• وبلاگ : شايد سخن حق
  • يادداشت : تفاوت ِ ازدواج دائم
  • نظرات : 6 خصوصي ، 4 عمومي
  • درب کنسرو بازکن برقی

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + سلام 
    سلام
    در کل عالي مي نويسي
    اما راجع به ازدواج موقت...
    به نظر اين حقير موافقين و مخالفين اين امر هر دو از يک سو به آن نگريسته اند چه آنکه از نظرات همديگر اطلاع دارند ولي باز سر حرف خود ايستاده اند در حاليکه ازدواج موقت کارکردهاي بسيار ويژه اي دارد که هيچگاه ازدواج دائم نخواهد داشت و موضوع فقط دفع شهوت نيست بلکه کارويژه هاي آن است که متأسفانه به خوبي نه به آن اشاره شده و نه به آن پرداخته شده است.
    ازدواج موقت را نبايد در عمل با تعدد زوجات اشتباه گرفت در حالي که کسي که حرف از اين نوع پيوند مي زند گويا در مورد همسر جديد سخن مي گويد.
    ازدواج موقت را نبايد فقط ابزاري شرعي براي دفع شهوت به صورت شرعي فرض کرد در حالي که از نظر فقهي راه را براي آزادي عمل در زندگي زن يا مرد فراهم مي کند تا بتوانند از نظر مالي، شغلي، فرزندآوري و غيره استقلال و فراغ بال داشته باشند.
    آيا از نظر فقهي نمي توان ازدواج موقت بلند مدت داشت در حالي که خواستگاري رفت، جشن گرفت، وليمه داد و ساير مراسمات را اجراء کرد؟
    آيا ازدواج دائم کوتاه مدت بهتر از ازدواج موقت بلند مدت است؟
    اين را ننوشتم که موقت بهتر از دائم است بلکه دائم و موقت بودن ازدواج بستگي به شرائط زن و مرد دارد که کدام را انتخاب کنند.
    براي درک آن بايد شرائطي را که ازدواج موقت گزينه بهتري است بايد مشخص کرد مثل موارد زير:
    1- زن و مرد مسن که همسرانشان را از دست داده و نمي خواهند با ازدواج دائم دچار مشکلات ذيل شوند:
    وارث جديد، الزام به فرزندآوري، اجازه براي خروج از منزل ديدار فرزندان خود و ...
    2- زن يا مردي که نياز به ازدواج دارد ولي بنا به شغلي که دارد نيمي تواند حضور حداقلي در خانه داشته باشد مثل رانندگان ترانزيت يا فيلمبرداران زن مجالس عروسي و ... که اينها نيمي خواهند دچار مشکلات ذيل شوند:
    الزام به فرزندآوري، حضور حداقلي، اجازه اشتغال در خارج از منزل، فرزندآوري و تربيت فرزند، دادن نفقه و ...
    3- دختر يا پسري که قبل از ازدواج دائم شناخت کافي از يکديگر نداشته و مي خواهند دوست يا نامزد باشند و نمي خواهند دچار مشکلات ذيل شوند:
    الزام به فرزندآوري، دادن نفقه، مجبور نشدن دختر به امر شوهر در مقابل نظر پدر براي مسافرت يا حضور در جايي، عدم درج نام همسر در شناسنامه در اين مدت و ...

    پاسخ

    سلام. از نكات خوبي كه تذكر داديد سپاسگزارم. ممنون لطف‌تان هستم. ياعلي
    + sarv 
    سلام
    به هيچ وجه هيچ کجاي کلام شما نادرستي و اشتباهي نديدم
    انقدر رسا و شيوا و دلچسب موضوع رو بيان و راهنمايي کرديد که جاي هيچ نقدي باقي نگذاشتيد بلکه اين متن من رو برآن داشت که از خودم بنويسم، بله متني رو که عرض کردم نوشتم و زياد هم نوشتم از خودم بود. کاملا ناخواگاه تصميم ب نوشتن گرفتم دقيقا بعد از مطالعه اين پست.
    نميدوم شايد يه حس اعتماد تو وجودم ريشه کرد
    به همين خاطر عرض کردم با اين پست مسئوليت خودتون رو بيشتر کرديد!!
    شايد خيلي هايي مثل من با کوله باري حرف بعد از خوندن اين پست هوس نوشتن به سرشون بزنه تا ...
    در هر صورت ازتون ممنونم چون با اينکه اين اتفاق به زندگي من مربوط نميشد، اما ازش درس زندگي گرفتم
    پاسخ

    سلام. هميشه پايدار و موفق باشيد. ممنونم. دعا كنيد خدا ظرفيت تحمّل مسئوليت‌ها را بدهد.
    + Sarv 
    سلام
    نميدونم چرا و يا چي شد؟؟!!
    اما وقتي داشتم اين پست رو ميخوندم حسابي بغض داشت گلوم رو ميفشرد.
    بنظرم با گذاشتن اين پست کمي مسئوليتتون رو سنگين تر کرديد
    بسيار عالي و حرفه اي پيشنهاد و راهنمايي کرديد و اين باعث شد که من خودم کلي براتون نوشتم اما بازم نميدونم چرا ولي از ارسالش پشيمون شدم و همه رو پاک کردم:(
    پاسخ

    سلام. نمي‌دانستم اسباب غم و غصه و ناراحتي مي‌شود. اگر اشتباه و نادرستي در كلامم ديديد، بفرماييد، اگر آسيبي احساس مي‌كنيد به بدنه جامعه مي‌زند و يأس مي‌دمد، خبر دهيد، قصد بدي نداشتم از گذاشتن آن بر وبلاگ، مي‌پنداشتم شايد كمكي باشد و خيري در آن، اگر نيست، بگوييد تا بدانم. يقيناً اگر متوجه خطايم شوم، يا اصلاح مي‌كنم، يا اساساً اين پست را از وبلاگ حذف خواهم كرد. جوانان ما به اميد نياز دارند، نه نااميدي. چه بسا نادانسته اندوه آفريده باشم. لطفاً نقد و نظر خود را سانسور نكنيد. آن‌چه را نوشتيد و پاك كرديد، دوباره بنويسيد. خواهم خواند و تأثير خواهم پذيرفت. تلاشم بر اين بوده نظرات را خوب گوش كنم و از ديدگاه ديگران پند گيرم. تشكر.
    + دخترهاي فيس بوکي سني 
    ظاهرا همسر قبلي شما طلبه بوده است؟ از مطالعه مطالب شما استنباط مي شود که ظاهراً ايشان طلبه و احتمالا از سطوح بالا يا درس خارج بوده است؟ همچنين به گمانم برادرخانم هاي شما نيز طلبه بوده باشند؟
    ازدواج مرد شيعه با زن سني (خصوصا از نوع يافت شده در فيس بوک آن) را چطور مي بينيد؟
    پاسخ

    متخصصان معتقدند ازدواج از طريق شبكه‌هاي مجازي روش مطمئني براي تشكيل يك زندگي پايدار نيست، زيرا هويّت واقعي افراد در پس نقاب قرار گرفته و معمولاً شناخت مناسبي حاصل نمي‌گردد. اما درباره ازدواج با اهل سنّت، در روايات ما توصيه شده است. اهل سنّت برادران مسلمان ما هستند، ما هم دختر به آن‌ها مي‌دهيم و هم دختر مي‌گيريم. با هم نماز مي‌خوانيم و خدا را عبادت مي‌كنيم. خداي واحدي را مي‌پرستيم، به نبوّت رسول اعظم (ص) معتقديم، معاد را باور داريم، قبله‌مان يكي‌ست. ما با اهل سنّت مشكلي نداريم. صدها سال در كنار هم زندگي كرديم و فقهاي ما با هم مباحثه داشته‌اند و بحث علمي مي‌كرده‌اند. شيعه از علم اصول فقه كه از ابداعات اهل سنّت بوده استفاده وافري برده و فقهاي اهل سنّت نيز از فقه جعفري بسيار استفاده كرده‌اند. اهل سنّت غير از اين جريان سلفي‌گري‌ تكفيري‌ست كه انگليس آن را طراحي كرده. انگليس همان‌طور كه انحراف بهائيت را در شيعه راه انداخت، انحراف وهابيّت را هم براي اهل سنّت تدارك كرد. در ساير اديان هم كرد، در دين موسي (ع) انحراف صهيونيزم و در دين عيسي (ع) انحراف پروتستانيزم. خلاصه كار دنياپرستان طراحي انحراف براي خداپرستان است. ولي در «ظاهراً» دچار اشتباه شده‌ايد. ايشان طلبه نبودند. پدرشان بودند. و ايشان تسليم اوامر پدرشان بودند و پدرشان اوامرشان به صلاح زندگي دخترشان و دامادشان نبود. دخالت‌هاي غيرقابل قبولي داشتند و در نهايت زندگي دخترشان را به پلشتي كشيدند متأسفانه. از شش برادر ايشان، آن‌وقت‌ها سه تا طلبه بودند. الآن را ديگر بي‌خبرم. موفق باشيد.