• وبلاگ : شايد سخن حق
  • يادداشت : طلاق ِ واجب يا مستحب
  • نظرات : 10 خصوصي ، 9 عمومي
  • چراغ جادو

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + يک مرد ديگر 
    سلام

    طلاق در صورت اينکه از هم خوششون نياد يا مرد زن رو دوست نداشته باشه چي؟
    يعني نه به هم توهين کنند نه اهل معصيت بلکه کنار هم سازگاري نداشته باشند و نوعي افسردگي براشون پيش بياد و تحمل همديگه براشون سخت باشه... خلاصه اينکه با وجود متدين بودن ولي از کنار هم بودن حس رضايت نداشته باشند...از روز اول ازدواج تا هفت سال پياپي ....
    ايا اين هم از نظر مولا يا خداوند طلاقش مقبوله....

    دوم اينکه خدا تو قران ميگه در صورت جدايي از فضل خودش بي نيازشون ميکنه يعني چه؟؟؟


    جز شما کسي رو نميشناختم که بپرسم...ممنون
    پاسخ

    سلام. احتمال وقوع در معصيت و گناه هم همين است ديگر. شايد. وقتي دو نفر نتوانند هم را تحمّل كنند، انسان هستند، دعوا مي‌كنند، سرد مي‌شوند، رابطه‌شان از بين مي‌رود و اگر چه مرد مي‌تواند زن ديگر بگيرد و نياز خود را برطرف نمايد، زن كه نمي‌تواند. اين‌جا احتمال به گناه افتادن زياد مي‌شود. حتي اگر مقاومت كند، آيا اين فاصله از همسر، ممكن است سبب شود چشم‌چراني كند، يا بيماري‌هاي روحي و رواني و عصبي؟! به نظر مي‌رسد اين هم «شقاق» باشد. اما هميشه پيش از هر اقدامي خوب است و مناسب كه مشاوره حضوري صورت پذيرد. نبايد خجالت كشيد، شرم و حيا در اين موارد جز وزر و وبال چيزي نمي‌افزايد. صراحت بهتر است. اگر مرد و زن هر دو دارند پنهان‌كاري مي‌كنند و ناراحتي از هم را كتمان، خوب است يكي پيش‌قدم شود، دوستانه بگويد ماجرا را، شايد اين‌طور: عزيزم، ما اين چند سال كه ازدواج كرديم، من حس كردم از رفتار تو كه به من علاقه نداري، راستش را بيا به هم بگوييم، بدون دعوا، نجات در راستگويي‌ست. بعد كه حالات پنهاني آشكار شد، پيشنهاد كند: من وقت از مركز مشاوره خانواده گرفته‌ام، بيا خودمان دو نفري، پنهاني، دوستانه، به خاطر خودمان، برويم مشاوره. بروند و حرف‌هاي خود را بزنند و مشاور قطعاً راهنمايي مي‌كند. اين بهتر است احتمالاً از اين‌كه «تحمّل‌كردن‌»ها تبديل به «كينه» شود و يك روز به «انفجار» منجر گردد. شايد چند سال بعدتر. خداوند بر توفيقات شما بيافزايد و بر دوام و استمرار زندگي جوانان. درباره بخش دوم سؤال نيز مطالب اين صفحه را بخوانيد: http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?sid=24&npt=7&aya=32 . در پناه خدا.
    + سحر 
    سلام
    نگفتيد چنانچه زوج داراي فرزند باشند باز هم مي توان به آساني در مورد طلاق مستحب اقدام کرد يا خير؟

    با تشکر
    پاسخ

    بسياري معتقدند «طلاق محضري» بدتر از «طلاق عاطفي»ست و بر همين اساس، مي‌گويند: «بسوزيم و بسازيم!» اما در واقعيت، وقتي زندگي‌شان را مي‌بيني، مي‌سوزند، ولي نمي‌سازند! هر روز دعوا، هر روز بددهني، فحاشي و بي‌ادبي، خيلي مؤدب باشند به هم كم‌محلّي مي‌كنند. جواب هم را نمي‌دهند. كودكي كه در اين محيط رشد مي‌كند آيا وضعيت بهتري خواهد داشت يا كودكي كه در فضاي طلاق محضري؟! تقريباً هر كسي كه تا به حال بنده ديده‌ام معتقد بوده زندگي كودك در فضاي طلاق عاطفي به مراتب بهتر از زندگي وي در طلاق محضري خواهد بود. اين‌كه پدر و مادر بالاي سرش باشند، حتي اگر با دعوا و زد و خورد يا بي‌مهري و بي‌عاطفگي، بهتر است از اين‌كه تنها با يكي از والدين زندگي كند، حتي اگر آن والد مهربان باشد و با اخلاق. بنده شخصاً با اين نظر موافق نيستم. اگر قصد ما از فرزندآوري، توليد يك نسل صالح و سالم است، گمان مي‌كنم در وضعيت طلاق محضري، به شرطي كه به تربيت كودك اهتمام شود، اتفاقات بهتري مي‌افتد، تا در وضعيت طلاق عاطفي كه كودك آسيب جدّي در تربيت خود مي‌بيند و قطعاً رشد سالم روحي نخواهد داشت، در خانواده‌اي كه پدر و مادر ارزشي براي يكديگر قائل نيستند و احترام هم را نگه نمي‌دارند. اين ديدگاه حقير است. شما نظرتان چيست؟
    + الهام 

    نگفتيد اگه مردي حروم خور وبينماز بود وداشت زنو هم مثل خودش ميکرد با اتعريف از اعتقادات مزخرفش زن بدبختش چه کنه که کاري از دستش برنمياد اينجا طلاق واجبه يا مستحب ؟
    پاسخ

    حرام‌خوري و بي‌نمازي كه يواشكي نمي‌شود. در و همسايه بالاخره ملتفت مي‌شوند، اقوام مي‌فهمند، امري نيست كه قابل پنهان كردن باشد. اگر زن اراده طلاق داشته باشد، اراده اين‌كه دين خود را به دنياي آن مرد نفروشد، راهي را اسلام باز گذاشته است و دست حاكم شرع سپرده. قانون حمايت از خانواده نيز آن راه را فراخ‌تر نموده است. زن مي‌تواند استشهاديه فراهم نمايد؛ نامه‌اي كه در آن مراتب فساد شوهر را ذكر نموده و بدهد همسايه‌جماعت و اقوام امضاء كنند. آن‌گاه به دادگاه خانواده رفته و دادخواهي نمايد. باقي امور معمولاً براي زنان به سادگي اتفاق مي‌افتد. اما هستند زناني كه چندان از زندگي خود ناراضي نيستند. حرام شوهر را مي‌خورند و خيلي هم بدشان نمي‌آيد. فقط ته دلشان ناراحت‌ند. اينان به دنبال توجيه گناه خود هستند. اين است كه مي‌گويند: «چه كاري از دست ما ساخته است؟!» اصلاً تقلا نمي‌كنند تا بفهمند چقدر كار از دست‌شان ساخته است. خداوند براي رهايي از گناه و معصيت و مشاركت در آن هميشه راه قرار مي‌دهد. امكان ندارد راهي براي رهايي از معصيت نباشد. زيرا اگر حتي به اكراه هم كسي را مجبور به فساد نمايند، آن اكراه خودش رافع حرمت گناه است. پس؛ اگر كسي مي‌داند مشاركت در گناه مي‌كند، به اين‌كه در حرام‌خواري به شوهرش ياري مي‌رساند، تكليف اسلامي اوست كه برخيزد و راه خلاصي بجويد.
    + فاطمه سادات 

    سلام عليکم

    ممنون از مطلب بسياااااااار خوبتون

    بالاخره يه چيزي باعث شد تا من از عذاب وجدان رهايي پيدا کنم

    من در شُرُف طلاق هستم

    اونم از نوع مستحبّش

    بازم ممنون از اطلاع رسانيتون

    پاسخ

    إن‌شاءالله خداوند صبر عطا فرموده و بهتر نصيب نمايد.
    + در شرف 
    از وقتي اين مطلب رو خوندم براي خيلي ها تعريف کردم. فرضا زوجي اين شرايط رو داشته باشن و کار به جايي رسيده باشه که مستحب يا حتي واجب باشه که مرد، زنش رو طلاق بده.
    اگر اين کار رو نکنه و زن به گناه بيفته به نظرم مرد هم مقصره. برعکس قضيه هم درسته. زني هم که درست به زندگي دل نده و باعث بشه مردش به گناه بيفته اونم مقصره و شريک گناه.
    پاسخ

    مهم‌ترين مطلبي كه مرا آزار مي‌دهد، هر بار كه به خاطر مي‌آورم، تعارض آشكار پاره‌اي از قوانين حقوقي كشور عزيزمان با اسلام عزيز است. قانون مدني و قانون حمايت از خانواده كم ندارند از اين موارد. بسياري از رأي‌هاي وحدت رويه و مصوّبات مجمع هم ديده مي‌شود كه با قوانين متعالي اسلام نمي‌سازد. وا أسفا. إن‌شاءالله بتوان وحدت اسلام و قوانين حقوقي را محقق ساخت. تشكر از نظر شما.
    + مهم نيس 

    سلام.خيلي برام جالب بود

    پاسخ

    از اين دست مطالب جالب، چيزهايي در شرع اسلام هست كه تهافت با عرف امروز ايران دارد و اطلاع از آن‌ها واقعاً شگفتي مي‌آفريند.
    + ميم 
    حق گفتيد
    بنده هم عليرغم ميل قبلي، چند ماه پيش عيال را طلاق داديم
    به هيچ صراطي مستقيم نبود و برنگشت
    با اينکه عقلا به اين نتيجه رسيدم که کارم صحيح است اما هنوز گيجم
    پاسخ

    روان‌شناسي مي‌گفت وقتي يك ارتباط قطع مي‌شود، مانند فوت و مرگ مي‌ماند، همان‌طور كه فوت يك شخص نزديك به انسان سبب تألم روحي مي‌شود و تا مدت زماني ذهن و روح را درگير مي‌كند، طلاق نيز تا چند صباحي سبب افسردگي و تأثر و - به قول ايشان - ديس‌فانكشناليتي مي‌شود، يعني انسان حال كار كردن را از دست مي‌دهد و نياز به استراحت و با خود بودن دارد. اين مسأله كه فرموديد ظاهراً طبيعي است. اما ادامه يافتن آن مضرّ است. مي‌گفت سريع بايد به دنبال آلترناتيو باشيد، جايگزيني كه بتواند ارتباط از دست رفته را جبران نمايد. در پناه خداوند باشيد.

    خدا خيرتون بده

    مطالبتون مفيد و آرامبخش بود، انشالله خدا درهاي خير و برکتشون رو براي ما باز کنه و ما رو زا اين همه امتحان سربلند بيرون بياره

    دعام کنين... خيلي محتاجم!


    پاسخ

    إن‌شاءالله. إن مع العسر يسرا. خدا صبر دهد به شما.
    + محسن 
    مطلب قابل تاملي بود.

    پاسخ

    و بسيار مبتلي‌به در ايران امروز!