• وبلاگ : شايد سخن حق
  • يادداشت : نان خانگي
  • نظرات : 0 خصوصي ، 6 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + بهشت 
    دلمون خواست
    هم نون
    هم کوبيده :(
    پاسخ

    دل چيز عجيبي‌ست. كلاً عرض مي‌كنم. آدم را معمولاً به زحمت مي‌اندازد. إن‌شاءالله خداوند از نان و كوبيده‌هاي بهشتي به شما عطا فرمايد. :)
    سلام
    احسنت به شما و دختر گلتون. خدا حفظش کنه.
    دختر منم با وجودي که فقط پنج سالشه ولي خيلي به آشپزي علاقه داره. بعضي وقتا کارايي که فکر ميکنم از عهده اش بر مياد را بهش ميسپارم خيلي لذت ميبره.
    پاسخ

    سلام. خيلي عالي‌ست. موفق باشيد.
    + ضحي 
    سلام
    خدا قوت از اينهمه مشغله اي که داريد،
    من شخصا وبلاگتون رو صرفا بابت پستهاي خانوادگي تون دنبال ميکنم و از نکته هاي تربيتي تون استفاده ميکنم. ممنون از اينکه ما رو شريک آموخته هاتون ميکنيد.
    ولي يه نکته اي هست که مدتيه ذهنم رو درگير کرده. راستش احساس ميکنم مطالب اخير شما يه جور خودنمايي پنهان درش نهفته است که:
    بله، شما تونستيد! بدون کمک مادر و همسر، از پس تربيت بچه ها، اونم در سطح عالي براومدين!
    نميدونم شايد هم برداشت من اشتباهه.
    موفق باشيد
    پاسخ

    سلام. بله صحيح مي‌فرماييد. دقيقاً همين‌طور است. اين‌كه ادعا كنم توانستم. تمام تلاش من اين است كه مصرّاً بگويم توانستم و مي‌توانم. اما اين‌كه در آن نوعي خودخواهي باشد، نمي‌توانم انكار كنم، ولي گاهي خودخواهي «فردي»‌ نيست كه «نوعي»ست. يعني مي‌خواهم نشان دهم در جامعه‌اي كه زنان آن شتابان خانه‌ها را به نفع اشتغال در جامعه رها مي‌نمايند، مردها مي‌توانند از پس وظايف مادرانه بر آيند. قصد دارم نشان دهم كه مادري آن‌قدر مهم است كه ارزش دارد انسان تمام عمر خود را صرف آن دارد. مي‌خواهم ثابت كنم، چطور وقتي يك روباتي مي‌سازند دو قدم راه مي‌رود، عالم و آدم را كر مي‌كنند از بس هورا مي‌:كشند، چطور است وقتي قدرت به مادر داده‌اند كه «انسان» خلق كند، احساس حقارت مي‌كند كه «خانه‌دار» است. بله، خواستم فخر بفروشم كه «خانه‌دار» هستم، اگر چه زن نيستم. مقام و منزلت خانه‌داري را نشان مي‌دهم با اين تعريف و تمجيد. مي‌خواهم زنان جامعه‌ام كه شيفته بيگاري براي شركت‌ها و ادارات شده‌اند، دريابند كه تربيت كودكان خود شغلي‌ست بسي دشوارتر از كار در هر شركت و اداره‌اي. خودش يك پروژه بزرگ است، طولاني و پيچيده. چيزي مانند خلباني! داري آدم‌هايي را هدايت مي‌كني كه آينده جامعه را مي‌سازند. دختري كه به عشق مهندس شدن از خانه مي‌گريزد و به دانشگاه پناه مي‌برد، بايد بخواند و دريابد بزرگ‌ترين معماري عالم در خانه صورت مي‌پذيرد، وقتي كه شخصيت يك يا چند انسان را «طراحي» مي‌:كني؛ عمارت‌هايي كه قرن‌ها را در هم مي‌پيچد. تصوّر كنيد چنگيزخان مغول را كدام مادر زاييد و تربيت كرد؟! چند قرن از زندگي بشريت به جهت خلقت و تربيت او تغيير كرد؟! عقب افتاد و ضايع شد؟! مادري كه چنگيز و يزيد و هيتلر مي‌آفريند، مي‌تواند امام خميني (ره) خلق كند و دنيا را در جهتي ديگر بچرخاند. من خودخواهانه از «خانه‌داري» مي‌نويسم تا براي مادرنماهاي جامعه‌ام رجز بخوانم! همين!
    کاربر گرامي، سلام
    در تاريخ دوشنبه 96 آبان 22 نوشته شما با عنوان نان خانگي برگزيده شده و در جايگاه تيتر دو در مجله پارسي نامه قرار گرفته است. دبير تحريريه ي اين انتخاب هايدي و دبير سرويس آن هما ص بوده است. اميدواريم هميشه موفق باشيد.
    پاسخ

    تشكر.
    + مخبت 
    سلام
    روز بخير

    ممنون از ثبت خوبي که از وقايع داريد
    اما چرا نقش مادر در اين مطالب نيست!!!!!
    پس مادر کجاست؟!!!
    حلوا پختن و ... به جز موارد معدودي از غذاها نبايد در ارتباط بين مادر و دختر شکل بگيرد.
    احساس ناقصي دارم از اينکه نقش تربيت بيش از اندازه بر عهده شماست؟

    البته قصد جسارت ندارم فقط دغدغه تربيتي‌ام حس خوبي از عدم حضور مادر ندارد
    پاسخ

    سلام. قطعاً همين است كه مي‌فرماييد. تمام اين فعاليت‌ها مربوط به نقش كليدي مادر در تربيت است. اصلاً مگر تربيت بر عهده مادر نيست؟ وقتي كه مادر در خانه است و پدر بيرون از خانه، امورات خانه بر عهده مادر. هر كس كه بيشتر در كنار فرزندان باشد، اعتماد پديد مي‌آورد و تربيت نيازمند اعتماد است. بدون اعتماد تربيت شكل نمي‌گيرد. بنابراين نقش مادر در تربيت ترديدي نيست كه اصلي‌ست. اما فرزندان من مادر ندارند. هشت نه سال است. از زماني كه كودك بودند. از زماني كه سيدمرتضي دو ماهه بود و سيداحمد يكساله و مريم دو ساله، از همان وقت، من هستم و آن‌ها. يكي دو سال نخست مادر خودم همكاري مي‌كرد. ولي بعد ايشان نيز به دليل كهولت سن نتوانست و ما چهارتايي تنها شديم. تمام اين هفت هشت سال اخير، نقش مادري و پدري را مشتركاً خود برعهده داشتم. از اين رو، آن ارتباطي كه بايد بين مادر و فرزند شكل بگيرد، در خانه ما، استثنائاً، تأكيد مي‌كنم، استثنائاً بين پدر و فرزند شكل گرفته است. البته به لطف خداوند گمان مي‌كنم كه موفق بوده‌ام. تا آينده چطور نشان دهد. تشكر از توجهي كه داشتيد. محتاج دعاي خير هستيم.
    + .... 
    اگر توضيح کاملتر بدهيد ماهم دريت ميکنيم و خانواده را خوشحال ميکنيم:)
    پاسخ

    دستور نان درست كردن در اينترنت زياد است. من هم چند سال پيش چند جستجوي ساده كردم و دستوري را برگزيدم كه به نظرم راحت مي‌آمد. اما آن‌چه به تجربه يافتم اين‌كه هر چقدر از روغن كم كني و به آب اضافه كني، نان نرم‌تر مي‌شود و اگر به جاي آب، روغن را بيشتر كني، تردتر مي‌شود، شبيه به بيسكوييت. من اين بار به جاي آب شير ريختم و طعم نان بهتر شد. من ياد گرفتم كه ابتدا روغن و آب را در هم‌زن بريزم و سپس آرد مخلوط شده با بكينگ‌پودر را اضافه كنم. اين كار را ادامه مي‌دهم تا خمير به حدي برسد كه به ديواره‌هاي ظرف نچسبد و خود را بگيرد. بعد با دست ورز مي‌دهم. نسبت آب و روغن است كه تعيين مي‌كند ميزان نرمي يا ترد بودن نان چقدر باشد. نانوايي‌ها اصلاً روغن نمي‌ريزند و نان‌شان خيلي نرم مي‌شود. يك‌بار روغن را زياد كردم و دقيقاً چيزي شبيه به بيسكوييت تحويل گرفتم كه اتفاقاً بچه‌ها خيلي دوست داشتند. در نان كمي شكر و اندكي نمك، طعم بهتري ايجاد مي‌كند. شما هم خودتان استادتر از بنده هستيد و نيازي به توضيح حقير نداريد. موفق باشيد و در پناه حق! :)