرگار کشیدم
و تخمینی نشانه‌گذاری کردم

علم ستاره‌شناسی و تقویم مال ِ ماست
از گذشته بوده
صدها سال
قرون متمادی
آن‌وقت یادمان نمی‌دهند
و با اولیات آن آشنامان نمی‌سازند
تا تجربه تمدنی‌مان را از دست بدهیم
در عوض جامعه کدام بخش از سنّت را تعلیم می‌کند؟
با فشار و اصرار هم
و نسق می‌کشد به خاطرش؟
حنابندان و پاتختی و بعله‌برون و جهزیه‌نما و واسونک و ...
و هزار سنّت بی‌محتوا
که زندگی را بر مردمان کشورمان سخت می‌سازد
آن‌وقت این سنّت‌ها
دانش‌های بومی
که در گذشته هر کشاورز و دامداری می‌دانست
معلّم‌های ما هم یاد ندارند

جامعه بر چه اساسی اولویت سنّت‌های خود را تعیین می‌کند؟!
آیا این اولویت‌ها صحیح‌اند؟!
کدام خواصّ و کدام نخبگان مسئول گزینش سنّت‌ها هستند؟!
نباید سر و صاحب داشته باشد؟!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 218 - مدرسه 27 - آموزش 11 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - آموزش دفاع از حرم - خرق ِ عادت - میوه بازی - غربال ِ دغل - 
شاهکار ِ آموزش! + دوشنبه 96 بهمن 2 - 9:0 عصر

می‌گویند آزمون‌های‌مان توصیفی‌ست
خب باشد
چه ربطی دارد به این کار
به این تقلّب بزرگ؟!



معلّم برگه امتحانی می‌دهد
می‌آورد خانه و رونویسی می‌کند در دفتر
وقتی می‌پرسم چیست؟
«معلّم داده در دفتر بنویسیم!»
فقط سؤال‌ها را
فردایش
معلّم پاسخ‌ها را می‌گوید
باز هم در دفتر می‌نویسد
ذیل همان سؤال‌ها
می‌گوید بروید در خانه و حفظ کنید

بعد چه؟!
روز بعد که مدرسه می‌روند
روز آزمون گروهی‌ست
هر چهار نفر با هم
دور هم
برگه را می‌گذارند وسط
جواب‌ها را می‌نویسند در برگه
یک برگه
دست سرگروه
هر چه را یکی نداند
دیگری که می‌داند
تکمیل‌شده را می‌دهند معلّم
تصحیح کرده و «خیلی‌خوب» می‌دهد

بعد چه؟!
شاهکار ِ آزمون است این
آخرین متد آموزش
روز بعدتر
فردای روز آزمون گروهی
آزمون شخصی‌ست
این‌جاست که معلّم همان برگه امتحانی را
که یک صفحه پشت و رو بیشتر نیست
تحویل هر فرد می‌دهد
دانش‌آموزان هم جواب‌ها را می‌نویسند
و چند می‌گیرند؟!
مگر می‌شود «خیلی‌خوب» نگیرند؟!

در شگفتم
نمی‌گویم کدام فرزندم
نمی‌خواهم مدرسه و معلّمش را لو بدهم
ولی یکی دو هفته است این طور است
معلّم دارد امتحان میانسال می‌گیرد
تک‌تک درس‌ها را
با این روش
چه روشی؟!
روشی نوین در آزمون!

این شاهکار آموزش را چه کنیم؟!
جادوگری‌ست اصلاً
سؤال را سه بار تمرین می‌کند
و جواب را القاء می‌نماید
و ما والدین
آیا باید خیال کنیم که دانش‌آموزمان باسواد شده است؟!
شده است واقعاً؟!

به دلیل فکر می‌کنم
چرا معلّم این‌طور می‌کند
و فقط این را می‌یابم:
در ارزشیابی برتر می‌گردد
وقتی در هر درس فقط ده سؤال را ملکه دانش‌آموز کنی
و همان‌ها را مطالبه نمایی
مثل بلبل که پاسخ دهند
هر بازرسی می‌پذیرد که بهترین بوده‌ای!
آیا دلیل دیگری متصوّر است؟!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 218 - آموزش 11 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - آموزش دفاع از حرم - خرق ِ عادت - میوه بازی - غربال ِ دغل - 
نان خانگی + یکشنبه 96 آبان 21 - 6:59 عصر

هر سال این بساط را داریم
پارسال گفت حلوا درست کن
سال قبل نان شیرمال
سال قبل‌تر ژله
خلاصه
تا جایی که یادم هست
هر سال همین بساط است

کلاً مدارس دخترانه این فرق مهم را دارند
سر هر مناسبتی که می‌شود
یک روز روز جهانی تخم‌مرغ می‌شود
یک روز نذری
یک روز حلوا
حتی یک بار شده بود مسابقه آشپزی راه انداخته بودند
که مادرها غذا بپزند و شرکت کنند! :)

فارغ از بد یا خوب بودن
بدون هیچ قضاوتی
دردسری‌ست برای خودش
نه منظور وقتی که می‌گیرد
که چیز مهمی نیست
بیشتر رقابتی که پدید می‌آورد
نه بین کودکان
که بیشتر بین مادران!

دفعه قبل که حلواپزان راه انداخته بودند
هر مادری یک حلوایی پخته
من هم پختم
روغنش را زیاد کردم و آرد را بیشتر سرخ
زعفران هم
عجب چیزی شد
تعریف که می‌کرد
می‌گفت همه بچه‌های کلاس خوششان آمده
بیشتر از آن‌چه سایرین آورده بودند!
درباره‌اش قبلاً این‌جا نوشتم

امسال که گفت نان بپز
تا ببرد مدرسه و پُزش را بدهد
تصمیم گرفتم درگیرش کنم
گفتم فقط خمیرش
باقی با خودت
قبول کرد و من خمیر را گرفتم
آماده که شد یادش دادم لوله کند و بپیچد
شکل گل
و رومالی از زرده تخم‌مرغ



پخت و به مدرسه برد
گفتم افتخارش با توست این‌بار
می‌توانی بگویی خودم درست کردم
و واقعاً کار خودت است
و این خیلی ارزشمندتر

چیزی برنگشت
هر چه برد تمام شد
فقط یک دانه نگهداشتم
پیش از آن‌که ببرد
تا با پسرها دور هم بخوریم

زنجفیل در خمیرش ریختم
عجب عطر و طعمی به نان داد!

کاش به جای این‌که مادرها را درگیر پخت و پز کنند
از کودکان می‌خواستند
تا خودشان تهیه نمایند
در تمام جشن‌ها و مسابقاتشان
این‌طور منطقی‌تر است
و البته مفیدتر
یا مادرها خودشان می‌فهمیدند
و کار را به دست خودشان می‌سپردند
بلکه انگیزه شود دختران‌مان آشپزی یاد بگیرند!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 218 - آموزش 11 - غذا 14 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - آموزش دفاع از حرم - خرق ِ عادت - میوه بازی - غربال ِ دغل - 
نظافت ژاپنی + پنج شنبه 96 آبان 18 - 8:0 صبح

قبل‌ترها دیده بودم
فیلمی را از مدرسه‌ای در ژاپن
برنامه نظافت و تمیزی کلاس‌ها
دانش‌آموزان با کمک معلّمان

یکی از معلّم‌های خوب ما هم چنین برنامه‌ای گذاشت
برای پنجشنبه
البته نه اجباری
هر دانش‌آموزی که بخواهد
دوست داشته باشد
و سیداحمد داشت
اصرار فراوان که برویم و در این فعالیت شرکت کنیم
ولی اصلاً نیازی به اصرار نبود
خودم بیشتر از او رغبت داشتم
این شد که دسته‌جمعی رفتیم
چهارتایی



تمام نیمکت‌ها را خارج کردند
کف و دیوارها را تمیز کردند
و دوباره همه چیز به جای خود
یک ساعتی به طول انجامید
معلّم در کنار دانش‌آموزان
همه با هم
صحنه جالبی بود
ولی من...
اجازه ندادند همکاری کنم
گفتند نقش‌های مهم‌تری دارند برایم
رفتم دفتر مدرسه و پشت رایانه
کارهایی که بیشتر جنبه فنی داشت

خوشحال بودم
خوشحال بودند
همه‌مان احساس رضایت می‌کردیم
اصلاً عجیب است که انسان از کار احساس رضایت نماید
چه زمانی؟
وقتی که بزرگ و کوچک مساوی باشند
مسئول و رعیت
ارباب و کارمند
فاصله طبقاتی نباشد
دوشادوش
اسلام این است
اگر نیست از اسلام که نیست
فساد سرمایه‌داری‌ست
اسلام مخالف فاصله‌هاست
اگر کارمند راضی نیست
اگر کارگر
اگر مستضعف
این‌ها مربوط به فاصله‌هاست
دهک‌ها
ضریب جینی
که اصلاً نباید باشد
چه برسد به مقدارش!

انسان ذاتاً تنبل نیست
ظلم است که تنبل می‌کند
اگر می‌گویند ساعت کار واقعی در ادارات ما فلان مقدار
ببینند چه فاصله طبقاتی در کار بوده
تفاوت درآمدی
تفاوت در بهره‌مندی از نعمت‌ها
بودجه‌ها
قدرت
این‌هاست
عدالت باشد همه با عشق کار می‌کنند
انسان از کار در کنار بزرگان لذّت می‌برد
تفاوت دفاع مقدّس با سایر جنگ‌ها در همین بود
آن اوایلش یعنی
وقتی که فرمانده لشکر کنار سرباز
بلکه جلوتر!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 149 - فرزند 218 - آموزش 11 - فاصله طبقاتی 4 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - آموزش دفاع از حرم - خرق ِ عادت - میوه بازی - غربال ِ دغل - 
کنترل آینده دست کیست؟ + شنبه 96 آبان 13 - 3:48 عصر

جیمز دابسون
بنیانگذار جنبش «کانون خانواده»
در صفحه 38 کتاب «کودکان در خطر»
که 27 سال پیش منتشر کرده
می‌نویسد:

کسانی که اندیشه و تجربه خردسالان را کنترل کنند
که کودک چه ببیند
فکر کند
یا باور کند
مسیر آینده ملت را تعیین خواهند کرد!


James Dobson, founder of "Focus on the Family":

Those who control what young people are taught, and what they experience - what they see, hear, think, and believe - will determine the future course for the nation.

Children at Risk (1990), Page 38

و ما
با کودکان خود
چطور رفتار می‌کنیم؟!
آیا در حال کنترل آینده هستیم؟!
پرسشی که زیاد ذهنم را درگیر خود می‌کند
لحظاتی که در کنار فرزندان خود هستم:





ما آیا برای کودکان خود
برای تربیت آن‌ها
برنامه داریم؟!

نظام اسلامی چطور؟!
آیا آموزش و پرورش برنامه مشخصی برای کنترل آینده دارد؟!
وقت آن نرسیده است که برای کنترل آینده فکری کنیم؟!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 218 - آموزش 11 - کتاب 5 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   اول ِ صف - ورزانِش - نان ِ برنجی - آموزش دفاع از حرم - خرق ِ عادت - میوه بازی - غربال ِ دغل - 
تقویم نماز + سه شنبه 94 شهریور 24 - 9:25 صبح

با هم رفتیم و پرینت گرفتیم
جداول داخل سیاه و سفید دو رو
جلد پشت و رو رنگی یک رو
با لمینیت
و فنری کردن
همه‌اش شد یازده هزار تومان
به نظرم واقعاً می‌ارزد

به دنبال راهی بودم
تا توجه دخترم را به جشن تکلیف جلب نماید
امسال کلاس سوم می‌رود
دبستان
و طبیعی‌ست که  یک جشن تکلیف در پیش رو دارد
از خود پرسیدم:
کاربردی‌ترین چیز برای تأکید بر نمازش چه می‌تواند باشد؟

خیلی خوشحال شد
از چند روز قبل گفته بودم که چیزی برایت ساخته‌ام
ولی نشانش ندادم
هر چه که اصرار کرد
گفتم می‌رویم و با هم چاپ می‌کنیم
و مدام امروز و فردا کردم
دو سه هفته‌ای پشت گوش انداختم
هی بهانه آوردم که امروز نمی‌شود... شاید فردا
عطشش زیاد شده بود
این‌که چه چیزی قرار است از چاپ خارج شود
چیزی که به او مربوط باشد!

دو روز پیش با هم رفتیم چند خیابان آن‌طرف‌تر
چاپخانه دیجیتال
واقعاً اگر حساب کنی
با این‌که یک دوره پنج‌ساله را در بر گرفته
جزوه‌ای شده که به قیمتش می‌ارزد
به قیمت هیجانی که در یک دختر در حال ورود به دوره بلوغ و تکلیف برمی‌انگیزد

برایش توضیح دادم که از 27 آذر
هر بار که نماز می‌خوانی
یک علامت در این جدول می‌زنی
اگر هم یادت رفت و جایش خالی ماند
خدا تو را می‌بخشد
هر وقت یادت آمد بخوان و علامت بزن

تمام پنج ماه رمضانی را که در این پنج سال پیش رو خواهد داشت را هم
در ستون «روزه» علامت زده‌ام
خوبی‌اش چه؟

اول این‌که شور و شوق برای عبادت پیدا می‌کند
احساس می‌کند حساب و کتابی در کار است
که اگر نخواند
جایی ثبت می‌شود
درست مشابه آن‌چه کرام‌الکاتبین از ما می‌نگارند
تجسّمی‌ست از حقیقتی که در جهان جریان دارد

دوم این‌که
بیست‌سال بعد به رنج نمی‌افتد
همه ما در کودکی سابقه کاهلی داریم
چندان دور از انتظار نیست
در آن عصر که تلویزیون فقط روزی یک‌ساعت کارتون داشت
پنج تا شش عصر
و فقط دو شبکه تلویزیونی
که بیش از پنج شش ساعت در طول روز برنامه نداشتند
و باقی را برفک پخش می‌کردند
(کنایه از این‌که چیزی پخش نمی‌کردند
زیرا ایجاب برفک مساوق است با سلب امواج! :)
در آن شرایط هم کاهلی بود
چه برسد به امروزی که
شب و روزش با دستگاه‌های رایانه پیشرفته چندهسته‌ای
اصلاً تو بگو ابررایانه
با این مگاهرتزهای وحشتناکی که دارند
و به این باریکی
گوشی‌های موبایلی که همراه ماست
قطعاً کاهلی به سراغ کودکان ما هم خواهد آمد

کاربرد دومش این است
بیست سال بعد که عقلش رسید
و خواست کاهلی‌ها را جبران نماید
حداقل یک فهرست از آن دارد
جاهای خالی را می‌داند و می‌تواند نیّت کند!

در هر صورت
سه ماه وقت دارم که تحریص نمایم
به نحوی که با اختیار خود
بله
انسان را خداوند «مختار» آفریده است
و انسان
با اکراه حرکت نمی‌کند و پیشرفت نمی‌کند
با اختیار خود باید برگزیند
عبادت را به جای بطالت
به قول استاد بزرگ تربیت
مرحوم شیخ علی صفائی حائری
«بهره انسان از عملش به اندازه بینش اوست»
اجبار، بینش نمی‌دهد
و بهره‌ای هم طبیعتاً نمی‌رساند!

و الله المُستعان


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 149 - فرزند 218 - آموزش 11 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

   1   2      >
فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
از فعالیت
به فرزند
در سفر
به فرزند
با نوشتن
به فرزند

دوشنبه 97 خرداد 28

امروز: 1233  بازدید

دیروز: 1046  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه فرهنگ فلسفه خانواده اقتصاد سفر مدرسه کار بازی سند غذا آموزش روحانیت فیلم عراق دشمن ترکیه جوجه آشپزی هنر کتاب خواص انشا خیاطی زینبیه فاصله طبقاتی خودم ارومیه تاریخ نهج‌البلاغه ورزش مهران فارسی طلاق
آشنایی
آموزش - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 38
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
کتابخانه احادیث شیعه
هوای امروز شهر قم
مختصات بازدیدکنندگان


طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد 1870212 بازدید