سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

بسا سخن که از حمله کارگرتر بود . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  لوگوی من - مسأله شناخت 7 - نظریه تِنِت - بی نظیر - تأثیر ِ ساختارها - دوبلوران - کارت بازی خودرو - 
تأمین امام جماعت 8 + چهارشنبه 99 مرداد 22 - 5:0 صبح

و پاسخ دادم:

فرازهایی از نامه‌های رسول خدا (ص):
قدم علی النبی (صلی الله علیه و سلم) شداد بن ثمامة فسأله أن یکتب لبنی کعب بن أوس کتابا فکتب لهم و بعث شداد بن ثمامة علی الصلاة و الزکاة (مکاتیب الرسول صلی الله علیه و آله و سلم، ج1، ص246)
 مصعب بن عمیر: بعثه (صلی الله علیه و آله) داعیا و مبلغا إلی المدینة و کتب (صلی الله علیه و آله) إلیه فی إقامة الجمعة (همان، ج1، ص: 44)
 أما بعد فانظر الیوم الذی تجهر فیه الیهود بالزبور لسبتهم، فاجمعوا نساءکم و أبناءکم، فإذا مال النهار عن شطره عند الزوال عن یوم الجمعة فتقربوا إلی الله برکعتین. (همان، ج2، ص692)
 إنی أمرتک علی قومک فحاسبهم بما جری علیه عملک ما أقاموا الصلاة و أعطوا الزکاة، فمن سمع بکتابی هذا ممن جری علیه عملک فلم یطع فلیس له من الله عز و جل معین. و السلام (همان، ج2، ص691)
کتابه (صلی الله علیه و آله) إلی الولاة: ... و أمرهم لیصلوا الصلوات لمواقیتها و إسباغ الوضوء ... و إتمام الرکوع و السجود، و الخشوع بالقراءة بما استیسر من القرآن، وصل کل صلاة فی أرفق الوقت بهم إن تعجیل فتعجیل، و إن تأخیر فتأخیر ... و أن تأخذ من الناس ما علیهم فی أموالهم من الصدقة. (همان، ج2، ص615)

فرازهایی از نامه‌های امیرالمؤمنین (ع) در دوران خلافت ایشان:
واعْلَمْ یَا محمَّدُ بنَ أَبِی بَکْرٍ، أَنِّی قَدْ وَلَّیْتُک أَعْظَمَ أَجْنَادِی فِی نَفْسِی أَهْلَ مِصْرَ ... صَلِّ الصَّلاةَ لِوَقْتِهَا الْمُؤَقَّتِ لَهَا، ولا تُعَجِّلْ وَقْتَهَا لِفَرَاغٍ، ولا تُؤَخِّرْهَا عَنْ وَقْتِهَا لاشْتِغَالٍ... (مکاتیب الأئمة علیهم السلام، ج1، ص260)
هَذَا ما أمَرَ به عَبدُ اللَّه عَلِیٌّ أمیرالْمُؤْمِنِینَ مَالِک بن الْحَارِثِ الأشْتَرَ فی عَهْدِهِ إلیْه حِینَ وَلَّاهُ مِصْر ... وإِذَا قُمْتَ فِی صَلاتِک لِلنَّاسِ فَلا تَکُونَنَّ مُنَفِّراً، ولا مُضَیِّعاً، فَإِنَّ فِی النَّاسِ مَنْ به الْعِلَّةُ ولَهُ الْحَاجَةُ، وقَدْ سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّه صلی الله علیه و آله حِینَ وَجَّهَنِی إلی الْیَمَنِ کَیْفَ أُصَلِّی بِهِمْ؟ فَقَالَ: صَلِّ بِهِمْ کَصَلاةِ أَضْعَفِهِمْ، وکُنْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیماً. (همان، ص479)
انظرْ یا مُحَمَّدُ، صلاتَکَ کَیفَ تُصلِّیها، فَإنّما أنتَ إمامٌ یَنبَغِی لَکَ أن تُتِمَّها وأن تَحفَظَها بالأرْکانِ، ولا تُخَفّفها، وأن تُصلّیها لِوَقتِها، فإنَّه لیسَ مِن إمامٍ یُصَلّی بِقَومٍ فَیَکونُ فی صَلاتِهِم نَقصٌ إلَّاکانَ إثْمُ ذلِکَ علَیهِ، ولا یُنقِصُ ذلک مِن صَلاتِهِم شَیئا. (همان، ص255)
قال ابن أعْثَم: ثُمَّ بعث علیّ إلی عبد اللَّه بن العبَّاس، و هو عامله علی البصرة، یأمره أن یخرج إلی الموسم فیقیم الحجّ للنَّاس. قال: فدعا عبد اللَّه بن عبَّاس بأبی الأسْوَد الدُّؤلی فاستخلفه علی صلاة البصرة، و دعا بزیاد بن أبیه فجعله علی الخَراج، و تجهَّز عبد اللَّه بن عبَّاس، و خرج إلی الموسم. (همان، ج2، ص129)
کتابه علیه السلام إلی أُمراء البلاد: أمَّا بَعْدُ؛ فَصَلُّوا بالنَّاس الظُّهْرَ حَتَّی تَفِی ءَالشَّمْسُ مِن مَرْبِض الْعَنْزِ، وصَلُّوا بِهِم الْعَصْرَ والشَّمْسُ بَیْضَاءُ حَیَّةٌ فِی عُضْوٍ مِن النَّهَار، حِینَ یُسَارُ فیها فَرْسَخَان، وصَلُّوا بِهِم الْمَغْرِبَ حِینَ یُفْطِرُ الصَّائِمُ، ویَدْفَعُ الْحَاجُّ إلی مِنی، وصَلُّوا بِهِم الْعِشَاءَ حِینَ یَتَوَارَی الشَفَقُ إلی ثُلُث اللَّیْلِ، وصَلُّوا بِهِم الْغَدَاةَ والرَّجُلُ یَعْرِفُ وَجْهَ صَاحِبِه، وصَلُّوا بِهِم صَلاةَ أَضْعَفِهِم، ولا تکونُوا فَتَّانِین. (همان، ص313)

از این موارد باز هم هست. من فقط چند مورد را ذکر کردم.
اینکه «والی» و «حاکم» مسئول امامت جماعت و نماز در مسجد است آنقدر مشهود و واضح و مرتکز در جامعه صدر اسلام بوده که حضرت امیر (ع) می‌فرماید وقتی رسول خدا (ص) مرا به یمن فرستاد، پرسیدم که چگونه برایشان نماز بخوانم.
 انتخاب والی برای یک منطقه به معنای نصب وی به عنوان امام جمعه و جماعت و مسجد به صورت هم‌زمان بوده است!
خود حضرت هم به مالک توصیه‌هایی درباره اینکه چطور پیشنماز مردم مصر باشد می‌فرمایند.

نکته: این مطلب آنقدر واضح بوده که دشمنان می‌دانستند اگر ابوبکر نماز را به جای پیامبر (ص) بخواند، خلافت او تثبیت می‌شود! لذا او را پیش انداختند تا پیشنماز شود.
طلحه و زبیر هم هنگام بغی، سر پیشنمازی دعوا کردند، زیرا نزد همه مسلمانان معلوم بود که هر کسی پیشنماز باشد و امامت نماز را داشته باشد، حاکم است و امامت مسلمین را هم دارد.
وقتی نماز به صورت جماعت تشریع شده است (إِنَّمَا جُعِلَ الْجَمَاعَةُ وَ الِاجْتِمَاعُ إِلَی الصَّلَاة - من لایحضر، ج3، ص39) و مسجد برای نماز ساخته شده (قَدْ کَانَ یَقُولُ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَا یُصَلِّی فِی الْمَسْجِدِ مَعَ الْمُسْلِمِین َ إِلَّا مِنْ عِلَّة - همان) چطور می‌شود پذیرفت که انتخاب امام جماعت به مردم واگذار شده باشد؟! و چنین پست و مقام مهمی را به نام «امامت مسجد» یا «امامت جماعت» را خداوند به مردم سپرده باشد؟!

نکته: وقتی که حضرات (ع) درباره وقت نماز توصیه می‌فرمایند، معلوم است که توصیه به پیشنماز است و نه مأموم. در صدر اسلام که نماز در خانه معنا نداشت جز برای بیماران و عاجزان، پس مأموم هم نظری به وقت نماز نداشت و امام مسجد مسئول وقت نماز بوده است. بنابراین تمام روایاتی که درباره وقت نماز به ولاة توصیه می‌کند، دلالت بر حکم بر امامت جماعت آن‌هاست.

نکته: وقتی حضرت (ع) ابن عباس را والی بصره می‌فرمایند، ضمن اینکه او امام صلاة می‌شود حق نصب امام دیگر را هم پیدا می‌کند. چون وقتی عازم حج است، ابوالأسود دولی را جانشین خود به عنوان امام جماعت تعیین می‌کند.

جمع‌بندی: ظاهر آنچه در احادیث و در تواریخ وارد شده این است که ارتکاز مسلمانان در صدر اسلام این بود که امام جماعت «تعیینی» است و نه «تعیّنی» و مردم حقی در انتخاب پیشنماز ندارند.

و دوباره ایراد گرفت که:

با سلام
اگر کمی با تأمل و دقت به روایات وارده نگاه کنیم بیشتر تأکیدات به اقامه نماز و نیز نماز جمعه ذکر شده است ارتباطی به امامت مسجد ندارد . همچنانکه یکی از وظایف ذاتی حاکم شرع اسلامی و یا والی ترویج فرهنگ نماز و اهتمام  ویژه در اقامه آن به معنای عام کلمه است اگر هدف معصومین در اعزام والیان برای نماز بود آن وقت احکامی که برای آنها صادر میشد صرفا برای امامت مسجد بود در صورتی در کنار دیگر تاکیدات برای والیان برای امر  نماز نیز سفارشهایی صورت میگرفت البته فقط نه برای یک مسجد خاص که والی در آن نماز میخواند بلکه کلیه مساجدی که در دایره حاکمیت ایشان قرار داشت
شروطی که برای امامت نماز جماعت برشمرده اند از جمله اسن باشد، افقه باشد و... نشان دهنده این مهم است که با این شرایط و توسط مردم انتخاب شود وگرنه تعیینی بود نیاز به شرایط احراز نداشت چه بسا فردی در یک دوره خاصی انتصاب می شد و در طی همان زمان انتصاب وی در همان مسجد فردی با شرایط ذکر شده (اسن و افقه....) حضور پیدا میکرد آیا در چنین شرایط باید آن فرد دارنده شرایط را کنار بزنیم و بگوییم چون ایشان قبلا منتصب شدند شما علی رغم دا شتن شرایط به ایشان که تمام شرایط را ندارد اقتدا کن
با پیروزی انقلاب اسلامی و حاکمیت احکام اسلامی لازم بود که مسئله مسجد که مهمترین بستر و  پایگاه دینی است فکری برای مدیریت و امامت آن می‌شد و این پایگاه بزرگ و گسترده دینی بدون احکام انتصاب باقی نمیماند (منظور امامت مسجد است نه رسیدگی به امور آن) و بیش از همه بنیانگذار جمهوری اسلامی نسبت به آن بی تفاوت نمیگذشت و حتما یکی از برنامه‌ها را انتصاب امامام مسجد قرار می داد. در صورتی اگر نگاهی به کلیه احکامی که توسط حضرت امام و بعد از ایشان مقام معظم رهبری داشته باشیم حتی یک حکم هم ببه عنوان امام مسجد برای هیچ شخصی صادرنکرده اند. آیا احتمال اینکه در این امر مبنای فقهی نهفته باشد وجود ندارد؟
البته بحث در این خصوص نیاز به واکاوی و تحقیق گسترده و تخصصی دارد ولی آنچه از فحوای روایات و احادیث بر می‌آید به نظر این حقیر دلالت بر تعینی بودن امامت مسجد دارد و نه تعیینی.


این‌جا دیگر بحث را ترک کرده و پاسخی ندادم. زیرا دیدم تبدیل شده است به یک نظر سلیقه‌ای. وقتی روایات را آن‌طور که خودمان تشخیص دهیم معنا کنیم؛ «به نظر این حقیر دلالت بر…» این دیگر می‌رود در دایره اجتهاد و از گفتگو خارج می‌شود. بنابراین هر کسی باید سر درس خود نظر خود را بیان کند و قادر نخواهد بود مباحثه نماید. و گرنه ادله را باید با دلیل پاسخ داد، زیرا «نظر شخصی» نمی‌تواند مبنای گفتگو قرار بگیرد.


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 264 -
<< مطلب بعدی: مسأله شناخت 7
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

چهارشنبه 99 مهر 2

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر فرهنگ آشپزی فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش بازی سند هنر روحانیت فاصله طبقاتی خواص دشمن فیلم خیاطی جوجه انشا کتاب خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
تأمین امام جماعت 8 - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 40
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید