سفارش تبلیغ
صبا
  شاید سخن حق  

از خرد تو را این باید که راه گمراهى‏ات را از راه رستگاریت ، نماید . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
پاره ای از تاریخ هـ ش چهارشنبه 95 بهمن 13 - 8:56 صبح

گاهی دیدن ترتیب و ترتّب حوادث
در تاریخ
تاریخ فرهنگ یک کشور
حوادث سیاسی و فرهنگی و اقتصادی...
پدیده‌ها را که با هم مشاهده کنی
رخ‌دادهایی که بر هم تأثیر شاید گذاشته باشند
نگاه انسان متفاوت می‌شود گاهی
اصلاً ربط‌هایی به چشم می‌آیند
که پیش از این مورد غفلت بوده‌اند

برای پروژه‌ای مطالعه می‌کردم
احساس کردم بعضی اتفاق‌ها با هم ربط دارند
خواستم هم‌زمانی‌شان را با هم ببینم
بعضی میلادی
در غرب یعنی
و بعضی شمسی
در کشور خودمان
بعضی هم قمری
مربوط به تاریخ اسلام
همه را شمسی کردم تا تقارن‌شان آشکار گردد برایم
و چنین نموداری شد
طولانی البته
بسیار

شاید به کار دیگران هم بیاید
از این رو گذاردم این‌جا!


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
پاورپوینت سبک زندگی پنج شنبه 95 دی 30 - 8:29 عصر

مدتی پیش کاری در این زمینه انجام داده
این‌جا
مورد توجه بعضی دوستان قرار گرفت

اخیراً دیدم مؤسسات بسیاری
رسماً در همین موضوع مشغول به کار شده
پروژه‌هایی تعریف کرده
جلساتی در حال برگزاری...
به نظرم رسید شاید به کارشان بیاید
پاورپوینتی که برای تبیین همین مسأله طراحی کرده‌ام



گفتم قرار دهم بلکه به کار آید
از این نشانی بردارید
امید که مفید افتد!

پ.ن.
اگر قلم‌های استفاده شده را نداشتید
در این نشانی هست
می‌توانید بردارید و استفاده کنید.


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
نظر دهید! سه شنبه 95 آذر 30 - 7:8 صبح

بخش نوشته‌ها را که راه انداخته بودم
جایی برای ارسال نظر مخاطبان نداشت
اخیراً دستی در طراحی آن بردم
و جعبه‌ای اضافه کردم



اکنون هنگامی که یک مطلب را دانلود نمودید
از این بخش
مطالعه یا استفاده
می‌توانید نظر مثبت یا منفی خود را بیان فرمایید
دو خاصیت دارد؛
نخست برای نگارنده
تا پند گیرد و کارهای آتی را بهتر نماید
و دیگر
مر خوانندگان را
تا با نظر به نظر شما بتوانند بهتر تصمیم بگیرند
در تشخیص مفید بودن یا نبودن یک مطلب

تشکر


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
من؛ یک دانشجو جمعه 95 آذر 12 - 5:0 عصر

چندی پیش
بنده خدایی درباره دوران دانشجویی پرسید
خواست تا چند نکته مفید طرح شود
مهم‌ترین چیزهایی که در ابتدای ورود به دانشگاه
باید مدّ نظر یک دانشجو باشد
و چنین شد که این‌چنین نوشته آمد:


1. حالا من یک دانشجو هستم!
خودمان را فریب ندهیم؛ ما همان بچه دبیرستانی هستیم. هیچ چیزی تغییر نکرده است. فکر نکنیم یک شبه با آمدن به دانشگاه یک آدم حرفه‌ای در روابط اجتماعی شدیم و دیگر خطری ما را تهدید نمی‌کند. ما همان بچه دبیرستانی هستیم که همیشه در معرض تهدیدات اجتماعی قرار داشتیم. این‌که در کلاس درس دانشگاه دخترها و پسرها با هم حضور دارند ما را نفریبد. گمان نکنیم ناگهان بزرگ شده‌ایم و تمام تجربیات لازم برای یک زندگی خارج از خانه را داریم.

2. آمده‌ام درس بخوانم یا...
باید هدف خود را روشن کنیم؛ آمده‌ام دانشگاه درس بخوانم، یا همسر پیدا کنم، یا به فساد کشیده شوم و در اعتیاد و فحشاء غوطه بخورم؟ لوازم درس خواندن را باید بشناسم و بدانم که دانشجویان سال‌های اول بیشترین فسادها و تباهی‌ها را پشت سر می‌گذارند، چون نمی‌دانند وارد چه محیطی شده‌اند. ولی نگاه کنیم به دانشجویان کارشناسی‌ارشد و دکترا، چه سرشان به درس گرم است. آن‌ها هدف دارند. حالا اگر تو می‌خواهی موفق باشی، از همین امروز مثل دانشجویان سطح بالا عمل کن.

3. همه رفیق‌های خوابگاه دوست من نیستند
انسان در غربت نیاز به همدم دارد. دانشجو در خوابگاه غریب است. با کسانی زندگی می‌کند. نیاز به درد دل کردن و حرف زدن پیدا می‌کند. خاطراتی را برای هم بازگو می‌کنیم که حتی به برادر و خواهر خودمان هم شاید نگفته باشیم. امّا یادمان نرود این ضرورت‌های غربت است. این‌ها هیچ کدام به معنای دوستی نیست. چرا که اگر مدتی از هم دور باشیم وقتی دوباره هم را ببینیم احساس دوری و فاصله می‌کنیم. تجربه ثابت کرده روابط نزدیک در خوابگاه‌ها به معنای دوستی نیست، ناشی از نوعی احساس نیاز است. دوستی شرایطی خاصّ دارد که طرفین باید شباهت‌های اخلاقی و رفتاری شدیدی با هم داشته باشند و اهداف مشترکی. دوست‌های خود را به خوبی انتخاب کنیم و بدانیم تمام رفاقت‌مان با هم‌خوابگاهی‌ها و هم‌کلاسی‌ها زودگذر و موقتی است و به دلیل شرایط دوری از خانواده.

4. جامعه همه‌اش خوب نیست
حالا که به دانشگاه می‌آیم، وارد جامعه شده‌ام. تا دیروز از پنج کیلومتری خانه دور نمی‌شدم. شب دور از خانواده نمی‌خوابیدم. با دوستانم هم اگر بیرون می‌رفتم بدون اطلاع و نظارت خانواده نبود. تا به حال کسانی بودند که بر ارتباط من با جامعه نظارت داشتند و مرا از خطرات آن مصون نگه می‌داشتند. ولی من با خطرات جامعه آشنا نیستم. همه جامعه خوب نیست. جامعه خطراتی هم دارد. حالا که به ناگزیر خودم مستقیم وارد جامعه شده‌ام باید خطرات آن را شناسایی کنم و منافع آن را هم بشناسم. اکنون این من هستم که باید خود را نسبت به خطرات جامعه مصون بدارم. پس باید نگاهی درازمدّت به زندگی خود داشته باشم و عاقلانه برای خود برنامه‌ریزی نمایم. تا این‌جا مرا بکسل کردند، از این‌جا به بعد را خودم باید بروم. طی کردن این جاده سخت است، آسان نیست. این را باید فهمید.

5. من جوان هستم، پس قدرت دارم
من جوانم، پس بسیار قدرت دارم. در جامعه کسانی هستند که بنده قدرت‌اند. کسانی که می‌خواهند تمام دنیا را ببلعند و همه چیز را برای خود داشته باشند. آن‌ها عادت کرده‌اند از قدرت دیگران استفاده می‌کنند. من نباید قدرت خود را خرج هر بی‌سروپایی کنم. هر کسی که برای خود گروهی راه می‌اندازد و از من می‌خواهد او را حمایت کنم، لزوماً نباید تحت حمایت من قرار بگیرد. او می‌خواهد قدرت مرا به بردگی خود بکشد. من قدرت خود را جایی خرج می‌کنم که در مسیر اهدافم باشد. تمامی فعالیت‌های سیاسی خود را با بصیرت انجام می‌دهم.

6. صخره‌نورد به قلاب احتیاج دارد
زندگی در جامعه سخت است. به بالارفتن از صخره می‌ماند. من برای بالارفتن از صخره به قلاب احتیاج دارم. اگر طناب را به قلابی نیاندازم نمی‌توانم بالا بروم. ولی قلاب حتماً باید بالاتر از من باشد. اگر قلاب بالای سر من نباشد، چطور آن را بگیرم و به بالا بروم؟ نقش اساتید در زندگی دانشجویی چون قلاب است. من به این قلاب‌ها نیاز دارم تا خود را در دانش و اخلاق بالا بکشم. امّا نباید خود را اسیر یک قلاب کرد. وقتی راهی را طی کردی، نیاز به قلابی بالاتر داری. دانشجویی که خود را اسیر یک راهنمای خاصّ کند، چطور می‌تواند تا بالای قله به پیش رود. همیشه به یاد خواهم داشت که با بالارفتن از پله‌ها، ناگزیر باید پله‌های پایین‌تر را پشت سر بگذارم تا به اوج برسم. همین است که داوینچی می‌گوید: بیچاره شاگردی که از استاد برتر نشود!

7. من هستم، پس هستم
اگر شهرستانی هستم، پس هستم. اگر وضع مالی خوبی ندارم، خُب ندارم. واقعیت‌ها را باید پذیرفت. از آن‌چه که دارم باید پلی بسازم برای پرواز، برای رسیدن به آن‌چه ندارم. تمام کسانی که بر اسب خیالات سوار می‌شوند، روزی به زمین می‌خورند. آن‌چه امروز دارم نتیجه زحمات دیگران است، امکاناتی است که آنان برایم فراهم کرده‌اند. من که نباید نسبت به تلاش یا کوتاهی دیگران پاسخگو باشم. من نسبت به رفتار خودم مسئولم. من باید چیزهایی را که دارم و در اختیارم گذاشته شده، بشناسم، قدرشان را بدانم و در مأموریت خود به کار بگیرم. اگر امروز آن‌چه می‌خواهم نیستم، مهم نیست، کسی هم نمی‌تواند مؤاخذه‌ام کند. امّا اگر ده سال دیگر آن‌چه می‌خواستم نشدم، حتماً شایسته سرزنش و ملامتم. زیرا از امروز که دیگر خودم مسئول خودم شده‌ام، نسبت به تمام رفتارهایم باید مراقبت داشته باشم. اگر به اهدافم نرسم، باید خود را سرزنش کنم. اگر می‌خواهم ملامت نشوم، امروز باید تلاش کنم. آینده را خودم باید بسازم. کسانی که امروز به گذشته خود افسوس می‌خورند، فردا هم به امروز خود افسوس خواهند خورد. امّا کسی که از گذشته خود پلی بسازد، برای رسیدن به آینده، اوست که همیشه هست و همیشه خواهد بود!


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
در مفاسد دروغ چهارشنبه 95 مهر 14 - 8:7 عصر

‏‏روی فی الوسائل عن محمّد بن یعقوب بإسناده عن أبی جعفر، علیه السلام، قال: إنّ الله عزّ و جلّ جعل للشّرّ أقفالا، و جعل مفاتیح تلک الأقفال الشّراب، و الکذب شرّ من الشّراب.‏‎ (اصول کافی، ج 2، ص 339،« کتاب ایمان و کفر»،« باب کذب»، حدیث 3. وسائل الشیعة، ج 8، ص 572،« کتاب حج»، باب 138 از« أبواب أحکام العشرة»، حدیث 3)
«فرمود حضرت باقر العلوم، علیه السلام: خدای تعالی قرار داد برای شرّ قفلهایی، و کلیدهای آن قفلها را شراب قرار داد، و دروغگویی از شراب بدتر است.»

اکنون قدری تفکر کن در این حدیث شریف
که از عالم آل محمد، علیهم السلام، صادر شده است
و در کتابی که مرجع تمام علمای امت است
مذکور گردیده
و تمام علما
رضوان الله علیهم
آن را قبول فرمودند
ببین آیا راهی برای عذر باقی می ماند؟
آیا این سهل انگاری از دروغ
جز از ضعف ایمان به اخبار اهل بیت عصمت (ع)
از چیز دیگر می شود؟

ما صور غیبیه اعمال را نمی‌دانیم
و ارتباطات معنویه ملک و ملکوت را واقف نیستیم
از این جهت از این نحو اخبار تحاشی می‌کنیم
و امثال این ها را حمل به مبالغه مثلاً می‌نماییم
و این خود طریقه باطلی است
که از جهل و ضعف ایمان می‌باشد

فرضاً که این حدیث شریف را به مبالغه حمل کنیم
آیا این مبالغه باید بموقع باشد؟
آیا هر چیزی را می شود گفت از شراب بدتر است
یا باید طوری شرّ آن عظیم باشد که با مبالغه توان گفت از شراب بالاتر است؟

‏‏و بإسناده عن أبی جعفر، علیه السّلام، قال: الکذب هو خراب الإیمان. (اصول کافی، ج 2، ص 339،« کتاب ایمان و کفر»،« باب الکذب»، حدیث 4)‎
‏‎‏«فرمود حضرت باقر العلوم، علیه السلام، که دروغگویی خرابی ایمان است.»

حقیقتاً این طور اخبار
دل انسان را می لرزاند
و پشت انسان را می شکند
گمان می کنم که دروغ از مفاسد اعمالی است که از بس شایع است
قبحش بکلی از بین رفته!
ولی یک وقت تنبه پیدا می کنیم
که ایمان
که سرمایه حیات عالم آخرت است
به واسطه این موبقه از دست ما رفته
و خود ما نفهمیدیم.‏

‏‏و از حضرت ثامن الائمة
علیهم السلام
روایت شده که فرمود:
«از حضرت ختمی مرتبت سؤال شد آیا مؤمن جبان و ترسو می شود.
فرمود آری.
سؤال شد آیا بخیل می شود؟
فرمود آری.
عرض شد آیا کذّاب می شود؟
فرمود نه.»
(معمّر بن خلّاد عن أبی الحسن الرضا (ع) قال قال: سئل رسول الله، صلّی الله علیه و آله و سلّم، یکون المؤمن جبانا؟ قال: نعم. قیل: و یکون بخیلا؟ قال: نعم. قیل: و یکون کذّابا؟ قال: لا. مسند الإمام الرضا ج 1، ص 276، «باب الذنوب»، حدیث 77)

و از حضرت صدوق الطایفه (حدیث 1، پاورقی 32)‎‏
منقول است که فرمود
از فرمایشات رسول خداست:
أربی الرّبا الکذب. (وسائل الشیعة، ج 8، ص 574،« کتاب الحج»، باب 138، از« ابواب احکام العشرة»، ج 12)
«دروغ از ربا بالاتر است.»
با آنکه تشدید در امر ربا به طوری شده است
که انسان را به حیرت در می آورد.

‏‏و از اموری که انسان باید ملتفت آن باشد
این است که
دروغ به عنوان شوخی و مزاح هم در اخبار از آن تکذیب شده است
و تشدید در امر آن گردیده
و علما فتوای به حرمت آن نیز می دهند
چنانچه صاحب وسائل
رحمه الله
در عنوان باب
که مطابق فتوای اوست فرموده:
«باب تحریم الکذب فی الصغیر و الکبیر و الجدّ و الهزل عدا ما استثنی» (وسائل الشیعة، ج 8، ص 576،« کتاب الحج»، باب 140، از« أبواب أحکام العشرة»!)

و از کافی شریف
سند به حضرت باقر
علیه السلام
رساند که فرمود:
حضرت علی بن الحسین، علیهما السلام، به فرزندان خود می فرمود:
«بپرهیزید از دروغ کوچک و بزرگ در تمام سخنهای خود
چه جدّی باشد یا شوخی
زیرا که انسان اگر در امر کوچک دروغ گفت
جرئت پیدا می کند بر امر بزرگ.
آیا نمی دانید که پیغمبر خدا
صلّی الله علیه و آله
فرمود که:
«بنده خدا
راستی را پیشه خود می کند
تا آنکه خداوند او را صدّیق می نویسد
و دروغسرایی را پیشه خود می کند
تا آنکه خدای تعالی او را کذّاب می نویسد.‎»
(عن أبی جعفر (ع) قال کان علی بن الحسین صلوات الله علیهما یقول لولده: اتّقوا الکذب، الصّغیر منه و الکبیر، فی کل جدّ و هزل، فإنّ الرّجل إذا کذب فی الصّغیر، اجتری علی الکبیر. أ ما علمتم أنّ رسول الله، صلی الله علیه و آله، قال: ما یزال العبد یصدق حتی یکتبه الله صدّیقا، و ما یزال العبد یکذب حتّی یکتبه الله کذابا. اصول کافی، ج 2، ص 338، «کتاب ایمان و کفر»، «باب الکذب»، حدیث 2)

و در کافی
سند به جناب اصبغ بن نباته رساند
قال قال أمیر المؤمنین، علیه السّلام:
لا یجد عبد طعم الإیمان
حتّی یترک الکذب هزله و جدّه.
(اصول کافی، ج 2، ص 340،« کتاب ایمان و کفر»،« باب کذب»، حدیث 11)
«نمی‌چشد بنده‌ای مزه ایمان را
مگر آنکه ترک کند دروغ را در شوخی و جدّی.»


و در وصایای رسول اکرم، صلّی الله علیه و آله، به حضرت اباذر غفاری است:
یا أبا ذرّ
ویل للّذی یحدّث فیکذب لیضحک به القوم
ویل له، ویل له.
(وسائل الشیعة، ج 8، ص 577،« کتاب الحج»، باب 140، از« ابواب احکام العشرة»، بخشی از حدیث 4)
«وای بر کسی که نقل کلامی کند به دروغ تا مردم بخندند به آن
وای بر او، وای بر او.»


اکنون با این همه اخبار و تشدیدات رسول خدا و ائمه هدی، علیهم السلام
خیلی جرائت و شقاوت می خواهد که انسان
اقدام به این امر بزرگ و خطیئه مهمه نماید.

- - -
آن‌چه فوقاً خواندید
نوشته امام راحل (ره)
امام خمینی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه است
بدون هیچ دخل و تصرّفی
در کتاب «شرح چهل حدیث»
ذیل حدیث بیست و نهم

وقتی جلوی در مدرسه منتظر هستم
مدرسه بچه‌ها
تا تعطیل شوند و بیایند
نرم‌افزار آقای مهندس فخری را نصب کرده‌ام
همان‌که کل کتاب را در خود دارد
چند صفحه‌ای توفیق دارم که بخوانم

سال گذشته یک دور قرآن را ختم کردم
جلوی در مدرسه
در همین زمان‌های انتظار
امسال این کتاب را دست گرفته‌ام

و امروز با این مطلب مواجه شدم...
تنم را لرزاند
با خود گفتم
روی اینترنت بگذارم
بلکه سهمی کوچک در امر بزرگی داشته باشم که حضرت امام (ره) بدان اهتمام داشته است
با نوشتن این کتاب عالی
خداوند مقامات آن مرد بزرگ را متعالی قرار داده
بر درجات او بیافزاید، إن‌شاءالله
که آرامش و امنیت امروز ما
از ایمان و شجاعت و صداقت او پدید آمده!


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
نرم افزار PDM به جای MAXQDA دوشنبه 95 تیر 7 - 5:58 عصر

دیگر MAXQDA را همه می‌شناسند
همه آنان که کارشان تحقیق و پژوهش است
روی اسنادی که باید فیش‌برداری شود
قطعه‌قطعه شده
و نمایه بخورد

قبل‌تر که این نرم‌افزار موجود نبود
تقطیع و نمایه‌سازی را روی کاغذ انجام می‌دادیم
آشنایی با این نرم‌افزار
تشویقی بود که چیزی مانند آن بسازیم
برای استفاده خودمان
برای کار کردن به صورت گروهی
تحت شبکه یعنی
امکانی که MAXQDA نداشت



دیروز تمام شد
این ابزار را ساختم
و به سامانه داده‌پرداز پویا ملحق نمودم
این فیلم را مشاهده کنید
شیوه کار را نشان می‌دهد

اکنون PDM این امکان را دارد
می‌توان متن‌ها را تقطیع نمود
و برای هر قطعه یک نمایه ایجاد کرد
سپس
نمایه‌ها را طبقه‌بنده کرده
به صورت درختواره درآورد

سه تفاوت با MAXQDA دارد
نخست این‌که تحت وب است
و تمامی اعضای پروژه به صورت همزمان کار می‌کنند
دوم
این قابلیت را دارد که یک قطعه را چند بار نمایه‌سازی کند
سوم این‌که
می‌توان قطعات را همان لحظه به بانک‌های مختلف ارسال کرد
مثلاً یک بانک قطعات شعر اگر داریم
یک بانک قطعات حدیث
یک بانک قطعات آیات قرآنی
در مسیر تحلیل متن منبع
هر فیش را مشخص می‌کنیم که به کدام بانک منتقل گردد
همان لحظه که در حال تقطیع می‌باشیم

به نظر خودم کار بزرگی‌ست
نه این‌که تعریف از خود باشد
تعریف از کار و موضوع آن
و کارآمدی‌ای که در پژوهش دارد
زیرا تا به حال نرم‌افزارهای زیادی را سراغ گرفته‌ایم
بررسی و آزمون کرده‌ایم
من و دوستانم
این توانایی‌ها را نجسته بودیم
از این رو ناگزیر به کدنویسی و طراحی شدیم

امید که مورد قبول صاحب عصر و زمان (عج) قرار گیرد
و برکت یافته و از باقیات صالحات شود!


هم اکنون به http://pdmdemo.ir رفته و آزمون بفرمایید
و راهنمایی بیشتر را
از نشانی http://pdmcenter.ir/help بجویید.


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
شاخص های انقلابی بودن جمعه 95 خرداد 14 - 9:43 عصر

مقام معظم رهبری
چندی پیش
مطالبی پیرامون ضرورت انقلابی بودن حوزه‌های علمیه فرموده بودند
طلبه‌ها
اساتید و فضلای حوزه یعنی
اما جزئیات تعریف «انقلابی بودن»‌
در فرمایشات آن روزشان نبود
چند روزی در به در می‌گشتم
تا در سایر بیانات ایشان و حضرت امام (ره)
شاخص‌هایی برای انقلابی بودن پیدا کنم
چیزهایی هم جُسته بودم
جَسته گریخته

اما امروز
امروز واقعاً متفاوت بود
روشن و واضح
کاملاً قابل فهم و استفاده
ایشان رسماً خودشان پنج شاخص انقلابی بودن را بیان فرمودند
من هم سریع
در اولین فرصت
تجمیع و خلاصه کردم



نمودار بزرگ را از این‌جا بردارید
خدای را سپاس
این‌طور بهتر شد
بهتر می‌توانیم نسبت خود با انقلاب را پیدا کنیم
و همچنین
نسبت دوستان خود را
مهم‌ترین کار شاخص همین است
فارق است
جدا می‌کند
مرزها را روشن می‌نماید

البته ایشان فرمودند «انقلابی بودن»‌ نسبی‌ست
همه به یک اندازه انقلابی نیستند
کم و زیاد دارد
بعضی شاخص‌ها را بعضی از ما فاقد هستیم
این یک راهنماست
که اول خودمان بفهمیم نسبت خودمان را با انقلاب

خدا حفظ نماید
و بر طول عمرشان بیافزاید!


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
راهنمای تصویری سامانه پویا یکشنبه 95 اردیبهشت 5 - 12:54 عصر

معمولاً زیاد پرسش می‌کنند
پرسش‌هایی بسیار ساده
برای کارهای ابتدایی و اولیه
کاربران سامانه
شاید محیط نرم‌افزار پیچیده است
شاید متفاوت از «تجربه کاربری» (UX) آن‌ها
شاید هم سلیقه من خیلی متفاوت است از دیگران

در هر صورت
تصمیم گرفتم یک راهنمای تصویری برای PDM بسازم

برای خیلی از کارهای مهم ساختم
و در این نشانی قرار دادم:
http://pdmcenter.ir/help

نرم‌افزار همان نرم‌افزار است
همان که چند سال پیش نوشتم
ولی...
وقتی دیدم کار کردن با آن در موبایل و تبلت دشوار است
و محیط آن را بعضی کارفرمایان نمی‌پسندند
یک نمای جدید هم برایش ساخته‌ام
هر دو نما با یک دیتابیس کار می‌کنند
با یک هسته مرکزی
با کدی مشترک
فقط قالب ظاهری متفاوت شده

اگر چه این نمای تازه هنوز کامل نیست
و بخش‌های زیادی برای تکمیل دارد
ولی راهنمای آن را هم به صورت تصویری گذاشتم
در همان نشانی که نوشتم

و اما؛
یک نسخه آزمایشی
برای آنان‌که اهل بررسی و تست‌اند
در نشانی: http://pdmdemo.ir
تا کار کنند و بهتر آشنا شوند

امید دارم تا سال‌های آینده
در همین ساعت‌های بی‌کاری لابه‌لای کارهای روزانه
بخش‌های ضروری دیگری نیز بدان بیافزایم
تا خدا چه خواهد و او چه پسندند!


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
نجّاری خانگی شنبه 95 فروردین 21 - 9:47 صبح

آیا می‌شود با هزینه‌ای کمتر
در حدّ یک سوم
کمد و دیگر لوازم چوبی منزل را تهیه کرد؟!
به صورت خانگی
خودمان بسازیم یعنی
می‌شود، آری می‌شود...
ما کردیم و شد
زیاد هم سخت نبود!

داستان آن این است:

تا وقتی یکی‌شان مدرسه می‌رفت
میز خودم کافی بود
حتی وقتی دو تا شدند
شیفت‌شان فرق می‌کرد
یکی صبحی و دیگری عصری
مشق‌هایشان را روی همان میز می‌نوشتند



مشکل خاصّی نبود
تا این‌که...
وقتی سه بچه مدرسه‌ای داشته باشی
با هم که قرار باشد مشق بنویسند
امسال یعنی
همین سال تحصیلی که در گذر است...
هر کدام کلّی کتاب و دفتر
هم میز تحریر و هم البته کمد نیازشان است
به این دلیل، دست به طراحی زدم



میزهای همراه با کمدی که در مغازه‌ها می‌فروشند
چند ایراد عمده برای ما داشتند:
1. بزرگ بودند و جای زیادی اشغال می‌کردند
2. گران بودند و سه تای‌شان بار اضافی مالی تحمیل می‌کرد
3. سنگین و جابه‌جایی‌شان در منزل دشوار
4. نیاز به صندلی داشتند و آن نیز بر اشغال فضای خانه می‌افزود


من با میزهای نشستنی روی زمین بیشتر موافق بودم
پس طرح فوق را با این ویژگی‌ها کشیدم:
1. نیازی به صندلی ندارد
2. جای کمی اشغال می‌کند
3. سبک است و به سادگی قابل جابه‌جایی
4. چوب کمتری نیاز دارد و طبیعتاً ارزان‌تر می‌شود


به شکلی طراحی کردم که میز تحریر در حالت عادی بسته باشد
به عنوان در روی کتابخانه تحتانی
بخشی که کتاب‌ها در آن قرار می‌گیرد
که سنگینی‌شان در پایین میز
به تعادل و ثبات بهتر آن کمک می‌کند
بخش بالایی را شیب‌دار طراحی کردم
تا وسایلی مانند مداد و خودکار سر بخورد و برود ته
به راحتی بیرون نیافتد
و همین شیب
سبب شود نور لامپ اُریب بتابد به میز مطالعه
یک لبه کوچک در جلو
مانع تابش مستقیم نور لامپ به چشم‌ها می‌شود

و رفتم نجّاری
چندین جای مختلف
قبول نمی‌کردند
همه‌شان مدعی بودند که فقط سِری‌کاری می‌کنند
تعداد بالا می‌زنند یعنی
خیابان کاسه‌گران شهر قائم را گشتم
جای معروفی در شهر قم
یک نجّار پیدا کردم
قبول کرد
پیشنهاد کرد با نئوپان روکش‌دار بسازد
قبول کردم



هر کدام 80 هزار تومان در آمد
روزهای آخر شهریور بود
قبل از باز شدن مدرسه‌ها کار تمام شد
و میزکمدهای کوچک
به سادگی در خودروی سواری جا شدند و به خانه آوردم



لولایی که می‌خواستم را پیدا نکرد نجّار
به اجبار با ترفند دیگری باز شدن میزها را پیاده‌سازی کردم
بچه‌ها از این میزها خیلی خوش‌شان آمد
تمام دفتر و کتاب‌های‌شان بسامان شد
و نظم و نسق گرفت
احساس هویّت تحصیلی هم که به کنار
انرژی و امیدی که حسّ بهتری از دانش‌آموزی به آن‌ها می‌دهد



یک حرف عجیب از نجّار شنیدم
این‌که چوب‌ها را خود نمی‌بُرد
نئوپان روکش‌دار (ملامینه) ابزار ویژه‌ای برای برش نیاز دارد
ابزاری که فقط بعضی شرکت‌ها در اختیار دارند

چند هفته‌ای که از سال تحصیلی گذشت
مشکل لباس هم پیدا شد
حالا هر سه‌شان لباس‌های ویژه مدرسه داشتند
در کنار سایر البسه‌شان
آویزان کردنش به جالباسی عمومی منزل هم داستانی داشت برای خود
لباس‌های مدرسه‌ای به رنگ و شکل هم
و اشتباهاتی که رخ می‌داد و جابه‌جاپوشی‌ها
و کلاً بی‌سامان بودن البسه
مرا بر آن داشت که به سه کمد بیاندیشم
برای سه فرزند محصّلم

قیمت آماده‌اش در مغازه دانه‌ای 400 هزار تومان می‌گفتند
که چند ایراد عمده داشت:
1. معمولاً کشو داشتند که نیازی به آن نداشتیم
2. قد بچه‌ها به میله آویز آن‌ها نمی‌رسید و بلند بودند
3. قیمت هم که واقعاً گران، سه‌تایش سر به میلیون می‌گذاشت


این شد که دوباره دست به طراحی شدم
با نرم‌افزار PolyBoard کمدها را به صورت سه‌بعدی طراحی کردم
و به سراغ همان نجّار رفتم



کمدی طراحی کردم که کوتاه باشد
دست بچه‌ها به میله آویز برسد
تجربه هم نشانم داده بود
که معمولاً ما چیزهای فراوانی را روی کمدها قرار می‌دهیم
گفتم سقف کمد را هم دوردار بسازم
که خودش فضای اضافه‌ای باشد برای قرار دادن بعضی وسایل

تعجب کردم
وقتی قیمت 300 هزار تومان را از نجّار شنیدم
باز هم مقرون به صرفه نبود
از پسش بر نمی‌آمدم
این شد که سراغ جایی را گرفتم که نئوپان‌های روکش‌دار را می‌بُرید
ولی...
هیچ...
هیچ نجاری آدرس نمی‌داد
از هر نجّاری که می‌پرسیدم
با شگفتی...
انگار تعمّداً قصد پنهان‌کاری داشتند
مشکوک شدم
حتی یک نجّاری گفت من قطعات را برایت سفارش می‌دهم
و متری 30 هزار تومان به دستت می‌رسانم
ولی او هم نشانی شرکتی که برش را انجام می‌دهد نداد!

اندیشیدم اتصال قطعات که نباید سخت باشد
دشواری کار بیشتر همان برش است
پس از دوستان و آشنایان سراغ گرفتم
تا این‌که یکی از دوستان آدرس داد:
بعد از پل امینی‌بیات
یه کوچه‌ای هست دست راست
یه مغازه دیدم که چوب‌های بزرگ رو برش می‌ده!


رفتم
و نجّارها را دیدم
صف کشیده و منتطر
ماجرا را فهمیدم
و جریان کلاه‌برداری بزرگ را
آن‌چه امروز اتفاق می‌افتد...

یک وقتی
نجّار باید نئوپان را برش می‌داد
روکش را دستی می‌چسباند
چسب می‌زد و در گیره می‌گذاشت
آخر سر هم میخ می‌کوبید
بیشتر کارها هم با دست
خب البته که قیمت یک کمد معقول بود زیاد بیافتد

اما امروز...
نئوپان‌ها یا MDFها
در کارخانه روکش می‌خورند
ملامینه یا لترون
ملامینه حدود 2 میلی‌متر ضخامت دارد و بسیار مقاوم در برابر آب و ضربه و فشار
خیلی هم زیبا و در طرح‌های متنّوع
که حتی رنگ هم نمی‌خواهد
بعضی هم روکش «های‌گلس»
که مانند شیشه است و با طرح‌های بسیار درخشان

نجّارها به همین‌جا می‌آیند
همین‌جایی که من پیدا کردم
اندازه‌ها را می‌دهند
شرکت هر پانل نئوپان ملامینه را 130 هزار تومان
و هر پانل MDF را 200 هزار تومان می‌فروشد
پانل‌هایی که حدوداً 6.6 متر مربع مساحت دارند
یعنی ملامینه کمتر از 20 هزار تومان متری
و MDF حدود متری 30 هزار تومان
قطعات شما را هم برش می‌دهد
این‌جایی که من رفتم با دست برش می‌دادند
جاهایی هم هست که با دستگاه برش خودکار CNC
یک پرتو لیزر همه کار برش را به انجام می‌رساند
و نجّار
فقط یک متصل‌کننده است
قطعات را بدون استفاده از چسب
تنها با پیچ به هم وصل می‌نماید
کاری بسیار آسان و پرسود
پرسود؟!
زیرا پولی را می‌گیرد که متناسب با حجم کار نیست
و مشتری
ما یعنی
گمان می‌کنیم حق با اوست
و زحمت زیادی کشیده
پولی را می‌دهیم که به نجّارهای نخستین می‌دادیم
امروز نجّاری با این تعریف جدید
با این فناوری‌ها...
خلاصه زیاد دارند می‌گیرند
نجّارهایی که این‌چنین قیمت می‌دهند!

وقتی دیدم سرش شلوغ است
نجّارها می‌نشستند و تک به تک اندازه‌ها را می‌گفتند
متصدّی هم وارد نرم‌افزاری می‌کرد
که قطعات را می‌چید در یک پانل کامل
و پرینت آن را
می‌داد برای برش

در صف نایستادم
آمدم خانه و نرم‌افزار را در اینترنت جستم
CutMaster 2D Pro
اصلاً سخت نیست
ابتدا اندازه پانل را می‌دهی
دیده بودم که پانل‌هایشان را 183 در 366 محاسبه می‌کنند
از هر اندازه می‌گویی چند تا می‌خواهی
اگر هم مصرّ باشی که «به راه چوب» برش داده شود
مثلاً برای درهای کمد
که معمول است خطوط طرح چوب عمودی باشند
گزینه خاصی را در نرم‌افزار فعال می‌کنی
در نهایت
برای هر پانل یک صفحه پرینت به تو می‌دهد نرم‌افزار
جاهایی را که باید نوار دور بخورد
نواری که حدود 2 میلی‌متر ضخامت دارد
و باید آن را نیز در اندازه‌هایت به حساب آوری
یک خط زیر آن می‌کشی
که به شرکت می‌فهماند باید آن اضلاع را نوار بچسباند
نوار را هم دستگاه می‌زند
آن نیز کاری ساده و بدون زحمت است

این بار پرینت‌ها را بردم
دیگر در صف نایستادم
در صفی که نجّارها ایستاده بودند!



یکی از نجّارها گیر داد که: حاج آقا شما چرا اومدی این‌جا؟!
گفتم: شما نجّارها گران می‌گیرید
آمدم خودم بسازم تا ارزان در آید
کنایه‌ای زد:
«اگر شما بیایید نجّاری کنید
فردا هم ما نجّارها منبر می‌رویم‌ها...»

و قطعات را گذاشتم صندوق عقب
آوردم خانه و مونتاژ کردم
منصفانه حساب کنیم، مفت در آمد
تمام قطعات چوب روی هم حدود سیصدهزار تومان
دو تا پانل ملامینه برد، با هزینه برش و نوار دور
حدود 80 هزار تومان هم ابزار و یراق
از گازر و لولا تا پیچ و برچسب دایره‌ای روی پیچ و لوله آویز و...
می‌دانید قیمت هر کمد چند در آمد؟!
فقط و فقط...
آری فقط و فقط 130 هزار تومان!
باورتان نمی‌شود!
حالا منصفانه هست که نجّار بگیرد 300 هزار تومان؟!



از همه زیباتر این‌که بچه‌ها هم کمکم کردند
قطعات خیلی تمیز بود
نیازی نبود در حیاط کار کنم
روی فرش یک پارچه‌ای انداختم و مشغول اتصال شدم
بچه‌ها هم در تلاش
قطعات را نگه می‌داشتند تا من پیچ‌ها را ببندم
از این‌که کمدهایشان را خودشان می‌ساختند
غرق لذّت
یک روز و نیم طول کشید
بستن هر کمد فقط نصف روز زمان گرفت
دو سه ساعت یعنی

در میان طرح‌های ملامینه
طرح «گردوی قدیمی»‌ را انتخاب کردم
که نجّارها به آن «سِویز آنتیک» می‌گویند
چون این طرح‌ها از ترکیه آمده
و در زبان ترکی «گردو» را «سویز» گویند



چند ماهی‌ست که بچه‌ها کمد دارند
لباس‌هایشان را خود مدیریت می‌نمایند
نظم بیشتری یافته
و من هم
هر جا رفته‌ام و با هر که سخن گفته‌ام
قصه «نجّاری خانگی» را تعریف کرده
و جالب این‌که
در همین چند وقت
چند تن از دوستان عمل کرده و جواب گرفته‌اند

یکی باید درب کابینت‌هایش را تعویض می‌کرد
نجّار گفته بود یک میلیون و هشتصد هزار تومان هزینه می‌شود
اگر بخواهد MDF‌ بزند درها را
راهنمایی‌اش کردم
خودش با CutMaster اندازه زد
و MDF را قطعه‌قطعه شده تحویل گرفت
نصب کرد
می‌گفت با ششصد هزار تومان کارش انجام شده!

این شد که به نظرم آمد در وبلاگ بنویسم
تصاویر را هم قرار بدهم
تا مخاطبین هم چه بسا بهره‌مند شوند
با یک تیر دو هدف؛
هم هزینه پایین
هم یک دورهمی در منزل برای ساخت و ساز

و چقدر بچه‌ها ساختن را دوست دارند
باور نمی‌کنید؟!
خودتان امتحان کنید! :)


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   حساسیت ِ حکومت - 
اکسس رسپانسیو دوشنبه 94 دی 14 - 2:49 عصر

قبلاً گفته بودم (اینجا)
نوشته یعنی
نرم‌افزاری ساخته‌ام
برای کار با محتواهای حجیم
متنوّع و مرتبط
موضوع‌بندی‌شده
و ساخت‌یافته

اخیراً ظاهرش را به هم ریختم
به اصرار دیگران
آنانی‌که می‌گفتند: روی موبایل و تبلت جواب نمی‌دهد

ویرایش درختواره موضوعات ازین ساده‌تر نمی‌شود
می‌شود؟!

از راست به چپ می‌کشی
از چپ به راست
زیرشاخه هم قرار می‌دهی
یا در کنار هم
ترتیب را عوض می‌کنی
اگر دگمه فوقانی روی تکرار باشد
کپی می‌کند به جای انتقال
اگر اتصال به داده هم فعال باشد
کپی‌های جدید را هم به رکوردهای اطلاعات متصل می‌نماید

دستورات را هم فارسی، ته صفحه می‌چیند
ثبت را که بزنی
اجرا می‌نماید و همه را ذخیره
گزارشی مفصل را هم در بخش گزارشات ذخیره می‌نماید
از همه جابه‌جایی‌های صورت گرفته

حتی می‌شود فقط رکوردهای متصل را جابه‌جا کرد
مثلاً هر رکوردی که به «موضوع الف» متصل است
اکنون به «موضوع ب» منتقل ساخت
یا دگمه تکرار را فعال کرد
و به هر دو موضوع متصل نمود
کافیست عدد را این‌بار بکشی و جابه‌جا کنی
به همین سادگی!

اینترفیس جدید را رسپانسیو نوشتم
با استفاده از بوت‌استرپ 3
همه ابزارها هم با JQuery کار می‌کند

ابزار شخصی‌سازی هم دارد

در سه ستون چیده می‌شود
هر جعبه‌ای که مدیر سایت بخواهد
قبلاً یکی برای پارسی‌بلاگ نوشته بودم
قرار بود برای تغییر چینش وبلاگ‌ها استفاده شود
دمویش اینجا هست
ولی این از آن پیشرفته‌تر است

هشت نوع از اطلاعات
مطالبی از محتوای داده‌پرداز
که قرار است در صفحه نخست دیده شود

جابه‌جایی آسان است
و درج اطلاعات
از رکورد و موضوع و اطلاعات پایه
تا پرونده‌های آپلود شده

فایل‌منیجر مفصلی هم دارد
که نسخه قبلی نداشت
دیگر نیاز نیست فایل‌ها موقع تکمیل فرم‌ها آپلود شوند
که زمان بگیرند و هر بار
در هر استفاده
دوباره به آپلود نیاز داشته باشند
یک‌‌بار همه فایل‌های اطلاعاتی با یک کشیدن ریخته می‌شوند در فایل‌منیجر
و هر بار
در هر فیلدی نیاز بود
فراخوانی می‌گردند

بخش‌های زیادی دارد
این ابزار پژوهشی فارسی
که مشابه اکسس است
یک اکسس اینترنتی در حقیقت

کار فراوان دارد
من هم بیشتر از یکی دو ساعت در روز وقت نمی‌گذارم
معمولاً فاصله اذان صبح تا طلوع آفتاب
یک پروژه چند ساله است
که تنها پیش می‌برم
اسپانسر هم چون‌که ندارد
سرمایه‌گذار یعنی
حالاحالاها که به انتها نمی‌رسد
ولی در همین مرحله‌اش هم
نسخه‌های متعدّدی در اختیار مؤسسات قرار گرفته
به کارشان آمده یعنی
فهرستی از نسخه‌های اینترنتی آن را در نشانی http://pdmcenter.ir می‌بینید!

و اگر مایل به تجربه باشید
تست و آزمایش
در نشانی http://pdmdemo.ir
یک نسخه هست
رمز هم رویش گذاشته شده
کافیست «ورود کاربران» را بزنید و وارد شوید
و یک نسخه اولیه بوت‌استرپی
که فقط داده‌ها را نمایش می‌دهد
در این نشانی: http://pdmdemo.ir/ui

خدا توفیق بدهد تا چند سال دیگر تکمیلش خواهم کرد
به شرط حیات :)


نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

   1   2   3   4      >
فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
از فعالیت
به فرزند
در سفر
به فرزند
با نوشتن
به فرزند

پنج شنبه 96 مهر 27

امروز: 623  بازدید

دیروز: 1008  بازدید

آشنایی
فعالیت‏ها 2 - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 37
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 116
قد: 181
سایت شخصی
آرشیو
کلیدواژه‌ها
کتابخانه احادیث شیعه
هوای امروز شهر قم
مختصات بازدیدکنندگان


طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد 1514069 بازدید