سفارش تبلیغ
صبا
  شاید سخن حق  

عزّتی والاتر از دانش نیست . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   زن ِ خوب یا عالی - قفس ِ دنیا - انیماتوران - سفر استانی - جوجه هیولا - 
طرحی برای جهاد اقتصادی جمعه 90 فروردین 19 - 10:57 عصر

چند شب پیش
گزارشگری در یکی از شبکه‌ها
به انتشار یک کتاب با عنوان «جهاد اقتصادی» طعنه زد
که چرا به این سرعت؟!
نکوهشش زخم ِ دلم شد
که چرا نادانسته و غیر منصفانه؟
نوشته را باید به متن محاکمه کرد
سرعت که بنفسه مطلوبیت دارد ذاتاً
شاید بزرگی از پیش چیزی نوشته
در چنته داشته
جهاد اقتصادی چون شعار شده
به زیور طبع آراسته
یا بزرگانی هستند
دانش‌بنیان و ستبراندیشه
اینان به تلنگری قادر به نوشتن‌اند
بهانه می‌خواهند و انگیزه
حرف آقا برشان انگیخته
این چه قضاوت و خُرده‌گرفتنی است
که به سرعت ِ زیاد در تولید محتوا نکوهش کند!

آری مغالطه‌ای در کار بوده قطعاً
این‌که آثار سریع‌الانتشار را ضعیف می‌یابیم غالباً
اما کلیّت ندارد
و در عصر فن‌آوری‌های نوین
این سرعت چندان هم بی‌ربط نباید پنداشته شود
در هر صورت غرض این‌که
متن را به متن باید ستود
یا نکوهید
أعنی به اَعراض نمی‌شود، به ذات باید!

اکنون هم بنده خبری دارم برای انقلاب
فرخنده و نیک‌فال...
دوستی اول سال
پیامکی برایم فرستاد به استشاره:
«به نظرت چه کار فرهنگی میشه کرد که جهاد اقتصادی به حساب بیاد»
توجهی نکردم
گمانم به این‌که درصدد توجیه است
توجیه فعالیت‌های فرهنگی خود
که به اسم «جهاد اقتصادی» قالب‌پذیر باشد
اما چیزی در ذهنم خلجان کرد
آیا امثال من ِ آخوند
در این جهاد اقتصادی سهمی داریم؟
خُب کار ما از اساس فرهنگی است
هر چه فکر کردم
به نظرم آمد که در پیام رهبری چیزی برای من نبود
این‌که همان روال سابق را ادامه می‌دهیم
فرمایش آقا را متوجه دولت احساس کردم و توسعه اقتصادی سریع
یکی از دوستان پیشنهاد «اقتصاد اسلامی» داد
عرض کردم این هم در تحول علوم انسانی جای دارد
نه در «جهاد اقتصادی» به نظرم!
تا چند روز پیش...

همکاری قدیمی
بسیار بسیار قدیمی
تماسی و ملاقاتی و پیشنهادی:
بزرگان ِ از علما در گذشته‌های دور
و گاهی هم نچندان دور
فعالیت‌های اقتصادی‌ای می‌کردند
که ماهیتی فرهنگی هم داشته
یا فعالیت‌هایی که موقوفه‌های فرهنگی می‌ساخته
این شد که نوشتم
دست به قلم... که نه
صفحه کلید ِ وایرلسم را در دست گرفتم و انگشت چرخاندم
و طرحی در 9 صفحه گرد آمد
تحت این عنوان:

طرحی که عناوین مندرجات آن چنین است:
1. ضرورت فعالیت‌های فرهنگی
2. ضرورت استقلال اقتصادی عرصه فرهنگ
3. امکان سودآوری فعالیت‌های فرهنگی
4. سابقه رویکرد اقتصادی در نهادهای فرهنگی سنّتی
5. در جستجوی ایده‌های فرهنگی سودآور
6. مکانیزم پردازش ایده‌های فرهنگی
7. ایده‌های آماده تبدیل به پروژه
8. سازوکار مدیریت پروژه‌های فرهنگی- اقتصادی
9. ساختار تشکیلاتی نهاد فرهنگی مستقل

در بخشی از مقدمه طرح آمده:
«هنگامی که فرهنگ به فراگیری ارزش‌ها تعریف شود و به استیعاب پذیرش رفتارهای فرامادی، اگر در چارچوبی وابسته به فرآیندهای اقتصادی جامعه تعریف گردد، سیاست‌های اقتصادی، تأثیری در فرهنگ خواهند گذارد که آن را از ارزش‌های راستین دور خواهد کرد. طبیعی است که اقتصاد به دلیل نگاه مادی به زندگی دنیایی سعی در افزایش سودآوری خویش دارد و تلاش می‌کند تمامی متغیّرهای تابع خود را در همین جهت راهبری نماید. اگر فرهنگ بخواهد نگاه خود به ارزش‌های فرامادی را حفظ و تقویت کند، نمی‌تواند از تصمیمات اقتصادی تبعیّت کند»

اما اگر بشود چه:
«اگر فرهنگ وابسته به اقتصاد تعریف شود، از دو رویکرد گریزی نخواهد داشت؛ یا برای جذب سرمایه ناگزیر به تغییر ارزش‌ها به سوی ماده‌پرستی خواهد بود و یا با حفظ ارزش‌های معنوی، توان خود را برای ترویج و زایش از دست خواهد داد. فرهنگِ سترون پایداری و استقامت ندارد و گستره زمانی و مکانی خود را در بازه‌ای کوتاه از دست می‌دهد»

مشکل در یک کلام این است:
«ابتناء اقتصاد بر بازار آزاد که نرخ رایج نظام سرمایه‌داری حاکم بر فرآیند‌های اقتصادی موجود است، ایده آدام اسمیت در کتاب «ثروت ملل»، دست نامرئی و پنهانی که به کمک رقابت، نظام عرضه و تقاضا را در تعادل نسبی نگه می‌دارد، به سرمایه‌گذار اجازه نمی‌دهد تا بتواند از سود خود استفاده دلخواه را ببرد. او برای جا نماندن از رقابت تنگاتنگی که به طرفةالعینی می‌تواند از او یک ورشکسته اقتصادی بسازد، ناگزیر به استفاده از فرصت‌های بازار آزاد است و نمی‌تواند به سادگی بخشی از سرمایه را وقف فعالیتی فرهنگی نماید که به بازپس‌آوری اصل سرمایه در آن امیدی نیست. از این رو، ورود به ساحت وقف و نذر برای بسیاری نگران‌کننده و پراضطراب گشته و مانع سرمایه‌گذاری‌های وسیع در این زمینه می‏شود. کسانی که در این عرصه ورود پیدا می‌کنند نیز به صرف درصد کمی از سرمایه خود بسنده می‌نمایند»

و این طرح درصدد است راه‌حلی برای این مشکل بیابد!


<< مطلب بعدی: جوجه هیولا
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما () ^

فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
از فعالیت
به فرزند
در سفر
به فرزند
با نوشتن
به فرزند

سه شنبه 96 مرداد 31

امروز: 542 بازدید

دیروز: 1196 بازدید

آشنایی
طرحی برای جهاد اقتصادی - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

[ RSS ]

[ Atom ]

[پیام‌رسان]

[شناسنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 37
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 116
قد: 181
سایت شخصی
آرشیو
کتابخانه احادیث شیعه
هوای امروز شهر قم
مختصات بازدیدکنندگان


طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد 1448494 بازدید