• وبلاگ : شايد سخن حق
  • يادداشت : جيغ ِ خريد
  • نظرات : 0 خصوصي ، 1 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + سلام 
    خيلي خوب بود....بايد چند بار با دقت بخونم...من اين مشکل رو نداشتم چون پسرم خيلي کوچيک بود هربار به حرم ميرفتيم بايد از کنار يک عالمه اسباب بازي رد ميشديم و هميشه بچه هايي که گريه ميکنن هم ميديديم...اولين بار که چيزي خواست بهش گفتم ولي پولم کمه آبرومون پيش فروشنده ميره اي کاش پول بيشتري همراهم بود بعد هم يک بچه جيغو نشونش دادم و گفتم حتما مامان اينم پولش کمه نميتونه بخره ببين چقدر داره آبروشون ميره چقدرم قيافش بدشکل شده...منم خيلي جواب گرفتم ولي چيزي که هميشه مشکله هنوزم هست جيغ و گريه و ناله عصرهاي پسر بزرگه که تقريبا هفته اي يکبار اينکارو ميکنه فقطم تو فصل مدرسه ...نميدونم چرا ...شروع ميکنه يک روضه طولاني ميخونه از ظلم هايي که بهش شده و هاي هاي گريه ميکنه اولش خيلي خنده داره ولي وقتي يک ساعت طول ميکشه خيلي تحملش زجر آور ميشه...معمولا بعد از آروم شدن خودش پشيمون ميشه مياد دستامو ميبوسه معذرت خواهي ميکنه...ولي هفته پيش که ميتينگ اجرا مي کرد شروع به پرتاب اشيا کرد من خيلي ترسيدم يک ليوانم پرت کرد سمت مبل...نميدونم نوجوون بشه از چه هنرهايي ميخواد پرده برداري کنه برام...
    پاسخ

    بله، همين‌كه وقت گذاشته و با كودك صحبت فرموديد، خيلي مهم است. من از رفتار مادرها و پدرهايي ناراحت مي‌شوم كه با كودكشان صحبت نمي‌كنند، فقط دستش را مي‌كشند يا داد مي‌زنند يا حتي كتك. در حالي كه همان‌طور كه شما هم فرموديد با صحبت كردن مسأله مي‌تواند حل شود. إن‌شاءالله ريشه و علت ميتينگ‌هاي اخير هم مشخص شده و با گفتگو حل مي‌فرماييد. سپاس.