سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

چون تنگدست شدید به صدقه دادن با خدا سودا کنید . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  سلامتی در سرما - تفکیک تصمیم از درآمد - تضییع ِ وعظ - قیمت ِ قیمت - قالتاقان - عاقبت - 
چه جبرانی؟ + یکشنبه 91 شهریور 26 - 8:0 عصر

شرط اول را گذاشته بود که همان شانزده نفر
حقیقت را بنویسند و امضاء کنند.
- دوم چه؟
«در دادگاه بسیار دروغ گفت و تهمت زد
گفتم اقرار کند به دروغ‌هایش و ببرد در پرونده ثبت کند»

- و سوم؟
«باقی‌مانده مهریه را که قبلاً بخشیده بود
و بعد وکیلش منکر شده در دادگاه
رسماً و محضری ببخشد»

زن در زندگی تقاضای مهریه کرده
وقتی که چهار میلیون تومان و نیم داشته
و می‌خواسته بیشتر شود
«معادل شانزده سکه‌ای که قبل‌ترها گرفته بود»
به برادرش بدهد و کسب و کاری به راه اندازد
مرد تازه کاری را به انجام رسانده
دستمزد گرفته
«یک میلیون و هفتصد گرفته بودم
فوری گفت فلان مقدارش را بده به عنوان بخشی از مهریه»
- چه کردی؟

«تمامش را دادم
نقد و به صورت تراول
همان‌طور که از بانک گرفته بودم!»

در مقابل زن قول داد که دیگر مهریه را مطالبه نکند
- حتی پس از طلاق؟
«گفتم حتی اگر روزی دعوای‌مان شد
و کار به جدایی کشید»
زوجه پذیرفت در مقابل 24 سکه‌ای که از مهریه دریافت کرده
باقی 86 سکه را ببخشد
این را نوشت و امضاء کرد
اما در دادگاه

«می‌گفت: تو عرضه نداشتی اثبات کنی، من که بخشیده بودم!»

زوج به نوشته زن اعتماد کرده
در حالی‌که سندی عادی است و در دادگاه اعتبار ندارد
- تو این را جبران می‌دانستی؟
«چندین بار این را گفته بودم
که برای اعتمادسازی باید این سه کار انجام شود
بعد از آن شاید امیدی باشد»

- که نکرد؟
«نکرد و می‌خواست راه بازگشت باز باشد!»

«توقع زیادی داشت»
زوج می‌‌گفت: چگونه به او اعتماد کنم؟
وقتی این‌همه لامروّتی دیده‌ام
زندگی را که بر باد نمی‌شود استوار کرد
خانه بر آب نمی‌ماند
چنین سکنایی به فوتی سرنگون می‌شود
قابل تکیه نیست
و زوجه بدون جبران قصد بازگشت داشت.

«از همه بدتر این‌که گوش‌های آدم را دراز تصوّر کنند
این‌که به چند تعریف و تمجید رام شدنی پندارند!»

منظورش را متوجه شدم
این پیامک را می‌گفت:

1/2/1391 - 9:45
خوبیهای شما:متشرع!درخرجی خونه کریمی!هزینه زندگی مهمتر از خودت!درتربیت بچها مقتدر!مهربان درعین حال سختگیر!درامرزناشویی دهی!تعمیرات خونه دراسرع وقت!تهیه وسایل منزل!ساده زیست!

«آن همه دروغ در دادگاه طرح شود
و بعد خصوصی بخواهد حلش کند!
این فریب نیست؟!»

روشن بود که خودشیفتگی زوجه مانع می‌شد
که اعتراف به خوبی شوهر را علنی کند
و دروغ‌ها و تهمت‌ها را بازپس گیرد
پنهانی بنای صداقت گذاشته
و در علن دروغ پرداخته
«به چنین زنی می‌توانم اعتماد کنم؟!»

راست می‌گفت
اعتماد باید بر مبنای صحیحی استوار شود
بر یخ نمی‌توان عهدنامه نوشت!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
<< مطلب بعدی: عاقبت
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

جمعه 98 آذر 1

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم مباحثه سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش سند بازی روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب جوجه دشمن خودم خیاطی انشا نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
چه جبرانی؟ - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید