سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

بسا کس که بامدادى را دید و به شامگاهش نرسید ، و بسا کس که در آغاز شب بر او رشک بردند و در پایان آن نوحه کنانش گریستند و دریغ خوردند . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  شخصیت مان - چگونه در بورس فریب نخوریم؟ - مسأله شناخت 29 - کوفته قیمه - نمودار کرونای قم - 
مسأله شناخت 29 + یکشنبه 99 اسفند 3 - 5:0 صبح

عالی بود.

از تحلیل عمیقتان لذت بردم. فیزیک به چنین تحلیل هایی نیاز دارد.

 1-

فاصله مهم نیست
تباین مهم است
حتی اگر فاصله به اندازه یک نانومتر باشد
اگر ماه از میدان خود جدا باشد
اگر از فضازمان جدا باشد
حتی اگر اپسیلون
دیگر قادر نیست در آن اثر بگذارد
اثرگذاری قابل توصیف نیست
کافیست کمی دقت کنید
متوجه این امر می‌شوید

بله حق با شماست. منظورتان را فهمیدم. راه حلی ندارم. ولی راه حل شما را هم نمی فهمم.

اینکه می فرمایید میدان ماه بخشی از ماه است که تا زمین کشیده می شود را نمی فهمم. جنس آن میدان چیست؟ اگر آن میدان، بخشی از ماه است یعنی هم جنس با خود ماه است؟ مثلا بگوییم چگالی ماه ناگهان صفر نمی شود، بلکه با دور شدن از ماه به تدریج به صفر می رسد و در دریا چگالی ماه بسیار کم است. اگر منظورتان این است،‌ باید فکری به حال ذرات از هم گسسته ی ماه در این چگالی بسیار کم بکنیم. چگونه این ذرات روی هم اثر می گذارند؟ باز همان مشکل تاثیر گذاری نداریم؟

 1-

اصلاً ضربه یعنی چه؟
این را تحلیل کنید
این مهم است

اشکال شما را مرور می کنم. دو جسم روی هم اثر می گذارد، شما می پرسید آیا مرزی مشخص بین آنها است؟ اگر بگوییم بله. اشکال می شود چگونه جسم در جایی که نیست اثر می گذارد و اگر بگوییم در هم ادغام شده اند، اشکال می شود پس چطور دو شیئ فیزیکی در هم ادغام شده اند؟ یعنی نقطه ای هست که هم جزء این جسم است و هم جزء آن جسم. چنین نقطه ای قابل تصور نیست.

 با این مقدمه از اشکال شما، بنده ضربه را در مکانیک کلاسیک تحلیل می کنم.

 وقتی به جسمی ضربه می زنیم. درمرز تماس دستمان و جسم، به جسم انرژی می دهیم.

در اینجا دستم دارد بر جایی که دستم حاضر نیست یعنی جسم تاثیر می گذارد.

 چگونه؟ به واسطه ی انرژی!.

در واقع درست است که دستم در جسم حضور ندارد ولی با دادن انرژی به جسم، باعث حرکت آن می شود.

ولی اینجا نیز سوال می شود که اگر انرژی را یک موجود فیزیکی در نظر بگیریم چگونه در جسم داخل می شود. برای پاسخ به این سول از دیدگاه  ملاصدرا استفاده می کنم.

در کتاب درس های اسفار شهید مطهری آمده است:

" ایشان(ملاصدرا) به حکم اینکه از یک طرف تغییر و تبدل در جوهر را جائز می‌داند و از طرف دیگر قائل به اصالت وجود است معتقد است که اجتماع طبایع و ماهیات متعدد در وجود واحد مانعی ندارد (یعنی مانعی ندارد که شئ واحد در آنِ واحد مصداق دو ماهیت  مختلف باشد)؛ می‌گوید: وقتی که بر این سنگ ضربه‌ای وارد می‌کنیم این سنگ در حالی که طبیعت خودش را دارد، طبیعتش به طبیعت دیگری متحول و متغیر شده است و در این حال دو طبیعت دارد. مثلا اگر ما قائل شویم که شئ باید طبیعت هوا یا آتش یا طبیعت پنجمی پیدا کند تا به بالا برود، می‌گوییم: وقتی به این سنگ ضربه وارد می‌کنیم در همان حال که سنگ است آن طبیعتِ دیگر را هم پیدا می‌کند."

بعد می فرماید:

"وقتی شما ضربه‌ای بر یک سنگ وارد می‌کنید این ضربه بی نقش نیست و نقش اساسی هم دارد، نقشش این است که به نوعی طبیعت و جوهر این سنگ را تغییر می‌دهد. حال گاهی این ضربه خفیف است و نیرو ندارد که طبیعت این سنگ را آنقدر عوض کند که طبیعت مقسور بر طبیعت اصلی غالب شود، در اینجا این سنگ بالا نمی‌رود. ولی اگر ضربه را شدید وارد کنید، به هر درجه که این ضربه شدیدتر باشد این طبیعت جدید، قوی‌تر در این سنگ وجود پیدا می‌کند"

بله قبول دارم که ممکن است فلاسفه اشتباه کرده باشند. نظرشان را وحی منزل که نمی دانیم. ولی در مقام تحلیل و بررسی از نظر آن ها نیز استفاده می کنیم.

یکی از دلایل شما بر رد ذات و جوهر، بحث تاثیر گذاری دو جسم بر هم است. ولی چنانچه می بینید ملاصدرا بحث ضربه را با همان جوهر و حرکت آن تحلیل می کند. آیا اشکالی به آن وارد می دانید؟

در این رویکرد با ضربه به جسم و دادن انرژی به آن، جوهر جسم تغییر می کند. اینگونه نیست که انرژی داده شده به جسم پخش جسم شده باشد بلکه انرژی کاملا جذب جسم شده است و ماهیت جسم تحول یافته است. نظیر این اتفاق در جذب الکترون توسط فوتون پیش می آید که بعد از این توضیح خواهم داد. 


شما در این مثال
در آخرین فراز فرمایش خود
کلا از نظریه «موجی» بودن نور استفاده کرده‌اید
نه نظریه «ذره»
یک طرف قضیه را گرفته‌اید
قبول
تمام فوتون و تمام الکترون بشود موج
ولی
آثاری که به عنوان ذره از خود بروز می‌دهند چطور؟

 

از دقت نظر شما سپاسگزارم.

بنده از رویکرد نظریه ریسمان به قضیه نگاه کردم. در چارچوب نظریه ریسمان، مستقل از اینکه قائل به موج یا ذره باشیم، تمام مواد از ریسمان هایی بسیار بسیار کوچک تشکیل شده اند. البته آن موج که در ریاضیات مکانیک کوانتومی ظاهر می شود و توسط معادله ی شرودینگر توصیف می شود، بیشتر به عنوان یک ابزار ریاضی(نه یک موج فیزیکی) در نظر می گیرند که مجذور دامنه ی آن در یک مکان ، احتمال حضور الکترون را در آن مکان می دهد. در حالی که در نظریه ریسمان، ریسمان ها را موج فیزیکی می دانند که ارتعاش دارند.

حال زمانی که یک فوتون (موج یا ذره) به الکترون می خورد،‌ الکترون آن را جذب می کند و انرژیش افزایش می یابد. در اینجا موجود جدیدی حاصل نشد. این گونه هم نیست که فوتون داخل اجزای الکترون پخش شده باشد. برای فهم این مطلب مثال دیگری می زنم که فهمش برای خودم راحت تر است:

در آزمایش ها مشاهده شده است که فوتون های پرانرژی به احتمالی به الکترون و پادالکترون تبدیل شده اند. Pair prouction    و حتی به پروتون و پاد پروتون تبدیل شده اند. آیا این ذرات از قبل داخل فوتون بوده اند؟! نمی توانیم بگوییم داخل فوتون بوده اند. زیرا ذرات فوتون بسیار کوچک تر از پروتون است و نیز جرم سکون فوتون صفر است و هر چه جرم دارد از انرژی آن است.

مثال دیگر: در واپاشی هسته های سنگین به هسته های سبک تر. نوترون به پروتون تبدیل می شود. در واقع در این فرآیند در داخل نوترون، کوارک d به کوارک u  تبدیل می شود و ذره ی w- نیز آزاد می شود. سپس w- به دو ذره ی الکترون و پادنوترینو تبدیل می گردد.

در این مثال ها اتفاقی که می افتد تغییر ذات یا جوهر است. همانگونه که ملاصدرا می گوید تغییر جوهر ممکن است، در فیزیک ذرات بنیادی هزاران بار چنین تغییرهای جوهری در آزمایشگاه مشاهده شده است.


سؤال مهمی را پرسیدید:
«اگر انرژی را یک موجود فیزیکی در نظر بگیریم چگونه در جسم داخل می شود»
ولی
پاسخی که به آن دادید
بر ابهام سؤال افزود:
«ایشان(ملاصدرا) تغییر و تبدل در جوهر را جائز می‌داند»
«ایشان(ملاصدرا) قائل به اصالت وجود است»
«ایشان(ملاصدرا) معتقد است که اجتماع طبایع و ماهیات متعدد در وجود واحد مانعی ندارد»
و از فرمایش ایشان نتیجه گرفتید:
«وقتی که بر این سنگ ضربه‌ای وارد می‌کنیم این سنگ در حالی که طبیعت خودش را دارد، طبیعتش به طبیعت دیگری متحول و متغیر شده است و در این حال دو طبیعت دارد»
و به عبارت دیگر:
«وقتی شما ضربه‌ای بر یک سنگ وارد می‌کنید این ضربه بی نقش نیست و نقش اساسی هم دارد، نقشش این است که به نوعی طبیعت و جوهر این سنگ را تغییر می‌دهد»

معرّ ِف باید اجلای از معرَّف باشد
این را در منطق می‌گویند
همین فلاسفه
یعنی
کلماتی که در تعریف یک شیء بیان می‌کنیم
باید
بر وضوح بیافزایند
نه این‌که خود سبب ابهام بیشتر شوند
و تعریف بخواهند

بنده فرمایش شما را می‌پذیرم
و استدلال شما را
ولی
به یک شرط
این‌که
ابتدا شما این مفاهیم را توضیح بفرمایید
توضیح علمی:
1. جوهر چیست؟
2. اصالت وجود یعنی چه؟
3. طبع و ماهیت هر کدام چیستند؟ آیا یک چیزند یا دو چیز متفاوت؟
4. اجتماع طبع و ماهیت در وجود چه معنایی دارد؟
5. تحوّل و تغیّر طبیعت (مثلاً در یک سنگ) چه معنایی دارد؟
6. تغییر و تبدّل جوهر چه معنایی دارد و چه تفاوتی با تحوّل و تغیّر طبیعت دارد؟

اگر بتوانید به این 6 سؤال پاسخ بفرمایید
بنده قبول می‌کنم
دلیلی را که اقامه فرمودید

و آن‌گاه
این فرمایش شما قابل فهم می‌شود
برای حقیر
چون در حال حاضر قابل درک نیست
این‌که ذات یا جوهر فوتون تغییر می‌کند:
«فوتون های پرانرژی به احتمالی به الکترون و پادالکترون تبدیل شده اند ... نمی توانیم بگوییم داخل فوتون بوده اند. زیرا ذرات فوتون بسیار کوچک تر از پروتون است ... اتفاقی که می افتد تغییر ذات یا جوهر است»

ممنون از لطف شما
در پناه حق

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 266 -
<< مطلب بعدی: مسأله شناخت 30
مطلب قبلی: مسأله شناخت 28 >>
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

شنبه 99 اسفند 9

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر آشپزی فرهنگ فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش هنر سند بازی روحانیت فاصله طبقاتی خواص انشا خیاطی دشمن فیلم کتاب جوجه خودم تاریخ نهج‌البلاغه ورزش فارسی طلاق
آشنایی
مسأله شناخت 29 - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 41
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 120
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید

Xکارت بازی ماشین پویا Xکارت بازی ماشین پویا