• وبلاگ : شايد سخن حق
  • يادداشت : هويّت ِ بورس 37
  • نظرات : 0 خصوصي ، 2 عمومي
  • تسبیح دیجیتال

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + حامد 
    اگر يک استاد يا دانشجوي دکتراي اقتصاد منصف را بيابيد و مباحث را برايش مطرح کنيد.... چطوره؟
    بعد از آنکه پشتوانه اي پيدا کرديد، کم کم گسترش دهيد.
    به هر حال افرادي منصف در نظام دانشگاهي وجود دارند که به حرف نگاه مي کنند نه مدرک
    پاسخ

    نمي‌شناسم. چطور مي‌توان يك استاد دانشگاه منصف يافت؟ يكي از مشكلات اين است كه با راه و چاه اين قبيل ارتباطات علمي آشنا نيستم. :(
    + حامد 
    سلام، خيلي خوب مي شد اگر اين مباحث اقتصاديتان را در يک همايش اقتصادي ارائه مي کرديد.
    پاسخ

    سلام. خاطره‌اي در ذهن دارم درباره مرحوم آيت‌الله حائري شيرازي. شخصي نقل مي‌كرد كه ايشان در جلسه‌اي بودند با برخي از بزرگان حوزه و درباره مسائل اقتصادي نظرياتي را طرح كردند. يكي از بزرگان به ايشان فرمود: من و شما كه اقتصاددان نيستيم تا دخالت كنيم. آقاي حائري برآشفته مي‌شوند و بلند شده عبا و عمامه را بر مي‌دارند و با تهديد مي‌گويند: اگر چنين است مي‌روم دانشگاه مدرك اقتصاد مي‌گيرم تا حرفم را گوش كنيد! البته ايشان اين كار را نكردند و نظريات اقتصادي خود را در چند كتابچه كوچك درباره پول و بانك طرح كردند. مسأله ما امروز اين است؛ انحصار. اساساً زيربناي عصر مدرن انحصار است. من اگر در همايش اقتصادي هم بخواهم شركت كنم، بايد مباحث فقهي اقتصاد را طرح كنم و توقع برگزاركنندگان اين خواهد بود كه آيات و روايات را تجميع نمايم. اگر بخواهم از درون اقتصاد صحبت كنم، بلافاصله با اين پرسش مواجه مي‌گردم: شما تحصيلات دانشگاهي در اقتصاد داريد؟! حالا چه بايد كرد؟ دو پاسخ براي چنين شرايطي يافته‌ام؛ يكي اين‌كه چنين افرادي شش هفت سال وقت بگذارند و بروند دانشگاه و از صفر تا صد را طيّ كنند. راه دوم اين‌كه مانند آقاي حسن عباسي و آقاي رحيم‌پور ازغدي از طريق رسانه‌هاي عمومي طرح دعوي كرده و نظام علمي كشور را به چالش بكشند. راه نخست زمان زيادي مي‌طلبد. راه دوم هم ثمره علمي ندارد و فقط مردم را ناراحت مي‌كند و عملاً تأثيري در نظام اجرايي كشور نمي‌گذارد. مشغول جستجوي راه حل سومي هستم. اگر شما يافتيد اطلاع دهيد لطفاً. سپاسگزارم.