• وبلاگ : شايد سخن حق
  • يادداشت : باب اسفنجي؛ كارشناس روابط اجتماعي
  • نظرات : 0 خصوصي ، 6 عمومي
  • ساعت دماسنج

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + مرتضي 
    در عجبم از اين جماعت متوهم !
    اين چرت و پرتا چيه خوردمردم ميديد؟
    بخدا شما تندرو هاي تعصبي متعصب باعث ميشيد خيليا که از نظر ايماني ضعيف هستند تفکرات متوهمانه شما رو که ميخونن از دين هم سرد بشن! چرا اين کارو ميکنيد؟
    فکر ميکنيد امام زمان بياد دوست شماست؟ خير تفکر تندرو و تعصبي دشمن امام زمان خواهد بود و چه بصا ظهور ايشان رو هم دسيسه هاي غرب و آمريکا بداند و باز هم توهم سرايي کند
    پاسخ

    گمان مي‌كنم سوء برداشتي اتفاق افتاده است. پيام شما را چند بار خواندم. ولي متوجه نمي‌شوم به كدام بخش از مطلبي كه بنده نوشته‌ام انتقاد داريد. من كه اصلاً چيزي را به توليدكنندگان اين انيميشن تحميل نكردم. يعني اساساً با رويكرد توطئه به آن ننگريستم، نگريستم؟! احساس مي‌كنم شما پيش از اين مطالبي را از افرادي ديگر شنيده‌ايد و بدون مطالعه مطلبي كه حقير نوشته است، گمان برده‌ايد بنده نيز با چنين نگاهي درباره اين انيميشن صحبت كرده‌ام. اگر اين طور است، كافيست يك‌بار ديگر متن فوق را مطالعه بفرماييد تا ببينيد چطور از آن تعريف كرده‌ام و بد نگفته‌ام. دقت كنيد به ساير كامنت‌ها... خصوصاً اولين كامنت كه در انتهاي فهرست جاري قرار دارد. نخستين شخصي كه از مطالعه مطلب بنده ابراز رضايت نمودند آقاي علم بيگي مي‌باشند كه مسئول تأمين برنامه‌هاي شبكه پويا هستند. ايشان ظاهراً خشنود شدند كه يك نفر پيدا شده و از انيميشني كه ايشان براي پخش در نظر گرفته تمجيد نموده. در حالي‌كه معمولاً اين قبيل انيميشن‌ها زير تيغ نقد قرار دارند! متشكرم از اين‌:كه نظر خود را ثبت فرموديد.
    مواظب چيزهايي كه كودكانتان مي بينند باشيد
    @nohmahnet
    ????????????????????
    چندي پيش، استفن هيلنبرگ (Stephen Hillenburg) خالق انيميشن باب اسفنجي، در مصاحبه اي اعلام کرد که هر يک از شخصيت هاي محبوب اين انيميشن، در واقع بازتاب و نمادي از هفت گناه کبيره به شمار مي رود.
    باب اسفنجي = شهوت، اختاپوس = خشم، خرچنگ = حرص و طمع حلزون = شكم پرستي پلانگتون = حسادت پاتريک = تنبلي سنجاب = تکبر و خودشيفتگي.
    حالا بياييد روابط بين اين هفت نفر را بدون ذکر نام و فقط با نمادهاي آن ها بررسي کنيم تا نکات مهمي از آن بدست آوريم:
    شهوت، دوست صميمي تنبلي است، کارگر حرص و طمع است، صاحب شکم پرستي است، همسايه خشم است و با حسادت دشمني دارد.
    و اما ديگر نکات موجود در انيميشن باب اسفنجي در يک نگاه کلي:
    1- وقتي برنامه اي براي کودکان ساخته مي شود که شخصيت هاي اصلي آن بر اساس هفت گناه کبيره شکل گرفته اند، مبحث آموزش غير مستقيم به کودکان هم مطرح مي شود و بايد دقت نظر ويژه اي به آن داشت.
    2- رنگ زرد باب در وهله اول، بيشتر براي جذاب کردن و مهربان جلوه دادن او به کار رفته و اين رنگ آسان ترين رنگ براي تشخيص و ماندگار شدن در ذهن کودکان است و با ديدن آن بلافاصله به ياد شخصيت باب مي افتند. مشخص است که در پشت تک تک فاکتورهاي طراحي يک شخصيت، تفکري قوي و کارشناسي شده وجود دارد و نبايد از کنار آن سرسري عبور کرد.
    3- اما رنگ بندي شخصيت ها تنها به صرف جذابيت نيست و نشان همجنسگرايان نيز از ترکيب دو رنگ صورتي و زرد به وجود آمده با زيرکي تمام در اين انيميشن به کار رفته است. بدين ترتيب اين دو رنگ در ناخودآگاه کودک رخنه کرده و به مرور تأثير مورد نظر توليدکنندگان را در کودک به وجود خواهد آورد.
    4- طبق گفته اکثر منتقدين غربي، رابطه باب و پاتريک رابطه اي عادي نيست و با ريز شدن روي اين رابطه، مي توان الگوهايي از رابطه همجنسگرايان را در آن يافت.
    5- باب اسفنجي شخصيت انحصاري برگر کينگ است و به نوعي اين انيميشن مبلغ سبک زندگي غربي (مروج فست فود) هم محسوب مي شود.
    Nohmahnet@:تلگرام
    9mahnet@:اينستاگرام
    www.9mah.net
    پاسخ

    نكات قابل دقتي را بيان فرموديد. تشكر.
    + کاظمي 
    سلام
    عزيز جان بسيار ساده انگاريست اگر فکر کنيم پيام هاي کارتون ها و سريال ها مي بايست همه اش اثر آني داشته باشند و آنا مخاطب کودک را تحت تاثير قرار دهند. پر واضح است که طراحي لايه اي و پنهان پيام هاي کارتون ها که از کارتون يوگي تا به الان ادامه داشته است اگر بي کارکرد و بي مصرف باشد بايد به عقل بشر غربي شک کرد.
    اين پيام ها مانند يک بمب عمل نکرده سالها در ذهن يک کودک خواهد بود و در بزرگسالي در برخورد با الگوها و کليشه هاي اجتماعي، سياسي و خانوادگي عمل خواهد کرد. آنها نياز ندارند کودک همان موقع تحت تاثير پيام هاي استراتژيک اثر قرار گيرد اما با مطالعات رفتارشناختي و روانشناسي کاملا مطمئن هستند هيچ پيامي خصوصا اگر با هيجان و طنز نيز آميخته شود از ذهن (يا نفس) مخاطب پاک نمي شود.
    موفق باشيد

    پاسخ

    سلام برادر. درست مي‌فرماييد. دقيقاً به همين دليل است كه بنده تحليل كاملاً مثبتي از كارتون‌هاي مذكور ارائه دادم. چرا؟! زيرا در كودكي تحت تأثير لايه‌هاي پنهان همين رسانه‌ها قرار داشتم. كودكي ما اگر چه تنها با روزي يك‌ساعت كارتون بيشتر همراه نبود؛ 5 تا 6 عصر از شبكه اول، زماني كه بيش از دو شبكه نداشتيم، اما يوگي بود، بل و سباستين بود، نيك و نيكوي جمعه‌ها ساعت 2 بود، نل بود، حنا بود، پاريكال بود، هاچ زنبور عسل بود، واتوواتو و پسر شجاع بود، همه اين‌ها در لايه‌هاي پنهان‌شان از ما آدم‌هايي ليبرال‌منش و مبتلي به سكولاريسم پنهان ساخته است. به نحوي كه امروز وقتي باب‌اسفنجي را مي‌بينيم، احساس قرابت بيشتري مي‌كنيم، از نظر سبك زندگي و رفتار اجتماعي، تا قصه‌هايي كه از پدربزرگ‌هاي خود مي‌شنيديم. با شما موافق هستم، اما ما همان نسلي هستيم كه تحت تأثير اين لايه‌ها بوده‌ايم، نيستيم؟! تشكر از دقت نظر شما.
    + علي 

    سلام ممنون از اينکه حرمت مباحث تخصصي رو نگه مي داريد و اعلام موضع صحيح مي کنيد . بنده تدريس در دبستان رو چند سالي است که آ غاز کرده ام کار هنر القاء حس است پيام دارد ولي حس منتقل مي کند يعني لازم نيست بچه صراحت مطلب را بفهمد حس کشتي ark در حالي که خيلي از بچه ها امروز زبان مي دانند و در همان زمان مصرف جهاني براي کودکان جهان دارد اين ها را بايد سنجيد و در جامعه بچه ark را مي بيند و در بزرگي زمان بهره برداري است العلم في الصغر را با قاعده اي که تعليم واجبات در کودکي(لمعه) مطلوب مي داند همراه کنيد و نتيجه بگيريد . قبول دارم که امروز مااندازه گيري نکرديم که چقدر از سستي ايمان به انبيا به اقتباس هاي موهن اين انيميشن ها برمي گردد ولي اين تاثير در فلسفه ي هنر ثابت شده است . اسرار ندارم از کسي نام ببرم يا دفاع کنم نحن ابناءالدليل اما بايد پذيرفت اثر مخرب برخي از انيميشن ها مثل يوگي درمتعلقات ايمان و باب اسفنجي در ليبراليسم و تارزان در داروينيسم و ... اگر بيشتر از کتب ضالّه نباشد کمتر نيست . البته بيشتر بودن اثر مخرب آن ها قابل اثبات است . ولي اين نقد ها رو ادامه بديد با دقّت بيشتر اين انيميشن ها شامل فلسفه است اولا براي تاثير پذيري نياز به تخصص نيست بلکه خاصيّت تکنولوژي و هنر همه گيري وساده فهمي است بچه ها با موبايل راحت ارتباط برقرار مي کنند سريع ياد مي گيرند ارتباط برقرار مي کنند به محض ارتباط اثر پذيري آغاز مي شود اصطلاحا بچه حس مي گيرد و قتي حس گرفت ساده مي پذيرد چون استدلال را مي بيند خيلي مي توان بحث کرد لطفا در باره ي انيميشن ها بنويسيد . با تشکر

    پاسخ

    سلام مجدّد. قول‌تان آن‌چنان ليّن و نرم و لطيف است كه آدم مي‌ماند چه پاسخ دهد. :) خيلي ممنون از بزرگواري شما. راستش حقيقتاً بنده قصد نوشتن درباره انيميشن را نداشتم، همان‌طور كه در متن هم آمده، ناگهان به جهت توجهي كه جلب شد، از نگاه حريصانه كودكان به شبكه پويا و ياد خاطراتي كه از كارتن‌هاي كودكي داشتم، چيزكي به نظرم آمد. قطعاً آن‌چه فرموديد جاي تأمّل دارد و بايد با دقّت بررسي شود. تعدادي از فيلم‌هاي «كلبه كرامت» را ديده‌ام. پاره‌اي از نقدهاي استادانه طرح شده در آن را هم شنيده. همه بزرگواران و فعّالان و كارشناسان مسلمان را كه با نيّتي خالصانه تفكّر مي‌كنند مي‌ستايم و معتقدم آينده خوبي در انتظار جامعه ماست. جامعه‌اي ايماني كه «جرأت» دارد نقد كند. بسيار سپاسگزارم كه وبلاگ حقير را متبرّك فرموديد. موفق و مؤيد باشيد.
    + علي 
    سلام
    خيلي جالب مي نويسيد اما دقت کار رو در بررسي انيميشن ها بالا ببريد البته لطفا چون باب اسفنجي در پارادايم امانيسم و ليبراليسم هر فضيلتي رو خنثي مي کنه يعني اعمال خوب هم اگر به ليبراليسم ضربه بزنه کنار گذاشته مي شه و اين جهان بيني باطله کتاب فلسفه ي اين انيميشن نيز تو سط "وفلسفه " چاپ شده
    نکته ي بعد در مورد يوگيه که يوگي هم در متن خودش تصوير يکي از انبياء اولولعزم رو به استهزاء کشيده و کلا هرچيزي که از آن سوي مرزها مياد بايد به اون شک کرد . يوگي با کشتي اولين تصوير رو از خودش در ذهن ها گنجاند . بعد روي اون کشتي نوشتند noahs ark و در ادامه روي کشتي نوشتند کشتي يوگي ولي اين صورت مسئله را پاک نمي کرد چرا که ark در ادبيّات انگليسي به کشتي حضرت نوح اطلاق مي شود و براي کاربد عام ان از واژه يship استفاده مي کنند .
    البته کلا جالب اين وبلاگ هم فقه حکومتيش ارزشمنده کار جامعي ديد خوبي مي ده و هم کليت نوشته ها خوبه فقط لطف بفرماييد در نقد آثار برون مرزي تامل بيشتري کنيد ببخشيد پرگويي کردم چون طلبه ايم جنس حرف هامون دردمندانه است ...
    ومن ا... توفيق
    پاسخ

    سلام برادر. خواندن نقد آقاي عباسي اصلاً ناگزيرم كرد كه «يوگي» را بنويسم. به شيوه نقد ايشان نقد دارم. بحث كشتي نوح و قصه Ark و خيلي از مطالبي كه نقادانه طرح مي‌شود. البته اين فضاي كوچك جايگاه چنين بحث‌هاي پردامنه‌اي نيست تا بتوانم آن‌چه در ذهن دارم عرض كنم، اما خيلي خلاصه‌اش اين مي‌شود: افراط در نقد خودش مستوجب نقد است. منظور اين‌كه در تمام دوران كودكي خويش كارتون يوگي را تماشا كردم، يك‌بار هم حتي به ذهنم خطور نكرد اين كشتي ربطي به كشتي رسول بزرگوار و برگزيده خدا حضرت نوح(ع) داشته باشد. وقتي مخاطب انيميشن كودك است، بايد آن‌چه او مي‌فهمد را هدف قرار داد، نه با نگاه دكتريني از زاويه يك دانشمند به نقد نشست. اساساً آن‌جا كه اثري در فرهنگ عمومي ساخته مي‌شود بايد با فهم عمومي ارزيابي شود. حتي اگر فرمايش آقاي عباسي صحيح باشد و حقيقتاً سازنده قصد مذكور را داشته، وقتي به نيّتش نرسيده كه نبايد ترسيد، بايد گفت: خواسته ولي شكست خورده. آثار را نمي‌شود با نيّات سنجيد، بايد با آمارگيري و پيمايش نتيجه را فهميد. بنده البته در قدّ و قواره «فيلم‌شناسي» و «نقد انيميشن» نيستم، نه سواد و تحصيلاتش را دارم و نه آموزشي ديده. تنها ديدگاه عوامانه خود را بيان نموده‌ام. تشكر از نظر لطف شما.
    + علم بيگي 
    سلام،ممنون ازمطالبي که بيطرفانه وبادقت درمورد محتواي باب اسفنجي مطرح کردي ، برايم جالب بود. علم بيگي مدير تامين برنامه شبکه پويا
    پاسخ

    سپاس فراوان و جاي افتخار؛ نگاره شما در وبلاگ حقير. مشرّف فرموديد و خوشحالم كرديد. از خداوند هميشه موفقيت و پيروزي شما را طالبم، در مديريت شبكه عزيز پويا. :)