• وبلاگ : شايد سخن حق
  • يادداشت : وارونه
  • نظرات : 0 خصوصي ، 1 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + .... 
    سلام. خيلي جالب بود
    منم از اين تجربه ها داشتم
    ولي نميدونم چرا هر وقت اينکارو ميکردم، بابام سريع تا متو ميديد اخطار ميداد که نکن اين کارو:(!؟
    يه سوال
    چرا عکس بچه ها رو به صورت سياه سقيد از کودکي شون ميذلريد؟
    هدف چيه؟
    پاسخ

    سلام. تقريباً تمام كودكان علاقه به چنين تجربياتي دارند. و تقريباً تمام پدر و مادرها هم جلوي‌شان را مي‌گيرند. اصلاً پدر و مادر بودن يعني «محافظه‌كاري» و فرزند بودن يعني «ماجراجويي و خطرپذيري». پدر و مادر «هستند» تا جلوي نوآوري‌هاي فرزند را بگيرند انگار! براي من هم همين‌طور بود. آن‌وقت كودك در مي‌يابد كه براي تجربه كارهاي نو بايد «مخفي‌كاري» كند! پدر و مادر از هر تجربه نويي مي‌ترسند، بدون اين‌كه دليلي براي آن داشته باشند. بر عكس، تا دليلي بر درستي چيزي نداشته باشند، آن را اجازه نمي‌دهند. همين برعكس بودن، واقعاً دليلي وجود دارد كه خطرناك است؟! من خيلي برايم جالب بود كه چيزي بخورم و برعكس بشوم و تجربه كنم آيا به معده‌ام مي‌رسد يا نه! مثلاً آب را در دهانم نگه مي‌داشتم و سپس وارونه مي‌شدم و در آن وضعيت قورت مي‌دادم و با شگفتي مي‌يافتم كه بله، به معده‌ام مي‌رسد، يعني بر خلاف جاذبه زمين حركت مي‌كند!!! خب اين تجربه بد است؟! البته شايد خطرناك باشد! :) ولي من محافظه‌كاري نمي‌كنم در اين زمينه. من قصد دارم اجازه دهم كودكانم خطر كنند، در پيشگاه خودم، تا نياز نشود مخفيانه تجربه نمايند. اما در رابطه با عكس‌هاي سياه و سفيد، صرفاً جهت تنوّع است. تعدادي تصوير كوچك از هر كدام درست كرده‌ام تا جهت تزيين، مثل روزنامه‌ها و سايت‌هاي خبرگزاري، در كنار ساير تصاوير قرار دهم. منظور خاصي ندارم. ولي خب، چون خيلي وقت پيش اين تصاوير نمادين را طراحي كرده‌ام، كمي قديمي شايد باشند. بايد از تصاوير جديدشان دوباره از اين‌ها بسازم. ممنون از لطف شما. سپاس.