سفارش تبلیغ
ابزار بهینه سازی سایت
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

راسخان در دانش کسانی اند که دست نیکی و زبان راست و دل صاف وعفّت شکم و فرج دارند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   مقوای کیک - جوج در خانه - انحراف در توحید - هابی - جیپ جنگی - مربّی ِ فقیه - جنگنده شکاری - 
عقل ِ کلامی + دوشنبه 98 اردیبهشت 30 - 5:0 صبح

جدیدا با تفکرات شخصی آشنا شده‌ام که در قم ساکن است به نام "آیت‌الله ..." که هفته‌ای یک بار درمورد موضوعی به نام "قرائتی جدید از مبانی دینی"یا "جواز تعبد به جمیع ادیان و مذاهب الهی و بشری" صحبت می‌کند و نظرات شاذی دارد.
اگر اصوات جلسات ایشان را خواستید گوش کنید در سایت ایشان موجود است.
مخلص نظریه‌ی ایشان چنین است:
پیروان هم? ادیان و مذاهب - اعم از الهی و بشری - بنا به شروطی، مُجاز بلکه واجب است بر همان اعتقادات خود باقی بمانند و در آخرت نیز رستگار شوند.
ایشان حتی کافر یا مشرکی را که با دلیل و برهان کفر یا شرک می‌ورزد را نه تنها معذور بلکه ماجور می‌داند و منظور ایشان کافر یا مشرک قاصر نیست حتی کسی که امروزه در قم بین افراد عالم زندگی می‌کند.
نظر شما پیرامون نظریه‌ی ایشان که در بالا ذکر شد چیست آیا می‌توان پذیرفت؟
ایشان حتی قائل به این است که قرآن 3 جلد است و 2 جلد دیگر آن نزد امام زمان است و ایشان با خود می‌آورد.


ایشان را می‌شناسم
چند کلیپ از فرمایشات‌شان دیده‌ام

اما
این بحث که فرمودید
بحث فقهی نیست
بحث اخلاقی هم نیست
بحث عرفان و فلسفه هم نیست
این بحث کلامی‌ست
اعتقادی

خاصیت بحث اعتقادی چیست؟
عقلی
و فردی
حتی اگر نقل هم باشد
برای هر فرد
با عقل خودش
قابل تقلید نیست
درست است؟

اساساً تقلید در عقاید جایز نیست
مقبول هم
باید که انسان خود بفهمد
و با عقل خود
به قضاوت برسد
براهین را ببیند
ادله را
و تشخیص دهد
نمی‌شود از مرجع یا مجتهدی تقلید کرد:
چون او گفته معاد هست
پس هست!

اگر چه درباره مباحث ایشان می‌شود بحث کرد
ایراد وارد کرد
اما
چه تفاوتی برای افراد می‌کند؟!
شما به عنوان یک انسان
و من
هر کدام
باید ادله را خودمان بررسی کنیم
درباره خودمان
آیا شما یقین کردید که خدا هست؟
بر اساس برهان
و بعد یقین هم کردید که یکی‌ست؟
و پیامبرانی را ارسال کرده است؟
و روزی همه مردگان زنده می‌شوند؟
بهشت و جهنم را اعتقاد دارید؟

خب تمام
دیگر به این مباحث چه کار داریم؟
این‌که دیگری کافر است
یا اهل کتاب
این چه دخلی به ما دارد؟

البته دو جا
در دو جا ربط دارد؛
1. نحوه تعامل ما با غیر مسلمانان
2. تحلیل کلامی اندیشمندان از مسأله

بحث یک در فقه مطرح می‌شود
در احادیث تکلیف ما مشخص شده
ما با کافر حربی می‌جنگیم
از کافر غیرحربی ساکن در بلاد اسلامی جزیه می‌گیریم
با کافر غیرحربی غیرساکن نیز کاری نداریم اصلاً
اهل کتاب هم محترم هستند

بحث دوم نیز
کار متخصصان است
بحث‌های نظری‌ست
فقط برای ردّ براهین کفار
و آوردن براهین اعتقادی
متکلّمین از آن بحث می‌کنند
تا جامعه را از چالش‌های اعتقادی حفظ نمایند

الآن ورود ایشان به این بحث
در کدام دسته جای می‌گیرد؟
آیا ما وظیفه داریم برای خداوند تکلیف تعیین کنیم؟!
آیا پروردگار
به ما مأموریت داده است
تا تعیین کنیم کدام دسته از انسان‌ها به جهنم بروند و کدام دسته به بهشت؟!
یا این را خود تعیین فرموده
در قرآن نیز بیان
در احادیث نیز هست

بحثی که فایده نرساند اتلاف وقت است:
اول بهشتیان می‌آیند یا اول جهنمیان؟
سمت راست انبیاء هستند یا سمت چپ؟
سقر دقیقاً کجای جهنم است؟
چند تا در دارد؟
مردم در صف‌های چندتایی قرار می‌گیرند؟
همه کفار به جهنم می‌روند یا بعضی استثناء می‌شوند؟
آیا ما قرار است کافر شویم
که نگرانیم بعدش بهشت می‌رویم یا نه؟!

بحث این نیست
بحث اتلاف وقت است
سرگرمی‌ست
اهل علم هم گاهی بازی می‌کنند
نه
خیلی
بیشتر از گاهی
بیشتر اوقات بازی می‌کنند
زیرا
حرف‌های بی‌ثمر زیاد دارند
این‌ها فایده نمی‌رساند
بازی با مفاهیم است
بازی با براهین است
بازی با صغری و کبری
چالش ایجاد می‌کند
ذهن‌ها را درگیر می‌کند
و از مهمّات
دور

اینجاست دقیقاً که سوره کافرون نازل می‌شود:
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ، لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ، وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ، وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ، وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ، لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ.

زیرا
بحث و گفتگو فایده نمی‌رساند
و بر بازی ذهنی و سرگرمی فکری و گرفتاری عینی مردم در زندگی می‌افزاید
الآن جامعه اسلامی موضوعات مهم‌تری برای بحث علمی دانشمندان ندارند؟!

موفق باشید

درباره قرآن
ما دلایل نقلی متقن
و قابل اطمینان داریم
و نظر بزرگان و اعاظم فقها هم این بوده
در طول تاریخ
کل فرق مسلمین
قرآن همین است که دست ماست
بعضی درباره تفسیر آن
و شرح و توضیح آن
و اضافاتی که حضرت امیر (ع) بیان فرموده‌اند
یا مکتوب
سخن گفته‌اند
یا نحوه قرائت حروف و کلمات
اعراب یعنی
اما حرفی از قرآن نه کم شده و نه زیاد!

در پناه خدا


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 191 - روحانیت 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   مقوای کیک - جوج در خانه - انحراف در توحید - هابی - جیپ جنگی - مربّی ِ فقیه - جنگنده شکاری - 
رسوایی ِ کاپیتالیزم + شنبه 98 اردیبهشت 7 - 5:0 صبح

بدون شرح
فقط ببینید
گزارش رسمی
از قول خودشان:



ترجمه عبارت در تصویر:
«گزارش نابرابری جهانی
ثروت 1% مردم بیش از 99% دیگر است»

این شعار آدام اسمیت نبود
پدر کاپیتالیزم
مخترع آن
مالتوس و ریکاردو هم
جان استوارت میل اصلاً این را نمی‌گفت
همه اقتصاددانان کلاسیک
نه
اصلاً همه مبدعین نظریه‌های اقتصاد سرمایه‌داری
همه‌شان
ادعا می‌‌کردند که رفاه عمومی می‌شود
وضعیت مردم بهتر
آن‌ها می‌گفتند جامعه ثروتمند می‌شود
اگر
اجازه دهیم ثروت‌ها انباشته گردد
اشتغال بیشتر
درآمد کارگر بیشتر



نشد
می‌بینیم که نشد
این سرانجام نظریه اقتصاد کاپیتالیزم است
این گزارشی که خودشان ارائه کرده‌اند!

برای ما هم همین
گرانی‌های پی‌درپی
تورّم بی‌پایان
چون اقتصاد ما هم کاپیتالیستی‌ست
هست
از ابتدا بود
از وقتی بانک آمد
وقتی انقلاب شد هم ماند
کاپیتالیزم
چون بانک ماند
بانک قطب نظام سرمایه‌داری‌ست!

«وَ سُئِلَ (علیه السلام) أَیُّهُمَا أَفْضَلُ، الْعَدْلُ أَوِ الْجُودُ؟ فَقَالَ (علیه السلام): الْعَدْلُ یَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا، وَ الْجُودُ یُخْرِجُهَا مِنْ جِهَتِهَا؛ وَ الْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ، وَ الْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ؛ فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُمَا وَ أَفْضَلُهُمَا» (نهج‌البلاغه، ح437)
از حضرت [علی (ع)] سؤال شد: کدام برتر است عدل یا جود [بخشش]؟ آن حضرت فرمود: عدل امور را در جاى خود قرار مى دهد، و جود آنها را از جایگاه خود بیرون مى برد. عدل حافظ عموم است، و جود سود بخش به عده اى خاص. پس عدالت شریفتر و برتر است. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: اقتصاد 90 - فاصله طبقاتی 13 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   مقوای کیک - جوج در خانه - انحراف در توحید - هابی - جیپ جنگی - مربّی ِ فقیه - جنگنده شکاری - 
فلسفه هرزنگاری + پنج شنبه 97 دی 27 - 5:7 صبح

وقتی به ما دو خبر می‌دهند
در تعارض با هم:
فلانی تصادف کرده و به طرز فجیعی مُرده
فلانی تصادف مختصری داشته و چیزی نشده

دو وضعیت روی می‌دهد
فلانی از بستگان‌مان باشد
یا نباشد
اگر باشد
تماس می‌گیریم
پی‌گیری می‌کنیم
بیمارستان‌ها را می‌گردیم
ادارات پلیس
تا خبر صحیح را بیابیم
رها نمی‌کنیم
تا به قطعیّت نرسیم
چون برای‌مان مهم است

اما اگر نباشد
مهم نباشد
فامیل و آشنا نباشد
موضوع عوض خواهد شد
این‌بار آن‌چه مهم است
فحوای خبر است
هیجانی که بر می‌انگیزد:
«به طرز فجیعی مُرده است!»

این‌بار دست به انتخاب می‌زنیم
بدون تحقیق
نیازی به بررسی هم نمی‌بینیم
اصلاً به قطعیّت نیازی نداریم
ما باید یکی از دو خبر را انتخاب کنیم
همانی‌که ما را به هیجان آورده
زیرا
می‌دانیم دیگران را نیز مسحور خواهد کرد
وقتی با تعجب می‌گویند:
واااای، جدّی؟! نه...

از کودکی یاد گرفته‌ایم
عادت کرده‌ایم اصلاً
این‌که اگر نسبت به کاری تشویق شدیم
آن را تکرار کنیم
و اگر تنبیه
ترک
وقتی مخاطب لایک‌مان می‌کند
ما را تشویق کرده
وقتی هیجان‌زده می‌شود
یعنی تشویق کرده
وقتی سکوت می‌کند و نه بازنشر و نه هیچ بازخوردی
تنبیه شده‌ایم
نتیجه چه می‌شود؟!

از اخباری که به ما می‌رسد
در شبکه مجازی
99 درصد آن ربط مستقیمی به ما ندارد
بستگی اجتماعی یعنی
پس حسّاس نسبت به افراد درون آن خبر نمی‌شویم
پس
بررسی و تحقیق نمی‌کنیم
اما
در 90 درصد
اگر نگوییم 100
آن‌چه انتخاب می‌کنیم تا نقل کنیم
تا بازنشر نماییم
تا به دیگران برسانیم
کدام موارد است؟!
روشن و واضح
آن‌چه که به تشویق ما منتهی شود
چیزی که از کودکی فرا گرفته‌ایم
پس ما
فقط چیزهایی را منتشر می‌کنیم که هیجان داشته باشند:
فلانی هزار هزار میلیارد دزدی کرده
به فلانی تهمت دزدی زده‌اند و هیچ گناهی نکرده
ما
همه ما
همه مردمی که در شبکه مجازی زندگی می‌کنند
اکثریت
گزینه اول را برمی‌گزینند
بدون تحقیق
بدون بررسی
فقط بر اساس یک انتخاب طبیعی
زیرا فقط گزینه اول است که مخاطب را به هیجان می‌آورد
درست مثل خودمان!

ما دست به انتخاب‌های طبیعی می‌زنیم
مثل یک روبات
هرزنگاری می‌کنیم
[هرزنگاری، نه هرزه‌نگاری]
وقتی در شبکه مجازی هستیم
پیوسته مواردی را
اخباری را
که فارغ از صحّت یا خطا
هیجان بیشتری برانگیزند



محصول چه خواهد بود؟!
کدام خبرها بالا می‌آیند
بولد می‌شوند و به گوش مردم می‌رسند؟!
حجم زیادی از اخبار دروغ که فقط به خاطر هیجان‌شان دست به دست شده‌اند
و امنیت روانی جامعه را بر هم زده‌اند!

کتب أمیرالمؤمنین (ع): «فَإِنَّ النَّاسَ قَدْ تَغَیَّرَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ عَنْ کَثِیرٍ مِنْ حَظِّهِمْ، فَمَالُوا مَعَ الدُّنْیَا وَ نَطَقُوا بِالْهَوَى، وَ إِنِّی نَزَلْتُ مِنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْزِلًا مُعْجِباً اجْتَمَعَ بِهِ أَقْوَامٌ أَعْجَبَتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ، وَ أَنَا أُدَاوِی مِنْهُمْ قَرْحاً أَخَافُ أَنْ [یَعُودَ عَلَقاً یَعُودُ] یَکُونَ عَلَقاً. وَ لَیْسَ رَجُلٌ -فَاعْلَمْ- أَحْرَصَ [النَّاسِ] عَلَى جَمَاعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) وَ أُلْفَتِهَا مِنِّی؛ أَبْتَغِی بِذَلِکَ حُسْنَ الثَّوَابِ وَ کَرَمَ الْمَآبِ؛ وَ سَأَفِی بِالَّذِی وَأَیْتُ عَلَى نَفْسِی وَ إِنْ تَغَیَّرْتَ عَنْ صَالِحِ مَا فَارَقْتَنِی عَلَیْهِ، فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ نَفْعَ مَا أُوتِیَ مِنَ الْعَقْلِ وَ التَّجْرِبَةِ. وَ إِنِّی لَأَعْبَدُ أَنْ یَقُولَ قَائِلٌ بِبَاطِلٍ وَ أَنْ أُفْسِدَ أَمْراً قَدْ أَصْلَحَهُ اللَّهُ؛ فَدَعْ [عَنْکَ] مَا لَا تَعْرِفُ، فَإِنَّ شِرَارَ النَّاسِ طَائِرُونَ إِلَیْکَ بِأَقَاوِیلِ السُّوءِ؛ وَ السَّلَامُ.» (نهج‌البلاغه، ن78)
(آگاه باش) گروه زیادى از مردم از بسیارى از بهره هاى خود (که بر اثر اعمال صالح در آخرت نصیب آنها مى گردد) باز مانده اند; به دنیا روى آورده و با هواى نفس سخن گفته اند و این کار مرا به تعجب وا داشت که اقوامى خودپسند در آن گرد آمدند (چگونه ممکن است افرادى که دم از ایمان و اسلام مى زنند این گونه به دنبال هوا و هوس حرکت کنند) من مى خواهم زخم درون آنها را مداوا کنم، زیرا مى ترسم مزمن و غیر قابل علاج گردد (ولى مع الأسف آنها از معالجه مى گریزند)
بدان هیچ کس بر اتحاد و الفت امت محمّد(صلى الله علیه وآله) از من حریص تر و کوشاتر نیست. در این کار پاداش نیک و سرانجام شایسته را از خدا مى طلبم.
من به آنچه با خود تعهد کرده ام وفادارم (و اگر بر طبق کتاب و سنّت داورى کنى از تو پشتیبانى خواهم کرد) و اگر تو از آن شایستگى که به هنگام رفتن از نزد من داشتى تغییر پیدا کنى (و بر خلاف حق و عدالت و کتاب و سنّت حکم نمایى راه شقاوت پوییده اى) زیرا شقى و بدبخت کسى است که از عقل و تجربه اى که نصیب او شده محروم بماند و من از اینکه کسى سخن بیهوده بگوید متنفر و از اینکه کارى را که خدا اصلاح کرده بر هم زنم بیزارم (من خواهان وحدت امت اسلام و خاموشى آتش فتنه ام)
آنچه را نمى دانى رها کن (و به شایعات و سخنان اشرار گوش فرا مده) زیرا مردم شرور سخنان نادرستى را به تو مى گویند (تا تو را از راه حق منحرف سازند). والسلام.
(ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرهنگ 74 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   مقوای کیک - جوج در خانه - انحراف در توحید - هابی - جیپ جنگی - مربّی ِ فقیه - جنگنده شکاری - 
لیبرالیزم ِ کافی شاپ + جمعه 97 آذر 30 - 5:0 صبح

درباره کافی‌شاپ نوشته بودم
چندی پیش
در این‌جا
کاملاً متأثر از آن‌چه جریان دارد
در کشور خودمان

اما
دیروز دیدم کتابی منتشر شده است
خبرش را خواندم
سه روز دیگر قرار است عرضه شود
با این عنوان:

آن‌چه کافه‌ها برای لیبرالیزم انجام دادند!

توضیح کتاب:
کافه‌ها نهادهای اجتماعی ضروری‌ای برای مدرن‌سازی سیاسی بودند؛ گذرگاه‌هایی کافه‌ای برای خروج از جامعه قبیله‌ای و ورود به جهان بین‌الملل.

کتاب دیگری قبلاً توسط دانشگاه نیویورک منتشر شده
حدود شش‌ماه پیش
با عنوان:

چگونه کافه‌ها فرهنگ یهودی مدرن را پدید آوردند؟

هر دوی این کتاب‌ها
مبتنی بر نظریه هابرماس
جامعه‌شناس و فیلسوف آلمانی
معتقدند که کافه‌های قرن هفده و هجده
از ارکان پایه‌گذاری تفکر لیبرالیزم بودند
دموکراسی در خیابان‌ها ساخته نشد
بلکه در میان بشقاب‌ها و لیوان‌ها
در کافه‌ها پدید آمد!

و در ادامه:

سرمایه‌گذاری در کافه
برای یهودیان
چیزی بیشتر از یک تجارت بود
بلکه
یک سرمایه‌گذاری اجتماعی
در سراسر اروپای قرن نوزدهم
و اوایل قرن بیستم
کافه‌ها فضای سومی بودند
نه کاملاً عمومی
نه کاملاً خصوصی
مکانی برای فرار
جایی که معمولاً نام تو را نمی‌دانند
ولی به کلام تو گوش فرا می‌دهند!

معرفی کتاب با این جمله به پایان می‌رسد:
کافه‌ها هنوز به عنوان نخستین رکن از ارکان پلورالیزم باقی مانده‌اند!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرهنگ 74 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   مقوای کیک - جوج در خانه - انحراف در توحید - هابی - جیپ جنگی - مربّی ِ فقیه - جنگنده شکاری - 
خلق پول؛ کلاهبرداری و حرام + دوشنبه 97 آذر 19 - 5:0 صبح

این مطلب خیلی مهم است
از خواندن آن خوشحال شدم
بالاخره:

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، متن استفتای جمعی از اقتصاددانان حوزوی از آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در مورد موضوع خلق پول توسط بانک‌ها به این شرح است:

در قدیم و در دوره‌هایی که انواع پول از جمله سکه‌های طلا و نقره در داد و ستدها و معاملات مورد استفاده واقع می‌شد، افرادی به عنوان امین، سپرده‌های سکه‌های طلا را از مردم و سپرده گذاران می‌پذیرفتند. این شبکه سپرده پذیر به تدریج دریافتند که سپرده گذاران، همه و همزمان و برای دریافت تمامی موجودی خویش مراجعه نمی‌کنند، در نتیجه در نزد این شبکه، همیشه مقادیر زیادی پول نقد (سکه طلا و نقره) باقی می‌ماند.

لذا به این فکر افتادند که از این مقادیر باقی مانده، استفاده کرده و به همین منظور با ذخیره مقداری که جوابگوی مراجعان باشد، با مقادیر باقی مانده به متقاضیان، وام می‌پرداختند و از آنها بهره دریافت می‌کردند.

پس از مدتی سپرده گذاران در انجام مبادلات، به جای استفاده از پول نقد (سکه طلا و نقره)، از رسید و حواله آنها که از سوی شبکه سپرده پذیر صادر می‌شد، استفاده می‌کردند و این عمل به شدت به کم شدن مراجعه سپرده گذاران برای دریافت پول نقد و سکه‌هایشان شد و در نتیجه شبکه سپرده پذیر، امکان یافت تا سکه‌های به مراتب بیشتری را وام دهد و درآمد بهره‌ای خود را افزایش دهد.

در مرحله سوم، این شبکه در عوض وام دادن با پول نقد (سکه طلا و نقره)، به وام گیرندگان، رسید و حواله سکه می‌داد و بالمآل با این کار، عملیات وام دهی به مراتب افزون تر و بهره دریافتی به شدت بالاتر رفت. نتیجه چنین اوضاعی این شد که در حالی که کل پول نقد (سکه طلا و نقره) موجود به عنوان مثال یک میلیون عدد بود ولی با رقم سکه‌های در رسیدها و حواله‌ها مجموعا بالغ بر پنج میلیون عدد می‌شد.

این تولید و خلق رسید و حواله سکه، از یک سو ثروت بادآورده‌ای را برای صرفا شبکه سپرده پذیر فراهم ساخت تا با وام دادن و دریافت بهره، هر چه بیشتر به ثروت خویش بیفزایند و از سوی دیگر به جهت افزایش نقدینگی در جریان و افزایش تقاضا، به تورم و کاهش ارزش ثروت دیگران به خصوص مردم فاقد دارایی‌های غیر منقول و با دوام انجامید و به این سبب هم موجب سوق دادن ثروت از عموم جامعه به سوی شبکه سپرده پذیر گردید. در عین حال، این شبکه در وضعیت قدیم همیشه یک محدودیت در برابر خود داشت و آن میزان ذخیره موجودی سکه در نزدشان بود که بایستی پاسخگوی مراجعات احتمالی سپرده گذاران باشد. ضمن آنکه با برگشت رسید و حواله به شبکه سپرده پذیر، از مجموع نقدینگی در اقتصاد کم می‌گردید.

در وضعیت امروزی، بانک‌ها نقش شبکه سپرده پذیر را در اقتصاد دارند و نقش سکه‌های طلا را اسکناس‌های موجود بازی می‌کنند و وظیفه رسیدها و حواله‌ها را سپرده‌های دیداری و جاری ایفا می‌کند.

پس تمام آنچه در قدیم از سوی شبکه سپرده پذیر بر سر جامعه می‌آمد، امروزه توسط بانک‌ها صورت می‌گیرد، ولی یک تفاوت بسیار عجیب و خارق‌العاده، امروز را نسبت به قدیم متفاوت و اسفبار می‌سازد و آن اینکه در قدیم، رسید و حواله سکه، خود سکه محسوب نمی‌گردید بلکه رسید و حواله سکه بود و بایستی همیشه شبکه سپرده پذیر برای مراجعه دارنده رسید، آمادگی و سکه لازم را ذخیره داشته باشد و در صورت برگشت رسید به شبکه، از مجموع نقدینگی اقتصاد کم می‌گردید در حالی که امروزه، سپرده‌های دیداری، خود پول به حساب می‌آیند و لذا با کارت متعلق به آن حساب یا چک یا سایر ابزارها و روش‌های الکترونیک، قابل جابجایی و نقل و انتقال هستند و این بدین معنی است که رسید پول، خود، پول گردیده است. این بدین معنی است که در وضعیت امروزی هیچ برگشتی برای رسیدها وجود ندارد، چرا که خود پول هستند و در نتیجه هیچگاه از مجموع نقدینگی و پول در اقتصاد کاسته نمی‌شود، بلکه مرتب به میزان و حجم آن افزوده می‌گردد.

و عجیب‌تر و جالب‌تر اینکه هیچگاه این پول‌ها (سپرده‌های دیداری) از سیستم یکپارچه بانکی خارج نمی‌شوند بلکه در عین افزایش مرتب و دایمی، فقط از حسابی به حسابی دیگر منتقل می‌شوند.

این دو مساله عجیب در وضعیت امروزی، ابعاد خلق پول و اعتبار را به مراتب و بسیار شدیدتر افزایش داده است و ثروت بادآورده بانک‌ها را به شکلی بسیار گسترده، روزافزون، شتابان و به صورت تصاعد هندسی که حد یقف و انتهایی ندارد، بالا برده است. در این فرایند، هر چه میزان نگهداری پول نقد نزد مردم کمتر شود قدرت خلق پول بانکها افزایش می‌یابد که در  نتیجه با رواج روز افزون بانکداری الکترونیکی (کارت خوان‌ها، خودپردازها و ... ) این امر شدت پیدا می‌کند.

در یک جمع بندی می‌توان گفت بانک به یمن بانک بودن به منزله ماشینی است که پول تزریق شده به اقتصاد و یا پول اعتباری را از طریق سازکار خلق پول به چند برابر پول منتشره اولیه تبدیل می‌کند و این سیکل معیوب و مخرب به شکل تسلسل‌وار همواره ادامه دارد به گونه‌ای که سود نقدینگی ایجاد شده نصیب بانک می‌شود و هزینه‌های متعدد آن دامن گیر اقتصاد و مردم می‌شود. به میزان پول خلق شده تقاضا در بازار برای کالا و خدمات افزوده می‌شود و با توجه به محدودیت عرضه در اقتصاد، این مازاد تقاضا موجب افزایش تورم می‌شود و در نتیجه اولا موجب تداول ثروت بین اغنیا می‌گردد، ثانیا به بی عدالتی در جامعه منجر می‌شود، ثالثا اسباب اخلال به نظام اقتصادی جامعه اسلامی را فراهم می‌سازد و رابعا پیامدها و تبعاتی بر خلاف مصالح جامعه و مسلمانان به بار می‌آورد. با نظر به آنچه که تقدیم گردید، سؤالات زیادی از قبیل موارد زیر برای متدینین مطرح است که آیا عملیات یاد شده:

1.اکل مال به باطل از سوی بانک‌ها نیست؟

2.موجب ضرر و ضرار به جامعه و مسلمانان نیست؟

3. موجب غبن و غرر جامعه و مسلمانان نمی‌شود؟

4. بر خلاف موازین شرع مقدس اسلام نیست؟

5. سبب تقویت زمینه رباخواری در سیستم اقتصادی نمی‌گردد؟

 

پاسخ آیت الله مکارم شیرازی به این شرح است:

با توجه به آنچه مرقوم داشته اید این کار مصداق اکل مال به باطل است زیرا سرمایه ای وجود ندارد که آنها به وسیله آن معامله می کنند و از سوی دیگر باعث تورم و ضرر و زیان جامعه است و در مجموع بی شباهت به یک نوع کلاهبرداری نمی باشد که آن هم حرام است و اگر روزی سپرده گذاران بخواهند سپرده خود را بگیرند آن بانک مسلما ورشکست خواهد شد؛ چون چند برابر موجودی مصرف کرده است.

ولی
دیر نیست؟!
وقت نگذشته است؟!
مال حرام جامعه را فاسد نکرده؟!
ظلم پدید نیاورده؟!
فقر را گسترش نداده؟!

روش حضور مرجعیّت در نظام اسلامی اشکال دارد
انتظاری‌ست
منفعل
پسیو
آیا باید منتظر باشیم تا استفتائی صورت پذیرد؟!
حالا اگر نپذیرد؟!
یا دیر بپذیرد؟!
این مسأله را باید حل کنیم
مراجع باید حضور جدّی‌تری در جامعه داشته باشند
نباید منتظر باشند
باید فعال باشند
آن‌ها مطالبه اطلاعات کنند
گزارش بخواهند از مسئولین امر
و بر اساس آن
به موقع فتوا دهند

و بعد؛
فتوا کافی نیست
پی‌گیری می‌خواهد
این فتوا بایگانی می‌گردد
فراموش می‌شود
پی‌گیری اگر نباشد
باید مردم حسّاس شوند
آگاه گردند
دفاتر مراجع
شاگردان ایشان
باید از نظر فقهی مرجع دفاع نمایند
ترویج
مردم به نماینده‌ای رأی دهند
برای مجلس
که متعهد شود این فتواها را عملی سازد
با رأی‌هایی که در مجلس شورا می‌دهد
مکانیزم عمل همین است
مکانیزم حل مشکلات

به امید آن روز!

پ.ن. درباره خلق پول قبلاً این‌جا نوشته بودم!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: روحانیت 17 - اقتصاد 90 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   مقوای کیک - جوج در خانه - انحراف در توحید - هابی - جیپ جنگی - مربّی ِ فقیه - جنگنده شکاری - 
درآمد بیشتر؛ چاق یا لاغر؟ + شنبه 97 آذر 10 - 5:0 صبح

مگر ربط دارند؟!
من نمی‌دانم
این‌ها می‌گویند
می‌گویند که در آمریکا این‌طور است
این هم نشانی‌اش

می‌گویند وابستگی دارد
درآمد کم
به چی؟!
به وزن زیاد
یعنی چه؟!
یعنی هر چه لاغرتر باشد درآمدش بیشتر است

اما
عجیب این‌که
این قانون فقط مختصّ زنان است
در آمریکا
نه مردها!

مگر قرار نبود عدالت جنسیّتی برقرار شود؟!
مگر این‌ها پیشتاز نبودند در جهان
ادعا نمی‌کردند
چطور شده که به این‌جا رسیده‌اند؟!

و جالب این‌که
همین آمار
یک چیز عجیب دیگر هم می‌گوید:
مردهای چاق درآمد بیشتری دارند!
آری
در آمریکا این‌طور است
زن‌ها با لاغری درآمدشان بالا می‌رود
و مردها با چاقی!

مؤسسه گالوپ این آمار را منتشر کرده است!

عجیب نیست
این‌ها زن‌ها را برای کار نمی‌خواهند
که اگر می‌خواستند
نباید تفاوت می‌کرد
نه حداقل چنین تفاوت معناداری!

اما آن‌چه پذیرفتنی‌ست
که نه چاقی
و نه لاغری
نباید در میزان حقوق انسان‌ها اثر داشته باشد
نه مرد بودن
و نه زن بودن
فقط انسانیّت
و توانایی انجام کار
عدالت این است
غیر از این است؟!

حضرت علی (ع): «لَمْ تَکُنْ بَیْعَتُکُمْ إِیَّایَ فَلْتَةً وَ لَیْسَ أَمْرِی وَ أَمْرُکُمْ وَاحِداً، إِنِّی أُرِیدُکُمْ لِلَّهِ وَ أَنْتُمْ تُرِیدُونَنِی لِأَنْفُسِکُمْ. أَیُّهَا النَّاسُ أَعِینُونِی عَلَى أَنْفُسِکُمْ، وَ ایْمُ اللَّهِ لَأُنْصِفَنَّ الْمَظْلُومَ مِنْ ظَالِمِهِ وَ لَأَقُودَنَّ الظَّالِمَ بِخِزَامَتِهِ، حَتَّى أُورِدَهُ مَنْهَلَ الْحَقِّ وَ إِنْ کَانَ کَارِهاً.» (نهج‌البلاغه، خ136)
بیعت شما (مردم) با من بى مطالعه و ناگهانى نبود، و وضع من و شما یکسان نیست، من شما را براى خدا مى خواهم و شما مرا براى خویشتن، اى مردم! مرا براى اصلاح خودتان یارى دهید (تا بتوانم عیوب شما را بر طرف سازم) به خدا سوگند! داد مظلوم را از ظالمش مى ستانم و افسار ظالم را مى کشم تا او را به آبشخور حق وارد سازم هر چند از این کار ناخشنود باشد! (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   مقوای کیک - جوج در خانه - انحراف در توحید - هابی - جیپ جنگی - مربّی ِ فقیه - جنگنده شکاری - 
می تو + یکشنبه 97 آبان 27 - 5:0 صبح

وحشتناک است
آمار مؤسسه گالوپ
اتفاقی دیدم
عجب نگران کننده:
36 درصد زنان آمریکایی نگران هستند
نگران تجاوز
یعنی احساس امنیّت ندارند
امنیّت اجتماعی
زیاد نیست؟!
یعنی از هر سه زن یکی‌شان احساس ناامنی می‌کند در جامعه ایالات متحده!



خبر را خودتان ببینید: اینجا

یک‌سال هم هست که جنبش افشاگری راه انداخته‌اند
هشتگی در شبکه‌های مجازی
هر کسی که مورد تجاوز واقع شده
پنهان بوده
بیاید لو بدهد
تا نگرانی‌ها کم شود مثلاً (!)
اما نشده
بیشتر هم شده تازه
گمان کرده‌اند با اشاعه‌اش کم می‌شود یعنی
چه انتظاری!؟

قال علی (ع): «وَ قَدْ عَلِمْتُمْ اَنَّهُ لایَنْبَغى اَنْ یَکُونَ الْوالِىَ عَلَى الْفُرُوجِ وَالدِّماءِ والْمَغانِمِ وَالاَْحْکامِ وَ اِمامَةِ الْمُسْلِمینَ الْبَخیلُ فَتَکُونَ فى اَمْوالِهِمْ نَهْمَتُهُ، وَ لاَ الْجاهِلُ فَیُضِلَّهُمْ بِجَهْلِهِ، وَ لاَ الْجافى فَیَقْطَعَهُمْ بِجَفائِهِ، وَ لاَ الْخائِفُ لِلدِّوَلِ فَیَتَّخِذَ قَوْماً دُونَ قَوْم، وَ لاَ الْمُرْتَشى فِى الْحُکْمِ فَیَذْهَبَ بِالْحُقُوقِ وَ یَقِفَ بِها دُونَ الْمَقاطِعِ، وَ لاَ الْمُعَطِّلُ لِلسُّنَّةِ فَیُهْلِکَ الاُْمَّةَ.» (نهج‌البلاغه، خ131)
شما مى دانید که حاکم بر نوامیس و جان و اموال و احکام نباید بخیل باشد تا در گردآورى مال مسلمانان به نفع خود حریص باشد، و نباید جاهل باشد تا با جهلش مردم را گمراه کند، و نباید ستمکار باشد تا آنان را به ستم خود از حقوقشان محروم نماید، و نباید در وحشت از دست به دست شدن دولتها باشد تا قومى را بر قوم دیگر ترجیح دهد، و نباید رشوه خوار در حکم و داورى باشد تا حقوق مردم را از بین ببرد و در رساندن حق به صاحبش توقف نماید، و نباید تعطیل کننده سنّت پیامبر باشد تا به این سبب امّت را دچار هلاکت کند. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: دشمن 8 - فرهنگ 74 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   مقوای کیک - جوج در خانه - انحراف در توحید - هابی - جیپ جنگی - مربّی ِ فقیه - جنگنده شکاری - 
عبرت + شنبه 97 آبان 12 - 8:19 عصر

بُت ژاپنی که یک ماه پیش سقوط کرد
30 سپتامبر
با صورت

بیچاره‌ها
گمراهان
سقوط‌کرده‌اش را هم می‌پرستند!

شرم‌آور است که در این دوران
با این همه پیشرفت‌های مادّی
در معنویّت رشد نکرده‌اند
هنوز چنین هزینه‌هایی می‌شود
برای شرک و بت‌پرستی!

بُت بزرگ
با عنوان خودشان: «بزرگ‌ترین بُت طلایی ژاپن»

چهار ماه قبل‌تر بنا شده
با نزدیک به یک میلیون دلار
به ماه پنجم نرسیده
طوفان آمده و انداخته
چه خوب هم
به صورت
انگار قصد داشته تا ذلیلش نشان دهد
بلکه عبرت بگیرند و دست از پرستش دست‌ساخته‌هاشان بردارند!

قال أمیرالمؤمنین (ع): «مَا أَکْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَارَ» (نهج‌البلاغه، ح289)
چه بسیار است عبرتها و پندها (از روزگار و پند دهندگان) و چه کم است پند پذیرفتن.

پ.ن.
با توجه به حفره بزرگی که در وسط پایه قرار دارد
و شبکه‌ای که در پشت شانه‌های بت
که بیشتر شبیه به هواکش و پنجره‌هایی برای تهویه است
حدس می‌زنم آدم هم درونش می‌رفته است
چه بسا ابزاری ساخته بودند برای فریب بیشتر
شاید با نردبان یا وسیله‌ای تا بالای بت رفته
صدا یا حرکتی ایجاد می‌کردند
یا بیچارگان در حال پرستش را به سخره می‌گرفتند!
در هر صورت عادی به نظر نمی‌رسد
هم شبکه‌های پشت بت
هم سوراخ در وسط پایه یک مجسّمه، به آن بزرگی!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: نهج‌البلاغه 4 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   مقوای کیک - جوج در خانه - انحراف در توحید - هابی - جیپ جنگی - مربّی ِ فقیه - جنگنده شکاری - 
تحوّل + چهارشنبه 97 آبان 9 - 4:16 عصر

پشت فرمان نشسته بودم
منتظر تا بچه‌ها سوار شوند
نگاهم به داشبورد و فرمان و متعلّقات آن افتاد
پرسشی به نظرم رسید:
«از کجا شروع شد تا به این‌جا رسید؟»

به سایت شرکتش سر زدم
از اولین خودرویی که تولید کرد
تا آخرین
در این تصویر چیدم



چقدر تفاوت؟!
شگفت‌آور
روز اول گاری بود
روز آخر فضاپیما
فاصله از کجا تا به کجا؟!

تغییر این‌طور است
تغییر لازم است
فاصله شیخ طوسی و سیدمرتضی تا شیخ مفید بیشتر از پنجاه سال نیست
اولین کتاب اصول فقه را می‌نویسد
در میان فقهای شیعه
از آن روز تا کنون
بارها و بارها
تحوّل حادث شده
حوزه‌ها
علوم حوزوی
بارها رشد و ارتقا یافته
آخوند خراسانی
110 سال پیش
چه تحوّل شگرفی در علم اصول فقه پدید آورده
اما از آن روز تا کنون...

هنوز هم طلبه‌ها باید کفایه بخوانند
متن آن را از بر شوند
و فقهای ما محشّین آن باشند
وقت تحوّل نرسیده؟!
بعد از 110 سال؟!
نباید تکانی به آن داد؟!
چرا هنوز حتی نظریّات 40 سال پیش شهید صدر هم
جایی در حوزه باز نکرده
و مبنای آموزش قرار نگرفته؟!

انقلاب اسلامی موضوعات جدیدی را روبه‌روی حوزه‌ها قرار داده
و حوزه...

من نمی‌دانم چه دست‌هایی پشت پرده است
ولی این کلام حضرت آقا را یادم هست:
«عرض من همیشه این بوده و هست - قبلاً هم در جلسات متعدد با فضلای حوزه این را مطرح کرده‌ایم - که تحول و دگرگونی یک امر قهری است؛ پیش می‌آید... منتها این تحول و تغییر را یا مدیریت میکنیم، آن را هدایت میکنیم، یا نه، رها میکنیم. اگر رها کردیم، باخته‌ایم. بزرگان حوزه، مراجع تقلید، اندیشمندان، دانشمندان و فضلا باید دامنها را به کمر بزنند، همت کنند، این تحول را برنامه‌ریزی کنند، هدایت کنند، مدیریت کنند.» (29 مهر 1389)

و این عبارات از نامه حضرت امام (ره):
«خون دلی که پدرپیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است... راستی اتهام آمریکائی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرامها و حرام کردن حلالها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی از چه کسی صادر می شود؟ از آدمهای لامذهب و یا از مقدس نماهای متحجر و بی شعور؟ فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به مسخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعنها و کنایه ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ کار عوام یا خواص، خواص از چه گروهی از بظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه ها است... اگر بر فرض محال حاکمیت ِ فکری از آن روحانی‌نماها و متحجرین گردد روحانیت انقلابی جواب خدا و مردم را چه می دهد؟!» (3 اسفند 1367)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: روحانیت 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   مقوای کیک - جوج در خانه - انحراف در توحید - هابی - جیپ جنگی - مربّی ِ فقیه - جنگنده شکاری - 
گره + یکشنبه 97 آبان 6 - 4:48 عصر

درباره نامه رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
و بازتاب‌های آن
فقط چند کلمه:

مؤمن دین خود را به اشخاص گره نمی‌زند
راه را باید بر مبنای سیره اهل بیت (ع) تشخیص داد
چه بسا مرجع تقلیدی هم خطا کند
نهی از منکر واجب شرعی‌ست
چه این آقا و چه آن آقا
رفتارشان را باید با مبنای اعتقادات اسلامی قضاوت کرد
این‌که کدام دارد آب به آسیب دشمن خدا و دین خدا می‌ریزد
این را باید فهمید
آن‌گاه درک مسأله آسان می‌گردد
اکنون
همین لحظه
دشمن خدا رفتار کدام را بیشتر پسندیده
این آقا یا آن آقا
این معیار و ملاک است
عنوان و مقام را
اگر تاریخ بخوانیم
می‌بینیم که چه بسیار خلاف آن واقع شده
حضرت امیر (ع) از جاهل متنسّک در رنج بودند
آن‌که دین خود را به اشخاص گره بزند
اشخاصی که احتمال خطا در آن‌ها هست
این گرفتار می‌شود
معیار «دین» است
اشخاص تا زمانی که در مسیر دین هستند محترمند
گاهی انحراف خیلی واضح‌تر از آن است که نیاز به تحقیق و پژوهش داشته باشد
هر رهگذری می‌فهمد
والسلام


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: روحانیت 17 - خواص 12 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

   1   2      >
فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
به فرزند
از فعالیت
به فرزند
با نوشتن
در سفر
به فرزند

سه شنبه 98 خرداد 28

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب دشمن جوجه خیاطی انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
نوشته‌ها 5 - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید