سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

دست از گناه برداشتن آسانتر تا روى به توبه داشتن . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  سلامتی در سرما - تفکیک تصمیم از درآمد - تضییع ِ وعظ - قیمت ِ قیمت - قالتاقان - عاقبت - 
چه اشتباهی؟! + یکشنبه 91 مرداد 1 - 8:0 صبح

- حالا اشتباهش را توانستی به او بفهمانی؟
«تلاش خود را کردم
اما چه کنم
وقتی نمی‌خواهد بفهمد؟!»

با یک «نه» آغاز کرده گفتگو را
وقتی تحلیل غلط را از زوجه سابقه دریافت کرده
زوجه در پیامک
انگار که زن پست‌تر از مرد باشد
سعی داشت بگوید که در زندگی به مساوات رفتار کرده
و این اشتباه زندگی او بوده
که کار را به طلاق کشانده است

«اساساً مشکل همین بود!»
زوج اصرار داشت که مشکل همین بود
همین که زن به مساوات فکر نمی‌کرد
«اگر بر طریق مواسات و عدالت می‌رفت که مشکلی نداشتیم!»
- چطور مگه؟
«هر هفته پنجشنبه‌ها خانه پدرش بود
9 صبح می‌رفت آن‌جا
و 11 شب باز می‌گشت
هر روز تا ساعت 11 ظهر خواب بود
خانه را کارگر هر ماه می‌آمد و جارو می‌کرد و تمیز
شب هم که خسته بود و زود می‌خوابید!»

زوج می‌گوید که در این زندگی مساوات نبود
اگر زن و مرد باید مشارکت داشته باشند
اگر باید سهم مساوی داشته باشند
اگر مرد روزی هفت ساعت کار می‌کند که نهاد خانواده را حفظ کند
نباید زن هم پشتیبان او باشد
و مدیریت خانه را به بهترین نحو انجام دهد
«نمی‌گویم زن باید کار خانه را انجام دهد
ولی نباید حداقل، تمکین از شوهر داشته باشد
تا او را در این جهاد سخت که حفظ و تأمین زندگی است
یاری کرده باشد»

از این بابت می‌گفت
که اگر تلاش مرد برای تأمین مخارج خانواده «جهاد» محسوب شده در روایات
بر همین طریق مساوات است
که «خوب شوهرداری» کردن هم
برای زن «جهاد» توصیف شده است!

«زن بر طریق مساوات عمل نمی‌کرد
خودبرتربینی عجیبی داشت
توقع داشت پادشاهی کند و مرد در خدمت او باشد»

زوج مثال قدرتمندی بر ادعای خود داشت:
«بعد از هر بار زایمان
به مدت یک‌ماه استراحت می‌کرد
و تمام کارهایش را خودم انجام می‌دادم
البته مادر و خواهرم هم می‌آمدند که کارهای بچه‌ها و منزل را بر عهده بگیرند
مثل پروانه دورش
حتی غذا در دهانش می‌گذاشتم
از آن بالاتر...
برای قضاء حاجت
هر روز هم که باید حمام می‌بردم
که بخیه‌های سزارین زود خوب شود»

- خب چه شد؟
«تمام این‌ها را وظیفه من تلقّی می‌کرد»
زوجه با کمال بی‌انصافی و لامروّتی در دادگاه می‌گفت:
«اگر این کارها را هم نمی‌کرد که دیگر خیلی نامرد بود، وظیفه‌اش بود!»

گفتم‌: برادر
این است که گفته‌اند
در برابر متکبّر نباید به تواضع رفتار کرد
او را به اشتباه انداخته است همین رفتار متواضعانه تو
هر چه خدمت به متکبّر کنی
او را در اخلاق انحرافی خود بیشتر رمانده‌ای
تو به تکبّر او یاری رسانده
و به سوی جبّاریت سوق داده‌ای
وای بر انسانی که خود را برتر ببیند
و نتواند برابری‌اش با سایرین را ادراک کند!

مطلب مرتبط:
این همه پیامک!؟


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
<< مطلب بعدی: عاقبت
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

جمعه 98 آذر 1

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم مباحثه سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش سند بازی روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب جوجه دشمن خودم خیاطی انشا نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
چه اشتباهی؟! - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید