• وبلاگ : شايد سخن حق
  • يادداشت : چهل سال
  • نظرات : 1 خصوصي ، 16 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
       1   2      >
     
    سلام مجدد
    آيا ميشه از اطلاعات شما در سايت استفاده کرد؟
    البته جواب شما را حدس مي زنم.
    پاسخ

    و عليك السلام. سر نويسنده وبلاگ منّت مي‌گذاريد اگر از مطالب آن استفاده بفرماييد. مزيد امتنان است. در پناه خدا.
    هر طور شما بفرماييد .
    بنده که فکر نمي کنم جز برا حمد خدا وقتي بهم داده شده باشه .
    پاسخ

    در پناه خدا.
    موافقم ، بسم الله ...
    پاسخ

    حقير موافق نيستم. وقت من و شما بيش از اين ارزش دارد. ندارد؟!
    بسم الله .
    پاسخ

    والحمد لله.
    ادامه بديم ؟
    بحثو !؟
    بحث طلبگي رو !؟
    طلب :"فهم" رو !؟
    منتظر :"موافقت" شما هستم .
    ياعلي .
    پاسخ

    مطلق ِ طالب بودن مطلوب نيست. به درد نخورد، به درد نمي‌خورد. غايت مهم است. ربط بحث با غايت خلقت من چيست؟! اگر دارد، هستم، فالا فلا. ياعلي
    عليکم السلام و ممنون !
    ممنون از راهنمايي !
    زيبا بود !
    که منم مثل شما برم :"بفهمم" !
    و بعدشم !
    که ان شاءالله عرض کنم !
    البته اگه تا حالا نفهميده باشم !
    که عرض شد :
    چه کنيم ؟
    حالا چه ؟ جوري بفهممش بمونه !
    خودشم :"عميق" !
    فهم عميق رو ميگم !
    بهش چي ميگن !؟
    فقه !؟ گفته نشده !؟
    اصولش چي !؟
    پيشنياز اينم چي !؟
    بهش چي ميگن !؟
    منطق !؟ گفته نشده !؟
    کدوم منطق !؟
    همون که مثلا در :"جامع المقدمات" زمان طلبگي ما بهش گفته شده بود : منطق کبري
    پاسخ

    شايد. شايد هم نه. بيشتر البته. گاهي ممكن است. منطق هم كبري دارد. يك روز صغري. تا چه زماني يعني؟! اصلاً امكان يا ضرورت؟! اصول را كه خودش منطق است. منتها براي فقه. صدر مي‌گويد. ديگران كمتر. فقه، فهم است؟ يا فهم، فقه؟ مسأله اصلي خود ما هستيم. بخواهيم يا نخواهيم. مسأله اين است. اراده؛ آزاد يا اكراه يا اجبار. چون فكر مي‌كنيم هستيم يا چون هستيم فكر مي‌كنيم؟! هنوز هم معلوم نيست كه جامع همه مقدمات باشد. خيلي مقدمات كم است. خيلي هم اصلاً مقدمه نيست. مقصد شايد. چرا منطق كبري را ديگر كسي نمي‌خواند؟
    عليکم السلام
    مقصود همون بود که موافقت فرمودين ، ممنون .
    منتها :"گام دوم"شو نفرمودين !
    آخه پرسيدم :
    چه کنيم !؟
    ممنون ميشم اينم بفرماييد .
    پاسخ

    سلام. هر وقت فهميدم عرض مي‌كنم. ياعلي
    ... : ما رأيت الاّ جميلا !
    پاسخ

    كل يعمل علي شاكلته.
    و :
    بهونه
    اي شد برا واريز :
    تا ستم را به خاطر آورم !؟
    از کجا !؟ آرشيو !؟
    قبلتو ! برا چي !؟ برا انديشيدن به :"ستم" !؟
    و : ... !؟
    پاسخ

    حق تعالي عين حق است و عدل و ظلم را مي‌داند.
    بله ! مي تونه
    "بهونه" اي برا انديشيدن به اينکه :
    تا ستم را به :"خاطر" آورم
    يا بقول ديگش به :
    ياد
    آورد ، که بقول اسنادشهيد مرتضي مطهري ، در آثار :"آرشيوي" بدون استثناء خوبشون ، يه قسمشم :
    زاينده
    باشه ! و نامشم ، بقول ايشون :
    فکر
    باشه ! و قسم ديگرشم چي !؟ مثلا بازگرده به آرشيو ! خب برا اينکه از آرشيو پيش کشيده شده بود ، چهل ساله شم ! چهل ساله ي :
    ستم !
    يا بقول ديگه ظلم !
    عدل هم بمونه ، تو آرشيو ! و پيش کشيده نشه !
    خب تو آرشيو که فقط :"ستم" نبود ! چي بود :
    ظلم و عدل !؟
    يا :
    عدل و ظلم !؟
    حالا بمونه که کدومش اول واريز شد به :"آرشيو" ، ولي :
    جفت
    ش چي !؟ به "آرشيو" رو ميگم !؟
    حالا آرشيو :"تهي" يا خالي و يا :"صفر" بود !؟ م بمونه !

    پاسخ

    خداوند تعالي قضاوت خواهد كرد، الشاهد هو الحاكم.
    سلام عليکم
    خوبه ! ولي تو بقول شما :"آرشيو" که فقط ، بقول يکي از راهپيمايان :"سناريو" فقط "سناريوي" بقول شما "آرشيوي" نيست ! بلکه بقول ايشون : ميرن دنبال يه سناريوي جديد .
    حالا جديد يا بقول خودمون :"نو" و يا :"تاژه" رو از کجا ميارن !؟ بمونه !
    خب شايد :
    من فکر مي کنم ، پس هستم !
    برا اين من چه کردم !؟ بماند !
    چه کنيم !؟
    :"بهانه اي"
    براي انديشيدن !
    پاسخ

    سلام. با انديشيدن و بهانه‌هاي آن موافقم. ياعلي
    کاربر گرامي، سلام
    در تاريخ جمعه 97 بهمن 26 نوشته شما با عنوان چهل سال برگزيده شده و در جايگاه پيوندها در مجله پارسي نامه قرار گرفته است. دبير تحريريه ي اين انتخاب انديشه نگار و دبير سرويس آن هما ص بوده است. اميدواريم هميشه موفق باشيد.
    پاسخ

    سپاسگزار لطف و محبّت شما هستم.
    + .... 
    :)
    پاسخ

    موفق باشيد و در پناه خدا. د:
    + ..... 
    وااااااااااي
    آقاي موشح اينقدر زندگي رو فلسفي هم خوب نيست نگاه کنيما
    اينهايادگاري هايي ميشن براي آيندگان ما,که بنظرم خيلي هم خوب هست
    پاسخ

    درست مي‌فرماييد. راستش من سعي مي‌كنم فلسفي نگاه نكنم. ولي فلسفه دست از سرم بر نمي‌دارد. چه بايد كرد؟! يادم هست اوايلي كه مطالعه فلسفه را آغاز كرده بودم، مدتي نام دوستان و هم‌كلاسي‌هايم را فراموش مي‌كردم. وقتي مي‌ديدمشان، مِنّ و مِنّ مي‌كردم تا نام‌شان بلكه يادم بيايد. يك‌جايي يكي از دوستاني كه بيشتر در فلسفه كار كرده بود را ديدم، مي‌دانيد چه گفت؟! مي‌گفت او نيز وقتي فلسفه زياد مي‌خواند دچار اين‌طور فراموشي‌ها مي‌شد. مي‌گفت: ذهن آدم وقتي درگير كليّات مي‌شود، جزئيّات را فراموش مي‌كند و نگه نمي‌دارد!!! نمي‌دانم نظرش درست بود يا نه، ولي... اين را براي خودم تجربه كرده‌ام... اين‌كه... بله، من گاهي كه يادم باشد با بچه‌ها در يك قاب قرار مي‌گيرم، تا عكس مشترك داشته باشيم، اما مشكل اين است كه دو سه سال يك‌بار اين مطلب يادم مي‌افتد! :)
    + .... 
    اصلا بچه ها سلفي ميگيريد؟
    پاسخ

    كم... خيلي كم... بيشتر پشت دوربين هستم و آن‌ها هستند كه سوژه تصوير! وقتي دوربين را سمت خودم مي‌گيرم، حس بدي پيدا مي‌كنم، حس اين‌كه مي‌خواهم باقي بمانم... در حالي‌كه مي‌دانم دنيا جايي براي ماندن و بقا نيست. دار فناست.
       1   2      >