سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

آن که مردم را به خدا خواند و خود به کار نپردازد ، چون تیرافکنى است که از کمان بى‏زه تیر اندازد . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  سلامتی در سرما - تفکیک تصمیم از درآمد - تضییع ِ وعظ - قیمت ِ قیمت - قالتاقان - عاقبت - 
فتح بابی جدید + یکشنبه 91 تیر 18 - 7:0 صبح

- گویا این لعن آخری فتح بابی شد؟
این لعن که برای فامیل شیرازی فرستادی
«کاملاً روشن بود که با هم ارتباط دارند
لعن را عیناً به زن سابق داده
و او را... شاید کمی... فقط برای چند روز... به فکر واداشته!»

آری، فقط چند روز!
این را درست می‌گفت
وقتی پیامک‌ها را نگاه می‌کنی
کاملاً مشخص است که دو سه روز شکسته است
آن کبر و غرور و نخوتی که در پیامک‌ها و نوشته‌های سابق زن دیده می‌شد
این که اقرار می‌کند به تهمت‌هایی که زده است
اگر چه نام نمی‌برد
ولی همین‌که می‌پذیرد دروغ‌هایی فی‌الجمله گفته است
و حاضر است اقرار کند

«از همه مهم‌تر که عزم یافته CD ارسالی را بعد از دو سال ببیند»
- قضیه این CDها چیست؟ و آن جزوه؟
«جزوه نود صفحه‌ای اسناد دادگاه است»
تمام جلسات دادگاه را ضبط کرده بود
با یک رکوردر کوچک
و بعد خلاصه‌برداری
این جزوه حاوی تمامی دادخواست‌ها و لایحه‌ها به انضمام این خلاصه‌ها بود
«جزوه را داده بودم خیلی وقت پیش
که ادعا می‌کرد دروغی نگفته است
که بخواند و دروغ‌هایش را به خاطر آورد
اما انکار کرد»
- نوشته‌ها را انکار کرد؟
«چون من از نوار پیاده کرده بودم
قبول نداشت
گفت خود نوار صوتی را بده»

یکی از CDهایی که در اختیار زن سابق گذاشت نوارهای صوتی دادگاه بود
- و دیگری؟
«همان محتوای سایت افشاگری خانوادگی!»
اولین باری که زن بازی دادگاه را آغاز کرد
زوج تمامی قصه گذشته خود را نوشت
از زمان ازدواج
روز تولد حضرت زهرا(س)، سال 1384
تا زمانی که زوجه قهر کرد و رفت
درست شب عید غدیر سال 1388
«یک نسخه از آن را روی اینترنت گذاشتم
و چند نسخه هم روی CD رایت کردم
صد عدد CD خریده بودم، با کاور»

- صدتا؟! برای چه؟
«می‌خواستم تکثیر کنم و در اختیار تمام خانواده‌شان قرار دهم
که بدانند چه کرده‌اند این خانواده
و چقدر بی‌انصاف و لامروّت بوده‌اند در تمام این سال‌ها»

- از همه بیشتر کجایش تو را این‌قدر آزار داد
که تصمیم گرفتی صد نسخه تکثیر کنی؟
«همان قصه‌ای که قبلاً برایت گفتم
این‌که مردی به جوانی پیشنهاد بدهد با دخترش ازدواج کند
و هنوز سه ماه از ازدواج نگذشته
او را فرابخواند و بگوید: شما اشتباه کردی با دختر من ازدواج کردی!
و پسر بگوید: به پیشنهاد شما این کار را کردم
و مرد بگوید: من فقط پیشنهاد کردم که شما فکر کنی
شما اگر با خود من هم مشورت می‌کردی، می‌گفتم که اخلاق شما به هم نمی‌خورد!»

وقتی این حرف را یادآوری می‌کرد
غمی در چهره‌اش نمایان شد
ولی تا کلامش به پایان رسید
قهقهه زد
که من هم خنده‌ام گرفت
پرسیدم: به چه می‌خندی؟!
گفت: «به نادانی خودم! چه کارهای عجیبی گاهی از آدم سر می‌زند!»
گفتم: انگار هنوز هم چندان عاقل نشده‌ای! :)
خنده‌اش را ادامه داد و گفت: «به همین دیوانگی دل‌خوشم! عقل باشد برای شما...»

- حالا چرا بعد از دو سال تازه یادش افتاده CDها را ببیند و جزوه را بخواند؟
معتقد بود آن لعن آخری کارگر شده
تکانی داده
ولو مختصر
اما مفید
اما نه آن‌قدر مفید که دوام داشته باشد
«قامت داشته ولی استقامت نداشته انگار!»

[ادامه دارد هنوز، کانال را عوض نکنید!]

مطلب اصلی:
  این همه پیامک!؟


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
<< مطلب بعدی: عاقبت
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

جمعه 98 آذر 1

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم مباحثه سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش سند بازی روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب جوجه دشمن خودم خیاطی انشا نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
فتح بابی جدید - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید