سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

[ و از او پرسیدند : خدا چگونه حساب مردم را مى‏رسد با بسیار بودن آنان ؟ فرمود : ] چنانکه روزى شان مى‏دهد با فراوان بودنشان . [ پرسیدند : چگونه حسابشان را مى‏رسد و او را نمى‏بینند ؟ فرمود : ] چنانکه روزى‏شان مى‏دهد و او را نمى‏بینند . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  تأمین امام جماعت 8 - مسأله شناخت 1 - بدون ِ علاقه - شیشه های رنگارنگ - کارت بازی خودرو - دزد اصلی بانک مرکزیست - 
تأمین امام جماعت 6 + چهارشنبه 99 مرداد 8 - 5:0 صبح

پول یا خدمات
سؤال این است؛ آیا باید به امام جماعت پول پرداخت کرد؟ به عنوان دستمزد به خاطر نمازی که در مسجد می‌خواند؟ خُب این‌که نمی‌شود، پس به خاطر هزینه‌های رفت و آمد و فعالیت‌های اجتماعی.
وقتی ما برای یک سِمت پول می‌دهیم چه میشود؟ بررسی کنیم:

1. اگر کم باشد، یک اعلام عمومی‌ست تا ضعیف‌ترین افرادمان به این شغل مبادرت کنند. زیرا بهترین‌ها برای درآمد بیشتر نامزد می‌شوند. آن‌هایی که دانش کمتری دارند تا در مؤسسه‌ای کار بجویند. این‌ها پیشقدم می‌شوند.

2. اگر زیاد باشد رقابت شدید می‌شود. عده زیادی هستند که می‌خواهند آن شغل را به دست آورند. در این رقابت چه کسی پیروز می‌شود؟ آن‌کسی که حاضر باشد از چیزهای بیشتری بگذرد تا آن شغل را به دست آورد. مثلاً اولی حاضر نیست جلوی مدیر تعظیم کند، باورهای دینی قویتری دارد و از عقاید خود نمی‌گذرد. دیگری اما می‌گذرد و حاضر است هر تملّقی بگوید. حتی به قیمت این‌که دروغ بگوید شاید. هر چقدر که درآمد یک شغل را بیشتر کنیم، فشار را روی افراد دیندار و معتقد افزایش داده‌ایم. زیرا حرص را در قلب انسان‌های حریص نشانه رفته‌ایم. در یک مکانیزم طبیعی، هر جا که شیرینی بیشتری باشد، مگس‌ها جمع می‌شوند. اگر دستمزد امام جماعت را بالا ببریم، دنیاپرست‌ترین افراد در این سمت مستقر خواهند شد. در یک روند خودبه‌خودی، بدون نیاز به اعمال نفوذ از طرف دشمن! چرا؟ زیرا روحانی دیندار و متقی، وقتی در دعوای سر دنیا واقع شود، کنار می‌کشد و سر به کار خویش فرو می‌برد. او سر پول دعوا نمی‌کند. این است که اگر نگوییم همیشه، به صورت اغلبی، سمت‌های دارای درآمد بالا را افراد پَست و پول‌دوست پر میکنند.

3. پس روحانیون و طلاب زاهدمان چه شدند؟! پول کم بدهیم، روحانی کم‌سواد و بی‌دست و پا امام جماعت می‌شود. زیاد بدهیم، زرنگ‌های دنیاپرست سر کار می‌آیند. پس آن دسته که اهل تقوا هستند کجا میروند؟ افراد باتقوا دنبال پول نمی‌روند. آن‌هایی که برای خدمت به اسلام وارد حوزه شده‌اند، برای گرفتن دستمزد نه دین را تبلیغ می‌کنند و نه نماز می‌خوانند. آن‌ها برای خدا این کار را می‌کنند. ولی وقتی پول می‌شود مبنای ارزش‌گذاری، عملاً این دسته از افراد را حذف کرده‌ایم. آنها دنبال اردوهای جهادی و فعالیت‌های خودجوش می‌روند و مساجدی را که اکنون محل دعوا شده است ترک می‌کنند.

سؤال تکرار می‌شود؛ آیا باید به امام جماعت پول پرداخت کنیم؟ یا برای تأمین مایحتاج او، کافیست مایحتاج او را تأمین کنیم، از طریق خدماتی که به او ارائه می‌کنیم. اگر او مسکن نیاز دارد، مکانی زاهدانه در اختیار خود و خانواده‌اش. اگر برنج و روغن نیاز دارد، ماهانه در اختیارش. فرزندش باید مدرسه برود، هزینه مدرسه را ما پرداخت می‌کنیم. می‌خواهد استخر برود، کارت استفاده از خدمات رایگان. شبیه به چیزی که هم‌اکنون به بازنشستگان‌مان می‌دهیم؛ کارت منزلت. خیلی هم محترمانه‌تر است.
 
ما تضمین می‌دهیم که حداقل زندگی عرفی را برای او تأمین کنیم و او هم تمام‌وقت در مسجد خدمت به اسلام و مردم مسلمان کند. بدون اینکه بحث و سخنی از پول در میان باشد.
در یک وضعیت ایده‌آل، حتی نیازی به کارت منزلت هم نخواهد بود، مردم منطقه خودشان اقدام به تأمین نیازهای امام جماعت می‌کنند. وقتی به قصابی برود، قصاب که پول نمی‌گیرد، نانوا هم همین‌طور. تمام خدمات مورد نیاز را به رایگان دریافت خواهد کرد، وقتی که کارکردهایش مورد نیاز مردم پیرامون مسجد باشد. وقتی که یک ارتباط دوسویه با جامعه مخاطب برقرار کرده باشد، وقتی مردم بدانند گره‌های معنوی و اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی آنها به دست امام جماعت باز می‌شود.

همراهی استقلال با انحراف
مسجد اگر مستقل نباشد، معتمد مردم نمی‌شود. مردم اگر مسجد را از خود ندانند، اگر حکومتی و دولتی تلقّی کنند، زحمتی برای آن نمی‌کشند. همین می‌شود که پس از انقلاب شد. همه‌مان رفتیم خانه تا دولت اسلامی همه کارهای اسلامی را به انجام برساند. توقع داشتیم مدرسه فرزندان ما را متدیّن بار آورد، دانشگاه برای‌مان مهندسین باتقوا بسازد، مسجد هم همه مردم منطقه را دین‌دار کند. کرد؟
این نمی‌شود. در صدر اسلام هم نبود. رسول خدا (ص) در تمام امور حاکمیت از مردم یاری می‌گرفت. مسجد را هم با کمک آن‌ها ساخت و با کمک آن‌ها اداره کرد. پس مسجد باید دست مردم باشد و این یعنی تصمیمات نمی‌تواند همگی از سوی حاکمیت ابلاغ شود و امر و نهی‌ها دولتی باشد.
حرفی که بلافاصله می‌شنویم این است: مسجد ضرار می‌شود! آری، این درست است. ما دشمن داریم و دشمن می‌خواهد به ما ضربه بزند، از هر نقطه‌ای که بتواند. او خرج می‌کند. پس همان‌طور که می‌تواند از یک قاتل زندانی، ابوبکربغدادی بسازد، با گذاشتن چند وجب ریش و آموزش سخنوری، قطعاً اینجا هم می‌تواند. عامل تربیت می‌کند و درون مسجد مستقر. مسجد را می‌گیرد و از استقلال آن استفاده کرده، علیه نظام اسلامی سنگر می‌سازد.
آیا ما می‌توانیم به خاطر اینکه فرزندمان مبادا سیگار بخرد و معتاد شود، اجازه ندهیم برای خرید شیر و ماست و پنیر به بقالی محل برود؟ این مانع رشد توانایی‌ها و بروز و ظهور استعدادهای او نمی‌شود؟
توانایی‌های انسان در آزادی رشد می‌یابد. اما آزادی چارچوب‌دار. آزادی‌ای که پیش از تخلّف سلب نمی‌شود و پس از تخلّف از مجازات اغماض نمی‌گردد. آزادی همراه با مسئولیت و پاسخگویی.

طراحی ساختار اسلامی در مقابل ساختار کفر
کفار یک طور سازه‌ای در نظام اجتماعی خود ساخته‌اند که نمی‌شود در آن ذوب نشد. ایرانی مسلمان به آمریکا می‌رود، می‌گویند: نماز می‌خواهی بخوان، روزه می‌خواهی بگیر، گوشت حلال می‌خواهی بخور، به هر عبادتی که می‌خواهی عمل کن، اما در جامعه ما باید با چارچوب‌های سکولار ما عمل کنی. در ناسا هم که باشد، ابزاری می‌سازد که به دستگاه کفر خدمت کند. دانشجو که باشد، پایان‌نامه که بنویسد، موضوعی به او می‌دهند، مثلاً در متالوژی، آلیاژی که فلان مقدار فشار را تحمّل کند، از محصول او زیردریایی می‌سازند که در خلیج فارس به کشور خودش حمله کند!
غرب تمام رفتار انسان‌ها را کانالیزه می‌کند، با قوانین دقیقی که طراحی کرده است. انسان ارزشی رفتار غیرارزشی دارد. در مقابل ظلم ساکت می‌شود، از کمک مظلوم باز می‌ماند. ایمان را تبدیل می‌کند به امری قلبی که قدرتی برای حضور اجتماعی ندارد.



[نمودار کامل]

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 262 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

پنج شنبه 99 مرداد 23

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر فرهنگ آشپزی فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص دشمن خیاطی فیلم کتاب جوجه انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
تأمین امام جماعت 6 - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 40
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید